🗓 چهارم شهریور، سالروز خاموشیِ راویِ قصههای از یاد رفته و آرزوهای بر باد رفته #مهدی_اخوان_ثالث است. برای یادکرد آقای شاعر، چند اجرا از شعر معروف «قاصدک» او را بشنویم، یکی از آن شعرهایی که در لحظاتی زبان حال ما بوده و هست.
@ehsanname
📸 مراسم چهلم اخوان، مهر ۱۳۶۹ - از وبلاگ رضا افضلی
@ehsanname
📸 مراسم چهلم اخوان، مهر ۱۳۶۹ - از وبلاگ رضا افضلی
Ghasedak
Mehdi Akhavan Sales
🎧 «قاصدک» شعر و صدای #مهدی_اخوان_ثالث با موسیقی مجیدی درخشانی، از آلبوم «قاصدک» ۶۰ @ehsanname
Ghasedak
MR Shajarian
🎼 قطعه «قاصدک»، صدای محمدرضا شجریان و سنتور پرویز مشکاتیان بر روی شعر #مهدی_اخوان_ثالث از آلبوم «قاصدک» ۷۴ @ehsanname
Ghasedak
Abdolhossein Mokhtabad
🎼 قطعه «قاصدک»، صدای عبدالحسین مختاباد و موسیقی مجتبی خوشضمیر بر روی شعر #مهدی_اخوان_ثالث از آلبوم «قاصدک» ۸۲ @ehsanname
Ghasedak
Reza Sadeghi
🎼 قطعه «قاصدک»، صدا و موسیقی رضا صادقی بر روی شعر #مهدی_اخوان_ثالث از آلبوم «پرچم مشکی» ۸۳ @ehsanname
Ghasedak
Roozbeh Nematollahi
🎼 قطعه «قاصدک»، صدای روزبه نعمتالهی و موسیقی پیام قربانی بر روی شعر #مهدی_اخوان_ثالث از آلبوم «داروگ» ۹۲ @ehsanname
Ghasedak
Pallett /Pallett
🎼 قطعه «قاصدک»، صدای امید نعمتی و موسیقی گروه پالت بر روی شعر #مهدی_اخوان_ثالث از آلبوم «تمام ناتمام» ۹۵ @ehsanname
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🎤آواز «قاصدک» همایون شجریان با شعر #مهدی_اخوان_ثالث در مراسم تشییع پرویز مشکاتیان، مهر ۸۸ @ehsanname
🔸فیلمتئاتر «چهارراه» بهرام بیضایی، از امشب در کانال یوتیوب مرکز مطالعات ایرانی دانشگاه استنفورد (اینجا +) پخش آنلاین دارد. روزهای پخش ۵، ۶ و ۷ شهریور است و ساعت پخش هم ۹ونیم شب و ۵ونیم صبح به وقت ایران (۱۰ صبح و ۶ شب بهوقتِ غرب امریکا) است. این اثر، آخرین نمایشنامۀ منتشرشدۀ بیضایی است و روایتگر یک عشق ناکام. «نهال فرخی» و «سارنگ سهش» که از کودکی همسایه و همبازی بودهاند شخصیتهای اصلیاند. آنها بعد از سالها سر چهارراه شلوغی همدیگر را میبینند و گذشتهشان را مرور میکنند. از خلال گفتگوها میفهمیم پانزده سال پیش و درست یکهفته قبل از عروسی، سارنگ ناگهان ناپدید شده و نهال بعد از یک دوره آشفتگی، با دیگر همبازی کودکیشان یعنی «چارهدار» ازدواج کرده، درحالیکه چارهدار خودش عامل دستیگری سارنگ بوده و ... @ehsanname
➖«اولش به من گفتند زود خوب میشوی اما این طور نبود. بعداً گفتند که شش ماه بیشتر زنده نیستی. حالا الان شوخی دکترها با من این شده که هر شش ماه میآیند و میگویند: تو چرا هنوز زندهای؟ الان ششتا شش ماه است که من زندهام.
من همیشه برای پول دویدهام. اما امروز، پول نجاتم نمیدهد. از بچگی دوست داشتم ماشین خوب و خانه خوب داشته باشم و بچههایم زندگی خوبی داشته باشند. اتفاقاً به همه آنها رسیدم اما وقتی متوجه بیماریام شدم، از خوم پرسیدم که تا به حال چه چیزهایی در زندگی مرا خوشحال کرده است؟ یا چطور توانستهام برای دیگران خوشحالی ایجاد کنم؟
بیماریام پیشرفت کرد و فهمیدم پول نمیتواند بیماری من را درست کند. اگر نمیتواند، پس یعنی من راه را اشتباه میرفتهام ... وقتی به این نتیجه رسیدم که پول در شرایط فعلی کمکی به من نمیکند، بیشتر فکر کردم و دیدم فقط لحظاتی که در آن خندیدهام یا خوشحالی ایجاد کردهام، لحظههای پرافتخار زندگیام بوده است.
با خودم که فکر کردم دیدم من بزرگ شدن «آوا» دخترم را ندیدم. چون دائم در حال کار کردن بودم. البته باید کار میکردم چون ما به پول احتیاج داشتیم اما نه آنقدر که بزرگ شدن بچه خودم را نبینم. اما دربارۀ «آراد» پسرم قضیه فرق کرد. چون همزمان با حضور آراد در زندگیمان، بیماریام زمینگیرم کرد. در خانه بودم؛ آراد را در بغلم میگرفتم و با او کارتون تماشا میکردم. با او حرف میزدم، رنگها را به او یاد میدادم و این به حدی لذتبخش بود که از خودم میپرسیدم خدایا من چه چیزی را از خودم دریغ میکردم برای اینکه چه چیزی را به دست بیاورم؟ به این نتیجه رسیدم که وقتی میتوانم این خوشحالیها را در خانه داشته باشم چرا نباید برای این فرصت شاکر باشم؟ این جمله را واقعاً میگویم که سرطان نجاتم داد.
من اول آمبولی ریه کردم و بعد سرطانم مشخص شد. ممکن بود در آمبولی ریه از دنیا بروم و این فرصت را پیدا نکنم. خداوند به من یک بیماری داد و یک طول عمر دو سال و نیمه و این زمان برای من خیلی پربار بود. دردها باعث میشد بیشتر شکرگزار باشم ...»
@ehsanname
🔺امروز دومین سالگرد رفتن دوست و همکار عزیز من، مهدی شادمانی است. خبرنگاری ورزشی که در سالهای پایانی عمرش، به قهرمان مبارزه با سرطان و شوالیۀ امید معروف شد. متن بالا بخشی از آخرین نوشتۀ شادمانی است که ماهی پیش از درگذشتش، در ایسنا منتشر شد
من همیشه برای پول دویدهام. اما امروز، پول نجاتم نمیدهد. از بچگی دوست داشتم ماشین خوب و خانه خوب داشته باشم و بچههایم زندگی خوبی داشته باشند. اتفاقاً به همه آنها رسیدم اما وقتی متوجه بیماریام شدم، از خوم پرسیدم که تا به حال چه چیزهایی در زندگی مرا خوشحال کرده است؟ یا چطور توانستهام برای دیگران خوشحالی ایجاد کنم؟
بیماریام پیشرفت کرد و فهمیدم پول نمیتواند بیماری من را درست کند. اگر نمیتواند، پس یعنی من راه را اشتباه میرفتهام ... وقتی به این نتیجه رسیدم که پول در شرایط فعلی کمکی به من نمیکند، بیشتر فکر کردم و دیدم فقط لحظاتی که در آن خندیدهام یا خوشحالی ایجاد کردهام، لحظههای پرافتخار زندگیام بوده است.
با خودم که فکر کردم دیدم من بزرگ شدن «آوا» دخترم را ندیدم. چون دائم در حال کار کردن بودم. البته باید کار میکردم چون ما به پول احتیاج داشتیم اما نه آنقدر که بزرگ شدن بچه خودم را نبینم. اما دربارۀ «آراد» پسرم قضیه فرق کرد. چون همزمان با حضور آراد در زندگیمان، بیماریام زمینگیرم کرد. در خانه بودم؛ آراد را در بغلم میگرفتم و با او کارتون تماشا میکردم. با او حرف میزدم، رنگها را به او یاد میدادم و این به حدی لذتبخش بود که از خودم میپرسیدم خدایا من چه چیزی را از خودم دریغ میکردم برای اینکه چه چیزی را به دست بیاورم؟ به این نتیجه رسیدم که وقتی میتوانم این خوشحالیها را در خانه داشته باشم چرا نباید برای این فرصت شاکر باشم؟ این جمله را واقعاً میگویم که سرطان نجاتم داد.
من اول آمبولی ریه کردم و بعد سرطانم مشخص شد. ممکن بود در آمبولی ریه از دنیا بروم و این فرصت را پیدا نکنم. خداوند به من یک بیماری داد و یک طول عمر دو سال و نیمه و این زمان برای من خیلی پربار بود. دردها باعث میشد بیشتر شکرگزار باشم ...»
@ehsanname
🔺امروز دومین سالگرد رفتن دوست و همکار عزیز من، مهدی شادمانی است. خبرنگاری ورزشی که در سالهای پایانی عمرش، به قهرمان مبارزه با سرطان و شوالیۀ امید معروف شد. متن بالا بخشی از آخرین نوشتۀ شادمانی است که ماهی پیش از درگذشتش، در ایسنا منتشر شد
📚در تاریخ نشر و کتاب ایران، فصلی هم به موسسه انتشارات فرانکلین اختصاص دارد. این سازمان انتشاراتی در طی سه دهه هم خودش کارهای بزرگی را در نشر انجام داد (نظیر پایهگذاری بخش ویراستاری، ایجاد تحول در گرافیک و طرح جلد کتابها، تأسیس سازمان کتابهای جیبی، تهیه دایرهالمعارف مصاحب، راهاندازی نشریه تخصصی «کتاب امروز» و ...) و هم با سایر ناشرها همکاری و مشاوره داشت. پادکست «رادیونیست» برنامۀ جالب و پراطلاعی دربارۀ این موسسه انتشاراتی آماده کرده است و با گفتگوهای متعدد (با عبدالحسین آذرنگ، منوچهر انور، بهرام پروینگنابادی، محمدرضا جعفری، احسان رضایی، مجید روشنگر، علی دهباشی، احمد سمیعی گیلانی، علی صدر، مجید کاشانی، ایرج کلانتری) تاریخچهای از این موسسه و تاریخ نشر ما را به دست داده است. زمان این برنامه یک ساعت و ۶ دقیقه است. اگر به این موضوع علاقه دارید، میتوانید از پادگیرها یا اینجا بشنوید.
@ehsanname
@ehsanname
Telegram
رادیو نیست | RadioNist
اپیزود بیست و دوم پادکست فارسی رادیونیست
📌فرانکلین
حامی مالی این اپیزود آژانس تبلیغاتی اوژن:
https://www.instagram.com/ojanagency
instagram: https://instagram.com/radio.nist?igshid=1b0dv0a24aw40
Website: http://radionist.com
Telegram: @radionistpodcast…
📌فرانکلین
حامی مالی این اپیزود آژانس تبلیغاتی اوژن:
https://www.instagram.com/ojanagency
instagram: https://instagram.com/radio.nist?igshid=1b0dv0a24aw40
Website: http://radionist.com
Telegram: @radionistpodcast…
🔺یکی از دلایل اهمیت فرانکلین، همکاری چهرههای سرشناس با آن است. به عنوان نمونه این چند سند را ببینید: نامه محمدرضا #شفیعی_کدکنی به زندهیاد کریم امامی برای چاپ عکسش در مجله «کتاب امروز» (نشریهای که توسط فرانکلین منتشر میشد) / نامۀ بازخرید نجف دریابندری، ویراستار این ناشر در ۱۳۵۵ / نامه به سیمین دانشور در مورد ضمانتش برای شخص دیگری که بعد از گرفتن حقالزحمه کتابی را ترجمه نکرده و برای همین، آن وجه از حقالترجمه کتاب «داغ ننگ» ترجمه خانم دانشور کم میشود/ قرارداد با #فروغ_فرخزاد برای انتشار کتاب برگزیده اشعار در ۱۳۴۲. این اسناد از کانال رادیونیست (+ و +) برداشته شده که اسناد و تصاویر دیگری هم از فرانکلین را به اشتراک گذاشته است @ehsanname
🗓بیست سال پیش، در چنین روزی (۱۸ شهریور یا به قول همزبانان افغان «سنبله» ۱۳۸۰) فرمانده احمدشاه مسعود ترور شد. درست دو روز قبل از حملات انتحاری ۱۱ سپتامبر و ماجراهای بعدی آن در حمله به افغانستان. در آن ایام، شاعران ایرانی و افغانستانی، شعرهای زیادی برای فرمانده گفتند. یکی از آنها، این روزها مصداق پیدا کرده است. طرح بالا از سلمان رئیسعبداللهی است و شعر از #عبدالغفور_آرزو:
اگر عقاب پر افشاند، کهکشان باقی است
و راز رونق پرواز همچنان باقی است
به دره درۀ این سرزمین آتش و خون
غریو غیرت مسعودِ قهرمان باقی است
خروش موج بلند است و ناخدا خاموش
دلی به وسعت دریای بیکران باقی است
نشانِ روشنیِ مرزِ عشق، ناپیدا است
به یادِ آرشِ آتشنفس، کمان باقی است
@ehsanname
اگر عقاب پر افشاند، کهکشان باقی است
و راز رونق پرواز همچنان باقی است
به دره درۀ این سرزمین آتش و خون
غریو غیرت مسعودِ قهرمان باقی است
خروش موج بلند است و ناخدا خاموش
دلی به وسعت دریای بیکران باقی است
نشانِ روشنیِ مرزِ عشق، ناپیدا است
به یادِ آرشِ آتشنفس، کمان باقی است
@ehsanname
🔸 از جمله خدمات کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران، در دورۀ ریاست حجتالاسلام رسول جعفریان، تلاش برای دیجیتال کردن کردن منابع ارزشمند این کتابخانه است. کانال تلگرامی کتابخانه @UT_Central_Library هم هر از چندگاهی منابع و کتابهایی که بیشتر از نیم قرن از تألیفشان گذشته را به صورت عمومی منتشر میکند. از جمله چیزهای جالبی که به این روش منتشر شده، رسالۀ لیستانس استاد زندهیاد باستانی پاریزی در سال ۱۳۳۰ است. رسالهای دربارۀ یکی بودن «ذوالقرنین» قرآن و کورش هخامنشی. اولین منبع این رساله، مقالات ادیب هندی، ابوالکلام آزاد است که در همان سال ترجمۀ کتاب او، اولین اثر باستانی پاریزی هم شد. استاد راهنمای این رساله عبدالحسین شیبانی وحیدالملک است، دولتمرد و مورخی که در رسمی شدن گاهشماری هجری خورشیدی در ایران نقش اساسی داشت. پایاننامۀ جالبی است که تمامش به خط خوشِ باستانی پاریزی است که خودش را «دانشوی سال سوم تاریخ و جغرافی» معرفی کرده است. اینجا میتوانید ببینید.
@ehsanname
@ehsanname
Telegram
کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران
📸نامهای مهدی آذریزدی، جبار باغچهبان، صمد بهرنگی و هوشنگ مرادی کرمانی، چهرههای برجستۀ ادبیات کودک و نوجوان بر روی کوچههای خیابان حجاب تهران. (+) دو ماه پیش هیأت تطبیق فرمانداری تهران نامگذاری این معابر را غیرقانونی خوانده بود. نه معلوم شد چرا آن حرف را زدند و نه معلوم شد چطور نظرشان عوض شد! @ehsanname