چرا زیست شناسی پیشرفت کرد؟
مهمترين اتفاق عالم زيست شناسی وپزشکی درقرن17رخ داد.که مربوط به نظريات وکارهای دکارت ميشه.دکارت هر ارگانيسم (موجود)زنده رانوعي سيستم مکانيکي ياماشين به حساب مي آورد.او هرموجود زنده اي را به 2 قسمت بدن مادي و ذهن غير مادی تقسيم می کرد.
نظرات دکارت به ديدگاه دکارتی يا ديدگاه ماشين گرايي مشهور است.که بعدها به ديگر رشته هاي علوم نيزراه پيدا کرد.نظريات نيوتن و فيزيک نيوتني ومخصوصا نظرگاه مادي گرايانه ي آن همگي از فلسفه ي دکارت سرچشمه می گيرد.
در قرن 18 بودکه کتاب بسيار مشهوری با نام ((انسان يک ماشين)) توسط لامتری منتشرشدکه ضمن رد يکي از نظريه های دکارت مبنی بر دوگانگی ذهن و بدن,استدلال ميکردکه انسان و حيوان تفاوتی باهم ندارند و هر 2 شبيه يک ساعت هستند.اين ديدگاه بسيار مادی گرايانه بود.که لامتری درآخرکتابش می نويسد:
اگر قصد داشته باشيم که باديدعلمي به انسان نگاه کنيم بايد وي را يک ماشين به حساب بياوريم اگربنا باشدکه انسان راماشين ندانيم بهتراست چنان بپنداريم که اصلاوجود ندارد.
گرچه در قرن اخير علوم بيوفيزيک و بيوشيمی کنيم .اين طرز تفکر محدود کردن انسان به فيزيک نيوتنی است.فيزيکي که مانند مرحوم شادروان نيدهام ،انسان را يک ماشين می داند.
بروبچ فيزيک ميدونند که ظهور تئوريهاي نسبيت وکوانتوم موجب شد که فيزيک نيوتني وبه همراه آن ديدگاه ماشين گرائي ,اجزا نگری ومادی وی بطور جدی واساسی زير سوال برود.
قرن 19 چندين دستاورد مهم برای پزشکی وزيست شناسی داشت:تئوری تکامل,تئوری سلولي, جنين شناسي,توسعه ي ميکروبيولوﮋي و کشف قوانين وراثت.
در اين قرن عملکرد هرموجود زنده برحسب عملکرد سلول های آن توصيف ميشد و به جای اينکه ساختار سازمان وعملکرد يک موجودزنده بصورت يک کل درنظرگرفته شود براساس اندرکنش سلول ها با همديگر توصيف ميشد! به اين ترتيب ديدگاه دکارتي-نيوتني حاکميت بيشتری بر زيست شناسی اعمال کردو روزبه روز بر طرفداران بيولوﮋی سلولی افزوده شد.
#مطالعه_موردی
مهمترين اتفاق عالم زيست شناسی وپزشکی درقرن17رخ داد.که مربوط به نظريات وکارهای دکارت ميشه.دکارت هر ارگانيسم (موجود)زنده رانوعي سيستم مکانيکي ياماشين به حساب مي آورد.او هرموجود زنده اي را به 2 قسمت بدن مادي و ذهن غير مادی تقسيم می کرد.
نظرات دکارت به ديدگاه دکارتی يا ديدگاه ماشين گرايي مشهور است.که بعدها به ديگر رشته هاي علوم نيزراه پيدا کرد.نظريات نيوتن و فيزيک نيوتني ومخصوصا نظرگاه مادي گرايانه ي آن همگي از فلسفه ي دکارت سرچشمه می گيرد.
در قرن 18 بودکه کتاب بسيار مشهوری با نام ((انسان يک ماشين)) توسط لامتری منتشرشدکه ضمن رد يکي از نظريه های دکارت مبنی بر دوگانگی ذهن و بدن,استدلال ميکردکه انسان و حيوان تفاوتی باهم ندارند و هر 2 شبيه يک ساعت هستند.اين ديدگاه بسيار مادی گرايانه بود.که لامتری درآخرکتابش می نويسد:
اگر قصد داشته باشيم که باديدعلمي به انسان نگاه کنيم بايد وي را يک ماشين به حساب بياوريم اگربنا باشدکه انسان راماشين ندانيم بهتراست چنان بپنداريم که اصلاوجود ندارد.
گرچه در قرن اخير علوم بيوفيزيک و بيوشيمی کنيم .اين طرز تفکر محدود کردن انسان به فيزيک نيوتنی است.فيزيکي که مانند مرحوم شادروان نيدهام ،انسان را يک ماشين می داند.
بروبچ فيزيک ميدونند که ظهور تئوريهاي نسبيت وکوانتوم موجب شد که فيزيک نيوتني وبه همراه آن ديدگاه ماشين گرائي ,اجزا نگری ومادی وی بطور جدی واساسی زير سوال برود.
قرن 19 چندين دستاورد مهم برای پزشکی وزيست شناسی داشت:تئوری تکامل,تئوری سلولي, جنين شناسي,توسعه ي ميکروبيولوﮋي و کشف قوانين وراثت.
در اين قرن عملکرد هرموجود زنده برحسب عملکرد سلول های آن توصيف ميشد و به جای اينکه ساختار سازمان وعملکرد يک موجودزنده بصورت يک کل درنظرگرفته شود براساس اندرکنش سلول ها با همديگر توصيف ميشد! به اين ترتيب ديدگاه دکارتي-نيوتني حاکميت بيشتری بر زيست شناسی اعمال کردو روزبه روز بر طرفداران بيولوﮋی سلولی افزوده شد.
#مطالعه_موردی
بهترین روش مطالعه زیست شناسی.
از کل به جزء رفتنه. رسم نمودار های درختی و ارتباط دادن اونها باهم
از کل به جزء رفتنه. رسم نمودار های درختی و ارتباط دادن اونها باهم
فلسفه فیزیک از نگاه آقای پلانک.
شرح فیزیک در گذشته، حال، آینده و مانور بر روی پتانسیل آن برای جایگزین فلسفه.
شرح فیزیک در گذشته، حال، آینده و مانور بر روی پتانسیل آن برای جایگزین فلسفه.
اگر می خواهی تاریخ علم فیزیک به شیوه ریاضی رو مطالعه کنی بدردت میخورن.
از گالیله تا دیراک و فاینمن.
کتاب VIP
از گالیله تا دیراک و فاینمن.
کتاب VIP
یک فیزیکدان چگونه ساز میخرد؟
با خودش نوسان نما و تداخل سنج و میکروفون کریستالی می برد. یک نت ساز مورد نظر را می زند و صدای آن را به نوسان نما می فرستد. فرکانس آن را تحلیل می کند و سری فوریه آن را حساب می کند. پراکندگی طول موج را وارسی می کند تا میزان خلوص فرکانس را بیابد و کیفیت صدا را مشخص کند که به نت ایدهآل چقدر نزدیک است. برهم نهی امواج را در یک قطعه موسیقی تحلیل می کند که صدا ها چگونه ترکیب می شوند تداخل سنج را می آورد و برهم نهی را از نظر همدوسی و ویرانگری بررسی می کند.
ساز مورد نظر پیدا شد.
او هرگز سرش کلاه نمی رود.
با خودش نوسان نما و تداخل سنج و میکروفون کریستالی می برد. یک نت ساز مورد نظر را می زند و صدای آن را به نوسان نما می فرستد. فرکانس آن را تحلیل می کند و سری فوریه آن را حساب می کند. پراکندگی طول موج را وارسی می کند تا میزان خلوص فرکانس را بیابد و کیفیت صدا را مشخص کند که به نت ایدهآل چقدر نزدیک است. برهم نهی امواج را در یک قطعه موسیقی تحلیل می کند که صدا ها چگونه ترکیب می شوند تداخل سنج را می آورد و برهم نهی را از نظر همدوسی و ویرانگری بررسی می کند.
ساز مورد نظر پیدا شد.
او هرگز سرش کلاه نمی رود.
خیلی از جاها ممکنه از من شنیده باشین که از پوانکاره خیلی صحبت کردم مخصوصا در مورد تئوری آشوب و دینامیک غیر خطی. این یه معرفی نامه از ایشونه.
ریاضیدان، فیزیکدان نظری، مهندس و فیلسوف علم فرانسوی بود. از او اغلب با عنوان علامه یاد میشود و اریک تمپل بل وی را آخرین ریاضیدان تمامعیار میخواند؛ چراکه وی در زندگیاش در همه زمینههای ریاضیات از همعصرانش جلوتر بود.
او در ریاضیات محض و کاربردی، فیزیک ریاضی و مکانیک سماوی (آسمانی)، کارهای اساسی و پیشگامانه داشت. او حدس پوانکاره را فرمولبندی کرد که تا حدود سال ۲۰۰۳ یکی از مشهورترین مسائل حلنشده در ریاضیات بود. پوانکاره نخستین کسی بود که در پژوهش خود دربارهٔ مسئله سه جسم، یک سیستم آشوبناک را کشف کرد که به پایهگذاری نظریه مدرن آشوب انجامید. او همچنین یکی از بنیانگذاران توپولوژی است.
پوانکاره کسی بود که اهمیت توجه به ناوردایی قوانین فیزیک در تبدیلات مختلف را روشن ساخت و نیز نخستین کسی بود که تبدیل لورنتس را به شکلی مدرن و سامانیافته پیش نهاد. او باقی تبدیلات سرعت نسبی را کشف کرد و در سال ۱۹۰۵ آنها را در نامهای به فیزیکدان هلندی هندریک لورنتز (۱۹۲۸–۱۸۵۳) بیان کرد. بهاینترتیب، او به ناوردایی کامل معادلات ماکسول دست یافت که در فرمولبندی نظریه نسبیت خاص نقش مهمی داشت.
گروه پوانکاره که در ریاضیات و فیزیک به کار میرود، به افتخار او نامیده شدهاست.
جالبه بدونی پوانکاره تقریباً کل نسبیت خاص رو همراه لورنتس فرمول بندی کرده بودن فقط از لحاظ فیزیکی معنا نداشت ولی بیس کار انجام شده بود.
ولی این به معنای کم اهمیت بودن انیشتین نیست. ارتباط دادن دنیای ریاضی به فیزیک کاری بسیار دشواره.
ریاضیدان، فیزیکدان نظری، مهندس و فیلسوف علم فرانسوی بود. از او اغلب با عنوان علامه یاد میشود و اریک تمپل بل وی را آخرین ریاضیدان تمامعیار میخواند؛ چراکه وی در زندگیاش در همه زمینههای ریاضیات از همعصرانش جلوتر بود.
او در ریاضیات محض و کاربردی، فیزیک ریاضی و مکانیک سماوی (آسمانی)، کارهای اساسی و پیشگامانه داشت. او حدس پوانکاره را فرمولبندی کرد که تا حدود سال ۲۰۰۳ یکی از مشهورترین مسائل حلنشده در ریاضیات بود. پوانکاره نخستین کسی بود که در پژوهش خود دربارهٔ مسئله سه جسم، یک سیستم آشوبناک را کشف کرد که به پایهگذاری نظریه مدرن آشوب انجامید. او همچنین یکی از بنیانگذاران توپولوژی است.
پوانکاره کسی بود که اهمیت توجه به ناوردایی قوانین فیزیک در تبدیلات مختلف را روشن ساخت و نیز نخستین کسی بود که تبدیل لورنتس را به شکلی مدرن و سامانیافته پیش نهاد. او باقی تبدیلات سرعت نسبی را کشف کرد و در سال ۱۹۰۵ آنها را در نامهای به فیزیکدان هلندی هندریک لورنتز (۱۹۲۸–۱۸۵۳) بیان کرد. بهاینترتیب، او به ناوردایی کامل معادلات ماکسول دست یافت که در فرمولبندی نظریه نسبیت خاص نقش مهمی داشت.
گروه پوانکاره که در ریاضیات و فیزیک به کار میرود، به افتخار او نامیده شدهاست.
جالبه بدونی پوانکاره تقریباً کل نسبیت خاص رو همراه لورنتس فرمول بندی کرده بودن فقط از لحاظ فیزیکی معنا نداشت ولی بیس کار انجام شده بود.
ولی این به معنای کم اهمیت بودن انیشتین نیست. ارتباط دادن دنیای ریاضی به فیزیک کاری بسیار دشواره.
بچه ها اسم این بطری کلاین هست.
مثال بارز از سر در کار خود بودن.
مساحتش رو نمیشه با ریاضیات حساب کرد چون مرز بسته ای نداره به اصطلاح تو هم پیچیده.
و نکته بعدی اینکه امکان نداره زیر یک دقیقه بتونین اونو با شیر آب پر کنید.
مثال بارز از سر در کار خود بودن.
مساحتش رو نمیشه با ریاضیات حساب کرد چون مرز بسته ای نداره به اصطلاح تو هم پیچیده.
و نکته بعدی اینکه امکان نداره زیر یک دقیقه بتونین اونو با شیر آب پر کنید.