انالله جان از تن زمین داره میره
@Dellrish
اِنالله جان از تن زمین داره میره
اِنالله حبل الله المتین داره میره
اِنالله روح از تن روح الامین میره
اِنالله مولی الموحدین داره میره
#حاج_امیر_کرمانشاهی
@Dellrish
اِنالله حبل الله المتین داره میره
اِنالله روح از تن روح الامین میره
اِنالله مولی الموحدین داره میره
#حاج_امیر_کرمانشاهی
@Dellrish
#حدیث_اشک
در کامل الزیارات از ابن ولید از صفار از ابن عیسی از محمد برقی از ابان احمر از محمد بن حسین خزّاز از ابن خارجه از ابی عبدالله علیه السلام روایت کرده و گفته که: ما نزد آن حضرت بودیم، پس یاد کردیم حسین بن علی علیه السلام را - که لعنت خدا بر قاتل او باد- پس ابوعبدالله گریه کرد و ما هم گریه کردیم، آنگاه سر مبارک را بلند کرد و فرمود:
گفت حسین بن علی علیه السلام: من کشتهای خواهم بود که یاد نمیکند مرا مومنی الا اینکه میگرید.
📚کامل الزیارات، ص 108
📚بحارالانوار، ج 44، ص 279
@Dellrish
در کامل الزیارات از ابن ولید از صفار از ابن عیسی از محمد برقی از ابان احمر از محمد بن حسین خزّاز از ابن خارجه از ابی عبدالله علیه السلام روایت کرده و گفته که: ما نزد آن حضرت بودیم، پس یاد کردیم حسین بن علی علیه السلام را - که لعنت خدا بر قاتل او باد- پس ابوعبدالله گریه کرد و ما هم گریه کردیم، آنگاه سر مبارک را بلند کرد و فرمود:
گفت حسین بن علی علیه السلام: من کشتهای خواهم بود که یاد نمیکند مرا مومنی الا اینکه میگرید.
📚کامل الزیارات، ص 108
📚بحارالانوار، ج 44، ص 279
@Dellrish
با همین سوز که دارم بنویسید حسين
هرکه پرسید ز يارم بنویسید حسين
ثبت احوالِ من از ناحیه يِ ارباب است
همه ی ایل و تبارم بنویسید حسين
خانه ی آخرتم هست قدمگاه حبیب
بر سر سنگ مزارم بنویسید حسين
هرکه پرسید چه دارم دگر از دار جهان
همه يِ دار و ندارم بنویسید حسين
هیچ شعری ننویسید به روی کفنم
با گِل ِ تربتِ یارم بنویسید حسين
من دلم را ز شکیبایی زینب دارم
همه يِ صبر و قرارم بنویسید حسين
تا نپرسند ز من هيچ سؤال آن دو ملك
به رويِ سينه ي زارم بنويسيد حسين
گلشن و باغ و بهشتم بخدا روضه ی اوست
همه يِ باغ و بهارم بنویسید حسين
@Dellrish
هرکه پرسید ز يارم بنویسید حسين
ثبت احوالِ من از ناحیه يِ ارباب است
همه ی ایل و تبارم بنویسید حسين
خانه ی آخرتم هست قدمگاه حبیب
بر سر سنگ مزارم بنویسید حسين
هرکه پرسید چه دارم دگر از دار جهان
همه يِ دار و ندارم بنویسید حسين
هیچ شعری ننویسید به روی کفنم
با گِل ِ تربتِ یارم بنویسید حسين
من دلم را ز شکیبایی زینب دارم
همه يِ صبر و قرارم بنویسید حسين
تا نپرسند ز من هيچ سؤال آن دو ملك
به رويِ سينه ي زارم بنويسيد حسين
گلشن و باغ و بهشتم بخدا روضه ی اوست
همه يِ باغ و بهارم بنویسید حسين
@Dellrish
شاعری گفت رفاقت ممنوع اما ما
با رفیقان حسن حال و هوایی داریم
با حسن باش که محتاج به غیرش نشوی
بر سر سفره گداییم و چه شاهی داریم
#دوشنبه_های_حسنی
#یا_کریم_ابن_الکریم
@Dellrish
با رفیقان حسن حال و هوایی داریم
با حسن باش که محتاج به غیرش نشوی
بر سر سفره گداییم و چه شاهی داریم
#دوشنبه_های_حسنی
#یا_کریم_ابن_الکریم
@Dellrish
عمریست نقش جان و تنم مشهد الرضاست
اوج تمام پر زدنم مشهد الرضاست
هر جا سوال شد که دلت در کجا خوش است
بی اختیار بر دهنم مشهد الرضاست
#چهارشنبههایامامرضایی
#امام_رئوف
@Dellrish
اوج تمام پر زدنم مشهد الرضاست
هر جا سوال شد که دلت در کجا خوش است
بی اختیار بر دهنم مشهد الرضاست
#چهارشنبههایامامرضایی
#امام_رئوف
@Dellrish
آمدم شِکوه کنم از همه جا حضرت خوب
بی توحس غزلم مرده چرا حضرت خوب؟
شرح آرامش تو، فلسفه ها میخواهد
کاش ویران بکنی فاصله را حضرت خوب
تا تو لب تر بکنی رخ به رخت بنشینم
شاه بیت غزلیات خدا حضرت خوب
عشق تو حس عمیقی که مرا میطلبد
بی تو باران زده چشمان مرا حضرت خوب
یوسف از مصر غزل خواند، مسیح از نفست
مشهدیتر شده از لطف شما حضرت خوب
#حسن_خلجی
@Dellrish
بی توحس غزلم مرده چرا حضرت خوب؟
شرح آرامش تو، فلسفه ها میخواهد
کاش ویران بکنی فاصله را حضرت خوب
تا تو لب تر بکنی رخ به رخت بنشینم
شاه بیت غزلیات خدا حضرت خوب
عشق تو حس عمیقی که مرا میطلبد
بی تو باران زده چشمان مرا حضرت خوب
یوسف از مصر غزل خواند، مسیح از نفست
مشهدیتر شده از لطف شما حضرت خوب
#حسن_خلجی
@Dellrish
ما را نشانده اند سر سفرهٔ کریم
یکباره خوانده اند سر سفرهٔ کریم
از عرش هم تمام ملائک یکی یکی
گیسو فشانده اند سر سفرهٔ کریم
از بس کریم بود که انگشت بر دهن
یک عده مانده اند سر سفرهٔ کریم
حاتم که هیچ، طایفه ی حاتمان همه
خود را رسانده اند سر سفرهٔ کریم
مهمانِ خوانده هست ولی باز بیشتر
خیل نخوانده اند سر سفرهٔ کریم
اصلاً بهشت را به پشیزی نمی خرند
آن ها که مانده اند سر سفرهٔ کریم
مهدی صفی یاری
#دوشنبه_های_حسنی
#یا_کریم_ابن_الکریم
@Dellrish
یکباره خوانده اند سر سفرهٔ کریم
از عرش هم تمام ملائک یکی یکی
گیسو فشانده اند سر سفرهٔ کریم
از بس کریم بود که انگشت بر دهن
یک عده مانده اند سر سفرهٔ کریم
حاتم که هیچ، طایفه ی حاتمان همه
خود را رسانده اند سر سفرهٔ کریم
مهمانِ خوانده هست ولی باز بیشتر
خیل نخوانده اند سر سفرهٔ کریم
اصلاً بهشت را به پشیزی نمی خرند
آن ها که مانده اند سر سفرهٔ کریم
مهدی صفی یاری
#دوشنبه_های_حسنی
#یا_کریم_ابن_الکریم
@Dellrish
من دست خالی آمدم ، دست من و دامان تو
سرتا به پا درد و غمم، درد من و درمان تو
تو هر چه خوبی من بدم ، بیهوده بر هر در زدم
آخر به این در آمدم ،باشم کنار خوان تو
من از هر در رانده ام ، من رانده ی وامانده ام
یا خوانده یا نا خوانده ام ،اکنون منم مهمان تو
پای من از ره خسته شد، بال و پرم بشکسته شد
هر در به رویم بسته شد، جز درگه احسان تو
#چهارشنبههایامامرضایی
#امام_رئوف
@Dellrish
سرتا به پا درد و غمم، درد من و درمان تو
تو هر چه خوبی من بدم ، بیهوده بر هر در زدم
آخر به این در آمدم ،باشم کنار خوان تو
من از هر در رانده ام ، من رانده ی وامانده ام
یا خوانده یا نا خوانده ام ،اکنون منم مهمان تو
پای من از ره خسته شد، بال و پرم بشکسته شد
هر در به رویم بسته شد، جز درگه احسان تو
#چهارشنبههایامامرضایی
#امام_رئوف
@Dellrish