© Buzz and Nan at the Afterhours, New York City, 1980. by Nan Goldin
روزمرگی.pdf
74.2 KB
چندوقتیه زمانی که از سرکار برمیگردم، چند خطی از روزم مینویسم.
قبلا بخشی از روزمرگیهام رو اینجا مینوشتم که دیدم کار درستی نیست. در قالب فایل باشه که هرکس دوست داشت بخونه، بهتره.
کار خفنی نیست اما برای من لذتبخشه. مخصوصا اینکه بعد از مدتی برمیگردم و حالوهوای اون روزم رو میخونم.
(این یکی مال چندروزِ اخیره)
قبلا بخشی از روزمرگیهام رو اینجا مینوشتم که دیدم کار درستی نیست. در قالب فایل باشه که هرکس دوست داشت بخونه، بهتره.
کار خفنی نیست اما برای من لذتبخشه. مخصوصا اینکه بعد از مدتی برمیگردم و حالوهوای اون روزم رو میخونم.
(این یکی مال چندروزِ اخیره)
آیا کلمات واقعا بهدرد میخورند؟ اصلا میشود با کلمات توضیح داد درد (یا بگیر احساسات) چه بر سر ما میآورد؟ کلمات فقط وقتی سر میرسند که همهچیز تمام شده است -وقتی دیگر آبها از آسیاب افتاده. دروغی و بیجان، کلمات فقط از خاطرات میگویند.
[در وادی درد - آلفونس دوده (از صفحهی عظیم جابری)]
[در وادی درد - آلفونس دوده (از صفحهی عظیم جابری)]
© Louis Faurer (1916-2001)
◾️56th Street behind city center on a Sunday, 1951.
◾️Market Street, Philadelphia, 1945.
◾️14th Street Horn & Hardart, NY. 1947.
◾️Circus Performers, Madison S.quare Garden, N.Y.C, 1950.
◾️Market Street, Philadelphia, 1937.
◾️Accident, 1950.
◾️Deaf Mute, New York City, 1950.
◾️Viva, New York, 1962.
◾️New York City, 1947.
◾️56th Street behind city center on a Sunday, 1951.
◾️Market Street, Philadelphia, 1945.
◾️14th Street Horn & Hardart, NY. 1947.
◾️Circus Performers, Madison S.quare Garden, N.Y.C, 1950.
◾️Market Street, Philadelphia, 1937.
◾️Accident, 1950.
◾️Deaf Mute, New York City, 1950.
◾️Viva, New York, 1962.
◾️New York City, 1947.