صحبت من در ارتباط با احتمال هک جنبه آموزش داشت و خبری در این رابطه منتشر نشده، وقتی تبادلات سنگین و غیر معمول انجام میشه حتما باید احتیاط کرد. همین مدتی پیش بود که پروتکل دیفای Poly Network هک شد و ۶۰۰ میلیون دلار از توکنها به دست هکر افتاد. متاسفانه در این ریزش در بعضی پروژهها مثل تومو و SXP به نسبت سایرین دامپ شدیدتری رو شاهد بودیم. شب خوش 🌹
@cryptobyalireza
@cryptobyalireza
شکایت کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC) از Coinbase خبریه که تاثیر منفی در مارکت ایجاد کرده. اینکه همزمان با ضرب شدن حجم بالایی تتر (ورود سرمایه جدید به مارکت) این اخبار و اصلاح نسبتا سنگین اتفاق میفته قابل تامله. همیشه بخشی از سرمایهتون رو نقد باشید. به حس طمع اجازه ندید با نقد شدن بخشی از مواردی که در سود هستید یا رشد خوبی داشته مخالفت کنه.
@cryptobyalireza
@cryptobyalireza
در حال حاضر در قیمت ۱.۴۲ دلار حدود ۹۲ درصد از هولدرهای فانتوم در سود هستند. حدود ۶ درصد سر به سر و ۲ درصد در ضرر هستند.
@cryptobyalireza
@cryptobyalireza
فانتوم در آستانه ۲ دلار.
رشد خارقالعاده ۱۱۰۰ برابری نسبت به کف قیمت در اسفند سال ۹۸
این مطلب توصیه مالی یا سرمایهگذاری نیست.
@cryptobyalireza
رشد خارقالعاده ۱۱۰۰ برابری نسبت به کف قیمت در اسفند سال ۹۸
این مطلب توصیه مالی یا سرمایهگذاری نیست.
@cryptobyalireza
فرصت همیشه هست. هیچوقت در این بازار دچار FOMO نشید و اقدام به خرید پروژههایی که رشد زیادی داشتن نکنید.
فومو چطور به وجود میاد؟
فرد تازه کار پیش خودش فکر میکنه مثلا فانتوم که قیمتش رسیده به حدود ۲ دلار یا سولانا که به بیش از ۲۰۰ دلار رسیده حتما دلیلی داره و حتما قراره خیلی بیشتر از اینها رشد کنن که اینطور دارن خرید میشن. به وجود اومدن همین فکر کافیه تا به خاطر ترس از جا موندن، در قیمتهای بالا سرمایهش رو وارد کنه و متاسفانه در اغلب موارد میشه اون چیزی که نباید بشه. پس هر موقع که این احساس در دل و جان شما به وجود اومد و فکر کردید دارید جا میمونید و چشمهاتون رو به روی کندلهای سبز بزرگ بستید، بدونید دچار FOMO شدید.
سود بالا و با ریسک کم در گرو خرید به موقع است. عاشق روزهای قرمز و حال بد بازار باشید مخصوصا اگر نگاهتون بلند مدته. سعی کنید پروژههای ارزشمند رو زمانی که Undervalued هستند یعنی هنوز مارکت به ارزش اونها پی نبرده شناسایی کنید.
تعجب میکنم از افرادی که الان به فکر ورود به فانتوم یا سولانا و... هستند.
@cryptobyalireza
فومو چطور به وجود میاد؟
فرد تازه کار پیش خودش فکر میکنه مثلا فانتوم که قیمتش رسیده به حدود ۲ دلار یا سولانا که به بیش از ۲۰۰ دلار رسیده حتما دلیلی داره و حتما قراره خیلی بیشتر از اینها رشد کنن که اینطور دارن خرید میشن. به وجود اومدن همین فکر کافیه تا به خاطر ترس از جا موندن، در قیمتهای بالا سرمایهش رو وارد کنه و متاسفانه در اغلب موارد میشه اون چیزی که نباید بشه. پس هر موقع که این احساس در دل و جان شما به وجود اومد و فکر کردید دارید جا میمونید و چشمهاتون رو به روی کندلهای سبز بزرگ بستید، بدونید دچار FOMO شدید.
سود بالا و با ریسک کم در گرو خرید به موقع است. عاشق روزهای قرمز و حال بد بازار باشید مخصوصا اگر نگاهتون بلند مدته. سعی کنید پروژههای ارزشمند رو زمانی که Undervalued هستند یعنی هنوز مارکت به ارزش اونها پی نبرده شناسایی کنید.
تعجب میکنم از افرادی که الان به فکر ورود به فانتوم یا سولانا و... هستند.
@cryptobyalireza
مسترکارت سایفرتریس را خرید.
آیا غولهای پرداخت الکترونیک به دنبال افزایش تسلط بر رقیب جدی خودشون یعنی کریپتوکارنسیها هستند؟
@cryptobyalireza
آیا غولهای پرداخت الکترونیک به دنبال افزایش تسلط بر رقیب جدی خودشون یعنی کریپتوکارنسیها هستند؟
@cryptobyalireza
⚠️ در حال حاضر هیچ توکنی مرتبط با پروژه Arbitrum وجود نداره. مراقب توکنهای جعلی با این اسم باشید.
@cryptobyalireza
@cryptobyalireza
رشد جالب توجه TVL (مجموع دارایی قفل شده در پروتکلهای دیفای) آربیتروم در یک هفته! مجددا تاکید میکنم، اگر این پروژه ایردراپ انجام بده بسیار ارزشمند خواهد بود. پیشنهاد میکنم در صورت تمایل با استفاده از bridge.arbitrum.io مقداری اتریوم (نه زیاد) به این شبکه منتقل و همانجا نگهداری کنید. همچنین با استفاده از Uniswap روی شبکه Arbitrum چندتا تبادل بین توکنهای مختلف در این شبکه انجام بدین. انجام این کار باعث میشه که اگر روزی آربیتروم توکن مدیریتی خودش رو ایردراپ کرد، شاید مثل Uni و dYdX شامل حال کاربرانی که قبلا روی این شبکه فعالیت داشتند بشه. (شاید هم نشه)
این ویدیو میتونه در انجام انتقال از لایه اول (اتریوم) به لایه دوم (آربیتروم) بهتون کمک کنه:
https://youtu.be/LNBSPMQ-xr4
دقت داشته باشید برداشت دارایی از آربیتروم و انتقال به اتریوم به هفت روز زمان نیاز داره.
این مطلب توصیه مالی یا سرمایهگذاری نیست.
@cryptobyalireza
این ویدیو میتونه در انجام انتقال از لایه اول (اتریوم) به لایه دوم (آربیتروم) بهتون کمک کنه:
https://youtu.be/LNBSPMQ-xr4
دقت داشته باشید برداشت دارایی از آربیتروم و انتقال به اتریوم به هفت روز زمان نیاز داره.
این مطلب توصیه مالی یا سرمایهگذاری نیست.
@cryptobyalireza
این روزها صحبت از Celer cBridge در کامیونیتی بینالمللی کریپتو افزایش پیدا کرده و دنیا تازه داره با قابلیتهای این سرویس آشنا میشه. کافیه cBridge رو در کانال جستجو کنید تا ببینید از چه زمانی (قبل از راهاندازی) درباره اهمیت و جذابیت این سرویس صحبت کردیم. فعالین کریپتو در دنیا برای نقل و انتقال سریع و ارزان داراییهاشون به شبکههایی مثل Arbitrum و... کم کم متوجه ارزشمندی این سرویس خواهند شد.
این مطلب توصیه مالی یا سرمایهگذاری نیست.
@cryptobyalireza
این مطلب توصیه مالی یا سرمایهگذاری نیست.
@cryptobyalireza
در ارتباط با سولانا و توقفی که روی این شبکه پیش آمده باید بگم Outage برای هر پروژهای ممکنه اتفاق بیفته و Uptime هیچ پروژهای حتی خود بیتکوین ۱۰۰ درصد نیست. شبکه بیتکوین هم سال ۲۰۱۰ و سال ۲۰۱۳ برای چندین ساعت Down شد. از گذشته اتریوم هم که بهتره نگم براتون. این پروژهها باید صدتا بلا و حمله و هک به سرشون بیاد تا کمکم Stable بشن. هیچ تضمینی هم به ادامه کارکرد هیچ شبکه بلاکچینی نیست. هر پروژهای ممکنه به لحاظ فنی دچار اختلال بشه و داراییهامون هم به خطر بیفته. اینها ریسکهای ذاتی این مارکت هستند و باید نسبت بهشون آگاهی داشته باشیم.
@cryptobyalireza
@cryptobyalireza
حمایت کامیونیتی فانتوم از Celer Network و سرویس cBridge
این مطلب توصیه مالی یا سرمایهگذاری نیست.
@cryptobyalireza
این مطلب توصیه مالی یا سرمایهگذاری نیست.
@cryptobyalireza
سلام، امیدوارم شاد و سلامت باشید 🌹
این روزها همه جا صحبت از شاخص Dominance هست چندتا نکته رو لازمه بگم:
اجزای تشکیل دهنده این شاخص چیست؟
دامیننس از نسبت مارکتکپ یک کریپتو به Total Market Cap در هر لحظه به دست میاد. مثلا برای بیتکوین داریم:
BTC.D = (BTC Market Cap ÷ Total Market Cap) × 100
مارکتکپ رو پیشتر توضیح دادم از حاصل ضرب قیمت لحظهای در تعداد کوین در گردش به دست میاد:
BTC Market Cap = BTC Price × BTC Circulating Supply
شاخص Total Market Cap در بعضی سرویسها مثل Tradingview از مجموع مارکتکپ ۱۲۵ کریپتو برتر به لحاظ حجم بازار تشکیل شده و در بعضی سرویسهای دیگه مثل Coinmarketcap یا Coingecko از مجموع مارکتکپ کل Assetهایی که لیست کردند تشکیل شده. بنابراین اجزای Total Market Cap هم قیمت لحظهای و سپلای در گردش هست.
با توجه به این فرمولها واضحه که دامیننس در بهترین حالتش (اگر Total رو به سبک Tradingview حساب کنیم.) به قیمت و سپلای در گردش ۱۲۵ پروژه برتر مارکت وابستگی داره. به همین دلیل شاخص معتبر و قابل اعتمادی نیست چون به راحتی قابل تنظیم و کنترل هست.
باید بپذیریم که یکی از کاربردهای شتکوینهایی که در مارکت وجود دارن و به یکباره تا رنکهای زیر ۱۰۰ هم رشد میکنن ممکنه برای کنترل شاخصهایی مثل همین دامیننس باشه.
اگر از Total Market Cap مارکتکپ بیتکوین رو حذف کنیم، شاخص Total2 رو خواهیم داشت که بیانگر حجم ۱۲۵ کریپتو برتر به لحاظ مارکتکپ منهای مارکتکپ بیتکوین هست. (این شاخص در Coinmarketcap بیانگر مارکتکپ همه Assetهای لیست شده به جز بیتکوین هست و نه فقط ۱۲۵ تا کریپتو برتر) بنابراین:
Total MC = BTC MC + Total2 MC
واضحه که با بازی کردن با Total2 که مجموع حجم مارکت ۱۲۴ آلتکوین هست (اعم از آلتکوینهای ارزشمند و شتکوینها) دامیننس بیتکوین قابل تنظیم و کنترله. اما چطور این اتفاق میفته؟
با ورود و خروج شتکوینها به جمع ۱۲۵ کریپتو برتر مارکت و تغییرات مارکتکپ اونها، Total و Total2 و دامیننس بیتکوین و بسیاری از شاخصهای دیگه قابل تغییره. در حال حاضر برای اینکه یک کریپتو در جمع ۱۲۵ پروژه برتر مارکت حاضر بشه به حدود ۵۵۰ میلیون دلار مارکتکپ نیاز داره. کافیه یک شتکوین با سپلای ۱ میلیارد داشته باشیم که در صرافیها ۰.۵۵ دلار معامله بشه. حتی حجم معاملات اون هم مهم نیست. بازی با قیمت این شتکوین میتونه همه شاخصها رو تغییر بده. چه بسیار پروژههایی که در چند سال گذشته دیدیم که تا رنکهای بسیار خوب مارکت پیش آمدند و بعد از مدتی غیب شدند.
با این وجود دلیل تاکید روی شاخص دامیننس چیه؟
پاسخ ساده است: ایجاد انتظار در مارکت. همان کاری که الگوهای تکنیکال انجام میدن. فرض کنید فعالین یک مارکت با هم توافق کنند که هر زمانی که شکل یک لاکپشت را در چارتها دیدند وقت فروشه. این هماهنگی و انتظار کاهش قیمت و تکرار اون بعد از یک مدت سبب ایجاد یک الگوی رفتار واقعی میشه و الگوی لاکپشت به عنوان الگوی ریزشی شناخته و پذیرفته میشه و بعد از یک مدت واقعا کار میکنه چون همه انتظار دارن که کار کنه. مکانیزم آسترولوژی مالی یا آسترو تریدینگ هم که با بررسی اوضاع ستارهها و آسمانها یا پدیدههای طبیعی رفتار قیمتی رو پیشبینی یا تحلیل میکنن همینه. در واقع این انتظار و هماهنگی رو ایجاد کردن که با دیدن برخی نشانهها در طبیعت بهتره بخرن یا بفروشن. شاخص دامیننس هم در بهترین حالت چیزی مشابه همینهاست با این تفاوت که قابل کنترله. وقتی ذهن فعالین یک مارکت گره خورد به اینکه صعودی بودن دامیننس بیتکوین یعنی زمان فروش آلتکوینها، یا نزولی بودن دامیننس یعنی آلتسیزن، در واقعیت هم این اتفاق ممکنه بیفته. اما چون این شاخص قابل کنترل هست، میتونه ابزار فریب بشه. ذهنها که به شاخص دامیننس عادت کرد، رفتار کل مارکت را با همین شاخص مدیریت خواهند کرد.
شخصا به پروژههای کریپتو نگاه سرمایهگذاری در یک استارتاپ دارم و زیاد درگیر شاخصهای اینچنینی نمیشم. دامیننس برای من یک دیتای لحظهای است با علم به اینکه چه باگهایی داره. این مارکت اگر بخواهد بقا داشته باشه باید به این سمت بره که ارزش آتی پروژه قیمت رو تعیین کنه نه احساس و تصمیم بر اساس نشانهها. نگاه سرمایهگذاری در این مارکت نسبت به ۲۰۱۷-۲۰۱۸ تغییر کرده بنابراین متر و معیار و شاخصهایی که آن زمان جواب داده لزوما در زمان حاضر یا آینده کارا نخواهد بود.
این یک نظر شخصی است، بنابراین بدون مطالعه و بررسی معیار تصمیمگیری قرار ندید.
@cryptobyalireza
این روزها همه جا صحبت از شاخص Dominance هست چندتا نکته رو لازمه بگم:
اجزای تشکیل دهنده این شاخص چیست؟
دامیننس از نسبت مارکتکپ یک کریپتو به Total Market Cap در هر لحظه به دست میاد. مثلا برای بیتکوین داریم:
BTC.D = (BTC Market Cap ÷ Total Market Cap) × 100
مارکتکپ رو پیشتر توضیح دادم از حاصل ضرب قیمت لحظهای در تعداد کوین در گردش به دست میاد:
BTC Market Cap = BTC Price × BTC Circulating Supply
شاخص Total Market Cap در بعضی سرویسها مثل Tradingview از مجموع مارکتکپ ۱۲۵ کریپتو برتر به لحاظ حجم بازار تشکیل شده و در بعضی سرویسهای دیگه مثل Coinmarketcap یا Coingecko از مجموع مارکتکپ کل Assetهایی که لیست کردند تشکیل شده. بنابراین اجزای Total Market Cap هم قیمت لحظهای و سپلای در گردش هست.
با توجه به این فرمولها واضحه که دامیننس در بهترین حالتش (اگر Total رو به سبک Tradingview حساب کنیم.) به قیمت و سپلای در گردش ۱۲۵ پروژه برتر مارکت وابستگی داره. به همین دلیل شاخص معتبر و قابل اعتمادی نیست چون به راحتی قابل تنظیم و کنترل هست.
باید بپذیریم که یکی از کاربردهای شتکوینهایی که در مارکت وجود دارن و به یکباره تا رنکهای زیر ۱۰۰ هم رشد میکنن ممکنه برای کنترل شاخصهایی مثل همین دامیننس باشه.
اگر از Total Market Cap مارکتکپ بیتکوین رو حذف کنیم، شاخص Total2 رو خواهیم داشت که بیانگر حجم ۱۲۵ کریپتو برتر به لحاظ مارکتکپ منهای مارکتکپ بیتکوین هست. (این شاخص در Coinmarketcap بیانگر مارکتکپ همه Assetهای لیست شده به جز بیتکوین هست و نه فقط ۱۲۵ تا کریپتو برتر) بنابراین:
Total MC = BTC MC + Total2 MC
واضحه که با بازی کردن با Total2 که مجموع حجم مارکت ۱۲۴ آلتکوین هست (اعم از آلتکوینهای ارزشمند و شتکوینها) دامیننس بیتکوین قابل تنظیم و کنترله. اما چطور این اتفاق میفته؟
با ورود و خروج شتکوینها به جمع ۱۲۵ کریپتو برتر مارکت و تغییرات مارکتکپ اونها، Total و Total2 و دامیننس بیتکوین و بسیاری از شاخصهای دیگه قابل تغییره. در حال حاضر برای اینکه یک کریپتو در جمع ۱۲۵ پروژه برتر مارکت حاضر بشه به حدود ۵۵۰ میلیون دلار مارکتکپ نیاز داره. کافیه یک شتکوین با سپلای ۱ میلیارد داشته باشیم که در صرافیها ۰.۵۵ دلار معامله بشه. حتی حجم معاملات اون هم مهم نیست. بازی با قیمت این شتکوین میتونه همه شاخصها رو تغییر بده. چه بسیار پروژههایی که در چند سال گذشته دیدیم که تا رنکهای بسیار خوب مارکت پیش آمدند و بعد از مدتی غیب شدند.
با این وجود دلیل تاکید روی شاخص دامیننس چیه؟
پاسخ ساده است: ایجاد انتظار در مارکت. همان کاری که الگوهای تکنیکال انجام میدن. فرض کنید فعالین یک مارکت با هم توافق کنند که هر زمانی که شکل یک لاکپشت را در چارتها دیدند وقت فروشه. این هماهنگی و انتظار کاهش قیمت و تکرار اون بعد از یک مدت سبب ایجاد یک الگوی رفتار واقعی میشه و الگوی لاکپشت به عنوان الگوی ریزشی شناخته و پذیرفته میشه و بعد از یک مدت واقعا کار میکنه چون همه انتظار دارن که کار کنه. مکانیزم آسترولوژی مالی یا آسترو تریدینگ هم که با بررسی اوضاع ستارهها و آسمانها یا پدیدههای طبیعی رفتار قیمتی رو پیشبینی یا تحلیل میکنن همینه. در واقع این انتظار و هماهنگی رو ایجاد کردن که با دیدن برخی نشانهها در طبیعت بهتره بخرن یا بفروشن. شاخص دامیننس هم در بهترین حالت چیزی مشابه همینهاست با این تفاوت که قابل کنترله. وقتی ذهن فعالین یک مارکت گره خورد به اینکه صعودی بودن دامیننس بیتکوین یعنی زمان فروش آلتکوینها، یا نزولی بودن دامیننس یعنی آلتسیزن، در واقعیت هم این اتفاق ممکنه بیفته. اما چون این شاخص قابل کنترل هست، میتونه ابزار فریب بشه. ذهنها که به شاخص دامیننس عادت کرد، رفتار کل مارکت را با همین شاخص مدیریت خواهند کرد.
شخصا به پروژههای کریپتو نگاه سرمایهگذاری در یک استارتاپ دارم و زیاد درگیر شاخصهای اینچنینی نمیشم. دامیننس برای من یک دیتای لحظهای است با علم به اینکه چه باگهایی داره. این مارکت اگر بخواهد بقا داشته باشه باید به این سمت بره که ارزش آتی پروژه قیمت رو تعیین کنه نه احساس و تصمیم بر اساس نشانهها. نگاه سرمایهگذاری در این مارکت نسبت به ۲۰۱۷-۲۰۱۸ تغییر کرده بنابراین متر و معیار و شاخصهایی که آن زمان جواب داده لزوما در زمان حاضر یا آینده کارا نخواهد بود.
این یک نظر شخصی است، بنابراین بدون مطالعه و بررسی معیار تصمیمگیری قرار ندید.
@cryptobyalireza
در این مطلب قصد دارم نحوه کار سرویسهایی مثل Uniswap رو به صورت ساده و خلاصه توضیح بدم.
سرویسهایی مثل Uniswap که به Automated Liquidity Protocol یا Automated Market Maker شناخته میشن در واقع یک پلتفرم واسط هستند که Trader یا معاملهگر رو به Liquidity Provider یا تامینکننده نقدینگی به صورت غیرمتمرکز وصل میکنند.
در این پلتفرمها برای هر جفتارز یک استخر نقدینگی ایجاد میشه. مثلا برای LINK/ETH یک استخر نقدینگی خواهیم داشت و برای CELR/ETH استخری دیگر. این استخرهای نقدینگی در واقع یک Smart Contract هستند که در ازای دریافت جفتارز از تامینکننده نقدینگی، به صورت خودکار بهش مقداری LP Token پرداخت میکنن که این توکن بیانگر میزان سهم اون تامینکننده از کل استخر هست.
مثلا فرض کنید یک نفر مقداری توکن A و مقداری توکن B داره و میخواد در در استخر A/B تامینکننده نقدینگی کنه. فرض کنید نسبت قیمت توکن A و توکن B در حال حاضر ۱۰ به ۱ باشه. یعنی ۱ عدد توکن B ارزشی معادل ۱۰ عدد توکن A داشته باشه. تامینکننده نقدینگی باید با همین نسبت توکنهای خودش رو به استخر واریز کنه. (همیشه باید ارزش جفت ارز یکسان باشه.) مثلا ۱۰ عدد توکن A و ۱ عدد توکن B رو تامین میکنه. با انجام واریز نقدینگی، از قرارداد هوشمند استخر A/B یک توکن دریافت میکنه که به LP Token شناخته میشه و بیانگر سهم اون تامینکننده از کل استخر A/B هست چرا که در یک استخر ممکنه هزاران تامینکننده نقدینگی با میزان نقدینگی متفاوت فعال باشن. این LP Token در واقع سند مالکیت تامینکننده نقدینگی از نقدینگی موجود در یک استخره.
در سمت دیگر از پلتفرم Trader قصد داره مقداری از توکن A رو به توکن B تبدیل کنه. بنابراین مقدار مورد نظرش از توکن A رو همراه با درصدی اضافه به عنوان کارمزد به استخر A/B واریز میکنه و در ازای اون با توجه به قیمت لحظهای توکن B دریافت میکنه. درصد اضافهای که معاملهگر پرداخت میکنه در واقع کارمزد یا درآمد اون استخر تامینکننده نقدینگی است.
چنانچه دقت کنید در اینگونه پلتفرمهای غیرمتمرکز، برعکس صرافیهای متمرکز خود پلتفرم به عنوان واسط هیچگونه درآمدی از محل انجام معاملات نداره و تمام کارمزد به تامینکنندههای نقدینگی پرداخت میشه.
هر یک از تامینکنندههای نقدینگی میتونن با بازپرداخت LP Token یک استخر که در اختیارشونه، نقدینگی باقیمانده خودشون رو که با سود معاملات اون استخر ادغام شده برداشت کنن.
آنچه که بیان کردم مکانیزم قلب و هسته یک سرویس AMM همچون Uniswap بود. سرویسهایی مثل Sushiswap با اضافه کردن قابلیتهایی همچون Farm به همین هسته کمی پیشرفتهتر شدند. مثلا در Sushiswap تامینکننده نقدینگی بعد از اینکه تامین نقدینگی رو انجام داد و توکن سهم خودش رو از اون استخر دریافت کرد میتونه با Stake کردن اون LP Tokenهایی که در اختیارش هست در سرویس Farm، توکن Sushi رو به عنوان ریوارد دریافت کنه. در واقع توکن Sushi که در مارکت معامله میشه ریواردی هست که از طریق Farm در این سرویس به دست آمده. این هم به نفع تامینکننده نقدینگی است چون ریوارد میگیره و هم به نفع کل پلتفرم چون با Stake شدن LP Token تامینکنندههای نقدینگی، خروج نقدینگی از استخرها کاهش پیدا میکنه. حجم نقدینگی در اینگونه پلتفرمها بالاترین درجه اهمیت رو داره.
توکنهایی مثل Sushi یا Uni کاربرد گاورننس توکن برای رایگیری یا ارائه پروپزال در این پلتفرمها رو هم دارند.
@cryptobyalireza
سرویسهایی مثل Uniswap که به Automated Liquidity Protocol یا Automated Market Maker شناخته میشن در واقع یک پلتفرم واسط هستند که Trader یا معاملهگر رو به Liquidity Provider یا تامینکننده نقدینگی به صورت غیرمتمرکز وصل میکنند.
در این پلتفرمها برای هر جفتارز یک استخر نقدینگی ایجاد میشه. مثلا برای LINK/ETH یک استخر نقدینگی خواهیم داشت و برای CELR/ETH استخری دیگر. این استخرهای نقدینگی در واقع یک Smart Contract هستند که در ازای دریافت جفتارز از تامینکننده نقدینگی، به صورت خودکار بهش مقداری LP Token پرداخت میکنن که این توکن بیانگر میزان سهم اون تامینکننده از کل استخر هست.
مثلا فرض کنید یک نفر مقداری توکن A و مقداری توکن B داره و میخواد در در استخر A/B تامینکننده نقدینگی کنه. فرض کنید نسبت قیمت توکن A و توکن B در حال حاضر ۱۰ به ۱ باشه. یعنی ۱ عدد توکن B ارزشی معادل ۱۰ عدد توکن A داشته باشه. تامینکننده نقدینگی باید با همین نسبت توکنهای خودش رو به استخر واریز کنه. (همیشه باید ارزش جفت ارز یکسان باشه.) مثلا ۱۰ عدد توکن A و ۱ عدد توکن B رو تامین میکنه. با انجام واریز نقدینگی، از قرارداد هوشمند استخر A/B یک توکن دریافت میکنه که به LP Token شناخته میشه و بیانگر سهم اون تامینکننده از کل استخر A/B هست چرا که در یک استخر ممکنه هزاران تامینکننده نقدینگی با میزان نقدینگی متفاوت فعال باشن. این LP Token در واقع سند مالکیت تامینکننده نقدینگی از نقدینگی موجود در یک استخره.
در سمت دیگر از پلتفرم Trader قصد داره مقداری از توکن A رو به توکن B تبدیل کنه. بنابراین مقدار مورد نظرش از توکن A رو همراه با درصدی اضافه به عنوان کارمزد به استخر A/B واریز میکنه و در ازای اون با توجه به قیمت لحظهای توکن B دریافت میکنه. درصد اضافهای که معاملهگر پرداخت میکنه در واقع کارمزد یا درآمد اون استخر تامینکننده نقدینگی است.
چنانچه دقت کنید در اینگونه پلتفرمهای غیرمتمرکز، برعکس صرافیهای متمرکز خود پلتفرم به عنوان واسط هیچگونه درآمدی از محل انجام معاملات نداره و تمام کارمزد به تامینکنندههای نقدینگی پرداخت میشه.
هر یک از تامینکنندههای نقدینگی میتونن با بازپرداخت LP Token یک استخر که در اختیارشونه، نقدینگی باقیمانده خودشون رو که با سود معاملات اون استخر ادغام شده برداشت کنن.
آنچه که بیان کردم مکانیزم قلب و هسته یک سرویس AMM همچون Uniswap بود. سرویسهایی مثل Sushiswap با اضافه کردن قابلیتهایی همچون Farm به همین هسته کمی پیشرفتهتر شدند. مثلا در Sushiswap تامینکننده نقدینگی بعد از اینکه تامین نقدینگی رو انجام داد و توکن سهم خودش رو از اون استخر دریافت کرد میتونه با Stake کردن اون LP Tokenهایی که در اختیارش هست در سرویس Farm، توکن Sushi رو به عنوان ریوارد دریافت کنه. در واقع توکن Sushi که در مارکت معامله میشه ریواردی هست که از طریق Farm در این سرویس به دست آمده. این هم به نفع تامینکننده نقدینگی است چون ریوارد میگیره و هم به نفع کل پلتفرم چون با Stake شدن LP Token تامینکنندههای نقدینگی، خروج نقدینگی از استخرها کاهش پیدا میکنه. حجم نقدینگی در اینگونه پلتفرمها بالاترین درجه اهمیت رو داره.
توکنهایی مثل Sushi یا Uni کاربرد گاورننس توکن برای رایگیری یا ارائه پروپزال در این پلتفرمها رو هم دارند.
@cryptobyalireza
Alireza.S
سلام، امیدوارم شاد و سلامت باشید 🌹 این روزها همه جا صحبت از شاخص Dominance هست چندتا نکته رو لازمه بگم: اجزای تشکیل دهنده این شاخص چیست؟ دامیننس از نسبت مارکتکپ یک کریپتو به Total Market Cap در هر لحظه به دست میاد. مثلا برای بیتکوین داریم: BTC.D = (BTC…
چون به دامیننس علاقه دارید به این مثال توجه کنید:
صرفا برای مثال از IOTX استفاده میکنم که در حال حاضر با ۵۵۰ میلیون دلار رنک ۱۳۰ مارکت هست یعنی در محاسبه Total Market Cap لحاظ نمیشه. فرض کنید قیمت IOTX ده برابر بشه. چه اتفاقی میفته؟
۱- مارکتکپ IOTX به ۵.۵ میلیارد دلار میرسه و رنک جدیدی احتمالا زیر ۵۰ پیدا میکنه.
۲- چون IOTX به جمع ۱۲۵تا کوین برتر به لحاظ مارکتکپ اضافه میشه، قطعا یک پروژه دیگه از انتهای لیست خارج میشه که مارکتکپی در حدود ۵۵۰ میلیون دلار داشته.
از ۱ و ۲ میشه نتیجه گرفت که با فرض ثابت بودن سایر شرایط، مجموعا به طور خالص حدود ۵ میلیارد دلار به Total Market Cap اضافه شده که باعث نوسان دامیننس هم میشه.
تتر یا دیگر استیبلکوینهای متمرکز با مینت کردن توکن جدید یا برن کردن توکنهای قبلی باعث نوسان دامیننس میشن. بخش زیادی از کاهش دامیننس بیتکوین طی ماههای اخیر به دلیل مینت شدن بیسابقه استیبلکوینها بوده.
این یک مثال سادهسازی شده است برای درک اتفاقاتی که داره میفته.
هرچه سایز کل مارکت بزرگتر میشه، تغییراتش آهستهتر و کندتر میشه بنابراین اندازه نوسانات دامیننس در سایز فعلی احتمالا نسبت به زمانی که مارکت کوچکتری رو در سالهای قبل شاهد بودیم، کمتر خواهد بود، مگر اینکه سایز کل مارکت کم بشه و بیتکوین و اتریوم که عمده سایز مارکت رو میسازن ریزش شدیدی پیدا کنن. اونوقت میشه انتظار داشت که دامیننس بیتکوین شارپی تغییر کنه. بنابراین لزوما افزایش دامیننس به معنی افزایش قیمت بیتکوین نیست. گاهی کل کیک کوچک میشه و اینکه سهم ما از کیک رشد کرده رو بیاثر میکنه. افزایش شارپی قیمت بیتکوین یا اتریوم باعث بزرگ شدن کل کیک میشه و با کمی تاخیر پروژههای با ارزش دیگه هم از این کیک بزرگ سهمخواهی میکنن.
معتقدم در این سایز از مارکت فقط ریزش شدید بیتکوین و اتریوم میتونه باعث نوسان شدید دامیننس بشه و علت نوسانات کوچک دامیننس که شاهد هستیم رو باید در رنک ۱۲۵ و استیبلکوینهای با پشتوانه فیات جستجو کرد.
شاخص دامیننس شاید در مارکتی مثل سهام که متر، معیار و محدودیتهای مشخصی برای ارزشگذاری، رتبهبندی و لیست شدن شرکتها داره جواب بده اما در مارکت کریپتو که میشه با چهارتا شتکوین و استیبلکوینهای با پشتوانه فیات مارکتکپسازی کرد، چندان قابل اتکا نیست و فقط یک چارت قشنگه که بالا پایین میشه و البته رفتار بخشی از معاملهگرها هم بهش پیوند میخوره اما لزوما نه همه. ;)
@cryptobyalireza
صرفا برای مثال از IOTX استفاده میکنم که در حال حاضر با ۵۵۰ میلیون دلار رنک ۱۳۰ مارکت هست یعنی در محاسبه Total Market Cap لحاظ نمیشه. فرض کنید قیمت IOTX ده برابر بشه. چه اتفاقی میفته؟
۱- مارکتکپ IOTX به ۵.۵ میلیارد دلار میرسه و رنک جدیدی احتمالا زیر ۵۰ پیدا میکنه.
۲- چون IOTX به جمع ۱۲۵تا کوین برتر به لحاظ مارکتکپ اضافه میشه، قطعا یک پروژه دیگه از انتهای لیست خارج میشه که مارکتکپی در حدود ۵۵۰ میلیون دلار داشته.
از ۱ و ۲ میشه نتیجه گرفت که با فرض ثابت بودن سایر شرایط، مجموعا به طور خالص حدود ۵ میلیارد دلار به Total Market Cap اضافه شده که باعث نوسان دامیننس هم میشه.
تتر یا دیگر استیبلکوینهای متمرکز با مینت کردن توکن جدید یا برن کردن توکنهای قبلی باعث نوسان دامیننس میشن. بخش زیادی از کاهش دامیننس بیتکوین طی ماههای اخیر به دلیل مینت شدن بیسابقه استیبلکوینها بوده.
این یک مثال سادهسازی شده است برای درک اتفاقاتی که داره میفته.
هرچه سایز کل مارکت بزرگتر میشه، تغییراتش آهستهتر و کندتر میشه بنابراین اندازه نوسانات دامیننس در سایز فعلی احتمالا نسبت به زمانی که مارکت کوچکتری رو در سالهای قبل شاهد بودیم، کمتر خواهد بود، مگر اینکه سایز کل مارکت کم بشه و بیتکوین و اتریوم که عمده سایز مارکت رو میسازن ریزش شدیدی پیدا کنن. اونوقت میشه انتظار داشت که دامیننس بیتکوین شارپی تغییر کنه. بنابراین لزوما افزایش دامیننس به معنی افزایش قیمت بیتکوین نیست. گاهی کل کیک کوچک میشه و اینکه سهم ما از کیک رشد کرده رو بیاثر میکنه. افزایش شارپی قیمت بیتکوین یا اتریوم باعث بزرگ شدن کل کیک میشه و با کمی تاخیر پروژههای با ارزش دیگه هم از این کیک بزرگ سهمخواهی میکنن.
معتقدم در این سایز از مارکت فقط ریزش شدید بیتکوین و اتریوم میتونه باعث نوسان شدید دامیننس بشه و علت نوسانات کوچک دامیننس که شاهد هستیم رو باید در رنک ۱۲۵ و استیبلکوینهای با پشتوانه فیات جستجو کرد.
شاخص دامیننس شاید در مارکتی مثل سهام که متر، معیار و محدودیتهای مشخصی برای ارزشگذاری، رتبهبندی و لیست شدن شرکتها داره جواب بده اما در مارکت کریپتو که میشه با چهارتا شتکوین و استیبلکوینهای با پشتوانه فیات مارکتکپسازی کرد، چندان قابل اتکا نیست و فقط یک چارت قشنگه که بالا پایین میشه و البته رفتار بخشی از معاملهگرها هم بهش پیوند میخوره اما لزوما نه همه. ;)
@cryptobyalireza
مشخص شده که Chainalysis که از رقبای تجاری سایفرتریس محسوب میشه به صورت مخفیانه یک بلاکاکسپلورر برای بیتکوین ایجاد کرده تا از این طریق بتونه IP و موقعیت جغرافیایی احتمالی آدرسهایی که در این اکسپلورر جستجو میشن رو شناسایی کنه و در صورت نیاز بعضی آدرسها رو Flag کنه. منبع
پیشتر توضیح داده بودم که یکی از روشهایی که سایفرتریس و دیگر سرویسهای مشابه استفاده میکنن استفاده از دیتای اکسپلوررهای بلاکچینهای مختلف هست. اگه نمیدونید بلاکاکسپلورر چیه سرویسهایی مثل Etherscan.io یا Bscscan.com که بسیاری از کاربران برای پیگیری وضعیت تراکنشها یا چک کردن وضعیت یک آدرس یا اسمارتکانترکت ازشون استفاده میکنن. کاربران ایرانی بهتره با IP کشورمون از بلاک اکسپلوررها استفاده نکنن.
@cryptobyalireza
پیشتر توضیح داده بودم که یکی از روشهایی که سایفرتریس و دیگر سرویسهای مشابه استفاده میکنن استفاده از دیتای اکسپلوررهای بلاکچینهای مختلف هست. اگه نمیدونید بلاکاکسپلورر چیه سرویسهایی مثل Etherscan.io یا Bscscan.com که بسیاری از کاربران برای پیگیری وضعیت تراکنشها یا چک کردن وضعیت یک آدرس یا اسمارتکانترکت ازشون استفاده میکنن. کاربران ایرانی بهتره با IP کشورمون از بلاک اکسپلوررها استفاده نکنن.
@cryptobyalireza
Coindesk
Leaked Slides Show How Chainalysis Flags Crypto Suspects for Cops
Walletexplorer.com, a block explorer site secretly operated by Chainalysis, has provided law enforcement with “meaningful leads,” the documents say.