Forwarded from دمجنبونک
👉 @domgadan 👈
دمجنبونک 🐒 یه عمو داره که خلبان بودن.عمو سالها پیش با خانواده اشون مهاجرت کردن اروپا. عمو میگن، همه این سالها میخواستن برگردن ایران و استاد پرواز بشن. برای همین انواع و اقسام گواهینامه های پرواز رو گرفتن و اطلاعاتشون رو بروز کردن.این سری که برگشتن ایران، با مدارک کامل رفتن هواپیمایی. اونجا بهشون گفتن که ۶۰ سالشونه و امکان پرواز ندارن. 🐒فکر میکنه، آیا عمو اینهمه سال میدونستن و باز تلاش میکردن، یا نمیخواستن که بدونن؟
👉 @domgadan 👈
دمجنبونک 🐒 یه عمو داره که خلبان بودن.عمو سالها پیش با خانواده اشون مهاجرت کردن اروپا. عمو میگن، همه این سالها میخواستن برگردن ایران و استاد پرواز بشن. برای همین انواع و اقسام گواهینامه های پرواز رو گرفتن و اطلاعاتشون رو بروز کردن.این سری که برگشتن ایران، با مدارک کامل رفتن هواپیمایی. اونجا بهشون گفتن که ۶۰ سالشونه و امکان پرواز ندارن. 🐒فکر میکنه، آیا عمو اینهمه سال میدونستن و باز تلاش میکردن، یا نمیخواستن که بدونن؟
👉 @domgadan 👈
Forwarded from دمجنبونک
👉 @domgadan 👈
سالها قبل تلویزیون یه سریال پخش می کرد به نام در برابر باد. دمجنبونک 🐒 این سریال رو خیلی دوست داشت. تا دیر وقت بیدار میموند و نگاه میکرد، همه سختی هایی که یه آدم میتونه تحمل کنه و ادامه بده. 🐒 همیشه اون شخصیتهارو تحسین میکرد. مری ، جاناتان و بقیه چقدر سربلند بودن ، در برابر باد .
👉 @domgadan 👈
سالها قبل تلویزیون یه سریال پخش می کرد به نام در برابر باد. دمجنبونک 🐒 این سریال رو خیلی دوست داشت. تا دیر وقت بیدار میموند و نگاه میکرد، همه سختی هایی که یه آدم میتونه تحمل کنه و ادامه بده. 🐒 همیشه اون شخصیتهارو تحسین میکرد. مری ، جاناتان و بقیه چقدر سربلند بودن ، در برابر باد .
👉 @domgadan 👈
Forwarded from دمجنبونک
👉 @domgadan 👈
کرگدن 🐘 هر وقت یه کتاب تازه میخونه ،یا یه فیلم جدید میبینه،زود برای دوستها و همکاراش تعریف میکنه و میگه که اون کتاب رو بخونن یا فیلم رو ببینن. واکنش ها مختلفه اما، بعضی ها بیتفاوت سر تکون میدن، بعضی ها انگار اصلا نمیشنون و یه گروه دیگه هم پوزخند میزنن و مسخره میکنن، جوری که با خودش فکر میکنه، نکنه واقعا این موضوع اینقدر که فکر میکرده جذاب نبوده. امروز دمجنبونک 🐒، از قول یه استاد معرفت گفت که: آگاهی رو به آدم هایی که مشتاق نیستن عرضه نکنید، این آدم ها شور و نشاط و انرژی حیات رو از شما میگیرن.
👉 @domgadan 👈
کرگدن 🐘 هر وقت یه کتاب تازه میخونه ،یا یه فیلم جدید میبینه،زود برای دوستها و همکاراش تعریف میکنه و میگه که اون کتاب رو بخونن یا فیلم رو ببینن. واکنش ها مختلفه اما، بعضی ها بیتفاوت سر تکون میدن، بعضی ها انگار اصلا نمیشنون و یه گروه دیگه هم پوزخند میزنن و مسخره میکنن، جوری که با خودش فکر میکنه، نکنه واقعا این موضوع اینقدر که فکر میکرده جذاب نبوده. امروز دمجنبونک 🐒، از قول یه استاد معرفت گفت که: آگاهی رو به آدم هایی که مشتاق نیستن عرضه نکنید، این آدم ها شور و نشاط و انرژی حیات رو از شما میگیرن.
👉 @domgadan 👈
Forwarded from دمجنبونک
👉 @domgadan 👈
تابلو فرودگاه که باز شدن گیت پرواز رو اعلام کرد، دمجنبونک 🐒 کیفهاش رو برداشت و رفت سمت خروجی، سوار اتوبوس شد و کناری ایستاد و مردم رو نگاه کرد. یه خانم پیر با شوهر و دو تا دخترش میخواستن سوار شن. خانمه عصاش رو داد دست شوهرش و نشست کف اتوبوس. به سختی خودش رو هل داد جلو ، شوهرش دستش رو گرفت و بلندش کرد. دخترها کنار ایستاده بودن و فقط نگاه میکردن. ظاهرشون خیلی مدرنتر از خانم پیر بود، اما شباهتشون رو نمی تونستن انکار کنن.
👉 @domgadan 👈
تابلو فرودگاه که باز شدن گیت پرواز رو اعلام کرد، دمجنبونک 🐒 کیفهاش رو برداشت و رفت سمت خروجی، سوار اتوبوس شد و کناری ایستاد و مردم رو نگاه کرد. یه خانم پیر با شوهر و دو تا دخترش میخواستن سوار شن. خانمه عصاش رو داد دست شوهرش و نشست کف اتوبوس. به سختی خودش رو هل داد جلو ، شوهرش دستش رو گرفت و بلندش کرد. دخترها کنار ایستاده بودن و فقط نگاه میکردن. ظاهرشون خیلی مدرنتر از خانم پیر بود، اما شباهتشون رو نمی تونستن انکار کنن.
👉 @domgadan 👈
Forwarded from دمجنبونک
👉 @domgadan 👈
دمجنبونک 🐒 رو دعوت کرده بودن رستوران. از جاهای دور دنیا هم آمده بودن، مکزیک، پرو، هند، ایتالیا، الجزایر...
قرار شد هر کس به زبان خودش ،یه شعر یا جمله موزون بخونه و ترجمه کنه.
🐒خوند:
الا یا ایها الساقی،ادر کاساً و ناولها
که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل ها
سکوت آدم های دنیا و نگاه مشتاقشون، چه خوب نشون داد که حافظ تکرارنشدنیه
👉 @domgadan 👈
دمجنبونک 🐒 رو دعوت کرده بودن رستوران. از جاهای دور دنیا هم آمده بودن، مکزیک، پرو، هند، ایتالیا، الجزایر...
قرار شد هر کس به زبان خودش ،یه شعر یا جمله موزون بخونه و ترجمه کنه.
🐒خوند:
الا یا ایها الساقی،ادر کاساً و ناولها
که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکل ها
سکوت آدم های دنیا و نگاه مشتاقشون، چه خوب نشون داد که حافظ تکرارنشدنیه
👉 @domgadan 👈
Forwarded from دمجنبونک
👉 @domgadan 👈
نصفه شبه و دمجنبونک 🐒 نشسته و موسیقی گوش میده و به همه شب هایی که تا دیر وقت کارخونه بود فکر میکنه. وقتی که از فشار کار به خودش میگفت دیگه اینجا نمی مونم، اما موند و سالها ادامه داد. امشب جاییه که سالهاست آرزوش بوده، اما خوشحال نیست. 🐒 فکر میکنه، آیا اون گذشته سخت رو فراموش کرده، یا آرزوهاش رو ؟
👉 @domgadan 👈
نصفه شبه و دمجنبونک 🐒 نشسته و موسیقی گوش میده و به همه شب هایی که تا دیر وقت کارخونه بود فکر میکنه. وقتی که از فشار کار به خودش میگفت دیگه اینجا نمی مونم، اما موند و سالها ادامه داد. امشب جاییه که سالهاست آرزوش بوده، اما خوشحال نیست. 🐒 فکر میکنه، آیا اون گذشته سخت رو فراموش کرده، یا آرزوهاش رو ؟
👉 @domgadan 👈
Forwarded from دمجنبونک
👉 @domgadan 👈
خانم مسن ۸۲سال سن داشت و هنوز خاطرات جنگ جهانی دوم رو بیاد داشت. میگفت متفقین ۵ بار خونمون رو بمباران کردن و ما تو زیر زمین پناه گرفته بودیم و میلرزیدیم. ۱۶ سالگی از خانواده جدا شده و تلاش کرده و تلاش. دمجنبونک 🐒 پرسید نظرتون درباره زندگی چیه؟ لبخندی زد و گفت یاد گرفتم که قوی باشم، قانع، بخشنده.
👉 @domgadan 👈
خانم مسن ۸۲سال سن داشت و هنوز خاطرات جنگ جهانی دوم رو بیاد داشت. میگفت متفقین ۵ بار خونمون رو بمباران کردن و ما تو زیر زمین پناه گرفته بودیم و میلرزیدیم. ۱۶ سالگی از خانواده جدا شده و تلاش کرده و تلاش. دمجنبونک 🐒 پرسید نظرتون درباره زندگی چیه؟ لبخندی زد و گفت یاد گرفتم که قوی باشم، قانع، بخشنده.
👉 @domgadan 👈
Forwarded from دمجنبونک
Forwarded from دمجنبونک
Forwarded from دمجنبونک
👉 @domgadan 👈
دختر گریه میکرد و دنبال پسر جوان میدوید، پول رو بهش نشون میداد و صداش میزد. پسره برگشت سمتش و با لهجه عربی بهش گفت:
Ich hab keine
و این یعنی دیگه مواد نداره. شاید ۲۰ سالش بود. دستهاش از تزریق سرنگ سوراخ سوراخ بودن و کنار لبهاش یه زخم بود. دمجنبونک 🐒 ایستاد و نگاه کرد. دختر بی صدا زار میزد ،با دستهای رو به آسمون دور خودش میچرخید.
👉 @domgadan 👈
دختر گریه میکرد و دنبال پسر جوان میدوید، پول رو بهش نشون میداد و صداش میزد. پسره برگشت سمتش و با لهجه عربی بهش گفت:
Ich hab keine
و این یعنی دیگه مواد نداره. شاید ۲۰ سالش بود. دستهاش از تزریق سرنگ سوراخ سوراخ بودن و کنار لبهاش یه زخم بود. دمجنبونک 🐒 ایستاد و نگاه کرد. دختر بی صدا زار میزد ،با دستهای رو به آسمون دور خودش میچرخید.
👉 @domgadan 👈