دلریش – Telegram
دلریش
6.42K subscribers
321 photos
33 videos
17 files
8 links
ما می‌خواهیم
اشک‌هایمان
فقط برای حسَین (ع)
باران بشود..

" دِلّریش را دهخدا گفته‌است آنکه اندوهی سخت دارد "

کپی کردن حلالتان❤️

https://news.1rj.ru/str/HarfBeManBOT?start=Ch_At_cnA5VENMdDRkRUFvWU53VVNmNkh6dz09


37000433
Download Telegram
همه میرن
تو میمونی برام..

@Dellrish
Madari Sokht
@Dellrish
مادری سوخت ..

@Dellrish
‏ما روضه‌ی سنگین وداعیم که عمری‌ست
هرجا که دری خورده به‌هم سینه‌زن ماست

حامد عسکری
@Dellrish
Audio
@Dellrish
نرو زهرا، بمون و تکیه‌گاهم باش!

#نریمان_پناهی
@Dellrish
مدیون لطف مادر این خانواده‌ایم
#story
@Dellrish
1
دلریش
مدیون لطف مادر این خانواده‌ایم #story @Dellrish
ما دو پیاله‌ایم که لبریز باده‌ایم
این دو پیاله را به ملک هم نداده‌ایم

تا وقت میکنیم حسینیه می‌رویم
ما سالهاست شیعه ی گریان جاده‌ایم

با هر سلام صبح به آقای بی‌کفن
انگار روبروی حرم ایستاده ایم

با رعیتی خانه‌ی ارباب با وفا
احساس میکنیم که ارباب زاده‌ایم

شکر خدا که نان شب ما حسین شد
ممنون لطف مادر این خانواده ایم

بال ملائک است که ما را می‌آورد
یعنی سواره‌ایم اگر چه پیاده‌ایم

داریم با حسین حسین پیر میشویم
خوشحال از این جوانی از دست داده‌ایم

@Dellrish
Pir Mishavim
@Dellrish
داریم با حسین حسین پیر میشویم

#جواد_مقدم
@Dellrish
1
‏مادری گفت بُنی
دلِ‌ ما ریخت بهم 💔

@Dellrish
‏کشتی نوح
نشد منتظر هیچ کسی،
این ‎حسین است
که با خود همه را
خواهد برد

@Dellrish
ان شاءالله هیچوقت مادرتو تو بستر نبینی .. نوجوونا و جوونا میفهمن ، لمس میکنن ، درک میکنن اما بعضی چیزارو تا نبینی یه خورده سنت بالاتر نره نمیتونی قبول کنی ..
مریضِ بد حال اینطوریه روزای آخر مخصوصاً روز آخر ، همه میگن‌حالش خوب شد! بعد از اون حادثه در و دیوار مادر از جا نتونست بلند بشه اما روز آخر تا بچه ها بلند شدن دیدن مادر تو بستر نیست خوشحال شدن .. دیدن مادر نشسته داره خونه رو آب و جارو میکنه .. اینقدر خوشحال شدن همه به هم خبر دادن ..
روز آخر خودش خونه رو آب و جارو کرد،خودش بچه هاشو شست و شو داد .. موهای زینبُ خودش شانه کرد زبان حال بگم ، هی میگفت مادر ان‌شاالله هیچوقت این موها پریشون نشه .. حتی تو گودال .. فرمود تنورُ روشن کنید بچه هام چند وقته دستپختِ منو نخوردن .. لذتِ مادر اینه که خودش برا بچه هاش غذا درست کنه خودش شروع کرد نان پختن ..

غسل کرد رفت تو حجره رو به قبله دراز کشید فرمود تا چند لحظۀ دیگه منو صدا کن ، اگه دیدی جواب نمیدم زود برو مسجد علی رو خبر کن .. چشم خانوم . روپوش سفیدُ رو صورتش کشید تک و تنها .. ساعتی گذشت صدا زدم یا فاطمه دیدم جواب نمیده رنگم پرید یا بنت محمد المصطفی ؛ دیدم جواب نمیده یا زوجة ولی الله ؛ یا اُم الحسن و الحسین .. دیدم جواب نمیده به سر و صورتم زدم .. اومدم برم‌ مسجد علی رو خبر کنم دیدم دوتا آقازاده اومدن ؛ اسماء چه خبر شده مادرمون کجاس ؟ گفتم بچه ها بیاید برید غذاتونُ بخورید نخواستم بچه ها رو زود خبر بدم یه وقت دیدم آقا یه نگاهی کرد فرمود اسما تا به حال کی دیدی ما بی مادر غذا بخوریم؟.. یه نگاه کردم گفتم آقازاده ها از این به بعد دیگه باید بی مادر غذا بخورید .. دوتا آقازاده اومدن یکی میگه مادر من حسنم .. یکی میگه مادر من حسینم .. (حاضری همۀ دنیا رو سرت خراب بشه ولی زمین خوردن باباتو نبینی ..) یه وقت علی با اون عظمت بچه ها اومدن به بابا خبر بدن بابا ؛ تا علی صدایِ بچه ها رو شنید ، از مسجد تا خونۀ زهرا راهی نبود .. دیدن علیِ خیبر شکن با عجله میدوه هی زمین میخوره .. هی صدا میزنه زهرا ..

@Dellrish
2
السلام علیک یا اباعبدالله ❤️
@Dellrish
دلریش
السلام علیک یا اباعبدالله ❤️ @Dellrish
چشم‌های ما
بی‌اشک
بی‌خیر است
بی‌خیرش مکن ..

@Dellrish
مهرت اجازه داد که مادر بخوانمت ..

@Dellrish
فریاد فاطمه‌ست
که پیچیده در جهان ...

#story
@Dellrish
یکی نبود بگه بس کن نامرد!
زنه ..

@Dellrish
هرچه خیر است مادر
به در خانه‌ی توست

@Dellrish
زمانی که حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها در حال احتضار بودند، شروع به گریه کردند امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: ای بانوی من چرا گریه می‌کنی حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها فرمود: بر آنچه بعد از من (از رنجها و سختی‌ها) می‌بینی گریه می‌کنم

بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۲۱۸
@Dellrish
😭2
‏هیزم آنقدر هم نیاز نبود
بر در خانه ی محقر ما..

@Dellrish
‏خدا کند
جلوی پسری
مادرش را
نزنند

@Dellrish
مگیر از من سایه‌ی چادرت را ..

@Dellrish