Forwarded from دمجنبونک
👉 @domgadan 👈
دمجنبونک🐒 و کرگدن 🐘 می ایستن و سکوت می کنن، به احترام همه آدم هایی که آمدن و رفتن ،اما یادشون همیشگیه، به احترام تمام امتحانها و تمام نتیجه ها، به احترام تمام خام بودن ها و پخته شدن ها، به احترام زندگی و همه لحظات خوش و زمان های تلخش، به احترام تلاش برای انسان بودن ها و نبودن ها، به احترام عمر رفته و عمر مانده ، به احترام وجود و پایان.
👉 @domgadan 👈
دمجنبونک🐒 و کرگدن 🐘 می ایستن و سکوت می کنن، به احترام همه آدم هایی که آمدن و رفتن ،اما یادشون همیشگیه، به احترام تمام امتحانها و تمام نتیجه ها، به احترام تمام خام بودن ها و پخته شدن ها، به احترام زندگی و همه لحظات خوش و زمان های تلخش، به احترام تلاش برای انسان بودن ها و نبودن ها، به احترام عمر رفته و عمر مانده ، به احترام وجود و پایان.
👉 @domgadan 👈
Forwarded from دمجنبونک
👉 @domgadan 👈
هر اثری احساس، خاطرات و تجربیات طولانی خالقش رو در یک زمان محدود به فرد منتقل می کنه، آدم اگر بی حفاظ در معرض تابیدن این امواج فکری قرار بگیره،گاهاً شدید متاثر میشه. دمجنبونک 🐒 وقتی این موضوع رو متوجه شد، برای یک ماه، هیچ موسیقی نشنید، هیچ فیلمی ندید و هیچ کتابی نخوند. پایان این رمضان فکری، رهایی ذهن بود.
👉 @domgadan 👈
هر اثری احساس، خاطرات و تجربیات طولانی خالقش رو در یک زمان محدود به فرد منتقل می کنه، آدم اگر بی حفاظ در معرض تابیدن این امواج فکری قرار بگیره،گاهاً شدید متاثر میشه. دمجنبونک 🐒 وقتی این موضوع رو متوجه شد، برای یک ماه، هیچ موسیقی نشنید، هیچ فیلمی ندید و هیچ کتابی نخوند. پایان این رمضان فکری، رهایی ذهن بود.
👉 @domgadan 👈
Forwarded from دمجنبونک
👉 @domgadan 👈
هر اثری احساس، خاطرات و تجربیات طولانی خالقش رو در یک زمان محدود به فرد منتقل می کنه، آدم اگر بی حفاظ در معرض تابیدن این امواج فکری قرار بگیره،گاهاً شدید متاثر میشه. دمجنبونک 🐒 وقتی این موضوع رو متوجه شد، چند وقت، هیچ موسیقی نشنید، هیچ فیلمی ندید و هیچ کتابی نخوند. پایان چله نشینی، رهایی ذهن بود.
👉 @domgadan 👈
هر اثری احساس، خاطرات و تجربیات طولانی خالقش رو در یک زمان محدود به فرد منتقل می کنه، آدم اگر بی حفاظ در معرض تابیدن این امواج فکری قرار بگیره،گاهاً شدید متاثر میشه. دمجنبونک 🐒 وقتی این موضوع رو متوجه شد، چند وقت، هیچ موسیقی نشنید، هیچ فیلمی ندید و هیچ کتابی نخوند. پایان چله نشینی، رهایی ذهن بود.
👉 @domgadan 👈
Forwarded from دمجنبونک
👉 @domgadan 👈
دمجنبونک 🐒 و کرگدن 🐘 قدم می زدن و آروم زمزمه می کردن: بزن باران بهاران فصل خون است. بزن باران که صحرا لاله گون است. از صبح که خبر پرواز حبیب پخش شد، 🐒 حالش بد شد. اول گفت شاید شایعه باشه، اما خبر درست بود. با 🐘تماس گرفت و اومدن پارک. هر وقت ناراحته میان پارک و صحبت می کنن. امشب اما فقط ترانه های حبیب رو می خوندن. 🐘میگه، مهم آمدن، هنرمندانه رقصیدن و رفتنه، سختیش برای ما و خاطراتی که برامون ساخته، وگرنه خودش که به آرامش رسید. 🐒 گفت : خیلی خوب گفتی، زیبا به ایستگاه آخر رسید.
👉 @domgadan 👈
دمجنبونک 🐒 و کرگدن 🐘 قدم می زدن و آروم زمزمه می کردن: بزن باران بهاران فصل خون است. بزن باران که صحرا لاله گون است. از صبح که خبر پرواز حبیب پخش شد، 🐒 حالش بد شد. اول گفت شاید شایعه باشه، اما خبر درست بود. با 🐘تماس گرفت و اومدن پارک. هر وقت ناراحته میان پارک و صحبت می کنن. امشب اما فقط ترانه های حبیب رو می خوندن. 🐘میگه، مهم آمدن، هنرمندانه رقصیدن و رفتنه، سختیش برای ما و خاطراتی که برامون ساخته، وگرنه خودش که به آرامش رسید. 🐒 گفت : خیلی خوب گفتی، زیبا به ایستگاه آخر رسید.
👉 @domgadan 👈
Forwarded from دمجنبونک
👉 @domgadan 👈
دمجنبونک 🐒 یه عمو داره که خلبان بودن.عمو سالها پیش با خانواده اشون مهاجرت کردن اروپا. عمو میگن، همه این سالها میخواستن برگردن ایران و استاد پرواز بشن. برای همین انواع و اقسام گواهینامه های پرواز رو گرفتن و اطلاعاتشون رو بروز کردن.این سری که برگشتن ایران، با مدارک کامل رفتن هواپیمایی. اونجا بهشون گفتن که ۶۰ سالشونه و امکان پرواز ندارن. 🐒فکر میکنه، آیا عمو اینهمه سال میدونستن و باز تلاش میکردن، یا نمیخواستن که بدونن؟
👉 @domgadan 👈
دمجنبونک 🐒 یه عمو داره که خلبان بودن.عمو سالها پیش با خانواده اشون مهاجرت کردن اروپا. عمو میگن، همه این سالها میخواستن برگردن ایران و استاد پرواز بشن. برای همین انواع و اقسام گواهینامه های پرواز رو گرفتن و اطلاعاتشون رو بروز کردن.این سری که برگشتن ایران، با مدارک کامل رفتن هواپیمایی. اونجا بهشون گفتن که ۶۰ سالشونه و امکان پرواز ندارن. 🐒فکر میکنه، آیا عمو اینهمه سال میدونستن و باز تلاش میکردن، یا نمیخواستن که بدونن؟
👉 @domgadan 👈
Forwarded from دمجنبونک
👉 @domgadan 👈
سالها قبل تلویزیون یه سریال پخش می کرد به نام در برابر باد. دمجنبونک 🐒 این سریال رو خیلی دوست داشت. تا دیر وقت بیدار میموند و نگاه میکرد، همه سختی هایی که یه آدم میتونه تحمل کنه و ادامه بده. 🐒 همیشه اون شخصیتهارو تحسین میکرد. مری ، جاناتان و بقیه چقدر سربلند بودن ، در برابر باد .
👉 @domgadan 👈
سالها قبل تلویزیون یه سریال پخش می کرد به نام در برابر باد. دمجنبونک 🐒 این سریال رو خیلی دوست داشت. تا دیر وقت بیدار میموند و نگاه میکرد، همه سختی هایی که یه آدم میتونه تحمل کنه و ادامه بده. 🐒 همیشه اون شخصیتهارو تحسین میکرد. مری ، جاناتان و بقیه چقدر سربلند بودن ، در برابر باد .
👉 @domgadan 👈
Forwarded from دمجنبونک
👉 @domgadan 👈
کرگدن 🐘 هر وقت یه کتاب تازه میخونه ،یا یه فیلم جدید میبینه،زود برای دوستها و همکاراش تعریف میکنه و میگه که اون کتاب رو بخونن یا فیلم رو ببینن. واکنش ها مختلفه اما، بعضی ها بیتفاوت سر تکون میدن، بعضی ها انگار اصلا نمیشنون و یه گروه دیگه هم پوزخند میزنن و مسخره میکنن، جوری که با خودش فکر میکنه، نکنه واقعا این موضوع اینقدر که فکر میکرده جذاب نبوده. امروز دمجنبونک 🐒، از قول یه استاد معرفت گفت که: آگاهی رو به آدم هایی که مشتاق نیستن عرضه نکنید، این آدم ها شور و نشاط و انرژی حیات رو از شما میگیرن.
👉 @domgadan 👈
کرگدن 🐘 هر وقت یه کتاب تازه میخونه ،یا یه فیلم جدید میبینه،زود برای دوستها و همکاراش تعریف میکنه و میگه که اون کتاب رو بخونن یا فیلم رو ببینن. واکنش ها مختلفه اما، بعضی ها بیتفاوت سر تکون میدن، بعضی ها انگار اصلا نمیشنون و یه گروه دیگه هم پوزخند میزنن و مسخره میکنن، جوری که با خودش فکر میکنه، نکنه واقعا این موضوع اینقدر که فکر میکرده جذاب نبوده. امروز دمجنبونک 🐒، از قول یه استاد معرفت گفت که: آگاهی رو به آدم هایی که مشتاق نیستن عرضه نکنید، این آدم ها شور و نشاط و انرژی حیات رو از شما میگیرن.
👉 @domgadan 👈
Forwarded from دمجنبونک
👉 @domgadan 👈
تابلو فرودگاه که باز شدن گیت پرواز رو اعلام کرد، دمجنبونک 🐒 کیفهاش رو برداشت و رفت سمت خروجی، سوار اتوبوس شد و کناری ایستاد و مردم رو نگاه کرد. یه خانم پیر با شوهر و دو تا دخترش میخواستن سوار شن. خانمه عصاش رو داد دست شوهرش و نشست کف اتوبوس. به سختی خودش رو هل داد جلو ، شوهرش دستش رو گرفت و بلندش کرد. دخترها کنار ایستاده بودن و فقط نگاه میکردن. ظاهرشون خیلی مدرنتر از خانم پیر بود، اما شباهتشون رو نمی تونستن انکار کنن.
👉 @domgadan 👈
تابلو فرودگاه که باز شدن گیت پرواز رو اعلام کرد، دمجنبونک 🐒 کیفهاش رو برداشت و رفت سمت خروجی، سوار اتوبوس شد و کناری ایستاد و مردم رو نگاه کرد. یه خانم پیر با شوهر و دو تا دخترش میخواستن سوار شن. خانمه عصاش رو داد دست شوهرش و نشست کف اتوبوس. به سختی خودش رو هل داد جلو ، شوهرش دستش رو گرفت و بلندش کرد. دخترها کنار ایستاده بودن و فقط نگاه میکردن. ظاهرشون خیلی مدرنتر از خانم پیر بود، اما شباهتشون رو نمی تونستن انکار کنن.
👉 @domgadan 👈