بهترین روش مطالعه زیست شناسی.
از کل به جزء رفتنه. رسم نمودار های درختی و ارتباط دادن اونها باهم
از کل به جزء رفتنه. رسم نمودار های درختی و ارتباط دادن اونها باهم
فلسفه فیزیک از نگاه آقای پلانک.
شرح فیزیک در گذشته، حال، آینده و مانور بر روی پتانسیل آن برای جایگزین فلسفه.
شرح فیزیک در گذشته، حال، آینده و مانور بر روی پتانسیل آن برای جایگزین فلسفه.
اگر می خواهی تاریخ علم فیزیک به شیوه ریاضی رو مطالعه کنی بدردت میخورن.
از گالیله تا دیراک و فاینمن.
کتاب VIP
از گالیله تا دیراک و فاینمن.
کتاب VIP
یک فیزیکدان چگونه ساز میخرد؟
با خودش نوسان نما و تداخل سنج و میکروفون کریستالی می برد. یک نت ساز مورد نظر را می زند و صدای آن را به نوسان نما می فرستد. فرکانس آن را تحلیل می کند و سری فوریه آن را حساب می کند. پراکندگی طول موج را وارسی می کند تا میزان خلوص فرکانس را بیابد و کیفیت صدا را مشخص کند که به نت ایدهآل چقدر نزدیک است. برهم نهی امواج را در یک قطعه موسیقی تحلیل می کند که صدا ها چگونه ترکیب می شوند تداخل سنج را می آورد و برهم نهی را از نظر همدوسی و ویرانگری بررسی می کند.
ساز مورد نظر پیدا شد.
او هرگز سرش کلاه نمی رود.
با خودش نوسان نما و تداخل سنج و میکروفون کریستالی می برد. یک نت ساز مورد نظر را می زند و صدای آن را به نوسان نما می فرستد. فرکانس آن را تحلیل می کند و سری فوریه آن را حساب می کند. پراکندگی طول موج را وارسی می کند تا میزان خلوص فرکانس را بیابد و کیفیت صدا را مشخص کند که به نت ایدهآل چقدر نزدیک است. برهم نهی امواج را در یک قطعه موسیقی تحلیل می کند که صدا ها چگونه ترکیب می شوند تداخل سنج را می آورد و برهم نهی را از نظر همدوسی و ویرانگری بررسی می کند.
ساز مورد نظر پیدا شد.
او هرگز سرش کلاه نمی رود.
خیلی از جاها ممکنه از من شنیده باشین که از پوانکاره خیلی صحبت کردم مخصوصا در مورد تئوری آشوب و دینامیک غیر خطی. این یه معرفی نامه از ایشونه.
ریاضیدان، فیزیکدان نظری، مهندس و فیلسوف علم فرانسوی بود. از او اغلب با عنوان علامه یاد میشود و اریک تمپل بل وی را آخرین ریاضیدان تمامعیار میخواند؛ چراکه وی در زندگیاش در همه زمینههای ریاضیات از همعصرانش جلوتر بود.
او در ریاضیات محض و کاربردی، فیزیک ریاضی و مکانیک سماوی (آسمانی)، کارهای اساسی و پیشگامانه داشت. او حدس پوانکاره را فرمولبندی کرد که تا حدود سال ۲۰۰۳ یکی از مشهورترین مسائل حلنشده در ریاضیات بود. پوانکاره نخستین کسی بود که در پژوهش خود دربارهٔ مسئله سه جسم، یک سیستم آشوبناک را کشف کرد که به پایهگذاری نظریه مدرن آشوب انجامید. او همچنین یکی از بنیانگذاران توپولوژی است.
پوانکاره کسی بود که اهمیت توجه به ناوردایی قوانین فیزیک در تبدیلات مختلف را روشن ساخت و نیز نخستین کسی بود که تبدیل لورنتس را به شکلی مدرن و سامانیافته پیش نهاد. او باقی تبدیلات سرعت نسبی را کشف کرد و در سال ۱۹۰۵ آنها را در نامهای به فیزیکدان هلندی هندریک لورنتز (۱۹۲۸–۱۸۵۳) بیان کرد. بهاینترتیب، او به ناوردایی کامل معادلات ماکسول دست یافت که در فرمولبندی نظریه نسبیت خاص نقش مهمی داشت.
گروه پوانکاره که در ریاضیات و فیزیک به کار میرود، به افتخار او نامیده شدهاست.
جالبه بدونی پوانکاره تقریباً کل نسبیت خاص رو همراه لورنتس فرمول بندی کرده بودن فقط از لحاظ فیزیکی معنا نداشت ولی بیس کار انجام شده بود.
ولی این به معنای کم اهمیت بودن انیشتین نیست. ارتباط دادن دنیای ریاضی به فیزیک کاری بسیار دشواره.
ریاضیدان، فیزیکدان نظری، مهندس و فیلسوف علم فرانسوی بود. از او اغلب با عنوان علامه یاد میشود و اریک تمپل بل وی را آخرین ریاضیدان تمامعیار میخواند؛ چراکه وی در زندگیاش در همه زمینههای ریاضیات از همعصرانش جلوتر بود.
او در ریاضیات محض و کاربردی، فیزیک ریاضی و مکانیک سماوی (آسمانی)، کارهای اساسی و پیشگامانه داشت. او حدس پوانکاره را فرمولبندی کرد که تا حدود سال ۲۰۰۳ یکی از مشهورترین مسائل حلنشده در ریاضیات بود. پوانکاره نخستین کسی بود که در پژوهش خود دربارهٔ مسئله سه جسم، یک سیستم آشوبناک را کشف کرد که به پایهگذاری نظریه مدرن آشوب انجامید. او همچنین یکی از بنیانگذاران توپولوژی است.
پوانکاره کسی بود که اهمیت توجه به ناوردایی قوانین فیزیک در تبدیلات مختلف را روشن ساخت و نیز نخستین کسی بود که تبدیل لورنتس را به شکلی مدرن و سامانیافته پیش نهاد. او باقی تبدیلات سرعت نسبی را کشف کرد و در سال ۱۹۰۵ آنها را در نامهای به فیزیکدان هلندی هندریک لورنتز (۱۹۲۸–۱۸۵۳) بیان کرد. بهاینترتیب، او به ناوردایی کامل معادلات ماکسول دست یافت که در فرمولبندی نظریه نسبیت خاص نقش مهمی داشت.
گروه پوانکاره که در ریاضیات و فیزیک به کار میرود، به افتخار او نامیده شدهاست.
جالبه بدونی پوانکاره تقریباً کل نسبیت خاص رو همراه لورنتس فرمول بندی کرده بودن فقط از لحاظ فیزیکی معنا نداشت ولی بیس کار انجام شده بود.
ولی این به معنای کم اهمیت بودن انیشتین نیست. ارتباط دادن دنیای ریاضی به فیزیک کاری بسیار دشواره.
بچه ها اسم این بطری کلاین هست.
مثال بارز از سر در کار خود بودن.
مساحتش رو نمیشه با ریاضیات حساب کرد چون مرز بسته ای نداره به اصطلاح تو هم پیچیده.
و نکته بعدی اینکه امکان نداره زیر یک دقیقه بتونین اونو با شیر آب پر کنید.
مثال بارز از سر در کار خود بودن.
مساحتش رو نمیشه با ریاضیات حساب کرد چون مرز بسته ای نداره به اصطلاح تو هم پیچیده.
و نکته بعدی اینکه امکان نداره زیر یک دقیقه بتونین اونو با شیر آب پر کنید.
یک حلقه فلزی و محور داریم و یک چرخ میسازیم. زمانی که چرخ میچرخه گشتاوری برابر با a×I=T خواهد داشت که I ممان اینرسی و a شتاب زاویه ای (مجذور سرعت بر شعاع چرخ) است.
حالا اگه محور ما افقی باشه یعنی شبیه یه چرخ دوچرخه که روی زمین هستش این چرخش در این حالت به نظر میرسه که بر جاذبه غلبه میکنه و محورش افقی باقی میمونه. زمانی که یک طرف محور آزاد و بی تکیهگاه است و طرف دیگرش به آرامی دایرهای را در صفحهای موازی افقی میپماید. این پدیده با معادله بالا توضیح داده میشه.
گشتاور وارد بر چرخ از دو منبع تأمین میشه. نیروی جاذبه که بهطور عمود به سمت پایین بر مرکز جرم وارد میشود و یک نیروی مساوی به طرف بالا که به طرف تکیهگاه وسیله وارد میشود. چرخش ناشی از این گشتاور به سمت پایین نیست تا به طوری که احتمالاً مورد انتظار هست وسیله به زمین بخورد، در واقع بر آیند اینها عمود بر هر دو گشتاور جاذبهای (افقی و عمود بر محور چرخش) و محور چرخش (افقی و به سمت بالا از محل تکیه گاه) یعنی یه دور یک محور عمودی خواهد بود که موجب میشه وسیله به آرامی حول نقطهٔ تکیه گاهش بچرخه.
حالا اگه محور ما افقی باشه یعنی شبیه یه چرخ دوچرخه که روی زمین هستش این چرخش در این حالت به نظر میرسه که بر جاذبه غلبه میکنه و محورش افقی باقی میمونه. زمانی که یک طرف محور آزاد و بی تکیهگاه است و طرف دیگرش به آرامی دایرهای را در صفحهای موازی افقی میپماید. این پدیده با معادله بالا توضیح داده میشه.
گشتاور وارد بر چرخ از دو منبع تأمین میشه. نیروی جاذبه که بهطور عمود به سمت پایین بر مرکز جرم وارد میشود و یک نیروی مساوی به طرف بالا که به طرف تکیهگاه وسیله وارد میشود. چرخش ناشی از این گشتاور به سمت پایین نیست تا به طوری که احتمالاً مورد انتظار هست وسیله به زمین بخورد، در واقع بر آیند اینها عمود بر هر دو گشتاور جاذبهای (افقی و عمود بر محور چرخش) و محور چرخش (افقی و به سمت بالا از محل تکیه گاه) یعنی یه دور یک محور عمودی خواهد بود که موجب میشه وسیله به آرامی حول نقطهٔ تکیه گاهش بچرخه.