چکیدا | Chekida – Telegram
چکیدا | Chekida
20.5K subscribers
181 photos
8 videos
26 files
341 links
🌎 وبسایت و اپلیکیشن خلاصه‌ی کتاب‌ها | ۰ تا ۱۰۰
بهترین کتابا رو در ۱۵دقیقه بخون

آدرس سایت:

🔗 https://chekida.com
Download Telegram
⭐️ حسین علیزاده مردی که یاد گرفت «راه خودش» را بسازد

این داستان زندگیِ آدمیه که از دل یک زندگی کاملاً معمولی بلند می‌شه و مسیر تازه‌ای باز می‌کنه؛ نه با امکانات خاصی، نه با شانس، فقط با تمرین و گوش‌دادن به چیزی که بقیه شاید حتی نمی‌شنون.🎶

حسین علیزاده اوایل دههٔ ۳۰ توی تهران به دنیا اومد؛ توی خانواده‌ای ساده و کاملاً دور از فضای حرفه‌ای هنر.

ولی همون سال‌هایی که خیلی‌ها دنبال بازی و تفریح بودن، علیزاده عاشق صدای ساز شد.🪉

تار براش فقط یک وسیله نبود؛ انگار یه پنجره بود به دنیایی که هنوز هیچ‌کس کشفش نکرده بود.🎼

این علاقه رو جدی گرفت و به‌جای «آرزو کردن»، راه تمرین رو انتخاب کرد؛ سال‌هایی که ساعت‌های طولانی کنار ساز می‌نشست و بدون وقفه می‌نواخت.🎻

همین مداومت بود که پای اون رو به هنرستان باز کرد، بردش پیش اساتید بزرگ موسیقی ایرانی و کم‌کم نگاه حرفه‌ایش رو ساخت.

اما نقطهٔ خاص زندگی علیزاده فقط تلاشش نبود؛ جرأتش بود.👌🏻

ریشه‌ها رو با احترام یاد گرفت، اما توی اون‌ها «گیر» نکرد.

موسیقی سنتی رو حفظ کرد، اما دنبال این بود که بفهمه «صدای خودش» دقیقاً کجاست.

همین ویژگیه که آثارش رو متفاوت می‌کنه؛ چه توی بداهه‌نوازی‌هاش، چه توی آلبوم‌هایی مثل ترکمن یا نِی‌نوا.🌿

کم‌کم مسیرش از مرز ایران هم گذشت.
هم‌آوایان رو ساخت، اجراهای جهانی داشت، و حتی نامزد گرمی شد.
همهٔ اینا بدون این‌که هویت ایرانیش رو کنار بذاره.

این نکته برای ما که توی دنیای سریع و شلوغ امروز زندگی می‌کنیم یه یادآوری مهمه:
«می‌شه بیرون رفت، دیده شد، رشد کرد… و هنوز مال همین خاک بود.»

مسیر علیزاده یک پیام روشن داره:
اگر می‌خوای صدای خودت رو پیدا کنی، اول باید سکوت کنی، تمرین کنی، و از تقلید عبور کنی.🫴🏻

📌 موفقیت از همون جایی شروع می‌شه که کار رو برای «خودت» انجام بدی، نه برای تأیید بقیه.

اگه بخوام درس زندگی‌ش رو توی یک جمله خلاصه کنم:
«ریشه‌ها رو یاد بگیر، مسیرت رو بساز، و بذار دنیا کم‌کم صدای تو رو بشنوه.»

#چکیدا_صبحگاهی
53👏17👍6🤩1
✍️ بین ۴۰ تا ۵۰ سالگی یه حال عجیبی میاد سراغت!

سال ۱۹۶۵ اِليوت ژاک وقتی به‌عنوان روان‌کاو زندگی افراد مشهور رو بررسی می‌کرد، روند عجیبی رو فهمید.🕵🏻‍♂️

صرف‌نظر از اینکه یه‌نفر چقدر موفق یا مشهوره، یه جایی بین ۴۰ تا ۵۰ سالگی حال عجیبی میاد سراغش…

مثلا میکل آنژ، نقاش و مجسمه‌ساز ِ بزرگِ تاریخ بین ۴۰ تا ۵۵ سالگی انقدر بی‌رمق که تقریبا هیچ‌کاری انجام نداد.🤷🏻‍♂️

الیوت ژاک این روند رو‌ توی زندگی مردم عادی هم بارها دیده بود و مقاله‌ای درباره‌ش نوشت…

توی مقاله‌ش از این اتفاق با اصطلاح «بحران میانسالی» نام برد.🧑🏻‍🦳

👈🏻 اما این بحران چیه؟

ژاک می‌گفت آدما حدود ۴۰ سالگی نارضایتی جدیدی رو حس می‌کنن…
این نارضایتی برای هرکسی متفاوته؛ اما چرا؟…

به‌خاطر اینکه وقتی به میانسالی می‌رسیم، معمولا مجبور می‌شیم یه‌سری حقایق سخت رو قبول کنیم؛ مثلا بپذیریم که خیلی از رویاهای کودکی و جوانی‌مون قرار نیست هیچوقت تبدیل به واقعیت بشه…

میگن انسان به امید زنده‌ست.🌱
این امید توی میانسالی کمرنگ میشه…

و اینجاست که احساسی مثل ملال سراغمون میاد.

و مهم‌تر از همه، خیلی از مردم برای اولین‌بار واقعا میراییِ خودشون رو درک می‌کنن…

اولین مواجهه‌ی ما با کمر درد و چین و‌ چروک توی میانسالی اتفاق میفته؛
اما می‌دونی چی جالبه؟🤔

دانشمندا فهمیدن نمودارِ شادی انسان در طول زندگی، شبیه حرف انگلیسی U هست.
یعنی چی؟

یعنی با گذر از میانسالی، دوباره سطح شادی‌مون زیاد میشه.📈👍🏻
با این‌حال چگونگیِ گذر از این دوران مهمه.

📙کتاب «میانسالی» بینش‌هایی بهت میده تا در مواجهه با میانسالی خودت رو نبازی!

خلاصه کتاب میانسالی رو همین الان از اپ یا سایت چکیدا بصورت متنی و صوتی بخون و بشنو📖🎧

👈🏻برای مطالعه‌ی این خلاصه کتاب کلیک کنید👉🏻
26👍17
🔹 ۵ جمله از کتاب «نگرش یعنی همه‌چیز» که می‌تونن به فکر فرو ببرنت!

1️⃣ «یکی از الهام‌بخش‌ترین آدمایی که دیدم، دابلیو. میچل بود. توی یه تصادف موتور، ۶۵درصد از بدنش سوخت. بعد از چند سال هم توی یه سقوط هواپیما از کمر به پایین فلج شد. می‌تونست تسلیم بشه و هیچ‌کس هم بابت این کار سرزنشش نمی‌کرد. ولی گفت: «قبل از فلج‌شدن، ده‌هزار کار می‌تونستم انجام بدم. حالا نه‌هزار تا. الان یا می‌تونم روی اون هزارتای از‌دست‌رفته زوم کنم یا روی اون نه‌هزارتای باقی‌مونده.» این یعنی نگرش. یعنی تبدیل درد به قدرت.»


2️⃣ حقیقت اینه که مشکلات ما رو تعریف نمی‌کنن، واکنش ما به اوناست که این کار رو می‌کنه.

3️⃣ شادی از شرایط عالی نمیاد، از نگرش عالی به شرایط ناقص میاد.

4️⃣ شجاعت به‌معنی نبود ترس نیست. شجاعت یعنی حرکت حتی باوجود ترس.

5️⃣ دریاهای آروم، ملوان‌ها ماهر نمی‌سازن.

📗 این کتاب رو می‌تونی به‌صورت خلاصه‌شده ظرف ۵۳ دقیقه به‌صورت صوتی یا متنی در وبسایت و اپلیکیشن چکیدا مطالعه کنی و جان کلامش رو بدون مطالعه‌ی کتاب کامل، درک کنی.

🔗 لینک کتاب در چکیدا:

https://chekida.com/summary/attitude-is-everything-book-summary/
36👍15👏2
📌 در سال ۱۹۲۳، در شیکاگو، مردی به اوج رسیده بود که بسیاری فقط خوابش را می‌دیدند: آل کاپون.

ثروتش افسانه‌ای بود، نفوذش بی‌رقیب، نامش لرزه به جان سیاستمدارها و پلیس می‌انداخت. به ظاهر، چیزی نبود که نداشته باشد: قدرت، احترام، لذت.

اما در درون؟ همان‌طور که بعدها دوستان نزدیکش اعتراف کردند، او مردی بود اسیر کابوس‌ها، بی‌اعتماد به همه، همیشه در ترس. موفقیتِ بی‌حد، او را به آزادی نرسانده بود؛ او را زندانی کرده بود.

🔹 این تناقض، تازه نیست.

از زمان باستان تا امروز، بارها و بارها دیده شده: هرچه بیشتر می‌گیری، کمتر احساس می‌کنی داری. هرچه بالاتر می‌روی، بیشتر از پرتگاه می‌ترسی.

سنکا، فیلسوف رواقی و یکی از ثروتمندترین مردان روم، این تناقض را بهتر از هرکس می‌شناخت. او در کاخ‌های پرزرق‌وبرق زندگی می‌کرد، با امپراتوران دوستی داشت، اما در نامه‌هایش بارها نوشت:

«موفقیت، مثل تشنگی‌ای است که با نوشیدن، شدیدتر می‌شود.»


چرا؟ چون وقتی به یک خواسته می‌رسی، مغزت یاد می‌گیرد که سقفی وجود ندارد. امروز یک خانه، فردا کاخ. امروز احترام، فردا ستایش جهانی. امروز آزادی، فردا جاودانگی.

سقراط این را زود فهمیده بود. وقتی آتنی‌ها با او مثل یک مرد فرزانه و ستوده رفتار می‌کردند، او ترجیح می‌داد با همان ردای ساده‌اش در کوچه‌ها پرسه بزند و سؤال بپرسد. چرا؟ چون می‌دانست هرچه بیشتر به دنبال «داشتن» بروی، بیشتر از «بودن» فاصله می‌گیری.

اما چرا این اتفاق می‌افتد؟

چون ذهن ما برای «رضایت» ساخته نشده؛ ذهن ما برای «بقا» ساخته شده. در دوران باستان، اگر راضی می‌شدی یعنی از تلاش برای شکار، جمع‌آوری یا مراقبت دست می‌کشیدی، و همین می‌توانست مساوی مرگ باشد. پس مغز یاد گرفت هیچ‌وقت نگوید «کافی است».

و حالا، در دنیای مدرن، همین سازوکار با ما بازی می‌کند. موفقیت‌های بیشتر فقط سقف توقعات را بالاتر می‌برد.
به همین دلیل است که میلیون‌ها نفر، درست در لحظه‌ای که به قله‌ی آرزوهایشان می‌رسند، دچار افسردگی می‌شوند. ورزشکاری که مدال طلای المپیک را می‌گیرد، نویسنده‌ای که کتابش پرفروش می‌شود، تاجری که اولین میلیاردش را به‌دست می‌آورد—و ناگهان همه‌چیز بی‌معنی می‌شود.

✍️ مارکوس اورلیوس، امپراتور قدرتمند روم، دقیقاً در اوج قدرتش در دفترچه‌ی شخصی‌اش نوشت:
«شکوهی که تو را احاطه کرده، در چشم‌اندازی بزرگ‌تر، فقط مثل دودی است که به‌زودی پراکنده می‌شود.»

او فهمیده بود که موفقیت، اگر به‌عنوان مقصد دیده شود، تو را می‌کشد. چون وقتی برسی، چیزی جز پوچی باقی نمی‌ماند.

پس راه‌حل چیست؟

شاید همین چیزی باشد که رواقیون و بعدها بسیاری از فلاسفه به آن رسیدند: موفقیت باید یک «ابزار» باشد، نه «هدف». باید به چشم یک مسیر نگاهش کنی، نه پایان.
نه برای پر کردن خلا درونی، بلکه برای آزمودن، تجربه کردن، خدمت کردن.

موفقیت بیشتر می‌تواند تو را بدبخت‌تر کند، اگر فکر کنی در آن خوشبختی پنهان شده.

اما اگر درک کنی که خوشبختی در مسیر است، در رشد است، در کشف خودت است، آن وقت موفقیت فقط یک نتیجه‌ی جانبی می‌شود.

آل کاپون این را هیچ‌وقت نفهمید. سنکا تا حدودی فهمید، هرچند همیشه میان ثروت و فلسفه در نوسان بود. اما شاید تو بتوانی زودتر درک کنی:

🌱 اینکه شادی واقعی، بعد از رسیدن نیست.

🚶‍♂️ شادی واقعی، در همان لحظه‌ای است که هنوز در تکاپو هستی.
👍5827👏11
🔹 اگه بین ۲۷ - ۲۹ سالته، اینو بخون تا اضطرابت کمتر بشه!

📌 اینجا اوج بزرگسالیته و چیزای واقعی تازه شروع میشن: ۲۵سالگی مثل یه مقدمه بود. لوب پیشانیِ مغزت توسعه پیدا کرد و برای اولین‌بار حس کردی که بزرگ شدی. ۲۶سالگی هنوز یه‌ذره جا برای آزمون‌وخطا هست؛ اما ۲۷ تا ۲۹سالگی؟ اینجا همونجائه که برای اولین‌بار زندگی واقعی رو حس می‌کنی. حالا دیگه تصمیماتت وزنه دارن و تازه می‌فهمی عواقب اتفاقات، چطوری خودشون رو نشون میدن.

1️⃣ اگه تا قبل از این آرامش هدفت بوده، از این به بعد نباید باشه، چون باعث میشه پنجره‌ی فرصت رو از دست بدی. آرامش و خوش‌گذرونیِ جوانی مسیر ۲۲ تا ۲۶سالگی بوده. اما حالا از اون سال‌ها گذشتی و راستش این خبر خوبیه. به خودت فشار نیار. فقط چون سال‌های جوانی داره می‌گذره، خودت رو با انتخاب آدم اشتباه تباه نکن. برای آدمت صبر کن. تو تا اینجا نیومدی که فقط قانع بشی.

2️⃣ تو هنوز ۳۰ساله نشدی. اینکه میگن: «۲۹ همون ۳۰ هست» دروغیه که آدمای دیگه بهت میگن تا حس بد ناکامیِ خودشون رو اینطوری بپوشونن. فریب این جوک رو نخور. تو ۲۷سالته. تو ۲۸سالته. تو ۲۹سالته. هرکدوم از این سال‌ها مهمه. و راستشو بگم؟ ۳۰سالگی هم پایان چیزی نیست. یه‌طوری بهش نگاه نکن که انگار تاریخ انقضاته. حتی وقتی به اون سن‌و‌سال رسیدی، می‌بینی که چیزی تموم نشده!

3️⃣ یه پوستِ کلفت برای «مقایسه‌شدن» بساز. قراره بیشتر از همیشه حس «عقب‌موندن» بهت دست بده. اما یادت باشه: «عقب‌موندن» بر این فرض بناست که انگار یه استاندارد جهانی واسه رشد وجود داره. اینطور نیست! زندگی، پیست مسابقه نیست؛ بلکه یه مسیر شلوغ و درهمه که برای هرکسی یه‌جوره. همینکه توش باشی، یعنی در مسیر رشدی و یادت باشه مسیر هیچ دو نفری، شبیه به هم نیست.

4️⃣ سلامتیت رو جدی‌تر بگیر. منظم آزمایش بده: پاپ‌اسمیر، تیروئید، ریه، خون. بدنت با تو واضح‌تر صحبت خواهد کرد. خوب بهش گوش بده. مبادا چون هنوز جوونی، نشونه‌ای رو نادیده بگیری. بله جوونی، اما دیگه سال‌های ابتداییِ زندگیت نیست. مشکلات رو اگه بتونی از همون اول تشخیص بدی، قابل‌مدیریت خواهند بود.

5️⃣ پس‌انداز خوبه اما سرمایه‌گذاری بهتره. پولی که توی بانک بمونه، فقط داره با تورم ارزشش رو از دست میده. اینجا باید بذر رشدت رو برای دهه‌ی ۳۰‌سالگیت بکاری. طلا بخر. پولت رو به ارز تبدیل کن. بازار رمزارز رو یاد بگیر. به این فکر کن که اگه ۱۰سال پیش، سالی ۲تا سکه کنار می‌ذاشتی، الان چقدر پشتوانه‌ی مالی داشتی. ۱۰سال بعد هم همینه.

6️⃣ بدنت در مسیر تغییر قرار می‌گیره. متابولیسم روند کاهشی می‌گیره. انرژی کمتر میشه و وزنت احتمالا سنگین‌تر از قبل میشه. سعی کن بدنت رو تکون بدی؛ حتی اگه در حد ۳۰ دقیقه پیاده‌رویِ روزانه باشه. این ذهنیت که «از سال بعد» یا «از شنبه» شروع می‌کنم، باعث میشه به ۳۵ سالگی برسی و یهو متوجه بشی که بدنت مثل سابق باهات همراهی نمی‌کنه.

7️⃣ به دایره‌ی اطرافیانت بیشتر توجه کن. بعضی‌وقتا این توجه، نیازمند اینه که از راحتیِ خودت بزنی. بله، فیلم‌دیدن و گشتنِ چندین‌ساعته توی اینستاگرام به همه‌مون حال میده، اما چیزی که توی روزهای سخت می‌تونه ما رو از سقوط نجات بده، کیفیت روابط و آدمایی هست که اطراف خودمون جمع کردیم. فعالیت‌های اجتماعی رو جدی بگیر و سعی کن تا می‌تونی دوستان بیشتری رو به زندگیت راه بدی.

8️⃣ یاد بگیر حتی با احساسات ناراحت‌کننده هم روبه‌رو بشی، نه اینکه با کارهایی مثل پارتی‌کردن، خریدکردن، اینستاگرام‌گردی و پریدن توی روابط جدید حواس خودت رو ازشون پرت کنی. با ترس‌هات روبه‌رو شو. با ناامیدی‌هات. با تنهاییات. بلوغ عاطفی یعنی بتونی همه‌‌ی احساساتت رو ببینی و پاسخ درستی رو در قبال اون‌ها انتخاب کنی.

9️⃣ و درنهایت باید بگم احتمالا عملکردت بهتر از چیزیه که خودت فکر می‌کنی. نکته اینجاست که بزرگسالی دیگه با تشویق اطرافیان همراه نیست. به‌خاطر همینه که اکثر آدما در این دوره حس ناکافی‌بودن می‌کنن. یاد بگیر گاهی مکث کنی و به راهی که اومدی نگاه بندازی؛ راهی که برای خودِ ۲۱ساله‌ت مثل یک رویا می‌موند. به زندگیت نگاه کن چون احتمالا چیزهایی خواهی داشت که خود ۲۱ساله‌ت روزی برای داشتنشون دعا می‌کرد. اینو دست‌‌کم نگیر.
49👏9👍3
😍 خلاصه کتاب رایگان این هفته: زندگی شجاعانه!

توی این کتاب برنه براون سعی می‌کنه تو رو به یه سفر درونی ببره و نور روی نقاطی بندازه که شاید در ابتدا مواجهه باهاشون دردناک باشه، اما سعادت در ادامه‌ی زندگی از مسیر مواجهه با اون‌ها می‌گذره.

چطور میشه تا وقتی الگوهای اشتباه رو درون خودمون کشف نکردیم، مدام اشتباهاتی رو تکرار نکنیم که قبل‌تر انجام دادیم؟

📌 تا شنبه فرصت داری این خلاصه کتاب رو به‌صورت کاملا رایگان در سایت و اپلیکیشن چکیدا ظرف ۳۰ دقیقه مطالعه کنی.

🔗 لینک خلاصه کتاب:

https://chekida.com/summary/daring-greatly-book-summary/
17👍1
ما فکر می‌کنیم کتاب می‌خونیم تا مشکلاتمون حل بشه؛ اما کتاب اصلا نمی‌تونه چنین کاری انجام بده.

کتاب صرفا باعث میشه ما با بخش‌هایی از خودمون روبه‌رو بشیم که توی الگوهای به‌جامونده از کودکی‌مون گیر کردن و امروزمون رو با کلی مشکل مواجه کردن.

🔹 کتاب زندگیت رو درست نمی‌کنه!

فقط باعث میشه اون نقشه‌ای که والدینت زمانی به‌عنوان راه‌و‌رسم زندگی بهت دادن رو از درونت بیرون بکشی و از خودت بپرسی: «مطمئنی که می‌خوای بقیه‌ی عمرت رو با همین نقشه‌‌ی قدیمی ادامه بدی؟»

مهم‌ترین مزیت کتاب اینه که بهت نشون میده مشکلِ تو رئیست، عشق قبلیت یا فرسودگی کاریت نیست؛ بلکه مشکلت اینه که هنوزم مثل یه بچه‌ی ۱۳ساله به اتفاقات واکنش نشون میدی و منتظر دیده‌شدنی. و راستش زندگیت بهتر نمی‌شه اگه بخوای توی همون الگوهایی که دوران دبیرستان یاد گرفتی، بمونی.

📗 اصلی‌ترین هدف از کتاب‌خوندن، کمک‌کردن به آگاه‌شدن از بخش‌های ناخودآگاهِ ذهن‌مون هست؛ همون بخش‌هایی که باعث میشن عاشق آدمای اشتباه بشیم، سراغ شغل‌های نامناسب بریم و خودمون رو دوست نداشته باشیم. با کتاب این بخش‌ها رو در وجودت کشف کن، ببین و کنترلشون رو به‌دست بگیر.

📱 اگه دوست داری کتاب بخونی، اما فرصت یا حوصله‌ی قدیم رو نداری، چکیدا به‌جای تو بهترین کتاب‌های غیرداستانی رو خونده و به‌صورت صوتی و متنی خلاصه کرده!

📌 لینک نصب اپلیکیشن چکیدا:
https://chekida.com/download
👍2620👏4👎2
📌 ما نسلی شدیم که شهامت عشق‌ورزیدن هم نداریم و این ارمغان اینستاگرامه!

✍️ در قرن ۱۹، فیلسوفی دانمارکی به‌اسم سورن کی‌یِرکگور، گفت مهم‌ترین چیزهای زندگی مثل خدا، معنا و به‌ویژه عشق با عقل و منطق و حساب‌کتاب به‌دست نمیاد. نمی‌تونی کنار استخر بایستی، دمای آب رو با انگشت چک کنی، عمق رو بسنجی و بعد اگه همه‌چیز امن بود، آروم وارد بشی. نه، عشق، پریدن هست. پریدن در تاریکی، بدون اینکه بدونی کسی اون پایین تو رو خواهد گرفت یا نه...

😓 اما امروز؟ امروز ما کنار استخر روابط ایستادیم و نه‌تنها شهامت پریدن رو نداریم، بلکه برای این بزدلی‌مون قانون هم می‌نویسیم. ما تبدیل شدیم به «نسل استراتژیست». بهت یاد دادن که روابط یه بازیه و توی این بازی، «قدرت» دست کسیه که کمتر اهمیت میده. بهت گفتن دابل‌تکست نده چون ضعیف به نظر میای. بهت گفتن اگه دیر جواب داد، تو دیرتر جواب بده تا ادب بشه. بهت گفتن بی‌تفاوتی، جذابت می‌‌کنه...

😊 دوستِ من، اینا قانون عشق نیست؛ اینا استراتژی جنگه. این قوانین درواقع می‌خوان یک‌چیز رو تضمین کنن: «امنیت». ما می‌خوایم عشق رو تجربه کنیم، بدون اینکه خطرِ زخمی‌شدن رو بپذیریم. می‌خوایم وارد میدان جنگ بشیم، اما زره‌مون حتی خط هم برنداره و دقیقا همینجاست که «عشق» می‌میره؛ چون عشقی که در اون غرور از اتصال روح مهم‌تر باشه، عشق نیست، بلکه یه معامله‌ست...

🧑‍💼 زیگمونت باومن، جامعه‌شناس بزرگ، اسم این وضعیت رو گذاشته بود «عشق سیال». می‌گفت توی دنیای مدرن، آدما دنبال روابطی هستن که دکمه‌ی بازگشت داشته باشه. روابطی مثل خریدِ هندونه‌ی به‌شرط چاقو: تحویل سریع و اگه خوشت نیومد، پس‌فرستادن بدون هزینه. ما از وابستگی می‌ترسیم چون وابستگی یعنی دادنِ قدرت به دیگری. یعنی اعتراف به اینکه: «من به تو نیاز دارم و تو می‌تونی ویرانم کنی.»

✍️ سی. اس. لوئیس، نویسنده‌ی بزرگ جمله‌ای داره که باید در سطح شهر نوشت: «عاشق شدن یعنی آسیب‌پذیر شدن. هر چیزی را که دوست بداری، دلت بابتش خواهد شکست و شاید هم خرد شود. اگر می‌خواهی مطمئن شوی که قلبت سالم می‌ماند، آن را به هیچ‌کس نده... آن را در تابوتِ خودخواهی‌ات قفل کن. آنجا امن خواهد ماند، نمی‌شکند؛ اما تغییرناپذیر، نفوذناپذیر و سنگ خواهد شد.»

💚 مشکل نسل ما اینه که ما ترجیح می‌دیم قلبمون سنگ بشه تا اینکه بشکنه. عشق واقعی، جسارت می‌خواد. جربزه می‌خواد. جربزه‌ی اینکه گوشی رو برداری و بگی: «من دلم تنگ شده»، حتی اگه طرف مقابل سرد برخورد کنه. جربزه‌ی اینکه پیام دوباره بفرستی، نه چون ضعیفی، بلکه چون اون‌قدر قوی هستی که از قضاوت‌شدن نمی‌ترسی. جربزه‌ی اینکه فداکاری کنی، از خودت بگذری و کسی رو به روحت راه بدی...

📱 امروز مرشدهای اینستاگرامی بهت میگن: «کسی باش که کمتر اهمیت میده، چون کسی که کمتر اهمیت میده، قدرت دستشه.» این شاید دستورالعملِ «قدرت» باشه، اما دستورالعملِ «تنهایی» هم هست. از خودت بپرس که آیا غرورت اونقدر مهمه که حتی به‌خاطر کسی که عاشقشی هم نمی‌تونی ازش بگذری؟ آیا بابت حفظش در انتهای زندگی بهت جام میدن؟ آیا این واقعا غروره یا ترسیه که از واکنش دیگری داری؟

♟️ عشق واقعی، بازی شطرنج نیست که منتظر حرکت حریف باشی. عشق، میدان نبردی هست که در اون باید سپرت رو زمین بذاری. اگه تمام مدت مراقب باشی که «قوی» به‌نظر بیای، هیچ‌وقت گرمای واقعیِ رابطه رو حس نخواهی کرد. گرما برای کسی هست که جرئت داره بسوزه. قوانین اینستا رو بریز دور. کسی که می‌ترسه پیام بده، قوی نیست؛ محتاطه و زندگی هیچ‌وقت به آدم‌های محتاط جایزه نداده.

🔹 و در پایان، هیچ‌وقت بابت عشق‌هایی که نثار دیگران کردید و بعدها به این نتیجه رسیدید ذره‌ای برای عشق شما ارزش قائل نبودن، افسوس نخورید. شما اون‌چیزی که باید به زندگی ببخشید، بخشیدید. و چه چیزی زیباتر از عشق. هر رنج دوست‌‌داشتن صیقلی‌ست بر روح. با هر تمرین دوست‌داشتن روح تو زلال‌تر میشه. گاهی بعضی‌ها با ما همراه میشن اما جور درنمیان و گاهی افرادی رو دوست داریم که همراه نمی‌شن.

📚 توی این زمینه پیشنـهاد میشه خلاصـه کتاب «در ستایش عشق» رو در سایت و اپ چکیـدا به‌صورت صوتی و متنی بخونی یا بشنوی. ایـن کتاب میگه چرا عشق امروزی به قهقرا رفته.

https://chekida.com/summary/in-praise-love-book-summary/
65👍16👏4👎2🤯1
مارکوس اورلیوس جمله‌ای داره که انگار برای عصر اینترنت گفته شده: «ارزشِ توجهِ تو، برابر با ارزشِ چیزی است که به آن نگاه می‌کنی.»

ما روزانه هزاران تصویر، ویدیو و تیتر می‌بینیم که هیچ‌کدومشون ۱۰ سال دیگه یا حتی ۱۰ دقیقه دیگه اهمیتی ندارن. ما داریم «طلایِ توجه‌مان» رو خرجِ خریدنِ «آشغال» می‌کنیم.

اما تصور کن روزی ۱۰ دقیقه، فقط ۱۰ دقیقه، خودت رو در معرض چیزی قرار بدی که:

1️⃣ دیدگاهت رو به رنج تغییر بده.
2️⃣ معنای رابطه رو برایت بازتعریف کنه.
3️⃣ و ابزاری به تو بده که در طوفان‌های زندگی نشکنی.

🚀 کانال یوتیوب چکیدا، آرشیوی از ویدیوهای سرگرم‌کننده نیست. اونجا کلاسِ درسی هست که مدرسه و دانشگاه فراموش کردن برای ما برگزار کنن. هر ویدیو، یک «تلنگر» هست برای بیداری.

💚 اگر هنوز سابسکرایب نکردی، احتمالاً داری خودت رو از عمیق‌ترین و رایگان‌ترین دانشگاهِ زندگی محروم می‌کنی. انتخاب با خودته: سرگرمیِ فراموش‌شدنی، یا بیداریِ ماندگار؟

🔴 همین الان وارد شو و دکمه سابسکرایب رو بزن: [لینک کانال یوتیوب چکیدا]
48👍11👏6
📌 این تمرین ۲۰دقیقه‌ای از استنفورد می‌تونه زندگیت رو کن‌فیکون کنه. اسمش برنامه‌ریزیِ ادیسه‌وار هست. اینجا روش و اهمیت انجامش رو بهت میگم.

قراره ۳ نسخه‌ی کاملا متفاوت از خودت رو در پنج سال آینده متصور بشی. شاید فکر کنی کار سختیه، اما قراره مرحله به مرحله بهت چهارچوب بدم تا اصلا برات چالش‌برانگیز نباشه.

اولین مرحله:

تصویر کاملی از شرایط زندگیت در ۵ سال بعد رو بنویس؛ اگه همین مسیری که الان توش هستی، به همین شکل ادامه بدی.

🔹 همین شغل
🔹 همین روتین
🔹 همین مسیر

۵ سال بعد کجایی؟

دومین مرحله:

حالا بیا یه زندگی‌ای رو برای خودت طراحی کن که کاملا متفاوت از چیزیه که الان داری زندگیش می‌کنی.

🔹 اگه ریسک کنی...
🔹 اگه شغلت رو عوض کنی...
🔹 اگه به یه جای دیگه مهاجرت کنی...

این نسخه از تو ۵ سال بعد به کجا می‌رسه؟

سومین مرحله:

حالا بیا یه آینده‌ای برای خودت تصور کن که توش پول و نظر دیگران برات هیچ اهمیتی نداره.

از خودت بپرس اگه هیچ‌چیزی (مثلا اقتصاد کشور، شرایط خانوادگی، محدودیت مالی و زمانی) دیگه جلودارت نباشه، چه زندگی‌ای رو دوست داری بسازی؟

اکثر آدما عین اتوپایلوت زندگی می‌کنن. انگار خودشون کنترلی ندارن. برنامه‌ریزی ادیسه‌وار مجبورت می‌کنه زندگی رو از نمای بالاتر نگاه کنی، سوالای بزرگتر از خودت بپرسی و مسیرهای جدید رو تصور کنی.

نه برای رویابافی یا فانتزی‌سازی، بلکه برای اینکه کنترل زندگیت رو به‌دست بگیری.

برنامه‌ریزی ادیسه‌وار بهت نشون میده که واقعا چه گزینه‌هایی می‌تونی داشته باشی و کدوماش ارزش پیگیری دارن.

شفافیت می‌خوای؟

پس این تمرین ۲۰دقیقه‌ای رو انجام بده.

🔹 ۳ آینده
🔹 یک تصمیم
🔹 بی‌نهایت بینش تازه

توی این زمینه پیشنهاد میشه خلاصه کتاب «بهترین خودت باش» رو در سایت و اپلیکیشن چکیدا به‌صورت صوتی و متنی بخونی یا بشنوی. این کتاب نکات خوبی برای مدیریت زندگی میگه.

لینک خلاصه کتاب بهترین خودت باش
46👍10
تنهایی می‌تونه کاری کنه که به خرده‌نان دل ببندی و اسمش رو سفره بذاری.


📚 از خلاصه کتاب به کم قانع نشوید
به‌زودی در اپلیکیشن چکیدا 🤩
👏3215👍5
📌 تا می‌توانی رعیت را گرسنه نگه دار.

این توصیه‌ای بود که آغامحمدخان قاجار به ولیعهدش، فتحعلی‌شاه می‌کرد.

سوال اینجاست که در فقر و فلاکت مردم چه منفعتی برای حاکمین ظالم وجود داره که افراد ازش بی‌خبرن؟ مگه فقر زمینه‌ساز التهاب اجتماعی نیست؟ پس چرا آغامحمدخان کاملا برعکسش رو توصیه می‌کرد؟

🔹 ویدیو جدید چکیدا در یوتوب درباره‌ی همینه:

https://www.youtube.com/shorts/g2AqCh_Rf0g
23👍17
🔹 چارلی چاپلین می‌گفت زندگی از نمای نزدیک (کلوزآپ) یک تراژدیه و از نمای دور (لانگ‌شات) یک کمدی!

و این یکی‌از ماندگارترین سکانس‌های چارلی چاپلین در حافظه‌ی سینماست که شاید برای اولین‌بار اون رو راوی دیالوگ‌هایی می‌بینی که انتظار نداری انقدر سازنده و زندگی‌ساز باشن.

📌 روی لینک زیر بزن و این سکانس محشر رو تماشا کن. خودش درس زندگیه:

https://www.youtube.com/shorts/pncsMgHxsiE
22👍4👏2
سال ۱۹۵۹، یک جراح به‌اسم «لئونارد کاب» ۲۰ بیمار قلبی رو بیهوش کرد، سینه‌شون رو شکافت و بدون اینکه کاری انجام بده، سینه‌شون رو دوباره دوخت. اتفاقی که بعدش افتاد حیرت‌آور بود...

سال‌ها پیش، رایج‌ترین عمل برای درمان درد قفسه‌ی سینه ناشی از بیماری قلبی، چیزی بود به‌اسم «بستن شریان مامری داخلی». یعنی عمدا یکی‌از رگ‌های اصلی کنار قلب رو می‌بستن تا خون با شدت بیشتری از رگ‌های دیگه عبور کنه. بیمارها هم می‌گفتن بهتر شدن، درد کمتر و انرژی بیشتری دارن...

جراحی به‌اسم «لئونارد کاب» این داستان براش مسخره بود. نمی‌تونست باور کنه این عمل واقعا حال آدما رو خوب می‌کنه. پس دست به کار عجیبی زد. ۴۰ بیمار قلبی واقعی رو انتخاب کرد. نصفشون رو واقعا عمل کرد و روی بقیه‌شون یه عمل قلابی انجام داد. اتفاقی که بعدش افتاد برای هیچ‌کس قابل تصور نبود...

نتیجه؟ ۷۳ درصد از افرادی که واقعا عمل کرده بودن، بعد از عمل گزارش دادن که حالشون بهتر شده؛ اما عجیب اینجا بود که از بین افرادی که روشون عمل قلابی انجام شده بود و روح خودشون هم خبر نداشت، ۸۰ درصد گزارش کردن که واقعا حال بهتری پیدا کردن. نتیجه این عمل یه شوک در پزشکی بود...

عمل قلابی «لئونارد کاب» پرونده اون روش جراحی منسوخ رو بست، اما پیام مهم‌ترش این بود که ذهن چه قدرت عجیبی داره. فقط باور به اینکه تو جراحی شدی، می‌تونه واقعا آثار بهبودی (حتی موقت) رو در بدنت ایجاد کنه. امروز این اتفاق یه اصطلاح در دنیای پزشکی داره که بهش «اثر دارونما» میگن...

اگه مرشدهای زرد اینستاگرامی به این داستان‌ها پی ببرن، احتمالا با جملاتی مثل: «باور کن تا بشه» یا «افکارت، سرنوشتت رو خلق می‌کنن»، نسخه‌های مضحک و یکسانی برای همه خواهند پیچید. اما اینجا یه تبصره‌ی مهم وجود داره. اثر دارونما بیشتر به حوزه‌هایی مرتبط با «درک درد» محدوده...

میگرن یا پارگی مینیسک ممکنه با دارونما آروم بشه، اما وقتی بحث ژن یا افسردگی عمیق پیش میاد، اثرش تقریبا ناپدید می‌شه. یعنی چی؟ یعنی ذهن قدرتمنده، ولی نه برای همه‌چیز. البته آدما اگه باور داشته باشن تو امتحان خوب عمل می‌کنن، معمولا بهتر عمل می‌کنن. اگه باور کنن سرطان رو شکست میدن، احتمال بقاشون بیشتر می‌شه...

ولی اگه صبح تا شب به این فکر کنی که می‌تونی با پای برهنه روی آب راه بری، بازم نمی‌تونی این کار رو بکنی. دلیل ساده‌ش اینه که ذهن یه سری حلقه‌های بازخورد داره که انتظارات ما رو به تجربه‌هامون گره می‌زنه. انتظار درد باعث می‌شه درد حس کنیم. انتظار بی‌احترامی باعث می‌شه رفتارمون جوری بشه که بقیه واقعا باهامون بدرفتاری کنن...

پس بله، باورها اثر می‌ذارن. ولی باور همه‌چیز نیست. اونا فقط یکی از حلقه‌های زنجیره‌ی تجربه‌ان، نه کل تجربه. تو دنیای خودیاری از «باورهای محدودکننده» زیاد می‌شنوی. اما باید یادت باشه «محدودیتِ باور» هم وجود داره: جایی که انتظاراتت به واقعیت می‌خوره و متوقف می‌شه. بهترین کار اینه که هر دو رو ببینی. هم قدرت ذهن، هم مرزهای واقعیت.

توی این زمینه پیشنـهاد میشه خلاصـه کتاب «اثر انتظار» رو در سایت و اپلیکیشن چکیـدا به‌صورت صـوتی و متنی بخونی یا بشنوی. این کتاب دید تازه‌ای از قدرت ذهن بهت میده.

https://chekida.com/summary/expectation-effect-book-summary/
43👍12
📚 زندگی مجموعه‌ای از فقدان‌هاست؛ این تقریبا تنها چیزِ حتمی در زندگیِ ماست.

لحظه‌به‌لحظه و سال‌به‌سال خودِ سابق‌مان را پشت‌سر می‌گذاریم، خودی که دیگر نمی‌توانیم آن را برگردانیم. ما دوستان، اعضای خانواده، ارتباطات، شغل‌ها و گروه‌هایی را از دست می‌دهیم. نظرات، تجارب، اعتقادات و اشتیاقاتی را از دست می‌دهیم و درنهایت روزی هستیِ خود را.

اگر به لحظاتِ سختِ زندگی‌تان فکر کنید، متوجه می‌شوید برای خلاصی از آن لحظاتِ سخت باید با رنجِ فقدان کنار می‌آمدید. باید روابط و پیگیری‌ها را از دست می‌دادید، باید معنایی را از دست می‌دادید تا قادر می‌شدید به معنایی والاتر و سالم‌تر دست یابید.

🔹 با این نگاه، تمام رشدها به گونه‌ای فقدان نیاز دارند و تمام فقدان‌ها موجب رشد می‌شوند. این دو باید با یکدیگر اتفاق بیفتند.

🔋 افراد به رشد با دیدگاهی شادی‌بخش و خوش‌بینانه نگاه می‌کنند؛ اما این‌طور نیست. تغییراِت واقعی ترکیبی از احساسات به‌همراه دارند: ناراحتی در مورد چیزی که پشت‌سر گذاشته‌اید و خوشحالی در مورد چیزی که به‌دست آورده‌اید؛ ناراحتی‌ای سطحی همراه با خوشحالی‌ای ساده.

📌 این متن برگرفته از کتاب‌های مارک منسن بود که چکیدا بخش مهمی از کتاب‌های این نویسنده رو توی سایت و اپلیکیشنش خلاصه کرده. با جستجوی اسمش در اپلیکیشن می‌تونی به تمام خلاصه کتابای این نویسنده دسترسی داشته باشی.

https://chekida.com/author/mark-manson
29👍12
✍️ آلبر کامو می‌گفت هرگز شاد نخواهی بود اگر دائم دنبال مولفه‌های شادی باشی و هرگز خوشبخت نخواهد بود اگر دائم به‌دنبال خوشبختی باشی.

🔴 ویدیو جدید چکیدا درباره‌ی همین صحبت می‌کنه؛ اینکه خوشبختی از کجا میاد و چطور ممکنه همین الان درون همون خوشبختی باشیم که همیشه دنبالش می‌گشتیم.

https://youtube.com/shorts/SfdBv9yD0Js?feature=share
31👍8
🔴 گزاره‌ی اول: توی این اوضاع نمی‌شه هیچ‌ کاری کرد...

🔵 گزاره‌ی دوم: اما خواجه نصیرالدین طوسی در دوران حمله‌ی مغول‌ها و فروپاشی اجتماعی، رصدخانه‌ی مراغه رو ساخت.

🔴 گزاره‌ی اول: کسی با این ایده‌م موافقت نمی‌کنه...

🔵 گزاره‌ی دوم: اما دکتر حسابی ۷بار «نه» شنید تا بالاخره برای تاسیس رشته فیزیک مدرن در ایران «بله» رو گرفت!

🔴 گزاره‌ی اول: دیگه از سن من گذشته...

🔵 گزاره‌ی دوم: اما فردوسی، حوالی ۴۰سالگیش نوشتنِ شاهنامه رو شروع کرد و اتمامش ۳۵سال طول کشید.

🔴 گزاره‌ی اول: حال روحیم خوب نیست...

🔵 گزاره‌ی دوم: اما مولانا، بعد از ضربه‌ی سنگین فقدان شمس اثر ماندگار مثنوی مولوی رو خلق کرد!

🔴 گزاره‌ی اول: خیلی سرم شلوغه. وقت ندارم...

🔵 گزاره‌ی دوم: اما ابن‌سینا در میان فرار سیاسی، زندان و طبابت اجباری برای دربار، بیش‌از ۲۴۰ رساله نوشت.

💎 می‌دونم که اوضاع سخته و برای خیلیامون اینا بهانه نیست؛ اما کارهای بزرگ همیشه از دل این سختیا می‌گذرن.

📌 این یک یادآوره؛ همچنان قوی بمون!
👏7754👍20🤩2👎1
🌱 سال گذشته، در چنین روزی، همه‌چیز خیلی متفاوت بود.

سال آینده، در همین روز، باز هم همه‌چیز تغییر کرده.

جایی که امروز در اون ایستادی، مقصد نهایی‌ت نیست، فقط مرحله الانِ زندگیته. امیدوار باش. تو از جادوی جهان هیچ تصوری نداری وقتی حرف از تغییر زندگی و دنیات وسط باشه. 🙂
84👍30
😍 تخفیف یلدایی چکیدا 😍

درست مثل شب یلدا، ما هم گاهی توی «شب‌های طولانیِ ذهنمون» گیر می‌کنیم؛ توی تاریکیِ «ندونستن»، «ترس»، «بی‌انگیزگی» یا «گم‌شدگی». اما بازم درست مثلِ یلدا، تو هم نیاز به یک نقطه‌ی شروع داری تا خورشیدِ آگاهی توی ذهنت طلوع کنه.

🕯️ امسال، انارت رو دون کن، ولی ذهنت رو گرسنه نذار. ما توی چکیدا تصمیم گرفتیم برای این «جشنِ روشنایی»، یه هدیه‌ی واقعی بهت بدیم. هدیه‌ای که نه تموم میشه و نه فاسد؛ هدیه‌ای که تا سالِ دیگه همین موقع، مسیرِ زندگیت رو روشن نگه می‌داره.

🎁 تخفیفِ ویژه‌ی یلدایی چکیدا (بدون نیاز به کد): برای اینکه هیچ‌کس از قطارِ رشد جا نمونه، اشتراک یک‌ساله‌ی چکیدا رو با یه تخفیفِ اساسی در دسترس گذاشتیم:

قیمت اصلی: ۴۹۹ هزار تومان
قیمت یلدایی: ۲۹۹ هزار تومان

این یعنی با هزینه‌ی یه شامِ معمولی، می‌تونی ۳۶۵ روز به عصاره‌ی صدها کتابِ ارزشمندِ دنیا به‌صورت صوتی و متنی دسترسی داشته باشی. کتاب‌هایی که هر کدومشون می‌تونن مثل یه چراغ‌قوه، بخشی از مسیرِ تاریکِ زندگی رو برات روشن کنن.

🔻 نکته مهم: فرقی نمی‌کنه کاربرِ جدید هستی یا از قبل اشتراک داری؛ می‌تونی همین الان تمدید کنی و این یک سال رو به حسابت اضافه کنی.

❄️ زمستون فصلِ خوابِ طبیعته، اما می‌تونه فصلِ «بیدار شدنِ» تو باشه. اجازه نده امسال هم مثل سال‌های قبل بگذره. نور رو انتخاب کن.

🚀 همین الان روی لینکِ زیر کلیک کن و قبل از اینکه دیر بشه، سالِ جدیدِ فکریت رو با ۲۹۹ تومن شروع کن.

https://chekida.com/subnoscription

برای اون دسته از دوستانی که نمی‌دونن چکیدا چی‌کار می‌کنه‌‌: ما توی اپلیکیشن چکیدا، کتاب‌های قطور و شاهکارِ دنیای روانشناسی، توسعه فردی و بیزنس رو می‌خونیم، حاشیه و اضافاتش رو دور می‌ریزیم و «عصاره‌ی ناب» و کاربردیِ اون‌ها رو توی فایل‌های صوتی و متنیِ ۲۰ دقیقه‌ای تحویلت میدیم. یعنی تو می‌تونی توی ترافیک، مترو، موقع ورزش یا حتی شستنِ ظرف‌ها، کتاب‌هایی رو «جذب» کنی که خوندنِ کاملشون هفته‌ها زمان می‌بره.
19👍2👏2🤩2
🔹 چون کار خارق‌العاده‌ای نمی‌کنی، نباید احساس بی‌ارزشی کنی...

ما با تعریف اشتباهی از «قهرمان» بزرگ شدیم. فکر می‌کنیم «قهرمان» کسیه که کارای بزرگ باید انجام بده و چون زندگی اکثر ما اینطوری نیست، شب‌ها که به سقف خیره می‌شیم، حس می‌کنیم «هیچ‌کس» نیستیم؛ اما بذار خیالت رو راحت کنم: اگه امروز صبح با اینکه دلت می‌خواست نباشی، پاهات رو روی زمین گذاشتی و ایستادی، تو یک قهرمانی...

بیا به ۲هزار سال پیش برگردیم. به اتاق خوابِ قدرتمندترین مردِ جهان، یعنی مارکوس اورلیوس. امپراتور روم صبح با همون چیزی می‌جنگید که تو هرروز می‌جنگی: میل به بیرون‌نیومدن از زیر پتو. افسرده بود؟ خسته بود؟ ناامید بود؟ تاریخ به این اشاره‌ای نکرده اما فقط می‌دونیم که خودش رو قانع می‌کرد تا بیدار بشه. در دفترچه‌ش جمله‌ی جالبی نوشته...

اون خطاب به خودش نوشت: «صبحگاه وقتی برای بیدار شدن تنبلی می‌کنی، به خودت بگو: من بیدار می‌شوم تا کارِ یک «انسان» را انجام دهم. چرا باید شکایت کنم اگر قرار است کاری را انجام دهم که برایش زاده شده‌ام؟ آیا من ساخته شده‌ام تا زیر پتوی گرم بمانم؟» دقت کن که نگفت بیدار میشم تا دنیا رو فتح کنم. گفت بیدار میشم تا کارم رو به‌عنوان یه انسان انجام بدم...

و کارِ انسان چیه؟ دوام‌آوردن و مفیدبودن در دایره‌ی کوچیک خودش. ما برای کسی که از یه ساختمونِ آتیش‌گرفته بیرون می‌پره دست می‌زنیم (که باید بزنیم) اما کسی که ۳۰ سالِ تمام، هرروز صبح باوجود اضطرابِ مزمن، بیدار میشه، لباس می‌پوشه و برای نون‌آوردن به سرِ کار میره، نادیده می‌گیریم. چرا؟ چون این جنگ در سکوت اتفاق میفته...

هیچ دوربینی نیست تا لحظه‌ای رو ثبت کنه که بغضت رو قورت دادی تا بتونی با فرزندت بازی کنی. این همون حقیقت گم‌شده‌ست. اما اگه امروز صبح با اینکه ذهنت پر از سناریوهای ترسناک درباره‌ی آینده بود، تونستی به همکارت لبخند بزنی و کارش رو راه بندازی، تو یه «قهرمانی». اگه در دنیایی که مدام دلیل برای ناامیدی بهت میده، هنوز دلیلی برای «درست کار کردن» پیدا می‌کنی، تو یه «قهرمانی»...

هیچ دوربینی نیست تا لحظه‌ای رو ثبت کنه که بغضت رو قورت دادی تا بتونی با فرزندت بازی کنی. این همون حقیقت گم‌شده‌ست. اما اگه امروز صبح با اینکه ذهنت پر از سناریوهای ترسناک درباره‌ی آینده بود، تونستی به همکارت لبخند بزنی و کارش رو راه بندازی، تو یه «قهرمانی». اگه در دنیایی که مدام دلیل برای ناامیدی بهت میده، هنوز دلیلی برای «درست کار کردن» پیدا می‌کنی، تو یه «قهرمانی»...

🔹 خودت رو دست‌کم نگیر! جنــگ تو کوچیـک نیست؛ ولی «بی‌صداست» و سخت‌ترین جنگ‌ها همونایی هستن که در سکوت ذهن رخ میــدن و تو هرروز در اون‌ها پیروز میشی؛ همین که هنوز اینجایی!

📚 راستی، می‌تونی خلاصه کتاب تاملات مارکوس اورلیوس رو به‌صورت صوتی و متنی در سایت و اپ چکیدا بخونی یا بشنوی.

📌 و اینکه فقط تا فردا فرصت داری که از تخفیف یلدایی چکیدا استفاده کنی

https://chekida.com/subnoscription
48👍9👎1😢1🤩1