بچهها باید ته دلشان بدانند که وقتی آسیب دیدند و حتی وقتی بدترین روزهایشان را سپری میکنند، ما در کنارشان خواهیم بود. باید به آنها یاد دهیم که زندگی با درد همراه است؛ اما باید در کنار این درس، به این درک عمیق هم برسند که هرگز قرار نیست تنها رنج بکشند.
از کتاب قدرت حضور نوشتهی
دنیل جی.سیگل و تینا پین برایس
@daronzaad
از کتاب قدرت حضور نوشتهی
دنیل جی.سیگل و تینا پین برایس
@daronzaad
تأثیرات اخبار بر جسم و روان
قرار گرفتن مداوم در معرض اخبار منفی، مغز را در حالت «هشدار» نگه میدارد. این حالت، هم سلامت روان و هم سلامت جسم را تحت فشار قرار میدهد و باعث استرس طولانیمدت میشود؛ حتی اگر خبرها مستقیماً به زندگی ما مربوط نباشند.
●وقتی خبرهای نگرانکننده میخوانیم، بدن کورتیزول و آدرنالین ترشح میکند؛ این پاسخ طبیعی مغز، وقتی مداوم شود، میتواند باعث اضطراب، افسردگی و خستگی هیجانی شود.
●استرس مداوم باعث تپش قلب و انقباض رگها میشود و فشار خون را بهطور موقت یا حتی دائم بالا میبرد.
●خواندن خبرهای بد، مخصوصاً شبها، ذهن را درگیر میکند و باعث سختتر خوابیدن یا کاهش کیفیت خواب میشود.
●مغز با دریافت مداوم اخبار بد، احساس میکند دنیا ناامن است. نتیجهاش اضطراب بیشتر و نگرانیهای بیوقفه است.
●پرداختن به اطلاعات سنگین، شوکهکننده یا غمانگیز، بخش زیادی از توان شناختی ذهن را مصرف میکند و باعث حواسپرتی و کاهش تمرکز میشود.
●کسانی که سابقه افسردگی، اضطراب یا تروما دارند، در برابر خبرهای منفی حساسترند و این خبرها میتواند حالشان را بدتر کند.
■راهکارهای مؤثر برای کاهش اثرات اخبار منفی
●از صفحاتی که با تیترهای ترسناک دنبال جذب مخاطب هستند فاصله بگیرید و منابع بیطرفتر را دنبال کنید.
●هر بار خبر منفی دیدید، ۲ ثانیه فکر کنید:
آیا این برای من لازم است؟ آیا قرار است کمکی به تصمیماتم بکند؟
●کمتر روی ویدیوهای منفی توقف کنید.
محتوای مثبت، علمی یا آرامشبخش را دنبال کنید تا الگوریتم تغییر کند.
●۹۰ دقیقه قبل از خواب هیچ خبر یا فضای مجازی را نگاه نکنید. این کار خواب را بسیار بهتر میکند.
برای اطلاعات بیشتر
https://www.health.harvard.edu/mind-and-mood/doomscrolling-dangers
@daronzaad
هر چیز خوبی پرهزینه است و توسعهٔ شخصیت یکی از پرهزینهترین امور به شمار میرود.
این امر برای شما به بهای از دست رفتن معصومیت، اوهام و قطعیتتان تمام خواهد شد.
کارل یونگ
@daronzaad
این امر برای شما به بهای از دست رفتن معصومیت، اوهام و قطعیتتان تمام خواهد شد.
کارل یونگ
@daronzaad
مرز گذاشتن با دیگران و روشن حرف زدن وضعیت فعلی را مختل میکند. این موضوع باعث میشود دیگرانی که به سکوت و بندگی شما عادت داشتند، یا مقاومت کنند یا احترام بگذارند.
اغلب عزیزانتان در برابر تغییر شما مقاومت خواهند کرد، حتی اگر به آشوب تبدیل شود. چرا که آشوب راحتتر بوده، شما اکنون گویی وضعیت را برای آنها مختل کردهاید.
نظام سرکوب، ترس و شرم را مختل کنید. اگر چیزی را میتوان با مرزگذاری به لرزه انداخت، مرز بگذارید.
شما سزاوار این هستید که آزاد باشید. ممکن است همه این تغییر را دوست نداشته باشند. ممکن است در ابتدا خودتان هم دوست نداشته باشید اما بهتدریج آزادی را دوست خواهید داشت.
روان درمانی پویشی
@daronzaad
اغلب عزیزانتان در برابر تغییر شما مقاومت خواهند کرد، حتی اگر به آشوب تبدیل شود. چرا که آشوب راحتتر بوده، شما اکنون گویی وضعیت را برای آنها مختل کردهاید.
نظام سرکوب، ترس و شرم را مختل کنید. اگر چیزی را میتوان با مرزگذاری به لرزه انداخت، مرز بگذارید.
شما سزاوار این هستید که آزاد باشید. ممکن است همه این تغییر را دوست نداشته باشند. ممکن است در ابتدا خودتان هم دوست نداشته باشید اما بهتدریج آزادی را دوست خواهید داشت.
روان درمانی پویشی
@daronzaad
ما زیر سایه ماجراهای محدود گذشته در زمان حالی بسیار گسترده زندگی میکنیم. رنج میکشیم، زیرا بیش از حد به سالهای سخت اوایل زندگیمان وفاداریم،
و بابت این وفاداری هزینه گزافی هم میپردازیم.
باید هرجا که میتوانیم جرات بورزیم و آشیانه را ترک کنیم.
کودکی و آسیبهای روانی
به روایت مدرسه دوباتن
@daronzaad
و بابت این وفاداری هزینه گزافی هم میپردازیم.
باید هرجا که میتوانیم جرات بورزیم و آشیانه را ترک کنیم.
کودکی و آسیبهای روانی
به روایت مدرسه دوباتن
@daronzaad
ویرجینیا وولف میگوید: آرامش با فرار از زندگی به دست نمیآید.
از لحاظ روانشناسی، اجتناب از موضوع یا موقعیتی، اضطراب را حفظ و حتی تقویت میکند.
یعنی هرچه بیشتر از زندگی بگریزی
ترسها بزرگتر میشوند.
بنابراین گاهی لازم است بمانیم، روبهرو شویم و دقیقتر نگاه کنیم...
بعضی چیزها نه کامل میشوند و نه آنطور که میخواهیم اصلاح خواهند شد.
@daronzaad
از لحاظ روانشناسی، اجتناب از موضوع یا موقعیتی، اضطراب را حفظ و حتی تقویت میکند.
یعنی هرچه بیشتر از زندگی بگریزی
ترسها بزرگتر میشوند.
بنابراین گاهی لازم است بمانیم، روبهرو شویم و دقیقتر نگاه کنیم...
بعضی چیزها نه کامل میشوند و نه آنطور که میخواهیم اصلاح خواهند شد.
@daronzaad
ما معمولاً در شب سال نو به زندگیمان نگاهی میاندازیم: چهچیزی خوب پیش رفت، چهچیزهایی نه و برای سال آینده، میخواهیم چه دستاوردهایی داشته باشیم.
اما اگر سالی یک بار به زندگی بیندیشید، زندگی شما چندان بهبود نمییابد. اگر هر هفته آن حس فوران الهام را تجربه کنید، چه میشود؟
این سودمندیِ روش "مثبت منفی بعدی" است. بدون تلاش خاصی، میتوانید لحظهای برای تأمل داشته باشید که الهامبخش اقداماتی شود که زندگی شما را بهبود ببخشد.
به آنچه هفتهی گذشته انجام دادهاید نگاه کنید، دربارهاش تأمل کنید و این هفته گام بهتری بردارید.
از کتاب تجربههای کوچک رهاییبخش
نوشتهی لور لکانف
@daronzaad
اما اگر سالی یک بار به زندگی بیندیشید، زندگی شما چندان بهبود نمییابد. اگر هر هفته آن حس فوران الهام را تجربه کنید، چه میشود؟
این سودمندیِ روش "مثبت منفی بعدی" است. بدون تلاش خاصی، میتوانید لحظهای برای تأمل داشته باشید که الهامبخش اقداماتی شود که زندگی شما را بهبود ببخشد.
به آنچه هفتهی گذشته انجام دادهاید نگاه کنید، دربارهاش تأمل کنید و این هفته گام بهتری بردارید.
از کتاب تجربههای کوچک رهاییبخش
نوشتهی لور لکانف
@daronzaad
Chi Mai
Ennio Morricone
Ennio Morricone-1981
پرِ کاهی امید را از کف نمی دهیم@daronzaad
بیرویا بودن در سراسر زمستان را انکار میکنیم
برای ما آفتاب می درخشد
ما به بهار ایمان داریم
بهاری که هرگز از ما دور نیست
که نتوانیم به نگاهی بر آن دست یابیم
نابینایی در میان ما نیست
رودِ ما به راهِ خویش است
رودی که دل و گلو و زبان و
صداست
پیشاپیش و بی وقفه جلو می رود
و با خود می برد احساس را
و آرمانِ فرداهای سترگمان را
پل الوار
فرزندانی که در یک خانه متولد میشوند، تقریباً هرگز شرایط محیطی یکسانی را تجربه نمیکنند.
اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم، شاید خواهران و برادران برخی شرایط محیطی یکسان را، که معمولاً چندان اهمیتی ندارند، همزمان تجربه کنند؛ اما آن شرایط محیطی که بیشترین تأثیر را روی شکلگیری شخصیتشان میگذارد، بهندرت یکسان است.
شاید در یک خانه زندگی کنند، یکجور غذا بخورند و فعالیتهای مشابه زیادی انجام بدهند؛ اما این شرایط محیطی در درجهی دوم اهمیت هستند.
از بین تمام این شرایط محیطی، آن شرایطی که بیشتر از همه روی شکلگیری شخصیت انسان اثر میگذارد، نامرئی است: فضایی هیجانی که کودک در سالهای مهم آغازین رشد مغزیاش در آن زندگی میکند.
از کتاب ذهنهای پراکنده
نوشتهی گبور مته
@daronzaad
اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم، شاید خواهران و برادران برخی شرایط محیطی یکسان را، که معمولاً چندان اهمیتی ندارند، همزمان تجربه کنند؛ اما آن شرایط محیطی که بیشترین تأثیر را روی شکلگیری شخصیتشان میگذارد، بهندرت یکسان است.
شاید در یک خانه زندگی کنند، یکجور غذا بخورند و فعالیتهای مشابه زیادی انجام بدهند؛ اما این شرایط محیطی در درجهی دوم اهمیت هستند.
از بین تمام این شرایط محیطی، آن شرایطی که بیشتر از همه روی شکلگیری شخصیت انسان اثر میگذارد، نامرئی است: فضایی هیجانی که کودک در سالهای مهم آغازین رشد مغزیاش در آن زندگی میکند.
از کتاب ذهنهای پراکنده
نوشتهی گبور مته
@daronzaad
چرا همهچیز را میگذاریم برای «بعداً»؟
بسیاری از کارها، احساسها و تصمیمها نه فراموش میشوند و نه حل میگردند.
آنها فقط به «بعداً» سپرده میشوند.
پشت این بعداً گفتنِ مکرر، اغلب نوعی تعلیق درونی وجود دارد.
حالتی میان خواستن و نخواستن، گفتن و نگفتن، ماندن و رفتن.
بعداً گفتن همیشه از بینظمی یا تنبلی نمیآید.
گاه راهی است برای فاصله گرفتن از اضطرابِ مواجهه.
راهی برای حفظ آرامش موقت، وقتی تصمیمگرفتن دشوار است.
اما آنچه به بعداً واگذار میشود، از ذهن کنار نمیرود.
در لایههای پنهان باقی میماند.
و خود را به شکل دلمشغولی، خستگی یا احساس ناتمامی نشان میدهد.
توجه به آنچه مدام به تعویق میافتد،
میتواند نشانهای مهم از نیازهایی باشد
که هنوز دیده نشدهاند.
از کانال تلگرام کلینیک مهرجان
@daronzaad
خودت را چگونه میبینی!؟
اینکه ما امروز چگونه به خودمان نگاه میکنیم و با خودمان حرف میزنیم، معمولاً ارتباط با تجربههای اولیه ما دارد؛ مخصوصاً در رابطه با والدین یا مراقبان اصلی در کودکی.
ما یاد میگیریم با خودمان همانطور رفتار کنیم که دیگران در سالهای اول زندگی با ما رفتار کردهاند.
اگر در کودکی بیشتر دیده شدهایم، پذیرفته شدهایم و احساس امنیت داشتهایم، بعدها راحتتر خودمان را دوست داریم و در زمان سختی با خودمان مهربانتر هستیم. اما اگر زیاد سرزنش شدهایم، نادیده گرفته شدهایم یا مجبور بودهایم کامل باشیم تا دوستداشتنی به نظر برسیم، ممکن است در بزرگسالی یک صدای منتقد درونمان شکل بگیرد که مدام میگوید کافی نیستی یا اشتباه کردی.
این صدای منتقد، در واقع صدای همان تجربههای اولیه است که هنوز در ذهن ما فعال مانده.
مراقبت از سلامت روان یعنی کمکم این صدا را بشناسیم و بفهمیم از کجا آمده. کم کم یاد بگیریم به جای سرزنش خودمان، کمی شفقت و مهربانی را در نگاه و همچنین حرف زدن با خودمان به کار ببندیم و به یاد داشته باشیم الگو رفتاری شکل گرفته را میتوان تعدیل کرد.
به بیان دیگر:
خودمراقبتی واقعی، از جایی شروع میشود که به جای جنگیدن با خودمان، یاد میگیریم کنار خودمان بایستیم.
@daronzaad
هر تجربه ناگوار کودکی به نمایشی عاطفی در روابط بزرگسالی تبدیل میشود،
مگر اینکه برای آن سوگواری کنیم و آن را بهبود بخشیم.
دیوید ریکو
@daronzaad
مگر اینکه برای آن سوگواری کنیم و آن را بهبود بخشیم.
دیوید ریکو
@daronzaad
زجر و عذاب را از خودت دور کن، اما کاری با شور نداشته باش، بگذار بماند، شور است که آدمی را زنده نگه میدارد.
برای همین است که میترسند. تمام فکر و ذکرشان ترس از شور زندگی است. میخواهند زجر بکشند تا حواسشان پرت شور زندگی نشود. در بچگی ناقصت میکنند و ترس میاندازند به جانت.
شور است که آدم را زنده نگه میدارد.
از کتاب مرگ به وقت بهار
نوشتهی مرسه رودوردا
@daronzaad
برای همین است که میترسند. تمام فکر و ذکرشان ترس از شور زندگی است. میخواهند زجر بکشند تا حواسشان پرت شور زندگی نشود. در بچگی ناقصت میکنند و ترس میاندازند به جانت.
شور است که آدم را زنده نگه میدارد.
از کتاب مرگ به وقت بهار
نوشتهی مرسه رودوردا
@daronzaad
و میبینم شب را، که با همه سنگینی خود بر من فرود آمدهاست؛ و من هنوز زندهام!
سه برخوانی
بهرام بیضایی
@daronzaad
سه برخوانی
بهرام بیضایی
@daronzaad
اگر آسیبی دیدهاید، باید چیزی را که بر سرتان آمده بپذیرید و نامی بر آن بگذارید.
این موضوع را با تجربهی شخصی خودم آموختهام: مادامی که جایی نداشتم تا بتوانم به این فکر کنم که زندانی شدن در سردابخانه به وسیلهی پدرم بابت خطاهای سهسالگی چه حسی دارد، همواره ذهنم دغدغهی تبعیدشدگی و رهاشدگی داشت. فقط وقتی که توانستم دربارهی حس آن پسربچه صحبت کنم و بابت آن همه ترس و سلطه پذیری ببخشمش، کمکم از لذت مصاحبت با خودم بهره بردم.
احساس اینکه کسی حرفمان را میشنود و درکمان میکند، فیزیولوژیمان را تغییر میدهد؛ توانایی به زبان آوردن احساسات پیچیده و واداشتن دیگری به درک آنها مغز لیمبیک را به کار میاندازد و لحظهی آهان فهمیدم را ایجاد میکند.
درمقابل، سکوت و درک نکردن دیگران روح ما را میکشد. یا آن طور که جان بالبی به بیانی فراموش نشدنی میگوید:
آنچه را نتوان با مادر در میان گذاشت به خودمان هم نمیتوانیم بگوییم.
از کتاب بدن فراموش نمیکند، نوشتهی بسل ون درکولک
@daronzaad
اقتصاد بیثبات و روانِ پیچیدهی ما
اقتصاد همیشه با ما حرف نمیزند؛ گاهی فقط فشار میدهد. نه تنها روی دخل و خرج، روی روان.
در چنین وضعی ذهن یاد میگیرد به جای میخواهم چه کسی باشم؟
بپرسد چطور دوام بیاورم؟
این همان لحظهای است که اقتصاد، مدیریت روان را به دست میگیرد.
فشار اقتصادی مزمن مغز را وارد حالت اضطراری میکند. در این حالت: تفکر عمیق خاموش میشود، خلاقیت به مرخصی میرود و تصمیمها عجول و دفاعی میشوند. خیلی از دعواهای عاطفی از حساب و کتاب شروع نمیشود اما به آن ختم میشوند.
اقتصاد حوصله را میبلعد؛ بی حوصلگی، صمیمیت را.
خیلی از رنجهای روانی امروز نشانه ضعف فردی نیستند؛ نشانه سازگاری با شرایط فرسایندهاند. روان وقتی خسته است، شاید بیمار نشده، زیاد تحمل کرده.
وقتی "توان مالی" با "ارزش شخصی" اشتباه گرفته میشود، آدمها فکر میکنند مشکل از خودشان است نه ساختار.
مشکل همیشه از ما نیست. این اضطراب ممتد، سیستم عصبی را همیشه نیمه فعال نگه میدارد. بدن خسته است، حتی وقتی کار نمیکنی.
در شرایطی که فشار بیرونی مزمن است، مراقبت از روان یعنی کم کردن توقع از خود نه قویتر شدن.
اگر امروز فقط دوام آوردی این شکست نیست پاسخ سالم روان به وضعیت ناسالم است.
از خودمان و ذهنمان هر راهی میدانیم مراقبت کنیم. همه فشارهایی که حس میکنیم حاصل ضعف فردی نیستند؛ نامگذاری شرایط به عنوان "فشار ساختاری" بار شرم را از روی روان برمیدارد.
از صفحهی مجموعه رواندرمانی کارون
@daronzaad
Memoria
Slow Meadow
اگرچه تقدیر، ما را به ژرفای اندوه کشانده است،
تو در خیال خویش بالهایت را بگشا و پرواز کن؛
حتی اگر بالهایت زخمی باشند.
دلآشوب نباش، سپیدهدم نزدیک است...
@daronzaad
تو در خیال خویش بالهایت را بگشا و پرواز کن؛
حتی اگر بالهایت زخمی باشند.
دلآشوب نباش، سپیدهدم نزدیک است...
@daronzaad