چکیدا | Chekida – Telegram
چکیدا | Chekida
20.5K subscribers
181 photos
8 videos
26 files
341 links
🌎 وبسایت و اپلیکیشن خلاصه‌ی کتاب‌ها | ۰ تا ۱۰۰
بهترین کتابا رو در ۱۵دقیقه بخون

آدرس سایت:

🔗 https://chekida.com
Download Telegram
مارکوس اورلیوس جمله‌ای داره که انگار برای عصر اینترنت گفته شده: «ارزشِ توجهِ تو، برابر با ارزشِ چیزی است که به آن نگاه می‌کنی.»

ما روزانه هزاران تصویر، ویدیو و تیتر می‌بینیم که هیچ‌کدومشون ۱۰ سال دیگه یا حتی ۱۰ دقیقه دیگه اهمیتی ندارن. ما داریم «طلایِ توجه‌مان» رو خرجِ خریدنِ «آشغال» می‌کنیم.

اما تصور کن روزی ۱۰ دقیقه، فقط ۱۰ دقیقه، خودت رو در معرض چیزی قرار بدی که:

1️⃣ دیدگاهت رو به رنج تغییر بده.
2️⃣ معنای رابطه رو برایت بازتعریف کنه.
3️⃣ و ابزاری به تو بده که در طوفان‌های زندگی نشکنی.

🚀 کانال یوتیوب چکیدا، آرشیوی از ویدیوهای سرگرم‌کننده نیست. اونجا کلاسِ درسی هست که مدرسه و دانشگاه فراموش کردن برای ما برگزار کنن. هر ویدیو، یک «تلنگر» هست برای بیداری.

💚 اگر هنوز سابسکرایب نکردی، احتمالاً داری خودت رو از عمیق‌ترین و رایگان‌ترین دانشگاهِ زندگی محروم می‌کنی. انتخاب با خودته: سرگرمیِ فراموش‌شدنی، یا بیداریِ ماندگار؟

🔴 همین الان وارد شو و دکمه سابسکرایب رو بزن: [لینک کانال یوتیوب چکیدا]
48👍11👏6
📌 این تمرین ۲۰دقیقه‌ای از استنفورد می‌تونه زندگیت رو کن‌فیکون کنه. اسمش برنامه‌ریزیِ ادیسه‌وار هست. اینجا روش و اهمیت انجامش رو بهت میگم.

قراره ۳ نسخه‌ی کاملا متفاوت از خودت رو در پنج سال آینده متصور بشی. شاید فکر کنی کار سختیه، اما قراره مرحله به مرحله بهت چهارچوب بدم تا اصلا برات چالش‌برانگیز نباشه.

اولین مرحله:

تصویر کاملی از شرایط زندگیت در ۵ سال بعد رو بنویس؛ اگه همین مسیری که الان توش هستی، به همین شکل ادامه بدی.

🔹 همین شغل
🔹 همین روتین
🔹 همین مسیر

۵ سال بعد کجایی؟

دومین مرحله:

حالا بیا یه زندگی‌ای رو برای خودت طراحی کن که کاملا متفاوت از چیزیه که الان داری زندگیش می‌کنی.

🔹 اگه ریسک کنی...
🔹 اگه شغلت رو عوض کنی...
🔹 اگه به یه جای دیگه مهاجرت کنی...

این نسخه از تو ۵ سال بعد به کجا می‌رسه؟

سومین مرحله:

حالا بیا یه آینده‌ای برای خودت تصور کن که توش پول و نظر دیگران برات هیچ اهمیتی نداره.

از خودت بپرس اگه هیچ‌چیزی (مثلا اقتصاد کشور، شرایط خانوادگی، محدودیت مالی و زمانی) دیگه جلودارت نباشه، چه زندگی‌ای رو دوست داری بسازی؟

اکثر آدما عین اتوپایلوت زندگی می‌کنن. انگار خودشون کنترلی ندارن. برنامه‌ریزی ادیسه‌وار مجبورت می‌کنه زندگی رو از نمای بالاتر نگاه کنی، سوالای بزرگتر از خودت بپرسی و مسیرهای جدید رو تصور کنی.

نه برای رویابافی یا فانتزی‌سازی، بلکه برای اینکه کنترل زندگیت رو به‌دست بگیری.

برنامه‌ریزی ادیسه‌وار بهت نشون میده که واقعا چه گزینه‌هایی می‌تونی داشته باشی و کدوماش ارزش پیگیری دارن.

شفافیت می‌خوای؟

پس این تمرین ۲۰دقیقه‌ای رو انجام بده.

🔹 ۳ آینده
🔹 یک تصمیم
🔹 بی‌نهایت بینش تازه

توی این زمینه پیشنهاد میشه خلاصه کتاب «بهترین خودت باش» رو در سایت و اپلیکیشن چکیدا به‌صورت صوتی و متنی بخونی یا بشنوی. این کتاب نکات خوبی برای مدیریت زندگی میگه.

لینک خلاصه کتاب بهترین خودت باش
46👍10
تنهایی می‌تونه کاری کنه که به خرده‌نان دل ببندی و اسمش رو سفره بذاری.


📚 از خلاصه کتاب به کم قانع نشوید
به‌زودی در اپلیکیشن چکیدا 🤩
👏3215👍5
📌 تا می‌توانی رعیت را گرسنه نگه دار.

این توصیه‌ای بود که آغامحمدخان قاجار به ولیعهدش، فتحعلی‌شاه می‌کرد.

سوال اینجاست که در فقر و فلاکت مردم چه منفعتی برای حاکمین ظالم وجود داره که افراد ازش بی‌خبرن؟ مگه فقر زمینه‌ساز التهاب اجتماعی نیست؟ پس چرا آغامحمدخان کاملا برعکسش رو توصیه می‌کرد؟

🔹 ویدیو جدید چکیدا در یوتوب درباره‌ی همینه:

https://www.youtube.com/shorts/g2AqCh_Rf0g
23👍17
🔹 چارلی چاپلین می‌گفت زندگی از نمای نزدیک (کلوزآپ) یک تراژدیه و از نمای دور (لانگ‌شات) یک کمدی!

و این یکی‌از ماندگارترین سکانس‌های چارلی چاپلین در حافظه‌ی سینماست که شاید برای اولین‌بار اون رو راوی دیالوگ‌هایی می‌بینی که انتظار نداری انقدر سازنده و زندگی‌ساز باشن.

📌 روی لینک زیر بزن و این سکانس محشر رو تماشا کن. خودش درس زندگیه:

https://www.youtube.com/shorts/pncsMgHxsiE
22👍4👏2
سال ۱۹۵۹، یک جراح به‌اسم «لئونارد کاب» ۲۰ بیمار قلبی رو بیهوش کرد، سینه‌شون رو شکافت و بدون اینکه کاری انجام بده، سینه‌شون رو دوباره دوخت. اتفاقی که بعدش افتاد حیرت‌آور بود...

سال‌ها پیش، رایج‌ترین عمل برای درمان درد قفسه‌ی سینه ناشی از بیماری قلبی، چیزی بود به‌اسم «بستن شریان مامری داخلی». یعنی عمدا یکی‌از رگ‌های اصلی کنار قلب رو می‌بستن تا خون با شدت بیشتری از رگ‌های دیگه عبور کنه. بیمارها هم می‌گفتن بهتر شدن، درد کمتر و انرژی بیشتری دارن...

جراحی به‌اسم «لئونارد کاب» این داستان براش مسخره بود. نمی‌تونست باور کنه این عمل واقعا حال آدما رو خوب می‌کنه. پس دست به کار عجیبی زد. ۴۰ بیمار قلبی واقعی رو انتخاب کرد. نصفشون رو واقعا عمل کرد و روی بقیه‌شون یه عمل قلابی انجام داد. اتفاقی که بعدش افتاد برای هیچ‌کس قابل تصور نبود...

نتیجه؟ ۷۳ درصد از افرادی که واقعا عمل کرده بودن، بعد از عمل گزارش دادن که حالشون بهتر شده؛ اما عجیب اینجا بود که از بین افرادی که روشون عمل قلابی انجام شده بود و روح خودشون هم خبر نداشت، ۸۰ درصد گزارش کردن که واقعا حال بهتری پیدا کردن. نتیجه این عمل یه شوک در پزشکی بود...

عمل قلابی «لئونارد کاب» پرونده اون روش جراحی منسوخ رو بست، اما پیام مهم‌ترش این بود که ذهن چه قدرت عجیبی داره. فقط باور به اینکه تو جراحی شدی، می‌تونه واقعا آثار بهبودی (حتی موقت) رو در بدنت ایجاد کنه. امروز این اتفاق یه اصطلاح در دنیای پزشکی داره که بهش «اثر دارونما» میگن...

اگه مرشدهای زرد اینستاگرامی به این داستان‌ها پی ببرن، احتمالا با جملاتی مثل: «باور کن تا بشه» یا «افکارت، سرنوشتت رو خلق می‌کنن»، نسخه‌های مضحک و یکسانی برای همه خواهند پیچید. اما اینجا یه تبصره‌ی مهم وجود داره. اثر دارونما بیشتر به حوزه‌هایی مرتبط با «درک درد» محدوده...

میگرن یا پارگی مینیسک ممکنه با دارونما آروم بشه، اما وقتی بحث ژن یا افسردگی عمیق پیش میاد، اثرش تقریبا ناپدید می‌شه. یعنی چی؟ یعنی ذهن قدرتمنده، ولی نه برای همه‌چیز. البته آدما اگه باور داشته باشن تو امتحان خوب عمل می‌کنن، معمولا بهتر عمل می‌کنن. اگه باور کنن سرطان رو شکست میدن، احتمال بقاشون بیشتر می‌شه...

ولی اگه صبح تا شب به این فکر کنی که می‌تونی با پای برهنه روی آب راه بری، بازم نمی‌تونی این کار رو بکنی. دلیل ساده‌ش اینه که ذهن یه سری حلقه‌های بازخورد داره که انتظارات ما رو به تجربه‌هامون گره می‌زنه. انتظار درد باعث می‌شه درد حس کنیم. انتظار بی‌احترامی باعث می‌شه رفتارمون جوری بشه که بقیه واقعا باهامون بدرفتاری کنن...

پس بله، باورها اثر می‌ذارن. ولی باور همه‌چیز نیست. اونا فقط یکی از حلقه‌های زنجیره‌ی تجربه‌ان، نه کل تجربه. تو دنیای خودیاری از «باورهای محدودکننده» زیاد می‌شنوی. اما باید یادت باشه «محدودیتِ باور» هم وجود داره: جایی که انتظاراتت به واقعیت می‌خوره و متوقف می‌شه. بهترین کار اینه که هر دو رو ببینی. هم قدرت ذهن، هم مرزهای واقعیت.

توی این زمینه پیشنـهاد میشه خلاصـه کتاب «اثر انتظار» رو در سایت و اپلیکیشن چکیـدا به‌صورت صـوتی و متنی بخونی یا بشنوی. این کتاب دید تازه‌ای از قدرت ذهن بهت میده.

https://chekida.com/summary/expectation-effect-book-summary/
43👍12
📚 زندگی مجموعه‌ای از فقدان‌هاست؛ این تقریبا تنها چیزِ حتمی در زندگیِ ماست.

لحظه‌به‌لحظه و سال‌به‌سال خودِ سابق‌مان را پشت‌سر می‌گذاریم، خودی که دیگر نمی‌توانیم آن را برگردانیم. ما دوستان، اعضای خانواده، ارتباطات، شغل‌ها و گروه‌هایی را از دست می‌دهیم. نظرات، تجارب، اعتقادات و اشتیاقاتی را از دست می‌دهیم و درنهایت روزی هستیِ خود را.

اگر به لحظاتِ سختِ زندگی‌تان فکر کنید، متوجه می‌شوید برای خلاصی از آن لحظاتِ سخت باید با رنجِ فقدان کنار می‌آمدید. باید روابط و پیگیری‌ها را از دست می‌دادید، باید معنایی را از دست می‌دادید تا قادر می‌شدید به معنایی والاتر و سالم‌تر دست یابید.

🔹 با این نگاه، تمام رشدها به گونه‌ای فقدان نیاز دارند و تمام فقدان‌ها موجب رشد می‌شوند. این دو باید با یکدیگر اتفاق بیفتند.

🔋 افراد به رشد با دیدگاهی شادی‌بخش و خوش‌بینانه نگاه می‌کنند؛ اما این‌طور نیست. تغییراِت واقعی ترکیبی از احساسات به‌همراه دارند: ناراحتی در مورد چیزی که پشت‌سر گذاشته‌اید و خوشحالی در مورد چیزی که به‌دست آورده‌اید؛ ناراحتی‌ای سطحی همراه با خوشحالی‌ای ساده.

📌 این متن برگرفته از کتاب‌های مارک منسن بود که چکیدا بخش مهمی از کتاب‌های این نویسنده رو توی سایت و اپلیکیشنش خلاصه کرده. با جستجوی اسمش در اپلیکیشن می‌تونی به تمام خلاصه کتابای این نویسنده دسترسی داشته باشی.

https://chekida.com/author/mark-manson
29👍12
✍️ آلبر کامو می‌گفت هرگز شاد نخواهی بود اگر دائم دنبال مولفه‌های شادی باشی و هرگز خوشبخت نخواهد بود اگر دائم به‌دنبال خوشبختی باشی.

🔴 ویدیو جدید چکیدا درباره‌ی همین صحبت می‌کنه؛ اینکه خوشبختی از کجا میاد و چطور ممکنه همین الان درون همون خوشبختی باشیم که همیشه دنبالش می‌گشتیم.

https://youtube.com/shorts/SfdBv9yD0Js?feature=share
31👍8
🔴 گزاره‌ی اول: توی این اوضاع نمی‌شه هیچ‌ کاری کرد...

🔵 گزاره‌ی دوم: اما خواجه نصیرالدین طوسی در دوران حمله‌ی مغول‌ها و فروپاشی اجتماعی، رصدخانه‌ی مراغه رو ساخت.

🔴 گزاره‌ی اول: کسی با این ایده‌م موافقت نمی‌کنه...

🔵 گزاره‌ی دوم: اما دکتر حسابی ۷بار «نه» شنید تا بالاخره برای تاسیس رشته فیزیک مدرن در ایران «بله» رو گرفت!

🔴 گزاره‌ی اول: دیگه از سن من گذشته...

🔵 گزاره‌ی دوم: اما فردوسی، حوالی ۴۰سالگیش نوشتنِ شاهنامه رو شروع کرد و اتمامش ۳۵سال طول کشید.

🔴 گزاره‌ی اول: حال روحیم خوب نیست...

🔵 گزاره‌ی دوم: اما مولانا، بعد از ضربه‌ی سنگین فقدان شمس اثر ماندگار مثنوی مولوی رو خلق کرد!

🔴 گزاره‌ی اول: خیلی سرم شلوغه. وقت ندارم...

🔵 گزاره‌ی دوم: اما ابن‌سینا در میان فرار سیاسی، زندان و طبابت اجباری برای دربار، بیش‌از ۲۴۰ رساله نوشت.

💎 می‌دونم که اوضاع سخته و برای خیلیامون اینا بهانه نیست؛ اما کارهای بزرگ همیشه از دل این سختیا می‌گذرن.

📌 این یک یادآوره؛ همچنان قوی بمون!
👏7754👍20🤩2👎1
🌱 سال گذشته، در چنین روزی، همه‌چیز خیلی متفاوت بود.

سال آینده، در همین روز، باز هم همه‌چیز تغییر کرده.

جایی که امروز در اون ایستادی، مقصد نهایی‌ت نیست، فقط مرحله الانِ زندگیته. امیدوار باش. تو از جادوی جهان هیچ تصوری نداری وقتی حرف از تغییر زندگی و دنیات وسط باشه. 🙂
84👍30
😍 تخفیف یلدایی چکیدا 😍

درست مثل شب یلدا، ما هم گاهی توی «شب‌های طولانیِ ذهنمون» گیر می‌کنیم؛ توی تاریکیِ «ندونستن»، «ترس»، «بی‌انگیزگی» یا «گم‌شدگی». اما بازم درست مثلِ یلدا، تو هم نیاز به یک نقطه‌ی شروع داری تا خورشیدِ آگاهی توی ذهنت طلوع کنه.

🕯️ امسال، انارت رو دون کن، ولی ذهنت رو گرسنه نذار. ما توی چکیدا تصمیم گرفتیم برای این «جشنِ روشنایی»، یه هدیه‌ی واقعی بهت بدیم. هدیه‌ای که نه تموم میشه و نه فاسد؛ هدیه‌ای که تا سالِ دیگه همین موقع، مسیرِ زندگیت رو روشن نگه می‌داره.

🎁 تخفیفِ ویژه‌ی یلدایی چکیدا (بدون نیاز به کد): برای اینکه هیچ‌کس از قطارِ رشد جا نمونه، اشتراک یک‌ساله‌ی چکیدا رو با یه تخفیفِ اساسی در دسترس گذاشتیم:

قیمت اصلی: ۴۹۹ هزار تومان
قیمت یلدایی: ۲۹۹ هزار تومان

این یعنی با هزینه‌ی یه شامِ معمولی، می‌تونی ۳۶۵ روز به عصاره‌ی صدها کتابِ ارزشمندِ دنیا به‌صورت صوتی و متنی دسترسی داشته باشی. کتاب‌هایی که هر کدومشون می‌تونن مثل یه چراغ‌قوه، بخشی از مسیرِ تاریکِ زندگی رو برات روشن کنن.

🔻 نکته مهم: فرقی نمی‌کنه کاربرِ جدید هستی یا از قبل اشتراک داری؛ می‌تونی همین الان تمدید کنی و این یک سال رو به حسابت اضافه کنی.

❄️ زمستون فصلِ خوابِ طبیعته، اما می‌تونه فصلِ «بیدار شدنِ» تو باشه. اجازه نده امسال هم مثل سال‌های قبل بگذره. نور رو انتخاب کن.

🚀 همین الان روی لینکِ زیر کلیک کن و قبل از اینکه دیر بشه، سالِ جدیدِ فکریت رو با ۲۹۹ تومن شروع کن.

https://chekida.com/subnoscription

برای اون دسته از دوستانی که نمی‌دونن چکیدا چی‌کار می‌کنه‌‌: ما توی اپلیکیشن چکیدا، کتاب‌های قطور و شاهکارِ دنیای روانشناسی، توسعه فردی و بیزنس رو می‌خونیم، حاشیه و اضافاتش رو دور می‌ریزیم و «عصاره‌ی ناب» و کاربردیِ اون‌ها رو توی فایل‌های صوتی و متنیِ ۲۰ دقیقه‌ای تحویلت میدیم. یعنی تو می‌تونی توی ترافیک، مترو، موقع ورزش یا حتی شستنِ ظرف‌ها، کتاب‌هایی رو «جذب» کنی که خوندنِ کاملشون هفته‌ها زمان می‌بره.
19👍2👏2🤩2
🔹 چون کار خارق‌العاده‌ای نمی‌کنی، نباید احساس بی‌ارزشی کنی...

ما با تعریف اشتباهی از «قهرمان» بزرگ شدیم. فکر می‌کنیم «قهرمان» کسیه که کارای بزرگ باید انجام بده و چون زندگی اکثر ما اینطوری نیست، شب‌ها که به سقف خیره می‌شیم، حس می‌کنیم «هیچ‌کس» نیستیم؛ اما بذار خیالت رو راحت کنم: اگه امروز صبح با اینکه دلت می‌خواست نباشی، پاهات رو روی زمین گذاشتی و ایستادی، تو یک قهرمانی...

بیا به ۲هزار سال پیش برگردیم. به اتاق خوابِ قدرتمندترین مردِ جهان، یعنی مارکوس اورلیوس. امپراتور روم صبح با همون چیزی می‌جنگید که تو هرروز می‌جنگی: میل به بیرون‌نیومدن از زیر پتو. افسرده بود؟ خسته بود؟ ناامید بود؟ تاریخ به این اشاره‌ای نکرده اما فقط می‌دونیم که خودش رو قانع می‌کرد تا بیدار بشه. در دفترچه‌ش جمله‌ی جالبی نوشته...

اون خطاب به خودش نوشت: «صبحگاه وقتی برای بیدار شدن تنبلی می‌کنی، به خودت بگو: من بیدار می‌شوم تا کارِ یک «انسان» را انجام دهم. چرا باید شکایت کنم اگر قرار است کاری را انجام دهم که برایش زاده شده‌ام؟ آیا من ساخته شده‌ام تا زیر پتوی گرم بمانم؟» دقت کن که نگفت بیدار میشم تا دنیا رو فتح کنم. گفت بیدار میشم تا کارم رو به‌عنوان یه انسان انجام بدم...

و کارِ انسان چیه؟ دوام‌آوردن و مفیدبودن در دایره‌ی کوچیک خودش. ما برای کسی که از یه ساختمونِ آتیش‌گرفته بیرون می‌پره دست می‌زنیم (که باید بزنیم) اما کسی که ۳۰ سالِ تمام، هرروز صبح باوجود اضطرابِ مزمن، بیدار میشه، لباس می‌پوشه و برای نون‌آوردن به سرِ کار میره، نادیده می‌گیریم. چرا؟ چون این جنگ در سکوت اتفاق میفته...

هیچ دوربینی نیست تا لحظه‌ای رو ثبت کنه که بغضت رو قورت دادی تا بتونی با فرزندت بازی کنی. این همون حقیقت گم‌شده‌ست. اما اگه امروز صبح با اینکه ذهنت پر از سناریوهای ترسناک درباره‌ی آینده بود، تونستی به همکارت لبخند بزنی و کارش رو راه بندازی، تو یه «قهرمانی». اگه در دنیایی که مدام دلیل برای ناامیدی بهت میده، هنوز دلیلی برای «درست کار کردن» پیدا می‌کنی، تو یه «قهرمانی»...

هیچ دوربینی نیست تا لحظه‌ای رو ثبت کنه که بغضت رو قورت دادی تا بتونی با فرزندت بازی کنی. این همون حقیقت گم‌شده‌ست. اما اگه امروز صبح با اینکه ذهنت پر از سناریوهای ترسناک درباره‌ی آینده بود، تونستی به همکارت لبخند بزنی و کارش رو راه بندازی، تو یه «قهرمانی». اگه در دنیایی که مدام دلیل برای ناامیدی بهت میده، هنوز دلیلی برای «درست کار کردن» پیدا می‌کنی، تو یه «قهرمانی»...

🔹 خودت رو دست‌کم نگیر! جنــگ تو کوچیـک نیست؛ ولی «بی‌صداست» و سخت‌ترین جنگ‌ها همونایی هستن که در سکوت ذهن رخ میــدن و تو هرروز در اون‌ها پیروز میشی؛ همین که هنوز اینجایی!

📚 راستی، می‌تونی خلاصه کتاب تاملات مارکوس اورلیوس رو به‌صورت صوتی و متنی در سایت و اپ چکیدا بخونی یا بشنوی.

📌 و اینکه فقط تا فردا فرصت داری که از تخفیف یلدایی چکیدا استفاده کنی

https://chekida.com/subnoscription
48👍9👎1😢1🤩1
🔴 فقط چند ساعت مونده!

📚 یک سال دسترسی نامحدود به چکیده‌ی بهترین کتاب‌های دنیا.

قیمت فردا: ۴۹۹,۰۰۰ تومان
قیمت الان: ۲۹۹,۰۰۰ تومان

(بدون نیاز به کد تخفیف)

با هزینه‌ی یه شام معمولی، می‌تونی ۳۶۵ روز ذهنِ بزرگانِ تاریخ و نویسندگان مطرح رو اجاره کنی. مارکوس اورلیوس، جیمز کلیر، رایان هالیدی، مارک منسن... همه منتظرن تا توی مترو، ترافیک و اوقات مرده‌ت، باهات حرف بزنن.

⚠️ امشب ساعت ۱۲، این در بسته میشه.

اگه اشتراک نداری، یا اشتراکت داره تموم میشه، الان وقتشه.

🚀 لینک خرید با ۴۰٪ تخفیف (بدون کد):
https://chekida.com/subnoscription
11👍3👎1
ایرانیان باستان خردمندتر از آن بودند که از تاریکی بترسند. آن‌ها می‌دانستند که برای طلوع خورشید، باید از دلِ طولانی‌ترین تاریکی گذر کرد.

امشب، شب یلداست. اما بیایید به آن فقط به عنوان یک بهانه برای پرخوری یا یک دورهمی ساده نگاه نکنیم. بیایید به فلسفه‌ای که در پسِ آن نهفته است فکر کنیم.

رواقیون اصلی به نام «آمور فاتی» (Amor Fati) یا «عشق به سرنوشت» دارند. این یعنی نه تنها پذیرفتن آنچه اتفاق می‌افتد، بلکه دوست داشتن آن. یلدا تجسم همین مفهوم است. زمستان سخت است؟ هوا سرد است؟ شب طولانی است؟ ما از آن فرار نمی‌کنیم. ما دور هم جمع می‌شویم، انار (نماد حیات) می‌خوریم و حافظ می‌خوانیم و به استقبال آن می‌رویم.

ما تاریکی را جشن می‌گیریم چون می‌دانیم که:

1️⃣. پایان‌پذیر است: حتی طولانی‌ترین شب سال هم در برابر طلوع خورشید تسلیم می‌شود.

2️⃣. فرصتی برای سکون است: در دنیایی که مدام می‌دویم، یلدا یک "توقف" اجباری و زیباست.

مارکوس اورلیوس می‌گوید: "وقتی صبح برمی‌خیزی، فکر کن چه موهبت گرانبهایی است زنده بودن."

یلدا به ما یادآوری می‌کند که برای رسیدن به آن صبح، باید در برابر سرما و تاریکی «تاب‌آوری» داشته باشیم.

🍉 یلدایتان مبارک و پر از آگاهی.
68👍9👏7
📚 ما کتاب می‌خونیم تا بدونیم تنها نیستیم!

🔵 وقتی غم بزرگی به سراغمون میاد؛ مثل از دست دادن کسی که دوستش داریم، اولین حسی که تجربه می‌کنیم، درد نیست، انزوا هست. تو وسطِ جمع نشستی، آدما دارن می‌خندن و چایی می‌خورن، اما تو انگار غریبه‌ای. با خودت میگی: «هیچ‌کسی نمی‌فهمه. هیچ‌کس تا حالا اینطور نسوخته. من در این درد تنها هستم.» این خطرناک‌ترین دروغیه که غم به ما میگه...

🌱 سی.اس.لوئیس، نویسنده‌ی بزرگی که خودش با ازدست‌دادنِ همسرش تا مرز فروپاشی رفت، پادزهر این اتفاق رو کشف کرد. اون جمله‌ای داره که باید سردر تمام کتابخونه‌ها نوشت: «ما کتاب می‌خوانیم تا بدانیم تنها نیستیم.» وقتی کتابی رو باز می‌کنی، چه تاملات مارکوس اورلیوس باشه که ۲۰۰۰ سال پیش نوشته شده و چه مثنوی مولوی، اتفاق عجیبی میفته...

یهو جمله‌ای رو می‌خونی که انگار همین امروز صبح از دلِ تو بیرون اومده. می‌بینی که سِنِکا در روم باستان دقیقا همون‌طور برای ازدست‌دادن دوستش بی‌تابی می‌کرد که تو می‌کنی. می‌بینی که مونتنی در قرن ۱۶، همون ترسی رو داشت که تو امشب داری. می‌بینی فلان آدم موفق که الگوی بقیه هست، همون‌قدر در غم فراق معشوق اشک ریخته که تو می‌ریزی...

ادبیات و تاریخ، فقط مجموعه‌ای از کلمات و تاریخ جنگ‌ها نیستن. اونا «نقشه‌ی جغرافیای رنج انسان» هستن. وقتی می‌خونی، تازه متوجه میشی که این جاده‌ای که الان داری در تاریکی و با ترس ازش عبور می‌کنی، قبلا هزاران‌بار توسط پاهای دیگری طی شده. ردِ پای اونا هنوز هست. اونا زنده موندن، عبور کردن و حتی از دل تاریکی چراغی برای آینده ساختن...

📌 پس اگه امروز احساس تنهایی می‌کنی، اگه فکر می‌کنی دردت عجیبه، کتابی رو باز کن. شاید تعجب کنی وقتی ببینی کسی که ۵۰۰ سال پیش مرده، بهتر از تمام زنده‌های اطرافت حالِ امروزت رو می‌فهمه. این قدرت کلماته! اون‌ها دست‌هایی هستن که از زیر خاک بیرون اومدن تا شونه‌های تو رو بگیرن و بگن:

💎 «آرام باش. من هم اینجا بوده‌ام. این نیز بخشی از انسان‌بودن است.»

کتاب‌خوندن در روزهای سخـت، فرار از واقعیت نیست؛ روبه‌روشدن با واقعیـتِ مشتـرکِ انســانی‌ست. با چکیدا، این واقعیتِ مشترک انسانی به‌شکل کاملا جدیــدی تجربه کن!
41👍36👏2
🔹 چرا دیدن پورن مخربه؟

برخلاف تصور، قضیه فراتر از ابعاد اخلاقی هست و پای نوروساینس وسطه.

توی ویدیو جدید چکیدا در یوتوب متوجه میشی که عادت به تماشای ویدیوهای پورن چطور حتی روی الگوی تلاش فرد در زندگیش هم تاثیر می‌ذاره و از ما آدمی راحت‌طلب می‌سازه.

🔴 می‌دونم عجیبه، اما پیشنهاد می‌کنم ببینی تا متوجه دلیلش بشی:

https://www.youtube.com/shorts/yh9AXjleIu4
18👍3👏3
😍 خلاصه کتاب جدید چکیدا که امروز منتشر شد: بهتر از بهترینت باش

مشکل خیلی‌از ما نبودِ «انگیزه» نیست. ما انگیزه داریم، اما بازم نمی‌تونیم تغییراتی که می‌خوایم رو عملی کنیم.

خلاصه کتاب جدید چکیدا روی همین موضوع دست می‌ذاره. می‌تونی همین الان به‌صورت صوتی و متنی در سایت و اپ چکیدا مطالعه‌ش کنی.

📚 لینک خلاصه کتاب «بهتر از بهترینت باش»

https://chekida.com/summary/your-best-just-got-better-book-summary/
24👍6👏2
❤️‍🔥 اگر در رابطه‌ای هستی که هیجانش کم شده، نترس و فکر نکن عشق مُرده!

اشتباه ما اینه که فکر می‌کنیم «احساس» راهنمای درستی برای کشف حقیقته. بر همین مبنا فکر می‌کنیم باید کسی رو پیدا کنیم که با دیدنش زانوهامون بلرزه و قلبمون از سینه بیرون بزنه.

🎭 ما با داستان «رومئو و ژولیت» بزرگ شدیم؛ بدون اینکه بدونیم عشق اون‌ها فقط ۳ روز دوام آورد و جان ۶ نفر رو گرفت! این عشق نبود؛ یک جنونِ زودگذر بود...

🔻 مشکل اینجاست که ما شور و اشتیاق رو با عشق اشتباه گرفتیم. آلن دوباتن توی کتاب «سیر عشق» جمله‌ی درخشانی داره: 💬 «ما با کسی ازدواج نمی‌کنیم که کامله؛ ما با کسی ازدواج می‌کنیم که می‌تونیم با نوعِ خاصِ رنج‌کشیدنِ او کنار بیایم.»

رنجِ اغلب ما اینه که فکر می‌کنیم زندگی همیشه باید در «اوج» باشه؛ اما بخش زیادی از زندگی عاطفی، «اداره‌کردن» است...

🚀 ما فکر می‌کنیم اگه برای کسی «می‌میریم»، پس حتماً باید با اون زندگی کنیم. اما هیجان اولیه، فقط سوختِ پرتابِ موشک هست. وقتی موشک از جو خارج شد و وارد مدارِ روزمرگی شد، اون سوخت تموم شده. اونجا دیگه آتش (هیجان) به‌کار نمیاد. اونجا مهندسی (اداره‌کردن و تفاهم) لازم هست.

😵‍💫 ازدواج، مدیریتِ دیوانگی‌های هم‌دیگه‌ست. شما دیوانه‌اید. منم که این متن رو می‌نویسم دیوانه‌م. اگه فکر می‌کنی دیوانه نیستی، یعنی هنوز خودت رو خوب نشناختی!

ازدواج موفق یعنی پیداکردن کسی که وقتی دیوانگیِ شما (مثل اضطراب، بدبینی، سکوت) گل کرد، وحشت نکنه. و برعکس، وقتی دیوانگیِ او بالا زد، شما بدونین دکمه‌ی خاموشش کجاست.

🏛 اِپیکتِتوس، فیلسوف رواقی جمله‌ای داره که باید سردرِ تمام محضرها نوشت: «اگر می‌خواهی همسرت هیچ‌وقت بداخلاق نباشد، احمقی. چون می‌خواهی چیزی که در کنترل تو نیست، مطابق میل تو باشد. اما اگر می‌خواهی با بداخلاقیِ او، آرامشِ خودت را از دست ندهی، این در کنترل توست.»

🚦 پس دفعه‌ی بعد که خواستی معیارهای ازدواجت رو بسنجی، از خودت نپرس: «آیا قلبم براش تند می‌زنه؟» به‌جاش بپرس: «آیا حاضرم با این آدم، در یک ترافیکِ ۴ ساعته، وقتی کولر ماشین خراب شده و بچه‌ها جیغ می‌زنن، توی یه تیم باشم؟»

چون زندگی، بیشتر شبیه اون ترافیک هست تا شبیه بالکنِ رومئو و ژولیت.

📚 پیشنهاد مطالعه: خلاصه کتاب سیر عشق از آلن دوباتن

این کتاب تصویر عشق در دنیای واقعی رو نشون میده! برای درک بهتر این مسیر، خلاصـه کتاب «سیر عشق» اثر آلن دوباتن رو در سایت و اپلیکیشـن چکیـدا به‌صورت صـوتی و متنی بخونید یا بشنوید.

📲 [لینک دانلود اپلیکیشن و مطالعه کتاب]

🆔 @chekida_com
39👏14👍8
🤝 یا کسی را دوست ندان، یا تمام روحت را با او شریک شو!

📜 حدود ۲ هزار سال پیش، شخصی به‌اسم «لوسیلیوس» نامه‌ای به سِنِکا، فیلسوف بزرگ رواقی نوشت. ظاهراً لوسیلیوس به کسی اعتماد کرده و ضربه خورده بود؛ یا شاید در مورد اینکه چقدر باید با دوستش روراست باشه، تردید داشت. پاسخ سنکا، یک مانیفستِ تمام‌عیار درباره‌ی «شجاعتِ اعتماد کردن» است.

🔻 سنکا نوشت: «تو می‌نویسی که نامه‌هایت را توسطِ "یک دوست" فرستاده‌ای و بلافاصله هشدار می‌دهی که من نباید همه‌چیز را با او در میان بگذارم، چون خودت هم این کار را نمی‌کنی! پس در یک جمله، هم او را دوست خطاب کرده‌ای و هم غریبه!»

سنکا انگشتش رو روی زخمی می‌ذاره که امروز همه‌ی ما بهش مبتلا هستیم: «روابطِ نیم‌بند».

🎭 ما با آدم‌ها هستیم، اما درواقع نیستیم. می‌خندیم، اما خنده‌مون واقعی نیست. حرف می‌زنیم، اما چیزی رو فاش نمی‌کنیم. سنکا معتقد بود این «رفتار سیاست‌مدارانه» در دوستی، روح رو فرسوده می‌کنه.

⚖️ قانون سِنِکا ساده و ترسناک بود: «اول قضاوت کن. سپس اعتماد کن!»

او می‌گفت: «باید قبل از اینکه کسی را دوست بنامی، مدت‌ها او را بسنجی. سخت‌گیر باش. امتحانش کن. ببین آیا ارزشش را دارد؟ اما لحظه‌ای که تصمیم گرفتی او دوست توست، دیگر تمام شد! حالا باید او را مثلِ خودت بدانی. باید بتوانی در حضور او، همان‌طور بلند فکر کنی که در تنهایی فکر می‌کنی.»

اما چرا این قانون ترسناک است؟ چون اعتماد کردن یعنی «آسیب‌پذیر شدن». وقتی تمامِ روحت رو با کسی شریک میشی، در واقع خنجر رو به دستش میدی و گلوی خودت رو نشونش میدی، با این اطمینان که او نخواهد برید. 🔪

نسلِ ما از این «برهنگیِ روانی» وحشت داره. اما وقتی با گاردِ بسته ارتباط می‌سازی، طرف مقابل هم یاد می‌گیره که با تو بازی کنه...

💎 راه‌حل چیه؟ آیا باید به همه اعتماد کرد؟ ابداً. سنکا میگه این‌کار حماقته. راه‌حل «غربالگری بی‌رحمانه و وفاداریِ بی‌قیدوشرط» است.

دور خودت رو شلوغ نکن. یکی دو نفر رو پیدا کن که ارزشش رو دارن. سخت قضاوتشون کن، اما وقتی انتخاب کردی، اون دیوار لعنتی رو خراب کن. زندگی کوتاه‌تر از اونه که برای کسانی نقش بازی کنیم که قراره زیر تابوتمون رو بگیرن!

ـــــــــــــــ 📚 پیشنهاد مطالعه: نامه‌های یک رواقی
کتاب «نامه‌های یک رواقی» پر از بینش‌های نابِ سِنِکا درباره‌ی دوستی، مرگ، خشم و آرامش است. خلاصه‌ی صوتی و متنیِ این شاهکار رو می‌تونید همین الان در اپلیکیشن چکیدا بشنوید و بخونید.

📲 [لینک دانلود اپلیکیشن و دسترسی به کتاب]

🆔 @chekida_com
40👍10👏6
⛔️ اگه فکر می‌کنی «موفقیت» نجاتت میده، اینو نخون!

🎩 تولستوی، نویسنده‌ی رمان افسانه‌ای «جنگ و صلح» همه‌چیز داشت: ثروت افسانه‌ای، شهرت جهانی، احترام پادشاهان، خانواده‌ی سالم و همسر عاشق. روی کاغذ، دنیا به کامش بود.

اما پشت درهای بسته، به خدمتکاراش می‌گفت طناب‌ها و تفنگش رو قایم کنن تا مبادا کارِ خودش رو تموم کنه! چرا؟ مگه چی توی زندگیش کم بود؟... 🔫

🌀 کتاب «یافتن معنا در دنیای ناقص» اسم این وضعیت رو می‌ذاره: «پارادوکسِ پایان»

ما همه‌مون این توهم رو داریم: 💭 «اگه به اون شغل برسم، اگه اون پول رو دربیارم، اگه مشهور بشم... دیگه حالم خوب میشه و معنای زندگیم کامل میشه.»

تولستوی به تهِ این خط رسید و دید اونجا خبری نیست. نه نورِ الهی‌ای تابید، نه حفره‌ی درونی پر شد. فقط سوالِ کشنده‌ی «خب که چی؟» باقی موند.

⚠️ اشتباه تولستوی (و خیلی از ما) اینه که دنبال «معنای کامل» می‌گردیم. ما فکر می‌کنیم زندگیِ معنادار یعنی زندگی‌ای که توش هیچ رنج، هیچ نقص و هیچ روزِ معمولی‌ای وجود نداشته باشه. تولستوی وقتی دید شهرتش نمی‌تونه جلوی مرگ یا پیری رو بگیره، حس کرد فریب خورده. اون دنبال یه «معجزه‌ی بیرونی» بود، در حالی که معنا، جنس «درونی» داره...

🌾 تولستوی آخرش منصرف شد. چه چیزی نجاتش داد؟ نوشتنِ یه شاهکارِ دیگه؟ نه. اون معنا رو در چیزهای «ناقص» پیدا کرد. در کار کردنِ ساده کنار دهقان‌ها، در دوختنِ چکمه برای خودش، در لذت‌های کوچیک و معمولی. 👢

اون فهمید برای اینکه زندگی ارزش زیستن داشته باشه، لازم نیست «خارق‌العاده» باشه. همین زندگی معمولی، با همه‌ی رنج‌هاش، کافیه...

ــــــــ 🎁 هدیه‌ی ویژه آخر هفته: کتاب «یافتن معنا در دنیای ناقص» بهت یاد میده چطور با همین زندگیِ فعلی و ناقصت آشتی کنی. این کتاب رو می‌تونید تا آخر هفته به صورت کاملاً رایگان در سایت و اپلیکیشن چکیدا بخونید یا بشنوید.

📲 [لینک مطالعه و شنیدن رایگان کتاب]
🆔 @chekida_com
48👍10🤯1