🤴 امپراطور روم توی دفترچهی یادداشتهاش چی مینوشت:
با دقت بنگر، خواهی دید که هر رویدادی نیک است. نهتنها در ظاهر درست است، بلکه در جزءبهجزء آن نیز خیری وجود دارد. گویی کسی آن را با ترازو وزن کرده است.
✍️ مارکوس اورلیوس / کتاب تاملات
لینک خلاصهی این کتاب
با دقت بنگر، خواهی دید که هر رویدادی نیک است. نهتنها در ظاهر درست است، بلکه در جزءبهجزء آن نیز خیری وجود دارد. گویی کسی آن را با ترازو وزن کرده است.
✍️ مارکوس اورلیوس / کتاب تاملات
لینک خلاصهی این کتاب
Chekida
خلاصه کتاب تاملات مارکوس اورلیوس ⚡️ متفاوت ببین | چکیدا
خلاصه کتاب تاملات مارکوس اورلیوس تفکرات پادشاه روم رو بین سالهای ۱۶۱ تا ۱۸۰ میلادی بیان میکنه که پیرو رواقیون یونانی بود و باورهای جالبی دربارهی زندگی...
❤55👍15👎2👏2🤔1
3 | ائودایمونیا
این یه واژهی یونانیه باستانیه که معمولاً با «رضایت درونی» یا «تکامل وجودی» ترجمه میشه.
ارسطو خیلی روش تأکید داشت. راستش باید این کلمه بیشتر بینمون رواج پیدا کنه، چون یه ایراد اساسی رو توی یکی از پرکاربردترین واژههای امروزیمون اصلاح میکنه: «شاد بودن».🙂
یونانیهای باستان اصلاً اینو قبول نداشتن که هدف زندگی باید «شاد بودن» باشه؛
اونا میگفتن هدف اصلی «رضایت درونی» یا همون ائودایمونیاست.✨
فرق اصلی بین شادی و رضایت، «تحمل درده».
یعنی ممکنه یه نفر توی مسیر درست و رضایتبخش زندگیش باشه، ولی همزمان تحت فشار باشه، از لحاظ ذهنی یا جسمی اذیت شه، خسته و بدخلق باشه ــ و بااینحال، باز هم احساس کنه زندگیش معنا داره.✔️
خیلی از کارهای ارزشمند زندگی اتفاقاً وسطش اصلاً حس خوشی ندارن.
سختن، تلخن، فرسایندهان.
ولی با این حال، هنوزم میارزن به ادامهدادن.
پس شاید وقتشه دیگه دنبال «شاد بودن» نباشیم.
بهجاش، باید یه دید واقعیتر، بلندپروازانهتر و صبورانهتر نسبتبه زندگی پیدا کنیم؛
دیدی که توش هدفمون رسیدن به همون ائودایمونیا باشه، نه فقط لحظههای خوشی زودگذر.💎🆗
#فلسفه_با_چکیدا
این یه واژهی یونانیه باستانیه که معمولاً با «رضایت درونی» یا «تکامل وجودی» ترجمه میشه.
ارسطو خیلی روش تأکید داشت. راستش باید این کلمه بیشتر بینمون رواج پیدا کنه، چون یه ایراد اساسی رو توی یکی از پرکاربردترین واژههای امروزیمون اصلاح میکنه: «شاد بودن».🙂
یونانیهای باستان اصلاً اینو قبول نداشتن که هدف زندگی باید «شاد بودن» باشه؛
اونا میگفتن هدف اصلی «رضایت درونی» یا همون ائودایمونیاست.✨
فرق اصلی بین شادی و رضایت، «تحمل درده».
یعنی ممکنه یه نفر توی مسیر درست و رضایتبخش زندگیش باشه، ولی همزمان تحت فشار باشه، از لحاظ ذهنی یا جسمی اذیت شه، خسته و بدخلق باشه ــ و بااینحال، باز هم احساس کنه زندگیش معنا داره.✔️
خیلی از کارهای ارزشمند زندگی اتفاقاً وسطش اصلاً حس خوشی ندارن.
سختن، تلخن، فرسایندهان.
ولی با این حال، هنوزم میارزن به ادامهدادن.
پس شاید وقتشه دیگه دنبال «شاد بودن» نباشیم.
بهجاش، باید یه دید واقعیتر، بلندپروازانهتر و صبورانهتر نسبتبه زندگی پیدا کنیم؛
دیدی که توش هدفمون رسیدن به همون ائودایمونیا باشه، نه فقط لحظههای خوشی زودگذر.💎🆗
#فلسفه_با_چکیدا
❤104👍20👏4
4 | دموکراسی
دموکراسی یه ایدهی قشنگه: اینکه رأی هر کسی، فارغ از درآمد یا تحصیلاتش، به یه اندازه مهم باشه.🚻
اما واقعیت اینه که دموکراسی، با همهی زیباییش، تا حدی غیرمنطقیه و فیلسوفای یونانی اینو بهخوبی میفهمیدن.
افلاطون توی کتاب جمهور خیلی واضح گفت: نمیشه نظر همهی آدما، به یه اندازه دقیق و عاقلانه باشه.⚖️
رأیگیری توی دموکراسی شبیه اینه که ناخدای یه کشتی بخواد از همهی مسافرا بپرسه که توی طوفان، کدوم مسیر رو بره.🤷🏻
یعنی نیت ما شریفه، ولی سیستمی که انتخاب کردیم، ایراد داره.
افلاطون گفت راهحل یه آموزش عمیق و همگانیه؛
آموزشی که به همه کمک کنه فکر کردن رو یاد بگیرن.
بهنظر اون، نباید اجازهی رأیدادن رو به همه داد، مگر وقتی که یاد گرفته باشن چطور درست فکر کنن.💡
برخلاف تصور ما که فکر میکنیم همهی فیلسوفای یونانی عاشق دموکراسی بودن، اتفاقاً خیلیهاشون نگاه خیلی دقیق و منتقدانهای بهش داشتن.
در نهایت، یادمون نره که خود همین فیلسوفا بودن که واژهی «دماگوگ» رو ساختن – یعنی رهبرایی که توی دموکراسی، با تحریک احساسات غریزی مردم، و نه با عقل و منطق، رأی جمع میکنن و میان سر کار.‼️
#فلسفه_با_چکیدا
دموکراسی یه ایدهی قشنگه: اینکه رأی هر کسی، فارغ از درآمد یا تحصیلاتش، به یه اندازه مهم باشه.🚻
اما واقعیت اینه که دموکراسی، با همهی زیباییش، تا حدی غیرمنطقیه و فیلسوفای یونانی اینو بهخوبی میفهمیدن.
افلاطون توی کتاب جمهور خیلی واضح گفت: نمیشه نظر همهی آدما، به یه اندازه دقیق و عاقلانه باشه.⚖️
رأیگیری توی دموکراسی شبیه اینه که ناخدای یه کشتی بخواد از همهی مسافرا بپرسه که توی طوفان، کدوم مسیر رو بره.🤷🏻
یعنی نیت ما شریفه، ولی سیستمی که انتخاب کردیم، ایراد داره.
افلاطون گفت راهحل یه آموزش عمیق و همگانیه؛
آموزشی که به همه کمک کنه فکر کردن رو یاد بگیرن.
بهنظر اون، نباید اجازهی رأیدادن رو به همه داد، مگر وقتی که یاد گرفته باشن چطور درست فکر کنن.💡
برخلاف تصور ما که فکر میکنیم همهی فیلسوفای یونانی عاشق دموکراسی بودن، اتفاقاً خیلیهاشون نگاه خیلی دقیق و منتقدانهای بهش داشتن.
در نهایت، یادمون نره که خود همین فیلسوفا بودن که واژهی «دماگوگ» رو ساختن – یعنی رهبرایی که توی دموکراسی، با تحریک احساسات غریزی مردم، و نه با عقل و منطق، رأی جمع میکنن و میان سر کار.‼️
#فلسفه_با_چکیدا
❤78👍36👎4👏3🤔1
5 | اروس و فیلیا
یونانیها معتقد بودن که عشق یه چیز واحد نیست، بلکه مجموعهای از احساسات و حالتهای مختلفه که میشه از هم جداشون کرد.
اینکه برای عشق فقط یه واژه داشته باشیم، باعث میشه وقتی شور و شوق اولیهی رابطه فروکش میکنه، فکر کنیم دیگه عاشق نیستیم ــ درحالیکه شاید فقط وارد مرحلهی دیگهای از عشقی شدیم که همچنان واقعیه.💘
اونا به اون کشش شدید و فیزیکی که معمولا اول رابطه اتفاق میافته، میگفتن «اروس» (eros).💟
ولی خوب میدونستن که عشق با کمشدن این هیجان جنسی از بین نمیره.
بلکه ممکنه تبدیل بشه به یه نوع عشق دیگه که اسمش رو گذاشته بودن «فیلیا» (philia).👩🏻❤️👨🏻
فیلیا رو معمولا بهعنوان «دوستی» ترجمه میکنن، ولی توی زبان یونانی، این واژه خیلی عمیقتره.
پر از گرما، وفاداری و محبته؛ یه جور احساس نزدیکی و تعهد که خیلی عمیقتر و پایدارتر از شور اولیهست.✨
ارسطو توصیه میکرد که ما باید توی جوونی از «اروس» عبور کنیم و عشقهامون، مخصوصاً ازدواجمون، برپایهی «فیلیا» باشه.🤵🏻♂️👰🏻♀️
داشتن واژهی «فیلیا» کمک میکنه بفهمیم عشق ممکنه بهمرور زمان شکلش عوض بشه، نه اینکه تموم بشه...🧑🧑🧒🧒♾️
#فلسفه_با_چکیدا
یونانیها معتقد بودن که عشق یه چیز واحد نیست، بلکه مجموعهای از احساسات و حالتهای مختلفه که میشه از هم جداشون کرد.
اینکه برای عشق فقط یه واژه داشته باشیم، باعث میشه وقتی شور و شوق اولیهی رابطه فروکش میکنه، فکر کنیم دیگه عاشق نیستیم ــ درحالیکه شاید فقط وارد مرحلهی دیگهای از عشقی شدیم که همچنان واقعیه.💘
اونا به اون کشش شدید و فیزیکی که معمولا اول رابطه اتفاق میافته، میگفتن «اروس» (eros).💟
ولی خوب میدونستن که عشق با کمشدن این هیجان جنسی از بین نمیره.
بلکه ممکنه تبدیل بشه به یه نوع عشق دیگه که اسمش رو گذاشته بودن «فیلیا» (philia).👩🏻❤️👨🏻
فیلیا رو معمولا بهعنوان «دوستی» ترجمه میکنن، ولی توی زبان یونانی، این واژه خیلی عمیقتره.
پر از گرما، وفاداری و محبته؛ یه جور احساس نزدیکی و تعهد که خیلی عمیقتر و پایدارتر از شور اولیهست.✨
ارسطو توصیه میکرد که ما باید توی جوونی از «اروس» عبور کنیم و عشقهامون، مخصوصاً ازدواجمون، برپایهی «فیلیا» باشه.🤵🏻♂️👰🏻♀️
داشتن واژهی «فیلیا» کمک میکنه بفهمیم عشق ممکنه بهمرور زمان شکلش عوض بشه، نه اینکه تموم بشه...🧑🧑🧒🧒♾️
#فلسفه_با_چکیدا
❤91👍12👏2
وقتی ۱۷ ساله بودم جمله ای خواندم
که تاثیری عمیقی بر روی آیندهام گذاشت:
«هر روز طوری زندگی کنید که به نظر آخرین روز زندگیتان است و همینطور ادامه دهید، بالاخره یک روز به صحیح ترین شیوه ممکن زندگی خواهید کرد.»
از آن روز به مدت ۳۳ سال، هر روز صبح در برابر آینه از خودم میپرسم اگر امروز آخرین روز زندگیام باشد آیا حاضرم کارهایی که باید امروز انجام دهم، انجام بدهم؟ اگر پاسخم مثبت نبود، متوجه میشدم که باید در قسمتی از زندگیام تجدید نظر کنم ...
#استیو_جابز
📚 @chekida_com
که تاثیری عمیقی بر روی آیندهام گذاشت:
«هر روز طوری زندگی کنید که به نظر آخرین روز زندگیتان است و همینطور ادامه دهید، بالاخره یک روز به صحیح ترین شیوه ممکن زندگی خواهید کرد.»
از آن روز به مدت ۳۳ سال، هر روز صبح در برابر آینه از خودم میپرسم اگر امروز آخرین روز زندگیام باشد آیا حاضرم کارهایی که باید امروز انجام دهم، انجام بدهم؟ اگر پاسخم مثبت نبود، متوجه میشدم که باید در قسمتی از زندگیام تجدید نظر کنم ...
#استیو_جابز
📚 @chekida_com
❤131👍30👏3
6 | «چه نیازی به گریهکردن برای بخشهایی از زندگیست؟ همهی زندگی سزاوار اشک ریختنه.»
سنکا، فیلسوف رومی، با همین جملهی تلخـطنزآمیز، سعی میکرد خودش و دوستانش رو تسلی بده.
این جمله، عصارهی فلسفهی رواقیونه ــ مکتبی که سنکا از چهرههای اصلیش بود و حدود دویست سال، اندیشهی جهان غرب رو شکل داد.
رواقیون معتقد بودن که ما فقط بهخاطر شکست نقشههامون ناراحت نمیشیم؛
بلکه به این دلیل آشفته میشیم که اصلاً انتظارش رو نداشتیم.
بهنظر سنکا، وظیفهی فلسفه اینه که قبل از اینکه زندگی با ضربههای سنگینش ناامیدمون کنه، خودش با لطافت کمی ناامیدمون کنه.
هرچه انتظارمون کمتر باشه، رنجمون هم کمتر خواهد بود.
با کمک نوعی بدبینی آرامبخش، باید تلاش کنیم خشم و اشکهامون رو به چیزی کمخطرتر تبدیل کنیم: اندوه.
سنکا نمیخواست ما رو افسرده کنه؛ فقط میخواست ما رو از امیدهایی نجات بده که وقتی شکست میخورن، ما رو به تلخی و فریادهای بیثمر میکشونن.
#فلسفه_با_چکیدا
سنکا، فیلسوف رومی، با همین جملهی تلخـطنزآمیز، سعی میکرد خودش و دوستانش رو تسلی بده.
این جمله، عصارهی فلسفهی رواقیونه ــ مکتبی که سنکا از چهرههای اصلیش بود و حدود دویست سال، اندیشهی جهان غرب رو شکل داد.
رواقیون معتقد بودن که ما فقط بهخاطر شکست نقشههامون ناراحت نمیشیم؛
بلکه به این دلیل آشفته میشیم که اصلاً انتظارش رو نداشتیم.
بهنظر سنکا، وظیفهی فلسفه اینه که قبل از اینکه زندگی با ضربههای سنگینش ناامیدمون کنه، خودش با لطافت کمی ناامیدمون کنه.
هرچه انتظارمون کمتر باشه، رنجمون هم کمتر خواهد بود.
با کمک نوعی بدبینی آرامبخش، باید تلاش کنیم خشم و اشکهامون رو به چیزی کمخطرتر تبدیل کنیم: اندوه.
سنکا نمیخواست ما رو افسرده کنه؛ فقط میخواست ما رو از امیدهایی نجات بده که وقتی شکست میخورن، ما رو به تلخی و فریادهای بیثمر میکشونن.
#فلسفه_با_چکیدا
❤67👍19👏2
7 | خطای نخستین
در اواخر قرن چهارم میلادی، درست زمانی که امپراتوری روم داشت فرومیپاشید، فیلسوفی بهنام «اُگوستین» به دنبال دلیل ریشهای برای این آشفتگیِ جهان بود.
او نظریهای ارائه داد که بعدها با عنوان «گناه نخستین» شناخته شد.❌
بر اساس این نگاه، بشر ذاتاً آسیبدیده و ناقص به دنیا میاد؛
چون «حوا» توی باغ عدن میوهی ممنوعه رو چید و نافرمانی کرد.
و این خطا به نسلهای بعد هم منتقل شد.
بهزعم اُگوستین، از همون ابتدا، روح انسان لکهدار شد و به همین خاطر، هیچ تلاشی از انسان نمیتونه کاملاً پاک یا موفق باشه.
شاید این داستان از نظر دینی یا علمی پذیرفتنی نباشه، اما از نظر فلسفی و استعاری، حرفی عمیق توش نهفتهست:
ما نباید انتظار زیادی از بشر داشته باشیم. چون از اساس، با نقص و اشتباه به دنیا اومدیم.
بدون اینکه بخوایم ناامید بشیم، میتونیم با پذیرش این واقعیت، کمی آرومتر، مهربونتر و کمتوقعتر با خودمون و دیگران رفتار کنیم.
#فلسفه_با_چکیدا
در اواخر قرن چهارم میلادی، درست زمانی که امپراتوری روم داشت فرومیپاشید، فیلسوفی بهنام «اُگوستین» به دنبال دلیل ریشهای برای این آشفتگیِ جهان بود.
او نظریهای ارائه داد که بعدها با عنوان «گناه نخستین» شناخته شد.❌
بر اساس این نگاه، بشر ذاتاً آسیبدیده و ناقص به دنیا میاد؛
چون «حوا» توی باغ عدن میوهی ممنوعه رو چید و نافرمانی کرد.
و این خطا به نسلهای بعد هم منتقل شد.
بهزعم اُگوستین، از همون ابتدا، روح انسان لکهدار شد و به همین خاطر، هیچ تلاشی از انسان نمیتونه کاملاً پاک یا موفق باشه.
شاید این داستان از نظر دینی یا علمی پذیرفتنی نباشه، اما از نظر فلسفی و استعاری، حرفی عمیق توش نهفتهست:
ما نباید انتظار زیادی از بشر داشته باشیم. چون از اساس، با نقص و اشتباه به دنیا اومدیم.
بدون اینکه بخوایم ناامید بشیم، میتونیم با پذیرش این واقعیت، کمی آرومتر، مهربونتر و کمتوقعتر با خودمون و دیگران رفتار کنیم.
#فلسفه_با_چکیدا
❤58👍20👎4👏4
8 | همه یکی هستیم
«پادشاهان و فیلسوفها هم، مثل بقیه، میرن دستشویی»
این جملهی بیپرده رو فیلسوف فرانسوی، مونتنی، تو قرن شانزدهم نوشت.
نه از سر بیادبی، بلکه برای اینکه یادمون بندازه آدمهایی که از دور خیلی بزرگ و دستنیافتنی بهنظر میان، از نزدیک معمولیان؛
پر از ترس، اشتباه، و حس ناکافیبودن.
مونتنی میخواست ما رو از اون شرم و کماعتمادیای نجات بده که از مقایسه با آدمهای «موفق» توی ذهنمون ایجاد شده.
اگه امروز بود، احتمالاً بهجای پادشاه و فیلسوف، میگفت مدیرعاملها، کارآفرینها، یا همدانشگاهیهایی که همیشه حس میکردیم یه سر و گردن از ما بالاترن.
پس وقتی قرار یه سخنرانی مهم داشته باشیم، یا قراره بریم سر قراری که دلمون میلرزه، بد نیست یواش زیر لبمون بگیم: «حتی آدمهای بزرگ و بااعتمادبهنفس، مثل پادشاهها یا فیلسوفها، هم همون نیازهای انسانی ساده رو دارن که ما داریم؛
اونا هم اشتباه میکنن، احساس ضعف میکنن، و لحظههای خجالتبار توی زندگیشون دارن.»
#فلسفه_با_چکیدا
«پادشاهان و فیلسوفها هم، مثل بقیه، میرن دستشویی»
این جملهی بیپرده رو فیلسوف فرانسوی، مونتنی، تو قرن شانزدهم نوشت.
نه از سر بیادبی، بلکه برای اینکه یادمون بندازه آدمهایی که از دور خیلی بزرگ و دستنیافتنی بهنظر میان، از نزدیک معمولیان؛
پر از ترس، اشتباه، و حس ناکافیبودن.
مونتنی میخواست ما رو از اون شرم و کماعتمادیای نجات بده که از مقایسه با آدمهای «موفق» توی ذهنمون ایجاد شده.
اگه امروز بود، احتمالاً بهجای پادشاه و فیلسوف، میگفت مدیرعاملها، کارآفرینها، یا همدانشگاهیهایی که همیشه حس میکردیم یه سر و گردن از ما بالاترن.
پس وقتی قرار یه سخنرانی مهم داشته باشیم، یا قراره بریم سر قراری که دلمون میلرزه، بد نیست یواش زیر لبمون بگیم: «حتی آدمهای بزرگ و بااعتمادبهنفس، مثل پادشاهها یا فیلسوفها، هم همون نیازهای انسانی ساده رو دارن که ما داریم؛
اونا هم اشتباه میکنن، احساس ضعف میکنن، و لحظههای خجالتبار توی زندگیشون دارن.»
#فلسفه_با_چکیدا
❤90👍42👏4👎1
9 | همهی بدبختیهای ما از اینجا شروع میشه که نمیتونیم یه مدت تنها توی اتاقمون بشینیم.
پاسکال با این جملهی ساده، یه حقیقت بزرگ رو یادآوری میکنه.
نه اینکه واقعاً بشه همهی سختیهای زندگی رو فقط با تنها نشستن حل کرد.
منظورش چیز دیگهست.
ما آدما معمولاً طاقت خلوتکردن با خودمون رو نداریم؛
برای همین، میریم دنبال شلوغی، هیجان، دیدهشدن، یا دخالتکردن توی زندگی بقیه. دنبال فراریم، نه فهمیدن.
وقتی از «اتاق» حرف میزنه، منظورش فقط یه چهاردیواری نیست.
داره از درونمون میگه.
از اینکه چقدر بلدیم با فکرامون تنها بمونیم، بدون سرگرمی، بدون سر و صدا.
چقدر بلدیم به خودمون گوش بدیم، نه فقط به دنیا.
فرهنگ امروز، برعکس اینو میگه. مدام تشویقمون میکنه که «برو بیرون»، «بیشتر انجام بده»، «کم نیار».
اما شاید مهمتر اینه که گاهی بشینیم، فکر کنیم، و بتونیم با خودمون راحت باشیم. چون وقتی اینو یاد بگیریم، خیلی چیزا سر جای خودش قرار میگیره.
#فلسفه_با_چکیدا
پاسکال با این جملهی ساده، یه حقیقت بزرگ رو یادآوری میکنه.
نه اینکه واقعاً بشه همهی سختیهای زندگی رو فقط با تنها نشستن حل کرد.
منظورش چیز دیگهست.
ما آدما معمولاً طاقت خلوتکردن با خودمون رو نداریم؛
برای همین، میریم دنبال شلوغی، هیجان، دیدهشدن، یا دخالتکردن توی زندگی بقیه. دنبال فراریم، نه فهمیدن.
وقتی از «اتاق» حرف میزنه، منظورش فقط یه چهاردیواری نیست.
داره از درونمون میگه.
از اینکه چقدر بلدیم با فکرامون تنها بمونیم، بدون سرگرمی، بدون سر و صدا.
چقدر بلدیم به خودمون گوش بدیم، نه فقط به دنیا.
فرهنگ امروز، برعکس اینو میگه. مدام تشویقمون میکنه که «برو بیرون»، «بیشتر انجام بده»، «کم نیار».
اما شاید مهمتر اینه که گاهی بشینیم، فکر کنیم، و بتونیم با خودمون راحت باشیم. چون وقتی اینو یاد بگیریم، خیلی چیزا سر جای خودش قرار میگیره.
#فلسفه_با_چکیدا
❤103👍36👏10
10 | از نگاه ابدیت
یه جملهی ساده اما عمیق توی فلسفهی اسپینوزا فیلسوف هلندی هست که میگه: «از منظر ابدیت نگاه کن».
یعنی چی؟
یعنی وقتی زندگی سخت میشه، وقتی یه اتفاق بد، دلت رو خالی میکنه، عقبتر برو.
خیلی عقبتر.
انگار نه انگار توی اتاق خودتی، فکر کن انگار داری از بالای یه ستاره به زمین نگاه میکنی.🌠🌎
از اون بالا، خیلی چیزا کوچیکتر به نظر میان.
دعوا با یه دوست، شکست توی کار، حتی جدایی یا تموم شدن یه رابطهی عاشقانه، دیگه اونقدرها هم فاجعهآمیز نیستن.
چون حالا تو داری زندگی رو از زاویهای میبینی که گذر زمان و بزرگی دنیا رو هم توش حس میکنی.
اسپینوزا میگه ما معمولاً زیادی غرق لحظهایم.
هیجانها، ترسها و آرزوها جوری دورمون رو میگیرن که انگار فقط همین لحظه واقعیه.
اما اگه به خودمون یاد بدیم که یککم فاصله بگیریم، یککم کلانتر نگاه کنیم، یه جور آرامش عجیب وارد ذهنمون میشه.
دیگه با دنیا نمیجنگیم، چون میفهمیم همهچی، حتی سختیها، بخشی از یه جریان بزرگترن.
این همون کاریه که فلسفه به ما یاد میده: یه جور دیدنِ دوباره، با چشمهایی بازتر، آرومتر، و عمیقتر.
#فلسفه_با_چکیدا
یه جملهی ساده اما عمیق توی فلسفهی اسپینوزا فیلسوف هلندی هست که میگه: «از منظر ابدیت نگاه کن».
یعنی چی؟
یعنی وقتی زندگی سخت میشه، وقتی یه اتفاق بد، دلت رو خالی میکنه، عقبتر برو.
خیلی عقبتر.
انگار نه انگار توی اتاق خودتی، فکر کن انگار داری از بالای یه ستاره به زمین نگاه میکنی.🌠🌎
از اون بالا، خیلی چیزا کوچیکتر به نظر میان.
دعوا با یه دوست، شکست توی کار، حتی جدایی یا تموم شدن یه رابطهی عاشقانه، دیگه اونقدرها هم فاجعهآمیز نیستن.
چون حالا تو داری زندگی رو از زاویهای میبینی که گذر زمان و بزرگی دنیا رو هم توش حس میکنی.
اسپینوزا میگه ما معمولاً زیادی غرق لحظهایم.
هیجانها، ترسها و آرزوها جوری دورمون رو میگیرن که انگار فقط همین لحظه واقعیه.
اما اگه به خودمون یاد بدیم که یککم فاصله بگیریم، یککم کلانتر نگاه کنیم، یه جور آرامش عجیب وارد ذهنمون میشه.
دیگه با دنیا نمیجنگیم، چون میفهمیم همهچی، حتی سختیها، بخشی از یه جریان بزرگترن.
این همون کاریه که فلسفه به ما یاد میده: یه جور دیدنِ دوباره، با چشمهایی بازتر، آرومتر، و عمیقتر.
#فلسفه_با_چکیدا
❤95👍29👏15👎1
11 | ماکیاولیسم
نیکولو ماکیاولی یه فیلسوف سیاسی اهل فلورانس بود تو قرن شانزدهم، که پایهی فکرش روی یه واقعیت تلخ میچرخید:
آدمای بد اغلب برندهن.
چرا؟ چون حاضرن برای رسیدن به هدفشون از هر کلک و زیرکیای استفاده کنن؛
چیزی که آدمای خوب معمولاً ازش دوری میکنن.
ماکیاولی توی معروفترین کتابش، شهریار، میخواست به آدمای خوب یاد بده که چطوری با همون قدرت و قاطعیتی که آدمای بد دارن، عمل کنن.
از نظر اون، یه رهبر واقعی، یا به زبون امروز، یه مدیر، یه فعال اجتماعی، یه روشنفکر، باید بلد باشه از زیرکترین و دغلبازترین آدمها هم یاد بگیره.
بلد باشه بترسونه، تهدید کنه، اغوا کنه، بازی بده، یا گاهی زور بگه.
بعضی وقتا تنها راه اینه که مثل آدمای بیرحم عمل کنی؛
نه چون خودت بدی، بلکه چون دنیای اطرافت اونقدرا مهربون نیست و اگه حواست نباشه، له میشی.
#فلسفه_با_چکیدا
نیکولو ماکیاولی یه فیلسوف سیاسی اهل فلورانس بود تو قرن شانزدهم، که پایهی فکرش روی یه واقعیت تلخ میچرخید:
آدمای بد اغلب برندهن.
چرا؟ چون حاضرن برای رسیدن به هدفشون از هر کلک و زیرکیای استفاده کنن؛
چیزی که آدمای خوب معمولاً ازش دوری میکنن.
ماکیاولی توی معروفترین کتابش، شهریار، میخواست به آدمای خوب یاد بده که چطوری با همون قدرت و قاطعیتی که آدمای بد دارن، عمل کنن.
از نظر اون، یه رهبر واقعی، یا به زبون امروز، یه مدیر، یه فعال اجتماعی، یه روشنفکر، باید بلد باشه از زیرکترین و دغلبازترین آدمها هم یاد بگیره.
بلد باشه بترسونه، تهدید کنه، اغوا کنه، بازی بده، یا گاهی زور بگه.
بعضی وقتا تنها راه اینه که مثل آدمای بیرحم عمل کنی؛
نه چون خودت بدی، بلکه چون دنیای اطرافت اونقدرا مهربون نیست و اگه حواست نباشه، له میشی.
#فلسفه_با_چکیدا
❤81👍24👏16👎5
✍️ مسئله ماچا نیست؛ مسئله ذهنیست که فکر نمیکنه!
ماچا، نوشیدنیای بهرنگ چمن با مزهای تلخ که اغلب اولین واکنش بعد از خوردنش یه اخم غریزی هست…
سوال اینه چطور چنین چیزی به طعمی لاکچری تبدیل شده؟
چرا ناگهان همه دربارهی خواصش حرف میزنن و عکسشو استوری میکنن؟
مسئله ماچا نیست، بلکه ذهن ماست؛
ذهنی که نظرش رو تعداد لایکها و استوریهای اینستاگرام شکل میدن. این یک خطر بزرگ برای جامعهست…
مشکل اینه ذهنی که با ماچا شروع میکنه، با چیزهای ساده متوقف نمیشه.
ذهنی که یاد میگیره چیزی رو فقط چون ترند شده بپذیره، فردا ایدهها، سبک فکر، سیاست و حتی حقیقت رو هم از همین مسیر انتخاب میکنه...
این فقط برای ماچا نیست.
میتونه قهوه باشه، عروسک لبوبو باشه، لباسهای عجیبوغریب باشه، یا حتی نگرشهای روشنفکری…
مسئله اینه ذهن اگر تربیت نشه، همیشه منتظر یک «الگو» برای پیروی میگرده.
چون بلد نیست خودش کشف کنه، بچشه، انتخاب کنه، رد کنه و حتی متفاوت باشه…
ماچا فقط یه نوشیدنی نیست؛
نماد یک ذهن منفعله.
ذهنی که نمیپرسه.
ذهنی که طعم رو نمیسنجه، بلکه از ترندها میفهمه که چه چیزی «باید» خوشمزه باشه...
شاید، بزرگترین مسئولیت ما در این عصر، نه فهمیدن طعم واقعی ماچا، بلکه برگردوندن قدرت چشیدن به ذهنیست که سالهاست از خودش نپرسیده:
من واقعاً چی دوست دارم؟
ماچا، نوشیدنیای بهرنگ چمن با مزهای تلخ که اغلب اولین واکنش بعد از خوردنش یه اخم غریزی هست…
سوال اینه چطور چنین چیزی به طعمی لاکچری تبدیل شده؟
چرا ناگهان همه دربارهی خواصش حرف میزنن و عکسشو استوری میکنن؟
مسئله ماچا نیست، بلکه ذهن ماست؛
ذهنی که نظرش رو تعداد لایکها و استوریهای اینستاگرام شکل میدن. این یک خطر بزرگ برای جامعهست…
مشکل اینه ذهنی که با ماچا شروع میکنه، با چیزهای ساده متوقف نمیشه.
ذهنی که یاد میگیره چیزی رو فقط چون ترند شده بپذیره، فردا ایدهها، سبک فکر، سیاست و حتی حقیقت رو هم از همین مسیر انتخاب میکنه...
این فقط برای ماچا نیست.
میتونه قهوه باشه، عروسک لبوبو باشه، لباسهای عجیبوغریب باشه، یا حتی نگرشهای روشنفکری…
مسئله اینه ذهن اگر تربیت نشه، همیشه منتظر یک «الگو» برای پیروی میگرده.
چون بلد نیست خودش کشف کنه، بچشه، انتخاب کنه، رد کنه و حتی متفاوت باشه…
ماچا فقط یه نوشیدنی نیست؛
نماد یک ذهن منفعله.
ذهنی که نمیپرسه.
ذهنی که طعم رو نمیسنجه، بلکه از ترندها میفهمه که چه چیزی «باید» خوشمزه باشه...
شاید، بزرگترین مسئولیت ما در این عصر، نه فهمیدن طعم واقعی ماچا، بلکه برگردوندن قدرت چشیدن به ذهنیست که سالهاست از خودش نپرسیده:
من واقعاً چی دوست دارم؟
👍130❤38👏14
میگن وقتی ادیسون هزارمین بار شکست خورد و هنوز لامپ اختراع نشده بود، خبرنگاری پرسید:
«آقای ادیسون! چرا اینقدر شکست خوردید؟»
او خندید و گفت: «من شکست نخوردم، فقط هزار راه پیدا کردم که کار نمیکند.»
میخوام بگم خیلی از تجربیاتی که اسمشون رو “شکست” گذاشتی، شاید جزو همون هزار راهی بودن که برای تو کار نمیکرده؛
و این هرگز معنی شکست نمیده.
راه هزار و یکم رو امتحان کن.
#چکیدا_صبحگاهی
📚 @chekida_com
«آقای ادیسون! چرا اینقدر شکست خوردید؟»
او خندید و گفت: «من شکست نخوردم، فقط هزار راه پیدا کردم که کار نمیکند.»
میخوام بگم خیلی از تجربیاتی که اسمشون رو “شکست” گذاشتی، شاید جزو همون هزار راهی بودن که برای تو کار نمیکرده؛
و این هرگز معنی شکست نمیده.
راه هزار و یکم رو امتحان کن.
#چکیدا_صبحگاهی
📚 @chekida_com
❤103👍58🤩8👎2
12 | از چوب کجی که انسان ازش ساخته شده، هیچ چیز کاملاً صاف و راستی درنمیاد!
این جمله از امانوئل کانت، فیلسوف آلمانی قرن هجدهم هست.
این جمله یکی از قشنگترین و واقعیترین جملهها دربارهی انسانه.
حرفش به این معنیه که ما آدما یه ترکیب عجیبیم از عقل و احساس، از هوش و اشتباه.
پس هیچکدوم از کارهایی که انجام میدیم صددرصد بینقص نیست.
چون خودمون بینقص نیستیم.
آدمای خردمند با این واقعیت کنار اومدن.
دنبال کمال نمیگردن چون میدونن دنیا اینطوری ساخته نشده.
وقتی میخوان حکومت طراحی کنن، فرضشون این نیست که همه عاقل و منطقی رفتار میکنن.
نه، انتظار دارن اشتباه و حماقت همیشه یهجایی خودی نشون بده.
تو رابطهی عاطفی هم همینطورن.
انتظار ندارن که یه نفر همهی نیازهاشون رو برآورده کنه.
چون از اول با دید واقعبینانه اومدن جلو.
پذیرفتنِ این کجیِ ذاتی انسان، ناامیدکننده نیست؛
اتفاقاً میتونه باعث ایجاد یه دید واقعبینانه نسبت به خودمون و آدمای اطرافمون بشه.
کانت میگه، حتی با چوبهای کج هم میشه کفپوشهای قشنگی ساخت...
اگه نجار خوبی باشی.
#فلسفه_با_چکیدا
این جمله از امانوئل کانت، فیلسوف آلمانی قرن هجدهم هست.
این جمله یکی از قشنگترین و واقعیترین جملهها دربارهی انسانه.
حرفش به این معنیه که ما آدما یه ترکیب عجیبیم از عقل و احساس، از هوش و اشتباه.
پس هیچکدوم از کارهایی که انجام میدیم صددرصد بینقص نیست.
چون خودمون بینقص نیستیم.
آدمای خردمند با این واقعیت کنار اومدن.
دنبال کمال نمیگردن چون میدونن دنیا اینطوری ساخته نشده.
وقتی میخوان حکومت طراحی کنن، فرضشون این نیست که همه عاقل و منطقی رفتار میکنن.
نه، انتظار دارن اشتباه و حماقت همیشه یهجایی خودی نشون بده.
تو رابطهی عاطفی هم همینطورن.
انتظار ندارن که یه نفر همهی نیازهاشون رو برآورده کنه.
چون از اول با دید واقعبینانه اومدن جلو.
پذیرفتنِ این کجیِ ذاتی انسان، ناامیدکننده نیست؛
اتفاقاً میتونه باعث ایجاد یه دید واقعبینانه نسبت به خودمون و آدمای اطرافمون بشه.
کانت میگه، حتی با چوبهای کج هم میشه کفپوشهای قشنگی ساخت...
اگه نجار خوبی باشی.
#فلسفه_با_چکیدا
❤83👍30👏10
سقراط میگفت بزرگترین ثروتِ ما نه داراییهامون، بلکه در اینه که هر روز صبح وقتی از خواب بیدار میشیم، همچنان چیزی برای دوستداشتن داشته باشیم.
به اطرافت نگاه کن.
به دوستات. به خانوادهت.
به چیزهایی که دوستشون داری.
سعی کن تمرکزت رو از چیزهایی که مطابق میلت پیش نرفتن برداری و متوجه چیزهایی کنی که واضحا اطرافت هستن و تو عمیقا بابتشون قدردانی، اما هیچوقت بهشون دقت نکردی.
مطمئنم چیزی رو خواهی یافت که بابتش عمیقا احساس ثروتمند بودن کنی رفیقجان!
#چکیدا_صبحگاهی
به اطرافت نگاه کن.
به دوستات. به خانوادهت.
به چیزهایی که دوستشون داری.
سعی کن تمرکزت رو از چیزهایی که مطابق میلت پیش نرفتن برداری و متوجه چیزهایی کنی که واضحا اطرافت هستن و تو عمیقا بابتشون قدردانی، اما هیچوقت بهشون دقت نکردی.
مطمئنم چیزی رو خواهی یافت که بابتش عمیقا احساس ثروتمند بودن کنی رفیقجان!
#چکیدا_صبحگاهی
❤107👍24
✍️ چرا سقراط میگفت خودشناسی مهمترین کاریه که باید انجام بدی؟
سقراط میگفت بیشتر مردم در حالی زندگی میکنن که خودشون بیخبرن.
تصمیم میگیرن، قضاوت میکنن، عشق میورزن و عقب میکشن، اما بهندرت چراییشون رو میدونن…
سقراط میگفت همهی ما باید گاهی مکث کنیم و از خودمون بپرسیم:
«این خواسته واقعاً از من است؟
یا تقلیدیست از دیگران؟
این ترس، از کجا آمده؟…»
از نگاه سقراط، انسانی که خودش رو نمیشناسه، مثل کسی هست که در تاریکی راه میره و هرلحظه ممکنه بر چیزی بلغزه.
خودشناس فانوسِ این مسیره…
وقتی سقراط میگه «خودت را بشناس» منظورش این نیست که صرفا علایق و ویژگیهای شخصیتیمون رو بشناسیم.
بلکه میخواد چیزای عمیقترمون رو ببینیم…
مثلا ارزشهامون چیه؟
ریشهی تمایلات، رنجها و آرزوهامون از کجا آب میخوره؟
چرا عاشق فلانی شدیم؟
چرا فلان شغل رو برگزیدیم و…
سقراط میدونست کسی که خودش رو نشناسه، هرگز نمیفهمه از کجا گمراه میشه.
نمیدونه قدرت چطور وسوسهش میکنه یا ترس چطور منفعلش میکنه…
📗 توی سایت و اپلیکیشن چکیدا با جستجوی کلمهی «خودشناسی» میتونی بهترین خلاصه کتابهای این حوزه رو بخونی یا بشنوی.
سقراط میگفت بیشتر مردم در حالی زندگی میکنن که خودشون بیخبرن.
تصمیم میگیرن، قضاوت میکنن، عشق میورزن و عقب میکشن، اما بهندرت چراییشون رو میدونن…
سقراط میگفت همهی ما باید گاهی مکث کنیم و از خودمون بپرسیم:
«این خواسته واقعاً از من است؟
یا تقلیدیست از دیگران؟
این ترس، از کجا آمده؟…»
از نگاه سقراط، انسانی که خودش رو نمیشناسه، مثل کسی هست که در تاریکی راه میره و هرلحظه ممکنه بر چیزی بلغزه.
خودشناس فانوسِ این مسیره…
وقتی سقراط میگه «خودت را بشناس» منظورش این نیست که صرفا علایق و ویژگیهای شخصیتیمون رو بشناسیم.
بلکه میخواد چیزای عمیقترمون رو ببینیم…
مثلا ارزشهامون چیه؟
ریشهی تمایلات، رنجها و آرزوهامون از کجا آب میخوره؟
چرا عاشق فلانی شدیم؟
چرا فلان شغل رو برگزیدیم و…
سقراط میدونست کسی که خودش رو نشناسه، هرگز نمیفهمه از کجا گمراه میشه.
نمیدونه قدرت چطور وسوسهش میکنه یا ترس چطور منفعلش میکنه…
📗 توی سایت و اپلیکیشن چکیدا با جستجوی کلمهی «خودشناسی» میتونی بهترین خلاصه کتابهای این حوزه رو بخونی یا بشنوی.
❤71👍13
13 | دیالکتیک هگلی تاریخ یعنی چی؟
توی درسگفتارهایی که هگل، فیلسوف آلمانی، دربارهی «فلسفهی تاریخ جهان» داده و سال ۱۸۳۰ منتشر شدن، یه ایدهی جالب مطرح کرده:
اون معتقده که تاریخ همیشه بهصورت دیالکتیکی جلو میره.
دیالکتیک یعنی چی؟
یه مدل فکرکردنه که سه مرحله داره:
اول «تز» یا یه فکر اولیه.
بعدش «آنتیتز» یعنی چیزی که در تضاد با اون فکر اولیهست.
آخر هم «سنتز» که ترکیبِ درست و متعادلی از اون دوتای قبله.
هگل میگه توی هر تز و آنتیتزی یه تیکههایی از حقیقت هست، ولی هر دوشون اغراقشده و ناقصن.
واسه همین باید با هم برخورد کنن، تا اون چیزی که واقعا درسته، از دلشون دربیاد.
از نگاه هگل، تاریخ اینجوری جلو میره:
هی از یه افراط میره سمت یه افراط دیگه، تا آخرش به یه تعادل برسه.
یعنی برای رسیدن به یه نقطهی عاقلانه، معمولا باید سه تا حرکت کامل بشه.
پس اگه الآن شرایط دنیا بهمریختهست، شاید بخشی از همون آنتیتزه که داریم ازش عبور میکنیم تا برسیم به یه سنتز بهتر.
پس بهجای ناامیدی، باید صبور باشیم.
مسیر رشد همیشه خط صاف نیست، یه زیگزاگه.
ولی مهم اینه که در نهایت، داریم جلو میریم.
#فلسفه_با_چکیدا
توی درسگفتارهایی که هگل، فیلسوف آلمانی، دربارهی «فلسفهی تاریخ جهان» داده و سال ۱۸۳۰ منتشر شدن، یه ایدهی جالب مطرح کرده:
اون معتقده که تاریخ همیشه بهصورت دیالکتیکی جلو میره.
دیالکتیک یعنی چی؟
یه مدل فکرکردنه که سه مرحله داره:
اول «تز» یا یه فکر اولیه.
بعدش «آنتیتز» یعنی چیزی که در تضاد با اون فکر اولیهست.
آخر هم «سنتز» که ترکیبِ درست و متعادلی از اون دوتای قبله.
هگل میگه توی هر تز و آنتیتزی یه تیکههایی از حقیقت هست، ولی هر دوشون اغراقشده و ناقصن.
واسه همین باید با هم برخورد کنن، تا اون چیزی که واقعا درسته، از دلشون دربیاد.
از نگاه هگل، تاریخ اینجوری جلو میره:
هی از یه افراط میره سمت یه افراط دیگه، تا آخرش به یه تعادل برسه.
یعنی برای رسیدن به یه نقطهی عاقلانه، معمولا باید سه تا حرکت کامل بشه.
پس اگه الآن شرایط دنیا بهمریختهست، شاید بخشی از همون آنتیتزه که داریم ازش عبور میکنیم تا برسیم به یه سنتز بهتر.
پس بهجای ناامیدی، باید صبور باشیم.
مسیر رشد همیشه خط صاف نیست، یه زیگزاگه.
ولی مهم اینه که در نهایت، داریم جلو میریم.
#فلسفه_با_چکیدا
❤76👍26👏8
ارنست همینگوی عادت داشت هر روز صبح، قبل از نوشتن، یک جمله بنویسه.
جملهای ساده اما پرانرژی، تا ذهنش گرم بشه.
وقتی ازش پرسیدن راز نویسندگیش چیه گفت: «همیشه کار رو وقتی هنوز چیزی برای گفتن داری، متوقف کن. اینطوری فردا ادامه میدی.»
زندگی هم همینطوره؛
لازم نیست همهچیز رو امروز تموم کنیم، ما باید برای فردا هم یه بهانه و شوقی برای ادامه داشته باشیم.
این مغایر با جملهی کار امروز رو به فردا نینداز نیست، فقط به این معنیه که یادت باشه فردا هم یک روز نوی دیگهست و زمان تازهای برای رشد و پیشرفته، پس انرژی و انگیزهت رو حفظ کن و بیش از اندازه به خودت فشار نیار!
#چکیدا_صبحگاهی
جملهای ساده اما پرانرژی، تا ذهنش گرم بشه.
وقتی ازش پرسیدن راز نویسندگیش چیه گفت: «همیشه کار رو وقتی هنوز چیزی برای گفتن داری، متوقف کن. اینطوری فردا ادامه میدی.»
زندگی هم همینطوره؛
لازم نیست همهچیز رو امروز تموم کنیم، ما باید برای فردا هم یه بهانه و شوقی برای ادامه داشته باشیم.
این مغایر با جملهی کار امروز رو به فردا نینداز نیست، فقط به این معنیه که یادت باشه فردا هم یک روز نوی دیگهست و زمان تازهای برای رشد و پیشرفته، پس انرژی و انگیزهت رو حفظ کن و بیش از اندازه به خودت فشار نیار!
#چکیدا_صبحگاهی
👍71❤40😢2
✍️ اعتماد به نفس و ترس، هر دو نیازمند اینن روایتی رو باور کنی که اتفاق نیفتاده.
پس چرا ترس رو انتخاب میکنیم؟
مغز ما برای رشد ساخته نشده، بلکه وسیلهی بقامونه. و برای بقا، بهتره زودتر بترسی، تا اینکه خوشبینی کنی و غافلگیر بشی…
وقتی اجداد اولیهی ما صدای خشخش میشنید دو راه داشت:
1️⃣ یا فکر کنه یه سنجاب بوده و ولش کنه.
2️⃣ یا فکر کنه شاید پلنگ بوده و فرار کنه.
و اونهایی که دومی رو انتخاب میکردن زنده میموندن…
ذهن ما از نسل هموناییه که زنده موندن چون بدبینتر بودن. مشکل اینجاست ذهن امروزِ ما دیگه توی جنگل نیست، اما با همون منطق کار میکنه…
برای همین وقتی میخوای کاری کنی و قدم متفاوتی برداری، ذهنت اولین چیزی که میگه اینه: «نکنه خراب بشه و مسخرهت کنن؟»…
درحالیکه میتونه بگه:
«اگه موفق بشی چی؟»
ترس صدای بلندتری داره.
نه چون حقیقت داره، بلکه چون مغز فکر میکنه محافظت ازت بهتر از پیشرفته…
دلیل اینکه خیلیجاها اعتماد به نفس نداریم در ساختار مغزِ ماست ، نه فقدانهای درونیمون.
اما چطور میشه روایت مغز رو شکوند؟…
🔷 تخیل رو علیه ترس استفاده کن!
همونطور که ترس از تخیل میاد، تو هم ازش استفاده کن.
بگو «اگه بهم افتخار کنن چی؟»
نذار ذهن فقط در جهت منفی آزاد باشه.
ترس رو با تخیلت خنثی و هدایتش کن…
🔷 ترس رو پیشفرض نگیر!
وقتی از یه کاری میترسی یه لیست درست کن و بگو بدترین اتفاقی که قراره بیفته چیه یا اگه خراب شد، چقدر طول میکشه درستش کنی…
درنهایت مسئله این نیست که اصلا نترسی.
مسئله اینه بدونی این ترس فقط یکی از صداهای درون ذهنته، نه حکم نهایی دربارهی یه پیشامد.
و همین شاید آغاز یه تغییر مهم برات باشه.
📚پیشنهاد کتاب: شش ستون عزت نفس
عزت نفس کلید تمام پیشرفتهاست و این کتاب نشون میده چه چیزایی رو باید در خودت پرورش بدی.
📕 خلاصهی صوتی و متنی این کتاب داخل سایت و اپلیکیشن چکیدا دردسترسه.
https://chekida.com/summary/six-pillars-self-esteem-book-summary/
پس چرا ترس رو انتخاب میکنیم؟
مغز ما برای رشد ساخته نشده، بلکه وسیلهی بقامونه. و برای بقا، بهتره زودتر بترسی، تا اینکه خوشبینی کنی و غافلگیر بشی…
وقتی اجداد اولیهی ما صدای خشخش میشنید دو راه داشت:
1️⃣ یا فکر کنه یه سنجاب بوده و ولش کنه.
2️⃣ یا فکر کنه شاید پلنگ بوده و فرار کنه.
و اونهایی که دومی رو انتخاب میکردن زنده میموندن…
ذهن ما از نسل هموناییه که زنده موندن چون بدبینتر بودن. مشکل اینجاست ذهن امروزِ ما دیگه توی جنگل نیست، اما با همون منطق کار میکنه…
برای همین وقتی میخوای کاری کنی و قدم متفاوتی برداری، ذهنت اولین چیزی که میگه اینه: «نکنه خراب بشه و مسخرهت کنن؟»…
درحالیکه میتونه بگه:
«اگه موفق بشی چی؟»
ترس صدای بلندتری داره.
نه چون حقیقت داره، بلکه چون مغز فکر میکنه محافظت ازت بهتر از پیشرفته…
دلیل اینکه خیلیجاها اعتماد به نفس نداریم در ساختار مغزِ ماست ، نه فقدانهای درونیمون.
اما چطور میشه روایت مغز رو شکوند؟…
🔷 تخیل رو علیه ترس استفاده کن!
همونطور که ترس از تخیل میاد، تو هم ازش استفاده کن.
بگو «اگه بهم افتخار کنن چی؟»
نذار ذهن فقط در جهت منفی آزاد باشه.
ترس رو با تخیلت خنثی و هدایتش کن…
🔷 ترس رو پیشفرض نگیر!
وقتی از یه کاری میترسی یه لیست درست کن و بگو بدترین اتفاقی که قراره بیفته چیه یا اگه خراب شد، چقدر طول میکشه درستش کنی…
درنهایت مسئله این نیست که اصلا نترسی.
مسئله اینه بدونی این ترس فقط یکی از صداهای درون ذهنته، نه حکم نهایی دربارهی یه پیشامد.
و همین شاید آغاز یه تغییر مهم برات باشه.
📚پیشنهاد کتاب: شش ستون عزت نفس
عزت نفس کلید تمام پیشرفتهاست و این کتاب نشون میده چه چیزایی رو باید در خودت پرورش بدی.
📕 خلاصهی صوتی و متنی این کتاب داخل سایت و اپلیکیشن چکیدا دردسترسه.
https://chekida.com/summary/six-pillars-self-esteem-book-summary/
Chekida
خلاصه کتاب شش ستون عزت نفس | چکیده 0 تا 100 | چکیدا
خلاصه کتاب شش ستون عزت نفس از ناتانیل براندن اهمیت عزت نفس رو در تلاش ما برای سلامت روانی، موفقیت شخصی و روابط مثبت نشون میده و بهطور قدمبهقدم...
❤41👍11👏1
14 | «خدا مرده است»
این جملهی افسانهای که آغازگر عصر سکولار در تاریخ غرب بهحساب میاد، توی کتاب علم شاد اثر فریدریش نیچه در سال ۱۸۸۲ اومده.
در نگاه اول شاید لحنش پیروزمندانه بهنظر برسه، ولی نیچه اصلاً از این اتفاق خوشحال نبود.
اون نگران بود که مرگ خدا برای بشر خیلی سنگین تموم بشه.
میترسید که انسانها، بدون تأمل، همهی چیزهای خوبی که دین (در بهترین حالتش) ترویج کرده بود رو کنار بذارن:
مثل حس تعلق به جامعه، مهربونی، بخشش، و درک عظمت و شگفتی زندگی.
نیچه پیشبینی میکرد که این خلأ باعث بشه انسانها بهجای معنا، دنبال دو چیز نامطمئن برن:
عشق رمانتیک و موفقیت شغلی.
با این حال، نیچه نمیخواست دین رو کامل حذف کنه؛
بلکه آرزو داشت جایگزینی براش بیاد، چیزی شبیه به «دین بهتر» که ریشه در هنر، موسیقی و فلسفه داشته باشه.
قهرمانهای این دین جدید میتونستن فیلسوفهای رواقی، مونتنی، گوته یا واگنر باشن.
نیچه میگفت:
شاید خدا مرده باشه، ولی اگه بخوایم دنیای خوبی بدون خدا بسازیم، باید یادمون بمونه که اصلاً چرا اونهمه سال خدا رو اختراع کرده بودیم، چون خیلی از اون دلایل هنوزم هستن.
#فلسفه_با_چکیدا
این جملهی افسانهای که آغازگر عصر سکولار در تاریخ غرب بهحساب میاد، توی کتاب علم شاد اثر فریدریش نیچه در سال ۱۸۸۲ اومده.
در نگاه اول شاید لحنش پیروزمندانه بهنظر برسه، ولی نیچه اصلاً از این اتفاق خوشحال نبود.
اون نگران بود که مرگ خدا برای بشر خیلی سنگین تموم بشه.
میترسید که انسانها، بدون تأمل، همهی چیزهای خوبی که دین (در بهترین حالتش) ترویج کرده بود رو کنار بذارن:
مثل حس تعلق به جامعه، مهربونی، بخشش، و درک عظمت و شگفتی زندگی.
نیچه پیشبینی میکرد که این خلأ باعث بشه انسانها بهجای معنا، دنبال دو چیز نامطمئن برن:
عشق رمانتیک و موفقیت شغلی.
با این حال، نیچه نمیخواست دین رو کامل حذف کنه؛
بلکه آرزو داشت جایگزینی براش بیاد، چیزی شبیه به «دین بهتر» که ریشه در هنر، موسیقی و فلسفه داشته باشه.
قهرمانهای این دین جدید میتونستن فیلسوفهای رواقی، مونتنی، گوته یا واگنر باشن.
نیچه میگفت:
شاید خدا مرده باشه، ولی اگه بخوایم دنیای خوبی بدون خدا بسازیم، باید یادمون بمونه که اصلاً چرا اونهمه سال خدا رو اختراع کرده بودیم، چون خیلی از اون دلایل هنوزم هستن.
#فلسفه_با_چکیدا
❤74👍19🤔10👎2👏1
بتهوون وقتی شنواییش رو از دست داد، همه گفتن:
دیگه نمیتونه موسیقی بسازه.
ولی اون جواب داد: «من با گوشام نمینوازم، من با قلبم مینوازم.»
تو هم شاید یه چیز مهم رو از دست داده باشی…
شاید نتونی مثل قبل ورزش کنی چون بدنت یاری نمیکنه.
شاید تو کاری که دنبالش بودی شکست خوردی و همهچی ریخته بههم.
شاید حتی کسی که خیلی بهش تکیه داشتی دیگه کنارت نباشه.
اما واقعیت اینه که هنوز راههای دیگه هست.
مثل وقتی که نمیتونی بری باشگاه، ولی میتونی توی خونه با چند حرکت ساده بدنتو قوی نگه داری.
یا وقتی سرمایتو از دست میدی، ولی تجربهت میمونه و میتونی دوباره شروع کنی.
یا وقتی آدم مهمی رو از دست دادی، اما هنوز خودت هستی که میتونی روی پاهات وایسی.
تو هم میتونی مثل بتهوون ساز خودتو بزنی، حتی اگه بخشی از دنیات خاموش شده باشه.
#چکیدا_صبحگاهی
📚 @chekida_com
دیگه نمیتونه موسیقی بسازه.
ولی اون جواب داد: «من با گوشام نمینوازم، من با قلبم مینوازم.»
تو هم شاید یه چیز مهم رو از دست داده باشی…
شاید نتونی مثل قبل ورزش کنی چون بدنت یاری نمیکنه.
شاید تو کاری که دنبالش بودی شکست خوردی و همهچی ریخته بههم.
شاید حتی کسی که خیلی بهش تکیه داشتی دیگه کنارت نباشه.
اما واقعیت اینه که هنوز راههای دیگه هست.
مثل وقتی که نمیتونی بری باشگاه، ولی میتونی توی خونه با چند حرکت ساده بدنتو قوی نگه داری.
یا وقتی سرمایتو از دست میدی، ولی تجربهت میمونه و میتونی دوباره شروع کنی.
یا وقتی آدم مهمی رو از دست دادی، اما هنوز خودت هستی که میتونی روی پاهات وایسی.
تو هم میتونی مثل بتهوون ساز خودتو بزنی، حتی اگه بخشی از دنیات خاموش شده باشه.
#چکیدا_صبحگاهی
📚 @chekida_com
1❤114👍6🤔3