مقالاتی که در طی فرآیند بازنگری، در زمان نشر دچار مشکلات عدیده ای بوده اند و یا توسط ویراستاران مجلات مختلف رد شدند ولی نهایتاً برای مولفین آن، جایزۀ نوبل را به ارمغان آوردند
@cosmos_physics
@cosmos_physics
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 راجر پن رز
واقعیت جهان از سه بخش مرتبط به هم تشکیل شده است، موجودات فیزیکی، موجودات ذهنی و موجودات ریاضی
@cosmos_physics
واقعیت جهان از سه بخش مرتبط به هم تشکیل شده است، موجودات فیزیکی، موجودات ذهنی و موجودات ریاضی
@cosmos_physics
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 Take a look at a clip of Sir Chandrasekhara Venkata Raman after he arrived in Stockholm for the Nobel Prize Award Ceremony held on 10 December 1930.
Raman was awarded the physics prize "for his work on the scattering of light and for the discovery of the effect named after him."
به کلیپی از سر چاندراسخارا رامان پس از ورود او به استکهلم برای مراسم اهدای جایزه نوبل که در 10 دسامبر 1930 برگزار شد، نگاه کنید.
رامان به خاطر کارش در زمینه پراکندگی نور و کشف اثری که بعدا به نام او نامگذاری شده بود، جایزه فیزیک را دریافت کرد.
@cosmos_physics
Raman was awarded the physics prize "for his work on the scattering of light and for the discovery of the effect named after him."
به کلیپی از سر چاندراسخارا رامان پس از ورود او به استکهلم برای مراسم اهدای جایزه نوبل که در 10 دسامبر 1930 برگزار شد، نگاه کنید.
رامان به خاطر کارش در زمینه پراکندگی نور و کشف اثری که بعدا به نام او نامگذاری شده بود، جایزه فیزیک را دریافت کرد.
@cosmos_physics
دو تعبیر از اصل عدم قطعیت هایزنبرگ:
تعبیر حداقلی:
بنابر این تعبیر عدم قطعیت به این معنی است که در فیزیک میکروسکوپی، برخلاف فیزیک ماکروسکوپی، نظریهها و قوانین تصحیحکنندهای وجود ندارد که بتوان با یاری آن اثرات اختلالی اندازهگیری را با دقت لازم محاسبه کرد.
تعبیر حداکثری:
طبق این تعبیر مشاهده نه تنها آنچه را قرار است اندازهگیری شود مختل میکند، بلکه آن را تولید (یا خلق) نیز میکند! به عبارتی قبل از اندازهگیری، بنابر اصل برهمنهی اصلا نمیتوانیم بگوییم الکترون کجاست؛ الکترون نه اینجاست و نه جای دیگر زیرا هنوز تصمیمی (به زبان تخصصی کُلَپس نشده) صورت نگرفته است که کجا باشد.
کتاب «مبانی فلسفی مکانیک کوانتومی»
علیرضا منصوری
@cosmos_physics
تعبیر حداقلی:
بنابر این تعبیر عدم قطعیت به این معنی است که در فیزیک میکروسکوپی، برخلاف فیزیک ماکروسکوپی، نظریهها و قوانین تصحیحکنندهای وجود ندارد که بتوان با یاری آن اثرات اختلالی اندازهگیری را با دقت لازم محاسبه کرد.
تعبیر حداکثری:
طبق این تعبیر مشاهده نه تنها آنچه را قرار است اندازهگیری شود مختل میکند، بلکه آن را تولید (یا خلق) نیز میکند! به عبارتی قبل از اندازهگیری، بنابر اصل برهمنهی اصلا نمیتوانیم بگوییم الکترون کجاست؛ الکترون نه اینجاست و نه جای دیگر زیرا هنوز تصمیمی (به زبان تخصصی کُلَپس نشده) صورت نگرفته است که کجا باشد.
کتاب «مبانی فلسفی مکانیک کوانتومی»
علیرضا منصوری
@cosmos_physics
آیا در حقیقت فلسفه بی حاصل است؟
بنظر میرسد که علم دائما در پیشرفت است و حال آنکه فلسفه قلمرو خود را از دست میدهد. ولی این امر فقط بدان جهت است که فلسفه وظیفه ای سنگین و خطرناک دارد و آن عبارت است از حل مسائلی که هنوز ابواب آن به روی روشهای علوم باز نشده است،مانند مسائل خیر و شر،زیبائی و زشتی، جبر و اختیار،حیات و موت.
همینکه یک میدان بحث و بررسی، معلومات دقیق با قواعد صحیح در دسترس میگذارد، علم بوجود می آید.
هر علمی مانند فلسفه آغاز می شود و مانند فن پایان میپذیرد؛ با فرضیه ها بیرون می آید و با عمل جریان پیدا می کند.
ویل دورانت
📚 تاریخ فلسفه
@cosmos_physics
بنظر میرسد که علم دائما در پیشرفت است و حال آنکه فلسفه قلمرو خود را از دست میدهد. ولی این امر فقط بدان جهت است که فلسفه وظیفه ای سنگین و خطرناک دارد و آن عبارت است از حل مسائلی که هنوز ابواب آن به روی روشهای علوم باز نشده است،مانند مسائل خیر و شر،زیبائی و زشتی، جبر و اختیار،حیات و موت.
همینکه یک میدان بحث و بررسی، معلومات دقیق با قواعد صحیح در دسترس میگذارد، علم بوجود می آید.
هر علمی مانند فلسفه آغاز می شود و مانند فن پایان میپذیرد؛ با فرضیه ها بیرون می آید و با عمل جریان پیدا می کند.
ویل دورانت
📚 تاریخ فلسفه
@cosmos_physics
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 اصل آنتروپیک یا انساننگر چیست؟
آندره لینده از بنیانگذاران کیهانشناسی تورمی به توضیح اصل انتروپیک و ارتباط آن با مفهوم چندجهانی (multiverse) میپردازد.
@cosmos_physics
آندره لینده از بنیانگذاران کیهانشناسی تورمی به توضیح اصل انتروپیک و ارتباط آن با مفهوم چندجهانی (multiverse) میپردازد.
@cosmos_physics
چهارده مارس، «استیون هاوکینگ»، فیزیکدان معروف انگلیسی چشم از جهان فروبست؛ اما دانشمندان، روز ۱۴ مارس را با عنوانی دیگر نیز میشناسند، روز عدد پی. این روز بهخاطر شباهت شکل نوشتاریاش 3/14 به روز عدد پی نام گرفته است. عدد پی، یکی از مهمترین نسبتهای ریاضیاتی است و از تقسیم محیط دایره بر قطر آن به دست میآید.
امروز، زادروز آلبرت اینشتین، شناختهشدهترین فیزیکدان قرن بیستم و تدوینکننده نظریه نسبیت نیز هست.
@cosmos_physics
امروز، زادروز آلبرت اینشتین، شناختهشدهترین فیزیکدان قرن بیستم و تدوینکننده نظریه نسبیت نیز هست.
@cosmos_physics
هیچ مدرکی دال بر وجود جهان قبل از بیگبنگ وجود ندارد
راجر پنروز، برندهٔ جایزه نوبل، که به خاطر کارش بر روی سیاهچاله ها شهرت دارد، ادعا می کند که ما شواهدی از یک جهان قبلی دیده ایم. فقط، به آن دسترسی نداریم.
بیگ بنگ اصلی از آن زمان به گونه ای اصلاح شده است که شامل یک فاز تورمی اولیه (early inflationary phase) می شود، و هر چیزی را که قبل از تورم رخ می دهد به مکانی غیرقابل مشاهده سوق می دهد. با این حال، ما نمی توانیم چیزی از قبل از آن زمان ببینیم. علیرغم اظهارات یکی از مشهورترین فیزیکدانان زنده، هیچ مدرکی دال بر وجود جهان قبل از آن وجود ندارد.
یکی از بزرگترین موفقیت های علمی قرن گذشته نظریهٔ بیگبنگ بود: این ایده که جهان، همانطور که ما آن را مشاهده می کنیم و امروز در درون آن وجود دارد، از گذشتهای داغ تر، متراکم تر و یکنواخت تر پدید آمده است.
در ابتدا به عنوان یک جایگزین جدی برای برخی از توضیحات رایج تر برای جهان در حال انبساط مطرح شد، در اواسط دههٔ 1960 با کشف "گلوله آتشین اولیه" که از آن حالت اولیهٔ داغ و متراکم باقی مانده بود: امروزه به عنوان زمینهٔ ریزموج کیهانی (CMB) شناخته میشود، به طرز تکاندهندهای تأیید شد.
برای بیش از 50 سال، بیگ بنگ به عنوان نظریه ای که خاستگاه کیهانی ما با یک دورهٔ تورمی اولیه قبل از آن و ایجاد آن را توصیف می کند، حاکم بوده است. هم تورم کیهانی و هم بیگبنگ به طور مداوم توسط اخترشناسان و اخترفیزیکدانان به چالش کشیده شده اند، اما هر بار که مشاهدات انتقادی و جدید به آن وارد میشوند، ایده های جایگزین از بین میرفتهاند. حتی تلاش جایگزین راجر پنروز، برندهٔ جایزهٔ نوبل 2020، کیهانشناسی چرخهای همدیس (Conformal Cyclic Cosmology)، نمیتواند با موفقیتهای بیگبنگ تورمی برابری کند.
برخلاف سالها عنوان ها و ادعاهای مستمر پنروز، ما هیچ شواهدی دال بر وجود «یک جهان قبل از بیگبنگ» نمیبینیم.
بیگبنگ معمولاً به گونه ای ارائه می شود که گویی آغاز همه چیز است: فضا، زمان و منشاء ماده و انرژی. از یک نقطه نظر قدیمی خاص، این منطقی است. اگر جهانی که ما می بینیم امروز در حال انبساط است و تراکم کمتری دارد، به این معنی است که در گذشته کوچکتر و متراکم تر بوده است. اگر تابش (چیزهایی مانند فوتون) در آن جهان وجود داشته باشد، طول موج آن تابش با انبساط جهان کشیده میشود، به این معنی که با گذشت زمان سرد میشود و در گذشته داغتر بوده است.
در برخی مواقع، اگر به اندازهٔ کافی به عقب برون یابی کنید، به چگالی، دما و انرژی هایی دست خواهید یافت که آنقدر زیاد هستند که شرایط را برای تکینگی ایجاد می کنید. اگر مقیاس های مسافت شما خیلی کوچک، مقیاس های زمانی شما خیلی کوتاه یا مقیاس های انرژی شما خیلی زیاد است، قوانین فیزیک دیگر معنا و مفهوم خود را از دست میدهند. اگر ساعت را حدود 13.8 میلیارد سال به عقب به سمت علامت افسانه ای "0" حرکت دهیم، آن قوانین فیزیک در زمان ⁴³⁻10~ ثانیه شکسته می شوند: زمان پلانک.
اگر این تصویری دقیق از جهان بود (که شروع به گرم شدن و متراکم شدن کرد و سپس منبسط و سرد شد)، انتظار میرفت که تعداد زیادی گذار در تاریخ گذشتهٔ ما رخ دهد:
1) تمام ذرات و پادذرات ممکن به تعداد زیاد ایجاد میشوند و وقتی که برای ایجاد مداوم آنها خیلی سرد میشود، مازاد آن به صورت تابش از بین میرود.
2) تقارن الکتروضعیف و هیگز زمانی که جهان کمتر از انرژی ای که در آن تقارن ها احیا می شوند سرد می شود، شکسته می شود و چهار نیرو و ذرهٔ بنیادی با جرم سکون غیر صفر ایجاد می کند.
3) کوارک ها و گلوئون ها متراکم می شوند و ذرات ترکیبی مانند پروتون و نوترون را تشکیل می دهند.
4) نوترینوها برهمکنش مؤثر با ذرات باقی مانده را متوقف می کنند.
5) پروتون ها و نوترون ها با هم ترکیب می شوند و هسته های سبک را تشکیل می دهند: دوتریوم، هلیوم-3، هلیوم-4 و لیتیوم-7.
6) گرانش برای ایجاد نواحی بیش از حد متراکم عمل می کند، در حالی که فشار تابش در زمانی که بیش از حد متراکم می شوند آنها را منبسط می کند و مجموعه ای از آثار نوسانی و وابسته به مقیاس را ایجاد می کند.
7) و تقریباً 380000 سال پس از بیگ بنگ، آنقدر سرد میشود که اتمهای خنثی و پایدار را تشکیل میدهد بدون اینکه فوراً از هم جدا شوند.
وقتی آخرین مرحله رخ میدهد، فوتونهایی که در جهان نفوذ میکنند، و قبلاً از الکترونهای آزاد پراکنده شده بودند، به سادگی در یک خط مستقیم حرکت میکنند، و طول موجشان طولانیتر میشوند و با انبساط جهان رقیق شده و تعدادشان کاهش مییابد.
ادامه مطلب
@cosmos_physics
راجر پنروز، برندهٔ جایزه نوبل، که به خاطر کارش بر روی سیاهچاله ها شهرت دارد، ادعا می کند که ما شواهدی از یک جهان قبلی دیده ایم. فقط، به آن دسترسی نداریم.
بیگ بنگ اصلی از آن زمان به گونه ای اصلاح شده است که شامل یک فاز تورمی اولیه (early inflationary phase) می شود، و هر چیزی را که قبل از تورم رخ می دهد به مکانی غیرقابل مشاهده سوق می دهد. با این حال، ما نمی توانیم چیزی از قبل از آن زمان ببینیم. علیرغم اظهارات یکی از مشهورترین فیزیکدانان زنده، هیچ مدرکی دال بر وجود جهان قبل از آن وجود ندارد.
یکی از بزرگترین موفقیت های علمی قرن گذشته نظریهٔ بیگبنگ بود: این ایده که جهان، همانطور که ما آن را مشاهده می کنیم و امروز در درون آن وجود دارد، از گذشتهای داغ تر، متراکم تر و یکنواخت تر پدید آمده است.
در ابتدا به عنوان یک جایگزین جدی برای برخی از توضیحات رایج تر برای جهان در حال انبساط مطرح شد، در اواسط دههٔ 1960 با کشف "گلوله آتشین اولیه" که از آن حالت اولیهٔ داغ و متراکم باقی مانده بود: امروزه به عنوان زمینهٔ ریزموج کیهانی (CMB) شناخته میشود، به طرز تکاندهندهای تأیید شد.
برای بیش از 50 سال، بیگ بنگ به عنوان نظریه ای که خاستگاه کیهانی ما با یک دورهٔ تورمی اولیه قبل از آن و ایجاد آن را توصیف می کند، حاکم بوده است. هم تورم کیهانی و هم بیگبنگ به طور مداوم توسط اخترشناسان و اخترفیزیکدانان به چالش کشیده شده اند، اما هر بار که مشاهدات انتقادی و جدید به آن وارد میشوند، ایده های جایگزین از بین میرفتهاند. حتی تلاش جایگزین راجر پنروز، برندهٔ جایزهٔ نوبل 2020، کیهانشناسی چرخهای همدیس (Conformal Cyclic Cosmology)، نمیتواند با موفقیتهای بیگبنگ تورمی برابری کند.
برخلاف سالها عنوان ها و ادعاهای مستمر پنروز، ما هیچ شواهدی دال بر وجود «یک جهان قبل از بیگبنگ» نمیبینیم.
بیگبنگ معمولاً به گونه ای ارائه می شود که گویی آغاز همه چیز است: فضا، زمان و منشاء ماده و انرژی. از یک نقطه نظر قدیمی خاص، این منطقی است. اگر جهانی که ما می بینیم امروز در حال انبساط است و تراکم کمتری دارد، به این معنی است که در گذشته کوچکتر و متراکم تر بوده است. اگر تابش (چیزهایی مانند فوتون) در آن جهان وجود داشته باشد، طول موج آن تابش با انبساط جهان کشیده میشود، به این معنی که با گذشت زمان سرد میشود و در گذشته داغتر بوده است.
در برخی مواقع، اگر به اندازهٔ کافی به عقب برون یابی کنید، به چگالی، دما و انرژی هایی دست خواهید یافت که آنقدر زیاد هستند که شرایط را برای تکینگی ایجاد می کنید. اگر مقیاس های مسافت شما خیلی کوچک، مقیاس های زمانی شما خیلی کوتاه یا مقیاس های انرژی شما خیلی زیاد است، قوانین فیزیک دیگر معنا و مفهوم خود را از دست میدهند. اگر ساعت را حدود 13.8 میلیارد سال به عقب به سمت علامت افسانه ای "0" حرکت دهیم، آن قوانین فیزیک در زمان ⁴³⁻10~ ثانیه شکسته می شوند: زمان پلانک.
اگر این تصویری دقیق از جهان بود (که شروع به گرم شدن و متراکم شدن کرد و سپس منبسط و سرد شد)، انتظار میرفت که تعداد زیادی گذار در تاریخ گذشتهٔ ما رخ دهد:
1) تمام ذرات و پادذرات ممکن به تعداد زیاد ایجاد میشوند و وقتی که برای ایجاد مداوم آنها خیلی سرد میشود، مازاد آن به صورت تابش از بین میرود.
2) تقارن الکتروضعیف و هیگز زمانی که جهان کمتر از انرژی ای که در آن تقارن ها احیا می شوند سرد می شود، شکسته می شود و چهار نیرو و ذرهٔ بنیادی با جرم سکون غیر صفر ایجاد می کند.
3) کوارک ها و گلوئون ها متراکم می شوند و ذرات ترکیبی مانند پروتون و نوترون را تشکیل می دهند.
4) نوترینوها برهمکنش مؤثر با ذرات باقی مانده را متوقف می کنند.
5) پروتون ها و نوترون ها با هم ترکیب می شوند و هسته های سبک را تشکیل می دهند: دوتریوم، هلیوم-3، هلیوم-4 و لیتیوم-7.
6) گرانش برای ایجاد نواحی بیش از حد متراکم عمل می کند، در حالی که فشار تابش در زمانی که بیش از حد متراکم می شوند آنها را منبسط می کند و مجموعه ای از آثار نوسانی و وابسته به مقیاس را ایجاد می کند.
7) و تقریباً 380000 سال پس از بیگ بنگ، آنقدر سرد میشود که اتمهای خنثی و پایدار را تشکیل میدهد بدون اینکه فوراً از هم جدا شوند.
وقتی آخرین مرحله رخ میدهد، فوتونهایی که در جهان نفوذ میکنند، و قبلاً از الکترونهای آزاد پراکنده شده بودند، به سادگی در یک خط مستقیم حرکت میکنند، و طول موجشان طولانیتر میشوند و با انبساط جهان رقیق شده و تعدادشان کاهش مییابد.
ادامه مطلب
@cosmos_physics
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎥 آیا ریاضیات، حاصل اکتشاف انسان است یا اختراع او؟!
«استیون واینبرگ»، برندۀ جایزه نوبل، با دیدگاه افلاطونی نسبت به این موضوع مخالف است
همراه با زیرنویس فارسی
23 مارس، روز جهانی ریاضیات
@cosmos_physics
«استیون واینبرگ»، برندۀ جایزه نوبل، با دیدگاه افلاطونی نسبت به این موضوع مخالف است
همراه با زیرنویس فارسی
23 مارس، روز جهانی ریاضیات
@cosmos_physics
The First Three Minutes.djvu
2.7 MB
📚 سه دقیقه اول - نگاهی نو به آغاز عالم
A Modern View of the Origin of the Universe - 1993
Weinberg
انگلیسی
@cosmos_physics
A Modern View of the Origin of the Universe - 1993
Weinberg
انگلیسی
@cosmos_physics
تاریخ کیهانشناسی
کیهان شناسی مطالعهٔ جهان و اجزای آن، چگونگی شکل گیری، چگونگی تکامل و آیندهٔ آن است. کیهان شناسی مدرن از ایده های قبل از تاریخ ثبت شده رشد کرده است. انسان باستانی سؤالاتی مانند "در اطراف من چه می گذرد؟" که سپس به "چگونه جهان کار می کند؟"، سوال کلیدی که کیهان شناسی می پرسد، تبدیل شد.
از نظر مطالعات دینی، کیهانشناسی دربارهٔ دنیایی است که به طور خداباورانه ایجاد شده است که توسط نیروهای ماوراءالطبیعه اداره میشود. از نظر دانشمندان، کیهان شناسی مدرن در مورد توسعهٔ کامل ترین و مقرون به صرفه ترین درک ممکن از جهان است که با مشاهدات روشن شده توسط نیروهای طبیعی سازگار باشد. ما در درجهٔ اول نوع دوم کیهان شناسی را در این دوره بررسی خواهیم کرد.
بسیاری از اولین مشاهدات علمی ثبت شده، در مورد کیهان شناسی بودند و پیگیری درک و فهم آن برای بیش از 5000 سال ادامه داشته است. کیهانشناسی در 20 سال گذشته با اطلاعات کاملاً جدیدی در مورد ساختار، منشأ و تکامل جهان که از طریق پیشرفتهای فناوری اخیر در تلسکوپها و رصدخانههای فضایی به دست آمده است، گسترده شده است و اساساً به جستجویی برای درک نه تنها آنچه جهان را میسازد (اشیاء درون آن) بلکه معماری کلی آن تبدیل شده است.
کیهان شناسی مدرن در مرز بین علم و فلسفه قرار دارد، به فلسفه نزدیک است زیرا سؤالات اساسی در مورد جهان می پرسد، به علم نزدیک است زیرا به دنبال پاسخ هایی در قالب درک تجربی با مشاهده و تبیین عقلانی است. بنابراین، نظریههای کیهانشناسی با تنشی بین یک میل فلسفی به سادگی و میل به شامل کردن همه ویژگیهای جهان در مقابل پیچیدگی کل آن عمل میکنند.
کیهانشناسی نوسنگی
کیهان شناسی قدمتی به اندازهٔ نوع بشر دارد. زمانی که گروههای اجتماعی بدوی، زبان را توسعه دادند، گامی کوتاه برای اولین تلاشهایشان برای درک جهان اطرافشان بود. کیهان شناسی بسیار اولیه، از دوران نوسنگی 20000 تا 100000 سال پیش، بسیار محلی بود. جهان چیزی بود که شما بلافاصله با آن تعامل داشتید.چیزهای کیهان شناختی آب و هوا، زلزله، تغییرات شدید در محیط شما و غیره بودند.چیزهایی که خارج از تجربهٔ روزانهٔ شما فراطبیعی به نظر می رسیدند، و بنابراین ما آن را زمان کیهان شناسی جادویی (Magic Cosmology) می نامیم.
اولین شواهد فیزیکی از تفکر نجومی و کیهانشناسی، تقویم قمری است که بر روی یک قطعه استخوان در جنوب صحرای آفریقا یافت شده و مربوط به حدود 20000 سال قبل از میلاد است. سازههای سنگی غولپیکر متاخر با هدف نجومی در آفریقا و اروپا در حدود 5000 سال قبل از میلاد ظاهر میشوند (نسخههای ابتدایی مجموعهٔ معروف استون هنج در بریتانیا). ذکر این نکته حائز اهمیت است که این ساختارها و فناوریها توسط فرهنگهای متعددی ساخته شدهاند که هیچ تماسی با یکدیگر نداشتهاند. به عبارت دیگر، نتایجی که آنها در مورد جهان به دست آوردند سراسری بود و مردم زمان حاضر بودند منابع قابل توجهی را برای بیان این ایده ها اختصاص دهند. انسان های اولیه افکار و احساسات درونی خود را در یک دنیای جاندارپنداری بیرونی طرحریزی می کردند، دنیایی که همه چیز در آن زنده بود. انسانها از طریق دعا، قربانی و هدیه به ارواح، بر پدیده های دنیای خود مسلط شدند. این یک جهانبینی انساننما (جادویی) از خاک، آب، باد و آتش زنده است که مردان و زنان احساسات و انگیزههای خود را به عنوان نیروهای راهنما در آن طرحریزی میکنند.
اولین رصد نجومی ثبت شده، دیسک آسمان نبرا (Nebra sky disk) از شمال اروپا است که قدمت آن به حدود 1600 سال قبل از میلاد می رسد. این دیسک برنزی 30 سانتی متری، خورشید، یک هلال ماه و ستارگان (از جمله خوشهٔ ستاره ای Pleiades) را به تصویر می کشد. این دیسک احتمالاً یک نماد مذهبی و همچنین یک ابزار نجومی یا تقویم خام است. در نیمکرهٔ غربی، درک مشابهی از رفتار پایه ستاره ها و سیاره ها در حال توسعه بود. به عنوان مثال، فرهنگ بومیان آمریکا در همان زمان، نقاشی های سنگی یا سنگ نگاره های پدیده های نجومی را می کشیدند. واضحترین نمونه در زیر یافت میشود، سنگ نگارهای که ابرنواختر 1006 پس از میلاد را نشان میدهد که منجر به سحابی خرچنگ (Crab Nebula) شد.
بعداً در تاریخ، 5000 تا 20000 سال پیش، نوع بشر شروع به سازماندهی خود و توسعهٔ آنچه ما امروزه فرهنگ می نامیم، کرد. احساس ماندگاری بیشتر در وجود روزانهٔ شما منجر به توسعهٔ اسطوره ها، به ویژه اسطوره های خلقت برای توضیح منشاء جهان می شود.
ادامه مطلب
@cosmos_physics
کیهان شناسی مطالعهٔ جهان و اجزای آن، چگونگی شکل گیری، چگونگی تکامل و آیندهٔ آن است. کیهان شناسی مدرن از ایده های قبل از تاریخ ثبت شده رشد کرده است. انسان باستانی سؤالاتی مانند "در اطراف من چه می گذرد؟" که سپس به "چگونه جهان کار می کند؟"، سوال کلیدی که کیهان شناسی می پرسد، تبدیل شد.
از نظر مطالعات دینی، کیهانشناسی دربارهٔ دنیایی است که به طور خداباورانه ایجاد شده است که توسط نیروهای ماوراءالطبیعه اداره میشود. از نظر دانشمندان، کیهان شناسی مدرن در مورد توسعهٔ کامل ترین و مقرون به صرفه ترین درک ممکن از جهان است که با مشاهدات روشن شده توسط نیروهای طبیعی سازگار باشد. ما در درجهٔ اول نوع دوم کیهان شناسی را در این دوره بررسی خواهیم کرد.
بسیاری از اولین مشاهدات علمی ثبت شده، در مورد کیهان شناسی بودند و پیگیری درک و فهم آن برای بیش از 5000 سال ادامه داشته است. کیهانشناسی در 20 سال گذشته با اطلاعات کاملاً جدیدی در مورد ساختار، منشأ و تکامل جهان که از طریق پیشرفتهای فناوری اخیر در تلسکوپها و رصدخانههای فضایی به دست آمده است، گسترده شده است و اساساً به جستجویی برای درک نه تنها آنچه جهان را میسازد (اشیاء درون آن) بلکه معماری کلی آن تبدیل شده است.
کیهان شناسی مدرن در مرز بین علم و فلسفه قرار دارد، به فلسفه نزدیک است زیرا سؤالات اساسی در مورد جهان می پرسد، به علم نزدیک است زیرا به دنبال پاسخ هایی در قالب درک تجربی با مشاهده و تبیین عقلانی است. بنابراین، نظریههای کیهانشناسی با تنشی بین یک میل فلسفی به سادگی و میل به شامل کردن همه ویژگیهای جهان در مقابل پیچیدگی کل آن عمل میکنند.
کیهانشناسی نوسنگی
کیهان شناسی قدمتی به اندازهٔ نوع بشر دارد. زمانی که گروههای اجتماعی بدوی، زبان را توسعه دادند، گامی کوتاه برای اولین تلاشهایشان برای درک جهان اطرافشان بود. کیهان شناسی بسیار اولیه، از دوران نوسنگی 20000 تا 100000 سال پیش، بسیار محلی بود. جهان چیزی بود که شما بلافاصله با آن تعامل داشتید.چیزهای کیهان شناختی آب و هوا، زلزله، تغییرات شدید در محیط شما و غیره بودند.چیزهایی که خارج از تجربهٔ روزانهٔ شما فراطبیعی به نظر می رسیدند، و بنابراین ما آن را زمان کیهان شناسی جادویی (Magic Cosmology) می نامیم.
اولین شواهد فیزیکی از تفکر نجومی و کیهانشناسی، تقویم قمری است که بر روی یک قطعه استخوان در جنوب صحرای آفریقا یافت شده و مربوط به حدود 20000 سال قبل از میلاد است. سازههای سنگی غولپیکر متاخر با هدف نجومی در آفریقا و اروپا در حدود 5000 سال قبل از میلاد ظاهر میشوند (نسخههای ابتدایی مجموعهٔ معروف استون هنج در بریتانیا). ذکر این نکته حائز اهمیت است که این ساختارها و فناوریها توسط فرهنگهای متعددی ساخته شدهاند که هیچ تماسی با یکدیگر نداشتهاند. به عبارت دیگر، نتایجی که آنها در مورد جهان به دست آوردند سراسری بود و مردم زمان حاضر بودند منابع قابل توجهی را برای بیان این ایده ها اختصاص دهند. انسان های اولیه افکار و احساسات درونی خود را در یک دنیای جاندارپنداری بیرونی طرحریزی می کردند، دنیایی که همه چیز در آن زنده بود. انسانها از طریق دعا، قربانی و هدیه به ارواح، بر پدیده های دنیای خود مسلط شدند. این یک جهانبینی انساننما (جادویی) از خاک، آب، باد و آتش زنده است که مردان و زنان احساسات و انگیزههای خود را به عنوان نیروهای راهنما در آن طرحریزی میکنند.
اولین رصد نجومی ثبت شده، دیسک آسمان نبرا (Nebra sky disk) از شمال اروپا است که قدمت آن به حدود 1600 سال قبل از میلاد می رسد. این دیسک برنزی 30 سانتی متری، خورشید، یک هلال ماه و ستارگان (از جمله خوشهٔ ستاره ای Pleiades) را به تصویر می کشد. این دیسک احتمالاً یک نماد مذهبی و همچنین یک ابزار نجومی یا تقویم خام است. در نیمکرهٔ غربی، درک مشابهی از رفتار پایه ستاره ها و سیاره ها در حال توسعه بود. به عنوان مثال، فرهنگ بومیان آمریکا در همان زمان، نقاشی های سنگی یا سنگ نگاره های پدیده های نجومی را می کشیدند. واضحترین نمونه در زیر یافت میشود، سنگ نگارهای که ابرنواختر 1006 پس از میلاد را نشان میدهد که منجر به سحابی خرچنگ (Crab Nebula) شد.
بعداً در تاریخ، 5000 تا 20000 سال پیش، نوع بشر شروع به سازماندهی خود و توسعهٔ آنچه ما امروزه فرهنگ می نامیم، کرد. احساس ماندگاری بیشتر در وجود روزانهٔ شما منجر به توسعهٔ اسطوره ها، به ویژه اسطوره های خلقت برای توضیح منشاء جهان می شود.
ادامه مطلب
@cosmos_physics
The Theoretical Minimum GR.pdf
5.2 MB
📚نسبیت عام از مجموعه حداقل ها
لئونارد ساسکایند
کتابی مفهومی و مقدمه بسیار خوب برای شروع نسبیت عام است، همچنین تاکید کتاب بر مفاهیم هست.
General Relativity
The Theoretical Minimum, Basic Books - 2023
@cosmos_physics
لئونارد ساسکایند
کتابی مفهومی و مقدمه بسیار خوب برای شروع نسبیت عام است، همچنین تاکید کتاب بر مفاهیم هست.
General Relativity
The Theoretical Minimum, Basic Books - 2023
@cosmos_physics
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 هی جورج ، مردم روز به روز بيشتر به فيزيك كائنات و كيهانشناسی علاقمند میشن ؛ ممكنه برخی اصطلاحات كيهانشناسي رو برامون توضيح بدی بفهمیم جهان چطوری کار میکنه ؟!
جورج الیس، کیهانشناس
@cosmos_physics
جورج الیس، کیهانشناس
@cosmos_physics
به مناسبت ۱۹ رمضان سالروز درگذشت غیاث الدین جمشید کاشانی
یکی از دقیقترین تقریبهای پی در قرن هشتم هجری توسط غیاث الدین جمشید کاشانی، ریاضیدان برجسته ایرانی صورت گرفت. او توانست عدد پی را تا شانزده رقم اعشار تخمین بزند که تا دو قرن دقیقترین تقریب بود.
تصویر مربوط به ضرایب پی است در کتاب "رساله محیطیه".
جمله معروفی در ابتدای "رسالة محیطیه" دارد
"الحمد الله العالم بنسبه القطر الی المحیط
سپاس خدایی را که به نسبت قطر و محیط (دایره) آگاه است"
کاشانی آخرین ریاضیدان بزرگ دوران طلایی اسلامی است و در غرب به Al-kashi معروف است.
علاوه بر محاسبه دقیق پی، او توانست دقیق ترین تقریب از سینوس یک درجه را به دست آورد.
او اولین کسی است که قانون کسینوس ها را به روشنی بیان کرد. این قانون در فرانسوی به
théorème d'Al-Kashi
معروف است.
کتاب "مفتاح الحساب" او از شاهکارهای ریاضیات در قرون وسطی است.
@cosmos_physics
یکی از دقیقترین تقریبهای پی در قرن هشتم هجری توسط غیاث الدین جمشید کاشانی، ریاضیدان برجسته ایرانی صورت گرفت. او توانست عدد پی را تا شانزده رقم اعشار تخمین بزند که تا دو قرن دقیقترین تقریب بود.
تصویر مربوط به ضرایب پی است در کتاب "رساله محیطیه".
جمله معروفی در ابتدای "رسالة محیطیه" دارد
"الحمد الله العالم بنسبه القطر الی المحیط
سپاس خدایی را که به نسبت قطر و محیط (دایره) آگاه است"
کاشانی آخرین ریاضیدان بزرگ دوران طلایی اسلامی است و در غرب به Al-kashi معروف است.
علاوه بر محاسبه دقیق پی، او توانست دقیق ترین تقریب از سینوس یک درجه را به دست آورد.
او اولین کسی است که قانون کسینوس ها را به روشنی بیان کرد. این قانون در فرانسوی به
théorème d'Al-Kashi
معروف است.
کتاب "مفتاح الحساب" او از شاهکارهای ریاضیات در قرون وسطی است.
@cosmos_physics
اندازه گیری جدید «نردبان کیهانی» ما را با یک مشکل فیزیک بزرگ مواجه میکند
برخی از اسرار در علم با اندازه گیری های دقیق تر ناپدید می شوند و شکاف ها را با پفکی از داده های جدید حل می کنند. و گاهی اوقات، یک نگاه دوم به سادگی این واقعیت را تقویت می کند که شما یک رمز و راز در دستان خود دارید.
این مورد دوم در مورد یک مطالعه جدید است که اساسی ترین قوانین فیزیک جهان را به چالش می کشد.
ثابت هابل بیانگر سرعت انبساط کیهان است. متأسفانه، بسته به نحوه اندازه گیری آن، بیش از یک راه حل برای آن وجود دارد.
نرخ انبساط محاسبه شده با استفاده از درخشش ضعیف باقی مانده از اولین نوری که تاکنون وجود داشته است، که به عنوان پسزمینه مایکروویو کیهانی شناخته میشود ، حدود 68 کیلومتر بر ثانیه بر مگاپارسک است. با نگاهی به نحوه عقب نشینی ستارگان و کهکشان ها از ما، سرعت آن بیشتر به 73 کیلومتر بر ثانیه بر مگاپارسک می رسد.
این دو مجموعه اندازه گیری به وضوح مطابقت ندارند. حتی نزدیک نیست. اما اگر جزئیات کوچکی اشتباه داشتیم، مانند فاصله واقعی اجسام دور که پرواز آنها را در فاصله محاسبه میکنیم، ممکن است این احتمال وجود داشته باشد که این دو عدد به همپوشانی نزدیکتر شوند.
در این مطالعه جدید، محققان موسسه فناوری فدرال سوئیس لوزان (EPFL) از دادههای فضاپیمای گایا برای تنظیم مجدد روشنایی ستارههای تپنده معروف به قیفاووس استفاده کردند .
با پیوند دادن یک روشنایی شناخته شده با فاصله، و سپس جستجوی نمونه هایی در اعماق فضا، می توانیم به طور دقیق مقیاسی را برای کیهان به هم بچینیم. این کالیبراسیون اولین پله از یک "نردبان کیهانی" است که برای محاسبه فواصل هرچه بیشتر در فضا و از طریق آن سرعت بزرگتر شدن کیهان استفاده می شود.
خبر خوب این است که بهبود در دقت به ما کمک می کند تا ثابت هابل را بهتر بفهمیم .
سپس یک خبر نه چندان خوب وجود دارد. آخرین داده ها ثابت یا نرخ انبساط هابل km/s/Mpc 73.0 ± 1.0 را تایید می کند، که آن را به اندازه گیری جایگزین 0.5 ± 67.4 کیلومتر بر ثانیه بر مگاپارسک نزدیک نمی کند.
این شکاف ("تنش هابل") 5.6 کیلومتر بر ثانیه بر مگاپارسک همچنان یک مشکل مهم است. جایی اشتباه است، و اکنون ما حتی بیشتر از همیشه به آن اطمینان داریم.
ریچارد اندرسون، اخترفیزیکدان EPFL میگوید : «هرچه بیشتر تأیید کنیم که محاسباتمان دقیق هستند، بیشتر میتوانیم نتیجه بگیریم که این اختلاف به این معنی است که درک ما از جهان اشتباه است، که جهان کاملاً آنطور که فکر میکردیم نیست.»
محققان می گویند روش خوانش های جدید، از طریق کشف خوشه های جدید قیفاووسی و مشاهدات از زوایای متعدد، به علاوه ارجاع متقابل با خوشه های دیگر، می تواند در بسیاری از محاسبات دیگر از نور و فاصله در فضا استفاده شود.
در واقع، حتی در بررسی هندسه راه شیری به عنوان یک کل مفید خواهد بود: اینکه چگونه عناصر کهکشان ما قرار گرفته اند و چگونه با کهکشان های دیگر دورتر از سیاره مادری ما ارتباط دارد.
اختر فیریکدان، Mauricio Cruz Reyes از EPFL می گوید : «کالیبراسیون بسیار دقیقی که ما ایجاد کردیم به ما امکان می دهد اندازه و شکل کهکشان راه شیری را به عنوان یک کهکشان با صفحه تخت و فاصله آن از دیگر کهکشان ها را بهتر تعیین کنیم.
کار ما همچنین قابلیت اطمینان دادههای گایا را با مقایسه آنها با تلسکوپهای دیگر تأیید کرد.»
لینک خبر
@cosmos_physics
برخی از اسرار در علم با اندازه گیری های دقیق تر ناپدید می شوند و شکاف ها را با پفکی از داده های جدید حل می کنند. و گاهی اوقات، یک نگاه دوم به سادگی این واقعیت را تقویت می کند که شما یک رمز و راز در دستان خود دارید.
این مورد دوم در مورد یک مطالعه جدید است که اساسی ترین قوانین فیزیک جهان را به چالش می کشد.
ثابت هابل بیانگر سرعت انبساط کیهان است. متأسفانه، بسته به نحوه اندازه گیری آن، بیش از یک راه حل برای آن وجود دارد.
نرخ انبساط محاسبه شده با استفاده از درخشش ضعیف باقی مانده از اولین نوری که تاکنون وجود داشته است، که به عنوان پسزمینه مایکروویو کیهانی شناخته میشود ، حدود 68 کیلومتر بر ثانیه بر مگاپارسک است. با نگاهی به نحوه عقب نشینی ستارگان و کهکشان ها از ما، سرعت آن بیشتر به 73 کیلومتر بر ثانیه بر مگاپارسک می رسد.
این دو مجموعه اندازه گیری به وضوح مطابقت ندارند. حتی نزدیک نیست. اما اگر جزئیات کوچکی اشتباه داشتیم، مانند فاصله واقعی اجسام دور که پرواز آنها را در فاصله محاسبه میکنیم، ممکن است این احتمال وجود داشته باشد که این دو عدد به همپوشانی نزدیکتر شوند.
در این مطالعه جدید، محققان موسسه فناوری فدرال سوئیس لوزان (EPFL) از دادههای فضاپیمای گایا برای تنظیم مجدد روشنایی ستارههای تپنده معروف به قیفاووس استفاده کردند .
با پیوند دادن یک روشنایی شناخته شده با فاصله، و سپس جستجوی نمونه هایی در اعماق فضا، می توانیم به طور دقیق مقیاسی را برای کیهان به هم بچینیم. این کالیبراسیون اولین پله از یک "نردبان کیهانی" است که برای محاسبه فواصل هرچه بیشتر در فضا و از طریق آن سرعت بزرگتر شدن کیهان استفاده می شود.
خبر خوب این است که بهبود در دقت به ما کمک می کند تا ثابت هابل را بهتر بفهمیم .
سپس یک خبر نه چندان خوب وجود دارد. آخرین داده ها ثابت یا نرخ انبساط هابل km/s/Mpc 73.0 ± 1.0 را تایید می کند، که آن را به اندازه گیری جایگزین 0.5 ± 67.4 کیلومتر بر ثانیه بر مگاپارسک نزدیک نمی کند.
این شکاف ("تنش هابل") 5.6 کیلومتر بر ثانیه بر مگاپارسک همچنان یک مشکل مهم است. جایی اشتباه است، و اکنون ما حتی بیشتر از همیشه به آن اطمینان داریم.
ریچارد اندرسون، اخترفیزیکدان EPFL میگوید : «هرچه بیشتر تأیید کنیم که محاسباتمان دقیق هستند، بیشتر میتوانیم نتیجه بگیریم که این اختلاف به این معنی است که درک ما از جهان اشتباه است، که جهان کاملاً آنطور که فکر میکردیم نیست.»
محققان می گویند روش خوانش های جدید، از طریق کشف خوشه های جدید قیفاووسی و مشاهدات از زوایای متعدد، به علاوه ارجاع متقابل با خوشه های دیگر، می تواند در بسیاری از محاسبات دیگر از نور و فاصله در فضا استفاده شود.
در واقع، حتی در بررسی هندسه راه شیری به عنوان یک کل مفید خواهد بود: اینکه چگونه عناصر کهکشان ما قرار گرفته اند و چگونه با کهکشان های دیگر دورتر از سیاره مادری ما ارتباط دارد.
اختر فیریکدان، Mauricio Cruz Reyes از EPFL می گوید : «کالیبراسیون بسیار دقیقی که ما ایجاد کردیم به ما امکان می دهد اندازه و شکل کهکشان راه شیری را به عنوان یک کهکشان با صفحه تخت و فاصله آن از دیگر کهکشان ها را بهتر تعیین کنیم.
کار ما همچنین قابلیت اطمینان دادههای گایا را با مقایسه آنها با تلسکوپهای دیگر تأیید کرد.»
لینک خبر
@cosmos_physics
ScienceAlert
New 'Cosmic Ladder' Measurement Leaves Us With a Major Physics Problem
Something doesn't fit.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کاوشگر قمرهای یخی مشتری متعلق به سازمان فضایی اروپا، سفر ۸ سالهی خود را آغاز کرد تا در سال ۲۰۳۱ به مدار بزرگترین سیاره منظومه شمسی یعنی مشتری برسد.
این فضاپیما برای کاوش سه قمر از چهار قمر اصلی سیاره مشتری موسوم به کالیستو، گانیمد و اروپا طراحی شده است و قصد دارد به جستجوی نشانههای حیات در این قمرها بپردازد. دانشمندان احتمال میدهند در زیر سطح این قمرها اقیانوسی از آب وجود دارد. همچنین جویس قرار است ترکیب شیمیایی و وضعیت جو این قمرها و تاثیر میدان مغناطیسی عظیم مشتری بر آنها را با جزئیات دقیقتری بررسی نماید.
این فضاپیما ابتدا به سمت زهره میرود، سپس به نزدیکی زمین برمیگردد و از اینجا به سمت مشتری حرکت میکند. این امر به منظور افزایش سرعت و تنظیم مسیر انجام خواهد شد. طبق برنامه، کاوشگر جویس در مجموع چهار پرواز انجام خواهد داد تا مسیر خود را تنظیم کند و سرعت خود را بدون استفاده از مقدار زیادی از چهار تن پیشرانهای که حمل میکند، افزایش دهد.
@cosmos_physics
این فضاپیما برای کاوش سه قمر از چهار قمر اصلی سیاره مشتری موسوم به کالیستو، گانیمد و اروپا طراحی شده است و قصد دارد به جستجوی نشانههای حیات در این قمرها بپردازد. دانشمندان احتمال میدهند در زیر سطح این قمرها اقیانوسی از آب وجود دارد. همچنین جویس قرار است ترکیب شیمیایی و وضعیت جو این قمرها و تاثیر میدان مغناطیسی عظیم مشتری بر آنها را با جزئیات دقیقتری بررسی نماید.
این فضاپیما ابتدا به سمت زهره میرود، سپس به نزدیکی زمین برمیگردد و از اینجا به سمت مشتری حرکت میکند. این امر به منظور افزایش سرعت و تنظیم مسیر انجام خواهد شد. طبق برنامه، کاوشگر جویس در مجموع چهار پرواز انجام خواهد داد تا مسیر خود را تنظیم کند و سرعت خود را بدون استفاده از مقدار زیادی از چهار تن پیشرانهای که حمل میکند، افزایش دهد.
@cosmos_physics
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥 یکی از سناریوهایی که برای پایان عالم پیشبینی میشود، گسست بزرگ یا همان BigRip است.
خوشبختانه این سناریو تا ۲۰ میلیارد سال آینده رخ نخواهد داد.
اما چه میشود اگر این سناریو همین فردا رخ دهد؟
ما چه چیزهایی در این سناریو خواهیم دید؟
@cosmos_physics
خوشبختانه این سناریو تا ۲۰ میلیارد سال آینده رخ نخواهد داد.
اما چه میشود اگر این سناریو همین فردا رخ دهد؟
ما چه چیزهایی در این سناریو خواهیم دید؟
@cosmos_physics