Forwarded from احساننامه
✅ ابوالقاسم خان ناصرالملک؛ از بزرگان ایل قاجار و نایبالسلطنه احمدشاه خردسال، یکی دیگر از مترجمان شکسپیر است. ناصرالملک که اولین ایرانی است که در آکسفورد تحصیل کرده، در زمان اقامت در اروپا، دو ترجمه از شکسپیر انجام داد: «داستان غمانگیز اتللو مغربی در وندیک» و «داستان شورانگیز بازرگان وندیکی» (تاجر ونیزی). او این ترجمهها در سال ۱۲۹۶ شمسی انجام داد. ترجمههای او که هنوز هم خواندنی است و از نمونههای شیرین نثر قاجار، در سالهای ۱۳۳۷ و ۱۳۸۷ چاپ شد. متن زیر، بخشی از مقدمه ناصرالملک بر «اتللو» (صفحات ۱۶ تا ۱۸ چاپ ۱۳۳۷) است که قدیمیترین زندگینامه مفصل #شکسپیر_در_ایران است. جالب است که در همین مطلب، ناصرالملک به مساله اختلاف نظر در هویت شکسپیر هم پرداخته است:
@ehsanname
«ویلیم شاکسپیر که یکی از سخنوران بزرگ و شعرای معروف انگلستان است در صنعت نگاشتن افسانه تصرفات تازه کرده و پایۀ سخن را به جایی بلند رسانیده است. پس از قرنها که پیروی پیشینیان دائره را محدود کرده بود، مبتکر سبکی جدید گردیده و منظرۀ وسیع به عالم طبایع و اخلاق گشوده، گویی نظر دقیق او بههر گوشه و بیغولۀ دل انسانی راه برده که نکتهای از اسرار مکنون بر او پوشیده نیست یا صور حقیقت در آیینه ضمیرش منعکس گردیده و در بیانات او جلوهگر آمده. لطافت طبعش از الفاظ شیرین صورتانگیز و ترکیبات خوشالحان و دلپذیر نظم او هویداست. گاهی به چند کلمۀ رنگین نقشی مینگارد که گویی روح در آن دمیده شده است. در کلام اندک، معنی بسیار گنجانیدن از خصایص اوست و پارهای از عباراتش مانند امثال در زبان انگلیسی جاری... عجب آنکه بیشتر منظومههای خود را در اندک مدتی برای راه انداختن کار تماشاخانه نگاشته و مجال تکرار مراجعه و حک و اصلاح زیاد نداشته و بعد هم در بند پیراستن و چاپ کردن آنها نبوده است... کلیه مصنفات او را پس از وفاتش به چند سال، دوستان او جمع و چاپ کرده، منتشر ساختند و چون مصنف در اینصدد بر نیامده بود غلط بسیار در دیوان او راه یافته و پارۀ از آن موارد شبهه گردیده که آیا نگاشتۀ خامۀ اوست یا ساختۀ دیگری به دستیاری او.
ویلیم شاکسپیر در سنۀ ۱۵۶۴ در استرتفورد-آن-ایون قدم به عرصه وجود نهاد. پدرش از مردمان متوسطالحال آن شهر بود و از راه کسب و زراعت به فراغ بال زندگانی مینمود. هنوز سن او به چهارده نرسیده بود که کار پدر رو به انحطاط گذاشت و متدرجاً به فقر و فاقه انجامید. شاید تنگدستی سبب شد که در جوانی عازم لندن گردد (مقارن سنۀ ۱۵۸۶). چندی در آنجا به عسرت گذرانید تا آنکه به کار تماشاخانه پرداخت و به بازی کردن و نوشتن، حال او رونقی یافت. در سنه ۱۵۹۲ به سلکِ دستۀ درباری الیزابت ملکۀ انگلستان درآمد و پس از مدتی در تماشاخانهای که بازی میکرد شریک گردید و خوشتر بهرۀ او از مال اندوخته این بود که پدر را در پیری از پریشانی آسوده کرد. نزدیک به چهارسال پیش از وفاتش به مولد خود عودت کرده، کنج عزلت گزید و در بیست و سوم آوریل سنۀ ۱۶۱۶ مطابق روز مولودش، به سن پنجاه و دو جهان را بدرود گفته، سر زیر خاک کشید. اکنون قبر او چون زیارتگاهی است و همه ساله در موعد معلوم، گروهی انبوه از هر مرز و بوم برای زنده داشتن نام او در آن شهر گرد آمده، از نمایش نگاشتههای او که بزرگترین صنعتگران بر عهده میگیرند بهرهمند میشوند. هرچند از حالات او اندکی بیش ضبط نشده، از آن برمیآید که مردی بوده است مهربان، خوشرو و دوستیپرور و از دانشِ آموخته، جز آنچه در آن زمان در دبستان مدرسهای مانند استرتفورد-آن-ایون به زبان لاتین تعلیم میکردند، بهرهای نداشته. اما هنرش از روی منظومات او که به همۀ زبانهای اروپا ترجمه شده در جریدۀ عالم ثبت جاودان است.»
#برچیده_ها
@ehsanname
«ویلیم شاکسپیر که یکی از سخنوران بزرگ و شعرای معروف انگلستان است در صنعت نگاشتن افسانه تصرفات تازه کرده و پایۀ سخن را به جایی بلند رسانیده است. پس از قرنها که پیروی پیشینیان دائره را محدود کرده بود، مبتکر سبکی جدید گردیده و منظرۀ وسیع به عالم طبایع و اخلاق گشوده، گویی نظر دقیق او بههر گوشه و بیغولۀ دل انسانی راه برده که نکتهای از اسرار مکنون بر او پوشیده نیست یا صور حقیقت در آیینه ضمیرش منعکس گردیده و در بیانات او جلوهگر آمده. لطافت طبعش از الفاظ شیرین صورتانگیز و ترکیبات خوشالحان و دلپذیر نظم او هویداست. گاهی به چند کلمۀ رنگین نقشی مینگارد که گویی روح در آن دمیده شده است. در کلام اندک، معنی بسیار گنجانیدن از خصایص اوست و پارهای از عباراتش مانند امثال در زبان انگلیسی جاری... عجب آنکه بیشتر منظومههای خود را در اندک مدتی برای راه انداختن کار تماشاخانه نگاشته و مجال تکرار مراجعه و حک و اصلاح زیاد نداشته و بعد هم در بند پیراستن و چاپ کردن آنها نبوده است... کلیه مصنفات او را پس از وفاتش به چند سال، دوستان او جمع و چاپ کرده، منتشر ساختند و چون مصنف در اینصدد بر نیامده بود غلط بسیار در دیوان او راه یافته و پارۀ از آن موارد شبهه گردیده که آیا نگاشتۀ خامۀ اوست یا ساختۀ دیگری به دستیاری او.
ویلیم شاکسپیر در سنۀ ۱۵۶۴ در استرتفورد-آن-ایون قدم به عرصه وجود نهاد. پدرش از مردمان متوسطالحال آن شهر بود و از راه کسب و زراعت به فراغ بال زندگانی مینمود. هنوز سن او به چهارده نرسیده بود که کار پدر رو به انحطاط گذاشت و متدرجاً به فقر و فاقه انجامید. شاید تنگدستی سبب شد که در جوانی عازم لندن گردد (مقارن سنۀ ۱۵۸۶). چندی در آنجا به عسرت گذرانید تا آنکه به کار تماشاخانه پرداخت و به بازی کردن و نوشتن، حال او رونقی یافت. در سنه ۱۵۹۲ به سلکِ دستۀ درباری الیزابت ملکۀ انگلستان درآمد و پس از مدتی در تماشاخانهای که بازی میکرد شریک گردید و خوشتر بهرۀ او از مال اندوخته این بود که پدر را در پیری از پریشانی آسوده کرد. نزدیک به چهارسال پیش از وفاتش به مولد خود عودت کرده، کنج عزلت گزید و در بیست و سوم آوریل سنۀ ۱۶۱۶ مطابق روز مولودش، به سن پنجاه و دو جهان را بدرود گفته، سر زیر خاک کشید. اکنون قبر او چون زیارتگاهی است و همه ساله در موعد معلوم، گروهی انبوه از هر مرز و بوم برای زنده داشتن نام او در آن شهر گرد آمده، از نمایش نگاشتههای او که بزرگترین صنعتگران بر عهده میگیرند بهرهمند میشوند. هرچند از حالات او اندکی بیش ضبط نشده، از آن برمیآید که مردی بوده است مهربان، خوشرو و دوستیپرور و از دانشِ آموخته، جز آنچه در آن زمان در دبستان مدرسهای مانند استرتفورد-آن-ایون به زبان لاتین تعلیم میکردند، بهرهای نداشته. اما هنرش از روی منظومات او که به همۀ زبانهای اروپا ترجمه شده در جریدۀ عالم ثبت جاودان است.»
#برچیده_ها
Forwarded from احساننامه
✉️ترجمههای ناصرالملک از شکسپیر قبل از چاپ در چند اجرای تئاتر استفاده شد. نامه تشکر محمدعلی فروغی، نخستوزیر وقت از ناصرالملک برای ترجمه #شکسپیر_در_ایران را میبینید (از آرشیو کتابخانه ملی) @ehsanname
Forwarded from احساننامه
📝 اولین کسی که با اقتباس از #شکسپیر_در_ایران داستانی نوشت، اشرفالدین حسینی معروف به نسیم شمال بود که در سال ۱۲۹۴ شمسی، کتاب «عزیز و غزال، یا عشقِ بیمعشوق» را از روی «رومئو و ژولیت» شکسپیر به نظم و نثر نوشت. شش سال بعد و در سال ۱۳۰۴، ایرج میرزا دست به کار سرودن مثنوی «زهره و منوچهر» شد که نتوانست قبل از مرگش آن را به پایان برساند. داستان زهره و منوچهر برگرفته از «ونوس و آدونیس» اثر شکسپیر است. برخلاف نسیم شمال، ایرج اشارهای به این اقتباس نکرده بود. برای همین وقتی افراد دیگر بعد از مرگ ایرج پایان سعی کردند منظومه او را به اتمام برسانند (یکی از این افراد، پروفسور محمود حسابی بود) آخر قصه را نمیدانستند و هر کدام، سرنوشت جداگانهای برای منوچهر و زهره تصور کردهاند @ehsanname
Forwarded from احساننامه
🎭 از نشانه های اقبال به #شکسپیر_در_ایران اجرای نمایشنامههای اوست. تصویر مربوط به اجرایی از «تاجر ونیزی» شکسپیر در ۳۰ فروردین ۱۳۰۷ شمسی در باشگاه زردشتیان تهران است @ehsanname
Forwarded from احساننامه
🔸تصویری از اجرای نمایش «رویای نیمهشب تابستان» در مدرسه فنی آبادان، سال ۱۳۲۳. قاعدتا یکی از جاهایی که #شکسپیر_در_ایران زودتر حاضر شده، آبادان بوده، آن هم به خاطر حضور انگلیسیهای شرکت نفت @ehsanname
Forwarded from احساننامه
📝 از دهه ۱۳۳۰ بود که ترجمه #شکسپیر_در_ایران سرعت گرفت و مترجمان زیادی سراغش رفتند. نمونه طرح جلدهای آن دوران را بر روی جلد «اتللو» و «هملت» هر دو با ترجمه بهآذین ببینید @ehsanname
Forwarded from احساننامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 کمدی ناموفق «گربه را دم حجله می کشند» (داوود اسماعیلی، ۱۳۴۸) اولین اقتباس سینمایی از #شکسپیر_در_ایران است که با بازی حسین گیل، به نمایشنامه «رام کردن زن سرکش» نظر داشت @ehsanname
Forwarded from احساننامه
📌یک نمونه از پوسترهای اجرای آثار #شکسپیر_در_ایران : پوستر «هملت» که خانم مهنوش مشیری در سال ۱۳۵۶ و برای اجرایی از این تئاتر در هفته فرهنگی بریتانیا طراحی کرده است @ehsanname
Forwarded from احساننامه
🔸هنوز هم ترجمه و اقتباس و اجرای #شکسپیر_در_ایران پرطرفدار است. زندهیاد داوود رشیدی را در حال تمرین «ریچارد سوم» اثر شکسپیر در سال ۱۳۷۸ و در تئاتر شهر میبینید @ehsanname
🗞انعکاس خبر فیلتر کردن لغات خاص در نسخههای آنلاین لغتنامه دهخدا، در صفحۀ طنز روزنامه «شهروند» (دوشنبه ۳ اردیبهشت ۹۷)
@ehsanname
@shahrvang
@ehsanname
@shahrvang
📸نمای تاریخ: بعد از بازگرداندن جسد رضاشاه از مصر به ایران، آرامگاهی برایش ساختند (راست) که در اردیبهشت۱۳۵۹ تخریب شد. امروز جسدی مومیایی در شهرری پیدا شد (چپ) که ممکن است برای پهلوی اول باشد @ehsanname
📖 مأمور بازگرداندن جسد رضاشاه از مصر به ایران، دکتر قاسم غنی بود. این طبیبِ ادیبِ دیپلماتِ مصحح دیوان حافظ، البته وظیفه داشت علاوه بر جسد مومیاییشده، طلاق فوزیه را هم به سرانجام برساند و جواهرات سلطنتی (همراه جسد و نیز در دست فوزیه) را برگرداند. دکتر غنی خاطراتش از مأموریت سالهای ۱۳۲۶ و ۱۳۲۷ در قاهره را نوشته بود که یکبار هم چاپ شد. محمد قائد این خاطرات را در کتاب «آدم ما در قاهره» بازخوانی کرده است (bit.ly/2HUaFry) که سال گذشته چاپ شد. حالا که ماجرای جسد پهلوی اول موضوع اخبار شده، خواندن این کتاب خالی از لطف نباید باشد.
@ehsanname
@ehsanname
Forwarded from غلامرضا طریقی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شاملوخوانیِ حسین منزوی
@gholamrezatarighi
@gholamrezatarighi
▪️اینفوگرافیک ویلیام شکسپیر (به مناسبت سالمرگ او در ۲۳ آوریل ۱۶۱۶)
📌 منتشرشده در شماره ۴۰۳ «همشهری جوان»
🖌 احسان رضایی
🎨 سلمان رئیسعبداللهی
@ehsanname
📥 کیفیت بالا برای مطالعه در
@HamshahriJAVAN
📌 منتشرشده در شماره ۴۰۳ «همشهری جوان»
🖌 احسان رضایی
🎨 سلمان رئیسعبداللهی
@ehsanname
📥 کیفیت بالا برای مطالعه در
@HamshahriJAVAN
Forwarded from احساننامه
🔸۴ اردیبهشت ۱۳۱۹ رادیو ملی ایران شروع به کار کرد. اینجا یک تبلیغ فروش رادیو را می بینید که سال ۱۳۳۰ منتشر شده که با رادیو میتوانید از اوقات شرعی، حرفهای مصدق و اخبار جنگ کره مطلع شوید @ehsanname
Forwarded from احساننامه
📸 نوستالژی رادیویی: منوچهر نوذری، منوچهر آذری و علیرضا جاویدنیا در حال ضبط برنامه «صبح جمعه با شما»، مهر ۱۳۶۹ @ehsanname
🔹نامۀ پائولو بورجیا، معاون پاپ فرانسیس به حسن ادیبزاده، مدیر مؤسسه صهبا و تشکر پاپ از ارسال کتاب «مسیح در شب قدر». این کتاب روایت دیدارهای رهبری با خانوادۀ شهدای ارامنه است @ehsanname
🔸کتاب صوتیِ «سمفونی مردگان» عباس معروفی به نمایشگاه کتاب میرسد. «سمفونی مردگان» از رمانهای پرفروش در طرحهای فصلی یارانه کتاب است. نسخۀ صوتی ۱۴ساعته کتاب را حسین پاکدل روایت کرده @ehsanname
📖 «روی ماه خداوند را ببوس» مصطفی مستور به چاپ ۷۵ رسید. چاپ اول این رمان اسفند ۱۳۷۹ بود. طبق اطلاعات خانه کتاب، مجموع تیراژ این کتاب تا به حال ۲۲۸هزار و ۵۰۰ نسخه بوده است @ehsanname
📖 «شازده احتجاب» هوشنگ گلشیری ۵۰ساله شد و چاپ جدیدی از آن به نمایشگاه کتاب میآید. طرح جلدهای قبلی این کتاب (اولین چاپ: کتاب زمان، ۱۳۴۷) و ترجمههایش را ببینید @ehsanname
🔲 عباس عطار، عکاس ایرانی که در رسانههای جهان به Abbas معروف بود، در ۷۴سالگی و به علت بیماری سرطان در پاریس درگذشت. او سال ۱۳۲۳ و در شهر خاش به دنیا آمد. ۱۰ساله بود که خانوادهاش از ایران مهاجرت کرد. چهار سال بعد اولین عکسهایش را در سن ۱۴سالگی و در جریان استقلال الجزایر گرفت. بعد از آن، از جنگها و انقلابهای مختلفی در پنج قاره تصویر برداشت. سال۱۹۸۱ که دیگر عکسهایش جهانی شده بود، به آژانس عکس معروفِ مگنوم پیوست و از ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۱ رئیس دورهای مگنوم بود.
@ehsanname
عکسهای عباس عطار، از انقلاب ۱۳۵۷ ایران و قبل و بعد آن را میتوانید اینجا ببینید:
www.abbas.site/fa.html
📸از جمله عکسهای عباس عطار، تصاویری از عباس کیارستمی است، در حال جستجو برای لوکیشن فیلم «طعم گیلاس». یکی از این تصاویر را ببینید:
bit.ly/2HOKVz9
@ehsanname
عکسهای عباس عطار، از انقلاب ۱۳۵۷ ایران و قبل و بعد آن را میتوانید اینجا ببینید:
www.abbas.site/fa.html
📸از جمله عکسهای عباس عطار، تصاویری از عباس کیارستمی است، در حال جستجو برای لوکیشن فیلم «طعم گیلاس». یکی از این تصاویر را ببینید:
bit.ly/2HOKVz9