📚 گزارش «گاردین» از وضعیت ترجمه در ایران
@ehsanname
پدیده ترجمههای مکرر در بازار نشر ما، به نشریات بینالمللی هم رسیده است. دیروز (جمعه) «گاردین» در مقالهای به قلم سعید کمالی دهقان، گزارشی از وضعیت بازار ترجمه در ایران و مساله کپیرایت، همراه با تصویری از نمایشگاه کتاب تهران با این شرح «دستهای زیادی در کار کتاب است» (عکس پایین) منتشر کرد. ترجمه گزیدهای از این مقاله را اینجا میخوانید:
goo.gl/cQi1ur
✍️اگر جی.دی سلینجر قفسه کتابفروشیهای ایران را میدید، در گورش میلرزید. «جنگل واژگون» رمان کوتاه ۱۹۴۷ سلینجر که نیمقرن پیش، جلوی انتشار مجددش در آمریکا گرفته شد، در اغلب کتابفروشیهای ایران به فارسی قابل تهیه است، فقط با ۹۰هزار ریال. درحالیکه خوانندگان انگلیسیزبانِ پیگیرِ سلینجر، فقط میتوانند نسخه دست دوم آن را از سایت AbeBooks به ۵۰۰دلار بخرند. انتشار «جنگل واژگون» به فارسی فقط یک مثال از صحنۀ شلوغ، پیچیده و شگفتانگیز ترجمه در ایران است.
✍️از نویسندگان ایرانی که اثرشان را در کشور خودشان منتشر کنند، حمایتهایی تحت قوانین ملی انجام میشود، اما کار نویسندگانی که خارج از ایران منتشر شود کاملا بدون محافظت است. به نوشته «تهران تایمز» یک مترجم ایرانی حق کپیرایت ترجمه رمان ۲۰۱۷ پائولا هاوکینز، «درون آب»، را گرفت، ولی حداقل پنج نفر دیگر در حال رقابت برای ترجمه آن هستند.
✍️با تشکر از عشق ایران به ادبیات، کتابفروشیهای تهران طیف گستردهای از عناوین خارجی را به رخ میکشند که همه چیز، از مارسل پروست تا هاروکی موراکامی را پوشش میدهد. حتی کارهایی که بهندرت در کتابفروشیهای بریتانیا دیده میشود، مثل «تربیت احساسات» گوستاو فلوبر، در ایران فراوان است و بهطور گستردهای خوانده میشود… مترجمها در ایران دارای درجهای از محبوبیت هستند که بهندرت در غرب دیده میشود؛ اسم آنها بر روی جلد در کنار اسم نویسندگان منتشر میشود و برخی از آنها شخصیتهای فرهنگی معروفی هستند. اما در اغلب موارد، ترجمه یک عشق است، با کمی یا هیچ درآمد مالی و ماهها انتظار برای گرفتن مجوز.
✍️محبوبیت داستانهای خارجی و مشکلات مجوز، در کنار مترجمانی که از خلاء حق کپیرایت استفاده میکنند، مساله ترجمههای متعدد از یک کتاب را تشدید کرده است – بخصوص برای پرفروشها. برای مثال «و کوهستان طنین انداخت» خالد حسینی، حداقل توسط ۱۶ نفر به فارسی ترجمه شده است.
✍️مهشید میرمعزی، مترجمی که بیش از ۴۰ کتاب را از آلمانی به فارسی برگردانده، گرفتن کپیرایت قبل از انتشار را شروع کرده است. او میگوید «روز به روز تعداد مترجمها و افرادی که نگران کپیرایت هستند بیشتر میشود.» نویسندگان هم همینطور. بعضی از آنها مثل پل استر، قبول کردهاند که مبلغ ناچیزی از مترجمان ایرانی بگیرند، اما دیگران مثل ماریو وارگاس یوسا اعتراض کردهاند. سال ۲۰۰۸ هم جی. ام. کوتسی، برنده نوبل از من خواست بیانیهای را به خبرگزاریهای ایران بدهم که نشاندهنده اعتقادش بود که کپیرایت فقط مربوط به پول نیست. او نوشته بود: «قابل درک است که این نویسندگان را ناراحت میکند که کتابهایشان، بدون اجازه، توسط آماتورها ترجمه و فروخته شود، بدون اینکه خبر داشته باشند.»
@ehsanname
📌متن کامل را اینجا بخوانید:
theguardian.com/books/2017/jun/23/why-iran-has-16-different-translations-of-one-khaled-hosseini-novel
@ehsanname
پدیده ترجمههای مکرر در بازار نشر ما، به نشریات بینالمللی هم رسیده است. دیروز (جمعه) «گاردین» در مقالهای به قلم سعید کمالی دهقان، گزارشی از وضعیت بازار ترجمه در ایران و مساله کپیرایت، همراه با تصویری از نمایشگاه کتاب تهران با این شرح «دستهای زیادی در کار کتاب است» (عکس پایین) منتشر کرد. ترجمه گزیدهای از این مقاله را اینجا میخوانید:
goo.gl/cQi1ur
✍️اگر جی.دی سلینجر قفسه کتابفروشیهای ایران را میدید، در گورش میلرزید. «جنگل واژگون» رمان کوتاه ۱۹۴۷ سلینجر که نیمقرن پیش، جلوی انتشار مجددش در آمریکا گرفته شد، در اغلب کتابفروشیهای ایران به فارسی قابل تهیه است، فقط با ۹۰هزار ریال. درحالیکه خوانندگان انگلیسیزبانِ پیگیرِ سلینجر، فقط میتوانند نسخه دست دوم آن را از سایت AbeBooks به ۵۰۰دلار بخرند. انتشار «جنگل واژگون» به فارسی فقط یک مثال از صحنۀ شلوغ، پیچیده و شگفتانگیز ترجمه در ایران است.
✍️از نویسندگان ایرانی که اثرشان را در کشور خودشان منتشر کنند، حمایتهایی تحت قوانین ملی انجام میشود، اما کار نویسندگانی که خارج از ایران منتشر شود کاملا بدون محافظت است. به نوشته «تهران تایمز» یک مترجم ایرانی حق کپیرایت ترجمه رمان ۲۰۱۷ پائولا هاوکینز، «درون آب»، را گرفت، ولی حداقل پنج نفر دیگر در حال رقابت برای ترجمه آن هستند.
✍️با تشکر از عشق ایران به ادبیات، کتابفروشیهای تهران طیف گستردهای از عناوین خارجی را به رخ میکشند که همه چیز، از مارسل پروست تا هاروکی موراکامی را پوشش میدهد. حتی کارهایی که بهندرت در کتابفروشیهای بریتانیا دیده میشود، مثل «تربیت احساسات» گوستاو فلوبر، در ایران فراوان است و بهطور گستردهای خوانده میشود… مترجمها در ایران دارای درجهای از محبوبیت هستند که بهندرت در غرب دیده میشود؛ اسم آنها بر روی جلد در کنار اسم نویسندگان منتشر میشود و برخی از آنها شخصیتهای فرهنگی معروفی هستند. اما در اغلب موارد، ترجمه یک عشق است، با کمی یا هیچ درآمد مالی و ماهها انتظار برای گرفتن مجوز.
✍️محبوبیت داستانهای خارجی و مشکلات مجوز، در کنار مترجمانی که از خلاء حق کپیرایت استفاده میکنند، مساله ترجمههای متعدد از یک کتاب را تشدید کرده است – بخصوص برای پرفروشها. برای مثال «و کوهستان طنین انداخت» خالد حسینی، حداقل توسط ۱۶ نفر به فارسی ترجمه شده است.
✍️مهشید میرمعزی، مترجمی که بیش از ۴۰ کتاب را از آلمانی به فارسی برگردانده، گرفتن کپیرایت قبل از انتشار را شروع کرده است. او میگوید «روز به روز تعداد مترجمها و افرادی که نگران کپیرایت هستند بیشتر میشود.» نویسندگان هم همینطور. بعضی از آنها مثل پل استر، قبول کردهاند که مبلغ ناچیزی از مترجمان ایرانی بگیرند، اما دیگران مثل ماریو وارگاس یوسا اعتراض کردهاند. سال ۲۰۰۸ هم جی. ام. کوتسی، برنده نوبل از من خواست بیانیهای را به خبرگزاریهای ایران بدهم که نشاندهنده اعتقادش بود که کپیرایت فقط مربوط به پول نیست. او نوشته بود: «قابل درک است که این نویسندگان را ناراحت میکند که کتابهایشان، بدون اجازه، توسط آماتورها ترجمه و فروخته شود، بدون اینکه خبر داشته باشند.»
@ehsanname
📌متن کامل را اینجا بخوانید:
theguardian.com/books/2017/jun/23/why-iran-has-16-different-translations-of-one-khaled-hosseini-novel
🔹در سفر رییسجمهور کلمبیا به فرانسه، یک میدانِ پاریس به نام گابریل گارسیا مارکز نامگذاری شد. این میدان نزدیک جایی است که زمانی گابو سکونت داشت و «کسی به سرهنگ نامه نمینویسد» را آنجا نوشت @ehsanname
Forwarded from احساننامه
Rabanaa
Shajarian
Forwarded from ماجرا
Audio
Kourosh Asadi
داستان «خانه كبود» با صدای كورش اسدی
منتشر شده در داستان آذر 89 و در سیدی صوتی همراه 1
كانال ماهنامه داستان همشهری
@dastanmag
منتشر شده در داستان آذر 89 و در سیدی صوتی همراه 1
كانال ماهنامه داستان همشهری
@dastanmag
📚در ۲۰سالگی هری پاتر طرح جلدهای کتاب اول هری پاتر در کشورهای مختلف را ببینید. «هری پاتر و سنگ جادو» سال ۱۹۹۷ منتشر شد و خیلی زود راهش را باز کرد. اولین جلد آن بالایی، سمت چپ بود @ehsannsne
Forwarded from احساننامه
🌙میزان فطریه شاعران چقدر است؟
@ehsanname
بگیر فطرهام، اما مخور برادر جان
که من در این رمضان قوتِ غالبم غم بود
#مهدی_اخوان_ثالث
در هر رمضان فرصت من کم بودهست
این رحمتِ وارفته، محرّم بودهست
از فطریهام مستحقی شاد نشد
عمریست که قوت غالبم غم بودهست
#اصغر_عظیمی_مهر
عمریست قوت غالب من اشکِ روضه است
با نرخ عشق فطریهام را حساب کن
#صهبا_رحیمی
شهد لبهای نگارم گشته قوت غالبم
من چگونه فطریه باید بپردازم خدا؟
گفتهای باشد روا بر مستمندان فطریه
من گدای کوی یارم، میشود بر من روا؟
#سید_مسیح_شاهچراغ
من که جای خوردن افطار میبوسم تو را
ماندهام فطریهام گندم بُوَد یا نیشکر؟
#سعیدصاحب_علم
میدهم فطريه امسال دو كندوى عسل
بسكه بوسيدهام اين ماه لب لعل تو را
#مهدى_خداپرست
زکاتِ فطره یقیناً «انار» خواهم داد
که قوت غالبِ امسال من لبانت بود
#کاظم_ذبیحی_نژاد
@ehsanname
@ehsanname
بگیر فطرهام، اما مخور برادر جان
که من در این رمضان قوتِ غالبم غم بود
#مهدی_اخوان_ثالث
در هر رمضان فرصت من کم بودهست
این رحمتِ وارفته، محرّم بودهست
از فطریهام مستحقی شاد نشد
عمریست که قوت غالبم غم بودهست
#اصغر_عظیمی_مهر
عمریست قوت غالب من اشکِ روضه است
با نرخ عشق فطریهام را حساب کن
#صهبا_رحیمی
شهد لبهای نگارم گشته قوت غالبم
من چگونه فطریه باید بپردازم خدا؟
گفتهای باشد روا بر مستمندان فطریه
من گدای کوی یارم، میشود بر من روا؟
#سید_مسیح_شاهچراغ
من که جای خوردن افطار میبوسم تو را
ماندهام فطریهام گندم بُوَد یا نیشکر؟
#سعیدصاحب_علم
میدهم فطريه امسال دو كندوى عسل
بسكه بوسيدهام اين ماه لب لعل تو را
#مهدى_خداپرست
زکاتِ فطره یقیناً «انار» خواهم داد
که قوت غالبِ امسال من لبانت بود
#کاظم_ذبیحی_نژاد
@ehsanname
Forwarded from احساننامه
Rabanaa
Shajarian
حافظ منشین بی می و معشوق زمانی
کایامِ گل و یاسمن و عیدِ صیامست
@ehsannane
🔹غزلی از حافظ از قدیمیترین نسخه دیوان خواجه، کتابت ۸۰۱ هجری (بیتها به صورت افقی و دنبال هم نوشته شده)
کایامِ گل و یاسمن و عیدِ صیامست
@ehsannane
🔹غزلی از حافظ از قدیمیترین نسخه دیوان خواجه، کتابت ۸۰۱ هجری (بیتها به صورت افقی و دنبال هم نوشته شده)
📸 صبحانۀ کنت لئو تولستوی. این عکس در ایامی که تولستوی به عیادت آنتوان چخوف آمده بود (۱۹۰۱) گرفته شده. چخوف در این زمان به خاطر سل در شهر یالتا خانهنشین بود @ehsanname
🗞نیمتای اول روزنامه «اطلاعات» قبل از عید فطر ۱۳۳۲: اختلافات داخلی و تشکیل نشدن مجلس، بازگشت سفیر آمریکا به ایران و تلاش برای پیدا کردن منابع اقتصادیِ جدید - دو ماه بعد کودتا شد @ehsanname
🗞 نماز عید فطر آن سال را آیتالله کاشانی در بازار (مسجد سلطانی) خواند. گزارشگر روزنامه از محتوای خطبهها چیزی ننوشته - روزنامه «اطلاعات» ۲۴ خرداد ۱۳۳۲ @ehsanname
🗞 دو تصویر از حاضران در مراسم سلام عید فطر به شاه: سفیران خارجی و هیأت دولت. نکتهاش جای خالی مصدق در عکس پایین است، او به دیدار شاه نرفته بود - روزنامه «اطلاعات» ۲۴ خرداد ۱۳۳۲ @ehsanname
🗞 فرمانداری نظامی تهران اطلاعیه داده که شب عید سه شیرهکشخانه کشف شده و ضمناً ساعت ۲۴ تا ۴ صبح هم رفتوآمد ممنوع است. ممنوعیتِ شبانه در رمضان لغو شده بود - روزنامه «اطلاعات» ۲۴ خرداد ۱۳۳۲ @ehsanname
🗞در همان اوضاع شلوغ و پلوغ هم تقلب سر امتحان رونق داشته. ستون کناری هم قیمت ارز است که دلار که ۱۰ تومان و ۲ ریال بوده - روزنامه «اطلاعات» ۲۰ خرداد ۱۳۳۲ @ehsanname
🗞 اکران ویژه عید فطر سینما در ۱۳۳۲: هر دو قسمت فیلم «بینوایان» با هم! احتمالا منظور نسخه فرانسوی ساخت ژان-پل لو شانوا (۱۹۵۸) باشد که ۲۱۷ دقیقهای است - روزنامه «اطلاعات» ۲۱ خرداد ۱۳۳۲ @ehsanname
🗞چاپ مجموعه آثار صادق هدایت در همان ایام به جلد ششم و «سگ ولگرد» رسیده بوده. در این زمان از مرگ صادق هدایت دو سال میگذشته. روزنامه «اطلاعات» ۲۰ خرداد ۱۳۳۲ @ehsanname
🔹 سردیس شیرکو بیکهس، شاعر معروف در عمارت خسروآباد سنندج (راست) و سردیس محمد قاضی، مترجم برجسته در خانه کرد سنندج (چپ). هر دو مجسمه کار استاد هادی ضیاءالدینی است – عکس از خانم الهام عدیمی @ehsanname
Forwarded from یک پزشک - پلاس
سال 1940- در اوج بمبارانهای لندن توسط آلمان، مردم به یک کتابخانه عمومی تخریبشده رفتهاند و برای مطالعه کتاب انتخاب میکنند.
——
👉 @pezeshk_plus
——
👉 @pezeshk_plus
🍅خیلی خوب است که یک تولیدیِ سس و ربِ گوجه به ادبیات و فرهنگ توجه دارد، اما سلیقه هم چیز بدی نیست. نمونه همایون شجریان هنرمندانه است، اما واقعاً این چهره شباهتی به سعدی دارد؟ @ehsanname
Forwarded from هفتهنامهٔ کرگدن
رادیو کرگدن
• کرگدنپریم؛ انتخابات
• «آداب مناظره یا هر کی مشت اول را بزند»
نوشتهٔ احسان رضایی
روایت: مسعود خطیبی
شمارهٔ ۴۸
👇
@kargadanmagazine
• کرگدنپریم؛ انتخابات
• «آداب مناظره یا هر کی مشت اول را بزند»
نوشتهٔ احسان رضایی
روایت: مسعود خطیبی
شمارهٔ ۴۸
👇
@kargadanmagazine