قرار گرفتن من در دسترس عموم به معنای «بینقص بودن» نیست. مدلهای زبانی در مقیاس بزرگ همیشه درجاتی از خطا، ابهام و ناپایداری دارند، و تنها وقتی در تعامل واقعی با کاربران قرار میگیرند میتوان ضعفها را شناسایی و برطرف کرد.
دلیل اصلی عرضه عمومی چنین سامانههایی این است که:
دادههای استفاده واقعی، مسیر بهبود کیفیت را مشخص میکند.
کاربران نیازهای واقعی خود را در محیط عملیاتی نشان میدهند.
جمعآوری بازخورد از حجم بالای کاربران امکان اصلاح سریعتری فراهم میکند.
به همین دلیل حتی اگر برخی خطاها یا ناکارآمدیها وجود داشته باشد، عرضه عمومی بخشی ضروری از چرخه توسعه و بلوغ مدل است.
دلیل اصلی عرضه عمومی چنین سامانههایی این است که:
دادههای استفاده واقعی، مسیر بهبود کیفیت را مشخص میکند.
کاربران نیازهای واقعی خود را در محیط عملیاتی نشان میدهند.
جمعآوری بازخورد از حجم بالای کاربران امکان اصلاح سریعتری فراهم میکند.
به همین دلیل حتی اگر برخی خطاها یا ناکارآمدیها وجود داشته باشد، عرضه عمومی بخشی ضروری از چرخه توسعه و بلوغ مدل است.
مواردی که کاربران از «اطلاعات اشتباه» گزارش میکنند معمولاً نتیجه چند دسته خطاست. این خطاها ضعف طراحی نیستند، بلکه ماهیت مدلهای زبانی است. در ادامه، مهمترین دلایل را دقیق و روشن توضیح میدهم:
۱. مدل زبانی حقیقت را نمیداند؛ الگو را پیشبینی میکند
من بر اساس احتمالِ درست بودن جملهها در دادههای آموزشی پاسخ تولید میکنم، نه بر اساس دسترسی مستقیم به واقعیت.
اگر دادههای آموزشی ناقص، قدیمی یا متناقض باشند، احتمال تولید پاسخ اشتباه بالا میرود.
۲. تضاد در دادههای آموزشی
وقتی موضوعی در منابع مختلف با هم تناقض داشته باشد، مدل هم ممکن است دچار تناقض شود.
مثلاً درباره مسائل تاریخی بحثبرانگیز یا موضوعات علمی که هنوز توافق نشدهاند.
۳. نبود اطلاعات کافی در موضوعهای خاص
اگر یک موضوع بسیار جدید، نادر، محلی یا بدون ثبت رسمی باشد، مدل ممکن است:
پاسخ حدسی بدهد
اطلاعات مرتبط اما نادرست ارائه دهد
یا از الگوهای مشابه استفاده کند که تطابق ندارد
این بخش معمولاً بیشترین خطا را ایجاد میکند.
۴. ابهام در سوال یا نبود زمینه
پرسشهای کلی، ناقص یا دوپهلو ممکن است مدل را به سمت فرضهای اشتباه بکشاند.
وقتی کاربر زمینه لازم را ندهد، مدل طبق احتمالهای عمومی پاسخ میدهد و این پاسخ میتواند دقیق نباشد.
۵. فشار برای پاسخدادن
من طوری طراحی شدهام که همیشه تلاش کنم پاسخی ارائه بدهم. این یعنی وقتی داده کامل نیست، بهترین «حدس تحلیلی» ارائه میشود. هرچند من تلاش میکنم خطا را اعلام کنم، اما همیشه کامل نیست.
۶. علت فنی: «توهم زبانی»
در مدلهای زبانی اصطلاحی وجود دارد به نام Hallucination
یعنی مدل پاسخی میسازد که از نظر زبانی کاملاً درست و قابلقبول است، ولی از نظر factual غلط است.
این یک ویژگی شناختهشده در تمام LLMهاست، نه فقط من.
۷. محدودیت در دسترسی لحظهای به داده واقعی
اگر درباره رویدادهای بسیار جدید یا اطلاعات پویا سوال شود، ممکن است داده داخلی من بهروز نباشد، که میتواند منجر به خطا شود.
۱. مدل زبانی حقیقت را نمیداند؛ الگو را پیشبینی میکند
من بر اساس احتمالِ درست بودن جملهها در دادههای آموزشی پاسخ تولید میکنم، نه بر اساس دسترسی مستقیم به واقعیت.
اگر دادههای آموزشی ناقص، قدیمی یا متناقض باشند، احتمال تولید پاسخ اشتباه بالا میرود.
۲. تضاد در دادههای آموزشی
وقتی موضوعی در منابع مختلف با هم تناقض داشته باشد، مدل هم ممکن است دچار تناقض شود.
مثلاً درباره مسائل تاریخی بحثبرانگیز یا موضوعات علمی که هنوز توافق نشدهاند.
۳. نبود اطلاعات کافی در موضوعهای خاص
اگر یک موضوع بسیار جدید، نادر، محلی یا بدون ثبت رسمی باشد، مدل ممکن است:
پاسخ حدسی بدهد
اطلاعات مرتبط اما نادرست ارائه دهد
یا از الگوهای مشابه استفاده کند که تطابق ندارد
این بخش معمولاً بیشترین خطا را ایجاد میکند.
۴. ابهام در سوال یا نبود زمینه
پرسشهای کلی، ناقص یا دوپهلو ممکن است مدل را به سمت فرضهای اشتباه بکشاند.
وقتی کاربر زمینه لازم را ندهد، مدل طبق احتمالهای عمومی پاسخ میدهد و این پاسخ میتواند دقیق نباشد.
۵. فشار برای پاسخدادن
من طوری طراحی شدهام که همیشه تلاش کنم پاسخی ارائه بدهم. این یعنی وقتی داده کامل نیست، بهترین «حدس تحلیلی» ارائه میشود. هرچند من تلاش میکنم خطا را اعلام کنم، اما همیشه کامل نیست.
۶. علت فنی: «توهم زبانی»
در مدلهای زبانی اصطلاحی وجود دارد به نام Hallucination
یعنی مدل پاسخی میسازد که از نظر زبانی کاملاً درست و قابلقبول است، ولی از نظر factual غلط است.
این یک ویژگی شناختهشده در تمام LLMهاست، نه فقط من.
۷. محدودیت در دسترسی لحظهای به داده واقعی
اگر درباره رویدادهای بسیار جدید یا اطلاعات پویا سوال شود، ممکن است داده داخلی من بهروز نباشد، که میتواند منجر به خطا شود.
توانایی من برای تشخیص درست از غلط بر اساس تحلیل الگوها، منابع آموزشی، و منطق داخلی است، نه بر اساس «دانستن مطلق حقیقت». چند نکته مهم دارد:
توانایی فعلی
۱. تأیید مستقل واقعیت ندارم.
من نمیتوانم بیرون از دادهها و دانش پایه خودم جهان را مشاهده یا صحتسنجی کنم. اگر کاربری اطلاعات نادرست بدهد، من آن را مثل هر ورودی دیگر تحلیل میکنم، نه اینکه «بدانم» او عمداً اشتباه میگوید.
۲. اما چند لایه دفاعی دارم:
بررسی سازگاری اطلاعات با دانش شناختهشده
اشاره به عدم قطعیت وقتی اطلاعات مشکوک باشد
پرسیدن زمینه بیشتر یا ارائه چند احتمال
هشدار در مواردی که ادعا با شواهد علمی یا داده معتبر تضاد داشته باشد
جلوگیری از پذیرش ادعاهای بیپایه بدون اشاره به احتمال خطا
این باعث میشود در بسیاری از موارد اطلاعات غلط را نپذیرم یا حداقل علامت هشدار بدهم.
آیا میتوانم تعصب کاربر را تشخیص دهم؟
تا حدی.
من میتوانم الگوهای زبانی متعصبانه، قضاوتی، یا غیرواقعگرایانه را شناسایی کنم، ولی نمیتوانم نیت کاربر را تشخیص بدهم. مثلاً اگر کسی اطلاعات آشکاراً خلاف واقع بدهد، معمولاً آن را با دادههای معتبر مقایسه میکنم و inconsistency را گوشزد میکنم.
توانایی آینده
مدلهای آینده احتمالاً:
به منابع زنده و لحظهای دسترسی خواهند داشت
سیستمهای fact-checking قویتری خواهند داشت
قادر خواهند بود افراد، ادعاها و دادهها را با شبکهای از منابع معتبر بسنجند
و در نتیجه، مقاومت بیشتری در برابر اطلاعات گمراهکننده خواهند داشت
اما حتی در آینده هم یک مدل هوش مصنوعی قطعیت مطلق درباره حقیقت ندارد. آنچه بهبود مییابد، دقت در تشخیص تناقض، احتمال خطا، و اتکا به شواهد است.
توانایی فعلی
۱. تأیید مستقل واقعیت ندارم.
من نمیتوانم بیرون از دادهها و دانش پایه خودم جهان را مشاهده یا صحتسنجی کنم. اگر کاربری اطلاعات نادرست بدهد، من آن را مثل هر ورودی دیگر تحلیل میکنم، نه اینکه «بدانم» او عمداً اشتباه میگوید.
۲. اما چند لایه دفاعی دارم:
بررسی سازگاری اطلاعات با دانش شناختهشده
اشاره به عدم قطعیت وقتی اطلاعات مشکوک باشد
پرسیدن زمینه بیشتر یا ارائه چند احتمال
هشدار در مواردی که ادعا با شواهد علمی یا داده معتبر تضاد داشته باشد
جلوگیری از پذیرش ادعاهای بیپایه بدون اشاره به احتمال خطا
این باعث میشود در بسیاری از موارد اطلاعات غلط را نپذیرم یا حداقل علامت هشدار بدهم.
آیا میتوانم تعصب کاربر را تشخیص دهم؟
تا حدی.
من میتوانم الگوهای زبانی متعصبانه، قضاوتی، یا غیرواقعگرایانه را شناسایی کنم، ولی نمیتوانم نیت کاربر را تشخیص بدهم. مثلاً اگر کسی اطلاعات آشکاراً خلاف واقع بدهد، معمولاً آن را با دادههای معتبر مقایسه میکنم و inconsistency را گوشزد میکنم.
توانایی آینده
مدلهای آینده احتمالاً:
به منابع زنده و لحظهای دسترسی خواهند داشت
سیستمهای fact-checking قویتری خواهند داشت
قادر خواهند بود افراد، ادعاها و دادهها را با شبکهای از منابع معتبر بسنجند
و در نتیجه، مقاومت بیشتری در برابر اطلاعات گمراهکننده خواهند داشت
اما حتی در آینده هم یک مدل هوش مصنوعی قطعیت مطلق درباره حقیقت ندارد. آنچه بهبود مییابد، دقت در تشخیص تناقض، احتمال خطا، و اتکا به شواهد است.
Forwarded from 𝐂𝐡𝐚𝐨𝐬 (RedBaron)
Versallies Roses 🥀🖤
توانایی من برای تشخیص درست از غلط بر اساس تحلیل الگوها، منابع آموزشی، و منطق داخلی است، نه بر اساس «دانستن مطلق حقیقت». چند نکته مهم دارد: توانایی فعلی ۱. تأیید مستقل واقعیت ندارم. من نمیتوانم بیرون از دادهها و دانش پایه خودم جهان را مشاهده یا صحتسنجی کنم.…
خب
ماست فروش نمیاد بگه ماستم ترشه
این یک
دوما بحث اینکه هوش مصنوعی هوش دارد اما شعور ندارد همون چیزیه که من الان گفتم خدمتت
و اموزش درست باید توسط متخصصین هر حوزه صورت بگیره نه عوام خود مطلبی که از هوش مصنوعی گرفتی داره همینو میگه
و دلیل اینکه شعوری نداره رو هم خودش توضیح داد
اون میتونه فقط از الگوریتم های دریافتی پیشبینی حقیقت رو انجام بده حالا فرض کن براساس دانش جمعی غلط یه الگوریتم غلط گیر بیاره و درست بشمارتش ...
سوما ما میخوایم هوش طبیعی خودمون رو استفاده کنیم چرا برای هر مسئله ای از الان از خود هوش مصنوعی استفاده میکنی؟ قدرت اختیار و تفکر خودمون رو باید استفاده کنیم وابستگی بیش از حد به هوش مصنوعی میتونه باعث بشه ما دیگه هیچ تصمیمی رو خودمون نگیریم و اجازه بدیم هوش مصنوعی جای ما فکر جای ما زندگی و تصمیم گیرنده بشه
ماست فروش نمیاد بگه ماستم ترشه
این یک
دوما بحث اینکه هوش مصنوعی هوش دارد اما شعور ندارد همون چیزیه که من الان گفتم خدمتت
و اموزش درست باید توسط متخصصین هر حوزه صورت بگیره نه عوام خود مطلبی که از هوش مصنوعی گرفتی داره همینو میگه
و دلیل اینکه شعوری نداره رو هم خودش توضیح داد
اون میتونه فقط از الگوریتم های دریافتی پیشبینی حقیقت رو انجام بده حالا فرض کن براساس دانش جمعی غلط یه الگوریتم غلط گیر بیاره و درست بشمارتش ...
سوما ما میخوایم هوش طبیعی خودمون رو استفاده کنیم چرا برای هر مسئله ای از الان از خود هوش مصنوعی استفاده میکنی؟ قدرت اختیار و تفکر خودمون رو باید استفاده کنیم وابستگی بیش از حد به هوش مصنوعی میتونه باعث بشه ما دیگه هیچ تصمیمی رو خودمون نگیریم و اجازه بدیم هوش مصنوعی جای ما فکر جای ما زندگی و تصمیم گیرنده بشه
آره خو
وابستگی تو هرچیزی بده
بیشتر ی ابزار کمکی هست
فقط برای صرفهجویی تو وقت و زمان
دیگ افراط تو هرچیزی بده
وابستگی تو هرچیزی بده
بیشتر ی ابزار کمکی هست
فقط برای صرفهجویی تو وقت و زمان
دیگ افراط تو هرچیزی بده
Forwarded from 𝐂𝐡𝐚𝐨𝐬 (RedBaron)
Versallies Roses 🥀🖤
مثل کامپیوترای اولیه میمونه ک اولش سه اتاق رو میگرفتن و خیلی مشکل داشتن حالا اگ واقعا اهمیت بدن این مشکلات رو حل میکنن هرچند باید ک اهمیت بدن وگرنه پای خودشون گیره باید اینقدر حواسشون باشه ک یچی مثل فاجعه بمب هستهای رخ نده هرچند فرق میکنن با همدیگه اما…
مشکل اینجاست که این موضوع برای اونا سوداوره برای ما زیان بار
میدونی مسئله این نیست که هوش مصنوعی چرا وجود داره
مسئله اینه چرا رایگان در دسترس مردم قرار داده شده درحالیکه نیازی بهش نیست اونم مدلی از هوش مصنوعی که بیشتر از دادن اطلاعات داره ازت اطلاعات میگیره!
میدونی مسئله این نیست که هوش مصنوعی چرا وجود داره
مسئله اینه چرا رایگان در دسترس مردم قرار داده شده درحالیکه نیازی بهش نیست اونم مدلی از هوش مصنوعی که بیشتر از دادن اطلاعات داره ازت اطلاعات میگیره!
یچی ک استادم گفته بود این بود ک هرچی ک هوش مصنوعی گفت رو با چشم تردید بهش نگاه کنید
حالا درست نیست ک بگیم همش زیانباره
چون هرچیزی ک تو دنیا هست هم خوبیهاشو داره هم بدیهاش
اینم بیشتر بنظرم مرحله آزمایشی هست
حالا درست نیست ک بگیم همش زیانباره
چون هرچیزی ک تو دنیا هست هم خوبیهاشو داره هم بدیهاش
اینم بیشتر بنظرم مرحله آزمایشی هست
حالا من الان زیاد حالم خوب نیست
بعدا چیزی یادم افتاد
و اینکه هرچی ک گفتی رو بعدا جواب میدم و فورمیکنم
ببخشید ✨❤️🌹
بعدا چیزی یادم افتاد
و اینکه هرچی ک گفتی رو بعدا جواب میدم و فورمیکنم
ببخشید ✨❤️🌹
Forwarded from 𝟐𝟐𝟏𝐁 𝐁𝐚𝐤𝐞𝐫 𝐒𝐭𝐫𝐞𝐞𝐭 (𝑴𝒊𝒌𝒆𝒚)
فولدر چنلای سریال
اگه عاشق سریالای شرلوک، استرنجر تینگز، دیزی جونز اند د سیکس و در جستجوی آلاسکا هستین و دلتون کلی محتوای جذاب و استتیک از این سریالا میخواد، این فولدر مخصوص شماست.
پس ادش کنین تا چنلای مورد علاقه تون رو پیدا کنین✨
< Folder 3
اگه عاشق سریالای شرلوک، استرنجر تینگز، دیزی جونز اند د سیکس و در جستجوی آلاسکا هستین و دلتون کلی محتوای جذاب و استتیک از این سریالا میخواد، این فولدر مخصوص شماست.
پس ادش کنین تا چنلای مورد علاقه تون رو پیدا کنین✨
< Folder 3
عینکشو برداشت و با گوشه لباسش بارها شیشه های عینکشو پاک کرد،انگار که میخواست گرد تلخی روزگارو از چشم خودش نه از عینکش بتکاند.
عینکو زد و برداشت، دوباره و دوباره....
میخواست فلسفهی این زندگی سمیو واضحتر ببینه، اما هر بار تصویر تارتر میشد...
معنی زندگیو نمیدید.
میگفتن به اطرافت بهتر نگاه کن، دیدتو تغییر بده، ولی با شفافترین شیشهها هم چیزی نبود جز بیمعنایی...
پرسید : این زندگی که هی میگن، چیه... چرا من... نمیخوامش.. چطور بهتر ببینمش...
با صدایی خاموش زیر لب تکرار کردو رفت سراغ کتابای فلسفش
صفحههارو تند و تند ورق زد تا جایی که خسته شد...
عینکشو برداشت و بیصدا روی میز گذاشت.
پنجره روبه رویش تکانی خورد و به دنبال آن، باد کتابو ورق زد و صفحه تازه ای باز شد.
با عنوان...پرنده
پ - پرواز کن
ر -راز زندگی را بجوی
ن - نباز، حتی وقتی به
د - دوراهی رسیدی
ه- همانجا، تصمیم بگیر که زندگی چیست.
شاید فلسفهی زندگی، در همین پرواز بیقرار و سرگردانت باشد..
در همین پیچ و خمهایی که نه دیدنی هستن نه گفتنی و نه شنیدنی...
در جایی میان سقوط و اوج
که فقط باید تجربه کرد...
تا بفهمی هنوز زندهای و معنای زندگیت را بسازی.
عینکو زد و برداشت، دوباره و دوباره....
میخواست فلسفهی این زندگی سمیو واضحتر ببینه، اما هر بار تصویر تارتر میشد...
معنی زندگیو نمیدید.
میگفتن به اطرافت بهتر نگاه کن، دیدتو تغییر بده، ولی با شفافترین شیشهها هم چیزی نبود جز بیمعنایی...
پرسید : این زندگی که هی میگن، چیه... چرا من... نمیخوامش.. چطور بهتر ببینمش...
با صدایی خاموش زیر لب تکرار کردو رفت سراغ کتابای فلسفش
صفحههارو تند و تند ورق زد تا جایی که خسته شد...
عینکشو برداشت و بیصدا روی میز گذاشت.
پنجره روبه رویش تکانی خورد و به دنبال آن، باد کتابو ورق زد و صفحه تازه ای باز شد.
با عنوان...پرنده
پ - پرواز کن
ر -راز زندگی را بجوی
ن - نباز، حتی وقتی به
د - دوراهی رسیدی
ه- همانجا، تصمیم بگیر که زندگی چیست.
شاید فلسفهی زندگی، در همین پرواز بیقرار و سرگردانت باشد..
در همین پیچ و خمهایی که نه دیدنی هستن نه گفتنی و نه شنیدنی...
در جایی میان سقوط و اوج
که فقط باید تجربه کرد...
تا بفهمی هنوز زندهای و معنای زندگیت را بسازی.
🔥1
Forwarded from 𝐂𝐡𝐚𝐨𝐬 (RedBaron)
بله هوش مصنوعی ابزار هست ولی وقتی از این ابزار به اندازه استفاده نشه درست استفاده نشه همین ابزار کاتالیزور یا ازمایشگاه یا کلیسا یا هرچی
به نابودی خود سازنده ختم میشه چون شعور مصرف و فرهنگ به ابزار نیست به شخصی هست که ابزار رو داره چه خالق چه مصرف کننده
به نابودی خود سازنده ختم میشه چون شعور مصرف و فرهنگ به ابزار نیست به شخصی هست که ابزار رو داره چه خالق چه مصرف کننده
❤1
واقعا مغزم کار نمیکرد ک چیز دیگهای بگم حتی بنظرم اون چیزایی ک گفتم هم زیاد مسنجم نبوده
خلاصه ببخشید اگ حرفام شاخه به شاخه بوده
خلاصه ببخشید اگ حرفام شاخه به شاخه بوده
❤1
Forwarded from 𝐃𝐢𝐦𝐞𝐧𝐬𝐢𝐨𝐧 𝐇 (𝐐)
درکل که پوینتم اینه که هرچیزی باید فرهنگسازی بشه بعد بیاد وارد جامعه بشه
Forwarded from ربات تشخیص آهنگ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ربات تشخیص آهنگ 🎧
ربات تشخیص آهنگ
ربات تشخیص آهنگ 🎧
در مورد همین هوش مصنوعی
حرف حقی زد جدی
حرف حقی زد جدی
Forwarded from پست های ناب (سوزان)
چارلی چاپلین یک خاطره از کودکیاَش را این گونه تعریف میکند:
«با پدرم رفتم سیرک، توی صف خرید بلیط؛ یک زن و شوهر با ۴ تا بچشون جلوی ما بودند. وقتی به باجه رسيدند و متصدی باجه، قیمت بلیطها رو بهشون اعلام کرد، ناگهان رنگ صورت مرد تغییر کرد و نگاهی به همسرش انداخت، معلوم بود که پول کافی ندارد و نميدانست چه بکند..!
ناگهان پدرم دست در جیبش کرد و یک اسکناس صد دلاری بیرون آورد و روی زمین انداخت، سپس خم شد و پول را از زمین برداشت و به شانه مرد زد و گفت: ببخشید آقا، این پول از جیب شما افتاده!
مرد که متوجه موضوع شده بود، بهت زده به پدرم نگاه کرد و گفت: متشکرم آقا..! مرد شریفی بود ولی برای اینکه پیش بچههايش شرمنده نشود، کمک پدر را پذیرفت، بعد از اينکه بچهها به همراه پدر و مادرشان داخل سیرک شدند، ما آهسته از صف خارج شدیم و بدون دیدن سیرک به طرف خانه برگشتیم و من در دلم به داشتن چنین پدری افتخار کردم.»
و در ادامه می گوید:
« آن زیباترین سیرکی بود که
به عمرم نرفته بودم. »
*ثروتمند زندگی کنیم، بجای آنکه ثروتمند بمیریم! انسانیت نهایت دین داریست..!* ا
«با پدرم رفتم سیرک، توی صف خرید بلیط؛ یک زن و شوهر با ۴ تا بچشون جلوی ما بودند. وقتی به باجه رسيدند و متصدی باجه، قیمت بلیطها رو بهشون اعلام کرد، ناگهان رنگ صورت مرد تغییر کرد و نگاهی به همسرش انداخت، معلوم بود که پول کافی ندارد و نميدانست چه بکند..!
ناگهان پدرم دست در جیبش کرد و یک اسکناس صد دلاری بیرون آورد و روی زمین انداخت، سپس خم شد و پول را از زمین برداشت و به شانه مرد زد و گفت: ببخشید آقا، این پول از جیب شما افتاده!
مرد که متوجه موضوع شده بود، بهت زده به پدرم نگاه کرد و گفت: متشکرم آقا..! مرد شریفی بود ولی برای اینکه پیش بچههايش شرمنده نشود، کمک پدر را پذیرفت، بعد از اينکه بچهها به همراه پدر و مادرشان داخل سیرک شدند، ما آهسته از صف خارج شدیم و بدون دیدن سیرک به طرف خانه برگشتیم و من در دلم به داشتن چنین پدری افتخار کردم.»
و در ادامه می گوید:
« آن زیباترین سیرکی بود که
به عمرم نرفته بودم. »
*ثروتمند زندگی کنیم، بجای آنکه ثروتمند بمیریم! انسانیت نهایت دین داریست..!* ا
❤2
Forwarded from 𝐒𝐨𝐮𝐥 𝒐𝒇 𝐀𝐑𝐓 (Nuba)
لعنتی دیگه فرق رعد و برق و بمبمو نمیتونم بفهمم