◀️ یکی از فُصَحای عرب به مجلس امام حسین(ع) درآمد و زمانی ملازمتِ وی کرد. بعد از آن که بیرون آمد، از او پرسیدند که چون یافتی مجلس امام را؟ گفت: رَأیتُ الدّاخلَ راجیاً و الخارجَ راضیاً. یعنی دیدم درآینده را امیدوار و بیرونرونده را راضی و خشنود. بُلَغای زمان اورا بر آن حسنِ لفظ و عُذوبَتِ معنی، ثنا گفتند.
«لطایف الطوایف»، فخرالدین علی صفی (متوفا ۹۴۹ ه.ق)، انتشارات اقبال ۱۳۴۶، صفحه ۱۵۵
#برچیده_ها
«لطایف الطوایف»، فخرالدین علی صفی (متوفا ۹۴۹ ه.ق)، انتشارات اقبال ۱۳۴۶، صفحه ۱۵۵
#برچیده_ها
در روز میلاد سرور شهیدان(ع) رسید
@ehsanname
فرهنگ سوگ شیعی
دانشنامه تخصصی مجالس و آیینهای عزاداری شیعیان
به سرویراستاری محسنحسام ظاهری
انتشارات خیمه، سالن ناشران عمومی۲، راهرو ۲، غرفه ۷
@ehsanname
فرهنگ سوگ شیعی
دانشنامه تخصصی مجالس و آیینهای عزاداری شیعیان
به سرویراستاری محسنحسام ظاهری
انتشارات خیمه، سالن ناشران عمومی۲، راهرو ۲، غرفه ۷
✅ گزیده برنامههای امروز، چهارشنبه ۲۲ اردیبهشت نمایشگاه کتاب:
@ehsanname
🔶 نشست بررسی کتاب «زندان موصل» نوشته جواد کامور بخشایش، با حضور علی اصغر رباط جزی، ساعت ۱۱ و نیم، غرفه انتشارات سوره مهر، سالن ناشران عمومی۳
🇷🇺 میزگرد «ادبیات ایران و روسیه، تاثیرگذاری و تاثیرپذیری»، با حضور س. ن. دمیتریف، سردبیر انتشارات وچه، ساعت ۱۲، غرفه روسیه، سالن ملل
🕓 حضور بهرنگ رجبی، ساعت ۱۲ و حضور احمد پوری، ساعت ۱۵، در غرفه نشر چشمه، سالن ناشران عمومی۲، راهرو۷
📖 نکوداشت کتاب «الحیاة»، با حضور حجتالاسلام مهدویراد، ساعت ۱۴، سرای کتابنما۲
🔷 نشست «ترجمه در ایران و اخلاق ترجمه»، با حضور اسدالله امرایی، گیتا گرکانی و محسن سلیمانی، ساعت ۱۴، تالار گفتگو، سالن نهادها
🕓 حضور محبوبه نجفخانی، ساعت ۱۴ و حضور مژگان کلهر و آتوسا صالحی، ساعت ۱۶، در غرفه کودک نشر افق، سالن کودک و نوجوان۴، راهرو۱۴
🖋 جشن امضای کتاب «غرب چگونه غرب شد؟» صادق زیباکلام، غرفه انتشارات روزنه، سالن ناشران عمومی۲، راهرو۷
🕓 حضور سیدمهدی شجاعی، ابوالفضل زرویی نصرآباد و صادق کرمیار، ساعت ۱۵، در غرفه کتاب نیستان، سالن ناشران عمومی۱، راهرو۴
🕓 حضور ویدا اسلامیه، ساعت ۱۵، در غرفه کتابسرای تندیس، سالن ناشران عمومی۲، راهرو۶
🗣 شعرخوانی استاد محمدعلی بهمنی و علیرضا آذر، ساعت ۱۵ و نیم، فرهنگسرای شهر آفتاب
🇷🇺 معرفی رمان «لباسهای زمستانی» و دیدار با نویسنده، فرید نعیم، ساعت ۱۶، غرفه روسیه، سالن ملل
🔶 نشست «انگیزه رکود در نشر کتابهای علوم انسانی توسط ناشران دولتی»، با حضور غلامحسین مراقبی و اشرف بروجردی، ساعت ۱۶، سرای اهل قلم دانشگاهی
🔷 نشست «پژوهش در حوزه سیاست خارجی»، با حضور عباس عراقچی و محمد صدر، ساعت ۱۶ و نیم، سرای اهل قلم، سالن نهادها
📚 برنامه روزانه «جهان کتاب من» با حضور پیشکسوتان تیمهای پرسپولیس و استقلال، ساعت ۱۷، سرای اهل قلم بینالملل
@ehsanname
🔶 نشست بررسی کتاب «زندان موصل» نوشته جواد کامور بخشایش، با حضور علی اصغر رباط جزی، ساعت ۱۱ و نیم، غرفه انتشارات سوره مهر، سالن ناشران عمومی۳
🇷🇺 میزگرد «ادبیات ایران و روسیه، تاثیرگذاری و تاثیرپذیری»، با حضور س. ن. دمیتریف، سردبیر انتشارات وچه، ساعت ۱۲، غرفه روسیه، سالن ملل
🕓 حضور بهرنگ رجبی، ساعت ۱۲ و حضور احمد پوری، ساعت ۱۵، در غرفه نشر چشمه، سالن ناشران عمومی۲، راهرو۷
📖 نکوداشت کتاب «الحیاة»، با حضور حجتالاسلام مهدویراد، ساعت ۱۴، سرای کتابنما۲
🔷 نشست «ترجمه در ایران و اخلاق ترجمه»، با حضور اسدالله امرایی، گیتا گرکانی و محسن سلیمانی، ساعت ۱۴، تالار گفتگو، سالن نهادها
🕓 حضور محبوبه نجفخانی، ساعت ۱۴ و حضور مژگان کلهر و آتوسا صالحی، ساعت ۱۶، در غرفه کودک نشر افق، سالن کودک و نوجوان۴، راهرو۱۴
🖋 جشن امضای کتاب «غرب چگونه غرب شد؟» صادق زیباکلام، غرفه انتشارات روزنه، سالن ناشران عمومی۲، راهرو۷
🕓 حضور سیدمهدی شجاعی، ابوالفضل زرویی نصرآباد و صادق کرمیار، ساعت ۱۵، در غرفه کتاب نیستان، سالن ناشران عمومی۱، راهرو۴
🕓 حضور ویدا اسلامیه، ساعت ۱۵، در غرفه کتابسرای تندیس، سالن ناشران عمومی۲، راهرو۶
🗣 شعرخوانی استاد محمدعلی بهمنی و علیرضا آذر، ساعت ۱۵ و نیم، فرهنگسرای شهر آفتاب
🇷🇺 معرفی رمان «لباسهای زمستانی» و دیدار با نویسنده، فرید نعیم، ساعت ۱۶، غرفه روسیه، سالن ملل
🔶 نشست «انگیزه رکود در نشر کتابهای علوم انسانی توسط ناشران دولتی»، با حضور غلامحسین مراقبی و اشرف بروجردی، ساعت ۱۶، سرای اهل قلم دانشگاهی
🔷 نشست «پژوهش در حوزه سیاست خارجی»، با حضور عباس عراقچی و محمد صدر، ساعت ۱۶ و نیم، سرای اهل قلم، سالن نهادها
📚 برنامه روزانه «جهان کتاب من» با حضور پیشکسوتان تیمهای پرسپولیس و استقلال، ساعت ۱۷، سرای اهل قلم بینالملل
این تصویر را رویترز ۱۳ دسامبر ۲۰۱۴، از مرقد حضرت عباس(س) منتشر کرده بود تا همه ببینند که ممکن نباشد از سر کوی تو رفتنم، آری مقیّدست به زلف تو پای ما @ehsaname
یک خبر دیگر از استقبال حیرتانگیز از نمایشگاه کتاب امسال؛ روز دوشنبه رکورد فروش کتاب در ایران شکسته شد (برای مقایسه، در یک ماه طرح عیدانه کتاب ۴میلیارد تومان فروش کتاب داشتیم) @ehsanname
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اجرا و آواز استاد کیهان کلهر، برادر شهید کامران کلهر (حسین علیزاده قطعه «سوگ» را که تیتراژ سریال «زیر تیغ» شد، برای این شهید ساخته) در فستیوال مورگنلند آلمان۲۰۱۲ را ببینید، جای کنسرت لغوشده @ehsanname
عصرایران، تصاویر ۷۳ مُهر دوره ساسانی که دولت آمریکا از قاچاقچیان گرفته و به وزارت خارجه تحویل داده را منتشر کرده. بینشان این اسب بالدار که دور دنیا را پرواز کرده از همه داستانیتر است @ehsanname
✅ گزیده برنامههای امروز، پنجشنبه ۲۳ اردیبهشت نمایشگاه کتاب:
@ehsanname
♦️نشست «دانشنامهنویسی برای کودکان و نوجوانان» با حضور صوفیا محمودی، ساعت ۱۰ و نیم، سرای اهل قلم کودک و نوجوان
🕓 حضور ارسلان فصیحی، مترجم «ملت عشق»، ساعت ۱۱، در غرفه انتشارات ققنوس، سالن ناشران عمومی۱، راهرو۴
🔶 نشست «جایگاه نشر ایران در بازارهای منطقه و جهان»، با حضور رضا هاشمی نژاد (نشر افق)، جواد رسولی (انتشارات آهنگ قلم)، فرهاد فلاح (نشر فانوس دریایی) و کاظم قلمچی، ساعت ۱۴، تالار گفتگو، سالن نهادها
🕓 حضور مهدی یزدانیخرم، ساعت ۱۲ و حضور احمد طالبینژاد، ساعت ۱۵، در غرفه نشر چشمه، سالن ناشران عمومی۲، راهرو۷
🔷نشست «بحثی در کلیات دانشنامه هنر ایرانی و قرآنی»، با حضورعلی معلم دامغانی، حمیدرضا قلیچخانی و دیگران، ساعت ۱۳ و نیم، سرای اهل قلم، سالن نهادها
📖 بزرگداشت مهدی آذریزدی با رونمایی از تجدید چاپ آثارش و پخش فیلم مستندی از زندگی و شخصیت آن مرحوم، ساعت ۱۴، کمیته استانها
🇷🇺 سخنرانی «تاثیرگذاری نظم فارسی بر ادبیات و فرهنگ روسیه»، با حضور سرگی کلوچنیکوف، مورخ و فیلسوف، ساعت ۱۴، غرفه روسیه، سالن ملل
🖋 جشن امضای کتاب «خندههای امپراتور» رضا احسانپور، ساعت ۱۴، غرفه انتشارات آرما، سالن ملل، راهرو۴
🔶نشست «بررسی فرهنگنامه زنان ایران و جهان و لزوم تدوین فرهنگهای زندگینامهای» با حضور کامران فانی، مهناز مقدسی، مهرناز خراسانچی و داریوش مطلبی، ساعت ۱۵، سرای اهل قلم، سالن نهادها
🔷 نشست «الزامات و سازوکارهای حضور ناشران ایرانی در نمایشگاههای بینالمللی»، با حضور داوود موسایی (انتشارات فرهنگ معاصر)، فریده خلعتبری (نشر شباویز) و برزو سریزدی (انتشارات اشک)، ساعت ۱۶، تالار گفتگو، سالن نهادها
♦️نشست «واکاوی نشر آثار خوشنویسی در ایران» با حضور جواد بختیاری، مجتبی ملکزاده و دیگران، ساعت ۱۶، سرای اهل قلم دانشگاهی
🕓 حضور اسدالله امرایی، ساعت ۱۶، در غرفه نشر افق، سالن ملل، راهرو۱
🕓 حضور شهره احدیت، کورش اسدی، سید احمد حسینی، آرش شفاعی و صابر کاکایی، ساعت ۱۶، در غرفه نشر نیماژ، سالن ناشران عمومی۳، راهرو۴
📚 برنامه روزانه «جهان کتاب من» با حضور کمال تبریزی و علیرضا شجاع نوری، ساعت ۱۷، سرای اهل قلم بینالملل
🖋 جشن امضای کتاب «کتاب» فاضل نظری، ساعت ۱۸ و نیم، غرفه انتشارات سوره مهر، سالن ناشران عمومی۳، راهرو۱
@ehsanname
♦️نشست «دانشنامهنویسی برای کودکان و نوجوانان» با حضور صوفیا محمودی، ساعت ۱۰ و نیم، سرای اهل قلم کودک و نوجوان
🕓 حضور ارسلان فصیحی، مترجم «ملت عشق»، ساعت ۱۱، در غرفه انتشارات ققنوس، سالن ناشران عمومی۱، راهرو۴
🔶 نشست «جایگاه نشر ایران در بازارهای منطقه و جهان»، با حضور رضا هاشمی نژاد (نشر افق)، جواد رسولی (انتشارات آهنگ قلم)، فرهاد فلاح (نشر فانوس دریایی) و کاظم قلمچی، ساعت ۱۴، تالار گفتگو، سالن نهادها
🕓 حضور مهدی یزدانیخرم، ساعت ۱۲ و حضور احمد طالبینژاد، ساعت ۱۵، در غرفه نشر چشمه، سالن ناشران عمومی۲، راهرو۷
🔷نشست «بحثی در کلیات دانشنامه هنر ایرانی و قرآنی»، با حضورعلی معلم دامغانی، حمیدرضا قلیچخانی و دیگران، ساعت ۱۳ و نیم، سرای اهل قلم، سالن نهادها
📖 بزرگداشت مهدی آذریزدی با رونمایی از تجدید چاپ آثارش و پخش فیلم مستندی از زندگی و شخصیت آن مرحوم، ساعت ۱۴، کمیته استانها
🇷🇺 سخنرانی «تاثیرگذاری نظم فارسی بر ادبیات و فرهنگ روسیه»، با حضور سرگی کلوچنیکوف، مورخ و فیلسوف، ساعت ۱۴، غرفه روسیه، سالن ملل
🖋 جشن امضای کتاب «خندههای امپراتور» رضا احسانپور، ساعت ۱۴، غرفه انتشارات آرما، سالن ملل، راهرو۴
🔶نشست «بررسی فرهنگنامه زنان ایران و جهان و لزوم تدوین فرهنگهای زندگینامهای» با حضور کامران فانی، مهناز مقدسی، مهرناز خراسانچی و داریوش مطلبی، ساعت ۱۵، سرای اهل قلم، سالن نهادها
🔷 نشست «الزامات و سازوکارهای حضور ناشران ایرانی در نمایشگاههای بینالمللی»، با حضور داوود موسایی (انتشارات فرهنگ معاصر)، فریده خلعتبری (نشر شباویز) و برزو سریزدی (انتشارات اشک)، ساعت ۱۶، تالار گفتگو، سالن نهادها
♦️نشست «واکاوی نشر آثار خوشنویسی در ایران» با حضور جواد بختیاری، مجتبی ملکزاده و دیگران، ساعت ۱۶، سرای اهل قلم دانشگاهی
🕓 حضور اسدالله امرایی، ساعت ۱۶، در غرفه نشر افق، سالن ملل، راهرو۱
🕓 حضور شهره احدیت، کورش اسدی، سید احمد حسینی، آرش شفاعی و صابر کاکایی، ساعت ۱۶، در غرفه نشر نیماژ، سالن ناشران عمومی۳، راهرو۴
📚 برنامه روزانه «جهان کتاب من» با حضور کمال تبریزی و علیرضا شجاع نوری، ساعت ۱۷، سرای اهل قلم بینالملل
🖋 جشن امضای کتاب «کتاب» فاضل نظری، ساعت ۱۸ و نیم، غرفه انتشارات سوره مهر، سالن ناشران عمومی۳، راهرو۱
تصویر مُهر منسوب به حضرت سجاد(ع) که در خانواده قائممقامی نگهداری میشود، به نقل از روزنامه «پارس» شیراز، شماره ۳۸۰۸، ۲۴ تیر ۱۳۲۵ @ehsanname
احساننامه
تصویر مُهر منسوب به حضرت سجاد(ع) که در خانواده قائممقامی نگهداری میشود، به نقل از روزنامه «پارس» شیراز، شماره ۳۸۰۸، ۲۴ تیر ۱۳۲۵ @ehsanname
درباره مُهر منسوب به حضرت سجاد(ع)، در کتاب «صدر التواریخ»، نوشته محمدحسن خان اعتمادالسلطنه (صنیعالدوله)، انتشارات روزبهان، چاپ ۱۳۵۷، صفحه ۱۴۶ توضیحاتی آمده و مصحح کتاب هم برآن پاورقی زده است: 👇
✅ حسَبِ مَنیع و نسَبِ رفیع قائممقام [فراهانی]، به حضرت سید الساجدین علی الامام زینالعابدین، علیه السلام، منتهی میشود و اصل مُهر آن حضرت الان در خانوادۀ قائممقام موجود است که مردم محض تیمّن و تبرّک به آنجا رفته و آن مُهر مبارک را بر روی کاغذها زده در منازل خود نگاه داشته، حِرزِ جوادِ تن میدانند و گاهی آن را در آب شسته، به بیمار میدهند که شفا یابد.
⬅️ نگارندۀ حواشی [محمد مشیری] از اوان خردسالی شنیده بودم که عین مهر مبارک حضرت امام چهارم زینالعابدین سجاد علیه السلام، در خاندان سادات حسینی فراهانی و خانوادۀ قائممقام وجود دارد. با تفحّص بسیار، تقریباً از پیدا کردن آن ناامید بودم تا اینکه «تاریخ بیداری ایرانیان» تألیف مرحوم ناظمالاسلام کرمانی به دستم رسید و در آن کتاب ضمن شرح اختلاف و کدورت مرحومان شیخ فضلالله نوری و سید عبدالله بهبانی، دربارۀ موقوفات قائممقام فراهانی به مطلب زیر برخوردم:
«... یکی از موقوفات بزرگ، موقوفۀ قائممقامی است که از حاصل این موقوفه در سال، دوهزار تومان باید به عتبات عالیات برود و چندهزار تومان هم باید به مصارف دیگر برسد. این موقوفۀ بزرگ با جعبۀ که مهر مبارک حضرت سجاد در آن است و آن جعبه مرصّع به جواهرات است، در دست اولاد قائممقام است و خود قائممقام واقف این مجموعه بوده است، و چند سال این موقوفه در دست میرزا محمودخان که نوۀ قائممقام است بود ...» (تاریخ بیداری ایرانیان، به اهتمام محمد هاشمیکرمانی، ص ۵۴۶)
پس از دیدن این مطلب یقین حاصل شد که مهر مبارک وجود دارد. تاکنون که موفق به چاپ و انتشار کتاب حاضر شدهام، چون در متن نسخۀ من، چنین مهری وجود نداشت، حیفم آمد که جای آن خالی بماند، لذا با کوشش بسیار مجدداً تفحص و جستجو کردم، بحمدالله موفق به پیدا کردن آن شدم.
این مهر، اکنون [سال ۱۳۵۷] نیز در خداندان قائممقامی محفوظ و متولّی دارد و به همت جناب آقای حسنعلی قائممقامی، کارمند وزارت آموزش و پرورش، فرزند مرحوم شفیع (محققالسلطان) فرزند علیاکبرخان (صاحب کتاب «جان جهان» که بر وزن گلستان نوشته است) فرزند حاجیمیرزا علی پسر میرزا ابوالقاسم قائممقام ثانی، یک نسخه به کاغذ زده شده و به اینجانب لطف نمودند که چون کوچک بود، در حدود پنجبرابر بزرگ شد و [به ابعاد ۴ در ۲ونیم سانتیمتر] در اینجا کلیشه گردید و بدین وسیله از ایشان سپاسگزارم.
#برچیده_ها
✅ حسَبِ مَنیع و نسَبِ رفیع قائممقام [فراهانی]، به حضرت سید الساجدین علی الامام زینالعابدین، علیه السلام، منتهی میشود و اصل مُهر آن حضرت الان در خانوادۀ قائممقام موجود است که مردم محض تیمّن و تبرّک به آنجا رفته و آن مُهر مبارک را بر روی کاغذها زده در منازل خود نگاه داشته، حِرزِ جوادِ تن میدانند و گاهی آن را در آب شسته، به بیمار میدهند که شفا یابد.
⬅️ نگارندۀ حواشی [محمد مشیری] از اوان خردسالی شنیده بودم که عین مهر مبارک حضرت امام چهارم زینالعابدین سجاد علیه السلام، در خاندان سادات حسینی فراهانی و خانوادۀ قائممقام وجود دارد. با تفحّص بسیار، تقریباً از پیدا کردن آن ناامید بودم تا اینکه «تاریخ بیداری ایرانیان» تألیف مرحوم ناظمالاسلام کرمانی به دستم رسید و در آن کتاب ضمن شرح اختلاف و کدورت مرحومان شیخ فضلالله نوری و سید عبدالله بهبانی، دربارۀ موقوفات قائممقام فراهانی به مطلب زیر برخوردم:
«... یکی از موقوفات بزرگ، موقوفۀ قائممقامی است که از حاصل این موقوفه در سال، دوهزار تومان باید به عتبات عالیات برود و چندهزار تومان هم باید به مصارف دیگر برسد. این موقوفۀ بزرگ با جعبۀ که مهر مبارک حضرت سجاد در آن است و آن جعبه مرصّع به جواهرات است، در دست اولاد قائممقام است و خود قائممقام واقف این مجموعه بوده است، و چند سال این موقوفه در دست میرزا محمودخان که نوۀ قائممقام است بود ...» (تاریخ بیداری ایرانیان، به اهتمام محمد هاشمیکرمانی، ص ۵۴۶)
پس از دیدن این مطلب یقین حاصل شد که مهر مبارک وجود دارد. تاکنون که موفق به چاپ و انتشار کتاب حاضر شدهام، چون در متن نسخۀ من، چنین مهری وجود نداشت، حیفم آمد که جای آن خالی بماند، لذا با کوشش بسیار مجدداً تفحص و جستجو کردم، بحمدالله موفق به پیدا کردن آن شدم.
این مهر، اکنون [سال ۱۳۵۷] نیز در خداندان قائممقامی محفوظ و متولّی دارد و به همت جناب آقای حسنعلی قائممقامی، کارمند وزارت آموزش و پرورش، فرزند مرحوم شفیع (محققالسلطان) فرزند علیاکبرخان (صاحب کتاب «جان جهان» که بر وزن گلستان نوشته است) فرزند حاجیمیرزا علی پسر میرزا ابوالقاسم قائممقام ثانی، یک نسخه به کاغذ زده شده و به اینجانب لطف نمودند که چون کوچک بود، در حدود پنجبرابر بزرگ شد و [به ابعاد ۴ در ۲ونیم سانتیمتر] در اینجا کلیشه گردید و بدین وسیله از ایشان سپاسگزارم.
#برچیده_ها
پنجمین دفتر شعر فاضل نظری، «کتاب»، در ایام نمایشگاه پنج نوبت چاپ شد و ۱۳هزار نسخه فروش رفت تا هنوز نمایشگاه کتاب تمام نشده، عنوان پرفروشترین را بگیرد @ehsanname
✅ گزیده برنامههای امروز، جمعه ۲۴ اردیبهشت نمایشگاه کتاب:
@ehsanname
♦️ نشست «بهرهگیری از تکنولوژی واقعیت افزوده در صنعت نشر»، ساعت ۱۱ و نیم، غرفه انتشارات سوره مهر، سالن ناشران عمومی۳
🇷🇺 سخنرانی «ارتباطات معنوی ایران-روسیه و فلسفه اروپا-آسیا»، با حضور سرگی کلوچنیکوف، مورخ و فیلسوف، ساعت ۱۲، غرفه روسیه، سالن ملل
🖋 جشن امضای کتاب «پستچی» چیستا یثربی، ساعت ۱۳، غرفه نشر قطره، سالن ناشران عمومی۳، راهرو۴
📖 رونمایی دو کتاب «جان کلام - ادبیات کودک» و «شاخصهای اقتباس در ادبیات»، با حضور مهدی حجوانی، مریم جلالی و فائزه جنیدی، ساعت ۱۴، سرای اهل قلم کودک و نوجوان
🔷 نشست «نقش دولت در صنعت نشر ایران»، با حضور علیاکبر اشعری (دفتر نشر فرهنگ اسلامی)، حسن کیائیان (نشر چشمه)، محمدرضا توکل (انتشارات صابرین)، مسعود پایدار (نشر کتاب دانشگاهی) و محمودرضا برازش (دفتر چاپ و نشر وزارت ارشاد)، ساعت ۱۶، تالار گفتگو، سالن نهادها
♦️ نشست «ادبیات معاصر در دانشگاهها»، با حضور حسن میرعابدینی و محمد بقایی، ساعت ۱۶، سالن دانشگاه آزاد اسلامی، جنب فرهنگسرای کتاب
🕓 دیدار با مصطفی رحماندوست و آتوسا صالحی، ساعت ۱۶، سرای اهل قلم کودک و نوجوان
🕓 حضور کورش اسدی، سید احمد حسینی، حسین صفا، قاسم صرافان، کاظم بهمنی، فرید قدمی و اصغر نوری، ساعت ۱۶، در غرفه نشر نیماژ، سالن ناشران عمومی۳، راهرو۴
🔶 نشست «فردوسیشناسی و شاهنامهپژوهی» با حضور جلالالدین کزازی و قدمعلی سرامی، ساعت ۱۶ و نیم، سرای اهل قلم، سالن نهادها
📚 برنامه روزانه «جهان کتاب من» با حضور عباس غزالی بازیگر، ساعت ۱۷ و نیم، سرای اهل قلم بینالملل
@ehsanname
♦️ نشست «بهرهگیری از تکنولوژی واقعیت افزوده در صنعت نشر»، ساعت ۱۱ و نیم، غرفه انتشارات سوره مهر، سالن ناشران عمومی۳
🇷🇺 سخنرانی «ارتباطات معنوی ایران-روسیه و فلسفه اروپا-آسیا»، با حضور سرگی کلوچنیکوف، مورخ و فیلسوف، ساعت ۱۲، غرفه روسیه، سالن ملل
🖋 جشن امضای کتاب «پستچی» چیستا یثربی، ساعت ۱۳، غرفه نشر قطره، سالن ناشران عمومی۳، راهرو۴
📖 رونمایی دو کتاب «جان کلام - ادبیات کودک» و «شاخصهای اقتباس در ادبیات»، با حضور مهدی حجوانی، مریم جلالی و فائزه جنیدی، ساعت ۱۴، سرای اهل قلم کودک و نوجوان
🔷 نشست «نقش دولت در صنعت نشر ایران»، با حضور علیاکبر اشعری (دفتر نشر فرهنگ اسلامی)، حسن کیائیان (نشر چشمه)، محمدرضا توکل (انتشارات صابرین)، مسعود پایدار (نشر کتاب دانشگاهی) و محمودرضا برازش (دفتر چاپ و نشر وزارت ارشاد)، ساعت ۱۶، تالار گفتگو، سالن نهادها
♦️ نشست «ادبیات معاصر در دانشگاهها»، با حضور حسن میرعابدینی و محمد بقایی، ساعت ۱۶، سالن دانشگاه آزاد اسلامی، جنب فرهنگسرای کتاب
🕓 دیدار با مصطفی رحماندوست و آتوسا صالحی، ساعت ۱۶، سرای اهل قلم کودک و نوجوان
🕓 حضور کورش اسدی، سید احمد حسینی، حسین صفا، قاسم صرافان، کاظم بهمنی، فرید قدمی و اصغر نوری، ساعت ۱۶، در غرفه نشر نیماژ، سالن ناشران عمومی۳، راهرو۴
🔶 نشست «فردوسیشناسی و شاهنامهپژوهی» با حضور جلالالدین کزازی و قدمعلی سرامی، ساعت ۱۶ و نیم، سرای اهل قلم، سالن نهادها
📚 برنامه روزانه «جهان کتاب من» با حضور عباس غزالی بازیگر، ساعت ۱۷ و نیم، سرای اهل قلم بینالملل
درس خانطومان
احسان رضایی
@ehsanname
چند لحظه قبل از اینکه نوشتن این ستون باریک را شروع کنم، خبری دیدم در خبرگزاری میزان که به نقل از رئیس کمیته دفاعی مجلس، تعداد دقیق شهدا و اسرای ایرانی خانطومان را اعلام کرده است: ۱۳ نفر شهید، ۱۸ نفر مجروح و ۵ یا ۶ نفر اسیر از هموطنانم. ماجرایش را لابد شنیدهاید که جمعه گذشته تکفیریها از فرصت آتشبس سوءاستفاده کردند و برای تصرف این شهرک استراتژیک بین دو شهر اصلی سوریه، یعنی حلب و دمشق هجمه آوردند و شد آنچه نباید بشود. تعدادی از مدافعان شهید شدند که تویشان جوانان برومندی از خطه مازندران عزیزمان بودند و بعد هم تکفیریها با پخش تصاویر و اخبار، سعی در به راه انداختن جنگ روانی کردند. از جمله همین عکسی که اینجا کنار مطلب گذاشتهام.👆 تصویر دو جوان برومندی که با سر و صورتی خونآلود و دست بسته دارند همراه دستگیرکنندگان میروند. این دو جوان آخرش هم دقیق معلوم نشد که چه ملیتی دارند و کجایی هستند، اما توی رفتن و رفتارشان، یک جور «ما نداریم از رضای حق گله» خاصی هست که همین، عکس را خیلی زود محبوب کرد و در شبکههای اجتماعی زیاد دست به دست شد. منتها چیزی که هست، به خاطر قابهای مربعیشکل اینستاگرام، معمولا آن گوشه عکس دیده نمیشد. خودم هم اولش ندیدم، تا کسی ارجاعم داد و حواسم جمع شد. آن گوشه سمت چپ و بالای تصویر، بالای آن خط تیره که تویش نوشته «ناشط إعلامی» که یعنی پخش زنده، اسم معاویة ابوسفیان نوشته شده. درست مثل تلویزیون خودمان که شعارها و مناسبتها را گوشه تصویر مینویسد، تکفیریها هم اسم رهبر و پیشوایشان را آنجا نوشتهاند. نکته تصویر به نظرم همین است. شیر، حتی در زنجیر هم شیر است و چندان نیازی به دقت و کشف ندارد. این، نوشته و لوگو تکفیریهاست که باید در موردش تامل کرد. اینکه آنها چرا از میان آنهمه صحابی جلیلالقدر پیامبر(ص) که مورد احترام همه مذاهب هستند، اسم همین یک نفر را نوشتهاند. چند سال پیش، استاد شفیعی کدکنی مقالهای نوشته بودند که به بحث ما مربوط است. عنوان آن مقاله «جامعهشناسی نامهای تاریخ اسلام» بود و با کمی جستجو میتوانید در اینترنت پیدایش کنید. در آنجا حضرت استاد، چاپ جدیدی از کتاب معروف «تاریخ الإسلام» نوشته مورخ شامی، احمد بن محمد ذهبی را معرفی کرده بودند و بعد از توضیح اینکه این کتاب، مفصلترین دایرةالمعارف رجال مسلمان تا زمان حمله مغول است، آورده بودند که در چاپ جدید این کتاب، فهرست اعلام همه جلدها یکجا در انتها آمده و همین، فرصت و امکانی را در اختیار محققان میگذارد تا فراوانی اسمها را در یک بازه زمانی ۷۵۰ساله و جغرافیایی از هند تا تونس بررسی کنند و ببینند که در کدام منطقه، کدام اسم رایجتر است یا در کل کدام اسمها محبوبترند. یک جور رایگیری کاملا دموکراتیک که در طول قرون و توسط نسلهای مختلف انجام شده است. نتیجه شمارشهای خود استاد در آن مقاله، بسیار جالب بود. مثلا اینکه اسم مولای ما، علی(ع) روی حدود ۱۵۰۰ نفر از مشاهیر دنیای اسلام گذاشته شده بود و نام خلیفه دوم روی ۴۸۰ نفر. آن وقت فکر میکنید معاویه اسم چند نفر از مشاهیر دنیای اسلام در طول ۷۵۰ سال تاریخ بوده است؟ جواب حیرتانگیز است: ۳۲ نفر. خود استاد بعد از ذکر این آمارها، نتیجه گرفتهاند که «انبوه بیشماری از مردم، نام فرزندان خود را علی میگذراند و در عین حال، آدمهایی هم بودهاند که اسم بچههایشان را معاویه بگذارند. میخواهم این نکته را یادآور شوم که نارواترین حرفها را وقتی شما در عرصه جامعه و تاریخ عرضه کنید، اقلّ قلیلی ممکن است آن را بپذیرند و دلبستگی به آن نشان دهند؛ اما هیچگاه اکثریت جامعه و تاریخ به طرف آنگونه حرفها، هرگز، تمایل نشان نمیدهد.» شاید اگر هیچ دلیل و مدرک دیگری در دست نداشتیم، جز همین یک تصویر، همین عکسی که برای تبلیغات و پروپاگاندا پخش کردهاند، برایمان کافی باشد تا بدانیم که تروریستها، مانند حباب روی آب رفتنی هستند. در طول تاریخ اسلام، معاویه پسر ابوسفیان، مورد قبول کمترین میزان از جامعه اسلامی بوده است و حالا این گروه، با شعار او میخواهند چه قلهای را فتح کنند؟ او که خودش اصل جنس بود و در تدبیر و فریب و دوز و کلک جزو سرآمدهای تاریخ، به کجا رسید که حالا اینها با یک نقض پیمان به چی برسند؟ همین یک لوگو، به اندازه دریایی از تاریخ و فرهنگ، حرف در دل خودش دارد. فقط باید بلد بود مطالب نوشته بین خطوط را خواند تا به یاد آورد که باطل، رفتنی است.
یادداشت در شماره ۵۵۲ هفتهنامه «همشهری جوان»
احسان رضایی
@ehsanname
چند لحظه قبل از اینکه نوشتن این ستون باریک را شروع کنم، خبری دیدم در خبرگزاری میزان که به نقل از رئیس کمیته دفاعی مجلس، تعداد دقیق شهدا و اسرای ایرانی خانطومان را اعلام کرده است: ۱۳ نفر شهید، ۱۸ نفر مجروح و ۵ یا ۶ نفر اسیر از هموطنانم. ماجرایش را لابد شنیدهاید که جمعه گذشته تکفیریها از فرصت آتشبس سوءاستفاده کردند و برای تصرف این شهرک استراتژیک بین دو شهر اصلی سوریه، یعنی حلب و دمشق هجمه آوردند و شد آنچه نباید بشود. تعدادی از مدافعان شهید شدند که تویشان جوانان برومندی از خطه مازندران عزیزمان بودند و بعد هم تکفیریها با پخش تصاویر و اخبار، سعی در به راه انداختن جنگ روانی کردند. از جمله همین عکسی که اینجا کنار مطلب گذاشتهام.👆 تصویر دو جوان برومندی که با سر و صورتی خونآلود و دست بسته دارند همراه دستگیرکنندگان میروند. این دو جوان آخرش هم دقیق معلوم نشد که چه ملیتی دارند و کجایی هستند، اما توی رفتن و رفتارشان، یک جور «ما نداریم از رضای حق گله» خاصی هست که همین، عکس را خیلی زود محبوب کرد و در شبکههای اجتماعی زیاد دست به دست شد. منتها چیزی که هست، به خاطر قابهای مربعیشکل اینستاگرام، معمولا آن گوشه عکس دیده نمیشد. خودم هم اولش ندیدم، تا کسی ارجاعم داد و حواسم جمع شد. آن گوشه سمت چپ و بالای تصویر، بالای آن خط تیره که تویش نوشته «ناشط إعلامی» که یعنی پخش زنده، اسم معاویة ابوسفیان نوشته شده. درست مثل تلویزیون خودمان که شعارها و مناسبتها را گوشه تصویر مینویسد، تکفیریها هم اسم رهبر و پیشوایشان را آنجا نوشتهاند. نکته تصویر به نظرم همین است. شیر، حتی در زنجیر هم شیر است و چندان نیازی به دقت و کشف ندارد. این، نوشته و لوگو تکفیریهاست که باید در موردش تامل کرد. اینکه آنها چرا از میان آنهمه صحابی جلیلالقدر پیامبر(ص) که مورد احترام همه مذاهب هستند، اسم همین یک نفر را نوشتهاند. چند سال پیش، استاد شفیعی کدکنی مقالهای نوشته بودند که به بحث ما مربوط است. عنوان آن مقاله «جامعهشناسی نامهای تاریخ اسلام» بود و با کمی جستجو میتوانید در اینترنت پیدایش کنید. در آنجا حضرت استاد، چاپ جدیدی از کتاب معروف «تاریخ الإسلام» نوشته مورخ شامی، احمد بن محمد ذهبی را معرفی کرده بودند و بعد از توضیح اینکه این کتاب، مفصلترین دایرةالمعارف رجال مسلمان تا زمان حمله مغول است، آورده بودند که در چاپ جدید این کتاب، فهرست اعلام همه جلدها یکجا در انتها آمده و همین، فرصت و امکانی را در اختیار محققان میگذارد تا فراوانی اسمها را در یک بازه زمانی ۷۵۰ساله و جغرافیایی از هند تا تونس بررسی کنند و ببینند که در کدام منطقه، کدام اسم رایجتر است یا در کل کدام اسمها محبوبترند. یک جور رایگیری کاملا دموکراتیک که در طول قرون و توسط نسلهای مختلف انجام شده است. نتیجه شمارشهای خود استاد در آن مقاله، بسیار جالب بود. مثلا اینکه اسم مولای ما، علی(ع) روی حدود ۱۵۰۰ نفر از مشاهیر دنیای اسلام گذاشته شده بود و نام خلیفه دوم روی ۴۸۰ نفر. آن وقت فکر میکنید معاویه اسم چند نفر از مشاهیر دنیای اسلام در طول ۷۵۰ سال تاریخ بوده است؟ جواب حیرتانگیز است: ۳۲ نفر. خود استاد بعد از ذکر این آمارها، نتیجه گرفتهاند که «انبوه بیشماری از مردم، نام فرزندان خود را علی میگذراند و در عین حال، آدمهایی هم بودهاند که اسم بچههایشان را معاویه بگذارند. میخواهم این نکته را یادآور شوم که نارواترین حرفها را وقتی شما در عرصه جامعه و تاریخ عرضه کنید، اقلّ قلیلی ممکن است آن را بپذیرند و دلبستگی به آن نشان دهند؛ اما هیچگاه اکثریت جامعه و تاریخ به طرف آنگونه حرفها، هرگز، تمایل نشان نمیدهد.» شاید اگر هیچ دلیل و مدرک دیگری در دست نداشتیم، جز همین یک تصویر، همین عکسی که برای تبلیغات و پروپاگاندا پخش کردهاند، برایمان کافی باشد تا بدانیم که تروریستها، مانند حباب روی آب رفتنی هستند. در طول تاریخ اسلام، معاویه پسر ابوسفیان، مورد قبول کمترین میزان از جامعه اسلامی بوده است و حالا این گروه، با شعار او میخواهند چه قلهای را فتح کنند؟ او که خودش اصل جنس بود و در تدبیر و فریب و دوز و کلک جزو سرآمدهای تاریخ، به کجا رسید که حالا اینها با یک نقض پیمان به چی برسند؟ همین یک لوگو، به اندازه دریایی از تاریخ و فرهنگ، حرف در دل خودش دارد. فقط باید بلد بود مطالب نوشته بین خطوط را خواند تا به یاد آورد که باطل، رفتنی است.
یادداشت در شماره ۵۵۲ هفتهنامه «همشهری جوان»
هفت ماه پیش، دانا میلبنک، ستوننویس واشنگتنپست نوشت اگر دونالد ترامپ، نامزد نهایی جمهورىخواهان شود، نوشتههایش را میخورد. امروز او غذایی خورد که با ستونهایش در واشنگتنپست مخلوط شده بود @ehsanname
این، بخشی از یادداشتی است که به مناسبتی دیگر (تولد کریم باقری) در شماره ۵۴۳ هفتهنامه «همشهری جوان» نوشته بودم. اینجا و در آستانه یک بازی تاریخی دیگر بازنشرش میکنم، همراه با ویدیویی کوتاه از همان روز مورد اشاره در متن، تا بگویم که هواداری تیمی که حتی اگر رتبه آخر جدول هم باشد، باز رویاهایش را از دست نمیدهد و برای قهرمانی میجنگد، چه حال خوشی است. @ehsanname
⚽️🔴⚽️🔴⚽️🔴⚽️🔴⚽️🔴⚽️🔴⚽️🔴
من هم آنجا بودم. آنجا، بین صدهزار نفری که از ظهر سرود خوانده بودند و شعار داده بودند. من هم آنجا بودم. بین آن صدهزار نفری که منتظر بودند تا «دلِ شیر» جادویش را کامل کند. که حالا دیگر کم کم داشتند نگران میشدند. که هی ساعت اسکوربورد را نگاه میکردند. که هی دستهایشان را روی سرشان میگذاشتند. که نیمخیز شده بودند. که دل توی دلشان نبود. که هی نگاه میکردند به آن پایین، به افشین قطبی که مدام داشت این طرف و آن طرف میرفت. به آن بالا که علی پروین هم آمده بود و قاطی تماشاگرها نشسته بود. به وسط زمین که بازی یکطرفه شده بود. به آنهمه توپی که روزی دروازه سپاهان ریخته میشد. دقیقه آخر بود، کاشته را فرزاد آشوبی زد، خورد به دیوار دفاعی، برگشتش را محسن خلیلی زد، داشت میرفت بیرون که کاپیتان توپ را گرفت، کنترلش کرد، چرخید، به جای اینکه تسلیم وسوسه گل زدن بشود پاس داد وبا آن تخصصی که در پاسهای میلیمتری داشت، توپ را درست فرستاد روی سر سپهر حیدری و ... و تمام. یک ربع بعد، خود کاپیتان بود که میکروفون دست گرفته بود و برای صدهزار نفرمان آواز میخواند: «پرسپولیس گهرمان میشه ... نه، بگید شده ... پرسپولیس گهرمان شده، خدا میدونه که حقشه». من هم آنجا بودم. 👇
⚽️🔴⚽️🔴⚽️🔴⚽️🔴⚽️🔴⚽️🔴⚽️🔴
من هم آنجا بودم. آنجا، بین صدهزار نفری که از ظهر سرود خوانده بودند و شعار داده بودند. من هم آنجا بودم. بین آن صدهزار نفری که منتظر بودند تا «دلِ شیر» جادویش را کامل کند. که حالا دیگر کم کم داشتند نگران میشدند. که هی ساعت اسکوربورد را نگاه میکردند. که هی دستهایشان را روی سرشان میگذاشتند. که نیمخیز شده بودند. که دل توی دلشان نبود. که هی نگاه میکردند به آن پایین، به افشین قطبی که مدام داشت این طرف و آن طرف میرفت. به آن بالا که علی پروین هم آمده بود و قاطی تماشاگرها نشسته بود. به وسط زمین که بازی یکطرفه شده بود. به آنهمه توپی که روزی دروازه سپاهان ریخته میشد. دقیقه آخر بود، کاشته را فرزاد آشوبی زد، خورد به دیوار دفاعی، برگشتش را محسن خلیلی زد، داشت میرفت بیرون که کاپیتان توپ را گرفت، کنترلش کرد، چرخید، به جای اینکه تسلیم وسوسه گل زدن بشود پاس داد وبا آن تخصصی که در پاسهای میلیمتری داشت، توپ را درست فرستاد روی سر سپهر حیدری و ... و تمام. یک ربع بعد، خود کاپیتان بود که میکروفون دست گرفته بود و برای صدهزار نفرمان آواز میخواند: «پرسپولیس گهرمان میشه ... نه، بگید شده ... پرسپولیس گهرمان شده، خدا میدونه که حقشه». من هم آنجا بودم. 👇
«بهار اینجاست، در دلهای ما، آوازهای ما...» برای یک فصل شور و هیجان و امید به همه ما دادید و تا لحظه آخر جنگیدید. سپاسگزار شماییم، آن چندتا دانه تفاضل گل فدای سرتان @ehsanname
✅ گزیده برنامههای شنبه ۲۵ اردیبهشت، روز آخر نمایشگاه کتاب:
@ehsanname
🔶 نشست شعرخوانی شاعران افغان، ساعت ۱۰ و نیم، سرای اهل قلم بینالملل
🔷 اختتامیه نمایشگاه، ساعت ۱۵، با حضور رئیس مجلس شورای اسلامی و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، سالن تشریفات نمایشگاه
@ehsanname
🔶 نشست شعرخوانی شاعران افغان، ساعت ۱۰ و نیم، سرای اهل قلم بینالملل
🔷 اختتامیه نمایشگاه، ساعت ۱۵، با حضور رئیس مجلس شورای اسلامی و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، سالن تشریفات نمایشگاه
یادداشتی از شماره ۴۴۸ هفتهنامه «همشهری جوان» به مناسبت روز بزرگداشت حکیم فردوسی👇
یکی داستان است پر آب چشم
احسان رضایی
@ehsanname
چو خورشید بنمود بالای خویش
نشست از بر تند بالای خویش،
ز کشور برآمد سراسر خروش
زمین پرخروش و هوا پر ز جوش
از آواز اسپان و گردِ سپاه
بشد قیرگون روی خورشید و ماه
زِ چاک سَلیح و زِ آوای پیل
تو گفتی بیاگند گیتی به نیل
هوا سرخ و زرد و کبود و بنفش
زِ تابیدنِ کاویانی درفش
برفتند یکسر چو کوهی سیاه
گرازان و تازان به نزدیک شاه
چو لشکر همه نزد شاه آمدند
دََمان با درفش و کلاه آمدند
بدیشان چنین گفت بیدارشاه
که: «توسِ سپهبد به پیش سپاه
بپای است با اخترِ کاویان
بفرمان او بست باید میان»
بدو گفت: «مگذر ز پیمان من
نگه دار آیین و فرمان من
نیآزرد باید کسی را به راه
چنین است آیینِ تخت و کلاه
کشاورز یا مردم پیشهور،
کسی کو به لشکر نبندد کمر،
نباید که بر وی وزَد بادِ سرد
مکوش ایچ جز با کسی همنبرد
نباید نمودن به بیرنج، رنج
که بر کس نماند سرای سپنج ...»
این بیتها، مقدمه داستان «فرودِ سیاوش» است. این داستان، یکی از گمنامترین و در عینحال بهترین داستانهای شاهنامه است. یک تراژدی تمامعیار که چیزی از تراژدیهای سوفوکل کم ندارد. با این حال، نه نویسندگان ما سراغ بازآفرینی داستانهایی چنین درجه یک میروند و نه جوانترها حال و حوصله خواندنش را دارند. برای آن مورد اول که عجالتا کاری از دست ما برنمیآید، اما برای دومی عرض میکنم که چکار کنیم که داستان برایمان آشنا و زودفهم شود.
اول کمی توضیح درباره خود داستان: سیاوش، قهرمان ملی ما، وقتی که برای ایجاد صلح بین ایران و توران حاضر میشود گروگان تورانیها بماند، آنجا هم دل همه را میبرد. چنانکه اول جریره، دختر پیران (وزیر افراسیاب) با او ازدواج میکند، بعد هم دختر خود افراسیاب، یعنی فرنگیس. حالا کاری نداریم. سیاوش دوتا پسر داشته، یکی کیخسرو از فرنگیس و یکی هم فرود از جریره. کیخسرو بعداً طی ماجراهایی شاه ایران میشود و اتفاقا شاه خوبی هم میشود و فردوسی انتظاراتش از یک حاکم آرمانی را در وجود او توضیح داده (همین بالا میبینید که دارد نظامیها را نصیحت میکند). اما فرود و مادرش در قلعهای در توران ماندهاند. کیخسرو دارد جنگهای کینخواهی راه میاندازد و توس هم فرمانده لشگر است. (رستم کجاست؟ خب توی زابل. در شاهنامه ملت هر وقت گند میزنند یاد او میافتند.) آنها بعد از ورود به سرزمین دشمن، از کنار قلعه فرود رد میشوند. فرود هم شنیده سپاه ایران دارد میآید و منتظر است برود به کمکشان. توس میبیند یک بابایی بالای کوه سوار اسب ایستاده. اول یکی از پهلوانها به اسم بهرام را که اتفاقا دوست صمیمی سیاوش بوده میفرستد تا برود ببینید طرف یک وقت جاسوس نباشد. آشنای فرود به اسم تَخوار که مثلا مشاورش است، میگوید خودت را به این سواری که دارد میآید اشتباه معرفی کن تا اگر طرف تورانی از آب درآمد، لو نروی. بهرام هم نمیفهمد این بابا پسر سیاوش است، اما میفهمد که آدم بیراهی نیست و میشود باهاش کنار آمد. پیش توس که برمیگردد، توس عصبانی میشود که من تو را برای مذاکره نفرستادم و گفتم دستگیرش کن. او را عزل میکند و بیژن (همان که داستانش با منیژه را بلدید) میفرستد. بیژن میرود تیر میاندازد. تخوار جوابش را میدهد و هیچی دیگر، جنگ میشود. عاقبت فرود، به دست کسانی که چشمانتظارشان بود کشته میشود و تراژدی با خودکشی مادرش جریره کامل میشود.
برگردیم سر اینکه چطور میشود با این داستان کهن ارتباط گرفت؟ جوابش این است: با امروزی کردن ماجراها و پیدا کردن قرینهای از ماجراهای روز در دل آنها. چیزی که داستانهای کهن شدیدا قابلیتش را دارند. مثلا اینجا میشود فرود را نمونهای گرفت از جوانهایی که قصد کمک دارند، اما کسانی مثل توس که همه را عامل بیگانه میبینند، استعدادشان را نابود میکنند. نمونهاش که کم نیست. ها؟ حالا برگردید یک بار دیگر با این دید قصه را بخوانید. بهتر نشد؟
راستی میخواستم کمی هم درباره هنر شاعران و نویسندگان قدیمی بگویم که معمولا در مقدمه داستانهایشان، با هنرمندی خلاصه ماجرا را تعریف میکنند، بدون اینکه نگران لو رفتن قصه بشوند. مثلا همین بالا مابین نصیحتهای کیخسرو به توس سپهدار، خلاصه ماجرا را داریم میخوانیم که نهی از اذیت افراد در سر راه، دارد ماجرای کشته شدن فرود را مقدمهچینی میکند. یا مثلا حافظ در همان بیت اول دیوانش، کل اشعارش را خلاصه کرده و توضیح داده «که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها». یا مولانا در همان «نینامه» اول مثنوی، ایده کل کتاب را که شرح هجران و شکایت از جدایی است توضیح داده و اینها، که جا کم آمد و فرصت نشد. باقی بقایتان.
یکی داستان است پر آب چشم
احسان رضایی
@ehsanname
چو خورشید بنمود بالای خویش
نشست از بر تند بالای خویش،
ز کشور برآمد سراسر خروش
زمین پرخروش و هوا پر ز جوش
از آواز اسپان و گردِ سپاه
بشد قیرگون روی خورشید و ماه
زِ چاک سَلیح و زِ آوای پیل
تو گفتی بیاگند گیتی به نیل
هوا سرخ و زرد و کبود و بنفش
زِ تابیدنِ کاویانی درفش
برفتند یکسر چو کوهی سیاه
گرازان و تازان به نزدیک شاه
چو لشکر همه نزد شاه آمدند
دََمان با درفش و کلاه آمدند
بدیشان چنین گفت بیدارشاه
که: «توسِ سپهبد به پیش سپاه
بپای است با اخترِ کاویان
بفرمان او بست باید میان»
بدو گفت: «مگذر ز پیمان من
نگه دار آیین و فرمان من
نیآزرد باید کسی را به راه
چنین است آیینِ تخت و کلاه
کشاورز یا مردم پیشهور،
کسی کو به لشکر نبندد کمر،
نباید که بر وی وزَد بادِ سرد
مکوش ایچ جز با کسی همنبرد
نباید نمودن به بیرنج، رنج
که بر کس نماند سرای سپنج ...»
این بیتها، مقدمه داستان «فرودِ سیاوش» است. این داستان، یکی از گمنامترین و در عینحال بهترین داستانهای شاهنامه است. یک تراژدی تمامعیار که چیزی از تراژدیهای سوفوکل کم ندارد. با این حال، نه نویسندگان ما سراغ بازآفرینی داستانهایی چنین درجه یک میروند و نه جوانترها حال و حوصله خواندنش را دارند. برای آن مورد اول که عجالتا کاری از دست ما برنمیآید، اما برای دومی عرض میکنم که چکار کنیم که داستان برایمان آشنا و زودفهم شود.
اول کمی توضیح درباره خود داستان: سیاوش، قهرمان ملی ما، وقتی که برای ایجاد صلح بین ایران و توران حاضر میشود گروگان تورانیها بماند، آنجا هم دل همه را میبرد. چنانکه اول جریره، دختر پیران (وزیر افراسیاب) با او ازدواج میکند، بعد هم دختر خود افراسیاب، یعنی فرنگیس. حالا کاری نداریم. سیاوش دوتا پسر داشته، یکی کیخسرو از فرنگیس و یکی هم فرود از جریره. کیخسرو بعداً طی ماجراهایی شاه ایران میشود و اتفاقا شاه خوبی هم میشود و فردوسی انتظاراتش از یک حاکم آرمانی را در وجود او توضیح داده (همین بالا میبینید که دارد نظامیها را نصیحت میکند). اما فرود و مادرش در قلعهای در توران ماندهاند. کیخسرو دارد جنگهای کینخواهی راه میاندازد و توس هم فرمانده لشگر است. (رستم کجاست؟ خب توی زابل. در شاهنامه ملت هر وقت گند میزنند یاد او میافتند.) آنها بعد از ورود به سرزمین دشمن، از کنار قلعه فرود رد میشوند. فرود هم شنیده سپاه ایران دارد میآید و منتظر است برود به کمکشان. توس میبیند یک بابایی بالای کوه سوار اسب ایستاده. اول یکی از پهلوانها به اسم بهرام را که اتفاقا دوست صمیمی سیاوش بوده میفرستد تا برود ببینید طرف یک وقت جاسوس نباشد. آشنای فرود به اسم تَخوار که مثلا مشاورش است، میگوید خودت را به این سواری که دارد میآید اشتباه معرفی کن تا اگر طرف تورانی از آب درآمد، لو نروی. بهرام هم نمیفهمد این بابا پسر سیاوش است، اما میفهمد که آدم بیراهی نیست و میشود باهاش کنار آمد. پیش توس که برمیگردد، توس عصبانی میشود که من تو را برای مذاکره نفرستادم و گفتم دستگیرش کن. او را عزل میکند و بیژن (همان که داستانش با منیژه را بلدید) میفرستد. بیژن میرود تیر میاندازد. تخوار جوابش را میدهد و هیچی دیگر، جنگ میشود. عاقبت فرود، به دست کسانی که چشمانتظارشان بود کشته میشود و تراژدی با خودکشی مادرش جریره کامل میشود.
برگردیم سر اینکه چطور میشود با این داستان کهن ارتباط گرفت؟ جوابش این است: با امروزی کردن ماجراها و پیدا کردن قرینهای از ماجراهای روز در دل آنها. چیزی که داستانهای کهن شدیدا قابلیتش را دارند. مثلا اینجا میشود فرود را نمونهای گرفت از جوانهایی که قصد کمک دارند، اما کسانی مثل توس که همه را عامل بیگانه میبینند، استعدادشان را نابود میکنند. نمونهاش که کم نیست. ها؟ حالا برگردید یک بار دیگر با این دید قصه را بخوانید. بهتر نشد؟
راستی میخواستم کمی هم درباره هنر شاعران و نویسندگان قدیمی بگویم که معمولا در مقدمه داستانهایشان، با هنرمندی خلاصه ماجرا را تعریف میکنند، بدون اینکه نگران لو رفتن قصه بشوند. مثلا همین بالا مابین نصیحتهای کیخسرو به توس سپهدار، خلاصه ماجرا را داریم میخوانیم که نهی از اذیت افراد در سر راه، دارد ماجرای کشته شدن فرود را مقدمهچینی میکند. یا مثلا حافظ در همان بیت اول دیوانش، کل اشعارش را خلاصه کرده و توضیح داده «که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها». یا مولانا در همان «نینامه» اول مثنوی، ایده کل کتاب را که شرح هجران و شکایت از جدایی است توضیح داده و اینها، که جا کم آمد و فرصت نشد. باقی بقایتان.
در روستای پاژ، زادگاه فردوسی، در ۱۵کیلومتری شمال مشهد، خانهای متروک است که محلیها آن را به نام شاعر بزرگ میشناسند، ولی میراث فرهنگی آن را متعلق به دوره قاجار میداند @ehsanname