Khane-am Abrist
Ahmad Shamloo
🎧 «خانهام ابریست ...» شعر نیما با صدای #احمد_شاملو از آلبوم «شعرهای نیما» با موسیقی فرهاد فخرالدینی (۱۳۷۳) @ehsanname
Khane-am Abrist
Esmail Jannati
🎧 «خانهام ابریست ...» شعر نیما با صدای اسماعیل جنتی از آلبوم «او را صدا بزن» با موسیقی بهرام دهقانیار (۱۳۷۵) @ehsanname
Khane-am Abrist
Kamkars
🎼 «خانهام ابریست ...» شعر نیما با اجرای گروه کامکارها با آهنگسازی ارسلان کامکار در نهمین جشن خانه موسیقی (۱۳۸۷) @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 دورهمیِ برنامه «کتابباز» با موضوع ژول ورن و آثارش، با حضور احسان رضایی، سروش صحت، سیاوش صفاریانپور و محمد نجابتی. امشب (چهارشنبه ۶ آذر) ساعت۲۰، شبکه نسیم (تکرار ۱ بامداد، ۹ و ۱۵ فردا)
@ketabbaztv
@ehsanname
@ketabbaztv
@ehsanname
🔺در گذشته ناشرها به نویسندگان زن پیشنهاد استفاده از نام مستعار مردانه میدادند. مثلاً در قرن نوزدهم ماری آن ایوانس، نویسندهٔ انگلیسی رمان مشهور «میدل مارچ» نام مستعار مردانهٔ جورج الیوت را برای خودش انتخاب کرد. همان زمان در فرانسه، آمانتین اُرُر لوسیل دوپَن هم آثارش را با اسم مردانهٔ ژرژ ساند چاپ میکرد. در آمریکا هم لوئیزا می الکات، شاهکارش رمان «زنان کوچک» را با نام مستعار آ.ام برنارد منتشر کرد... حتی وقتی در ۱۹۹۷ جوآن کاترین رولینگ جلد اول «هری پاتر» را به ناشر تحویل داد، ناشرش ترجیح داد برای او از مخففِ جی. کی. رولینگ استفاده کند تا مخاطبان نوجوان پسر را از دست ندهد. حالا اما یک اتفاق برعکس در کشور ما افتاده. به گزارش شهروند بعضی از ناشران آثار عاشقانه و اصطلاحاً «عامهپسند» به نویسندگان مرد نام زنانه پیشنهاد میدهند. نمونهاش رمان «برگهای سبز بید» نوشتۀ علی بیتاژیان که ناشر اسم کوچک مؤلف را روی جلد نیاورده و بین نام خانوادگی او هم فاصله گذاشته تا بشود «بیتا ژیان» @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸«ما لالیم، لالبازی میکنیم، درد را چطور میشود گفت؟» محدودیتهای زبان در گفتگوی استاد هوشنگ ابتهاج #سایه با مریم عرفان، کلن، مهر ۹۶ @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📊 بین ۵۵۷ شعر و مطلب جعلی که در فضای مجازی به شاعران و نویسندگان نسبت داده میشود، مولانا با ۱۰۳ مورد رکورددار است. رتبههای بعدی هم متعلق به حسین پناهی (۶۶ مورد) و #احمد_شاملو (۵۰ مورد) است. گزارش خبرآنلاین دربارۀ جعلیات فضای مجازی @ehsanname
احساننامه
🔹نامزدهای بخش رمان جایزۀ ادبی جلال آلاحمد هفتۀ پیش معرفی شد، اما به خاطر شرایط فرصت بحث چندانی در موردشان پیش نیامد. فقط جناب قباد آذرآیین بود که بعد از اعلام نامزدی رمانش، خواست جایزه به نویسندگان جوان توجه کند و انتخاب نهایی از میان جوانترها باشد (ایبنا).…
radio-farhang-98_09_07
🎤گفتگوی احسان رضایی و مسعود بُربُر دربارۀ داوری بخش رمان دوازدهمین جایزه جلال، برنامۀ «رادیو کتاب»، شبکه رادیویی فرهنگ، پنجشنبه ۷ آذر ۱۳۹۸ @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸وقتی مارکز روزنامهنگار بود. نگاهی به کتاب «رسوایی قرن» که مجموعهای از گزارشهای مطبوعاتی مارکز است (کاری از ایرنا) @ehsanname
🔸در هفتۀ کتاب امسال، پویش «هفته کتاب پلدختر» برای تجهیز کتابخانهها و کتابفروشیهای سیلزده این شهر برگزار و ۱۰هزار جلد کتاب برای این منظور جمعآوری شد. اما وضع کتابفروشیهای پلدختر چطور است؟ ایسنا گزارش داده که در سیل فروردینماه، ۹ کتابفروشی در پلدختر آسیب دیدند که بنای چهار کتابفروشی در خیابان هفتتیر بهطور کامل تخریب شد و فقط یکی از آنها پس از سیل ساخته شده. بنای ۵ کتابفروشی دیگر در خیابان معلم جنوبی کاملاً تخریب نشده بوده و هر پنج کتابفروشی بهطور محدود آغاز به کار کردهاند. مدیر کتابفروشی «فردوسی» پلدختر میگوید ۹۷۰۶ جلد کتاب در سیل آسیب دیده و خسارت مالی سیل به این کتابفروشی ۶۰۰میلیون تومان است. مدیر کتابفروشی «گنج دانش» هم خسارت سیل را ۴۰۰میلیون تومان اعلام میکند و میگوید تنها کمکی که دریافت کرده ۴۵میلیون تومان وام بنیاد مسکن است. (عکس زمان سیل از اینستاگرام فرزاد گمار) @ehsanname
📚دو ترجمۀ مختلف موجود از «کار، کار انگلیسیهاست» جک استراو در بازار نشر. طرح جلد یکیشان تقلید از طراحی جلد معروفِ رمان «دایی جان ناپلئون» است (آن جلد اثر صادق تبریزی بود)، اما مشکل محتوایی دارد. استراو در کتابش دلیل بدبینی ایرانیها به انگلیس را توضیح میدهد، در حالی که طراح خود استراو را جای داییجان ناپلئون نشانده. @ehsanname
📘کتابهای یووال نوح هراری ممنوع شده، اما نه همۀ آثارش. در فهرست عناوین کتابهای ممنوع او (ایرنا) کتاب «انسان خداگون» ترجمۀ نیک گرگین نیست. احتمالاً مقدمۀ ۵۰صفحهای که این کتاب در نقد مطالب هراری دارد، باعث این اتفاق باشد. @ehsanname
🔸ایبنا - الیا کازان، کارگردان معروف و خالق آثاری مثل «اتوبوسی به نام هوس» و «زندهباد زاپاتا»، رمانی با نام «آمریکا آمریکا» دارد که خودش فیلمش را هم ساخت، داستانی دربارۀ مهاجرت. این کتاب را سال ۴۳ غلامحسین ساعدی و محمدنقی براهنی (برادر بزرگتر رضا براهنی) با هم ترجمه کردند. (آنها یک ترجمۀ مشترک دیگر هم دارند: «شناخت خویشتن» از آرتور جرسیلد.) عجیب اینکه انتشارات امیرکبیر در چاپ جدید کتاب نام ساعدی را از روی جلد حذف کرده (البته نام او در شناسنامه آمده) و در فیپایی هم که انشارات نگاه هم برای نشر این کتاب گرفته نام ساعدی به عنوان مترجم ذکر شده و از براهنی خبری نیست! @ehsanname
Forwarded from مانا روانبد
Masoumi_Pasokh.pdf
230.6 KB
امروز هفتادویکمین سالروز تولد جناب آقای حسین معصومیهمدانی بود. به شادباش هفتادویکسالگیشان جستار درخشان «پاسخ دندانشکن» را بخوانید که در شمارهی ۱۰۵ مجلهی «نشر دانش» (به تاریخ پاییز ۱۳۸۱) منتشر شده است و در چشم من از بینظیرترین نوشتههای خلاقانه و انتقادی و طنزآمیز فارسیِ جدید است؛ بی که نامی از کسی برده باشد در هر مجادله و مباحثهای یادش میافتم.
پارسال یادداشت کوتاهی در وبلاگ نوشتم به یادکردِ هفتادسالگیشان و ترجمهی جنابشان از جستار طنازانه و تلخِ «پیشنهاد فروتنانه»ی جاناتان سوییفت را بازنشر کردم.
@manaravanbod
پارسال یادداشت کوتاهی در وبلاگ نوشتم به یادکردِ هفتادسالگیشان و ترجمهی جنابشان از جستار طنازانه و تلخِ «پیشنهاد فروتنانه»ی جاناتان سوییفت را بازنشر کردم.
@manaravanbod
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎧 غزل #غلامرضا_طریقی با صدای محیالدین تقیپور @ehsanname
Forwarded from بهمن دارالشفایی
روانشناسی_تاریک_شبکههای_اجتماعی.pdf
132 KB
زهرا شمس:
«این مقاله اخیرا در آتلانتیک منتشر شده و مختصر و مفید توضیح میده که فضای شبکههای اجتماعی (فیسبوک و توییتر و غیره) چطور آدمها رو تشویق به ابراز مداوم خشم، ترویج خشونت و تمسخر، و جلب توجه با توسل به موضعگیریهای اخلاقی میکنه؛ و باعث میشه تمام توجه ما و مخصوصا نسلهای جوونتر فقط معطوف به اخبار و شایعات و جنجالهای روزمره باشه و ارتباط ما با تاریخ و دانش اندوخته بشری هر روز کمرنگتر بشه. و در نهایت اینکه این آسیب مهم شبکههای اجتماعی، چه لطمه بزرگی به تجربههای نسل ما و نسلهای بعدی از دموکراسی خواهد زد. دو نویسنده مقاله، در پایان سه راهحل هم برای کنترل و غلبه بر این آسیبها پیشنهاد میدن.»
فایل بالا ترجمه مقاله است به قلم زهرا شمس. این هم اصل مقاله:
https://www.theatlantic.com/magazine/archive/2019/12/social-media-democracy/600763/
.
«این مقاله اخیرا در آتلانتیک منتشر شده و مختصر و مفید توضیح میده که فضای شبکههای اجتماعی (فیسبوک و توییتر و غیره) چطور آدمها رو تشویق به ابراز مداوم خشم، ترویج خشونت و تمسخر، و جلب توجه با توسل به موضعگیریهای اخلاقی میکنه؛ و باعث میشه تمام توجه ما و مخصوصا نسلهای جوونتر فقط معطوف به اخبار و شایعات و جنجالهای روزمره باشه و ارتباط ما با تاریخ و دانش اندوخته بشری هر روز کمرنگتر بشه. و در نهایت اینکه این آسیب مهم شبکههای اجتماعی، چه لطمه بزرگی به تجربههای نسل ما و نسلهای بعدی از دموکراسی خواهد زد. دو نویسنده مقاله، در پایان سه راهحل هم برای کنترل و غلبه بر این آسیبها پیشنهاد میدن.»
فایل بالا ترجمه مقاله است به قلم زهرا شمس. این هم اصل مقاله:
https://www.theatlantic.com/magazine/archive/2019/12/social-media-democracy/600763/
.
احساننامه
🔹آندره بابیش، نخستوزیر چک، در فیسبوکش نوشته در جریان سفرش به پاریس به آپارتمان میلان کوندرا رفته، با همسرانشان به رستوران محبوب کوندرا رفتهاند، سه ساعت گپ زدهاند، از «ژاک و اربابش» نقل قول کردهاند و «این افتخار بزرگی برای من بود». حالا آقای نخستوزیر از…
🔺گاردین - میلان کوندرا پس از چهار دهه زندگی در تبعید، شهروندی زادگاهش را پس گرفت. سفیر چک در فرانسه پنجشنبه گذشته به دیدار کوندرای ۹۰ساله رفته و مدارک شهروندیاش به او تحویل داده شده است. میلان کوندرا به دلیل مخالفت با حزب کمونیست چکسلواکی، سال ۱۹۷۵ به فرانسه فرار کرد و در ۱۹۷۹ دولت وقت تابعیت کوندرا را لغو کرد. سیاستمدارها رفتند، نویسنده باقی ماند @ehsanname
🔹شکسپیر وارد میشود
✍️احسان رضایی: ویلیام شکسپیر، جایی از نمایشنامه «ریچارد سوم» یکی از کاراکترهایش را اینطوری توصیف کرده که «در مغزش ضرابخانه جملهسازی دارد» و این، شاید بهترین توصیف درباره خود شکسپیر باشد. مردی که در ذهنش ضرابخانه جملهسازی داشت، ضرابخانهای که سکههایش در سرتاسر این کرۀ خاکی رواج دارد. از جمله در ایران هم ترجمههای زیادی از شکسپیر هست.
آشنایی ایرانیان با شکسپیر به ۲۰۰سال پیش برمیگردد. در چهار قرنی که از مرگ شکسپیر (آوریل ۱۶۱۶) میگذرد، ایرانیان در نیمۀ اول این تاریخ اصلاً شکسپیر را نمیشناختند و برای اولین بار، دویست سال بعد از مرگ او، یک ایرانی نام این شاعر بزرگ را در مطلبی آورد. آن ایرانی، میرزا صالح شیرازی است که معمولاً او را به انتشار اولین روزنامه ایرانی با نام «کاغذ اخبار» میشناسیم. میرزا صالح که برای یادگیری صنعت چاپ، از طرف عباسمیرزا به اروپا و انگلیس فرستاده شده بود در سفرنامهاش، در روز ۲۴ شعبان ۱۲۳۴ قمری معادل ۱۶ ژوئن ۱۸۱۶ میلادی تاریخچه مفصلی از انگلستان نوشته و از جمله در مورد عصر الیزابت (یا به قول خودش «الیزابث») نوشته: «شکسپیر یکی از شعرای عصر، از جمله مشاهیر در آن عهد، به عرصۀ وجود آمد» این اولین باری است که اسم شکسپیر به فارسی نوشته شد.
برای ترجمۀ شکسپیر اما هنوز صد سالی زمان لازم بود. در عهد ناصرالدین شاه که به تشویق دربار موجی از ترجمۀ ادبیات اروپایی به راه افتاد، اولین ترجمه شکسپیر در ایران هم منتشر شد. این ترجمه، ترجمۀ نمایشنامه «به تربیت درآوردن دختر تندخوی» (ترجمۀ امروزی: « رام کردن زن سرکش») توسط حسینقلی سالور ﻋﻤﺎداﻟﺴﻠﻄﻨﻪ، نوۀ محمدشاه قاجار بود. تاریخ انتشار چاپ سنگی این نمایشنامه، سال ۱۳۱۸ قمری یعنی ۱۲۷۸ شمسی است و آن طور که در شرح احوال عمادالسلطنه آمده، او زبان فرانسه میدانسته و این نمایشنامه را از زبانِ واسط ترجمه کرده است.
ظاهراً اولین ترجمۀ شکسپیر از زبان اصلی، کار ابوالقاسم خان ناصرالملک، از بزرگان ایل قاجار است که ما او را به عنوان دومین نایبالسلطنه احمدشاه میشناسیم. ناصرالملک اولین ایرانی است که در آکسفورد تحصیل کرد و در آنجا با لرد کرزن، نخستوزیر آینده بریتانیا رفاقتی به هم زد. آشنایی او با شکسپیر (یا آنطور که خودش نوشته «شاکسپیر») هم باید برای همین دوران باشد. ناصرالملک دو ترجمه از شکسپیر انجام داد: «داستان غمانگیز اتللو مغربی در وندیک» و «داستان شورانگیز بازرگان وندیکی» (همان تاجر ونیزی). او این ترجمهها را در سال ۱۲۹۶ شمسی انجام داد. ترجمههای او که هنوز هم خواندنی است و از نمونههای شیرین نثر قاجار، در زمان خودش به صورت عمومی منتشر نشد و فقط در چند اجرای تئاتر استفاده شد. وقتی ترجمۀ «اتللو» در ۱۳۱۲ منتشر شد، محمدعلی فروغی، نخستوزیر وقت مقدمهای بر آن نوشت و آن را «سرمشقی از ترجمۀ ادیب فصیحانه» معرفی کرد. نمونهای از نثر ناصرالملک را در ترجمۀ «اتللو» ببینید:
اتللو: دستت را به من بده، خانم! این دست، تر است.
دزدمونا: هنوز سن و اندوه در آن اثر نکرده.
اتللو: این دست مینماید برومندی و آزادهدلی را. گرم، گرم و تر. آن را که این دست است باید کنج تنهایی گزیند، روزه بدارد، نماز بگذارد، تن را فرسوده و پرهیز پیش گیرد. در اینجا بچه شیطانی خویکرده پنهان است که همواره سرکشی میکند. دست خوبی است.
دزدمونا: این را به راستی میتوانید بگویید چون همین دست بود که دلم را به شما داد.
اتللو: دستِ بادَهِشی است. در قدیم دل دست را میداد، اما به رسم جدید دست هست و دل نیست.
دزدمونا: من نمیدانم چه میخواهید بگویید. بیایید سر وعدهای که کردیم.
@ehsanname
✍️احسان رضایی: ویلیام شکسپیر، جایی از نمایشنامه «ریچارد سوم» یکی از کاراکترهایش را اینطوری توصیف کرده که «در مغزش ضرابخانه جملهسازی دارد» و این، شاید بهترین توصیف درباره خود شکسپیر باشد. مردی که در ذهنش ضرابخانه جملهسازی داشت، ضرابخانهای که سکههایش در سرتاسر این کرۀ خاکی رواج دارد. از جمله در ایران هم ترجمههای زیادی از شکسپیر هست.
آشنایی ایرانیان با شکسپیر به ۲۰۰سال پیش برمیگردد. در چهار قرنی که از مرگ شکسپیر (آوریل ۱۶۱۶) میگذرد، ایرانیان در نیمۀ اول این تاریخ اصلاً شکسپیر را نمیشناختند و برای اولین بار، دویست سال بعد از مرگ او، یک ایرانی نام این شاعر بزرگ را در مطلبی آورد. آن ایرانی، میرزا صالح شیرازی است که معمولاً او را به انتشار اولین روزنامه ایرانی با نام «کاغذ اخبار» میشناسیم. میرزا صالح که برای یادگیری صنعت چاپ، از طرف عباسمیرزا به اروپا و انگلیس فرستاده شده بود در سفرنامهاش، در روز ۲۴ شعبان ۱۲۳۴ قمری معادل ۱۶ ژوئن ۱۸۱۶ میلادی تاریخچه مفصلی از انگلستان نوشته و از جمله در مورد عصر الیزابت (یا به قول خودش «الیزابث») نوشته: «شکسپیر یکی از شعرای عصر، از جمله مشاهیر در آن عهد، به عرصۀ وجود آمد» این اولین باری است که اسم شکسپیر به فارسی نوشته شد.
برای ترجمۀ شکسپیر اما هنوز صد سالی زمان لازم بود. در عهد ناصرالدین شاه که به تشویق دربار موجی از ترجمۀ ادبیات اروپایی به راه افتاد، اولین ترجمه شکسپیر در ایران هم منتشر شد. این ترجمه، ترجمۀ نمایشنامه «به تربیت درآوردن دختر تندخوی» (ترجمۀ امروزی: « رام کردن زن سرکش») توسط حسینقلی سالور ﻋﻤﺎداﻟﺴﻠﻄﻨﻪ، نوۀ محمدشاه قاجار بود. تاریخ انتشار چاپ سنگی این نمایشنامه، سال ۱۳۱۸ قمری یعنی ۱۲۷۸ شمسی است و آن طور که در شرح احوال عمادالسلطنه آمده، او زبان فرانسه میدانسته و این نمایشنامه را از زبانِ واسط ترجمه کرده است.
ظاهراً اولین ترجمۀ شکسپیر از زبان اصلی، کار ابوالقاسم خان ناصرالملک، از بزرگان ایل قاجار است که ما او را به عنوان دومین نایبالسلطنه احمدشاه میشناسیم. ناصرالملک اولین ایرانی است که در آکسفورد تحصیل کرد و در آنجا با لرد کرزن، نخستوزیر آینده بریتانیا رفاقتی به هم زد. آشنایی او با شکسپیر (یا آنطور که خودش نوشته «شاکسپیر») هم باید برای همین دوران باشد. ناصرالملک دو ترجمه از شکسپیر انجام داد: «داستان غمانگیز اتللو مغربی در وندیک» و «داستان شورانگیز بازرگان وندیکی» (همان تاجر ونیزی). او این ترجمهها را در سال ۱۲۹۶ شمسی انجام داد. ترجمههای او که هنوز هم خواندنی است و از نمونههای شیرین نثر قاجار، در زمان خودش به صورت عمومی منتشر نشد و فقط در چند اجرای تئاتر استفاده شد. وقتی ترجمۀ «اتللو» در ۱۳۱۲ منتشر شد، محمدعلی فروغی، نخستوزیر وقت مقدمهای بر آن نوشت و آن را «سرمشقی از ترجمۀ ادیب فصیحانه» معرفی کرد. نمونهای از نثر ناصرالملک را در ترجمۀ «اتللو» ببینید:
اتللو: دستت را به من بده، خانم! این دست، تر است.
دزدمونا: هنوز سن و اندوه در آن اثر نکرده.
اتللو: این دست مینماید برومندی و آزادهدلی را. گرم، گرم و تر. آن را که این دست است باید کنج تنهایی گزیند، روزه بدارد، نماز بگذارد، تن را فرسوده و پرهیز پیش گیرد. در اینجا بچه شیطانی خویکرده پنهان است که همواره سرکشی میکند. دست خوبی است.
دزدمونا: این را به راستی میتوانید بگویید چون همین دست بود که دلم را به شما داد.
اتللو: دستِ بادَهِشی است. در قدیم دل دست را میداد، اما به رسم جدید دست هست و دل نیست.
دزدمونا: من نمیدانم چه میخواهید بگویید. بیایید سر وعدهای که کردیم.
@ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📺 دورهمیِ برنامه «کتابباز» با موضوع «آرزوهای بزرگ» چارلز دیکنز، با حضور احسان رضایی، سروش صحت و دکتر مسعود کوثری. امشب (چهارشنبه ۱۳ آذر) ساعت۲۰، شبکه نسیم (تکرار ۱ بامداد، ۹ و ۱۵ فردا)
@ketabbaztv
@ehsanname
@ketabbaztv
@ehsanname
📊 یککم آمار
@ehsanname
روز گذشته، در جریان نشست خبری دوازدهمین جایزۀ ادبی جلال آلاحمد، آماری هم از تولیدات داستانی سال گذشته (۹۷) ارایه شد: «بر اساس فهرست خانه کتاب آثار چاپ اوّل سال ۱۳۹۷ آثاری که مورد بررسی و داوری قرار گرفتند ۵۴۵ عنوان کتاب بود که از این بین ۲۳۲ عنوان کتاب در بخش رمان و داستان بلند، ۱۰۴ عنوان در بخش مجموعه داستان کوتاه، ۱۵۳ عنوان کتاب در بخش مستندنگاری و ۵۶ عنوان کتاب در بخش نقد ادبی بود.» (+) این عدد، به خاطر گرانی کاغذ کمتر از سالهای قبلی بوده. اما در همین شکل فعلیاش هم عدد عجیبی است. ۵۴۵ عنوان کتاب در حوزه ادبیات داستانی (یا اگر فقط رمانها و داستانهایش را جدا کنیم ۳۳۶ عنوان) برای یک سال داریم. چنین رقمی، خودش یکی از مشکلات نشر ماست. به خاطر همین انبوه عناوین و کتابها، بسیاری از آثار خوب و خواندنی فرصت مناسبی برای دیده، خوانده و نقد شدن پیدا نمیکنند. اغلب سیاستگذاریهای فرهنگی، به افزایش آمار نشر و ناشرها توجه دارند. اما چنین اعدادی، به معنای است که برای دیده شدن هر رمان و مجموعه داستان در کل یک سال (۳۶۵ روز)، فقط ۲۵ ساعت و نیم وقت هست!
@ehsanname
@ehsanname
روز گذشته، در جریان نشست خبری دوازدهمین جایزۀ ادبی جلال آلاحمد، آماری هم از تولیدات داستانی سال گذشته (۹۷) ارایه شد: «بر اساس فهرست خانه کتاب آثار چاپ اوّل سال ۱۳۹۷ آثاری که مورد بررسی و داوری قرار گرفتند ۵۴۵ عنوان کتاب بود که از این بین ۲۳۲ عنوان کتاب در بخش رمان و داستان بلند، ۱۰۴ عنوان در بخش مجموعه داستان کوتاه، ۱۵۳ عنوان کتاب در بخش مستندنگاری و ۵۶ عنوان کتاب در بخش نقد ادبی بود.» (+) این عدد، به خاطر گرانی کاغذ کمتر از سالهای قبلی بوده. اما در همین شکل فعلیاش هم عدد عجیبی است. ۵۴۵ عنوان کتاب در حوزه ادبیات داستانی (یا اگر فقط رمانها و داستانهایش را جدا کنیم ۳۳۶ عنوان) برای یک سال داریم. چنین رقمی، خودش یکی از مشکلات نشر ماست. به خاطر همین انبوه عناوین و کتابها، بسیاری از آثار خوب و خواندنی فرصت مناسبی برای دیده، خوانده و نقد شدن پیدا نمیکنند. اغلب سیاستگذاریهای فرهنگی، به افزایش آمار نشر و ناشرها توجه دارند. اما چنین اعدادی، به معنای است که برای دیده شدن هر رمان و مجموعه داستان در کل یک سال (۳۶۵ روز)، فقط ۲۵ ساعت و نیم وقت هست!
@ehsanname
احساننامه
➖آکادمی سوئد بعد از ماجرای رسواییهایی که به تعطیل نوبل ادبیات ۲۰۱۸ منجر شد، سعی داشت تا امسال اعتبار این جایزه را احیا کند؛ اما انگار چندان هم در این کار موفق نبوده. چون انتخاب پیتر هاندکه باعث اعتراضهای بسیاری شده. هاندکه اتریشی، در دهه ۱۹۹۰ و سالهای جنگ…
🔹قرار است هفتۀ آینده در ضیافت شام پادشاه سوئد جوایز نوبل، از جمله برندگان نوبل ادبیات اهدا شود، اما هنوز اعتراض به نوبل پیتر هاندکه ادامه دارد. هاندکه در دهه ۱۹۹۰ و جنگ بوسنی طرف صربها را گرفت و در چند سخنرانی گفت که صربها هیچ نسلکشی راه نینداختهاند و در سربرنیتسا اصلاً قتلعامی رخ نداده است. حالا دو نفر از اعضای فرهنگستان سوئد استعفا کردهاند که یک نفرشان (گان بریت سانداستورم) اهدای نوبل ادبیات ۲۰۱۹ به هاندکه را جزو دلایل استعفایش ذکر کرده. (+) قبلاً رئیس کمیته نوبل در فرهنگستان سوئد سه نامه به معترضانی در کوزوو و بوسنی و هرزگوین فرستاده بود. از جمله در نامه به رئیس فرهنگستان علوم و هنر کوزوو آمده: «جایزه نوبل به یک دستاورد میرسد. وقتی جایزه به هاندکه تعلق میگیرد، باید اثر ادبی خارقالعاده خود را جشن بگیریم و به شخص توجه نکنیم» (+) این نامهها هم با انتقادات شدیدی مواجه شد. از جمله پیتر ماس، نویسندۀ آمریکایی گفته باید این سه نامه را در موزۀ انکار نسلکشی به نمایش گذاشت. (+) خلاصه ماجرایی است @ehsanname