همه از خیمه ها بیرون دویدن
ولی سالارِ زینب را ندیدن ..
دیدن زین واژگون .. یال غرقِ خون .. بدن پر تیر .. راوی میگه دیدم ذوالجناح جلو داره حرکت میکنه .. این زن و بچه دنبالِ ذوالجناح هی فریاد میزنن حسین ...
آنطر ف از دور دیدم سارقی را در کمین
چشم دارد او به انگشتر، به خیلی چیزها
@Dellrish