احسان‌نامه – Telegram
احسان‌نامه
7.93K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
🔸نظر بزرگ علوی درباره آثارش
@ehsanname
۲۸ بهمن سالروز درگذشت آقابزرگ علوی (۱۳۷۵)، داستان‌نویس معاصر است. علوی نویسندهٔ پرکاری بود و آثار داستانی و غیرداستانی و ترجمه فراوان دارد. علوی خودش یکبار در نظرسنجی مجله «راهنمای کتاب» سال۴ شماره ۳ (خرداد ۱۳۴۰) صفحه ۲۰۹و۲۱۰ دربارهٔ بهترین اثرش اینطوری نوشته بود:
@ehsanname
"هیچ یک از آثار خودم را نمی‌پسندم. هر یک از آنها دارای معایب و نقایصی است که سازنده آنها بهتر از هر کس دیگر آنها را می‌بیند و بازمی‌شناسد. يقين دارم اگر قهرمانان مخلوق من زبان گویا داشتند ایرادهای فراوان به من می‌گرفتند. حق هم داشتند و اگر من آثار خود را منتشر نکرده بودم امروز بی‌رحمانه با قلم سرخ به جانشان می‌افتادم و سر و دست می‌شکستم. اما دیگر دیر شده است. آثار من از خالقشان انتقام می‌کشند. داغ آنها به صورت من خورده است و من نویسندهٔ آنها هستم.
از یک اصل کلی گذشته «چشمهایش» را بیشتر از دیگران می‌پسندم. با وجود بعضی خطوط ناشیانه‌ای که در قیافه‌های فرنگیس و ماکان دیده می‌شود هنوز هم من عاشق زیبایی این زن هستم و به یک‌دندگی استاد احترام می‌گذارم. به نظرم چوب‌بست تمام داستان استوار و پابرجاست.
این کتاب چه در ایران و چه در اروپا مکرر مورد انتقاد قرار گرفته است و اغلب منقدین نظر خطاپوش داشته‌اند و کمتر ایراد به پایه‌های داستان گرفته‌اند.
استقبال خوانندگان نیز نظر مرا تأیید می‌کند. تا آنجا که من اطلاع دارم این کتاب در عرض ده سال چهار بار در ایران منتشر شده است و تعداد نسخ آن در اروپا تا سال ۱۹۶۲ به صدهزار خواهد رسید.
من سعی کرده‌ام در «چشمهایش» یک خاصیت نژاد خودمان را که نتیجهٔ موقع جغرافیایی و سیاسی و اقتصادی ایران است و کوشش پایان‌ناپذیر مردم کشورمان را در طلب کمال و جمال و ستیز با معاندین بیان کنم. این آرزوی من بوده است."
goo.gl/PZQ9pu
احسان‌نامه
🇮🇷 اگرچه دلها پر خون است شکوه شادی افزون است سپیدهٔ ما گلگون است که دست دشمن در خون است ای ایران! غمت مرساد جاویدان شکوه تو باد @ehsanname 🎼 شعر هوشنگ ابتهاج #سایه صدای استاد شجریان و همخوانی مردم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎼 به مناسبت زادروز استاد شهرام ناظری (۲۹ بهمن): ویدیو قدیمی از کنسرت سپیده (ایران ای سرای امید)، شعر هوشنگ ابتهاج #سایه با آواز شهرام ناظری و موسیقی استاد محمدرضا لطفی و گروه شیدا @ehsanname
◼️ آسمان کشتی ارباب هنر می‌شکند. تسلیت به همه بازماندگان، به همه هموطنان @ehsanname
📚داستان‌نویس‌ها چی می‌خوانند؟
@ehsanname
جویس کارول اوتس، بانوی داستان‌نویس ۷۹ساله آمریکایی، برای کتابخوان‌های ایرانی هم نام آشنایی است. او در مصاحبه‌ای خیالی با خودش، نظرش درباره کتابهای مختلف را به شکل جالبی دسته‌بندی و معرفی کرده. ترجمه این مصاحبه را (به نقل از ایبنا) بخوانید:
@ehsanname
کتابی که در حال خواندنش هستم
▫️یک کتاب گُزیده جدید به نام «به فکرم خطور کرده که شاید من آمریکا هستم» گردآوری‌شده توسط جاناتان سانتلوفر، در مورد به مخاطره افتادن دموکراسی. (افشاگری: یک متن از من هم در آن هست.)

کتابی که زندگی‌ام را عوض کرد
▫️«آلیس در سرزمین عجایب» و «آن‌سوی آینه» نوشته لوئیس کرول تأثیر عمیقی هم بر زندگی و هم بر نوشتنم گذاشت.

کتابی که دلم می‌خواست من نوشته بودم
▫️این لیست می‌تواند خیلی طولانی باشد... اما در واقع بدون پاسخ است چون قابل تصور نیست: هیچکس دیگری نمی‌توانست «اولیس»، «جنایت و مکافات» یا «موبی‌دیک» یا هر کتاب دیگری را بنویسد، به جز خود افرادی که آن‌ها را نوشته‌اند.

کتابی که بیشترین تأثیر را بر نویسندگی‌ام گذاشت
▫️احتمالا داستان‌های فرانتس کافکا یا «دوبلینی‌ها» یا «بلندی‌های بادگیر» یا ...

کتابی که افکارم را تغییر داد
▫️«برگ‌های علف» از والت ویتمن تاثیر عمیقی بر نویسندگان و شاعران -مخصوصا شاعران- گذاشته است که در طول دوران تحصیل به آنها گفته می‌شود نگاه ویتمن عاشقانه و پرطمطراق است تا شاعرانه.

آخرین کتابی که باعث شد گریه کنم
▫️مرا به خاطر این چیزی که ممکن است به نظر عجیب و مسخره برسد ببخشید، اما من اغلب هنگام نوشتن رمان گریه‌ام می‌گیرد، تا موقع خواندن آن؛ آن هم وقتی که رمان تمام می‌شود و باید نمونه‌خوانی کنم. قدرت احساسی که رمان را هدایت می‌کند چیزی است که رمان‌نویس باید در نوشتن به کار ببندد یا شاید جلوی آن را بگیرد؛ اما هنگام خواندن آزاد است و فرد احساس آسیب‌پذیری می‌کند.

آخرین کتابی که باعث شد بخندم
▫️مثل خیلی‌ها من هم با عبارات بی‌شمارِ نیشدار، خنده‌دار و هولناک «آتش و خشم» مایکل وولف بلند بلند خندیدم.

کتابی که نتوانستم تمام کنم
▫️اعتراف به تمام نکردن «شب‌زنده‌داری فینگن‌ها» جیمز جویس چیزی است که شاید از یک رئیس‌جمهور دیوانه بشود انتظار داشت؛ اما حقیقت دارد. در دفاع از خودم باید بگویم که بارها آن را شروع کردم و هر بار پاراگراف‌ها و صفحاتی از آن را نخوانده رد کردم و خلاصه آن را رها کردم.

کتابی که از نخواندنش خجالت‌زده‌ام
▫️این فهرست هم طولانی خواهد بود ... اما مطمئنا شامل آثار داستانی نظیر «آخرین عادل» اثر آندره شوارتس-بارت درباره هولوکاست می‌شود.

کتابی که هدیه می‌دهم
▫️همیشه یک عنوان ثابت نیست. خریدهای حساب‌نشده برای هر خوانندۀ به‌خصوص.

کتابی که بیشتر از همه دوست دارم با آن به یاد آورده شوم
▫️مثل بیشتر نویسندگان من هم خوشحال می‌شوم که به خاطر چیزی به خاطر سپرده شوم... قطعا به شخص خواننده بستگی دارد. شاید رمان «بلوند» [درباره مریلین مونرو] که در سال ۲۰۰۰ میلادی منتشر کردم. این رمان بزرگ‌ترین اندوه‌ها را برایم به همراه داشت و بیشتر از همه خسته‌ام کرد. به جز آن، شاید کتاب خاطراتم: «منظره از دست‌ رفته: فرا رسیدن دوران یک نویسنده»

📌 theguardian.com/books/2018/feb/16/joyce-carol-oates-books-that-made-me
📌 ibna.ir/fa/doc/shorttrans/257880/

🔹از بین کتابهایی که در بالا اسم آورده شده، اینها به فارسی ترجمه شده‌‌اند: «جنایت و مکافات» فئودور داستایوسکی، «موبی‌دیک» هرمان ملویل، آثار فرانتس کافکا، «اولیس» (خلاصه و فصل ۱۷ آن منتشر شده) و «دوبلینی‌ها» جیمز جویس، «بلندی‌های بادگیر» امیلی برونته، «آلیس در سرزمین عجایب» و «آن‌سوی آینه» لوئیس کرول، «برگ‌های علف» از والت ویتمن (به شکل گزیده)، «آتش و خشم» مایکل وولف
✍️شروین حسینی گرافیست، استیکرهای رستم را با حال و هوایی فانتزی طراحی کرده است @ehsanname

⬅️ استیکرهای رستم از اینجا قابل دانلود است
https://news.1rj.ru/str/addstickers/RostamShervinHoseyni
🔹جایزه‌ای برای نویسندگان جوان و رمان اولی @ehsanname
Forwarded from کبریت مدیا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🕯 فاطمه، فاطمه است...

روايتی عاشقانه از بانوی آب و آيينه به قلم دكتر #علی_شريعتی

با اجرای مژده لواسانی و حامد عسكری


👉 @KebritMedia 👈
🥊جنگ ستارگان؛ یا معروفترین دعواهای عالم ادبیات
@ehsanname
این روزها اخبار مربوط به درگیری را کنار اسم کسانی می‌شنویم که آدم فکرش را هم نمی‌کند. آدم از نویسنده‌جماعت و آنهایی که مظهر ادب و متانت و شخصیت هستند انتظار دیگری دارد و به ادیبان و هنرمندان به چشم دیگری نگاه می‌کند. اما چکار می‌شود کرد؟ نویسنده هم انسان است و شیر پاک‌خورده. آنها هم گاهی خسته می‌شوند، گاهی عصبانی می‌شوند، گاهی می‌خندند، .... گاهی هم مشت‌هایشان را پرتاب می‌کنند توی صورت همدیگر. سایت LitHub فهرستی از ۲۵ دعوای اساسی نویسندگان معاصر. از بادمجانی که یوسا زیر چشم مارکز کاشت (goo.gl/ZoRnxr)، تا دوئلی که مارسل پروست با یکی از منتقدانش انجام داد و جدی جدی به او شلیک کرد (که خوشبختانه به خطا رفت). خودتان بخوانید:
📌 lithub.com/25-legendary-literary-feuds-ranked/

ایبنا هم ۱۰ مورد از ماجراها را انتخاب و ترجمه کرده است:
📌 ibna.ir/fa/doc/longtrans/257982/
📚 کتاب بخرید تا عواید فروشش برای عیدی کودکان زلزله‌زده کرمانشاهی هزینه شود - همین پنجشنبه، کتابفروشی آوند دانش @ehsanname
📜طومار نقّالی، متنی است که نقال از روی آن داستان را برای اجرا می‌خواند، روایتی جدید و گسترش‌یافته از شاهنامه و حماسۀ ملی. این کتاب ۵جلدی، متن طومار یک نقّال معروف، مرحوم مرشد عباس زریری است @ehsanname
Forwarded from اعتمادآنلاین
📊 #اینفوگرافیک | زبان‌ها و گویش‌های در معرض خطر ایران

http://www.etemaadonline.ir/news/news/159753

🆔 @EtemadOnline 👈عضویت⭕️
📝 به بهانۀ انتشار ترجمۀ ایتالیایی رمان «سووشون» خانم سیمین دانشور ببینید طرح جلدهای متفاوت این رمان را در ایران و جهان @ehsanname
📖 دعوت به خواندن، بدون خواندن!
yon.ir/KAJAm
✍️احسان رضایی: اینکه واقعیتهای تاریخی با داستان و افسانه مخلوط شوند، اتفاق رایجی است. اما گاهی هم اتفاق برعکس می‌افتد و یک داستان، رفته رفته تبدیل به تاریخ و سند می‌شود. نمونه‌ای از این اتفاقات را حجت‌الاسلام رسول جعفریان در یادداشتی (goo.gl/rFsVBt) نشان داده بود که چطور یک داستان مصری دربارۀ سقوط اندلس به یک حقیقت تاریخی در میان ایرانیان تبدیل شد.

یک ماجرای مشابه، کتاب «خاطرات مستر همفر» است. این اثر شامل مطالبی است از زبان یک مأمور دولت بریتانیا در قرن ۱۸ میلادی با نام مِستِر همفر (اسم کوچکش در کتاب مشخص نیست) که در آن، این آقای همفر می‌گوید در شکل‌گیری وهابیت و نیز عربستان سعودی نقش داشته. این کتاب، از سال ۱۳۵۲ به فارسی ترجمه شد و البته که در توجه دادن نسبت به جریان وهابیت نقشی داشت، اما مشکل از آنجا شروع شد که اطلاعات تاریخی غلط این اثر، یکی یکی مشخص شد. در کلِ کتاب هیچ حادثه‌ای تاریخ دقیق ندارد، جز دو اتفاق: یکی دیدار همفر با محمد بن عبدالوهاب در بصره، که در اصل تاریخ، آن موقع ابن عبدالوهاب ۹ساله بوده و یکی هم تاریخ آغاز دعوت علنی محمد بن عبدالوهاب که در کتاب ۱۰ سال زودتر از واقعیت تاریخی ذکر شده است. محققان خیلی زود فهمیدند که این کتاب، جعلی و در بهترین حالت یک داستان است.

به عنوان نمونه، نظر دو استاد را دربارۀ این کتاب ببینید. حامد الگار، استاد مطالعات اسلامی و زبان فارسی در دانشگاه کالیفرنیا، در کتاب «وهابیگری» (پاورقی صفحه ۳۸ ترجمه فارسی - ترجمه احمد نمایی، به‌نشر، ۱۳۸۷) برای جعلی دانستن این اثر، چنین دلایلی دارد: اینکه فقط نسخه عربی این خاطرات موجود است؛ هویت مترجم ادعایی آن (Dr. J. Kh) ناشناخته است؛ نسخۀ انگلیسی آن بعدها در استانبول و با انگلیسی ناشیانه‌ای از روی متن عربی ترجمه شده؛ نویسنده از تاریخ هجری به جای میلادی استفاده کرده؛ و اینکه مستر همفر ملی‌گرایی یا ناسیونالیسم را به‌عنوان وسیله‌ای برای فروپاشی وحدت اسلامی پیشنهاد داده «آن هم در زمانی که ملی‌گرایی حتی در اروپا ظهور کم‌رنگی داشت».

مرحوم دکتر صادق آیینه‌وند، استاد تاریخ دانشگاه تربیت مدرس هم نظر مشابهی دارد. شماره ۱۲۲-۱۲۳ ماهنامه «زمانه» (دی و بهمن ۱۳۹۲) ویژه‌نامه‌ای درباره این کتاب دارد (goo.gl/KQrr2v) که از جمله مصاحبه‌ای هم با استاد مرحوم هست (صفحه ۲۱). آیینه‌وند آنجا کتاب را با «امام صادق(ع) مغز متفکر جهان شیعه» ذبیح‌الله منصوری مقایسه کرده و دلایل جعلی بودن آن را این‌طور توضیح داده: «اولا چهره‌های موجود در این کتاب، اشارات متعدد به سوانح و مواضع تاریخی، که هیچ شاهد و قرينه مشابهی برای آنها در منابع و آثار دیگر نمی‌توان یافت. مانند آسیه زن یهودی، روحانی سنی احمد افندی و ... ثانیا اطلاعات کتاب از لحاظ تاریخی، هرگز با منابع موجود و مستند همخوانی ندارد. فاصلۀ شهرها، جزئیات توصیفی از مراکز علمی بغداد، بصره و ... همگی دور از حقیقت و صحت به نظر می‌رسند. سفر ابن عبدالوهاب به ایران نیز یکی از موضوعات بحث‌برانگیز است که تاکنون شاهد معتبری برای تصدیق سفر او به ایران یافت نشده است. ثالثا بی‌اطلاعی و ناآشنایی نویسنده با برخی زمینه‌های فرهنگی و تمدنی جهان اسلام به‌شدت آشکار و هویداست.»

نکتۀ مهمی که استاد آیینه‌وند در این مصاحبه گفته، این است که چنین کتابهایی مانع از نقد علمی و صحیحِ وهابیت می‌شود. چراکه مخالفان این نقدها می‌توانند با استناد به همین کتاب، بگویند باقی مسایل مطرح دربارۀ وهابیت هم ممکن است از همین جنس باشد. در واقع کتابی که به قصد روشنگری دربارۀ وهابیت معرفی و ترویج می‌شود، می‌تواند نتیجۀ عکس بدهد. اما عجیب است که بعضی از نهادهای فرهنگی همچنان دارند مسابقه کتابخوانی این اثر را برگزار می‌کنند. البته که دعوت به کتابخوانی خیلی عالی است، پیشنهاد مطالعه دربارۀ جریانات سیاسی منطقه و توجه به دور و بر خودمان هم لازم. اما چرا این کتاب؟ آن هم بعد از این‌همه اظهار نظر کارشناسی محققان و مورخان. یعنی عزیزان مسئول فکر نمی‌کنند ممکن است شرکت‌کننده در مسابقه، این مطالب را بخواند؟ یا اصلا خودش به جعلی بودن اثر پی ببرد؟ این‌همه کتابِ خوب و خواندنی و محققانه دربارۀ وهابیت هست که قاعدتاً یک مسئول فرهنگی باید بهتر از بقیه آنها را بشناسد. اما چرا آن کتابها به مسابقه گذاشته نمی‌شود؟ اصلا چرا مقولۀ کتاب و کتابخوانی این‌قدر دم‌دستی شده است؟!
@ehsanname
📌یادداشت در شماره ۶۴۱ هفته‌نامه «همشهری جوان»
📓کتابهای جنایی علیه افسردگی
@ehsanname
خوره‌های کتاب می‌گویند داشتن یک کتاب در دستشان، باعث آرامششان می‌شود. این حرفی است دانشمندها هم با آن موافق هستند. دیلی میل گزارشی دارد از تحقیقات و مقالات مختلفی که در ایتالیا، هلند و بریتانیا در مورد کتاب‌درمانی (bibliotherapy) انجام شده و پیشنهاد داده که جای ۶۵میلیون قرص ضدافسردگی که سال ۲۰۱۶ در بریتانیا مصرف شده، از کتاب برای کنترل علایم افسردگی و اضطراب استفاده شود. جالبترین بخش این گزارش، این دو نکته از یک سخنرانی در دانشکده پزشکی لنکستر بریتانیا درباره تأثیرات کتاب‌درمانی در بیماری‌های روانی است:

🔸 اغلب افراد افسرده احساس تنها و منزوی بودن می‌کنند؛ اما خواندن درباره تجربه‌های بقیه مردم، حتی اگر خیالی هم باشند، می‌تواند به آن‌ها امید بدهد.
goo.gl/iJTng5
🔹تحقیقات نشان می‌دهد بیماران [افسرده] راحتی و امنیت موجود در درام‌های جنایی را دوست دارند، چون می‌دانند معمای جنایت در آخر داستان حل می‌شود.   

📌 dailymail.co.uk/health/article-5410275/Reading-crime-novels-help-ease-depression.html
🎧 هر پنج‌شنبه شب در کانال داستان شب @dastaneshab به یک روایت از #احسان_رضایی گوش کنید

این هفته: فولادزره از کتاب طنز «باغ وحش اساطیر» 👇
احسان‌نامه
📝معاون آموزش ابتدایی آموزش و پرورش گفته امسال پیک نوروزی حذف شده و تکلیف عید۹۷ نوشتن خلاصه یک کتاب یا داستان است. با جمعیت ۷میلیونی دانش‌آموزان، اگر این طرح واقعاً اجرا شود تحول بزرگی است @ehsanname
🔹در بخشنامۀ طرح حذف پیک نوروزی آمده مدارس به دانش‌آموزها کتاب معرفی نکنند و آنها هم در هر قالبی از شعر و خاطره و قصه که خواستند، بنویسند یا نمایش بدهند یا تعریف کنند. در عمل یعنی هیچ! @ehsanname
⚽️ ماریو گوتسه، بازیکن بورسیا دورتموند که تک گل فینال جام‌جهانی ۲۰۱۴ را هم زد، داستانی نوشته (دربارۀ پسری که می‌خواهد به تیم ملی آلمان برسد) و توانست جایزۀ کتاب کودکِ سالِ آلمان را ببرد @ehsanname
📺 در پایان مسابقه تلویزیونی «فاز» و بعد از ۹ هفته، نرگس ناجیان (راست) نوجوان زنجانی با طرح «قصه‌گرد» و تلفیقی از گردشگری و ادبیات، برنده جایزه ۱۰۰میلیون تومانی شد @ehsanname
🔹حتی درون جیب
@ehsanname
احسان رضایی: گفته‌اند و درست هم گفته‌اند که برای رسیدن به هر چیزی باید سختی‌هایش را هم تحمل کرد و فی‌المثل برای تکیه زدن بر جای بزرگان، قبلش باید اسباب بزرگی کردن را آماده داشت. اما واقعیت این است که هزار نکتۀ باریکتر ز مو هم وجود دارد و همیشه همۀ کسانی که ادوات و مقدمات یک موضوع را آماده می‌کنند، در دستیابی به هدف مورد نظر موفق نیستند. نمونه‌اش جیبهایی که خیلی‌ها از قبل در لباس‌هایشان آماده کرده‌اند تا اگر پول و اسکناسی سمتشان آمد، جایش آماده باشد. اما پول موجود نازداری است و سراغ هر جیبی نمی‌رود و در خیلی از موارد نسبت پول و جیب، مثل جن و بسم‌الله است. خود من، از بچگی علاقه به لباس‌های جیبدار داشتم و اصلا کیفیت یک لباس را با تعداد جیبهایش و داشتن جیب مخفی یا پنهان می‌سنجیدم و برای همین رفته رفته یاد گرفتم که لباس‌های کوهنوردی، بخصوص کاپشن‌هایشان را بخرم که بیشترین تعداد جیبِ ممکن را دارند. اما نتیجه چی بود؟ اینکه حالا باید همان جیبهای متعدد را با کاغذ و خودکار و دستمال کاغذی پر کنم. ناشکر نیستم، ولی میزان نقدینگی که بخواهد آن‌همه جیب را آباد کند برای امثال ما حکمِ سیمرغ و کیمیا را دارد. بنابراین باید راه دیگری پیدا کرد. می‌گویند پیدایش کتاب‌های جیبی مربوط به عصر روشنگری است که کم کم حرفهایی مطرح شد که کلیسا خوشش نمی‌آمد و سر سبز را به باد می‌داد. اینجور آدمها معمولا می‌رفتند هلند که دور از واتیکان باشند، اما این حرفها همانجا هم خطرناک محسوب می‌شد، بنابراین چاپخانه‌های هلندی فکر بکری کردند و قطعی را ابداع کردند که بشود کتابهای مورددار را سریع توی جیب قایم کرد. بعد که این حرفها عادی شد و کلیسا هم بی‌خیال قضیه شد، کم کم قطع کتابهای جیبی مخصوص موضوعاتی دیگری شد که از جنس سرگرمی و کتابهای مورد پسند عامه بود. اما می‌شود به کاربرد کتابهای جیبی یک مورد دیگر را هم اضافه کرد. اینکه کسانی که لباسشان جیبهای زیاد و متعدد، اما خالی دارد می‌توانند از این کتابها استفاده کنند. اینطوری هم جیب مربوطه خالی نمی‌ماند و هم اینکه صاحب جیب سرش گرم به خواندن کتاب و داستان می‌شود و دیگر فرصتی برای فکر کردن به جیب خالی از اسکناس ندارد. خوشبختانه الان و در بازار کتاب ما هم ناشران متعددی هستند که از قطع کتابهای جیبی و پالتویی استفاده می‌کنند و موضوعات متنوعی را هم منتشر می‌کنند. دیگر مثل قدیم (و عکس پایین👇) نیست که فقط رمان را در قالب جیبی بشود پیدا کرد، بلکه کتابهای فلسفی و تاریخی و حتی درسی هم در این قطع منتشر می‌شود و از این نظر تنوع خوبی برای پر کردن جیب و داشتن یک کتابخانۀ سیار هست. اتفاقا قیمت کتابهای جیبی هم کمتر از قطع‌های دیگر هست و از این حیث هم به جناب جیب چندان فشاری نمی‌آید. پس اگر از آن دسته افرادی هستید که نگران جیب خالی هستید، محض پز عالی، از کتاب جیبی غفلت نکنید.
goo.gl/ngwrB8
📌یادداشت در شماره ۶۴۱ هفته‌نامه «همشهری جوان»
Forwarded from مرکز کتاب پژوهی ایران
♻️ سایه؛ شاعر خوش قریه ای که 19 سال بیشتر ندارد!

استاد یادتونه اولین بار که شعری ازتون چاپ شد چه احساسی داشتید؟

اولین بار یادم نیست. ولی سال 1325 یه روزنامه شعر و عکسی از من چاپ کرد و نوشت شاعر خوش قریه به جای خوش قریحه؛ یعنی شاعری که املاک خوشی داره! من این عکس رو گذاشتم جلوم و چند ساعت می‌خندیدم. می‌گفتم: قیافۀ آقا رو!

منبع: پیر پرنیان اندیش/ میلاد عظیمی و عاطفه طیّه در صحبت سایه، ج2، صص638-639
@Ketabpazhohi