صد سال به این سالها
احسان رضایی
@ehsanname
حال همه اهالی ادبیات و کتاب، از خبر درگذشت قاسم هاشمینژاد گرفته است. مردی که اگرچه تا وقتی هم که بود، گوشه گیر و منزوی و دور از اجتماع خشمگین بود، اما هر از چند وقتی با یک کتاب تازه به میان ما میآمد و همهمان را با دقت نظر و قوت قلمش شگفتزده میکرد و واقعا هم جای شگفتی داشت که چطور این آدم درویش مسلک که مدام در اقیانوس ادبیات عرفانی غوطهور بود، بهترین رمان پلیسی فارسی (فیل در تاریکی) را نوشته و رمان مهم چندلر (خوابِ گران) را به فارسی ترجمه کرده است و ... اول میخواستم درباره همین مرد حرف بزنم و ستون این هفته را به کتابهای او اختصاص بدهم، ولی بعد دیدم حیف است اولین سلام سال را غمگین خدمتتان ادا کنم. اینها را اجازه بدهید بگذارم برای دفعات بعدی و یکبار دیگر تلاشم را بکنم تا کمی شادتر بنویسم. بخصوص که امسال بهار، حسابی پرفروغ شروع کرده است با اینهمه بارندگی و برکت که به قول سعدی، «تو گر به وجد نیایی شگفت جانوری/ ازین هوا که درخت آمدهست در جولان». اما جز اینها، بهار امسال یک ویژگی دیگر هم داشت: اینکه یکی از فرهنگیترین بهارهای این خاک را شاهد بودیم. هم کتابفروشیها، به واسطه طرح عیدانه کتاب، غلغله بودند و هم سینماها، 24ساعته در کار نمایش فیلم و رکوردشکنی. فقط خودتان عدد و رقمها را داشته باشید: طبق اعلام خانه کتاب، از 15 اسفند ماضی تا 15 فروردین جاری، در 327 فروشگاهی که طرح عیدانه کتاب اجرا میشد، 4 میلیارد و 375 میلیون تومان کتاب فروش رفته است، یک قلم تخفیفی که وزارت ارشاد تقبل کرده، شده است 875 میلیون تومان و ملت 286هزار و 744 جلد کتاب خریدهاند. آمار فروش سینما که از این هم بیشتر است و فروش اکران نوروزی 7 فيلم روی پرده، از 16 میلیارد و 420 میلیون تومان هم گذشت. و تازه اگر کتاب، تخفیف هم داشته، در مورد سینما که دیگر تخفیفی در کار نبود و با این حال، سانسهای 2 و نیم نصفه شب، جای سوزنانداز نداشت. خب ماجرا چیست؟ چی شد که جماعت در کنار همه آداب و سنن نوروزی، به سمت کتابفروشی و سینما هم هجوم بردند؟ آیا 20هزار تومان عیدانه کتاب، چنین تاثیری داشت؟ گمان نمیکنم. نشانش هم همان یککلام بودن قیمت بلیت سینما. به گمانم، آن اعلام 20هزار تومان یا اکران نیمهشب، حکم تلنگری را داشته تا مثل کاتالیزور، واکنشها را تشدید کند و ملت شروع کنند به حرف زدن و پست گذاشتن و خبر دادن به همدیگر که چه نشستهای؟ فلانجا تخخفیف میدهد یا سانس خاص دارد و بعد، همین خبر و اطلاع و تبادل نظر، قطره قطره جمع شده است و شده است همان موجی که تا به حال در هیچ عیدی سابقه نداشته است. همچین عیدی، تبریک گفتن ندارد؟ پس دوباره شروع میکنم: سلام، سال نو مبارک، صد سال به این سالها.
یادداشت منتشر شده در شماره 547 هفته نامه «همشهری جوان»
احسان رضایی
@ehsanname
حال همه اهالی ادبیات و کتاب، از خبر درگذشت قاسم هاشمینژاد گرفته است. مردی که اگرچه تا وقتی هم که بود، گوشه گیر و منزوی و دور از اجتماع خشمگین بود، اما هر از چند وقتی با یک کتاب تازه به میان ما میآمد و همهمان را با دقت نظر و قوت قلمش شگفتزده میکرد و واقعا هم جای شگفتی داشت که چطور این آدم درویش مسلک که مدام در اقیانوس ادبیات عرفانی غوطهور بود، بهترین رمان پلیسی فارسی (فیل در تاریکی) را نوشته و رمان مهم چندلر (خوابِ گران) را به فارسی ترجمه کرده است و ... اول میخواستم درباره همین مرد حرف بزنم و ستون این هفته را به کتابهای او اختصاص بدهم، ولی بعد دیدم حیف است اولین سلام سال را غمگین خدمتتان ادا کنم. اینها را اجازه بدهید بگذارم برای دفعات بعدی و یکبار دیگر تلاشم را بکنم تا کمی شادتر بنویسم. بخصوص که امسال بهار، حسابی پرفروغ شروع کرده است با اینهمه بارندگی و برکت که به قول سعدی، «تو گر به وجد نیایی شگفت جانوری/ ازین هوا که درخت آمدهست در جولان». اما جز اینها، بهار امسال یک ویژگی دیگر هم داشت: اینکه یکی از فرهنگیترین بهارهای این خاک را شاهد بودیم. هم کتابفروشیها، به واسطه طرح عیدانه کتاب، غلغله بودند و هم سینماها، 24ساعته در کار نمایش فیلم و رکوردشکنی. فقط خودتان عدد و رقمها را داشته باشید: طبق اعلام خانه کتاب، از 15 اسفند ماضی تا 15 فروردین جاری، در 327 فروشگاهی که طرح عیدانه کتاب اجرا میشد، 4 میلیارد و 375 میلیون تومان کتاب فروش رفته است، یک قلم تخفیفی که وزارت ارشاد تقبل کرده، شده است 875 میلیون تومان و ملت 286هزار و 744 جلد کتاب خریدهاند. آمار فروش سینما که از این هم بیشتر است و فروش اکران نوروزی 7 فيلم روی پرده، از 16 میلیارد و 420 میلیون تومان هم گذشت. و تازه اگر کتاب، تخفیف هم داشته، در مورد سینما که دیگر تخفیفی در کار نبود و با این حال، سانسهای 2 و نیم نصفه شب، جای سوزنانداز نداشت. خب ماجرا چیست؟ چی شد که جماعت در کنار همه آداب و سنن نوروزی، به سمت کتابفروشی و سینما هم هجوم بردند؟ آیا 20هزار تومان عیدانه کتاب، چنین تاثیری داشت؟ گمان نمیکنم. نشانش هم همان یککلام بودن قیمت بلیت سینما. به گمانم، آن اعلام 20هزار تومان یا اکران نیمهشب، حکم تلنگری را داشته تا مثل کاتالیزور، واکنشها را تشدید کند و ملت شروع کنند به حرف زدن و پست گذاشتن و خبر دادن به همدیگر که چه نشستهای؟ فلانجا تخخفیف میدهد یا سانس خاص دارد و بعد، همین خبر و اطلاع و تبادل نظر، قطره قطره جمع شده است و شده است همان موجی که تا به حال در هیچ عیدی سابقه نداشته است. همچین عیدی، تبریک گفتن ندارد؟ پس دوباره شروع میکنم: سلام، سال نو مبارک، صد سال به این سالها.
یادداشت منتشر شده در شماره 547 هفته نامه «همشهری جوان»
عاشقانههای #دربی❤️💙
@ehsanname
لبانت سرخِ سرخ است و دو چشمت آبیِ آبی
سرت دعواست بین عقل و عشق، ای چهرهات دِربی!
#احسان_پرسا
لطف کن لبهای خود را بیش از این قرمز نکن
رحم کن بر این دل ویران استقلالیام …
#کنعان_محمدی
باز شهرآوردِ بینِ نه و آری گفتنت
بازی لبهای قرمز، چشمِ آبی، خب که چه؟
#شهراد_میدری
روسری آبی به سرکردی و رژ قرمز زدی
لعنتی من علم غیبم کو؟ کدامین تیم را ... ؟!
#حسین_مرادی
گونههایت قرمز و آن چشمهایت آبی است
صورتت آزادیِ این جمعـههای دربی است
#عقیل_پورجمالی
امروز مساوی شده این دربیِ نمناک
خون است دل سرخم و تر آبیِ چشمم …
#باربد_بهرامی
شال آبی روی سر، با رژ قرمز بر لبت،
مثل دربی نازنین، امشب مساوی کردهای
#حسن_جهانی
خستهام بس که دلم را به دری بسته زدم
لعنتی! عشق تو دروازهی عابدزاده است!
#علی_صفری
شعرها از کانال تلگرامی تکبیت @tbeyt
@ehsanname
لبانت سرخِ سرخ است و دو چشمت آبیِ آبی
سرت دعواست بین عقل و عشق، ای چهرهات دِربی!
#احسان_پرسا
لطف کن لبهای خود را بیش از این قرمز نکن
رحم کن بر این دل ویران استقلالیام …
#کنعان_محمدی
باز شهرآوردِ بینِ نه و آری گفتنت
بازی لبهای قرمز، چشمِ آبی، خب که چه؟
#شهراد_میدری
روسری آبی به سرکردی و رژ قرمز زدی
لعنتی من علم غیبم کو؟ کدامین تیم را ... ؟!
#حسین_مرادی
گونههایت قرمز و آن چشمهایت آبی است
صورتت آزادیِ این جمعـههای دربی است
#عقیل_پورجمالی
امروز مساوی شده این دربیِ نمناک
خون است دل سرخم و تر آبیِ چشمم …
#باربد_بهرامی
شال آبی روی سر، با رژ قرمز بر لبت،
مثل دربی نازنین، امشب مساوی کردهای
#حسن_جهانی
خستهام بس که دلم را به دری بسته زدم
لعنتی! عشق تو دروازهی عابدزاده است!
#علی_صفری
شعرها از کانال تلگرامی تکبیت @tbeyt
ما کور نیستیم، پروفسور
احسان رضایی
@ehsanname
نه سال پیش و در همین مجله (در شماره 72) یادداشتی نوشتم و در آن از برانکو که آن موقع سرمربی تیم ملی فوتبال بود، انتقاد کردم که چرا تیمش اینقدر محتاط بازی میکند و شور و هیجان ندارد و سرد است بازیاش. این روزها که برانکو و تیمش، بیشترین ضربههای ممکن –و چه بسا ناممکن، قبل از شروع این لیگ- را از داوری خوردهاند، دیدم اخلاقیاش این است که در همین مجله بنویسم که برانکو ایوانکوویچ، این بار تیمی ساخته که هیچکدام از آن عیب و ایرادهایی را که گفتم ندارد. پرسپولیس برانکو، هم جسور است و هجومی بازی میکند، هم هیجانانگیزترین بازیهای این فصل را به نمایش گذاشته و هم پرشور و احساساتی است. عجیب اینکه آن نوبت، برانکو در تیمش هیچ مشکل و معضل بخصوصی نداشت و این بار، با تمام بلاهایی که میشده، یکباره مواجه شده است: تعویض مدیرعامل، نداشتن اسپانسر، عدم موفقیت کامل در نقل و انتقالات، محرومیت و مصدومیت مکرر بازیکنان، اشتباههای داوری تاثیرگذار که همهشان هم علیه تیم بودهاند، ... و از همه بدتر، از دست دادن ناگهانی کاپیتان و رهبر تیم. هر کدام از این مشکلات، میتوانست برای از هم پاشیدن هر تیمی کافی باشد. یادم هست بعد از درگذشت هادی نوروزی، سایت ورزش3 سراغ چند روانشناس رفته بود و آنها گفته بودند این خلا عاطفی میتواند ضربههای شدیدی به پرسپولیس بزند. اما برانکو با هوشمندی، از همین عامل هم برای احیای تیمش استفاده کرد و به شاگردانش آموخته که باید برای شادی روح کاپیتان بجنگند. او در تمام این مدت بر سر اصولش ایستادگی کرد، تمرینهایش را به صورت علمی دنبال کرد، برای هر بازی یک نقشه جدید طراحی کرد و در عین حال همبستگی تیمی را در حد اعلا تقویت کرد. طوری که در تصویرها دیدیم که جری بنگستون در سر تمرین تیم ملی کشورش، با پیراهن پرسپولیس ظاهر میشود. اعتراف میکنم که سالهاست پرسپولیسی به این زیبایی و شادابی و برازندگی ندیده بودم. آقای برانکو، داورها حق تیمت را پایمال میکنند؟ سرت سلامت باشد، ما هوادارها حق تو را در ساختن یکی از بهترین تیمهای تاریخ لیگ برتر، انکار نمیکنیم و ممنونت هستیم. متشکر، آقای پروفسور.
یادداشت منتشر شده در شماره 529 «همشهری جوان»
احسان رضایی
@ehsanname
نه سال پیش و در همین مجله (در شماره 72) یادداشتی نوشتم و در آن از برانکو که آن موقع سرمربی تیم ملی فوتبال بود، انتقاد کردم که چرا تیمش اینقدر محتاط بازی میکند و شور و هیجان ندارد و سرد است بازیاش. این روزها که برانکو و تیمش، بیشترین ضربههای ممکن –و چه بسا ناممکن، قبل از شروع این لیگ- را از داوری خوردهاند، دیدم اخلاقیاش این است که در همین مجله بنویسم که برانکو ایوانکوویچ، این بار تیمی ساخته که هیچکدام از آن عیب و ایرادهایی را که گفتم ندارد. پرسپولیس برانکو، هم جسور است و هجومی بازی میکند، هم هیجانانگیزترین بازیهای این فصل را به نمایش گذاشته و هم پرشور و احساساتی است. عجیب اینکه آن نوبت، برانکو در تیمش هیچ مشکل و معضل بخصوصی نداشت و این بار، با تمام بلاهایی که میشده، یکباره مواجه شده است: تعویض مدیرعامل، نداشتن اسپانسر، عدم موفقیت کامل در نقل و انتقالات، محرومیت و مصدومیت مکرر بازیکنان، اشتباههای داوری تاثیرگذار که همهشان هم علیه تیم بودهاند، ... و از همه بدتر، از دست دادن ناگهانی کاپیتان و رهبر تیم. هر کدام از این مشکلات، میتوانست برای از هم پاشیدن هر تیمی کافی باشد. یادم هست بعد از درگذشت هادی نوروزی، سایت ورزش3 سراغ چند روانشناس رفته بود و آنها گفته بودند این خلا عاطفی میتواند ضربههای شدیدی به پرسپولیس بزند. اما برانکو با هوشمندی، از همین عامل هم برای احیای تیمش استفاده کرد و به شاگردانش آموخته که باید برای شادی روح کاپیتان بجنگند. او در تمام این مدت بر سر اصولش ایستادگی کرد، تمرینهایش را به صورت علمی دنبال کرد، برای هر بازی یک نقشه جدید طراحی کرد و در عین حال همبستگی تیمی را در حد اعلا تقویت کرد. طوری که در تصویرها دیدیم که جری بنگستون در سر تمرین تیم ملی کشورش، با پیراهن پرسپولیس ظاهر میشود. اعتراف میکنم که سالهاست پرسپولیسی به این زیبایی و شادابی و برازندگی ندیده بودم. آقای برانکو، داورها حق تیمت را پایمال میکنند؟ سرت سلامت باشد، ما هوادارها حق تو را در ساختن یکی از بهترین تیمهای تاریخ لیگ برتر، انکار نمیکنیم و ممنونت هستیم. متشکر، آقای پروفسور.
یادداشت منتشر شده در شماره 529 «همشهری جوان»
از عجایب بازار نشر ما، چاپ کتابهای 20 و 30 نسخه ای است، آن هم از نویسندگان معروف و برجسته
@ehsanname
@ehsanname
متنی که عتیق رحیمی، درباره ترجمه آثار فارسیاش از روی ترجمه انگلیسی آنها در ایسنا منتشر کرده، چقدر غمانگیز است: «من هم از این تمدنم، از این زبان فرهنگی و از این فرهنگ زبانی» @ehsanname