✍جنگ علیه استبداد محمدعلیشاه در طرح جلد شماره اول «آذربايجان»، نشریه ستارخان که در تبریز منتشر میشد. مردم در حال زورآزمایی با استبداد @ehsanname
✍نشریه «راه خیال» که در گیلان منتشر میشد، دارد مجاهدین را تشویق میکند که تا زدن ریشه شاه باید جلو بروند @ehsanname
✍ این کاریکاتور چهره را و. روترِ آلمانیالاصل در نشریه «آذربايجان»، نشریه ستارخان کشیده. خودپسندی و نخوت شاه در این کاریکاتور پیداست @ehsanname
✍محمدعلیشاه بعد از تبعید یکبار با کمک روسها به ایران حمله کرد و شکست خورد. اینجا اعضای باشگاه دیکتاتورهای ورشکسته دارند برای این ایده درخشان ملامتش میکنند! - از شماره ۲۹ نشریه «جارچی ملت» @ehsanname
🗞 بهار ۸۲ هم با موشکباران آمریکا شروع شد. تیترهای ویژهنامه نوروزی روزنامههای آن زمان را میبینید @ehsanname
🔹ساعتی بعد از حمله آمریکا به سوریه، خانم شعله ولپی، شاعر و نویسنده ایرانیالاصل، در خانه شاعران نیویورک درباره عطار و ترجمهاش از «منطق الطیر» سخنرانی کرد. دنیای عجیبی است @ehsanname
گاردین – زنی که نسخه ترجمه انگلیسی «جنایت و مکافات» داستایوفسکی در سال ۱۸۸۶ را به عنوان کتاب دستدوم و به ۱۴ پوند خریده بود، آن را در حراجی به ۱۳هزار و ۵۰۰ پوند (حدود ۷۱میلیون تومان) فروخت @ehsanname
🗞تا بحث «داروگر تعطیل شد/نشد؟» در جریان است، این تبلیغ قدیمی مربوط به سال ۱۳۴۲ را ببینید و گرافیک مطبوعاتی آن دوران @ehsanname
📓پنجمین ترجمه از کتاب روزنامهنگار نوبلیست روس درباره حادثه چرنوبیل هم منتشر شد. یک نمونه دیگر از ترجمههای مکرر در بازار نشر ما @ehsanname
◼️امروز، خبر درگذشت آیتالله میرزا حسن صالحی، پدر دکتر سیدعباس صالحی، معاون محترم فرهنگی وزارت ارشاد آمد. بر بازماندگان آن عالم ربّانی تسلیت باد. شرححالی از آن مرحوم را به قلم استاد محمدرضا حکیمی (در روزنامه «همشهری» ۳ خرداد ۱۳۸۵) که به قول نویسنده «از زمان مصدق» با آن مرحوم آشنا بوده، میتوانید در اینجا بخوانید:
hamshahrionline.ir/HAMNEWS/1385/850303/world/idea.htm
استاد حکیمی، در پایان متن، درسهایی هم از زندگی آن مرحوم برای طلاب علوم دینی آورده است:
*طلبه باید فهم زمانی داشته باشد و طلبه ماوراء عهد صفویه به درد نمیخورد و ننگ دین و مایه صدمهدیدن دین است. من از موثقین مطلع شنیدهام که زیان برخی از کلاسهای درس معارف در دانشگاه ها بیش از سودش است، چون زبان جوانان را نمیدانند و چه بسا برای شغل و درآمد است، در صورتی که این کار شغل نیست. رسالت است و رسالت بیصلاحیت، خیالی بیش نیست. چرا مسئولین به اینها توجه نمیکنند؟
*طلبه باید فرهنگهای جهانی را اجمالاً بشناسد. بنده پنجاه سال پیش تاریخ ادبیات روسیه، فرانسه و انگلستان را خواندهام و شعرهای ملل دنیا را اجمالاً دیدهام.
*طلبه باید با ادبیات فارسی نیز آشنا باشد و دستکم یک دستور زبان فارسی بخواند، همچنین کتاب «هزار سال نثر فارسی» را بخواند. کتابهایی را که با نثر فارسی فصیح معاصر نوشته شده است بخواند. کتاب آقای دکتر حسین رزمجو را به نام «روش نویسندگان بزرگ معاصر» را بخواند و بنویسد و تعریف کند، زیرا قلم از عناصر عمده تبلیغ است.
hamshahrionline.ir/HAMNEWS/1385/850303/world/idea.htm
استاد حکیمی، در پایان متن، درسهایی هم از زندگی آن مرحوم برای طلاب علوم دینی آورده است:
*طلبه باید فهم زمانی داشته باشد و طلبه ماوراء عهد صفویه به درد نمیخورد و ننگ دین و مایه صدمهدیدن دین است. من از موثقین مطلع شنیدهام که زیان برخی از کلاسهای درس معارف در دانشگاه ها بیش از سودش است، چون زبان جوانان را نمیدانند و چه بسا برای شغل و درآمد است، در صورتی که این کار شغل نیست. رسالت است و رسالت بیصلاحیت، خیالی بیش نیست. چرا مسئولین به اینها توجه نمیکنند؟
*طلبه باید فرهنگهای جهانی را اجمالاً بشناسد. بنده پنجاه سال پیش تاریخ ادبیات روسیه، فرانسه و انگلستان را خواندهام و شعرهای ملل دنیا را اجمالاً دیدهام.
*طلبه باید با ادبیات فارسی نیز آشنا باشد و دستکم یک دستور زبان فارسی بخواند، همچنین کتاب «هزار سال نثر فارسی» را بخواند. کتابهایی را که با نثر فارسی فصیح معاصر نوشته شده است بخواند. کتاب آقای دکتر حسین رزمجو را به نام «روش نویسندگان بزرگ معاصر» را بخواند و بنویسد و تعریف کند، زیرا قلم از عناصر عمده تبلیغ است.
Padesha khooban
Seyed khalil Alinejad
🎼 قطعه «پادشه خوبان»، ابیاتی از سعدی و حافظ را با تنبور و آواز درویش خلیل عالینژاد بشنوید از آلبوم «ثنای علی (ع)» @ehsanname
📖معروفترین پدرهای دنیای ادبیات
@ehsanname
برخلاف شخصیت مادرها، تصویر پدرها در دنیای ادبیات تنوع زیادی دارد و نویسندگان نگاههای متفاوتی به رابطه پدر و فرزندی دارند. این، فهرستی است که من (احسان رضایی) از پدرهای خیالی در داستانهایی که خواندهام، در ذهن داشتم و آنها را طبق الگوهای متفاوت رابطه با فرزندان، در چند دسته تقسیم کردم. قاعدتا به این سیاهه میشود اسمهای دیگر هم اضافه کرد و آن فهرست کاملتر را برای مطالعات بعدی استفاده کرد. فعلا همین را داشته باشید:
@ehsanname
😵پدرهای کشته به دست پسر
ادیپ، پدرش (لایوس) را میکشد/ ضحاک پدرش (مرداس) را میکشد/ «برادران کارامازوف» (جز آلیوشا) پدرشان را میکشند/ در «آتش بدون دود» یک مورد پدرکشی هست/ ولدمورت «هری پاتر» پدر ماگلش را کشته
😰پدرهایی که پسرشان را کشتند
اودیسه و تلگونوس/ رستم و سهراب (داستان دنبالههایی در مورد برزو، پسر سهراب و شهریار، پسر برزو هم دارد که با رستم میجنگند)/ گشتاسپ، اسفندیار را به جنگ رستم میفرستد و عملاً او را به کشتن میدهد/ پدر نیل در «انجمن شاعران مرده» (ن. اچ. کلاینبام) آنقدر فشار میآورد که نیل خودکشی میکند
@ehsanname
😔پدرهای ناکام و خیرندیده از فرزند
پریام، پادشاه تروا/ فریدون در «شاهنامه»/ «شاه لیر» و دخترهایش (شکسپیر)/ پدر مقتولِ «هملت» (شکسپیر)/ «باباگوریو» و دو دخترش (بالزاک)/ «پدر خانواده» (دنیس دیدرو)/ بابای بازاروفِ جوان در «پدران و پسران» (تورگنیف)/ پدر رمان «ماهی بزرگ» (دانیل والاس) که بچهها هیچوقت حرفهایش را باور نمیکنند/ اغلب پدرهای «آتش بدون دود» (نادر ابراهیمی)
😎پدرهای قدرتمند
«پدرخوانده»های ماریو پوزو/ پدر سارا کرو (فرانسیس هادسن بارنت) که خیلی خرپول است/ بابای جسی در «خداحافظ گری کوپر» (رومن گاری)/ لرد عزریل در «نیروی اهریمنی اش» (فیلیپ پولمن)
@ehsanname
😡پدرهای زیادی گیر
پدر تام (گدا) در «شاهزاده و گدا» (مارک تواین)/ دنتور و پسرهایش در «ارباب حلقهها» (تالکین)/ پدر «خانواده تیبو» (روژه مارتن دوگار)
😴پدرهای بیمسئولیت
تناردیه پدر در «بینوایان» (ویکتور هوگو)/ بابای اسکارلت «بربادرفته» (مارگارت میچل)/ هنچارد که «شهردار کاستربریج» هم میشود ولی فکر فروختن بچهاش رهایش نمیکند (تامس هاردی)/ دکتر هورنیکور «گهواره گربه» (کورت ونهگات)
🤕پدرهای بیعرضه
پدر مومو در «زندگی در پیش رو» (رومن گاری)/ پدر مخترع بوگیر کفش در «گودالها» (لوییس ساکار)
@ehsanname
😇پدرهای مؤثر در تربیت بچه
بابای کیتی در «آنا کارنینا» و باقی کارهای تولستوی/ سروانِ «دختر سروان» (پوشکین)/ آتیکوس فینچ در «کشتن مرغ مینا» (هارپر لی) که خیلی از منتقدها او را بهترین تصویر پدر در دنیای ادبیات میدانند/ پدر راوی در «راستی آخرین بار پدرت را کی دیدی؟» (بلیک ماریسن)
🤔پدرهای با شخصیت پیچیده
پراپسرو در نمایشنامه «طوفان» (شکسپیر)/ پدر سونیا در «جنایت و مکافات» (داستایوسکی)/ پدر نیک در قصۀ «پدرها و پسرها» (همینگوی)/ قصههای دن چاون/ «گاوخونی» (جعفر مدرس صادقی)
@ehsanname
😜پدرهای بامزه
«قصههای بابام» (ارسکین کالدول)/ کمیک «قصههای من و بابام» (اریش اُزِر)/ داستان جراحی «زبان کوچک بابام» در «شلوارهای وصلهدار» (رسول پرویزی)/ پدر سعید در «داییجان ناپلئون» (پزشکزاد)/ پدر مهاجرتکردۀ «عطر سنبل، بوی کاج» (فیروزه جزایری دوما)
🤗پدرخواندهها
پدر ژپتو در «پینوکیو» (کارلو کلودی)/ ژان والژان در «بینوایان» (ویکتور هوگو)/ «بابا لنگدراز»ِ جودی ابوت (جین وبستر)
@ehsanname
😀پدربزرگهای حامی
بابابزرگ نل (قصه «جعبه جواهر» چارلز دیکنز)/بابابزرگ «هایدی» (جوانا اسپیری)/ پدربزرگ سوفی در «راز داوینچی» (دن براون)/ باباجونِ علی فتاح در «من او» (رضا امیرخانی)
@ehsanname
برخلاف شخصیت مادرها، تصویر پدرها در دنیای ادبیات تنوع زیادی دارد و نویسندگان نگاههای متفاوتی به رابطه پدر و فرزندی دارند. این، فهرستی است که من (احسان رضایی) از پدرهای خیالی در داستانهایی که خواندهام، در ذهن داشتم و آنها را طبق الگوهای متفاوت رابطه با فرزندان، در چند دسته تقسیم کردم. قاعدتا به این سیاهه میشود اسمهای دیگر هم اضافه کرد و آن فهرست کاملتر را برای مطالعات بعدی استفاده کرد. فعلا همین را داشته باشید:
@ehsanname
😵پدرهای کشته به دست پسر
ادیپ، پدرش (لایوس) را میکشد/ ضحاک پدرش (مرداس) را میکشد/ «برادران کارامازوف» (جز آلیوشا) پدرشان را میکشند/ در «آتش بدون دود» یک مورد پدرکشی هست/ ولدمورت «هری پاتر» پدر ماگلش را کشته
😰پدرهایی که پسرشان را کشتند
اودیسه و تلگونوس/ رستم و سهراب (داستان دنبالههایی در مورد برزو، پسر سهراب و شهریار، پسر برزو هم دارد که با رستم میجنگند)/ گشتاسپ، اسفندیار را به جنگ رستم میفرستد و عملاً او را به کشتن میدهد/ پدر نیل در «انجمن شاعران مرده» (ن. اچ. کلاینبام) آنقدر فشار میآورد که نیل خودکشی میکند
@ehsanname
😔پدرهای ناکام و خیرندیده از فرزند
پریام، پادشاه تروا/ فریدون در «شاهنامه»/ «شاه لیر» و دخترهایش (شکسپیر)/ پدر مقتولِ «هملت» (شکسپیر)/ «باباگوریو» و دو دخترش (بالزاک)/ «پدر خانواده» (دنیس دیدرو)/ بابای بازاروفِ جوان در «پدران و پسران» (تورگنیف)/ پدر رمان «ماهی بزرگ» (دانیل والاس) که بچهها هیچوقت حرفهایش را باور نمیکنند/ اغلب پدرهای «آتش بدون دود» (نادر ابراهیمی)
😎پدرهای قدرتمند
«پدرخوانده»های ماریو پوزو/ پدر سارا کرو (فرانسیس هادسن بارنت) که خیلی خرپول است/ بابای جسی در «خداحافظ گری کوپر» (رومن گاری)/ لرد عزریل در «نیروی اهریمنی اش» (فیلیپ پولمن)
@ehsanname
😡پدرهای زیادی گیر
پدر تام (گدا) در «شاهزاده و گدا» (مارک تواین)/ دنتور و پسرهایش در «ارباب حلقهها» (تالکین)/ پدر «خانواده تیبو» (روژه مارتن دوگار)
😴پدرهای بیمسئولیت
تناردیه پدر در «بینوایان» (ویکتور هوگو)/ بابای اسکارلت «بربادرفته» (مارگارت میچل)/ هنچارد که «شهردار کاستربریج» هم میشود ولی فکر فروختن بچهاش رهایش نمیکند (تامس هاردی)/ دکتر هورنیکور «گهواره گربه» (کورت ونهگات)
🤕پدرهای بیعرضه
پدر مومو در «زندگی در پیش رو» (رومن گاری)/ پدر مخترع بوگیر کفش در «گودالها» (لوییس ساکار)
@ehsanname
😇پدرهای مؤثر در تربیت بچه
بابای کیتی در «آنا کارنینا» و باقی کارهای تولستوی/ سروانِ «دختر سروان» (پوشکین)/ آتیکوس فینچ در «کشتن مرغ مینا» (هارپر لی) که خیلی از منتقدها او را بهترین تصویر پدر در دنیای ادبیات میدانند/ پدر راوی در «راستی آخرین بار پدرت را کی دیدی؟» (بلیک ماریسن)
🤔پدرهای با شخصیت پیچیده
پراپسرو در نمایشنامه «طوفان» (شکسپیر)/ پدر سونیا در «جنایت و مکافات» (داستایوسکی)/ پدر نیک در قصۀ «پدرها و پسرها» (همینگوی)/ قصههای دن چاون/ «گاوخونی» (جعفر مدرس صادقی)
@ehsanname
😜پدرهای بامزه
«قصههای بابام» (ارسکین کالدول)/ کمیک «قصههای من و بابام» (اریش اُزِر)/ داستان جراحی «زبان کوچک بابام» در «شلوارهای وصلهدار» (رسول پرویزی)/ پدر سعید در «داییجان ناپلئون» (پزشکزاد)/ پدر مهاجرتکردۀ «عطر سنبل، بوی کاج» (فیروزه جزایری دوما)
🤗پدرخواندهها
پدر ژپتو در «پینوکیو» (کارلو کلودی)/ ژان والژان در «بینوایان» (ویکتور هوگو)/ «بابا لنگدراز»ِ جودی ابوت (جین وبستر)
@ehsanname
😀پدربزرگهای حامی
بابابزرگ نل (قصه «جعبه جواهر» چارلز دیکنز)/بابابزرگ «هایدی» (جوانا اسپیری)/ پدربزرگ سوفی در «راز داوینچی» (دن براون)/ باباجونِ علی فتاح در «من او» (رضا امیرخانی)
📸 تولستوی بزرگ و نوه دختریاش، در سال ۱۹۱۰
@ehsanname
درباره روبط پدرانه نویسندگان معروف روس و بچههایشان اینجا بخوانید👇
goo.gl/h29LSE
@ehsanname
درباره روبط پدرانه نویسندگان معروف روس و بچههایشان اینجا بخوانید👇
goo.gl/h29LSE
Forwarded from احساننامه
چند رباعی از نیما یوشیج در منقبت امیرالمؤمنین(ع) به خط خود نیما @ehsanname
🔹امروز و به مناسبت روز پدر، خیلیها در اینستاگرامشان تصویری از پدرشان گذاشتند. فرهاد دولتآبادی هم این عکس آقای نویسنده منتشر کرد @ehsanname
🔹سایت رسمی بهاءالدین خرمشاهی (b-khoramshahi.com) شایعه درگذشت استاد را تکذیب کرد @ehsanname
🔹 استاد بهاءالدین خرمشاهی زنده است. کسی که درگذشته، محمد خرمشاهی طنزپرداز (سمت چپ) است. کاش علاقمندان به این بازی خبر مرگ دادن، کمی در کارشان دقت داشتند! @ehsanname
🔹 شعار نمایشگاه کتاب امسال انتخاب شد: «یک کتاب بیشتر بخوانیم». سیامین نمایشگاه کتاب تهران امسال هم در مجموعه شهر آفتاب برگزار میشود @ehsanname
📌از خاطرات انتخاباتی
@ehsanname
احسان رضایی: چهار سال پیش هم همین بساط بود. در کنار بحثها و تحلیلهای جدی درباره انتخابات و نتیجه آن، عکاسها سوژههای دیگری هم در ستاد انتخابات پیدا کرده بودند. یک گروه از خبرنگارها بیرون ساختمان وزارت کشور منتظر بودند تا ببینند آیتالله هاشمی رفسنجانی بالاخره میآید یا نمیآید، یک عده هم در داخل داشتند با چهرههای عجیب و بلکه غریبی که سودای ریاست داشتند مصاحبه میگرفتند. آن سال تعداد کل ثبتنامها ۶۸۶ نفر بود (که حکماً امسال بیشتر هم میشود) خب یک کشور که اینهمه رییسجمهور نمیخواهد! با احسان جانِ عمادی فکر کردیم که میشود یک پرونده خوب کار کنیم (آن موقع ما دوتا احسانها مسئول پروندههای ویژه مجله بودیم). مثل همیشه سوژه را خرد کردیم، داوطلبان را دستهبندی کردیم، سراغ کارشناسهای مختلف رفتیم، یادداشت گرفتیم و ... شد پروندهای که در شماره ۴۰۷ «همشهری جوان» کار شد (و تصویر صفحه اولش را میبینید) و انصافاً هم پرونده خوبی شد. حالا داشته باشید که یکی از بزرگوارانی که عکسش در یکی از صفحات پرونده آمده بود، از پرونده ما خوشش نیامد و این سوال ما را که چرا اینهمه آدم علاقه به ثبتنام در انتخابات ریاستجمهوری دارند؟، توهین تلقی کرد. از این عجیبتر اما واکنش استاد بود. چند شماره نشریه تکبرگی آماده کرد و در فواصل مختلف به مجله فرستاد که حاوی توهین و دشنامهای رکیک (یعنی خیلی رکیک ها!) خطاب به ما دوتا بود. ما هم میگرفتیم و یواشکی میبردیم معدومشان میکردیم و میخندیدیم که کاش ستاد انتخابات کشور یک متخصص اعصاب هم در محل مستقر کند. آن بنده خدا اگر تایید صلاحیت شده بود، با آن وضع اعصابش، مناظرات تلویزیونی غیرقابلپخش میشد :)
instagram.com/p/BS0V35RA9zq/
@ehsanname
احسان رضایی: چهار سال پیش هم همین بساط بود. در کنار بحثها و تحلیلهای جدی درباره انتخابات و نتیجه آن، عکاسها سوژههای دیگری هم در ستاد انتخابات پیدا کرده بودند. یک گروه از خبرنگارها بیرون ساختمان وزارت کشور منتظر بودند تا ببینند آیتالله هاشمی رفسنجانی بالاخره میآید یا نمیآید، یک عده هم در داخل داشتند با چهرههای عجیب و بلکه غریبی که سودای ریاست داشتند مصاحبه میگرفتند. آن سال تعداد کل ثبتنامها ۶۸۶ نفر بود (که حکماً امسال بیشتر هم میشود) خب یک کشور که اینهمه رییسجمهور نمیخواهد! با احسان جانِ عمادی فکر کردیم که میشود یک پرونده خوب کار کنیم (آن موقع ما دوتا احسانها مسئول پروندههای ویژه مجله بودیم). مثل همیشه سوژه را خرد کردیم، داوطلبان را دستهبندی کردیم، سراغ کارشناسهای مختلف رفتیم، یادداشت گرفتیم و ... شد پروندهای که در شماره ۴۰۷ «همشهری جوان» کار شد (و تصویر صفحه اولش را میبینید) و انصافاً هم پرونده خوبی شد. حالا داشته باشید که یکی از بزرگوارانی که عکسش در یکی از صفحات پرونده آمده بود، از پرونده ما خوشش نیامد و این سوال ما را که چرا اینهمه آدم علاقه به ثبتنام در انتخابات ریاستجمهوری دارند؟، توهین تلقی کرد. از این عجیبتر اما واکنش استاد بود. چند شماره نشریه تکبرگی آماده کرد و در فواصل مختلف به مجله فرستاد که حاوی توهین و دشنامهای رکیک (یعنی خیلی رکیک ها!) خطاب به ما دوتا بود. ما هم میگرفتیم و یواشکی میبردیم معدومشان میکردیم و میخندیدیم که کاش ستاد انتخابات کشور یک متخصص اعصاب هم در محل مستقر کند. آن بنده خدا اگر تایید صلاحیت شده بود، با آن وضع اعصابش، مناظرات تلویزیونی غیرقابلپخش میشد :)
instagram.com/p/BS0V35RA9zq/
Instagram
ehsan rezaei
. چهار سال پیش هم همین بساط بود. در کنار بحثها و تحلیلهای جدی درباره انتخابات و نتیجه آن، عکاسها سوژههای دیگری هم در ستاد انتخابات پیدا کرده بودند. یک گروه از خبرنگارها بیرون ساختمان وزارت کشور منتظر بودند تا ببینند آیتالله هاشمی رفسنجانی بالاخره میآید…
🔹در بین ثبتنامهای پرشمار انتخابات ریاستجمهوری، نام یک نویسنده هم هست. مسیحا برزگر، علاوه بر نگارش، ترجمههایی از اوشو و جبران خلیل جبران هم دارد @ehsanname