This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹رباعی خانم نرگس کاظمیزاده برای استاد #شفیعی_کدکنی و پاسخ جالب استاد: «تو شاعر خوبی هستی، منهای اینکه هی برای من شعر میگویی!» @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 نتفلیکس امتیاز اقتباس از «صد سال تنهایی» مارکز را خرید. قرار است یکی از تهیهکنندگان این سریال که به زبان اسپانیایی ساخته میشود، پسر مارکز باشد. مارکز خودش با اقتباس سینمایی از این رمان مخالف بود @ehsanname
🔎روایتهای شرلوک هولمزی سعدی
@ehsanname
✍️احسان رضایی: یکی از قدیمیترین روشهای کشف جرم، توجه به لکههای خون مقتول است. در عهد عتیق میخوانیم که «صدای خون» هابیل، باعث رسوایی قابیل بوده (کتاب پیدایش، باب چهارم، ۱۰) و هنوز هم در دادگاهها، وجود لکههای خون مقتول در صحنۀ جرم یا روی لباس مظنون، از مهمترین دلایل اثبات قتل است. بررسی شکل و الگوی پخش شدن لکههای خون، تحلیل رنگ لکهها، آنالیز خون، استفاده از محلول لومینول برای کشف خون شستهشده و ... همگی جزو کارهای پزشکی قانونی است.
در بین شاعران زبان فارسی، سعدی شیرینسخن جزو جهاندیدهها و باتجربههاست. پس عجیب نیست که او از این روش کشف جرم، اطلاع کافی داشته باشد. او در غزل شماره ۳۶۵ (از تصحیح فروغی، با شروع «چون برآمد ماهروی از مطلع پیراهنش/ چشم بد را گفتم الحمدی بِدَم پیرامنش») یک نمونه شناسایی قاتل از روی لکۀ خون را بیان میکند:
هر که معلومش نمیگردد که زاهد را کِه کشت،
گو سرانگشتانِ شاهد بین و رنگ ناخنش
جالب اینجاست که شیخ سعدی مثل یک کارآگاه خبره به جزئیاتی مثل رنگ دادن خون به روی ناخن هم توجه دارد. یک نمونۀ دیگر از این دقت شرلوک هولمزی در غزل ۵۶۵ (با شروع «یاد میداری که با من جنگ در سر داشتی») است که خطاب به معشوق جفاکار میگوید:
همچنانت ناخن رنگین گواهی میدهد
بر سرانگشتان که در خون عزیزان داشتی
سعدی اتفاقاً حواسش به مواردی نظیر قایم کردن جای خون بر روی انگشت و ناخن توسط قاتلها هم هست. او به جزئیات توجه دارد و در مورد همان جزئیات هم مدام سوال دارد و فرضیهسازی میکند. در غزل شماره ۸۰ (با شروع «شراب از دست خوبان سلسبیل است») میبینیم که سعدی دست کسی را دیده که حنا گذاشته و بعد پیش خودش شک میکند که این حناست یا خون مقتول، یعنی عاشق هجرانکشیده و بیچارهای، است؟
سرانگشتانِ صاحبدل فریبش
نه در حنّا که در خونِ قتیل است
در یک نمونه دیگر، در غزل ۶۶ (با شروع «ای لعبت خندان، لب لعلت که مزیدهست؟/ وی باغ لطافت بِهِ رویت که گزیدهست؟») دوباره سعدی همین سؤالات کارآگاهی را تکرار میکند: این لکهها برای خون است؟ شراب سرخ است؟ یا اثرات خوردن شاتوت؟
آن خون کسی ریختهای؟ یا می سرخ است؟
یا توت سیاه است که بر جامه چکیدهست؟
البته در بیت بالا، با توجه به سؤالهای بیت ابتدایی غزل و بعد هم حسرت خوردن و ایضاً ناله و نفرین به کسی که از این چشمه نوشیده، میشود حدس زد که این بار موضوع جنایی نیست، بلکه به مقولۀ دیگری از پزشکی قانونی، یعنی ازاله بکارت مربوط است (بیتهای قبل از ماجرای دقت در لکه خون: «ای لعبت خندان، لب لعلت که مزیدهست؟/ وی باغ لطافت بِهِ رویت که گزیدهست؟/ زیباتر از این صید همه عمر نکردهست/ شیرینتر از این خربزه هرگز نبریدهست/ ای خضر حلالت نکنم چشمهٔ حیوان/ دانی که سکندر به چه محنت طلبیدهست»)
به هر حال اهمیت لکههای خون در کشف جرم آنقدر برای سعدی آشنا و بدیهی است که حتی از آن برای تشبیههای پیچیدهتر هم استفاده میکند. در غزل ۴۷ (با شروع «نشاید گفتن آن کس را دلی هست/ که ندهد بر چنین صورت دل از دست») قاتلی حرفهای را میبینیم که دستهایش خضاب (=رنگ) دارد و سعدی میگوید او صبر و قرارِ عاشق را نابود کرده. یعنی اینجا مقتول به جای خود عاشق دلسوخته، صبرِ اوست:
سرانگشتان مخضوبش نبینی
که دست صبر برپیچید و بشکست؟
البته که استفاده از تشبیه بیتوجهی معشوق به قتل عاشق و به قول خود سعدی «دست در خون عاشقان داشتن» در شعر فارسی سابقه و نمونههای دیگر هم دارد. آن وقت چند نفری هم با این که دست خونیِ معشوق چه چیزی را لو میدهد، مضمون ساختهاند. مثلاً یک قرن پیش فایز دشتستانی سرود:
به تیرم زد، کمان افکند در پشت
-که یعنی من ندانم کی تو را کشت-
تو خود اثبات کردی قتل فایز
به خونم کردهای رنگین سرانگشت
اما انصاف این است که کمتر شاعری مثل سعدی اینهمه دقیق و با جزئیات از روشهای کارآگاهی استفاده برده. نمونۀ عملی این قبیل کارها هم در آثار سعدی هست. خودش تعریف میکند (در باب هشتم «بوستان») یک بار در سومنات هند به بُتی مشکوک شده که میان زمین و آسمان معلق بوده بوده. برای کشف ماجرا، مدتی تظاهر کرده که به دین هندوها درآمده، خوب که به او اعتماد کردهاند به معبد راه یافته و دیده که فردی با طنابهایی این بت را معلق نگه میدارد، با آن فرد درگیر میشود و بت را میشکند و فرار میکند. برخی از محققها البته در صحت این داستان تشکیک کردهاند و احتمال وقوعش را ضعیف دانستهاند. اما حتی اگر فرض کنیم که سعدی ماجرا را تخیل هم کرده باشد، باز میشود نتیجه گرفت که او به چه روشهایی جالبی برای حل مسأله فکر میکرده. سعدی میتوانست کارآگاه باشد.
📌به نقل از شماره ۱۰۹ هفتهنامه «کرگدن»
@ehsanname
🔻صفحاتی از یک نسخه از بوستان که سال ۹۶۹قمری - ۱۵۶۱میلادی در بخارا کتابت شده
@ehsanname
✍️احسان رضایی: یکی از قدیمیترین روشهای کشف جرم، توجه به لکههای خون مقتول است. در عهد عتیق میخوانیم که «صدای خون» هابیل، باعث رسوایی قابیل بوده (کتاب پیدایش، باب چهارم، ۱۰) و هنوز هم در دادگاهها، وجود لکههای خون مقتول در صحنۀ جرم یا روی لباس مظنون، از مهمترین دلایل اثبات قتل است. بررسی شکل و الگوی پخش شدن لکههای خون، تحلیل رنگ لکهها، آنالیز خون، استفاده از محلول لومینول برای کشف خون شستهشده و ... همگی جزو کارهای پزشکی قانونی است.
در بین شاعران زبان فارسی، سعدی شیرینسخن جزو جهاندیدهها و باتجربههاست. پس عجیب نیست که او از این روش کشف جرم، اطلاع کافی داشته باشد. او در غزل شماره ۳۶۵ (از تصحیح فروغی، با شروع «چون برآمد ماهروی از مطلع پیراهنش/ چشم بد را گفتم الحمدی بِدَم پیرامنش») یک نمونه شناسایی قاتل از روی لکۀ خون را بیان میکند:
هر که معلومش نمیگردد که زاهد را کِه کشت،
گو سرانگشتانِ شاهد بین و رنگ ناخنش
جالب اینجاست که شیخ سعدی مثل یک کارآگاه خبره به جزئیاتی مثل رنگ دادن خون به روی ناخن هم توجه دارد. یک نمونۀ دیگر از این دقت شرلوک هولمزی در غزل ۵۶۵ (با شروع «یاد میداری که با من جنگ در سر داشتی») است که خطاب به معشوق جفاکار میگوید:
همچنانت ناخن رنگین گواهی میدهد
بر سرانگشتان که در خون عزیزان داشتی
سعدی اتفاقاً حواسش به مواردی نظیر قایم کردن جای خون بر روی انگشت و ناخن توسط قاتلها هم هست. او به جزئیات توجه دارد و در مورد همان جزئیات هم مدام سوال دارد و فرضیهسازی میکند. در غزل شماره ۸۰ (با شروع «شراب از دست خوبان سلسبیل است») میبینیم که سعدی دست کسی را دیده که حنا گذاشته و بعد پیش خودش شک میکند که این حناست یا خون مقتول، یعنی عاشق هجرانکشیده و بیچارهای، است؟
سرانگشتانِ صاحبدل فریبش
نه در حنّا که در خونِ قتیل است
در یک نمونه دیگر، در غزل ۶۶ (با شروع «ای لعبت خندان، لب لعلت که مزیدهست؟/ وی باغ لطافت بِهِ رویت که گزیدهست؟») دوباره سعدی همین سؤالات کارآگاهی را تکرار میکند: این لکهها برای خون است؟ شراب سرخ است؟ یا اثرات خوردن شاتوت؟
آن خون کسی ریختهای؟ یا می سرخ است؟
یا توت سیاه است که بر جامه چکیدهست؟
البته در بیت بالا، با توجه به سؤالهای بیت ابتدایی غزل و بعد هم حسرت خوردن و ایضاً ناله و نفرین به کسی که از این چشمه نوشیده، میشود حدس زد که این بار موضوع جنایی نیست، بلکه به مقولۀ دیگری از پزشکی قانونی، یعنی ازاله بکارت مربوط است (بیتهای قبل از ماجرای دقت در لکه خون: «ای لعبت خندان، لب لعلت که مزیدهست؟/ وی باغ لطافت بِهِ رویت که گزیدهست؟/ زیباتر از این صید همه عمر نکردهست/ شیرینتر از این خربزه هرگز نبریدهست/ ای خضر حلالت نکنم چشمهٔ حیوان/ دانی که سکندر به چه محنت طلبیدهست»)
به هر حال اهمیت لکههای خون در کشف جرم آنقدر برای سعدی آشنا و بدیهی است که حتی از آن برای تشبیههای پیچیدهتر هم استفاده میکند. در غزل ۴۷ (با شروع «نشاید گفتن آن کس را دلی هست/ که ندهد بر چنین صورت دل از دست») قاتلی حرفهای را میبینیم که دستهایش خضاب (=رنگ) دارد و سعدی میگوید او صبر و قرارِ عاشق را نابود کرده. یعنی اینجا مقتول به جای خود عاشق دلسوخته، صبرِ اوست:
سرانگشتان مخضوبش نبینی
که دست صبر برپیچید و بشکست؟
البته که استفاده از تشبیه بیتوجهی معشوق به قتل عاشق و به قول خود سعدی «دست در خون عاشقان داشتن» در شعر فارسی سابقه و نمونههای دیگر هم دارد. آن وقت چند نفری هم با این که دست خونیِ معشوق چه چیزی را لو میدهد، مضمون ساختهاند. مثلاً یک قرن پیش فایز دشتستانی سرود:
به تیرم زد، کمان افکند در پشت
-که یعنی من ندانم کی تو را کشت-
تو خود اثبات کردی قتل فایز
به خونم کردهای رنگین سرانگشت
اما انصاف این است که کمتر شاعری مثل سعدی اینهمه دقیق و با جزئیات از روشهای کارآگاهی استفاده برده. نمونۀ عملی این قبیل کارها هم در آثار سعدی هست. خودش تعریف میکند (در باب هشتم «بوستان») یک بار در سومنات هند به بُتی مشکوک شده که میان زمین و آسمان معلق بوده بوده. برای کشف ماجرا، مدتی تظاهر کرده که به دین هندوها درآمده، خوب که به او اعتماد کردهاند به معبد راه یافته و دیده که فردی با طنابهایی این بت را معلق نگه میدارد، با آن فرد درگیر میشود و بت را میشکند و فرار میکند. برخی از محققها البته در صحت این داستان تشکیک کردهاند و احتمال وقوعش را ضعیف دانستهاند. اما حتی اگر فرض کنیم که سعدی ماجرا را تخیل هم کرده باشد، باز میشود نتیجه گرفت که او به چه روشهایی جالبی برای حل مسأله فکر میکرده. سعدی میتوانست کارآگاه باشد.
📌به نقل از شماره ۱۰۹ هفتهنامه «کرگدن»
@ehsanname
🔻صفحاتی از یک نسخه از بوستان که سال ۹۶۹قمری - ۱۵۶۱میلادی در بخارا کتابت شده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺شبکه سومریه عراق، ویدیویی از فروریختن ایوان مداین در جنوب بغداد منتشر کرده، همراه با حرفهای کاظم الشمری، نماینده مجلس عراق که خواستار نجات این اثر باستانی شده. (منبع: فارس) این بنای عظیم، پایتخت شاهان ساسانی بوده و قصه میگوید که به وقت ساختنش پیرزنی راضی به فروش خانهاش نشد و انوشیروان دستور داد تا دیوار کاخ را کج بسازند و برای همین لقب «عادل» گرفت (قرن ۶ میلادی). تاریخنگارها از تلاش ناکام خلفای عباسی برای تخریب این بنا نوشتهاند (قرن ۸). بعد از آن دیگر کسی به این بنا کاری نداشت، تا اینکه بخشی از آن در سیل ۱۸۸۸ میلادی تخریب شد و در زمان حمله آمریکا به عراق در ۲۰۰۳ میلادی هم آسیب دید @ehsanname
Eyvane Madaen
Houshang Kamkar & Ahmadreza Ahmadi
هان ای دل عبرتبین از دیده نظر کن، هان
ایوان مدائن را آیینهٔ عبرت دان
دندانهٔ هر قصری پندی دهدَت نو نو
پندِ سر دندانه بشنو ز بُنِ دندان
گوید که: تو از خاکی، ما خاکِ توایم اکنون
گامی دو سه بر ما نِه و اشکی دو سه هم بفشان
ما بارگهِ دادیم، این رفت ستم بر ما
بر قصر ستمکاران تا خود چه رسد خُذلان...
@ehsanname
🎼 از بین اشعاری که برای ایوان مداین سروده شده، قصیدۀ خاقانی از همه معروفتر است. این قصیده را با دکلمۀ #احمدرضا_احمدی، آواز ارسلان کامکار و موسیقی هوشنگ کامکار بشنوید، از آلبوم «دور تا نزدیک»
ایوان مدائن را آیینهٔ عبرت دان
دندانهٔ هر قصری پندی دهدَت نو نو
پندِ سر دندانه بشنو ز بُنِ دندان
گوید که: تو از خاکی، ما خاکِ توایم اکنون
گامی دو سه بر ما نِه و اشکی دو سه هم بفشان
ما بارگهِ دادیم، این رفت ستم بر ما
بر قصر ستمکاران تا خود چه رسد خُذلان...
@ehsanname
🎼 از بین اشعاری که برای ایوان مداین سروده شده، قصیدۀ خاقانی از همه معروفتر است. این قصیده را با دکلمۀ #احمدرضا_احمدی، آواز ارسلان کامکار و موسیقی هوشنگ کامکار بشنوید، از آلبوم «دور تا نزدیک»
Forwarded from رادیو شعر و داستان
❄️سردترین زمستانهای ادبیات کدامند !
به قلم #احسان_رضایی
📻 رادیو شعر و داستان را روشن کنید :
➡️ @poemstoryradio
➡️ poemstoryradio.com
به قلم #احسان_رضایی
📻 رادیو شعر و داستان را روشن کنید :
➡️ @poemstoryradio
➡️ poemstoryradio.com
Forwarded from رادیو شعر و داستان
❄️سردترین زمستانهای ادبیات کدامند !
10 - سرود کریسمس نوشته چارلز دیکنز
معمولا داستانهای کریسمسی، سرمایشان آنقدرها هم زیاد نیست. اما چون در این داستان، ابنزر اسکروچِ طماع و پولپرست با روحِ سه کریسمس برخورد میکند که به او زندگی سخت مردم در شبهای سرد زمستان را نشان میدهند، پس میشود این رمان را هم جزو دستۀ سردها گذاشت. سرمایی که ممکن بود جان تیم کوچولو، پسر آقای کریچت را هم بگیرد که شکر خدا به خیر گذشت.
9 - بینوایان اثر ویکتور هوگو
چند صحنه اساسی این رمان طولانی، در زمستان است: ژان والژان به خاطر کار گیر نیاوردن در سوز و سرمای زمستان بود که دست به دزدی نان میزند، در یک زمستان سرد به کوزت برخورد میکند، فانتین مادر کوزت بر اثر سرما مریض میشود و میمیرد، صحنههای انقلاب در زمستان میگذرد و... خلاصه زمستان است.
8- دخترک کبریتفروش اثر هانس کریستین اندرسن
داستان معروف طفل دستفروشی در شب سال نو، که ملت دنبال رفت و آمدهای خودشان هستند و کسی از او کبریت نمیخرد تا عاقبت یکه و تنها در خیابان میماند و سعی میکند با روشن کردن یکییکی کبریتها و دیدن چهره مادربزرگش در نور آنها، گرم شود که نمیشود. آندرسن یک داستان سردِ دیگر هم دارد: «ملکه برفی» سنگدلی که دنیا را زیر برف برده. با این حال عمق احساسات «دخترک کبریتفروش» به قدری است که راحت میشود گفت این داستان، سردتر است...
https://news.1rj.ru/str/poemstoryradio/4106
به قلم #احسان_رضایی
📻 رادیو شعر و داستان را روشن کنید :
➡️ @poemstoryradio
➡️ poemstoryradio.com
10 - سرود کریسمس نوشته چارلز دیکنز
معمولا داستانهای کریسمسی، سرمایشان آنقدرها هم زیاد نیست. اما چون در این داستان، ابنزر اسکروچِ طماع و پولپرست با روحِ سه کریسمس برخورد میکند که به او زندگی سخت مردم در شبهای سرد زمستان را نشان میدهند، پس میشود این رمان را هم جزو دستۀ سردها گذاشت. سرمایی که ممکن بود جان تیم کوچولو، پسر آقای کریچت را هم بگیرد که شکر خدا به خیر گذشت.
9 - بینوایان اثر ویکتور هوگو
چند صحنه اساسی این رمان طولانی، در زمستان است: ژان والژان به خاطر کار گیر نیاوردن در سوز و سرمای زمستان بود که دست به دزدی نان میزند، در یک زمستان سرد به کوزت برخورد میکند، فانتین مادر کوزت بر اثر سرما مریض میشود و میمیرد، صحنههای انقلاب در زمستان میگذرد و... خلاصه زمستان است.
8- دخترک کبریتفروش اثر هانس کریستین اندرسن
داستان معروف طفل دستفروشی در شب سال نو، که ملت دنبال رفت و آمدهای خودشان هستند و کسی از او کبریت نمیخرد تا عاقبت یکه و تنها در خیابان میماند و سعی میکند با روشن کردن یکییکی کبریتها و دیدن چهره مادربزرگش در نور آنها، گرم شود که نمیشود. آندرسن یک داستان سردِ دیگر هم دارد: «ملکه برفی» سنگدلی که دنیا را زیر برف برده. با این حال عمق احساسات «دخترک کبریتفروش» به قدری است که راحت میشود گفت این داستان، سردتر است...
https://news.1rj.ru/str/poemstoryradio/4106
به قلم #احسان_رضایی
📻 رادیو شعر و داستان را روشن کنید :
➡️ @poemstoryradio
➡️ poemstoryradio.com
Telegram
رادیو شعر و داستان
❄️سردترین زمستانهای ادبیات کدامند !
به قلم #احسان_رضایی
📻 رادیو شعر و داستان را روشن کنید :
➡️ @poemstoryradio
➡️ poemstoryradio.com
به قلم #احسان_رضایی
📻 رادیو شعر و داستان را روشن کنید :
➡️ @poemstoryradio
➡️ poemstoryradio.com
بی بی شهربانو
سیمین دانشور
🎧 در سالروز درگذشت بانو سیمین دانشور (۱۸ اسفند) قصۀ «بیبی شهربانو» (از مجموعۀ «شهری چون بهشت») را با صدای خانم نویسنده در ایام جوانی بشنویم. این صدا در یک آرشیو تازهیاب در اتریش کشف شد @ehsanname
احساننامه
🔸نمونهای جالب از مجازاتهای جایگزین: یک قاضی در قم، برای متهم خرید و فروش بیسیم، حکم به خواندن کتاب «از سرد و گرم روزگار» زیدآبادی ظرف یک سال داده است (+) @ehsanname
🔸در سالهای اخیر، بعضی از قضات به عنوان مجازات جایگزین، انجام اموری از جمله خواندن کتاب را تعیین میکنند. اما اخیراً در حکم آقای ابوالفضل قدیانی، از چهرههای سیاسی، دادگاه علاوه بر حبس، به عنوان «مجازاتِ تکمیلی» (!) مطالعه و رونویسی از سه کتاب هم تکلیف شدهاست: «حکایت زمستان» نوشتۀ سعید عاکف، «داستان سیستان» اثر رضا امیرخانی و «دشمنشناسی از منظر رهبری» @ehsanname
📸تصویری از آرامگاه حافظ در سال ۱۳۰۶ خورشیدی (+). بنای فعلی حافظیه در سال ۱۳۱۵ و با طراحی آندره گدار، معمار فرانسوی ساخته شد @ehsanname
Forwarded from Ermia.ir سایت رسمی رضا امیرخانی
امروز از زمین و زمان، در و دیوار، چهار اقلیم و شش جهت، خبری به دستم رسید از حکم تکمیلی شعبهی ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی که در آن نامی از کتاب «داستان سیستان» برده شده است.
اول آن که کتاب را به حکم قاضی نمیخوانند؛ کتابی درست خوانده میشود که مخاطب، خود، آن را انتخاب کند. اگر قرار است کتاب به فهرست مجازاتهای تکمیلی افزوده شود، بهتر است پیش از آن، تغییراتی در قانونِ حقوق مولفان و مصنفان انجام پذیرد و در آن پیشبینی شود تا از مولفان برای این کار اجازه بگیرند... فقط فراموش نکنیم که با انتشار این سیاههی کتب، مشکلی خواهیم داشت مثل مشکل سیاههی شهرهای محل تبعید!
دو دیگر آن که شاید اگر در حکم تکمیلی، معرفی کتاب برای مطالعه بود، چیزی نمینوشتم... رونویسی؟! (مباد انشای منشیان دیوانی را کژی برسد!)
سوم آن که در مواجهه با بخشی از این حکم که نام کتاب در آن ذکر شده است، فارغ از محکمه و حاکم و محکوم، اگر دستنویس کتاب را میداشتم حتما برای دادگاه محترم ارسال میکردم. صدحیف که این کتاب را –مانندهی باقی کتابهام- با دستگاه نوشتهام.
چهارم آن که داستان سیستان روایت سفر رهبر گرامی انقلاب است به سیستان و بلوچستان در دورهی دوم خرداد. به تک تک کلمات آن ایمان دارم و همچنان تفریط آن دوره را مایهی بروز افراط در دورهی بعدی میدانم. موضعم همان است که بود.
و ختم کلام این که نتیجهی «داستان سیستان» همین بند پایانیِ کتاب است.
«رهبر، همانقدر كه رهبرِ تیمِ حفاظت است، رهبرِ مردم نیز هست، رهبرِ نیروی انتظامی، رهبرِ چتربازانِ مرزنشين، رهبرِ جوانانِ برومند، رهبرِ پيرمردانِ بيدندان، رهبرِ فرزندانِ بیكسِ شهدا، رهبرِ رانندههای فرمانداری، رهبرِ پسرانِ نمازِ جمعه، رهبرِ دخترانِ خیابان، رهبرِ هپیبرادرز، رهبرِ خواهرانِ زینب، رهبرِ چپ، رهبرِ راست، رهبرِ استاندار، رهبرِ فرماندار، رهبرِ بلوچ، رهبرِ زابل، رهبرِ سیستان، رهبرِ شیعه، رهبرِ سنی، رهبرِ كرد و ترك و تركمن، رهبرِ یاروها، رهبرِ بچههای نشرِ آثار، رهبرِ بچههای مخالفِ نظام... رهبر همانقدر كه رهبرِ من است، رهبرِ رفیقِ شفیقِ من است. او بایستي رهبرِ همه باشد...»
نیازی به رونویسی نیست...
اول آن که کتاب را به حکم قاضی نمیخوانند؛ کتابی درست خوانده میشود که مخاطب، خود، آن را انتخاب کند. اگر قرار است کتاب به فهرست مجازاتهای تکمیلی افزوده شود، بهتر است پیش از آن، تغییراتی در قانونِ حقوق مولفان و مصنفان انجام پذیرد و در آن پیشبینی شود تا از مولفان برای این کار اجازه بگیرند... فقط فراموش نکنیم که با انتشار این سیاههی کتب، مشکلی خواهیم داشت مثل مشکل سیاههی شهرهای محل تبعید!
دو دیگر آن که شاید اگر در حکم تکمیلی، معرفی کتاب برای مطالعه بود، چیزی نمینوشتم... رونویسی؟! (مباد انشای منشیان دیوانی را کژی برسد!)
سوم آن که در مواجهه با بخشی از این حکم که نام کتاب در آن ذکر شده است، فارغ از محکمه و حاکم و محکوم، اگر دستنویس کتاب را میداشتم حتما برای دادگاه محترم ارسال میکردم. صدحیف که این کتاب را –مانندهی باقی کتابهام- با دستگاه نوشتهام.
چهارم آن که داستان سیستان روایت سفر رهبر گرامی انقلاب است به سیستان و بلوچستان در دورهی دوم خرداد. به تک تک کلمات آن ایمان دارم و همچنان تفریط آن دوره را مایهی بروز افراط در دورهی بعدی میدانم. موضعم همان است که بود.
و ختم کلام این که نتیجهی «داستان سیستان» همین بند پایانیِ کتاب است.
«رهبر، همانقدر كه رهبرِ تیمِ حفاظت است، رهبرِ مردم نیز هست، رهبرِ نیروی انتظامی، رهبرِ چتربازانِ مرزنشين، رهبرِ جوانانِ برومند، رهبرِ پيرمردانِ بيدندان، رهبرِ فرزندانِ بیكسِ شهدا، رهبرِ رانندههای فرمانداری، رهبرِ پسرانِ نمازِ جمعه، رهبرِ دخترانِ خیابان، رهبرِ هپیبرادرز، رهبرِ خواهرانِ زینب، رهبرِ چپ، رهبرِ راست، رهبرِ استاندار، رهبرِ فرماندار، رهبرِ بلوچ، رهبرِ زابل، رهبرِ سیستان، رهبرِ شیعه، رهبرِ سنی، رهبرِ كرد و ترك و تركمن، رهبرِ یاروها، رهبرِ بچههای نشرِ آثار، رهبرِ بچههای مخالفِ نظام... رهبر همانقدر كه رهبرِ من است، رهبرِ رفیقِ شفیقِ من است. او بایستي رهبرِ همه باشد...»
نیازی به رونویسی نیست...
🔖اعلانات: بهار دارد میرسد و برای عیدی دادن چه چیزی بهتر از کتاب؟ امسال طرح خرید عیدانه در جریان نیست، اما بعضی ناشرها و کتابفروشیها برای خریدهای عیدانه تخفیفی قایل شدهاند. آنهایی را که در جریان بودم اینجا میگذارم تا شما هم استفاده کنید. اگر موارد دیگری هم بود، خبر بدهید تا اضافه کنیم.
@ehsanname
📚نمایشگاه کتابمان
🔹۲۵درصد تخفیف با شرکت ناشران علوم انسانی، ادبیات و هنر
⏰ ۲۰، ۲۱ و ۲۲ اسفند عصر (ساعت ۱۵ تا ۱۹)
📍خ ولیعصر، بالاتر از طالقانی، خ گیلان، خ رودسر، دبیرستان شرفالدین
👥دفتر نشر اطراف
🔹۱۵درصد تخفیف و دیدار با نویسندگان و مترجمان نشر اطراف
⏰ ۲۰، ۲۱ و ۲۲ اسفند عصر (ساعت ۹ تا ۱۹)
📍خ پاسداران، خ گلنبی، خ شهید ناطق نوری، انتهای کوچه رضابیک
🖥سایت نشر سخن
🔹۲۰درصد تخفیف (با کد bahar20)
⏰ تا ۲۵ اسفندماه
📍سایت sokhanpub.net
📚 کتابفروشی روزبهان
🔹 ۱۰ تا ۲۵درصد تخفیف
⏰ تا ۲۹ اسفند
📍خ انقلاب، روبروی دانشگاه تهران، جنب بانک ملت
📚 کتابفروشی افق
🔹 ۱۵درصد تخفیف کتابهای کودک و نوجوان، بقیه آثار ۲۰درصد تخفیف
⏰ تا ۱۵ فروردین
📍خ انقلاب، کنار سینما سپیده، نبش کوچه اسکو
@ehsanname
📚نمایشگاه کتابمان
🔹۲۵درصد تخفیف با شرکت ناشران علوم انسانی، ادبیات و هنر
⏰ ۲۰، ۲۱ و ۲۲ اسفند عصر (ساعت ۱۵ تا ۱۹)
📍خ ولیعصر، بالاتر از طالقانی، خ گیلان، خ رودسر، دبیرستان شرفالدین
👥دفتر نشر اطراف
🔹۱۵درصد تخفیف و دیدار با نویسندگان و مترجمان نشر اطراف
⏰ ۲۰، ۲۱ و ۲۲ اسفند عصر (ساعت ۹ تا ۱۹)
📍خ پاسداران، خ گلنبی، خ شهید ناطق نوری، انتهای کوچه رضابیک
🖥سایت نشر سخن
🔹۲۰درصد تخفیف (با کد bahar20)
⏰ تا ۲۵ اسفندماه
📍سایت sokhanpub.net
📚 کتابفروشی روزبهان
🔹 ۱۰ تا ۲۵درصد تخفیف
⏰ تا ۲۹ اسفند
📍خ انقلاب، روبروی دانشگاه تهران، جنب بانک ملت
📚 کتابفروشی افق
🔹 ۱۵درصد تخفیف کتابهای کودک و نوجوان، بقیه آثار ۲۰درصد تخفیف
⏰ تا ۱۵ فروردین
📍خ انقلاب، کنار سینما سپیده، نبش کوچه اسکو
احساننامه
🔸در سالهای اخیر، بعضی از قضات به عنوان مجازات جایگزین، انجام اموری از جمله خواندن کتاب را تعیین میکنند. اما اخیراً در حکم آقای ابوالفضل قدیانی، از چهرههای سیاسی، دادگاه علاوه بر حبس، به عنوان «مجازاتِ تکمیلی» (!) مطالعه و رونویسی از سه کتاب هم تکلیف شدهاست:…
🔸بعد از انتشار حکم دادگاه ابوالفضل قدیانی که برای «مجازات جایگزین» به مطالعه و رونویسی از سه کتاب هم محکوم شده بود و اعتراض رضا امیرخانی به آن (اینجا +)، امروز عضو دفتر حفظ و نشر آثار مقام معظم رهبری هم (در گفتگو با فارس +) به این حکم واکنش نشان داد @ehsanname
📊 یک کم آمار: این رمان در سال میلادی گذشته ۸۰۶هزار و ۵۰۰ نسخه فروخت (منبع: گاردین). دوتا ترجمهاش در ایران روی هم ۴نوبت و در ۳۷۰۰نسخه چاپ شدند @ehsanname
🔺مارگارت اتوود امسال دنبالۀ رمان «سرگذشت ندیمه» را منتشر میکند؛ رمانی که به واسطۀ موضوع خاصش در مورد زنان و نیز سریال اقتباسی از آن حسابی مورد توجه قرار گرفته. قرار است خانم نویسنده کانادایی برای انتشار قسمت دوم رمان تور ۶روزهای در انگلیس داشته باشد و از جمله در ۱۰سپتامبر (۱۹ شهریور) اتوود در تئاتر سلطنتی لندن مصاحبهای خواهد کرد. گاردین نوشته که ۱۰۰۰ سینما در سرتاسر دنیا قرار است پخش زندۀ این مصاحبه را پخش کنند و بلیتفروشی آن از همین حالا شروع شده. فکرش را بکنید، هزار سینما! @ehsanname
🔺بعد از اعتراضهای گستردۀ مردم الجزایر، بالاخره عبدالعزیز بوتفلیقه تسلیم شد و گفت همین ۲۰سال ریاستجمهوری بس است و برای بار پنجم در انتخابات شرکت نمیکند. نکتۀ ادبی ماجرا اما این شعار عاشقانه است که به خاطر طعنۀ سیاسیاش مورد توجه تظاهراتکنندگان بود: «میخواهم مثل بوتفلیقه باشد، اگر وقتی ازش خواستم برود، بیشتر وابسته شود.» این سبک از عاشقانهها در سالهای اخیر بین جوانهای عرب پرطرفدار شده و بیشتر به شکل دیوارنوشته (#جداریات) دیده میشود @ehsanname
🔹مهرداد اصیل: هرمس کتاب چاپ کرده، اسم نویسندهاش معلوم نیست!
روی جلد: کارل (ایساک) بلیکسن
صفحه عنوان: کارن (ایساک) بلیکسن
ص شناسنامه (انگلیسی): Kaven Blixen
ص شناسنامه (مشخصات): کارن (ایساک) بریکسن
ص شناسنامه (فهرستنویسی): ایساک دینهسن
twitter.com/assilmehrdad/status/1105230385133338627
روی جلد: کارل (ایساک) بلیکسن
صفحه عنوان: کارن (ایساک) بلیکسن
ص شناسنامه (انگلیسی): Kaven Blixen
ص شناسنامه (مشخصات): کارن (ایساک) بریکسن
ص شناسنامه (فهرستنویسی): ایساک دینهسن
twitter.com/assilmehrdad/status/1105230385133338627
🔸اسدالله امرایی: لابد این تبلیغات را در سطح شهر دیدهاید. تبلیغات یکی از این تاکسیهای اینترنتی است. کارهای زیادی را گردن گرفتهاند از جمله رساندن لیلی به مجنون و احتمالاً رومئو به ژولیت و تریاق از عراق برای مارگزیده و آخرالامر رساندن نوشدارو به سهراب. فقط ننوشته کِی نوشدارو را به سهراب میرسانند - البته که باید به رستم برسانند تا به سهراب بدهد و او را از مرگ نجات دهد. چون شهرت نوشدارو به رسیدن بعد از مرگ سهراب است و این معنا که مرگ چاره ندارد. بیتردید منظور نویسنده این تبلیغ القای معنای رایج نیست، اما دستکم یک "به موقع"، "به سلامتی" یا بلانسبت "قبل از مرگ" لازم دارد.
www.instagram.com/p/BuxWYgZF7Ir/
www.instagram.com/p/BuxWYgZF7Ir/
❌ شهریور امسال (سپتامبر ۲۰۱۸) نانسی بروفی، نویسنده ۶۸ساله آمریکایی به جرم قتل همسرش دستگیر شد. نویسندهای که سه سال پیش (۲۰۱۵) رمان «شوهر اشتباهی» را منتشر کرده بود: داستان زنی که هر روزش را صرف خیالبافی در مورد کشتن همسرش میکرد. اما او تنها جنایینویسی نیست که تبدیل به جنایتکاری واقعی شد. ماجرای پنج جنایینویس قاتل را اینجا بخوانید:
https://channelbpodcast.com/archives/10220/
https://channelbpodcast.com/archives/10220/
Forwarded from احساننامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺 #محمود_درویش در چنین روزی (۱۳ مارس ۱۹۴۱) به دنیا آمد تا شاعر رنجهای فلسطین و انسان معاصر باشد. در این شعر، او خودش را معرفی میکند @ehsanname
احساننامه
📺 فصل سوم «کتاب باز» از امشب، شنبه تا چهارشنبه ساعت ۲۰، شبکه نسیم (بازپخش ۱ بامداد، ۸ و ۱۳ روز بعد) @ehsanname @ketabBazTV
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📺 فصل سوم «کتاب باز» شب گذشته (۲۲ اسفند) به پایان رسید. رمانها و کتابهای فوتبالیِ پیشنهادی آخرین مهمان این برنامه، عادل فردوسیپور را ببینید @ehsanname