This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 جهان چگونه آغاز شد؟
برای پیدایش عالم نظریهها و ایدههای مختلفی مطرح است.
سابین هاسنفلدر فیزیکدان نظری، به بیان چندین ایده جالب برای آغاز عالم میپردازد.
@cosmos_physics
برای پیدایش عالم نظریهها و ایدههای مختلفی مطرح است.
سابین هاسنفلدر فیزیکدان نظری، به بیان چندین ایده جالب برای آغاز عالم میپردازد.
@cosmos_physics
🎥 سرگذشت بولتزمن
فيلم ، از مكان خود كشى او در اوج بيمارى روانى در ٦٢ سالگى شروع شده
مكانى به نام دينو ، نزديكترين ساحل ايتاليا به وين...
آخرين تلاش او براى تحمل و آرامش...
پلانك در اين فيلم اذعان ميكنه بدون آثار بولتزمن نميتونست معماى جسم سياه رو حل كنه
ماشين جنگى فیزیک (جنگ بشر با جهل ) شهيدان و قهرمانان بسيارى داشته در طول تاريخ ...
بايد با كفش هاى اين سربازان راه رفت بعد قضاوتشون كرد ...
https://www.youtube.com/watch?v=hENRIAx-6D4&feature=share
@cosmos_physics
فيلم ، از مكان خود كشى او در اوج بيمارى روانى در ٦٢ سالگى شروع شده
مكانى به نام دينو ، نزديكترين ساحل ايتاليا به وين...
آخرين تلاش او براى تحمل و آرامش...
پلانك در اين فيلم اذعان ميكنه بدون آثار بولتزمن نميتونست معماى جسم سياه رو حل كنه
ماشين جنگى فیزیک (جنگ بشر با جهل ) شهيدان و قهرمانان بسيارى داشته در طول تاريخ ...
بايد با كفش هاى اين سربازان راه رفت بعد قضاوتشون كرد ...
https://www.youtube.com/watch?v=hENRIAx-6D4&feature=share
@cosmos_physics
YouTube
Ludwig Boltzmann - The genius of disorder [2007]
The 19th-century physicist Ludwig Boltzmann stirred up controversy by proposing that scientists could make intelligent guesses about the behavior of atoms, which, though they moved randomly, could be described by certain probabilistic generalizations.His…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 به مناسبت ۱۷ فوریه سالروز سوزانده شدن جیوردانو برونو
در 1584، جیوردانو برونو در کتاب
De l'infinito, universo e mondi
پیشنهاد کرد که جهان نامتناهی است. او همچنین برای اولین بار پیشنهاد کرد که ستارگان دیگر میتوانند مانند خورشید باشند و خود آنها هم میتوانند سیاره داشته باشند!
او گرفتار سیستم تفتيش عقائد کلیسای کاتولیک شد و ۸ سال شکنجه و بازجویی شد. در نهایت به جرم نگارش این کتاب و سایر اتهامات که جملگی مخالفت با کلیسای کاتولیک محسوب میشد، به دستور کلیسای کاتولیک برونو در آتش سوزانده شد!
در هنگام دریافت حکم جمله معروفی به قضات خود گفت:
احتمالا شما که حکم مرگ من را دادید از من بیشتر می ترسید
Maiori forsan cum timore sententiam in me fertis quam ego accipiam
او را برهنه و وارونه با دهان بند آتش زدند.
@cosmos_physics
در 1584، جیوردانو برونو در کتاب
De l'infinito, universo e mondi
پیشنهاد کرد که جهان نامتناهی است. او همچنین برای اولین بار پیشنهاد کرد که ستارگان دیگر میتوانند مانند خورشید باشند و خود آنها هم میتوانند سیاره داشته باشند!
او گرفتار سیستم تفتيش عقائد کلیسای کاتولیک شد و ۸ سال شکنجه و بازجویی شد. در نهایت به جرم نگارش این کتاب و سایر اتهامات که جملگی مخالفت با کلیسای کاتولیک محسوب میشد، به دستور کلیسای کاتولیک برونو در آتش سوزانده شد!
در هنگام دریافت حکم جمله معروفی به قضات خود گفت:
احتمالا شما که حکم مرگ من را دادید از من بیشتر می ترسید
Maiori forsan cum timore sententiam in me fertis quam ego accipiam
او را برهنه و وارونه با دهان بند آتش زدند.
@cosmos_physics
گروهی متشکل از ۱۷ پژوهشگر بینالمللی به سرپرستی «دانشگاه هاوایی»، معتقدند انرژی تاریک زمانی تولید میشود که ماده معمولی در هنگام مرگ و فروپاشی ستارگان بزرگ فشرده میشود. این ایده که سیاهچالهها منشأ انرژی تاریک هستند، جدید نیست. این بخشی از نظریه نسبیت عام اینشتین به شمار میرود، اما این نخستینبار است که دانشمندان، شواهد رصدی بدست آوردند.
دانشمندان دریافتند که سیاهچالههای کهکشانهای خفته هفت تا ۲۰ برابر بزرگتر از حد انتظار هستند، یافتهای که به محققان میگوید فرآیند دیگری به رشد آنها کمک میکند. سیاهچالهها از دو طریق جرم میگیرند؛افزایش گاز و ادغام با سیاهچالههای دیگر. پژوهشگران با مطالعه ۹ میلیارد سال تکامل سیاهچاله در کهکشانهای بیضوی غولپیکر خفته دریافتند که سیاهچالههای قدیمی، بسیار بزرگتر از آن چیزی هستند که براساس این دو روش رشد یابند.
نظر پژوهشگران این است که پاسخ، انرژی تاریک به شکل «انرژی خلأ» است؛ نوعی انرژی که در خود فضا-زمان گنجانده شده و اجزای جهان را از هم دورتر میکند و انبساط را سرعت میبخشد...
ادامه مطلب
@cosmos_physics
دانشمندان دریافتند که سیاهچالههای کهکشانهای خفته هفت تا ۲۰ برابر بزرگتر از حد انتظار هستند، یافتهای که به محققان میگوید فرآیند دیگری به رشد آنها کمک میکند. سیاهچالهها از دو طریق جرم میگیرند؛افزایش گاز و ادغام با سیاهچالههای دیگر. پژوهشگران با مطالعه ۹ میلیارد سال تکامل سیاهچاله در کهکشانهای بیضوی غولپیکر خفته دریافتند که سیاهچالههای قدیمی، بسیار بزرگتر از آن چیزی هستند که براساس این دو روش رشد یابند.
نظر پژوهشگران این است که پاسخ، انرژی تاریک به شکل «انرژی خلأ» است؛ نوعی انرژی که در خود فضا-زمان گنجانده شده و اجزای جهان را از هم دورتر میکند و انبساط را سرعت میبخشد...
ادامه مطلب
@cosmos_physics
هیچ چیزی ثابت و بر جای نیست
جمله در تغییر و سیر سرمدی است
ذره ها پیوسته شد با ذره ها
تا پدید اید همه ارض و سماء.
تا که ما آن جمله را بشناختیم
بهر هر یک اسم و معنی ساختیم
ذره ها از یکدیگر بگسسته شد
باز با شکل دگر پیوسته شد
ذره ها بینم که از ترکیبشان
صد هزاران آفتاب آمد عیان
صد هزاران نظم و آئین خدا
علت صوری این خورشیدها
باز این خورشید ها ائین ها
بر گرفته سوی گرداب فنا
ای زمین پست بی قدر و بها
با تمام برها و بحرها
انچه داری در طریق کهکشان
از ثوابت یا که از سیارگان
جملگی ترکیبشان زین ذره ها
تا که روزی می شوید از هم جدا
@cosmos_physics
جمله در تغییر و سیر سرمدی است
ذره ها پیوسته شد با ذره ها
تا پدید اید همه ارض و سماء.
تا که ما آن جمله را بشناختیم
بهر هر یک اسم و معنی ساختیم
ذره ها از یکدیگر بگسسته شد
باز با شکل دگر پیوسته شد
ذره ها بینم که از ترکیبشان
صد هزاران آفتاب آمد عیان
صد هزاران نظم و آئین خدا
علت صوری این خورشیدها
باز این خورشید ها ائین ها
بر گرفته سوی گرداب فنا
ای زمین پست بی قدر و بها
با تمام برها و بحرها
انچه داری در طریق کهکشان
از ثوابت یا که از سیارگان
جملگی ترکیبشان زین ذره ها
تا که روزی می شوید از هم جدا
@cosmos_physics
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 صحبت های راجر پن رز در بارۀ نحوه شکل گیری قضایای تکینگی
راجر پن رز به دلیل اثبات قضایای تکنیگی در مقاله سال 1965 خود، برندۀ جایزۀ نوبل 2020 شد. این قضایا که توسط او برای سیاهچاله ها اثبات گردید و بعدها هاوکینگ آن را برای کل جهان اثبات کرد نشان می دهد که تکینگی های ریاضی که در نسبیت عام وجود دارد و اینشتین از آنها ناخرسند بود در جهان واقعی، در درون سیاهچاله ها اتفاق می افتند و در واقع سیاهچاله ها دلیلی برای وجود این تکینگی ها هستند. البته پن رز اکنون به دلیل ارائۀ مدل چرخه ای همدیس به تکینگی جهان اولیه باور ندارد و در ویدیوی فوق به این موضوع اشارۀ کوتاهی می کند.
@cosmos_physics
راجر پن رز به دلیل اثبات قضایای تکنیگی در مقاله سال 1965 خود، برندۀ جایزۀ نوبل 2020 شد. این قضایا که توسط او برای سیاهچاله ها اثبات گردید و بعدها هاوکینگ آن را برای کل جهان اثبات کرد نشان می دهد که تکینگی های ریاضی که در نسبیت عام وجود دارد و اینشتین از آنها ناخرسند بود در جهان واقعی، در درون سیاهچاله ها اتفاق می افتند و در واقع سیاهچاله ها دلیلی برای وجود این تکینگی ها هستند. البته پن رز اکنون به دلیل ارائۀ مدل چرخه ای همدیس به تکینگی جهان اولیه باور ندارد و در ویدیوی فوق به این موضوع اشارۀ کوتاهی می کند.
@cosmos_physics
مقالاتی که در طی فرآیند بازنگری، در زمان نشر دچار مشکلات عدیده ای بوده اند و یا توسط ویراستاران مجلات مختلف رد شدند ولی نهایتاً برای مولفین آن، جایزۀ نوبل را به ارمغان آوردند
@cosmos_physics
@cosmos_physics
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 راجر پن رز
واقعیت جهان از سه بخش مرتبط به هم تشکیل شده است، موجودات فیزیکی، موجودات ذهنی و موجودات ریاضی
@cosmos_physics
واقعیت جهان از سه بخش مرتبط به هم تشکیل شده است، موجودات فیزیکی، موجودات ذهنی و موجودات ریاضی
@cosmos_physics
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 Take a look at a clip of Sir Chandrasekhara Venkata Raman after he arrived in Stockholm for the Nobel Prize Award Ceremony held on 10 December 1930.
Raman was awarded the physics prize "for his work on the scattering of light and for the discovery of the effect named after him."
به کلیپی از سر چاندراسخارا رامان پس از ورود او به استکهلم برای مراسم اهدای جایزه نوبل که در 10 دسامبر 1930 برگزار شد، نگاه کنید.
رامان به خاطر کارش در زمینه پراکندگی نور و کشف اثری که بعدا به نام او نامگذاری شده بود، جایزه فیزیک را دریافت کرد.
@cosmos_physics
Raman was awarded the physics prize "for his work on the scattering of light and for the discovery of the effect named after him."
به کلیپی از سر چاندراسخارا رامان پس از ورود او به استکهلم برای مراسم اهدای جایزه نوبل که در 10 دسامبر 1930 برگزار شد، نگاه کنید.
رامان به خاطر کارش در زمینه پراکندگی نور و کشف اثری که بعدا به نام او نامگذاری شده بود، جایزه فیزیک را دریافت کرد.
@cosmos_physics
دو تعبیر از اصل عدم قطعیت هایزنبرگ:
تعبیر حداقلی:
بنابر این تعبیر عدم قطعیت به این معنی است که در فیزیک میکروسکوپی، برخلاف فیزیک ماکروسکوپی، نظریهها و قوانین تصحیحکنندهای وجود ندارد که بتوان با یاری آن اثرات اختلالی اندازهگیری را با دقت لازم محاسبه کرد.
تعبیر حداکثری:
طبق این تعبیر مشاهده نه تنها آنچه را قرار است اندازهگیری شود مختل میکند، بلکه آن را تولید (یا خلق) نیز میکند! به عبارتی قبل از اندازهگیری، بنابر اصل برهمنهی اصلا نمیتوانیم بگوییم الکترون کجاست؛ الکترون نه اینجاست و نه جای دیگر زیرا هنوز تصمیمی (به زبان تخصصی کُلَپس نشده) صورت نگرفته است که کجا باشد.
کتاب «مبانی فلسفی مکانیک کوانتومی»
علیرضا منصوری
@cosmos_physics
تعبیر حداقلی:
بنابر این تعبیر عدم قطعیت به این معنی است که در فیزیک میکروسکوپی، برخلاف فیزیک ماکروسکوپی، نظریهها و قوانین تصحیحکنندهای وجود ندارد که بتوان با یاری آن اثرات اختلالی اندازهگیری را با دقت لازم محاسبه کرد.
تعبیر حداکثری:
طبق این تعبیر مشاهده نه تنها آنچه را قرار است اندازهگیری شود مختل میکند، بلکه آن را تولید (یا خلق) نیز میکند! به عبارتی قبل از اندازهگیری، بنابر اصل برهمنهی اصلا نمیتوانیم بگوییم الکترون کجاست؛ الکترون نه اینجاست و نه جای دیگر زیرا هنوز تصمیمی (به زبان تخصصی کُلَپس نشده) صورت نگرفته است که کجا باشد.
کتاب «مبانی فلسفی مکانیک کوانتومی»
علیرضا منصوری
@cosmos_physics
آیا در حقیقت فلسفه بی حاصل است؟
بنظر میرسد که علم دائما در پیشرفت است و حال آنکه فلسفه قلمرو خود را از دست میدهد. ولی این امر فقط بدان جهت است که فلسفه وظیفه ای سنگین و خطرناک دارد و آن عبارت است از حل مسائلی که هنوز ابواب آن به روی روشهای علوم باز نشده است،مانند مسائل خیر و شر،زیبائی و زشتی، جبر و اختیار،حیات و موت.
همینکه یک میدان بحث و بررسی، معلومات دقیق با قواعد صحیح در دسترس میگذارد، علم بوجود می آید.
هر علمی مانند فلسفه آغاز می شود و مانند فن پایان میپذیرد؛ با فرضیه ها بیرون می آید و با عمل جریان پیدا می کند.
ویل دورانت
📚 تاریخ فلسفه
@cosmos_physics
بنظر میرسد که علم دائما در پیشرفت است و حال آنکه فلسفه قلمرو خود را از دست میدهد. ولی این امر فقط بدان جهت است که فلسفه وظیفه ای سنگین و خطرناک دارد و آن عبارت است از حل مسائلی که هنوز ابواب آن به روی روشهای علوم باز نشده است،مانند مسائل خیر و شر،زیبائی و زشتی، جبر و اختیار،حیات و موت.
همینکه یک میدان بحث و بررسی، معلومات دقیق با قواعد صحیح در دسترس میگذارد، علم بوجود می آید.
هر علمی مانند فلسفه آغاز می شود و مانند فن پایان میپذیرد؛ با فرضیه ها بیرون می آید و با عمل جریان پیدا می کند.
ویل دورانت
📚 تاریخ فلسفه
@cosmos_physics
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 اصل آنتروپیک یا انساننگر چیست؟
آندره لینده از بنیانگذاران کیهانشناسی تورمی به توضیح اصل انتروپیک و ارتباط آن با مفهوم چندجهانی (multiverse) میپردازد.
@cosmos_physics
آندره لینده از بنیانگذاران کیهانشناسی تورمی به توضیح اصل انتروپیک و ارتباط آن با مفهوم چندجهانی (multiverse) میپردازد.
@cosmos_physics
چهارده مارس، «استیون هاوکینگ»، فیزیکدان معروف انگلیسی چشم از جهان فروبست؛ اما دانشمندان، روز ۱۴ مارس را با عنوانی دیگر نیز میشناسند، روز عدد پی. این روز بهخاطر شباهت شکل نوشتاریاش 3/14 به روز عدد پی نام گرفته است. عدد پی، یکی از مهمترین نسبتهای ریاضیاتی است و از تقسیم محیط دایره بر قطر آن به دست میآید.
امروز، زادروز آلبرت اینشتین، شناختهشدهترین فیزیکدان قرن بیستم و تدوینکننده نظریه نسبیت نیز هست.
@cosmos_physics
امروز، زادروز آلبرت اینشتین، شناختهشدهترین فیزیکدان قرن بیستم و تدوینکننده نظریه نسبیت نیز هست.
@cosmos_physics
هیچ مدرکی دال بر وجود جهان قبل از بیگبنگ وجود ندارد
راجر پنروز، برندهٔ جایزه نوبل، که به خاطر کارش بر روی سیاهچاله ها شهرت دارد، ادعا می کند که ما شواهدی از یک جهان قبلی دیده ایم. فقط، به آن دسترسی نداریم.
بیگ بنگ اصلی از آن زمان به گونه ای اصلاح شده است که شامل یک فاز تورمی اولیه (early inflationary phase) می شود، و هر چیزی را که قبل از تورم رخ می دهد به مکانی غیرقابل مشاهده سوق می دهد. با این حال، ما نمی توانیم چیزی از قبل از آن زمان ببینیم. علیرغم اظهارات یکی از مشهورترین فیزیکدانان زنده، هیچ مدرکی دال بر وجود جهان قبل از آن وجود ندارد.
یکی از بزرگترین موفقیت های علمی قرن گذشته نظریهٔ بیگبنگ بود: این ایده که جهان، همانطور که ما آن را مشاهده می کنیم و امروز در درون آن وجود دارد، از گذشتهای داغ تر، متراکم تر و یکنواخت تر پدید آمده است.
در ابتدا به عنوان یک جایگزین جدی برای برخی از توضیحات رایج تر برای جهان در حال انبساط مطرح شد، در اواسط دههٔ 1960 با کشف "گلوله آتشین اولیه" که از آن حالت اولیهٔ داغ و متراکم باقی مانده بود: امروزه به عنوان زمینهٔ ریزموج کیهانی (CMB) شناخته میشود، به طرز تکاندهندهای تأیید شد.
برای بیش از 50 سال، بیگ بنگ به عنوان نظریه ای که خاستگاه کیهانی ما با یک دورهٔ تورمی اولیه قبل از آن و ایجاد آن را توصیف می کند، حاکم بوده است. هم تورم کیهانی و هم بیگبنگ به طور مداوم توسط اخترشناسان و اخترفیزیکدانان به چالش کشیده شده اند، اما هر بار که مشاهدات انتقادی و جدید به آن وارد میشوند، ایده های جایگزین از بین میرفتهاند. حتی تلاش جایگزین راجر پنروز، برندهٔ جایزهٔ نوبل 2020، کیهانشناسی چرخهای همدیس (Conformal Cyclic Cosmology)، نمیتواند با موفقیتهای بیگبنگ تورمی برابری کند.
برخلاف سالها عنوان ها و ادعاهای مستمر پنروز، ما هیچ شواهدی دال بر وجود «یک جهان قبل از بیگبنگ» نمیبینیم.
بیگبنگ معمولاً به گونه ای ارائه می شود که گویی آغاز همه چیز است: فضا، زمان و منشاء ماده و انرژی. از یک نقطه نظر قدیمی خاص، این منطقی است. اگر جهانی که ما می بینیم امروز در حال انبساط است و تراکم کمتری دارد، به این معنی است که در گذشته کوچکتر و متراکم تر بوده است. اگر تابش (چیزهایی مانند فوتون) در آن جهان وجود داشته باشد، طول موج آن تابش با انبساط جهان کشیده میشود، به این معنی که با گذشت زمان سرد میشود و در گذشته داغتر بوده است.
در برخی مواقع، اگر به اندازهٔ کافی به عقب برون یابی کنید، به چگالی، دما و انرژی هایی دست خواهید یافت که آنقدر زیاد هستند که شرایط را برای تکینگی ایجاد می کنید. اگر مقیاس های مسافت شما خیلی کوچک، مقیاس های زمانی شما خیلی کوتاه یا مقیاس های انرژی شما خیلی زیاد است، قوانین فیزیک دیگر معنا و مفهوم خود را از دست میدهند. اگر ساعت را حدود 13.8 میلیارد سال به عقب به سمت علامت افسانه ای "0" حرکت دهیم، آن قوانین فیزیک در زمان ⁴³⁻10~ ثانیه شکسته می شوند: زمان پلانک.
اگر این تصویری دقیق از جهان بود (که شروع به گرم شدن و متراکم شدن کرد و سپس منبسط و سرد شد)، انتظار میرفت که تعداد زیادی گذار در تاریخ گذشتهٔ ما رخ دهد:
1) تمام ذرات و پادذرات ممکن به تعداد زیاد ایجاد میشوند و وقتی که برای ایجاد مداوم آنها خیلی سرد میشود، مازاد آن به صورت تابش از بین میرود.
2) تقارن الکتروضعیف و هیگز زمانی که جهان کمتر از انرژی ای که در آن تقارن ها احیا می شوند سرد می شود، شکسته می شود و چهار نیرو و ذرهٔ بنیادی با جرم سکون غیر صفر ایجاد می کند.
3) کوارک ها و گلوئون ها متراکم می شوند و ذرات ترکیبی مانند پروتون و نوترون را تشکیل می دهند.
4) نوترینوها برهمکنش مؤثر با ذرات باقی مانده را متوقف می کنند.
5) پروتون ها و نوترون ها با هم ترکیب می شوند و هسته های سبک را تشکیل می دهند: دوتریوم، هلیوم-3، هلیوم-4 و لیتیوم-7.
6) گرانش برای ایجاد نواحی بیش از حد متراکم عمل می کند، در حالی که فشار تابش در زمانی که بیش از حد متراکم می شوند آنها را منبسط می کند و مجموعه ای از آثار نوسانی و وابسته به مقیاس را ایجاد می کند.
7) و تقریباً 380000 سال پس از بیگ بنگ، آنقدر سرد میشود که اتمهای خنثی و پایدار را تشکیل میدهد بدون اینکه فوراً از هم جدا شوند.
وقتی آخرین مرحله رخ میدهد، فوتونهایی که در جهان نفوذ میکنند، و قبلاً از الکترونهای آزاد پراکنده شده بودند، به سادگی در یک خط مستقیم حرکت میکنند، و طول موجشان طولانیتر میشوند و با انبساط جهان رقیق شده و تعدادشان کاهش مییابد.
ادامه مطلب
@cosmos_physics
راجر پنروز، برندهٔ جایزه نوبل، که به خاطر کارش بر روی سیاهچاله ها شهرت دارد، ادعا می کند که ما شواهدی از یک جهان قبلی دیده ایم. فقط، به آن دسترسی نداریم.
بیگ بنگ اصلی از آن زمان به گونه ای اصلاح شده است که شامل یک فاز تورمی اولیه (early inflationary phase) می شود، و هر چیزی را که قبل از تورم رخ می دهد به مکانی غیرقابل مشاهده سوق می دهد. با این حال، ما نمی توانیم چیزی از قبل از آن زمان ببینیم. علیرغم اظهارات یکی از مشهورترین فیزیکدانان زنده، هیچ مدرکی دال بر وجود جهان قبل از آن وجود ندارد.
یکی از بزرگترین موفقیت های علمی قرن گذشته نظریهٔ بیگبنگ بود: این ایده که جهان، همانطور که ما آن را مشاهده می کنیم و امروز در درون آن وجود دارد، از گذشتهای داغ تر، متراکم تر و یکنواخت تر پدید آمده است.
در ابتدا به عنوان یک جایگزین جدی برای برخی از توضیحات رایج تر برای جهان در حال انبساط مطرح شد، در اواسط دههٔ 1960 با کشف "گلوله آتشین اولیه" که از آن حالت اولیهٔ داغ و متراکم باقی مانده بود: امروزه به عنوان زمینهٔ ریزموج کیهانی (CMB) شناخته میشود، به طرز تکاندهندهای تأیید شد.
برای بیش از 50 سال، بیگ بنگ به عنوان نظریه ای که خاستگاه کیهانی ما با یک دورهٔ تورمی اولیه قبل از آن و ایجاد آن را توصیف می کند، حاکم بوده است. هم تورم کیهانی و هم بیگبنگ به طور مداوم توسط اخترشناسان و اخترفیزیکدانان به چالش کشیده شده اند، اما هر بار که مشاهدات انتقادی و جدید به آن وارد میشوند، ایده های جایگزین از بین میرفتهاند. حتی تلاش جایگزین راجر پنروز، برندهٔ جایزهٔ نوبل 2020، کیهانشناسی چرخهای همدیس (Conformal Cyclic Cosmology)، نمیتواند با موفقیتهای بیگبنگ تورمی برابری کند.
برخلاف سالها عنوان ها و ادعاهای مستمر پنروز، ما هیچ شواهدی دال بر وجود «یک جهان قبل از بیگبنگ» نمیبینیم.
بیگبنگ معمولاً به گونه ای ارائه می شود که گویی آغاز همه چیز است: فضا، زمان و منشاء ماده و انرژی. از یک نقطه نظر قدیمی خاص، این منطقی است. اگر جهانی که ما می بینیم امروز در حال انبساط است و تراکم کمتری دارد، به این معنی است که در گذشته کوچکتر و متراکم تر بوده است. اگر تابش (چیزهایی مانند فوتون) در آن جهان وجود داشته باشد، طول موج آن تابش با انبساط جهان کشیده میشود، به این معنی که با گذشت زمان سرد میشود و در گذشته داغتر بوده است.
در برخی مواقع، اگر به اندازهٔ کافی به عقب برون یابی کنید، به چگالی، دما و انرژی هایی دست خواهید یافت که آنقدر زیاد هستند که شرایط را برای تکینگی ایجاد می کنید. اگر مقیاس های مسافت شما خیلی کوچک، مقیاس های زمانی شما خیلی کوتاه یا مقیاس های انرژی شما خیلی زیاد است، قوانین فیزیک دیگر معنا و مفهوم خود را از دست میدهند. اگر ساعت را حدود 13.8 میلیارد سال به عقب به سمت علامت افسانه ای "0" حرکت دهیم، آن قوانین فیزیک در زمان ⁴³⁻10~ ثانیه شکسته می شوند: زمان پلانک.
اگر این تصویری دقیق از جهان بود (که شروع به گرم شدن و متراکم شدن کرد و سپس منبسط و سرد شد)، انتظار میرفت که تعداد زیادی گذار در تاریخ گذشتهٔ ما رخ دهد:
1) تمام ذرات و پادذرات ممکن به تعداد زیاد ایجاد میشوند و وقتی که برای ایجاد مداوم آنها خیلی سرد میشود، مازاد آن به صورت تابش از بین میرود.
2) تقارن الکتروضعیف و هیگز زمانی که جهان کمتر از انرژی ای که در آن تقارن ها احیا می شوند سرد می شود، شکسته می شود و چهار نیرو و ذرهٔ بنیادی با جرم سکون غیر صفر ایجاد می کند.
3) کوارک ها و گلوئون ها متراکم می شوند و ذرات ترکیبی مانند پروتون و نوترون را تشکیل می دهند.
4) نوترینوها برهمکنش مؤثر با ذرات باقی مانده را متوقف می کنند.
5) پروتون ها و نوترون ها با هم ترکیب می شوند و هسته های سبک را تشکیل می دهند: دوتریوم، هلیوم-3، هلیوم-4 و لیتیوم-7.
6) گرانش برای ایجاد نواحی بیش از حد متراکم عمل می کند، در حالی که فشار تابش در زمانی که بیش از حد متراکم می شوند آنها را منبسط می کند و مجموعه ای از آثار نوسانی و وابسته به مقیاس را ایجاد می کند.
7) و تقریباً 380000 سال پس از بیگ بنگ، آنقدر سرد میشود که اتمهای خنثی و پایدار را تشکیل میدهد بدون اینکه فوراً از هم جدا شوند.
وقتی آخرین مرحله رخ میدهد، فوتونهایی که در جهان نفوذ میکنند، و قبلاً از الکترونهای آزاد پراکنده شده بودند، به سادگی در یک خط مستقیم حرکت میکنند، و طول موجشان طولانیتر میشوند و با انبساط جهان رقیق شده و تعدادشان کاهش مییابد.
ادامه مطلب
@cosmos_physics
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 آیا ریاضیات، حاصل اکتشاف انسان است یا اختراع او؟!
«استیون واینبرگ»، برندۀ جایزه نوبل، با دیدگاه افلاطونی نسبت به این موضوع مخالف است
همراه با زیرنویس فارسی
23 مارس، روز جهانی ریاضیات
@cosmos_physics
«استیون واینبرگ»، برندۀ جایزه نوبل، با دیدگاه افلاطونی نسبت به این موضوع مخالف است
همراه با زیرنویس فارسی
23 مارس، روز جهانی ریاضیات
@cosmos_physics
The First Three Minutes.djvu
2.7 MB
📚 سه دقیقه اول - نگاهی نو به آغاز عالم
A Modern View of the Origin of the Universe - 1993
Weinberg
انگلیسی
@cosmos_physics
A Modern View of the Origin of the Universe - 1993
Weinberg
انگلیسی
@cosmos_physics
تاریخ کیهانشناسی
کیهان شناسی مطالعهٔ جهان و اجزای آن، چگونگی شکل گیری، چگونگی تکامل و آیندهٔ آن است. کیهان شناسی مدرن از ایده های قبل از تاریخ ثبت شده رشد کرده است. انسان باستانی سؤالاتی مانند "در اطراف من چه می گذرد؟" که سپس به "چگونه جهان کار می کند؟"، سوال کلیدی که کیهان شناسی می پرسد، تبدیل شد.
از نظر مطالعات دینی، کیهانشناسی دربارهٔ دنیایی است که به طور خداباورانه ایجاد شده است که توسط نیروهای ماوراءالطبیعه اداره میشود. از نظر دانشمندان، کیهان شناسی مدرن در مورد توسعهٔ کامل ترین و مقرون به صرفه ترین درک ممکن از جهان است که با مشاهدات روشن شده توسط نیروهای طبیعی سازگار باشد. ما در درجهٔ اول نوع دوم کیهان شناسی را در این دوره بررسی خواهیم کرد.
بسیاری از اولین مشاهدات علمی ثبت شده، در مورد کیهان شناسی بودند و پیگیری درک و فهم آن برای بیش از 5000 سال ادامه داشته است. کیهانشناسی در 20 سال گذشته با اطلاعات کاملاً جدیدی در مورد ساختار، منشأ و تکامل جهان که از طریق پیشرفتهای فناوری اخیر در تلسکوپها و رصدخانههای فضایی به دست آمده است، گسترده شده است و اساساً به جستجویی برای درک نه تنها آنچه جهان را میسازد (اشیاء درون آن) بلکه معماری کلی آن تبدیل شده است.
کیهان شناسی مدرن در مرز بین علم و فلسفه قرار دارد، به فلسفه نزدیک است زیرا سؤالات اساسی در مورد جهان می پرسد، به علم نزدیک است زیرا به دنبال پاسخ هایی در قالب درک تجربی با مشاهده و تبیین عقلانی است. بنابراین، نظریههای کیهانشناسی با تنشی بین یک میل فلسفی به سادگی و میل به شامل کردن همه ویژگیهای جهان در مقابل پیچیدگی کل آن عمل میکنند.
کیهانشناسی نوسنگی
کیهان شناسی قدمتی به اندازهٔ نوع بشر دارد. زمانی که گروههای اجتماعی بدوی، زبان را توسعه دادند، گامی کوتاه برای اولین تلاشهایشان برای درک جهان اطرافشان بود. کیهان شناسی بسیار اولیه، از دوران نوسنگی 20000 تا 100000 سال پیش، بسیار محلی بود. جهان چیزی بود که شما بلافاصله با آن تعامل داشتید.چیزهای کیهان شناختی آب و هوا، زلزله، تغییرات شدید در محیط شما و غیره بودند.چیزهایی که خارج از تجربهٔ روزانهٔ شما فراطبیعی به نظر می رسیدند، و بنابراین ما آن را زمان کیهان شناسی جادویی (Magic Cosmology) می نامیم.
اولین شواهد فیزیکی از تفکر نجومی و کیهانشناسی، تقویم قمری است که بر روی یک قطعه استخوان در جنوب صحرای آفریقا یافت شده و مربوط به حدود 20000 سال قبل از میلاد است. سازههای سنگی غولپیکر متاخر با هدف نجومی در آفریقا و اروپا در حدود 5000 سال قبل از میلاد ظاهر میشوند (نسخههای ابتدایی مجموعهٔ معروف استون هنج در بریتانیا). ذکر این نکته حائز اهمیت است که این ساختارها و فناوریها توسط فرهنگهای متعددی ساخته شدهاند که هیچ تماسی با یکدیگر نداشتهاند. به عبارت دیگر، نتایجی که آنها در مورد جهان به دست آوردند سراسری بود و مردم زمان حاضر بودند منابع قابل توجهی را برای بیان این ایده ها اختصاص دهند. انسان های اولیه افکار و احساسات درونی خود را در یک دنیای جاندارپنداری بیرونی طرحریزی می کردند، دنیایی که همه چیز در آن زنده بود. انسانها از طریق دعا، قربانی و هدیه به ارواح، بر پدیده های دنیای خود مسلط شدند. این یک جهانبینی انساننما (جادویی) از خاک، آب، باد و آتش زنده است که مردان و زنان احساسات و انگیزههای خود را به عنوان نیروهای راهنما در آن طرحریزی میکنند.
اولین رصد نجومی ثبت شده، دیسک آسمان نبرا (Nebra sky disk) از شمال اروپا است که قدمت آن به حدود 1600 سال قبل از میلاد می رسد. این دیسک برنزی 30 سانتی متری، خورشید، یک هلال ماه و ستارگان (از جمله خوشهٔ ستاره ای Pleiades) را به تصویر می کشد. این دیسک احتمالاً یک نماد مذهبی و همچنین یک ابزار نجومی یا تقویم خام است. در نیمکرهٔ غربی، درک مشابهی از رفتار پایه ستاره ها و سیاره ها در حال توسعه بود. به عنوان مثال، فرهنگ بومیان آمریکا در همان زمان، نقاشی های سنگی یا سنگ نگاره های پدیده های نجومی را می کشیدند. واضحترین نمونه در زیر یافت میشود، سنگ نگارهای که ابرنواختر 1006 پس از میلاد را نشان میدهد که منجر به سحابی خرچنگ (Crab Nebula) شد.
بعداً در تاریخ، 5000 تا 20000 سال پیش، نوع بشر شروع به سازماندهی خود و توسعهٔ آنچه ما امروزه فرهنگ می نامیم، کرد. احساس ماندگاری بیشتر در وجود روزانهٔ شما منجر به توسعهٔ اسطوره ها، به ویژه اسطوره های خلقت برای توضیح منشاء جهان می شود.
ادامه مطلب
@cosmos_physics
کیهان شناسی مطالعهٔ جهان و اجزای آن، چگونگی شکل گیری، چگونگی تکامل و آیندهٔ آن است. کیهان شناسی مدرن از ایده های قبل از تاریخ ثبت شده رشد کرده است. انسان باستانی سؤالاتی مانند "در اطراف من چه می گذرد؟" که سپس به "چگونه جهان کار می کند؟"، سوال کلیدی که کیهان شناسی می پرسد، تبدیل شد.
از نظر مطالعات دینی، کیهانشناسی دربارهٔ دنیایی است که به طور خداباورانه ایجاد شده است که توسط نیروهای ماوراءالطبیعه اداره میشود. از نظر دانشمندان، کیهان شناسی مدرن در مورد توسعهٔ کامل ترین و مقرون به صرفه ترین درک ممکن از جهان است که با مشاهدات روشن شده توسط نیروهای طبیعی سازگار باشد. ما در درجهٔ اول نوع دوم کیهان شناسی را در این دوره بررسی خواهیم کرد.
بسیاری از اولین مشاهدات علمی ثبت شده، در مورد کیهان شناسی بودند و پیگیری درک و فهم آن برای بیش از 5000 سال ادامه داشته است. کیهانشناسی در 20 سال گذشته با اطلاعات کاملاً جدیدی در مورد ساختار، منشأ و تکامل جهان که از طریق پیشرفتهای فناوری اخیر در تلسکوپها و رصدخانههای فضایی به دست آمده است، گسترده شده است و اساساً به جستجویی برای درک نه تنها آنچه جهان را میسازد (اشیاء درون آن) بلکه معماری کلی آن تبدیل شده است.
کیهان شناسی مدرن در مرز بین علم و فلسفه قرار دارد، به فلسفه نزدیک است زیرا سؤالات اساسی در مورد جهان می پرسد، به علم نزدیک است زیرا به دنبال پاسخ هایی در قالب درک تجربی با مشاهده و تبیین عقلانی است. بنابراین، نظریههای کیهانشناسی با تنشی بین یک میل فلسفی به سادگی و میل به شامل کردن همه ویژگیهای جهان در مقابل پیچیدگی کل آن عمل میکنند.
کیهانشناسی نوسنگی
کیهان شناسی قدمتی به اندازهٔ نوع بشر دارد. زمانی که گروههای اجتماعی بدوی، زبان را توسعه دادند، گامی کوتاه برای اولین تلاشهایشان برای درک جهان اطرافشان بود. کیهان شناسی بسیار اولیه، از دوران نوسنگی 20000 تا 100000 سال پیش، بسیار محلی بود. جهان چیزی بود که شما بلافاصله با آن تعامل داشتید.چیزهای کیهان شناختی آب و هوا، زلزله، تغییرات شدید در محیط شما و غیره بودند.چیزهایی که خارج از تجربهٔ روزانهٔ شما فراطبیعی به نظر می رسیدند، و بنابراین ما آن را زمان کیهان شناسی جادویی (Magic Cosmology) می نامیم.
اولین شواهد فیزیکی از تفکر نجومی و کیهانشناسی، تقویم قمری است که بر روی یک قطعه استخوان در جنوب صحرای آفریقا یافت شده و مربوط به حدود 20000 سال قبل از میلاد است. سازههای سنگی غولپیکر متاخر با هدف نجومی در آفریقا و اروپا در حدود 5000 سال قبل از میلاد ظاهر میشوند (نسخههای ابتدایی مجموعهٔ معروف استون هنج در بریتانیا). ذکر این نکته حائز اهمیت است که این ساختارها و فناوریها توسط فرهنگهای متعددی ساخته شدهاند که هیچ تماسی با یکدیگر نداشتهاند. به عبارت دیگر، نتایجی که آنها در مورد جهان به دست آوردند سراسری بود و مردم زمان حاضر بودند منابع قابل توجهی را برای بیان این ایده ها اختصاص دهند. انسان های اولیه افکار و احساسات درونی خود را در یک دنیای جاندارپنداری بیرونی طرحریزی می کردند، دنیایی که همه چیز در آن زنده بود. انسانها از طریق دعا، قربانی و هدیه به ارواح، بر پدیده های دنیای خود مسلط شدند. این یک جهانبینی انساننما (جادویی) از خاک، آب، باد و آتش زنده است که مردان و زنان احساسات و انگیزههای خود را به عنوان نیروهای راهنما در آن طرحریزی میکنند.
اولین رصد نجومی ثبت شده، دیسک آسمان نبرا (Nebra sky disk) از شمال اروپا است که قدمت آن به حدود 1600 سال قبل از میلاد می رسد. این دیسک برنزی 30 سانتی متری، خورشید، یک هلال ماه و ستارگان (از جمله خوشهٔ ستاره ای Pleiades) را به تصویر می کشد. این دیسک احتمالاً یک نماد مذهبی و همچنین یک ابزار نجومی یا تقویم خام است. در نیمکرهٔ غربی، درک مشابهی از رفتار پایه ستاره ها و سیاره ها در حال توسعه بود. به عنوان مثال، فرهنگ بومیان آمریکا در همان زمان، نقاشی های سنگی یا سنگ نگاره های پدیده های نجومی را می کشیدند. واضحترین نمونه در زیر یافت میشود، سنگ نگارهای که ابرنواختر 1006 پس از میلاد را نشان میدهد که منجر به سحابی خرچنگ (Crab Nebula) شد.
بعداً در تاریخ، 5000 تا 20000 سال پیش، نوع بشر شروع به سازماندهی خود و توسعهٔ آنچه ما امروزه فرهنگ می نامیم، کرد. احساس ماندگاری بیشتر در وجود روزانهٔ شما منجر به توسعهٔ اسطوره ها، به ویژه اسطوره های خلقت برای توضیح منشاء جهان می شود.
ادامه مطلب
@cosmos_physics
The Theoretical Minimum GR.pdf
5.2 MB
📚نسبیت عام از مجموعه حداقل ها
لئونارد ساسکایند
کتابی مفهومی و مقدمه بسیار خوب برای شروع نسبیت عام است، همچنین تاکید کتاب بر مفاهیم هست.
General Relativity
The Theoretical Minimum, Basic Books - 2023
@cosmos_physics
لئونارد ساسکایند
کتابی مفهومی و مقدمه بسیار خوب برای شروع نسبیت عام است، همچنین تاکید کتاب بر مفاهیم هست.
General Relativity
The Theoretical Minimum, Basic Books - 2023
@cosmos_physics
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 هی جورج ، مردم روز به روز بيشتر به فيزيك كائنات و كيهانشناسی علاقمند میشن ؛ ممكنه برخی اصطلاحات كيهانشناسي رو برامون توضيح بدی بفهمیم جهان چطوری کار میکنه ؟!
جورج الیس، کیهانشناس
@cosmos_physics
جورج الیس، کیهانشناس
@cosmos_physics