Forwarded from 𝟐𝟐𝟏𝐁 𝐁𝐚𝐤𝐞𝐫 𝐒𝐭𝐫𝐞𝐞𝐭 (𝑴𝒊𝒌𝒆𝒚)
فولدر چنلای سریال
اگه عاشق سریالای شرلوک، استرنجر تینگز، دیزی جونز اند د سیکس و در جستجوی آلاسکا هستین و دلتون کلی محتوای جذاب و استتیک از این سریالا میخواد، این فولدر مخصوص شماست.
پس ادش کنین تا چنلای مورد علاقه تون رو پیدا کنین✨
< Folder 3
اگه عاشق سریالای شرلوک، استرنجر تینگز، دیزی جونز اند د سیکس و در جستجوی آلاسکا هستین و دلتون کلی محتوای جذاب و استتیک از این سریالا میخواد، این فولدر مخصوص شماست.
پس ادش کنین تا چنلای مورد علاقه تون رو پیدا کنین✨
< Folder 3
عینکشو برداشت و با گوشه لباسش بارها شیشه های عینکشو پاک کرد،انگار که میخواست گرد تلخی روزگارو از چشم خودش نه از عینکش بتکاند.
عینکو زد و برداشت، دوباره و دوباره....
میخواست فلسفهی این زندگی سمیو واضحتر ببینه، اما هر بار تصویر تارتر میشد...
معنی زندگیو نمیدید.
میگفتن به اطرافت بهتر نگاه کن، دیدتو تغییر بده، ولی با شفافترین شیشهها هم چیزی نبود جز بیمعنایی...
پرسید : این زندگی که هی میگن، چیه... چرا من... نمیخوامش.. چطور بهتر ببینمش...
با صدایی خاموش زیر لب تکرار کردو رفت سراغ کتابای فلسفش
صفحههارو تند و تند ورق زد تا جایی که خسته شد...
عینکشو برداشت و بیصدا روی میز گذاشت.
پنجره روبه رویش تکانی خورد و به دنبال آن، باد کتابو ورق زد و صفحه تازه ای باز شد.
با عنوان...پرنده
پ - پرواز کن
ر -راز زندگی را بجوی
ن - نباز، حتی وقتی به
د - دوراهی رسیدی
ه- همانجا، تصمیم بگیر که زندگی چیست.
شاید فلسفهی زندگی، در همین پرواز بیقرار و سرگردانت باشد..
در همین پیچ و خمهایی که نه دیدنی هستن نه گفتنی و نه شنیدنی...
در جایی میان سقوط و اوج
که فقط باید تجربه کرد...
تا بفهمی هنوز زندهای و معنای زندگیت را بسازی.
عینکو زد و برداشت، دوباره و دوباره....
میخواست فلسفهی این زندگی سمیو واضحتر ببینه، اما هر بار تصویر تارتر میشد...
معنی زندگیو نمیدید.
میگفتن به اطرافت بهتر نگاه کن، دیدتو تغییر بده، ولی با شفافترین شیشهها هم چیزی نبود جز بیمعنایی...
پرسید : این زندگی که هی میگن، چیه... چرا من... نمیخوامش.. چطور بهتر ببینمش...
با صدایی خاموش زیر لب تکرار کردو رفت سراغ کتابای فلسفش
صفحههارو تند و تند ورق زد تا جایی که خسته شد...
عینکشو برداشت و بیصدا روی میز گذاشت.
پنجره روبه رویش تکانی خورد و به دنبال آن، باد کتابو ورق زد و صفحه تازه ای باز شد.
با عنوان...پرنده
پ - پرواز کن
ر -راز زندگی را بجوی
ن - نباز، حتی وقتی به
د - دوراهی رسیدی
ه- همانجا، تصمیم بگیر که زندگی چیست.
شاید فلسفهی زندگی، در همین پرواز بیقرار و سرگردانت باشد..
در همین پیچ و خمهایی که نه دیدنی هستن نه گفتنی و نه شنیدنی...
در جایی میان سقوط و اوج
که فقط باید تجربه کرد...
تا بفهمی هنوز زندهای و معنای زندگیت را بسازی.
🔥1
Forwarded from 𝐂𝐡𝐚𝐨𝐬 (RedBaron)
بله هوش مصنوعی ابزار هست ولی وقتی از این ابزار به اندازه استفاده نشه درست استفاده نشه همین ابزار کاتالیزور یا ازمایشگاه یا کلیسا یا هرچی
به نابودی خود سازنده ختم میشه چون شعور مصرف و فرهنگ به ابزار نیست به شخصی هست که ابزار رو داره چه خالق چه مصرف کننده
به نابودی خود سازنده ختم میشه چون شعور مصرف و فرهنگ به ابزار نیست به شخصی هست که ابزار رو داره چه خالق چه مصرف کننده
❤1
واقعا مغزم کار نمیکرد ک چیز دیگهای بگم حتی بنظرم اون چیزایی ک گفتم هم زیاد مسنجم نبوده
خلاصه ببخشید اگ حرفام شاخه به شاخه بوده
خلاصه ببخشید اگ حرفام شاخه به شاخه بوده
❤1
Forwarded from 𝐃𝐢𝐦𝐞𝐧𝐬𝐢𝐨𝐧 𝐇 (𝐐)
درکل که پوینتم اینه که هرچیزی باید فرهنگسازی بشه بعد بیاد وارد جامعه بشه
Forwarded from ربات تشخیص آهنگ
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ربات تشخیص آهنگ 🎧
ربات تشخیص آهنگ
ربات تشخیص آهنگ 🎧
در مورد همین هوش مصنوعی
حرف حقی زد جدی
حرف حقی زد جدی
Forwarded from پست های ناب (سوزان)
چارلی چاپلین یک خاطره از کودکیاَش را این گونه تعریف میکند:
«با پدرم رفتم سیرک، توی صف خرید بلیط؛ یک زن و شوهر با ۴ تا بچشون جلوی ما بودند. وقتی به باجه رسيدند و متصدی باجه، قیمت بلیطها رو بهشون اعلام کرد، ناگهان رنگ صورت مرد تغییر کرد و نگاهی به همسرش انداخت، معلوم بود که پول کافی ندارد و نميدانست چه بکند..!
ناگهان پدرم دست در جیبش کرد و یک اسکناس صد دلاری بیرون آورد و روی زمین انداخت، سپس خم شد و پول را از زمین برداشت و به شانه مرد زد و گفت: ببخشید آقا، این پول از جیب شما افتاده!
مرد که متوجه موضوع شده بود، بهت زده به پدرم نگاه کرد و گفت: متشکرم آقا..! مرد شریفی بود ولی برای اینکه پیش بچههايش شرمنده نشود، کمک پدر را پذیرفت، بعد از اينکه بچهها به همراه پدر و مادرشان داخل سیرک شدند، ما آهسته از صف خارج شدیم و بدون دیدن سیرک به طرف خانه برگشتیم و من در دلم به داشتن چنین پدری افتخار کردم.»
و در ادامه می گوید:
« آن زیباترین سیرکی بود که
به عمرم نرفته بودم. »
*ثروتمند زندگی کنیم، بجای آنکه ثروتمند بمیریم! انسانیت نهایت دین داریست..!* ا
«با پدرم رفتم سیرک، توی صف خرید بلیط؛ یک زن و شوهر با ۴ تا بچشون جلوی ما بودند. وقتی به باجه رسيدند و متصدی باجه، قیمت بلیطها رو بهشون اعلام کرد، ناگهان رنگ صورت مرد تغییر کرد و نگاهی به همسرش انداخت، معلوم بود که پول کافی ندارد و نميدانست چه بکند..!
ناگهان پدرم دست در جیبش کرد و یک اسکناس صد دلاری بیرون آورد و روی زمین انداخت، سپس خم شد و پول را از زمین برداشت و به شانه مرد زد و گفت: ببخشید آقا، این پول از جیب شما افتاده!
مرد که متوجه موضوع شده بود، بهت زده به پدرم نگاه کرد و گفت: متشکرم آقا..! مرد شریفی بود ولی برای اینکه پیش بچههايش شرمنده نشود، کمک پدر را پذیرفت، بعد از اينکه بچهها به همراه پدر و مادرشان داخل سیرک شدند، ما آهسته از صف خارج شدیم و بدون دیدن سیرک به طرف خانه برگشتیم و من در دلم به داشتن چنین پدری افتخار کردم.»
و در ادامه می گوید:
« آن زیباترین سیرکی بود که
به عمرم نرفته بودم. »
*ثروتمند زندگی کنیم، بجای آنکه ثروتمند بمیریم! انسانیت نهایت دین داریست..!* ا
❤2
Forwarded from 𝐒𝐨𝐮𝐥 𝒐𝒇 𝐀𝐑𝐓 (Nuba)
لعنتی دیگه فرق رعد و برق و بمبمو نمیتونم بفهمم
طوری ک مردم زندگی شخصی رو کلا نادیده گرفتن و هرچیو میان تو فضای مجازی میگن واقعا عالیه
Forwarded from (جا ستیز) let's غیبت
سازمان غذا و دارو:
متاسفانه وجود داروی بیهوش کننده جدید که به داروی "تجـاوز" معروفه صحت داره.
این دارو در نوشیدنی ها و حتی آب حل میشه و کاملا بی بو، بی رنگ و بی مزه ست. طوری که موقع خوردن نوشیدنی اصلا متوجه تغییر مزش نمیشید و بعد از خوردنش تا چند ساعت بیهوش میشید و طرف ممکنه هر بلایی سرتون بیاره.
لطفا از دریافت نوشیدنی از افراد ناشناس خودداری کنید.
متاسفانه وجود داروی بیهوش کننده جدید که به داروی "تجـاوز" معروفه صحت داره.
این دارو در نوشیدنی ها و حتی آب حل میشه و کاملا بی بو، بی رنگ و بی مزه ست. طوری که موقع خوردن نوشیدنی اصلا متوجه تغییر مزش نمیشید و بعد از خوردنش تا چند ساعت بیهوش میشید و طرف ممکنه هر بلایی سرتون بیاره.
لطفا از دریافت نوشیدنی از افراد ناشناس خودداری کنید.
(جا ستیز) let's غیبت
سازمان غذا و دارو: متاسفانه وجود داروی بیهوش کننده جدید که به داروی "تجـاوز" معروفه صحت داره. این دارو در نوشیدنی ها و حتی آب حل میشه و کاملا بی بو، بی رنگ و بی مزه ست. طوری که موقع خوردن نوشیدنی اصلا متوجه تغییر مزش نمیشید و بعد از خوردنش تا چند ساعت بیهوش…
میگن تو بازار بزرگ تهران تو چند تا مغازه شناسایی شده که فروش میرن این داروها:)
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب
بر دولت آشیان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزی سنان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد
بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرونشست
گرد سم خران شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بِکُشت
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرایْ بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد
ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن
تأثیر اختران شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
بیش از دو روز بود از آن دگر کسان
بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد
در باغ دولت دگران بود مدتی
این گل ز گلستان شما نیز بگذرد
آبیست ایستاده درین خانه مال و جاه
این آب ناروان شما نیز بگذرد
ای تو رمه سپرده به چوپان گرگطبع
این گرگی شبان شما نیز بگذرد
پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست
هم بر پیادگان شما نیز بگذرد
ای دوستان خوهم [که] به نیکی دعای سیف
یک روز بر زبان شما نیز بگذرد
📚سیف فرغانی
✨#poet
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب
بر دولت آشیان شما نیز بگذرد
باد خزان نکبت ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد
آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد
ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزی سنان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد
بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عوعو سگان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرونشست
گرد سم خران شما نیز بگذرد
بادی که در زمانه بسی شمعها بِکُشت
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد
زین کاروانسرایْ بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد
ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن
تأثیر اختران شما نیز بگذرد
این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد
بیش از دو روز بود از آن دگر کسان
بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد
بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد
در باغ دولت دگران بود مدتی
این گل ز گلستان شما نیز بگذرد
آبیست ایستاده درین خانه مال و جاه
این آب ناروان شما نیز بگذرد
ای تو رمه سپرده به چوپان گرگطبع
این گرگی شبان شما نیز بگذرد
پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست
هم بر پیادگان شما نیز بگذرد
ای دوستان خوهم [که] به نیکی دعای سیف
یک روز بر زبان شما نیز بگذرد
📚سیف فرغانی
✨#poet
❤1
Forwarded from 𝑺𝒑𝒉𝒆𝒓𝒆 𝒐𝒇 𝑭𝒂𝒏𝒕𝒂𝒔𝒚: 𝑨𝒏𝒔𝒘𝒆𝒓𝒔
. ݁₊ ⊹ . ݁˖ .𝓕𝓸𝓻 𝓭𝓮𝓪𝓻 𝓜𝓪𝓱𝓼𝓪 🖋