چکیدا | Chekida – Telegram
چکیدا | Chekida
20.5K subscribers
181 photos
8 videos
26 files
340 links
🌎 وبسایت و اپلیکیشن خلاصه‌ی کتاب‌ها | ۰ تا ۱۰۰
بهترین کتابا رو در ۱۵دقیقه بخون

آدرس سایت:

🔗 https://chekida.com
Download Telegram
Chekida-V3-YIH.apk
107.5 MB
نسخه‌ی جدید اپلیکیشن چکیدا رو دانلود کن و نصب کن و به مسیر چکیدا با بازخوردت جهت بده.
40
😍 برندگان اشتراک هدیه‌ی چکیدا که تونسته بودن نزدیک‌ترین حدس رو درباره‌ی سورپرایز چکیدا بگن.

@rouhani_3
@jafarsalimI1212
@Sajad_Azadifar

لطفا برای دریافت هدیه‌تون به آیدی @chekidasupport پیام بدین.
12😢1
طوفان فقط کشتی‌هایی رو می‌لرزونه که دل به دریا زدن. کسی که زندگیش عاری از تلاطمه، یعنی اصلا وارد دریا نشده.

@chekida_com
67👍28👏7😢3👎1
✍️ داستایوفسکی، نویسنده‌ی مطرح روسی می‌گفت: «رنج یک انسان را نابود نمی‌کند؛ بلکه ماهیت واقعی‌اش را هویدا می‌سازد.» اون دیده بود که انسان‌ها زیر رنج چطور عریان میشن…

در میان سرما و گرسنگی و تحقیر، داستایوفسکی انسان‌هایی رو می‌دید که فرومی‌پاشن، سنگدل میشن، و البته معدودی، به معنای والاتری در زندگی می‌رسن…

رنج نقاب‌ها رو می‌سوزونه. وقتی همه‌چیز راحته، می‌تونی نقش بازی کنی. می‌تونی لبخند بزنی و خودت رو مهربان و قوی نشون بدی؛ اما اغلب، این حقیقت تو نیست…

وقتی عزیزی رو از دست میدی، وقتی شکست می‌خوری، وقتی زندگی تو رو به زانو درمیاره، اون نقاب می‌سوزه و آنچه باقی می‌مونه، همون جوهره‌ی واقعی توست…

تاریخ پر از این نمونه‌هاست. نلسون ماندلا در ۲۷ سال زندان، رنجی رو تجربه کرد که هر انسانی رو می‌شکنه. اما همین رنج ماهیتش رو هویدا کرد: نه یک مرد انتقام‌جو، بلکه رهبری برای هدایت ملت به آزادی…

دکتر ویکتور فرانکل، روان‌پزشکی که در اردوگاه‌های مرگ آلمان نازی زنده موند، نوشت: «انسان در برابر رنج آزاد است، چون همیشه می‌تواند انتخاب کند که چه معنایی به آن بدهد.»…

و شاید به همین دلیله که رنج، اگرچه تلخه، گاهی بزرگ‌ترین معلم زندگی ماست. چون در نهایت، آن‌چه ما هستیم رو آشکار می‌کند…

📚 پیشنهاد کتاب در ادامه این موضوع: خلاصه کتاب حکمت بی‌قراری
این کتاب بهت نشون میده که چطور آرامش، از پسِ تجربه‌ی ناآرامی میاد.

https://chekida.com/summary/wisdom-of-insecurity-book-summary/
59👍18👏5
یه اصطلاح آمریکایی هست که میگه Go Big or Go Home. یعنی اگه چیزی رو می‌خوای با همه‌ی توانت بازی کن یا از زمین بازی برو بیرون و کلا بیخیال شو. یا با جسارت، خلاقیت و تمام وجودت حرکت می‌کنی، یا جا برای کسی باز می‌کنی که این کار رو می‌کنه. باید یاد بگیریم که وقتی رفتیم وسط، با خاکی‌شدن مشکلی نداشته باشیم.

@chekida_com
👏10151👍40
🔷 از امروز، هر روز تا ۴۰روز، توی کانال تلگرام چکیدا یه ایده‌ی فلسفی از فلاسفه‌ی بزرگ رو می‌تونی بخونی که هم روی کیفیت زندگیت و افکارت تاثیر می‌ذارن و هم دیدت نسبت‌به فلسفه رو به‌کلی قراره کن‌فیکون کنن.

فلسفه یکی از اون درس‌هاست که معمولاً هیچ‌کس چیزی ازش نمی‌دونه و محبوبیتی هم نداره. توی بیشتر مدرسه‌ها درسش نمی‌دن، بیشتر آدم‌ها هم چیزی ازش سر درنمیارن ــ واسه همین هم خیلی وقتا ترسناک، عجیب یا بی‌مصرف به نظر میاد.

اما این واقعاً حیفه، چون فلسفه برای همه‌ی ما توی هر سنی حرفای مهمی داره. شاید مهم‌ترین درسی باشه که هیچ‌وقت ازت نخواستن بخونیش. ما می‌خوایم درِ فلسفه رو باز کنیم و با هم یه سفر کوتاه به تاریخ بزرگ‌ترین ایده‌های فلسفه داشته باشیم.

فلسفه یکی از بهترین ابزارهاست برای اینکه آدم‌ها بتونن با سختی‌های زندگی کنار بیان و یه انبار از غنی‌ترین و بهترین ایده‌ها درباره‌ی روبه‌رو شدن با لحظه‌های سخته.

سقراط بیش از دو هزار سال پیش توی آتن زندگی می‌کرد. مثل همه‌ی مردم اون دوره ردای بلند می‌پوشید، ریش بلند داشت، و دوست داشت توی شهر راه بره، با مردم گپ بزنه و ازشون سؤال بپرسه: درباره‌ی چیزایی که هیجان‌زده‌شون می‌کرد، نگرانشون می‌کرد یا باعث سردرگمی‌شون می‌شد.

ایده‌ش این بود که خیلی وقتا آدم‌ها حتی نمی‌دونن چرا این یه‌سری افکار و احساسات رو دارن.

❗️ سقراط از فلسفه استفاده می‌کرد تا کمک کنه ما خودمونو بهتر بشناسیم. اون عاشق کلمه‌ی «چرا» بود. مدام سؤال‌های سخت می‌پرسید: چرا با این آدم دوستی؟ چرا فلانی رو دوست نداری؟ اما قصد بدی نداشت یا دنبال اذیت نبود. واقعا می‌خواست گفت‌وگوی جالبی شروع کنه. سقراط می‌خواست دوستِ فکری مردم باشه.

🏛 اما سقراط تنها فیلسوف تاریخ نبوده!

ما کلی فیلسوف خفن با کلی ایده‌های خفن‌تر داشتیم که شاید حتی در حد یک جمله هم از فلسفه‌شون بشنویم، زندگی‌مون بتونه تغییر کنه.

بنابراین چکیدا تصمیم گرفته با کمک کتاب فلسفه در ۴۰ ایده، نوشته‌ی مشترک آلن دوباتن و موسسه‌ی مدرسه‌ی زندگی، به‌صورت ساده‌شده و شسته‌رفته بهت بگه که برخی از بزرگ‌ترین فلاسفه، ایده‌ی اصلی‌شون چی بود.

📚 چکیدا مطمئنه که بعد از خوندن این ایده‌ها، به فلسفه نه‌تنها جور دیگه‌ای نگاه می‌کنی، بلکه یه‌جورایی شیفته‌ش هم خواهی شد.

امروز برای ایده‌ی اول منتظر باش 😉

#فلسفه_با_چکیدا
76👍26👏5
1 | خودت رو بشناس

سقراط، اولین و بزرگ‌ترین فیلسوف غرب، کل فلسفه رو توی یه جمله خلاصه کرد: «خودت رو بشناس»🔎

وقتی این شعار رو این‌قدر مهم می‌دونست، داشت به یه مشکل بزرگ ما آدم‌ها اشاره می‌کرد: اینکه معمولاً خیلی خودمونو نمی‌شناسیم، هرچند ممکنه فکر کنیم که می‌شناسیم.

نور آگاهی ما فقط روی بخش کوچیکی از دنیای درونمون می‌تابه.🌒

درحالی‌که بیشتر وقتا نیروهایی کنترل‌مون می‌کنن که کمتر بهشون توجه داریم:

حسادت، خشم سرکوب‌شده، رنج‌های مدفون، یا ایده‌هایی از دوران کودکی که طرز نگاه ما به دنیا رو شکل دادن و بی‌اونکه بدونیم هنوز همراه‌مون هستن.

نتیجه‌ی این ناآگاهی معمولاً فاجعه‌آمیزه.

برای همین سقراط پیشنهاد می‌کرد مرتب و با دقت ذهنمونو بررسی کنیم.

می‌گفت بهتره سیستماتیک از خودمون سوال‌هایی بپرسیم ــ ترجیحاً در کنار یه دوست صبور و اهل فکر ــ سؤال‌هایی مثل: اولویت‌هام چیه؟ واقعاً از چی می‌ترسم؟ در عمق وجودم چی می‌خوام؟

این جست‌وجو و تفسیر فکرها و احساساتمون، همون چیزی بود و هست که معنای واقعی فیلسوف بودن رو می‌سازه.

#فلسفه_با_چکیدا
124👏21👍18
خودآگاهیِ واقعی یعنی به‌جای باورکردن داستان‌های قشنگی که برای خودمون تعریف می‌کنیم، با نگاه بی‌طرفانه ببینیم رفتارمون چی میگه.

📚 از کتاب ارزش‌های فردی از زبان مارک منسن

خلاصه‌ی این کتاب، همین هفته در چکیدا 🤩
👍7539👏12
2 | فیلو‌ـ‌سوفیا

توی زبان یونانیِ باستان، فیلو یعنی عشق، و سوفیا یعنی خرد.

پس اگه بخوایم دقیق ترجمه کنیم، «فیلسوف» یعنی کسی که یه عشق عجیب‌وغریب به خرد داره.

واژه‌ی «خرد» شاید یه‌کم انتزاعی یا حتی دور از دسترس به‌نظر برسه، ولی واقعیت اینه که ما همه‌مون می‌تونیم، و درواقع باید، کمی خردمندتر بشیم.💭

آدم‌های خردمند، اول‌و‌مهم‌تر از همه، واقع‌بین‌ان.👀
می‌دونن خیلی از کارها واقعاً سخته.
ذهنشون همیشه آماده‌ی پیچیدگی‌هاست.
انتظار ندارن چیزی کاملاً آسون باشه یا بی‌دردسر پیش بره.

واسه همینه که می‌تونن حتی لحظه‌های کوچیکِ زیبایی و آرامش رو عمیق‌تر از بقیه حس کنن.🌱

آدمای خردمند خوب می‌دونن که هیچ‌کس ــ حتی خودشون ــ از حماقت خیلی دور نیست.

چون قبول دارن که بخش بزرگی از زندگی غیرمنطقیه، همیشه جایی برای دیوونگی درنظر می‌گیرن و وقتی بالاخره ظاهر می‌شه، به‌جای دست‌پاچه‌شدن، باهاش کنار میان.🤝🏻

خردمندا بلدن بخندن ــ اونم نه فقط به بقیه، بلکه به خودشون.

به اون فاصله‌ی همیشگی بین اون‌چیزی که آرزو دارن زندگی باشه، و اون‌چیزی که واقعا از آب درمیاد.

#فلسفه_با_چکیدا
89👍33👏3
🤴 امپراطور روم توی دفترچه‌ی یادداشت‌هاش چی می‌نوشت:

با دقت بنگر، خواهی دید که هر رویدادی نیک است. نه‌تنها در ظاهر درست است، بلکه در جزءبه‌جزء آن نیز خیری وجود دارد. گویی کسی آن را با ترازو وزن کرده است.

✍️ مارکوس اورلیوس / کتاب تاملات

لینک خلاصه‌ی این کتاب
55👍15👎2👏2🤔1
3 | ائودایمونیا

این یه واژه‌ی یونانیه باستانیه که معمولاً با «رضایت درونی» یا «تکامل وجودی» ترجمه می‌شه.

ارسطو خیلی روش تأکید داشت. راستش باید این کلمه بیشتر بینمون رواج پیدا کنه، چون یه ایراد اساسی رو توی یکی از پرکاربردترین واژه‌های امروزیمون اصلاح می‌کنه: «شاد بودن».🙂

یونانی‌های باستان اصلاً اینو قبول نداشتن که هدف زندگی باید «شاد بودن» باشه؛

اونا می‌گفتن هدف اصلی «رضایت درونی» یا همون ائودایمونیاست.

فرق اصلی بین شادی و رضایت، «تحمل درده».

یعنی ممکنه یه نفر توی مسیر درست و رضایت‌بخش زندگیش باشه، ولی هم‌زمان تحت فشار باشه، از لحاظ ذهنی یا جسمی اذیت شه، خسته و بدخلق باشه ــ و بااین‌حال، باز هم احساس کنه زندگیش معنا داره.✔️

خیلی از کارهای ارزشمند زندگی اتفاقاً وسطش اصلاً حس خوشی ندارن.

سختن، تلخن، فرساینده‌ان.
ولی با این حال، هنوزم می‌ارزن به ادامه‌دادن.

پس شاید وقتشه دیگه دنبال «شاد بودن» نباشیم.
به‌جاش، باید یه دید واقعی‌تر، بلندپروازانه‌تر و صبورانه‌تر نسبت‌به زندگی پیدا کنیم؛
دیدی که توش هدف‌مون رسیدن به همون ائودایمونیا باشه، نه فقط لحظه‌های خوشی زودگذر.💎🆗

#فلسفه_با_چکیدا
104👍20👏4
4 | دموکراسی

دموکراسی یه ایده‌ی قشنگه: این‌که رأی هر کسی، فارغ از درآمد یا تحصیلاتش، به یه اندازه مهم باشه.🚻

اما واقعیت اینه که دموکراسی، با همه‌ی زیباییش، تا حدی غیرمنطقیه و فیلسوفای یونانی اینو به‌خوبی می‌فهمیدن.

افلاطون توی کتاب جمهور خیلی واضح گفت: نمی‌شه نظر همه‌ی آدما، به یه اندازه دقیق و عاقلانه باشه.⚖️

رأی‌گیری توی دموکراسی شبیه اینه که ناخدای یه کشتی بخواد از همه‌ی مسافرا بپرسه که توی طوفان، کدوم مسیر رو بره.🤷🏻

یعنی نیت ما شریفه، ولی سیستمی که انتخاب کردیم، ایراد داره.

افلاطون گفت راه‌حل یه آموزش عمیق و همگانیه؛
آموزشی که به همه کمک کنه فکر کردن رو یاد بگیرن.
به‌نظر اون، نباید اجازه‌ی رأی‌دادن رو به همه داد، مگر وقتی که یاد گرفته باشن چطور درست فکر کنن.💡

برخلاف تصور ما که فکر می‌کنیم همه‌ی فیلسوفای یونانی عاشق دموکراسی بودن، اتفاقاً خیلی‌هاشون نگاه خیلی دقیق و منتقدانه‌ای بهش داشتن.

در نهایت، یادمون نره که خود همین فیلسوفا بودن که واژه‌ی «دماگوگ» رو ساختن – یعنی رهبرایی که توی دموکراسی، با تحریک احساسات غریزی مردم، و نه با عقل و منطق، رأی جمع می‌کنن و میان سر کار.‼️

#فلسفه_با_چکیدا
78👍36👎4👏3🤔1
5 | اروس و فیلیا

یونانی‌ها معتقد بودن که عشق یه چیز واحد نیست، بلکه مجموعه‌ای از احساسات و حالت‌های مختلفه که میشه از هم جداشون کرد.

اینکه برای عشق فقط یه واژه داشته باشیم، باعث میشه وقتی شور و شوق اولیه‌ی رابطه فروکش می‌کنه، فکر کنیم دیگه عاشق نیستیم ــ درحالی‌که شاید فقط وارد مرحله‌ی دیگه‌ای از عشقی شدیم که همچنان واقعیه.💘

اونا به اون کشش شدید و فیزیکی که معمولا اول رابطه اتفاق می‌افته، می‌گفتن «اروس» (eros).💟

ولی خوب می‌دونستن که عشق با کم‌شدن این هیجان جنسی از بین نمیره.

بلکه ممکنه تبدیل بشه به یه نوع عشق دیگه که اسمش رو گذاشته بودن «فیلیا» (philia).👩🏻‍❤️‍👨🏻

فیلیا رو معمولا به‌عنوان «دوستی» ترجمه می‌کنن، ولی توی زبان یونانی، این واژه خیلی عمیق‌تره.
پر از گرما، وفاداری و محبته؛ یه جور احساس نزدیکی و تعهد که خیلی عمیق‌تر و پایدارتر از شور اولیه‌ست.

ارسطو توصیه می‌کرد که ما باید توی جوونی از «اروس» عبور کنیم و عشق‌هامون، مخصوصاً ازدواجمون، برپایه‌ی «فیلیا» باشه.🤵🏻‍♂️👰🏻‍♀️

داشتن واژه‌ی «فیلیا» کمک می‌کنه بفهمیم عشق ممکنه به‌مرور زمان شکلش عوض بشه، نه اینکه تموم بشه...🧑‍🧑‍🧒‍🧒♾️

#فلسفه_با_چکیدا
91👍12👏2
وقتی ۱۷ ساله بودم جمله ای خواندم
که تاثیری عمیقی بر روی آینده
ام گذاشت:

«هر روز طوری زندگی کنید که به نظر آخرین روز زندگی‌تان است و همینطور ادامه دهید، بالاخره یک روز به صحیح ترین شیوه ممکن زندگی خواهید کرد.»

از آن روز به مدت ۳۳ سال، هر روز صبح در برابر آینه از خودم می‌پرسم اگر امروز آخرین روز زندگی‌ام باشد آیا حاضرم کارهایی که باید امروز انجام دهم، انجام بدهم؟ اگر پاسخم مثبت نبود، متوجه می‌شدم که باید در قسمتی از زندگی‌ام تجدید نظر کنم ...

#استیو_جابز

📚 @chekida_com
131👍30👏3
6 | «چه نیازی به گریه‌کردن برای بخش‌هایی از زندگی‌ست؟ همه‌ی زندگی سزاوار اشک ریختنه.»

سنکا، فیلسوف رومی، با همین جمله‌ی تلخ‌ـ‌طنزآمیز، سعی می‌کرد خودش و دوستانش رو تسلی بده.
این جمله، عصاره‌ی فلسفه‌ی رواقیونه ــ مکتبی که سنکا از چهره‌های اصلی‌ش بود و حدود دویست سال، اندیشه‌ی جهان غرب رو شکل داد.

رواقیون معتقد بودن که ما فقط به‌خاطر شکست نقشه‌هامون ناراحت نمی‌شیم؛
بلکه به این دلیل آشفته می‌شیم که اصلاً انتظارش رو نداشتیم.

به‌نظر سنکا، وظیفه‌ی فلسفه اینه که قبل از این‌که زندگی با ضربه‌های سنگین‌ش ناامیدمون کنه، خودش با لطافت کمی ناامیدمون کنه.

هرچه انتظارمون کمتر باشه، رنج‌مون هم کمتر خواهد بود.

با کمک نوعی بدبینی آرام‌بخش، باید تلاش کنیم خشم و اشک‌هامون رو به چیزی کم‌خطرتر تبدیل کنیم: اندوه.

سنکا نمی‌خواست ما رو افسرده کنه؛ فقط می‌خواست ما رو از امیدهایی نجات بده که وقتی شکست می‌خورن، ما رو به تلخی و فریادهای بی‌ثمر می‌کشونن.

#فلسفه_با_چکیدا
67👍19👏2
7 | خطای نخستین

در اواخر قرن چهارم میلادی، درست زمانی که امپراتوری روم داشت فرو‌می‌پاشید، فیلسوفی به‌نام «اُگوستین» به دنبال دلیل ریشه‌ای برای این آشفتگیِ جهان بود.

او نظریه‌ای ارائه داد که بعدها با عنوان «گناه نخستین» شناخته شد.

بر اساس این نگاه، بشر ذاتاً آسیب‌دیده و ناقص به دنیا میاد؛

چون «حوا» توی باغ عدن میوه‌ی ممنوعه رو‌ چید و نافرمانی کرد.
و این خطا به نسل‌های بعد هم منتقل شد.

به‌زعم اُگوستین، از همون ابتدا، روح انسان لکه‌دار شد و به همین خاطر، هیچ تلاشی از انسان نمی‌تونه کاملاً پاک یا موفق باشه.

شاید این داستان از نظر دینی یا علمی پذیرفتنی نباشه، اما از نظر فلسفی و استعاری، حرفی عمیق توش نهفته‌ست:

ما نباید انتظار زیادی از بشر داشته باشیم. چون از اساس، با نقص و اشتباه به دنیا اومدیم.

بدون اینکه بخوایم ناامید بشیم، می‌تونیم با پذیرش این واقعیت، کمی آروم‌تر، مهربون‌تر و کم‌توقع‌تر با خودمون و دیگران رفتار کنیم.

#فلسفه_با_چکیدا
58👍20👎4👏4
8 | همه یکی هستیم

«پادشاهان و فیلسوف‌ها هم، مثل بقیه، میرن دستشویی»
این جمله‌ی بی‌پرده رو فیلسوف فرانسوی، مونتنی، تو قرن شانزدهم نوشت.
نه از سر بی‌ادبی، بلکه برای این‌که یادمون بندازه آدم‌هایی که از دور خیلی بزرگ و دست‌نیافتنی به‌نظر میان، از نزدیک معمولی‌ان؛
پر از ترس، اشتباه، و حس ناکافی‌بودن.

مونتنی می‌خواست ما رو از اون شرم و کم‌اعتمادی‌ای نجات بده که از مقایسه با آدم‌های «موفق» توی ذهنمون ایجاد شده.

اگه امروز بود، احتمالاً به‌جای پادشاه و فیلسوف، می‌گفت مدیرعامل‌ها، کارآفرین‌ها، یا هم‌دانشگاهی‌هایی که همیشه حس می‌کردیم یه سر و گردن از ما بالاترن.

پس وقتی قرار یه سخنرانی مهم داشته باشیم، یا قراره بریم سر قراری که دلمون می‌لرزه، بد نیست یواش زیر لبمون بگیم: «حتی آدم‌های بزرگ و بااعتمادبه‌نفس، مثل پادشاه‌ها یا فیلسوف‌ها، هم همون نیازهای انسانی ساده رو دارن که ما داریم؛
اونا هم اشتباه می‌کنن، احساس ضعف می‌کنن، و لحظه‌های خجالت‌بار توی زندگی‌شون دارن.»

#فلسفه_با_چکیدا
90👍42👏4👎1
9 | همه‌ی بدبختی‌های ما از این‌جا شروع می‌شه که نمی‌تونیم یه مدت تنها توی اتاق‌مون بشینیم.

پاسکال با این جمله‌ی ساده، یه حقیقت بزرگ رو یادآوری می‌کنه.

نه این‌که واقعاً بشه همه‌ی سختی‌های زندگی رو فقط با تنها نشستن حل کرد.

منظورش چیز دیگه‌ست.
ما آدما معمولاً طاقت خلوت‌کردن با خودمون رو نداریم؛
برای همین، می‌ریم دنبال شلوغی، هیجان، دیده‌شدن، یا دخالت‌کردن توی زندگی بقیه. دنبال فراریم، نه فهمیدن.

وقتی از «اتاق» حرف می‌زنه، منظورش فقط یه چهاردیواری نیست.
داره از درون‌مون می‌گه.

از این‌که چقدر بلدیم با فکرامون تنها بمونیم، بدون سرگرمی، بدون سر و صدا.
چقدر بلدیم به خودمون گوش بدیم، نه فقط به دنیا.

فرهنگ امروز، برعکس اینو می‌گه. مدام تشویقمون می‌کنه که «برو بیرون»، «بیشتر انجام بده»، «کم نیار».

اما شاید مهم‌تر اینه که گاهی بشینیم، فکر کنیم، و بتونیم با خودمون راحت باشیم. چون وقتی اینو یاد بگیریم، خیلی چیزا سر جای خودش قرار می‌گیره.

#فلسفه_با_چکیدا
103👍36👏10
10 | از نگاه ابدیت

یه جمله‌ی ساده اما عمیق توی فلسفه‌ی اسپینوزا فیلسوف هلندی هست که میگه: «از منظر ابدیت نگاه کن».
یعنی چی؟

یعنی وقتی زندگی‌ سخت می‌شه، وقتی یه اتفاق بد، دلت رو خالی می‌کنه، عقب‌تر برو.
خیلی عقب‌تر.

انگار نه انگار توی اتاق خودتی، فکر کن انگار داری از بالای یه ستاره‌ به زمین نگاه می‌کنی.🌠🌎

از اون بالا، خیلی چیزا کوچیک‌تر به نظر میان.

دعوا با یه دوست، شکست توی کار، حتی جدایی یا تموم شدن یه رابطه‌ی عاشقانه، دیگه اون‌قدرها هم فاجعه‌آمیز نیستن.

چون حالا تو داری زندگی رو از زاویه‌ای می‌بینی که گذر زمان و بزرگی دنیا رو هم توش حس می‌کنی.

اسپینوزا می‌گه ما معمولاً زیادی غرق لحظه‌ایم.

هیجان‌ها، ترس‌ها و آرزوها جوری دورمون رو می‌گیرن که انگار فقط همین لحظه واقعیه.

اما اگه به خودمون یاد بدیم که یک‌کم فاصله بگیریم، یک‌کم کلان‌تر نگاه کنیم، یه جور آرامش عجیب وارد ذهن‌مون می‌شه.

دیگه با دنیا نمی‌جنگیم، چون می‌فهمیم همه‌چی، حتی سختی‌ها، بخشی از یه جریان بزرگ‌ترن.

این همون کاریه که فلسفه به ما یاد می‌ده: یه جور دیدنِ دوباره، با چشم‌هایی بازتر، آروم‌تر، و عمیق‌تر.

#فلسفه_با_چکیدا
95👍29👏15👎1
11 | ماکیاولیسم

نیکولو ماکیاولی یه فیلسوف سیاسی اهل فلورانس بود تو قرن شانزدهم، که پایه‌ی فکرش روی یه واقعیت تلخ می‌چرخید:
آدمای بد اغلب برنده‌ن.

چرا؟ چون حاضرن برای رسیدن به هدفشون از هر کلک و زیرکی‌ای استفاده کنن؛
چیزی که آدمای خوب معمولاً ازش دوری می‌کنن.

ماکیاولی توی معروف‌ترین کتابش، شهریار، می‌خواست به آدمای خوب یاد بده که چطوری با همون قدرت و قاطعیتی که آدمای بد دارن، عمل کنن.

از نظر اون، یه رهبر واقعی، یا به زبون امروز، یه مدیر، یه فعال اجتماعی، یه روشنفکر، باید بلد باشه از زیرک‌ترین و دغل‌بازترین آدم‌ها هم یاد بگیره.

بلد باشه بترسونه، تهدید کنه، اغوا کنه، بازی بده، یا گاهی زور بگه.

بعضی وقتا تنها راه اینه که مثل آدمای بی‌رحم عمل کنی؛

نه چون خودت بدی، بلکه چون دنیای اطرافت اون‌قدرا مهربون نیست و اگه حواست نباشه، له می‌شی.

#فلسفه_با_چکیدا
81👍24👏16👎5
✍️ مسئله ماچا نیست؛ مسئله ذهنی‌ست که فکر نمی‌کنه!

ماچا، نوشیدنی‌ای به‌رنگ چمن با مزه‌ای تلخ که اغلب اولین واکنش بعد از خوردنش یه اخم غریزی هست…

سوال اینه چطور چنین چیزی به طعمی لاکچری تبدیل شده؟

چرا ناگهان همه درباره‌ی خواصش حرف می‌زنن و عکسشو استوری می‌کنن؟

مسئله ماچا نیست، بلکه ذهن ماست؛
ذهنی که نظرش رو تعداد لایک‌ها و استوری‌های اینستاگرام شکل میدن. این یک خطر بزرگ برای جامعه‌ست…

مشکل اینه ذهنی که با ماچا شروع می‌کنه، با چیزهای ساده متوقف نمی‌شه.

ذهنی که یاد می‌گیره چیزی رو فقط چون ترند شده بپذیره، فردا ایده‌ها، سبک فکر، سیاست و حتی حقیقت رو هم از همین مسیر انتخاب می‌کنه...

این فقط برای ماچا نیست.
می‌تونه قهوه‌ باشه، عروسک لبوبو باشه، لباس‌های عجیب‌و‌غریب باشه، یا حتی نگرش‌های روشنفکری…

مسئله اینه ذهن اگر تربیت نشه، همیشه منتظر یک «الگو» برای پیروی می‌گرده.

چون بلد نیست خودش کشف کنه، بچشه، انتخاب کنه، رد کنه و حتی متفاوت باشه…

ماچا فقط یه نوشیدنی نیست؛
نماد یک ذهن منفعله.
ذهنی که نمی‌پرسه.
ذهنی که طعم رو نمی‌سنجه، بلکه از ترندها می‌فهمه که چه چیزی «باید» خوشمزه باشه...

شاید، بزرگ‌ترین مسئولیت ما در این عصر، نه فهمیدن طعم واقعی ماچا، بلکه برگردوندن قدرت چشیدن به ذهنی‌ست که سال‌هاست از خودش نپرسیده: 
من واقعاً چی دوست دارم؟
👍13038👏14