The Catcher in the Rye
«از رودخانهی تابستانی میگذرم با لذت صندلهایم در دستم» © Camille Pissarro - Woman Bathing Her Feet in a Brook, 1894-5.
A summer river being crossed,
how pleasing,
with sandals in my hands
-Yosa Buson
how pleasing,
with sandals in my hands
-Yosa Buson
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تولد نماد وفاداریست؛ اِل کاپیتانو.
عشقی بیست ساله به او دارم؛ قدیمیتر از عشق به هرچیز و هر کس دیگری در زندگیم.
چهار سال پیش در روز خداحافظیش گفت که «خاموشکردنِ چراغها آسان نیست.» بله، اصلا آسان نیست آقای توتی.
عشقی بیست ساله به او دارم؛ قدیمیتر از عشق به هرچیز و هر کس دیگری در زندگیم.
چهار سال پیش در روز خداحافظیش گفت که «خاموشکردنِ چراغها آسان نیست.» بله، اصلا آسان نیست آقای توتی.
دیروز یکی از دندونهام از وسط، نصف شد.
قرار بود آخر این تابستون برم سفر تهران که برنامهم بههم ریخت. به کلی دوست قولِ دیدن دادهبودم. فکر میکنم تا آخر پاییز هم نتونم جایی برم. احتمالا همون آخر پاییز تنهایی برم شمال؛ یک سوئیت میگیرم و چند روزی میمونم.
بعد از اومدن کرونا، تقریبا بیکار بودم و الان تقریبا کار دارم. میخوام یه خونه اجاره کنم و کامل مستقل بشم.
از اول هم با ازدواجکردن مخالف بودم. الان دیگه با رابطهی آزاد هم مخالفم -برای خودم. آرامشی که در تنهایی پیدا کردم رو در هیچ رابطهای نداشتم. هرچه سنم هم بالاتر میره، تحمل آدمها رو بیشتر از دست میدم؛ از کوچک تا بزرگ، از مرد تا زن.
امروز اولین روز این سال منحوس بود که هوا خنک شد. فکر اینکه هر سال قراره هوا گرمتر و خشکتر بشه، اذیتم میکنه. اگر شرایطش مهیا بود، دوست داشتم برم یکی از شهرهای سردسیری زندگی کنم.
این تصویر هم مال سکانسی از فیلم «ریو براوو»ست که آقای دین مارتینِ دائمالخمر وقتی از درد خماری، میخواد پیکی رو سر بکشه، به غیرتش برمیخوره و پیک رو به داخل شیشه برمیگردونه.
قرار بود آخر این تابستون برم سفر تهران که برنامهم بههم ریخت. به کلی دوست قولِ دیدن دادهبودم. فکر میکنم تا آخر پاییز هم نتونم جایی برم. احتمالا همون آخر پاییز تنهایی برم شمال؛ یک سوئیت میگیرم و چند روزی میمونم.
بعد از اومدن کرونا، تقریبا بیکار بودم و الان تقریبا کار دارم. میخوام یه خونه اجاره کنم و کامل مستقل بشم.
از اول هم با ازدواجکردن مخالف بودم. الان دیگه با رابطهی آزاد هم مخالفم -برای خودم. آرامشی که در تنهایی پیدا کردم رو در هیچ رابطهای نداشتم. هرچه سنم هم بالاتر میره، تحمل آدمها رو بیشتر از دست میدم؛ از کوچک تا بزرگ، از مرد تا زن.
امروز اولین روز این سال منحوس بود که هوا خنک شد. فکر اینکه هر سال قراره هوا گرمتر و خشکتر بشه، اذیتم میکنه. اگر شرایطش مهیا بود، دوست داشتم برم یکی از شهرهای سردسیری زندگی کنم.
این تصویر هم مال سکانسی از فیلم «ریو براوو»ست که آقای دین مارتینِ دائمالخمر وقتی از درد خماری، میخواد پیکی رو سر بکشه، به غیرتش برمیخوره و پیک رو به داخل شیشه برمیگردونه.
The Catcher in the Rye
باکرهی سوگوار مسیحِ مصلوبشده در دامان مادرش © Anto Carte - Piéta, 1921.
چیزی در مورد داستانِ این نقاشی پیدا نکردم اما شخصیتهاش گویا تمثیلیان. چراکه نه زن به مریم میخوره و نه مرد به عیسی. زن، از اون زیبایی به تصویرکشیدهشدهی مریم برخوردار نیست؛ شکسته و پیره، با لباسهای مندرس. مرد هم جوانتر از مسیحِ مصلوبشده میخوره و جای زخمی بر بدن و کفِ پاهاش نیست. چیزی که با توجه به اون ابزارهای پایین نقاشی محتمله (بهنظر من)، اینهکه اون جوان، اسیر یا کارگر فقیریست که در آغوش مادرش جان داده.
رابطهی فروید و مدلهاش رو دوست دارم. از اون روابط خاصِ هنرمند و مدله. چیزی که در تاریخ هنر کم دیده میشه. انگار مدلِ فروید بودن، با مدلبودن برای نقاشان دیگه، متفاوت بوده.
© Lucian Freud - Double Portrait, 1985 and 1990.
© Lucian Freud - Double Portrait, 1985 and 1990.
جاکومو پاتری معلم و هنرمند ایتالیایی-آمریکایی، رمان بیکلامی داره با نام «یقهسفید» که مربوط به دورانِ رکود بزرگ و در مورد کارگرانِ یقهسفیده.
کارگر یقهسفید، به کارگری گفته میشه که کار یدی انجام نمیده و کارهای دفتری میکنه.
پاتری با خلق این اثر سعی در نشوندادنِ اهمیت تشکیل اتحادیه برای کارگرها داشته.
داستان کتاب که از ۱۲۸ طراحی تشکیل شده، در مورد یک کارگر یقهسفیدِ جوانه که در دوران رکود بزرگ، از کار بیکار و بیخانمان میشه. کتاب، روند سقوط خانودهش رو به تصویر کشیده.
© Giacomo Patri - White Collar, 1940.
کارگر یقهسفید، به کارگری گفته میشه که کار یدی انجام نمیده و کارهای دفتری میکنه.
پاتری با خلق این اثر سعی در نشوندادنِ اهمیت تشکیل اتحادیه برای کارگرها داشته.
داستان کتاب که از ۱۲۸ طراحی تشکیل شده، در مورد یک کارگر یقهسفیدِ جوانه که در دوران رکود بزرگ، از کار بیکار و بیخانمان میشه. کتاب، روند سقوط خانودهش رو به تصویر کشیده.
© Giacomo Patri - White Collar, 1940.
در نوری بهجامانده از خورشیدِ غروبکرده، خانواده و گوسفندهاشون در آرامش و سکوت، در حال انتقال از ساحلی به ساحلی دیگر
© Giovanni Segantini - Ave Maria a trasbordo, 1886.
© Giovanni Segantini - Ave Maria a trasbordo, 1886.
تفریحِ موردعلاقهی من، بیست سال دیگه.
مردِ ماهیگیر
ایتالیا، رود آرنو
© Italy, Arno River. 1947. by Alfred Eisenstaedt
مردِ ماهیگیر
ایتالیا، رود آرنو
© Italy, Arno River. 1947. by Alfred Eisenstaedt
خشم و خستگی؛ دختران نوجوانِ کارخانهی نخریسی
عکس رو لوئیس هاین ۱۱۲ سال و ۸ ماه و ۱۰ روز پیش گرفته.
قبلا متنی در مورد عکسهای هاین و کودکان کار در [اینجا] قرار داده بودم.
به تاریخ این عکس و عکس قبلی که در لینک هست، دقت کنید؛ یکی ۱۶ ژانویه و دیگری ۱۹ ژانویه گرفته شده. بعدش پاراگراف آخر اون متن رو بخونید.
© Cotton Mill, 19 January 1909. by Lewis Hine
عکس رو لوئیس هاین ۱۱۲ سال و ۸ ماه و ۱۰ روز پیش گرفته.
قبلا متنی در مورد عکسهای هاین و کودکان کار در [اینجا] قرار داده بودم.
به تاریخ این عکس و عکس قبلی که در لینک هست، دقت کنید؛ یکی ۱۶ ژانویه و دیگری ۱۹ ژانویه گرفته شده. بعدش پاراگراف آخر اون متن رو بخونید.
© Cotton Mill, 19 January 1909. by Lewis Hine