🌪 در باب گرد و غبار بیامان فرماید
@ehsanname
خیام رسید تا به اهواز، سرود
«از خاک برآمدیم و در خاک شدیم»
#رضا_احسان_پور
@ehsanname
خیام رسید تا به اهواز، سرود
«از خاک برآمدیم و در خاک شدیم»
#رضا_احسان_پور
کمک دن براون به حفظ رازها
@ehsanname
به گزارش گاردین، دن براون، نویسنده «رمز داوینچی» میخواهد ۳۰۰هزار یورو (۲۳۷هزار پوند) به کتابخانهای کمک کند که منبع الهام او در نگارش رمانهایش بوده. دن براون که خودش هم مثل رابرت لنگدان، در زمان نگارش دو رمان «نماد گمشده» و «دوزخ»، بارها به نسخههای خطی و پیچیده این کتابخانه هلندی مراجعه کرده، حالا قرار است در پروژه تبدیل آرشیو کتابخانه ریتمن به آرشیو دیجیتال سهیم باشد. کتابخانه ریتمن که در آمستردام هلند واقع است، ۴۶۰۰ نسخه خطی و کتاب چاپی قبل از سال ۱۹۰۰ دارد که همگی به موضوعات کیمیاگری، عرفان، باطنیگری و ادبیات گنوسی اختصاص دارند. نام اصلی این کتابخانه Bibliotheca Philosophica Hermetica (کتابخانه فلسفی هرمسی) است 👇
theguardian.com/books/2016/jun/17/dan-brown-donates-300000-to-digitise-mystical-books-that-inspired-him
@ehsanname
به گزارش گاردین، دن براون، نویسنده «رمز داوینچی» میخواهد ۳۰۰هزار یورو (۲۳۷هزار پوند) به کتابخانهای کمک کند که منبع الهام او در نگارش رمانهایش بوده. دن براون که خودش هم مثل رابرت لنگدان، در زمان نگارش دو رمان «نماد گمشده» و «دوزخ»، بارها به نسخههای خطی و پیچیده این کتابخانه هلندی مراجعه کرده، حالا قرار است در پروژه تبدیل آرشیو کتابخانه ریتمن به آرشیو دیجیتال سهیم باشد. کتابخانه ریتمن که در آمستردام هلند واقع است، ۴۶۰۰ نسخه خطی و کتاب چاپی قبل از سال ۱۹۰۰ دارد که همگی به موضوعات کیمیاگری، عرفان، باطنیگری و ادبیات گنوسی اختصاص دارند. نام اصلی این کتابخانه Bibliotheca Philosophica Hermetica (کتابخانه فلسفی هرمسی) است 👇
theguardian.com/books/2016/jun/17/dan-brown-donates-300000-to-digitise-mystical-books-that-inspired-him
◾️ ایسنا، ساعتی پیش، خبر از درگذشت بی سر وصدای امیر عشیری، پلیسینویس مشهور در پنجشنبه گذشته داد. عشیری، که به «الکساندر دومای ایران» مشهور بود، یکی از پاورقینویسهای پرکار و پرطرفدار در دهههای چهل و پنجاه بود. ۹ سال پیش مصاحبهای با او داشتم در هفتهنامه «همشهری جوان» شماره ۱۱۵، حیف که همه حضور ذهن و دقت او در نقل خاطره را نمیشد حروفچینی کرد تا همه بفهمند که پیرمرد، چه قصهگوی قهاری است. آن مصاحبه را بخوانید 👇 @ehsanname
احساننامه
آشنایی با اعضای کمیسیون فرهنگی مجلس دهم @ehsanname بالاخره بعد از گفتگوهای بسیار بر سر علاقه یا عدم علاقه به کمیسیون فرهنگی، با اضافه شدن رییس و نایب رییس مجلس دهم به این کمیسیون، ترکیب آن تعیین شد. اینجا خلاصهای از سوابق فرهنگی و کتابی اعضای محترم این کمیسیون…
ترکیب نهایی کمیسیون فرهنگی مجلس دهم
@ehsanname
امروز، با جدا شدن علی لاریجانی و علی کاظمی باباحیدری (نماینده اردل و فارسان) از کمیسیون فرهنگی مجلس دهم و پیوستن هفت نماینده دیگر به این کمیسیون، نهایتا تعداد اعضای این کمیسیون به عدد ۱۷ رسید. در رایگیری امروز، حجتالاسلام نصرالله پژمانفر رئیس کمیسیون فرهنگی شد، حجتالاسلام احمد سالک و جمشید جعفرپور بهعنوان نایب رییس اول و دوم انتخاب شدند و حجتالاسلام احد آزادیخواه هم جایگاه سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس دهم را به دست آورد. اینجا ترکیب نهایی فراکسیون فرهنگی را با گرایشهای سیاسی اعضایش میبینید. اسم ۸ نماینده این کمیسیون در ائتلاف اصولگرایان 🔶 بوده و ۸ نماینده با لیست امید 🔷 به مجلس آمدهاند، یک نماینده مستقل از هر دو لیست ◽️ هم داریم که احتمالا در رایگیریهای آتی نقش بسیار مهمی خواهد داشت:
@ehsanname
🔶 حجتالاسلام احد آزادیخواه (نماینده ملایر) (سخنگوی کمیسیون)
◽️علیرضا ابراهیمی (نماینده آزادشهر و رامیان)
🔶حجتالاسلام نصرالله پژمانفر (نماینده مشهد) (رییس کمیسیون)
🔶 جمشید جعفرپور (نماینده لارستان) (نایبرییس دوم کمیسیون)
🔷 سیده فاطمه ذوالقدر (نماینده تهران)
🔶حجتالاسلام احمد سالک (نماینده اصفهان) (نایبرییس اول کمیسیون)
🔶 محمداسماعیل سعیدی (نماینده تبریز)
🔷 پروانه سلحشوری (نماینده تهران)
🔷 طیبه سیاوشی شاهعنایتی (نماینده تهران)
🔷 حجتالاسلام مهدی شیخ (نماینده تهران)
🔶 حجتالاسلام سیدصادق طباطبایینژاد (نماینده اردستان)
🔶 سید احسان قاضیزاده هاشمی (نماینده فریمان و سرخس)
🔶 غلامرضا کاتب (نماینده گرمسار)
🔷 حجتالاسلام احمد مازنی (نماینده تهران)
🔷 اصغر مسعودی (نماینده استهبان و نیریز)
🔷 علی مطهری (نماینده تهران)
🔷 محمدعلی وکیلی (نماینده تهران)
@ehsanname
امروز، با جدا شدن علی لاریجانی و علی کاظمی باباحیدری (نماینده اردل و فارسان) از کمیسیون فرهنگی مجلس دهم و پیوستن هفت نماینده دیگر به این کمیسیون، نهایتا تعداد اعضای این کمیسیون به عدد ۱۷ رسید. در رایگیری امروز، حجتالاسلام نصرالله پژمانفر رئیس کمیسیون فرهنگی شد، حجتالاسلام احمد سالک و جمشید جعفرپور بهعنوان نایب رییس اول و دوم انتخاب شدند و حجتالاسلام احد آزادیخواه هم جایگاه سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس دهم را به دست آورد. اینجا ترکیب نهایی فراکسیون فرهنگی را با گرایشهای سیاسی اعضایش میبینید. اسم ۸ نماینده این کمیسیون در ائتلاف اصولگرایان 🔶 بوده و ۸ نماینده با لیست امید 🔷 به مجلس آمدهاند، یک نماینده مستقل از هر دو لیست ◽️ هم داریم که احتمالا در رایگیریهای آتی نقش بسیار مهمی خواهد داشت:
@ehsanname
🔶 حجتالاسلام احد آزادیخواه (نماینده ملایر) (سخنگوی کمیسیون)
◽️علیرضا ابراهیمی (نماینده آزادشهر و رامیان)
🔶حجتالاسلام نصرالله پژمانفر (نماینده مشهد) (رییس کمیسیون)
🔶 جمشید جعفرپور (نماینده لارستان) (نایبرییس دوم کمیسیون)
🔷 سیده فاطمه ذوالقدر (نماینده تهران)
🔶حجتالاسلام احمد سالک (نماینده اصفهان) (نایبرییس اول کمیسیون)
🔶 محمداسماعیل سعیدی (نماینده تبریز)
🔷 پروانه سلحشوری (نماینده تهران)
🔷 طیبه سیاوشی شاهعنایتی (نماینده تهران)
🔷 حجتالاسلام مهدی شیخ (نماینده تهران)
🔶 حجتالاسلام سیدصادق طباطبایینژاد (نماینده اردستان)
🔶 سید احسان قاضیزاده هاشمی (نماینده فریمان و سرخس)
🔶 غلامرضا کاتب (نماینده گرمسار)
🔷 حجتالاسلام احمد مازنی (نماینده تهران)
🔷 اصغر مسعودی (نماینده استهبان و نیریز)
🔷 علی مطهری (نماینده تهران)
🔷 محمدعلی وکیلی (نماینده تهران)
معرفی پاورقینویسهای دهه چهل و پنجاه، در کتاب «چهره مطبوعات معاصر» چاپ ۱۳۵۱: ذبیحالله منصوری. او خرداد ۱۳۶۵ درگذشت @ehsanname
معرفی پاورقینویسهای دهه چهل و پنجاه، در کتاب «چهره مطبوعات معاصر» چاپ ۱۳۵۱: حسینقلی مستعان. او اسفند ۱۳۶۱ درگذشت @ehsanname
معرفی پاورقینویسهای دهه چهل و پنجاه، در کتاب «چهره مطبوعات معاصر» چاپ ۱۳۵۱: امیر عشیری. او چند روز پیش در خرداد ۱۳۹۵ درگذشت @ehsanname
معرفی پاورقینویسهای دهه چهل و پنجاه، در کتاب «چهره مطبوعات معاصر» چاپ ۱۳۵۱: رسول ارونقی کرمانی @ehsanname
معرفی پاورقینویسهای دهه چهل و پنجاه، در کتاب «چهره مطبوعات معاصر» چاپ ۱۳۵۱: رجبعلی اعتمادی. او در قید حیات و ساکن تهران است @ehsanname
اگر دنبال یک کار حالخوبکن میگردید، طرح اهدای کتاب برای ساخت کتابخانه در بیمارستانهای کودکان را امتحان کنید 🎁 هر روز از ساعت ۱۹ تا ۲۳، خیابان حجاب، کانون پرورش فکری 📚 تا ۴ تیر وقت هست
@ehsanname
@ehsanname
رسم جنوبی گِرگِشو (تغیریافته «گرهگشا») در نیمه رمضان؛ بچهها در خانهها میروند و به یاد شیرینی حضرت زهرا(س) در میلاد فرزندشان، طلب خوردنی میکنند و عربی-فارسی میگویند: «عَطینی گِرگِشو» @ehsanname
در حاشیه دیدار سالانه شعرا با رهبر انقلاب، شاعران جوان کتابهایشان را به رهبری میدهند/ عکس از khamenei.ir
در دیدار شب گذشته شاعران با رهبری، سه شاعر افغان، محمد کاظم کاظمی، محسن سعیدی و نصیر ندیم هم شعرخوانی داشتند. محمدکاظم کاظمی، شاعر معروف، درباره این مجلس گفتگویی با فارس افغانستان داشته که در آن، از علاقه رهبری به یک رمان منتشرشده به زبان ایرانی در خارج از ایران صحبت شده است:
@ehsanname
«برای من آنچه در صحبتهای مقام رهبری حیرتانگیز بود، اشاره ایشان به کتاب «شوکران در ساتگین سرخ» بود که رمانی از حسین فخری داستاننویس معروف افغانستان است. ایشان گفتند که چندی پیش با رئیس جمهور افغانستان هم درباره این رمان و نویسندهاش صحبت کردند. این جالب است که این رمان در ایران چاپ نشده [رمان چاپ پیشاور و ۱۳۷۸ است] و چه بسا که برای بسیاری از مردم ایران و حتی افغانستان، ناآشناست.»
af.farsnews.com/13950401000722
@ehsanname
«برای من آنچه در صحبتهای مقام رهبری حیرتانگیز بود، اشاره ایشان به کتاب «شوکران در ساتگین سرخ» بود که رمانی از حسین فخری داستاننویس معروف افغانستان است. ایشان گفتند که چندی پیش با رئیس جمهور افغانستان هم درباره این رمان و نویسندهاش صحبت کردند. این جالب است که این رمان در ایران چاپ نشده [رمان چاپ پیشاور و ۱۳۷۸ است] و چه بسا که برای بسیاری از مردم ایران و حتی افغانستان، ناآشناست.»
af.farsnews.com/13950401000722
⬅️ ناصر فیض، از شاعران شرکتکننده در دیدار شب گذشته شاعران با رهبری، مثل هر سال غزل طنزی خواند. این غزل طنز، نقیضهای بر یک غزل خواجه حافظ است که احتمالا به زودی در کتاب «حافیض» منتشر خواهد شد. فیض در نمایشگاه امسال هم کتاب «فیضاً له» را که نقضیههایی با ۱۰۰ بیت حافظ بود داشت. غزلی که دیشب فیض خواند را بخوانید:
@ehsanname
گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
من ماندهام اینجا که حلال است؟ حرام است؟
با این که به فتوای دل اشکال ندارد
گر یار پسندید تو را کار تمام است
در مذهب ما باده حلال است، ولی حیف
در مذهب اسلام همین باده حرام است
شد قافیه تکرار ولی مسئلهای نیست
چون شاعر این بیت طرفدار نظام است
با محتسبم عیب مگویید که او نیز
لب دارد و گهگاه لبش بر لبِ جام است
این ماه شب چاردهم در شب مهتاب،
یا این که نه، همسایه ما بر لب بام است؟
در مجلس اگر جای خودت را نشناسی
اینجاست که مفهوم قعود تو قیام است
پرسید طبیبم، که: «پس از رفتن یارت
وضع تو اعم از بد و از خوب، کدام است؟»
از این که چه آمد به سرم هیچ نگفتم،
گفتم دل من سوخت، نفهمید کجام است!
@ehsanname
گل در بر و می در کف و معشوق به کام است
من ماندهام اینجا که حلال است؟ حرام است؟
با این که به فتوای دل اشکال ندارد
گر یار پسندید تو را کار تمام است
در مذهب ما باده حلال است، ولی حیف
در مذهب اسلام همین باده حرام است
شد قافیه تکرار ولی مسئلهای نیست
چون شاعر این بیت طرفدار نظام است
با محتسبم عیب مگویید که او نیز
لب دارد و گهگاه لبش بر لبِ جام است
این ماه شب چاردهم در شب مهتاب،
یا این که نه، همسایه ما بر لب بام است؟
در مجلس اگر جای خودت را نشناسی
اینجاست که مفهوم قعود تو قیام است
پرسید طبیبم، که: «پس از رفتن یارت
وضع تو اعم از بد و از خوب، کدام است؟»
از این که چه آمد به سرم هیچ نگفتم،
گفتم دل من سوخت، نفهمید کجام است!
عکسی متفاوت از احمد شاملو شاعر، پشت کامپیوتر خانگی. عکس را کاوه کاظمی، عکاس مشهور ایرانی، در سال ۱۳۶۹ برداشته است @ehsanname
طرح تابستانه کتاب اعلام شد: ۱۶ تیر تا ۱۵ مرداد، در کتابفروشیهای عضو طرح به ازای هر ۱۰۰هزار تومان خرید کتاب عمومی، ۲۰هزار تومان و برای هر ۱۰۰هزار تومان کتاب کودک، ۲۵هزار تومان یارانه بگیرید @ehsanname
احساننامه
یادداشتی درباره شرلوک هولمز و تنهایی او، در هفتهنامه «کرگدن» شماره ۸ بخوانید @ehsanname
رازهای مردی که نبود
احسان رضایی
@ehsanname
آن که گفته «برگشتن روزگار سهل است، یارب نظر تو برنگردد» معلوم است که خودش هیچوقت به زمین سفت نرسیده بوده است. البته که نظر لطف حضرت باری، اول و آخر همه امور است، اما برگشتن ورق روزگار هم همچین آسان و بیدردسر نیست. روزگار و زمانه که جای خود دارد، حتی رفیق آدم هم با آدم سر لج بیفتد، پدر صاحب بچه درمیآید. همین شرلوک هلمز که نماد زرنگی و تیزی و فرزی است را ببینید. وضعیتش آن داستانهای اول که سر آرتور کانن دویل نویسنده، هنوز با او بر سر مهر و محبت و مدارا بود با باقی داستانها زمین تا آسمان فرق میکند. خب البته تقصیر خودش هم هست. دکتر کانندویل که از اولش با او کاری نداشت. نشسته بود یک گوشه مطب، داشت برای خودش مریض میدید و نانی میبرد سر سفره زن و بچه. اصلا شما خودتان را بگذارید جای آرتور کانندویل، پزشک جوانی که از یک طرف به خاطر نبوغ بالایش توانسته در ۲۱سالگی دورۀ تحصیل طب را تمام کند و وزارت بهداشت انگلیس را به تحسین وادارد ولی از آن طرف، مردم عادی به پزشکی اینهمه جوان اعتماد ندارند و مطب او همیشه خلوت است. خب، آن اوایل کانندویل از سر تفنن و در اوقات بیکاری در مطب، داستان پلیسی مینوشت و با اسم مستعار چاپشان کرد. حقالتحریر هم ظاهرا برخلاف امروز بالا بوده و آقای دکتر تشویق شده که همینطور تند و تند بنویسد و اولین کارآگاه خصوصی تاریخ، جناب شرلوک هولمز را خلق کند. اما این پزشک جوان نابغه حق نداشت بعد از مدتی بخواهد داستانهای جدیدی بنویسد و در سایر زمینهها هم طبعآزمایی بکند؟ انصاف داشته باشید. کانندویل ۱۴تا داستان با محوریت هولمز نوشته بود که دید حالا سجادهنشین باوقاری هم نیست، لااقل دکتر حاذقی که هست و اصلا چه کاری است هی خودش را در قالب دکتر واتسون، مسخرۀ دست شرلوک بکند. پس هولمز را با پرفسور موریاتی سر شاخ کرد و جفتشان را از آبشاری در سوئیس پرت کرد پایین بلکه خودش را از شر او راحت کند و بتواند آثار دیگری خلق کند. اما سیل نامهها و اعتراضات به این کار نویسنده آنقدر زیاد بود که ملکه اعطای نشان شوالیه به خاطر مقالات حماسیاش در زمان جنگ بوئرها را منوط و مشروط کرد به زنده کردن شرلوک هولمز کرد. عاقبت کانندویل تسلیم شد و از ۱۹۰۱ دوباره آقای کارآگاه را برگرداند و یک توجیهی هم جور کرد که آن سقوط، صحنهسازی و برای فریب اعضای باند موریاتی بوده. از همینجا بود که روزگار برای شرلوک هولمز برگشت. کانندویل که از مخلوقش شکست خورده بود، این بار تا توانست صفات و خلقیات ناجور مثل ویولن زدن در نیمهشب به شرلوک هولمز نسبت داد، شرلوک شد آدم مغرور و گندهدماغی که دیگران را محل نمیداد و بهعلاوه به او صفت تنهایی را هم اضافه کرد. توی ۴۴تا داستان بعدی، واتسن سر و سامان گرفت، اما شرلوک هولمز همیشه از زنها ترسید. تنها زنی که توانست از او دل ببرد، یک خواننده اپرا بود به نام ایرنه آدلر که بارها به خاطر او توی دردسر افتاد. آدلر توی پنج داستان حضور دارد و با مرگش در ۱۹۰۳، هولمز تصمیم میگیرد که دیگر کار نکند. گفت «سه غم اومد به جونم هر سه یک بار» و همهاش به خاطر همان بود که کانن دویل با شرلوک سر لج افتاده بود... یا رب نظر تو برنگردد.
@ehsanname
بخشی از مطلب پرسوناژ در شماره ۸ هفتهنامه «کرگدن»
احسان رضایی
@ehsanname
آن که گفته «برگشتن روزگار سهل است، یارب نظر تو برنگردد» معلوم است که خودش هیچوقت به زمین سفت نرسیده بوده است. البته که نظر لطف حضرت باری، اول و آخر همه امور است، اما برگشتن ورق روزگار هم همچین آسان و بیدردسر نیست. روزگار و زمانه که جای خود دارد، حتی رفیق آدم هم با آدم سر لج بیفتد، پدر صاحب بچه درمیآید. همین شرلوک هلمز که نماد زرنگی و تیزی و فرزی است را ببینید. وضعیتش آن داستانهای اول که سر آرتور کانن دویل نویسنده، هنوز با او بر سر مهر و محبت و مدارا بود با باقی داستانها زمین تا آسمان فرق میکند. خب البته تقصیر خودش هم هست. دکتر کانندویل که از اولش با او کاری نداشت. نشسته بود یک گوشه مطب، داشت برای خودش مریض میدید و نانی میبرد سر سفره زن و بچه. اصلا شما خودتان را بگذارید جای آرتور کانندویل، پزشک جوانی که از یک طرف به خاطر نبوغ بالایش توانسته در ۲۱سالگی دورۀ تحصیل طب را تمام کند و وزارت بهداشت انگلیس را به تحسین وادارد ولی از آن طرف، مردم عادی به پزشکی اینهمه جوان اعتماد ندارند و مطب او همیشه خلوت است. خب، آن اوایل کانندویل از سر تفنن و در اوقات بیکاری در مطب، داستان پلیسی مینوشت و با اسم مستعار چاپشان کرد. حقالتحریر هم ظاهرا برخلاف امروز بالا بوده و آقای دکتر تشویق شده که همینطور تند و تند بنویسد و اولین کارآگاه خصوصی تاریخ، جناب شرلوک هولمز را خلق کند. اما این پزشک جوان نابغه حق نداشت بعد از مدتی بخواهد داستانهای جدیدی بنویسد و در سایر زمینهها هم طبعآزمایی بکند؟ انصاف داشته باشید. کانندویل ۱۴تا داستان با محوریت هولمز نوشته بود که دید حالا سجادهنشین باوقاری هم نیست، لااقل دکتر حاذقی که هست و اصلا چه کاری است هی خودش را در قالب دکتر واتسون، مسخرۀ دست شرلوک بکند. پس هولمز را با پرفسور موریاتی سر شاخ کرد و جفتشان را از آبشاری در سوئیس پرت کرد پایین بلکه خودش را از شر او راحت کند و بتواند آثار دیگری خلق کند. اما سیل نامهها و اعتراضات به این کار نویسنده آنقدر زیاد بود که ملکه اعطای نشان شوالیه به خاطر مقالات حماسیاش در زمان جنگ بوئرها را منوط و مشروط کرد به زنده کردن شرلوک هولمز کرد. عاقبت کانندویل تسلیم شد و از ۱۹۰۱ دوباره آقای کارآگاه را برگرداند و یک توجیهی هم جور کرد که آن سقوط، صحنهسازی و برای فریب اعضای باند موریاتی بوده. از همینجا بود که روزگار برای شرلوک هولمز برگشت. کانندویل که از مخلوقش شکست خورده بود، این بار تا توانست صفات و خلقیات ناجور مثل ویولن زدن در نیمهشب به شرلوک هولمز نسبت داد، شرلوک شد آدم مغرور و گندهدماغی که دیگران را محل نمیداد و بهعلاوه به او صفت تنهایی را هم اضافه کرد. توی ۴۴تا داستان بعدی، واتسن سر و سامان گرفت، اما شرلوک هولمز همیشه از زنها ترسید. تنها زنی که توانست از او دل ببرد، یک خواننده اپرا بود به نام ایرنه آدلر که بارها به خاطر او توی دردسر افتاد. آدلر توی پنج داستان حضور دارد و با مرگش در ۱۹۰۳، هولمز تصمیم میگیرد که دیگر کار نکند. گفت «سه غم اومد به جونم هر سه یک بار» و همهاش به خاطر همان بود که کانن دویل با شرلوک سر لج افتاده بود... یا رب نظر تو برنگردد.
@ehsanname
بخشی از مطلب پرسوناژ در شماره ۸ هفتهنامه «کرگدن»
شعری از اصغر بیچاره، در مجلس گرامیداشتش: ساقی محفل ما چون شد پیر/ رفت و دربانِ در میكده شد/ سالها پنبه زدم مردم را/ عاقبت پنبهی ما هم زده شد @ehsanname
نمونه بیدقتی در تولید کتاب و درج یادداشتهای ویراستار در متن - نقل از فیسبوک مهرداد ملکزاده (باستانشناس) @ehsanname
🇪🇺 چند ساعت بیشتر تا برگزاری رفراندوم ماندن یا جدا شدن از اتحادیه اروپا، در بریتانیا، باقی نمانده است. گاردین از نویسندگان و متفکران اروپایی خواسته است تا در این آخرین ساعات اگر توصیهای برای بریتانیا دارند، در قالب نامه بنویسند.
@ehsanname
نامههای dear Britain را از نویسندگانی که بینشان اسلاوی ژیژک (از اسلونی) و یوناس یوناسون (از سوئد) هم هست را در این آدرس بخوانید 👇
https://www.theguardian.com/books/2016/jun/04/dear-britain-letters-from-europe-referendum
@ehsanname
نامههای dear Britain را از نویسندگانی که بینشان اسلاوی ژیژک (از اسلونی) و یوناس یوناسون (از سوئد) هم هست را در این آدرس بخوانید 👇
https://www.theguardian.com/books/2016/jun/04/dear-britain-letters-from-europe-referendum