دلریش – Telegram
دلریش
6.41K subscribers
321 photos
35 videos
17 files
8 links
ما می‌خواهیم
اشک‌هایمان
فقط برای حسَین (ع)
باران بشود..

" دِلّریش را دهخدا گفته‌است آنکه اندوهی سخت دارد "

کپی کردن حلالتان❤️

https://news.1rj.ru/str/HarfBeManBOT?start=Ch_At_cnA5VENMdDRkRUFvWU53VVNmNkh6dz09


37000433
Download Telegram
انالله جان از تن زمین داره میره
@Dellrish
اِنالله جان از تن زمین داره میره
اِنالله حبل الله المتین داره میره
اِنالله روح از تن روح الامین میره
اِنالله مولی الموحدین داره میره

#حاج_امیر_کرمانشاهی
@Dellrish
ای تیغ!
نجات‌بخشِ حیدر بودی
از تیغِ زبانِ خلق بهتر بودی
هرچند شکستی سرم را الحق
صدمرتبه مهربان‌تر از در بودی...

#یافاطمه
@Dellrish
نیزه‌زار آمده‌ام
یا تو پر از نیزه شدی؟

#یاعباس
@Dellrish
#حدیث_اشک

امام صادق علیه السلام:
کسی که جاری شود اشک چشم او در راه ما به قدر یک قطره برای ریخته شدن خون ما یا غصب شدن حق ما یا هتک شدن حرمت ما و عرض ما یا یکی از شیعیان ما، جای می‌دهد خدای تعالی او را در بهشت دائما.

📚امالی للمفید، ص 174
📚بحارالانوار، ج 44، ص 279
@Dellrish
بی سبب نیست سفره افطار
می‌شود سفره‌ی عزای حسین
این لبِ تشنه متصل کرده
روزه‌ام را به روضه‌های حسین

"مهدی مقیمی"

@Dellrish
گرفتم آنکه گناهم فزون ز باران است
فزونتر است ز باران، یم عطای حسین

@Dellrish
مرا چون قوت غالب اشک باشد جای نان در سال
بگو فطریه‌ام را روضه‌خوان شخصا بپردازد

سید علیرضا شجاع
@Dellrish
یک مصرع است حاصل عمری که داشتم
یار آمد و گرفت و به بندم کشید و برد

@Dellrish
#حدیث_اشک

در کامل الزیارات از ابن ولید از صفار از ابن عیسی از محمد برقی از ابان احمر از محمد بن حسین خزّاز از ابن خارجه از ابی عبدالله علیه السلام روایت کرده و گفته که: ما نزد آن حضرت بودیم، پس یاد کردیم حسین بن علی علیه السلام را - که لعنت خدا بر قاتل او باد- پس ابوعبدالله گریه کرد و ما هم گریه کردیم، آنگاه سر مبارک را بلند کرد و فرمود:

گفت حسین بن علی علیه السلام: من کشته‌ای خواهم بود که یاد نمی‌کند مرا مومنی الا اینکه می‌گرید.

📚کامل الزیارات، ص 108
📚بحارالانوار، ج 44، ص 279

@Dellrish
عبد آلوده پشیمان شده
تحویل بگیر
#story
@Dellrish
💔1
با همین سوز که دارم بنویسید حسين
هرکه پرسید ز يارم بنویسید حسين

ثبت احوالِ من از ناحیه يِ ارباب است
همه ی ایل و تبارم بنویسید حسين

خانه ی آخرتم هست قدمگاه حبیب
بر سر سنگ مزارم بنویسید حسين

هرکه پرسید چه دارم دگر از دار جهان
همه يِ دار و ندارم بنویسید حسين

هیچ شعری ننویسید به روی کفنم
با گِل ِ تربتِ یارم بنویسید حسين

من دلم را ز شکیبایی زینب دارم
همه يِ صبر و قرارم بنویسید حسين

تا نپرسند ز من هيچ سؤال آن دو ملك
به رويِ سينه ي زارم بنويسيد حسين

گلشن و باغ و بهشتم بخدا روضه ی اوست
همه يِ باغ و بهارم بنویسید حسين

@Dellrish
شاعری گفت رفاقت ممنوع اما ما
با رفیقان حسن حال و هوایی داریم
با حسن باش که محتاج به غیرش نشوی
بر سر سفره گداییم و چه شاهی داریم

#دوشنبه_های_حسنی
#یا_کریم_ابن_الکریم

@Dellrish
امامزاده آبادی هم حرم دارد
ولی برادر زینب هنوز بی حرم است

@Dellrish
😭2
عمریست نقش جان و تنم مشهد الرضاست
اوج تمام پر زدنم مشهد الرضاست
هر جا سوال شد که دلت در کجا خوش است
بی اختیار بر دهنم مشهد الرضاست

#چهارشنبه‌های‌امام‌رضایی
#امام_رئوف

@Dellrish
آمدم شِکوه کنم از همه جا حضرت خوب
بی توحس غزلم مرده چرا حضرت خوب؟

شرح آرامش تو، فلسفه ها میخواهد
کاش ویران بکنی فاصله را حضرت خوب

تا تو لب تر بکنی رخ به رخت بنشینم
شاه بیت غزلیات خدا حضرت خوب

عشق تو حس عمیقی که مرا میطلبد
بی تو باران زده چشمان مرا حضرت خوب

یوسف از مصر غزل خواند، مسیح از نفست
مشهدی‌تر شده از لطف شما حضرت خوب

#حسن_خلجی
@Dellrish
به جای همه کسانی که
برات گریه نکرده اند
دوست دارم برایت
گریه کنم ...

#عزیزم‌حسین

@Dellrish
آقا مرامِ تو، به من از حد گذشته است
ای بهترین رفیق دو دنیای من، "حسین"

@Dellrish
ما را نشانده اند سر سفرهٔ کریم
یکباره خوانده اند سر سفرهٔ کریم

از عرش هم تمام ملائک یکی یکی
گیسو فشانده اند سر سفرهٔ کریم

از بس کریم بود که انگشت بر دهن
یک عده مانده اند سر سفرهٔ کریم

حاتم که هیچ، طایفه ی حاتمان همه
خود را رسانده اند سر سفرهٔ کریم

مهمانِ خوانده هست ولی باز بیشتر
خیل نخوانده اند سر سفرهٔ کریم

اصلاً بهشت را به پشیزی نمی خرند
آن ها که مانده اند سر سفرهٔ کریم

مهدی صفی یاری

#دوشنبه_های_حسنی
#یا_کریم_ابن_الکریم

@Dellrish
هرچه را دارم نگیری، هرچه که دارم تویی
من به جز عشق شما چیزی مگر دارم حسین؟

@Dellrish
من دست خالی آمدم ، دست من و دامان تو
سرتا به پا درد و غمم، درد من و درمان تو

تو هر چه خوبی من بدم ، بیهوده بر هر در زدم
آخر به این در آمدم ،باشم کنار خوان تو

من از هر در رانده ام ، من رانده ی وامانده ام
یا خوانده یا نا خوانده ام ،اکنون منم مهمان تو

پای من از ره خسته شد، بال و پرم بشکسته شد
هر در به رویم بسته شد، جز درگه احسان تو

#چهارشنبه‌های‌امام‌رضایی
#امام_رئوف

@Dellrish