هستن
مهدی اخوان ثالث
هستن (به یاد مرتضی کیوان) شعر و صدای مهدی اخوان ثالث
@qadahha
@qadahha
پاییز درو
سیاوش کسرایی
پاییز درو - شعر و صدای سیاوش کسرایی به یاد مرتضی کیوان و افسرانِ اعدام شده حزب توده
@qadahha
@qadahha
احساننامه
bit.ly/2C4n4Ki ➖در واکنش به پست اینستاگرامی خانم نسیم مرعشی دربارۀ آخرین خروجی مجله «همشهری داستان»، آقای رزاقی بهار، مدیر جدید مجلات همشهری در توئیترشان نوشته بود: «از تیم خوب خواهش کردیم بمانید، خواهش کردیم کمک کنند. گفتیم رفته رفته شرایط بهتر میشود و ما…
❗️کوه موش زایید. علیرغم وعدۀ مدیران مؤسسه همشهری در مورد حفظ مجلات از طریق واگذاری فلهایشان به بخش خصوصی، انتشار نسخه چاپی مجله «همشهری جوان» به ۴ شماره هم نکشید! @ehsanname
🔸 ترجمۀ کردی «قصههای مجید» هوشنگ مرادی کرمانی با طراحی جلد الهامگرفته از سریال اقتباسیِ ساختۀ کیومرث پوراحمد - از اینستاگرام افشین داورپناه @ehsanname
احساننامه
📓وقتی از قاچاق کتاب حرف میزنیم، از چی حرف میزنیم؟ @ehsanname چیزی که به نام قاچاق کتاب یا کتابهای افستی میشناسیم پدیدۀ شگفتانگیزی است؛ نوعی سرقت آشکار که در آن چاپخانهداری کتاب پرفروش نویسنده و انتشارات دیگری را بدون اجازه و پرداخت حقوق آنها به چاپ میرساند…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸یک انبار کتابهای قاچاق در خیابان جمالزاده تهران با حدود ۴۰۰هزار جلد (۲۰وانت) کتاب، کشف و توقیف شد. چهارشنبه قبل هم انبار دیگری با ۲۵وانت کتاب پلمب شد. فیلم خبرگزاری مهر از کشف امروز است @ehsanname
Forwarded from احساننامه
🔸"من این بخت و این اجازه را یافته بودم که او را «مادر» صدا کنم. عشقی را که به مادربزرگم داشتم دوباره در او پیدا کردم. تا بتوانم این عشقم را به او ثابت کنم دردسر بسیاری کشیدم. ظاهرا آدم چغری بود، حریم داشت، اهل بگو بخند نبود، مراعات و ملاحظهاش از یک تربیت اشرافی میآمد. اما درونش، باطنش اینجوری نبود. مثل خود اسم رُزا، که برخی از کتابفروشان ما با بیاحتیاطی «رضا» صدا میزدند، مثل گل سرخ، خودش را پشت تیغ پنهان کرده بود. مثل جوجهتیغی. زمانه، زندگیِ سخت، کار بیوقفه، مسئولیتشناسی و دقت در جزئیات که پروای کارش بود او را اینریختی بار آورد. سالها، روزهای دوشنبه مهمان او بودم. از خوراکش میچشیدم، میچریدم. اما در مهمانیها گاهی سربهسرش میگذاشتم. معمولِ او آن بود که سر میز، در میانه میز، جای مخصوص خودش را داشت. برای مهمانها خودش غذا میکشید. وقتی اولین لقمه را برمیداشتم مطابق معمول، مثل همه، لب به تحسین دستپخت او باز میکردم. اغلب این شوخی را با او تکرار میکردم: گمانم مادر این غذا را از روی کتاب پختهای! در این حال به من چشمغرّه میرفت؛ گاهی میگفت خجالت بکش! ولی همیشه قند در دلش آب میشد. میدانستم. چون همین اشاره که «از روی کتاب پختهای» خودش به نشان ستایش از کتاب بود – اما بدون در نظر گرفتن خودش. او و کتاب «هنر آشپزی» یکی بودند. خودش کتاب ناطق بود. بعدتر هنر آشپزی شخصیت مستقل پیدا کرد. برای خودش کسی شد. حالا کمی هم به کتابش حسودیاش میشد هم ازش کیف میکرد. غذای مندرآری به هیچ صورتی تو کتش نمیرفت. تربیت سرراست خانوادگی و منش شخصیاش او را تابع اصول بار آورده بود. همین تبعیت از قواعد و اصول باعث شده بود کتابش قابل اعتماد باشد. حرف او مصداق این شعر بود:
اگر سفره باشد ز خوردن تهی
از آن بِه که ناخوبخوانی نهی
حالا که او در میان ما نیست برای ما روشن است که کتاب او خود اوست."
✍️بخشی از یادداشت استاد قاسم هاشمینژاد، در شماره ۶۲ «همشهری داستان» (دی ۱۳۹۴) درباره خانم رزا منتظمی
@ehsanname
➖فاطمه بحرینی مشهور به رزا منتظمی، مولف کتاب «هنر آشپزی» یکی از پرفروشترین کتابهای فارسی در نیمقرن اخیر، ۱ آبان ۱۳۸۸ درگذشت. اولین ویرایش کتاب «هنر آشپزی» سال ۱۳۴۳ منتشر شد و به گفته خانم منتظمی، تا نیمه دهه ۸۰ هر سال ۲۰هزار نسخه از این کتاب چاپ میشد. در سالهای جنگ و دوران کمبود کاغذ و مشکلات چاپ، «هنر آشپزی» با دفترچه بسیج اقتصادی خانوار فروخته میشد.
goo.gl/jguS3o
اگر سفره باشد ز خوردن تهی
از آن بِه که ناخوبخوانی نهی
حالا که او در میان ما نیست برای ما روشن است که کتاب او خود اوست."
✍️بخشی از یادداشت استاد قاسم هاشمینژاد، در شماره ۶۲ «همشهری داستان» (دی ۱۳۹۴) درباره خانم رزا منتظمی
@ehsanname
➖فاطمه بحرینی مشهور به رزا منتظمی، مولف کتاب «هنر آشپزی» یکی از پرفروشترین کتابهای فارسی در نیمقرن اخیر، ۱ آبان ۱۳۸۸ درگذشت. اولین ویرایش کتاب «هنر آشپزی» سال ۱۳۴۳ منتشر شد و به گفته خانم منتظمی، تا نیمه دهه ۸۰ هر سال ۲۰هزار نسخه از این کتاب چاپ میشد. در سالهای جنگ و دوران کمبود کاغذ و مشکلات چاپ، «هنر آشپزی» با دفترچه بسیج اقتصادی خانوار فروخته میشد.
goo.gl/jguS3o
📸 استاد منصور رستگارفسایی، فارسشناس، سعدیشناس و حافظشناس برجسته، در جشن ۸۰سالگی، کتابخانۀ شخصیاش را با ۴هزار و ۳۲۵ نسخه کتاب به کتابخانه ملی در شیراز اهدا کرد @ehsanname
🗓قرار است روز اول آبان به نام ابوالفضل بیهقی، یکی از خداوندگاران نثر فارسی در تقویم رسمی ثبت شود. به همین بهانه، بخشی از «تاریخ بیهقی»، داستان بر دار کردن حسنک وزیر، را با دو خوانش بشنوید: @ehsanname
Vaziri Amir Hasanak
Mahmood DolatAbadi
🎧 بخشی از داستان بر دار کردن حسنک وزیر، با صدای محمود دولتآبادی، از کتاب صوتیِ «وزیری امیر حسنک» @ehsanname
Dastaane Bar Daar Kardane Hassanake Vazir
Ardalan Zargham
🎧 بخشی از داستان بر دار کردن حسنک وزیر، با صدای اردلان ضرغام و موسیقی بهزاد روشنپور، از کتاب صوتیِ «بر دار کردن حسنک وزیر» @ehsanname
Forwarded from روزآروز
تاثیر ترانههای #ابراهیم_حامدی، ابی، خواننده مشهور پاپ بر تیترهای امروز روزنامههای ورزشی برای پیروزی دیشب #پرسپولیس در آسیا
@roozArooz_media
@roozArooz_media
Arda.ir-سقوط-گوندولین-1.pdf
390.9 KB
📌رضا علیزاده، مترجم تالکین در ایران، شروع به ترجمه آخرین اثر تالکین یعنی «سقوط گوندولین» کرده است. امروز علیزاده بخشی از این ترجمه را منتشر کرد. تقدیم به همۀ دوستداران تالکین
@ArdaOfficial
@ehsanname
@ArdaOfficial
@ehsanname
🔹بهترین شرح عکس برای تصویر دیدار صلاح خاشقچی با قاتل پدرش را، سعید کمالی دهقان، خبرنگار گاردین نوشته است: «انگار برگی از نمایشنامههای شکسپیر در قرن ۲۱». نسخۀ عربی «هاملت» را اگر میساختند تقریباً همچین چیزی میشد. مثلاً این بخش را در نظر بگیرید: صحنۀ دوم از پردۀ اول، جایی که پادشاهی که پدر هاملت را کشته، او را صدا کرده است...
@ehsanname
پادشاه: چطور است که هنوز غبار غم چهرهات را پوشانده؟
هاملت: اینطور نیست قربان، چهرهام چون روز روشن است.
ملکه: هاملت عزیز، با چشمان غبارآلود خود پیوسته به دنبال پدری که به خاک سپرده شده مگرد. تو میدانی که این امری عادی است: همه باید بمیرند و از زندگی به ابدیت رهسپار شوند.
هاملت: آری خانم، امری عادی است.
پادشاه: پدر تو هم روزی پدر خویش را از کف داد و او هم به نوبت پدر خود را ...
@ehsanname
پادشاه: چطور است که هنوز غبار غم چهرهات را پوشانده؟
هاملت: اینطور نیست قربان، چهرهام چون روز روشن است.
ملکه: هاملت عزیز، با چشمان غبارآلود خود پیوسته به دنبال پدری که به خاک سپرده شده مگرد. تو میدانی که این امری عادی است: همه باید بمیرند و از زندگی به ابدیت رهسپار شوند.
هاملت: آری خانم، امری عادی است.
پادشاه: پدر تو هم روزی پدر خویش را از کف داد و او هم به نوبت پدر خود را ...
◾️ناصر ایرانی، از داستاننویسهای پیشتاز که نوشتن در دهه چهل شروع کرد در ۸۱سالگی درگذشت. معروفترین آثار او «نورآباد دهکدۀ من»، «سختون»، «عروج» و «زندهباد مرگ» است @ehsanname
🔹طرح جلدهای مختلف «نورآباد دهکدۀ من»، اثر معروف زندهیاد ناصر ایرانی @ehsanname
🔸از نوستالژیهای نسل ما، مجموعه ۳۲جلدی فضاشناسی آیزاک آسیموف بود که محمدرضا غفاری ترجمه و زندهیاد ناصر ایرانی آنها را ویرایش کرده بود - عکس از اینستاگرام احسان ناظمبکایی @ehsanname
Forwarded from Khabgard | خوابگرد
🔺 دنیای سوفی با ترجمهی داریوش آشوری!
محسن آزموده: این روزها اگر گذارتان به پیادهروی روبهروی دانشگاه بیفتد، در میان انبوه کتابهای زیرمیزی و مجاز و غیرمجاز دستفروشها، این عنوان را هم میبینید: دنیای سوفی نوشتهی یوستین گردر با ترجمهی داریوش آشوری!
ماجرا از چه قرار است؟ آقایان (و احتمالا خانمهای) کتابساز که بدون مجوز و بیهیچ رعایت حقوق مولفان و ناشران، برای مایهها و سرمایههای معنوی دیگران احترامی قائل نیستند، از اینکه کتابهای دیگران را چاپ و تکثیر کنند، خسته شدهاند و حالا تصمیم جدیدی گرفتهاند.
تا چندی پیش در بساط کتابفروشهای خیابانی، زیاد میدیدیم آثاری چون «جنایت و مکافات» و «بینوایان» و «برباد رفته» را. البته مترجمان این آثار آنها که میشناسیم، نبود. یعنی مثلا جنایت و مکافات را مهری آهی یا احد علیقلیان ترجمه نکرده بود یا مترجم بینوایان حسینقلی مستعان نبود. کتابها در مجلداتی «شیک» و بازاری و به اصطلاح عامهپسند، چاپ شده بود، با نام مترجمانی ناشناخته.
گویا کتابسازان عزیز متوجه اهمیت مترجم کتاب هم شدهاند. یعنی دریافتهاند که صرف نام داستایوفسکی و ویکتور هوگو روی جلد کتاب، برای فروش آن به خلقالله کفایت نمیکند و بد نیست مترجم کتاب هم آدم سرشناس و مشهوری باشد.
به همین دلیل است که آثاری چون «دنیای سوفی» با ترجمهی داریوش آشوری پدید میآیند. یعنی طرف بر میدارد دنیای سوفی را با همان ترجمههای پیشین رونویسی و تکثیر میکند، اما چون نام داریوش آشوری برای خودش و احیانا مخاطبان غیرحرفهای کتاب، مشهورتر از حسن کامشاد و کوروش صفوی است، اسم او را به عنوان مترجم مینویسد.
دست آقای آشوری هم که از همه جا دور است. فرضا هم دوستانش به او خبر بدهند که چنین اتفاقی رخ داده، نهایتا بتواند در یک صفحه اینترنتی تکذیب کند. همین و بس.
@KhabGard
متن کامل:
http://www.bookcity.org/detail/14829
محسن آزموده: این روزها اگر گذارتان به پیادهروی روبهروی دانشگاه بیفتد، در میان انبوه کتابهای زیرمیزی و مجاز و غیرمجاز دستفروشها، این عنوان را هم میبینید: دنیای سوفی نوشتهی یوستین گردر با ترجمهی داریوش آشوری!
ماجرا از چه قرار است؟ آقایان (و احتمالا خانمهای) کتابساز که بدون مجوز و بیهیچ رعایت حقوق مولفان و ناشران، برای مایهها و سرمایههای معنوی دیگران احترامی قائل نیستند، از اینکه کتابهای دیگران را چاپ و تکثیر کنند، خسته شدهاند و حالا تصمیم جدیدی گرفتهاند.
تا چندی پیش در بساط کتابفروشهای خیابانی، زیاد میدیدیم آثاری چون «جنایت و مکافات» و «بینوایان» و «برباد رفته» را. البته مترجمان این آثار آنها که میشناسیم، نبود. یعنی مثلا جنایت و مکافات را مهری آهی یا احد علیقلیان ترجمه نکرده بود یا مترجم بینوایان حسینقلی مستعان نبود. کتابها در مجلداتی «شیک» و بازاری و به اصطلاح عامهپسند، چاپ شده بود، با نام مترجمانی ناشناخته.
گویا کتابسازان عزیز متوجه اهمیت مترجم کتاب هم شدهاند. یعنی دریافتهاند که صرف نام داستایوفسکی و ویکتور هوگو روی جلد کتاب، برای فروش آن به خلقالله کفایت نمیکند و بد نیست مترجم کتاب هم آدم سرشناس و مشهوری باشد.
به همین دلیل است که آثاری چون «دنیای سوفی» با ترجمهی داریوش آشوری پدید میآیند. یعنی طرف بر میدارد دنیای سوفی را با همان ترجمههای پیشین رونویسی و تکثیر میکند، اما چون نام داریوش آشوری برای خودش و احیانا مخاطبان غیرحرفهای کتاب، مشهورتر از حسن کامشاد و کوروش صفوی است، اسم او را به عنوان مترجم مینویسد.
دست آقای آشوری هم که از همه جا دور است. فرضا هم دوستانش به او خبر بدهند که چنین اتفاقی رخ داده، نهایتا بتواند در یک صفحه اینترنتی تکذیب کند. همین و بس.
@KhabGard
متن کامل:
http://www.bookcity.org/detail/14829
هندوانه گرم
علی اشرف درویشیان
🎧 در سالگرد درگذشت علیاشرف درویشیان، نویسنده و پژوهشگر معروف، داستان کوتاه «هندوانه گرم» درویشیان را با صدای آقای نویسنده بشنویم @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹«همشهری جوان» در اخبار شبکه دو ۳ آبان - بعد از واکنشها به تصمیم چاپ نکردن نسخۀ کاغذی مجله، مدیران جدید مجلات همشهری یک شماره «همشهری جوان» را کاغذی منتشر کردند @ehsanname
🎨در حراجی معروفِ کریستی، نقاشی پرترهای که توسط هوش مصنوعی کشیده شده (بالا) ۴۳۲هزار دلار فروش رفت. این پرتره، یکی از محصولات شرکت فرانسوی obvious است که نرمافزاری طراحی کرده که نقاشی میکشد و بعد نتیجه را با پرترههای نقاشی واقعی مقایسه میکند تا شبیه هیچکدام نباشد. در رمان «خاستگاه» دن براون هم یک نقاشی سلف-پرتره که هوش مصنوعی کشیده، جزو معماهای داستان است @ehsanname