Cosmology – Telegram
Cosmology
4.23K subscribers
1.27K photos
742 videos
347 files
256 links
I want to know God's thoughts; the rest are details

ارتباط با ادمین 👇
@cosmologists
Download Telegram
چیزی در نظریه گرانش اینشتین اشتباه است

نظریه نسبیت عام آلبرت انیشتین در توصیف گرانش ستارگان و سیارات به طور قابل توجهی موفق بوده است، اما به نظر نمی رسد که در همه مقیاس ها کاملاً کاربرد داشته باشد.
همه چیز در جهان جاذبه دارد و آن را نیز احساس می کند.  با این حال، این رایج‌ترین نیروی بنیادی نیز همان چیزی است که بزرگترین چالش‌ها را برای فیزیکدانان ایجاد می‌کند. نظریه نسبیت عام آلبرت انیشتین در توصیف گرانش ستارگان و سیارات بسیار موفق بوده است، اما به نظر نمی‌رسد که در همه مقیاس‌ها کاملاً کاربرد داشته باشد.
نسبیت عام چندین سال آزمایش های رصدی را پشت سر گذاشته است، از اندازه گیری ادینگتون از انحراف نور ستاره توسط خورشید در سال 1919 تا تشخیص اخیر امواج گرانشی. با این حال، شکاف‌ها در درک ما زمانی ظاهر می‌شوند که سعی می‌کنیم آن را در فواصل بسیار کوچک اعمال کنیم، جایی که قوانین مکانیک کوانتومی عمل می‌کنند، یا زمانی که سعی می‌کنیم کل جهان را توصیف کنیم.
مطالعه جدید ما، منتشر شده در Nature Astronomy، اکنون نظریه انیشتین را در بزرگترین مقیاس آزمایش کرده است. ما گمان می‌کنیم رویکرد ما ممکن است روزی به حل برخی از بزرگترین راز های کیهان‌شناسی کمک کند، و نتایج نشان می‌دهد که نظریه نسبیت عام ممکن است نیاز به تغییر در این مقیاس داشته باشد.
مدل معیوب؟
نظریه کوانتومی پیش بینی می کند که فضای خالی، خلاء، مملو از انرژی است.  ما متوجه حضور آن نمی‌شویم زیرا دستگاه‌های ما فقط می‌توانند تغییرات انرژی را به جای مقدار کل آن اندازه‌گیری کنند.
با این حال، به گفته انیشتین، انرژی خلاء گرانش دافعه ای دارد - فضای خالی را از هم جدا می کند.جالب توجه است، در سال 1998، کشف شد که انبساط جهان در واقع در حال شتاب است (یافته ای که با جایزه نوبل فیزیک 2011 اعطا شد). با این حال، مقدار انرژی خلاء یا انرژی تاریک که برای توضیح شتاب ضروری است، مرتبه‌های بزرگی کوچک‌تر از آن چیزی است که نظریه کوانتومی پیش‌بینی می‌کند.
از این رو سؤال بزرگی که «مسئله ثابت کیهان‌شناسی قدیمی» نامیده می‌شود این است که آیا انرژی خلاء واقعاً گرانش می‌کند( اعمال نیروی گرانشی و تغییر انبساط جهان).
اگر بله، پس چرا گرانش آن بسیار ضعیف تر از حد پیش بینی شده است؟  اگر خلاء اصلاً جاذبه نداشته باشد، چه چیزی باعث شتاب کیهانی می شود؟
ما نمی دانیم انرژی تاریک چیست، اما برای توضیح انبساط جهان باید وجود آن را فرض کنیم.به طور مشابه، ما همچنین باید فرض کنیم که نوعی ماده نامرئی وجود دارد که ماده تاریک نامیده می‌شود تا توضیح دهیم که چگونه کهکشان‌ها و خوشه‌ها به شکلی که امروزه مشاهده می‌کنیم تکامل یافته‌اند.
این مفروضات در نظریه استاندارد کیهان شناسی دانشمندان، به نام مدل ماده تاریک سرد لامبدا (LCDM) گنجانده شده است، که نشان می دهد 70٪ انرژی تاریک، 25٪ ماده تاریک و 5٪ ماده معمولی در کیهان وجود دارد. و این مدل در برازش تمام داده های جمع آوری شده توسط کیهان شناسان در طول 20 سال گذشته به طرز چشمگیری موفق بوده است.
اما این واقعیت که بیشتر کیهان از نیروها و مواد تاریک تشکیل شده است، که مقادیر عجیب و غریبی را در نظر می گیرند که منطقی نیستند، بسیاری از فیزیکدانان را بر آن داشته تا به این فکر کنند که آیا نظریه گرانش اینشتین برای توصیف کل جهان نیاز به اصلاح دارد یا خیر.
چند سال پیش زمانی که مشخص شد روش‌های مختلف اندازه‌گیری نرخ انبساط کیهانی، که ثابت هابل نامیده می‌شود، پاسخ‌های متفاوتی می‌دهد، پیچش جدیدی ظاهر شد، مشکلی که به عنوان تنش هابل(Hubble tension) شناخته می‌شود.
اختلاف یا تنش بین دو مقدار ثابت هابل است. یکی عددی است که توسط مدل کیهانی LCDM پیش‌بینی شده است، که برای مطابقت با نور باقی مانده از انفجار بزرگ (تابش پس‌زمینه مایکروویو کیهانی) ایجاد شده است. دیگری نرخ انبساط است که با مشاهده ستارگان در حال انفجار معروف به ابرنواخترها در کهکشان های دور اندازه گیری می شود.
ایده های نظری زیادی برای راه های اصلاح LCDM برای توضیح تنش هابل پیشنهاد شده است.  از جمله آنها می توان به نظریه های گرانش جایگزین اشاره کرد.
جستجو برای پاسخ
ما می‌توانیم آزمایش‌هایی طراحی کنیم تا بررسی کنیم که آیا جهان از قوانین نظریه انیشتین پیروی می‌کند یا خیر. نسبیت عام گرانش را به عنوان انحنا یا تاب برداشتن فضا و زمان، خم شدن مسیرهایی که نور و ماده در امتداد آن حرکت می کنند، توصیف می کند.نکته مهم این است که پیش‌بینی می‌کند که مسیر پرتوهای نور و ماده باید به همان صورت توسط گرانش خم شود.

لینک کامل مقاله اصلی

@cosmos_physics
ثبت دومین ابرنواختر توسط جیمز وب

کهکشان میزبان این ابرنواختر، کهکشان NGC 4647 (در فاصله 63 میلیون سال نوری) است. این کهکشان از نوع مارپیچی در صورت فلکی سنبله قرار دارد.

این ابرنواختر یک ابرنواختر نوع Ia است.


@cosmos_physics
هیچ جایی در کیهان وجود ندارد که در آن منطقه گرانش را احساس نکنیم؛ بنابراین در عمل تعریف ما از ناظر لَخت نامعقول به نظر می‌رسد.

از آنجایی که ناظران لخت نقطه شروع نسبیت خاص را رقم زده‌اند، به نظر می‌رسد که این نظریه بر پایه‌ی بنیانی غیرواقعی نهاده شده است.

پس نه تنها نسبیت خاص قانون گرانش نیوتن را نقض کرد، بلکه بنیان خودش را نیز با وجود گرانش متزلزل کرد.

با این وجود اینشتین با برداشت جدیدی از گرانش، راه مبتکرانه‌ای را برای رهایی از این مشکل کشف کرد؛

با معرفی نظریه‌ی نسبیت عام!
در واقع نسبیت عام تلاشی جدید و بنیادی برای فهم  همزمان طبیعت گرانش و حرکت بود.

اینشتین در نسبیت عام تلاش نمود تا گرانش را با فضا-زمان پیوند دهد.


📚 گرانش
جایانت ویشنو نارلیکار


@cosmos_physics
انسان-خردمند-2.pdf
12.4 MB
📚 انسان خردمند؛ تاریخ مختصر بشر

نویسنده: یووال نوح هراری
مترجم: نیک گرگین

کتاب انسان خردمند نوشته‌ی  یووال نوح هراری، کتابی تاریخی فلسفی است که با پرداختن به تاریخچه‌ی زندگی بشر روی زمین، انسان امروز را با انسان زمان‌های پیشین خود مقایسه می‌کند. منظور از انسان خردمند (homo Sapiens) در این کتاب، ما هستیم. یعنی تنها نوع بشر که روی زمین وجود دارد. این گونه‌ی انسان با خرد و اندیشه‌اش توانسته کارهای زیادی بکند. از جمله اینکه نسل بیشماری از گونه‌های حیوانی را منقرض کند و مفاهیم انتزاعی مانند پول را بیافریند

@cosmos_physics
فیزیکدانان کوانتوم معتقد هستند که اگر نقطه‌ای از فضا را کوچک و کوچک‌تر کنید تا آن‌جا که به اصطلاح به «هیچ» برسید؛ ناگهان چیزی را می‌بینند.

آن چیز یک مجموعه‌ای درهم تنیده از ذرات مجازی  است که به طور کلی کف کوانتومی (Quantum Foam) نامیده می‌شود.

بر اساس گفته فیزیک‌دانان کوانتومی،  ذرات مجازی به طور خلاصه در اثر نوسانات کوتاه مدت و گذرا در فضا زمان وجود دارند.

این نوسانات به خاطر اصل عدم قطعیت وجود دارند. مکانیک کوانتومی، اصل عدم قطعیت هایزنبرگ به انرژی اجازه می‌دهد تا به صورت مختصر به ذره و پادذره تبدیل شده و دوباره با فرایند نابودی به انرژی بدل بشود بدون آنکه قوانین پایستگی را خدشه‌دار کند


@cosmos_physics
آیا تجربیات نزدیک به مرگ توهم هستند

کارشناسان علم پشت این پدیده گیج کننده را توضیح می دهند


در جست‌وجوی بی‌پایان ما برای فهمیدن اینکه پس از مرگ چه اتفاقی برای ما می‌افتد، انسان‌ها مدت‌هاست که پدیدهٔ نادر تجربیات نزدیک به مرگ (near-death experiences) را به عنوان نکاتی می‌بینند. افرادی که با مرگ مواجه شده‌اند، اغلب گزارش می‌دهند که رویدادهای تغییردهنده زندگی را در «طرف دیگر» دیده‌اند و تجربه می‌کنند، مانند نور سفید درخشان در انتهای یک تونل طولانی، یا پیوستن دوباره به اقوام گمشده یا حیوانات خانگی محبوبشان. اما علیرغم ماهیت به ظاهر ماوراءالطبیعهٔ این تجربیات، کارشناسان می گویند که علم می تواند توضیح دهد که چرا آنها اتفاق می افتند و واقعاً چه اتفاقی در حال وقوع است.

تجربه های نزدیک به مرگ چیست؟

تجربهٔ نزدیک به مرگ یک رویداد روانی عمیق با عناصر عرفانی است. معمولاً در افرادی که نزدیک به مرگ هستند، یا در موقعیت‌های درد شدید فیزیکی یا احساسی رخ می‌دهد، اما ممکن است پس از حملات قلبی یا آسیب های مغزی تروماتیک یا حتی در حین مدیتیشن و سنکوپ (از دست دادن هوشیاری به دلیل کاهش فشار خون) نیز رخ دهد. آنها به طور شگفت انگیزی رایج هستند، به طوری که یک سوم افرادی که به مرگ نزدیک شده اند گزارش می دهند که این مورد را تجربه کرده اند.
ویژگی‌های مشترکی که افراد گزارش می‌کنند عبارتند از احساس رضایت، جدایی روانی از بدن (مانند تجربیات خارج از بدن)، حرکت سریع در یک تونل طولانی تاریک و ورود به یک نور روشن.
فرهنگ و سن نیز ممکن است بر نوع تجربه نزدیک به مرگ افراد تأثیر بگذارد. به عنوان مثال، بسیاری از هندی ها از ملاقات با پادشاه مردگان هندو، یام‌راج، خبر می دهند، در حالی که آمریکایی ها اغلب ادعا می کنند که عیسی را ملاقات کرده اند. کودکان معمولاً برخورد با دوستان و معلمان را «در نور» توصیف می کنند.
بیشتر تجربیات نزدیک به مرگ گزارش شده مثبت هستند و حتی به کاهش اضطراب مرگ، میل به زندگی و افزایش رفاه کمک کرده اند. با این حال، برخی از تجربیات نزدیک به مرگ منفی هستند و شامل احساساتی مانند عدم کنترل، آگاهی از نیستی، تصورات جهنمی، یا مورد قضاوت گرفتن توسط یک موجود برتر است.

چرا تجربه های نزدیک به مرگ اتفاق می افتد؟

دانشمندان علوم اعصاب، اولاف بلانکه و سباستین دیگوئز دو نوع تجربه نزدیک به مرگ را مطرح کرده اند. نوع یک، که با نیمکرهٔ چپ مغز مرتبط است، دارای حس تغییر یافته از زمان و تصورات پرواز است. نوع دو، که نیمکرهٔ راست را درگیر می کند، با دیدن یا برقراری ارتباط با ارواح، و شنیدن صدا ها، اصوات و موسیقی مشخص می شود. در حالی که مشخص نیست چرا انواع مختلفی از تجربیات نزدیک به مرگ وجود دارد، تعاملات مختلف بین مناطق مغز این تجربیات متمایز را ایجاد می کند.
لوب های گیجگاهی نیز نقش مهمی در تجربیات نزدیک به مرگ دارند. این ناحیه از مغز با پردازش اطلاعات حسی و حافظه درگیر است، بنابراین فعالیت غیرعادی در این لوب ها می تواند احساسات و ادراکات عجیبی ایجاد کند.
علیرغم تئوری های متعددی که برای توضیح تجربیات نزدیک به مرگ استفاده می شود، رسیدن به انتها در مورد عوامل ایجاد کنندهٔ آنها دشوار است.
افراد متدیّن معتقدند تجارب نزدیک به مرگ شواهدی را برای زندگی پس از مرگ فراهم می کند، به ویژه جدایی روح از بدن. در حالی که توضیحات علمی برای تجربیات نزدیک به مرگ شامل مسخ شخصیت (depersonalisation) است که احساس جدا شدن از بدن شماست. کارل سیگان، نویسنده علمی، حتی مطرح کرد که استرس مرگ باعث یادآوری تولد می‌شود، و مطرح می‌کند «تونلی» که مردم می‌بینند، تجسم مجدد کانال تولد است.
اما به دلیل فانتزی بودن این نظریه ها، توضیحات دیگری نیز پدید آمده است. برخی از محققان ادعا می کنند که اندورفین آزاد شده در طول رویدادهای استرس زا ممکن است چیزی شبیه به تجربه نزدیک به مرگ ایجاد کند، به ویژه با کاهش درد و افزایش احساسات خوشایند. به طور مشابه، داروهای بیهوشی مانند کتامین می توانند ویژگی های تجربه نزدیک به مرگ، مانند تجربیات خارج از بدن را شبیه سازی کنند.
تئوری های دیگر حاکی از آن است که تجربیات نزدیک به مرگ از دی متیل تریپتامین (DMT) ناشی می شود، دی متیل تریپتامین یک داروی روانگردان است که به طور طبیعی در برخی از گیاهان وجود دارد. ریک استراسمن، استاد روانپزشکی، در یک مطالعه از سال 1990 تا 1995 مشاهده کرد که افراد پس از تزریق DMT تجربیات نزدیک به مرگ و عرفانی داشتند. به گفته استراسمن، بدن دارای DMT طبیعی است که هنگام تولد و مرگ آزاد می شود. با این حال، هیچ مدرک قطعی برای حمایت از این دیدگاه وجود ندارد. به طور کلی، نظریه های مبتنی بر مواد شیمیایی فاقد دقت هستند و نمی توانند طیف کاملی از ویژگی های تجربه نزدیک به مرگ را که مردم تجربه می کنند توضیح دهند.

ادامه مطلب


@cosmos_physics
"ریشه تمام شر در دنیا باوری است که میگوید تنها یک حقیقت وجود دارد و آن حقیقت نزد ماست!"

مکس بورن (۱۸۸۲-۱۹۷۰) فیزیکدان و ریاضیدان آلمانی و برنده جایزه نوبل فیزیک سال ۱۹۴۵
بورن یکی از دوستان نزدیک اینشتین بود و اگرچه دیدگاه علمی اش با او تفاوت داشت، این دو با هم ارتباط صمیمی داشتند و به مدت ۴۰ سال تا زمانیکه اینشتین فوت کرد، در مورد همه چیز، از نظریات کوانتوم گرفته تا آهنگهای بتهوون و تلاطم سیاسی زمانه، نامه نگاری میکردند.
نامه های این دو در قالب یک کتاب جمع آوری شده و در سال ۲۰۰۴ با نام "The Born-Einstein Letters 1916-55" چاپ شد.


@cosmos_physics
«باید چنان برای نجات جان تو بجنگیم گویی جانِ خودمان است، که هست، و با تن‌های خویش راه عبور از راهروی منتهی به اتاق گاز را سد کنیم. چرا که اگر سحرگاه تو را ببرند، شب‌هنگام به سراغ ما خواهند آمد.»

این بخشی از نامه‌ی سرگشاده‌ی جیمز بالدوین نویسنده برای آنجلا دیویس که در دهه ۷۰ میلادی، به جرم‌ مبارزه با بی‌عدالتی به زندان افتاده بود. این تکه‌ی مشهور از نامه به ما یادآوری می‌کند که به ازای هر نفری که برای آزادی‌خواهی در زندان است، ما چه وظیفه‌ای داریم؛ که تن‌های ما چگونه در کمترین فاصله از هم قرار می‌گیرد وقتی تنی را به شکنجه و اعدام محکوم می‌کنند.

📚 «در اسارت زنجیرها و خوک‌ها»

زندگینامه‌ خودنوشت آنجلا دیویس

@cosmos_physics
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 به یاد جانباختگان پرواز ps752


@cosmos_physics
جست‌وجوی ردی از مادهٔ تاریک با ساعت‌های اسپین نوترونی

یک تیم تحقیقاتی بین المللی با استفاده از آزمایش دقیقی که در دانشگاه برن انجام شد، موفق شد به طور قابل توجهی محدودهٔ وجود مادهٔ تاریک را محدود کند. این آزمایش در منبع تحقیقاتی نوترون اروپایی در مؤسسه لاو-لانژوین در فرانسه انجام شد و سهم مهمی در جستجوی این ذرات دارد، که اطلاعات کمی از آنها باقی مانده است.
رصد های کیهانی مدار ستارگان و کهکشان‌ها می‌توانند نتایج روشنی در مورد نیروهای گرانشی جذب کننده‌ای که بین اجرام سماوی عمل می‌کنند به دست آید. یافتهٔ شگفت‌انگیز: مادهٔ مرئی برای توضیح ایجاد یا حرکت کهکشان‌ها کافی نیست. این نشان می دهد که نوع دیگری از ماده وجود دارد که تاکنون ناشناخته است.بر این اساس، در سال 1933، فیزیکدان و ستاره شناس سوئیسی، فریتز زویکی، وجود چیزی را استنباط کرد که امروزه به عنوان مادهٔ تاریک (Dark matter) شناخته می شود. مادهٔ تاریک یک شکل فرضی از ماده است که مستقیماً قابل مشاهده نیست، اما از طریق گرانش برهم کنش دارد و تقریباً پنج برابر جرم ماده ای است که ما با آن آشنا هستیم.
اخیراً، به دنبال آزمایش دقیقی که در مرکز فیزیک بنیادی آلبرت انیشتین (AEC) در دانشگاه برن انجام شد، یک تیم تحقیقاتی بین‌المللی موفق شد دامنهٔ وجود ماده تاریک را به میزان قابل توجهی محدود کند. AEC با بیش از 100 عضو، یکی از سازمان های تحقیقاتی بین المللی پیشرو در زمینه فیزیک ذرات است. یافته های این تیم به رهبری برن اکنون در مجله معتبر Physical Review Letters منتشر شده است.

راز پیرامون ماده تاریک

ایوو شولتس، دانشجوی دکترا در AEC و نویسنده اصلی این مطالعه توضیح می دهد:"ماده تاریک واقعاً از چه ساخته شده است هنوز کاملاً نامشخص است." با این حال، آنچه مسلم است این است که از همان ذراتی که ستاره ها، سیاره زمین یا ما انسان ها را تشکیل می دهند، ساخته نشده است. در سرتاسر جهان، آزمایش‌ها و روش‌های حساس‌تر برای جستجوی ذرات احتمالی ماده تاریک مورد استفاده قرار می‌گیرند، البته تاکنون، بدون موفقیت.
ذرات بنیادی فرضی خاصی که به عنوان اکسیون (axion) شناخته می شوند، یک دستهٔ امیدوارکننده از نامزدهای احتمالی برای ذرات ماده تاریک هستند. مزیت مهم این ذرات بسیار سبک وزن این است که می توانند به طور همزمان پدیده های مهم دیگری را در فیزیک ذرات توضیح دهند که هنوز درک نشده اند.

آزمایش برن تاریکی را روشن می کند

فلوریان پیگسا، پروفسور فیزیک کم انرژی و دقیق در AEC که در سال 2016 به دلیل تحقیقاتش در مورد نوترون ها، یکی از جوایز معتبر شروع ERC را از شورای تحقیقات اروپا دریافت کرد، توضیح می دهد:" به لطف چندین سال تخصص، تیم ما موفق به طراحی و ساخت یک دستگاه اندازه گیری بسیار حساس، آزمایش Beam EDM شده است." اگر اکسیون های گریزان واقعا وجود داشته باشند، باید یک علامت مشخصه در دستگاه اندازه گیری به جا بگذارند.
شولتس توضیح می دهد:" این آزمایش ،ما را قادر می سازد فرکانس چرخشی اسپین های نوترونی را که از طریق برهم نهی میدان های الکتریکی و مغناطیسی حرکت می کنند، تعیین کنیم." چرخش هر نوترون منفرد به عنوان نوعی سوزن قطب نما عمل می کند که به دلیل میدان مغناطیسی مشابه عقربه دوم ساعت مچی می چرخد، اما تقریباً 400000 برابر سریعتر. پیگسا توضیح می دهد:"ما دقیقاً این فرکانس چرخشی را اندازه گیری کردیم و آن را برای کوچکترین نوسانات دوره ای که در اثر برهمکنش با محورها ایجاد می شد بررسی کردیم." نتایج آزمایش واضح بود: پیگسا می‌گوید:" فرکانس چرخشی نوترون‌ها بدون تغییر باقی ماند، به این معنی که هیچ مدرکی از آکسیون‌ها در اندازه‌گیری‌های ما وجود ندارد."

فضای پارامتر با موفقیت محدود شد

اندازه‌گیری‌هایی که با محققان فرانسوی در منبع تحقیقاتی نوترون اروپایی در موسسه لاو-لانژوین انجام شد، امکان حذف تجربی فضای پارامتری کاملاً ناشناخته از اکسیون‌ها را فراهم کرد. همچنین ثابت شد که جستجو برای آکسیون‌های فرضی که بیش از 1000 برابر سنگین تر از آنچه قبلاً با آزمایش های دیگر امکان پذیر بود خواهد بود.
شولتس نتیجه می گیرد:"اگرچه وجود این ذرات مرموز است، اما ما با موفقیت یک پارامتر مهم فضای مادهٔ تاریک را حذف کردیم." آزمایش‌های آینده اکنون می‌توانند بر روی این کار بنا شوند. پیگسا توضیح می دهد:"در نهایت پاسخ به سوال ماده تاریک به ما بینش قابل توجهی از مبانی طبیعت می دهد و ما را گام بزرگی به درک کامل جهان نزدیکتر می کند."

لینک مطلب


@cosmos_physics
من نمیتوانم بطور جدی به مکانیک کوانتومی باور داشته باشم . زیرا این تئوری با ایده ای که در آن فیزیک بایستی یک رئالیتی در فضا و زمان را بدون کنش شبح وار در فاصله بازنمایی کند، سازگاری ندارد !

آلبرت اینشتین به مکس بورن


@cosmos_physics
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 آیا فلسفه، علم است؟

تیموتی ویلیامسون
فیلسوف بریتانیایی و استاد دانشگاه آکسفورد



@cosmos_physics
نیلز بور استدلال کرد که فرض اول هایزنبرگ بر این اساس که الکترون خواص ذاتی دارد اشتباه است. جمله‌ی «الکترون مکان و سرعت دارد» فقط در دنیای بزرگ‌مقیاس معنا دارد. در واقع مفاهیمی مانند علیت، مکان، سرعت و مسیر فقط در فیزیک بزرگ‌مقیاس کاربرد دارند. نمی‌توانیم از آن‌ها در دنیای کوانتومی استفاده کنیم.

استدلال بور به قدری نیرومند بود که حقیقتا هایزنبرگ را به گریه انداخت. هایزنبرگ استدلال می‌کرد که عمل مشاهده‌ی جهان خواص کوانتومی را مختل می‌کند، اما موضع بور بسیار هوشمندانه‌تر بود.

او گفت «اندازه‌گیری» یعنی پرسش از جهان.

پاسخ این پرسش به چگونگی طرح این پرسش بستگی دارد، یعنی چگونگی اندازه‌گیری. خصوصیاتی که مشاهده می‌کنیم بیان‌گر یک خصوصیت کوانتومی بنیادی نیستند، بلکه به نوعی محصول خودِ عمل اندازه‌گیری‌اند.

کتاب «از یقین تا تردید»
نوشته‌ اف. دیود پیت


@cosmos_physics
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 «تمایز بین گذشته، حال و آینده توهمی بیش نیست؛ گرچه این توهم دیرینه و پایدار است.»

این جمله‌ منسوب به اینشتین است که در نامه‌ای خطاب به خانواده‌ای که عزیز خود را از دست داده بودند برای همدردی نوشته:
«او حالا کمی زودتر از من از این جهان عجیب‌ رخت بسته است. ولی هیچ معنایی ندارد. کسانی مثل ما فیزیکدانان به خوبی می‌دانند که تمایز بین گذشته، حال و آینده توهمی بیش نیست؛ گرچه این توهم دیرینه و پایدار است.»

این‌که «زمان» واقعی نیست از سال‌ها پیش در بین فیزیکدانان و فلاسفه مطرح است. به ویژه در فیزیک کوانتوم، مسأله زمان با دیدگاه نظریه نسبیت درباره زمان کاملا متفاوت است. برخی از فیزیکدانانی که روی گرانش کوانتومی (وحدت بین کوانتوم و نسبیت عام) کار می‌کنند، معتقدند باید زمان را به شکل مرسوم کنار گذاشت.
این‌که اثبات شود زمان واقعی نیست و تمایزی بین گذشته و آینده وجود ندارد، پیامدهای فلسفی، اخلاقی و حقوقی می‌تواند داشته باشد.

ادامه مقاله سایت علم روز


@cosmos_physics
فیزیکدان آلبرت اینشتین و ریاضیدان و آسترونومر هلندی ویلم دی سیتر در سال 1932، در مورد کیهان شناسی، ساینس یونیورس بحث می کنند.


لینک مطلب

@cosmos_physics
تعبیری از مکانیک کوانتومی وجود دارد که در آن کاهش تابع موج صورت نمی‌گیرد:

این تعبیر «چند جهانی» نام دارد!

که در آن تمام نتایج ممکن مشاهدات به طور همزمان وجود دارد. اما ذهن‌های آگاه تنها از یک نتیجه اطلاع دارند.

ذهن آگاه من یک گذشته منحصر به فرد، اما چند آینده‌ی متفاوت دارد. هر وقت مشاهده‌ای انجام دهم آگاهی من به‌انشعاباتی که مساوی با تعداد نتایج ممکن است تقسیم خواهد شد.


📚 اسرار جهان کوانتومی
یوئن ج.اسکوایرز


@cosmos_physics
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 جهان چگونه آغاز شد؟

برای پیدایش عالم نظریه‌ها و ایده‌های مختلفی مطرح است.
سابین هاسنفلدر فیزیکدان نظری، به بیان چندین ایده جالب برای آغاز عالم می‌پردازد.


@cosmos_physics