دیروز فرزندان استاد مرحوم ایرج افشار، در کمال تعجب متوجه شدند سنگ مزار ایشان مفقود شده است.
از کانال @IrajAfsharDocumentary
از کانال @IrajAfsharDocumentary
استقبال کرمانیها از جشن امضای چاپ سی و یکم كتاب «هنر شفاف انديشيدن» در کتابفروشی شهر فرهنگ کرمان
عکس از کانال @adelferdosipourfans
عکس از کانال @adelferdosipourfans
دستیار زیر نویس و هایپر لینک
📸 یک نمایشگاه هیجانانگیز @ehsanname نمایشگاهی از عکسهای گئورگ ژرستر (Georg Gerster)، عکاس معروف سوئیسی در فرهنگسرای نیاوران برپاست که با نمایشگاههای دیگر یک تفاوت دارد. اینکه این عکسها چهل سال پیش گرفته شده و آن هم از آسمان. ژرستر در دهه ۱۳۵۰ به دعوت شرکت…
نمونهای از عکسهای گئورگ ژرستر (Georg Gerster): آرامگاه سعدی در شیراز @ehsanname
دستیار زیر نویس و هایپر لینک
📸 یک نمایشگاه هیجانانگیز @ehsanname نمایشگاهی از عکسهای گئورگ ژرستر (Georg Gerster)، عکاس معروف سوئیسی در فرهنگسرای نیاوران برپاست که با نمایشگاههای دیگر یک تفاوت دارد. اینکه این عکسها چهل سال پیش گرفته شده و آن هم از آسمان. ژرستر در دهه ۱۳۵۰ به دعوت شرکت…
نمونهای از عکسهای گئورگ ژرستر (Georg Gerster): آرامگاه خیام در نیشابور @ehsanname
دستیار زیر نویس و هایپر لینک
📸 یک نمایشگاه هیجانانگیز @ehsanname نمایشگاهی از عکسهای گئورگ ژرستر (Georg Gerster)، عکاس معروف سوئیسی در فرهنگسرای نیاوران برپاست که با نمایشگاههای دیگر یک تفاوت دارد. اینکه این عکسها چهل سال پیش گرفته شده و آن هم از آسمان. ژرستر در دهه ۱۳۵۰ به دعوت شرکت…
نمونهای از عکسهای گئورگ ژرستر (Georg Gerster): آرامگاه فردوسی در توس @ehsanname
مجله آمریکایی Science در شماره ۱۶ سپتامبر خود، گزارشی از وضعیت فروش مقاله و پایاننامه در ایران دارد @ehsanname
✅ پای درس اخوانثالث
@ehsanname
📝 اواخر شهریورماه ۱۳۵۸ بود که این مژده به دانشجویان ادبیات فارسی رسید که در این نیمسال درس «نقد و بررسی شعر معاصر» به وسیلۀ شاعر توانای روزگار #مهدی_اخوان_ثالث تدریس خواهد شد. ظاهرا این موضوع به پیشنهاد و توصیۀ استاد گرامی آقای دکتر شفیعیکدکنی صورت گرفته بود، دانشجویان آن را طبعاً حاصل تحولات پس از انقلاب میدانستند.
📝 ساعت دو روز سهشنبه سوم مهرماه در کنار مجسمۀ فردوسی دانشکده در انتظار ورود دو شاعر شهیر روزگار بودیم. از لابهلای درختها چهرۀ دکتر شفیعیکدکنی و اخوانثالث را کنار یکدیگر دیدیم که به سمت دانشکده میآیند. آن دو از جلو و جماعت مشتاقان به دنبال آنها به سوی طبقه دوم دانشکده حرکت کردیم. کلاس بزرگ و وسیعِ معروف به «تالار هانری ماسه» را برای این درس در نظر گرفته بودند.
📝 در جلسه اول، هنوز حال و هوای کلاس در دست نبود، این بود که مقداری از صحبتها به مقدمات گذشت... قرار شد علاوه بر مطالب کلاس، مباحثی از کتاب «نقد ادبی» دکتر زرینکوب و کتاب «از صبا تا نیما» نیز برای امتحان پایان ترم خوانده شود.
📝 از جلسه بعد کم کم مشتاقانی که دانشجوی این درس نبودند، از دانشکدههای دیگر و هم خارج از دانشگاه به این کلاس آمدند. چهرهای که از آن روزگار در ذهن نگارنده مانده، هیکل تنومند حسین منزوی شاعر است... در آن جلسه، اخوان ناگهان در میانۀ درس از کلاس خارج شد. سرک کشیدیم که ببینیم چه اتفاقی افتاده است. او را دیدیم که از آبسردکن ابتدای راهرو آب میخورد. حتی به ما نگفته بود که لیوانی آب برایم بیاورید.
📝 در جلسه پانزدهم آبان، عدهای از دانشجویانِ طرفدار حزب توده، موقع خروج اخوان از کلاس، جلوی او را گرفتند و سؤالها که چرا شما به شوروی که حامی زحمتکشان دنیاست، بد گفتهاید؟ اخوان برایشان توضیح میداد که حافظۀ تاریخی ما خاطرۀ خوبی از شوروی ندارد، اما آنها بر اندیشههای خود اصرار میروزیدند. به گمانم حسین منزوی یا کرامت تفنگدار، آنها را راضی کردند که استاد خسته است و باشد برای جلسه دیگر.
📝 در یکی از جلسهها، حسین منزوی بحث شعر «زمستان» اخوان را پیش کشید و علت ماندگاری آن را پرسید. اخوان دربارۀ حال و هوای سرودن آن شعر و اینکه واقعاً در فصل زمستان سروده شده، توضیح داد و بعد اشارهای به شعر «آخ عجب سرماست امشب ای ننه» نسیم شمال کرد و شروع به خواندن نسیم شمال کرد که با آن لهجۀ خراسانی، جاذبۀ ویژهای داشت.
📝 نحوۀ بیان و رفتار اخوان در تدریس، بیشتر عاطفی و ذوقی بود تا معلمانه. در قیاس با کلاسهای درس دکتر شفیعی کدکنی که دو نیمسال را در آنها گذرانده بودیم، اندکی کمرنگ جلوه میکرد. با اینهمه، شهرت شاعری اخوان باعث شده بود که در هر جلسه، تعدادی برای دیدن او به کلاس بیایند. جماعت، پیوسته از اخوان درخواست شعر خواندن داشتند و او با حُجبی که در آن سن و سال بعید مینمود، در میانۀ درس، درخواست آنها را اجابت می کرد و پس از آن صدای کف زدنها بود که اهالی کلاس کناری را آزرده میساخت.
📝 یک بار میان قیصر امینپور که تازه از خوزستان به دانشگاه آمده بود، با حسین منزوی بحث درگرفت که اخوان با خطاب «عزیزجان» و مقداری نصیحت شاعرانه، آن را به پایان برد. البته بحثهای داغتری در صحن دانشگاه جریان داشت.
📝 کلاس اخوان تا روز بیستوهفتم آذر ادامه داشت. در این چند ماه، صحن دانشگاه شاهد مشاجرات هواداران گروههای سیاسی بود. در آن غوغای سیاست، حضور اخوان در دانشگاه جلوۀ زیادی پیدا نکرد و این، یکی از شگفتیهای روزگار است!
@ehsanname
❌ بخشی از مقاله دکتر یدالله جلالیپندری درباره تجربه کلاس درس اخوانثالث. کامل این مقاله را در شماره جدید (۳۷) ماهنامه «اندیشه پویا»، صفحات ۱۳۳ و ۱۳۴ بخوانید
@ehsanname
📝 اواخر شهریورماه ۱۳۵۸ بود که این مژده به دانشجویان ادبیات فارسی رسید که در این نیمسال درس «نقد و بررسی شعر معاصر» به وسیلۀ شاعر توانای روزگار #مهدی_اخوان_ثالث تدریس خواهد شد. ظاهرا این موضوع به پیشنهاد و توصیۀ استاد گرامی آقای دکتر شفیعیکدکنی صورت گرفته بود، دانشجویان آن را طبعاً حاصل تحولات پس از انقلاب میدانستند.
📝 ساعت دو روز سهشنبه سوم مهرماه در کنار مجسمۀ فردوسی دانشکده در انتظار ورود دو شاعر شهیر روزگار بودیم. از لابهلای درختها چهرۀ دکتر شفیعیکدکنی و اخوانثالث را کنار یکدیگر دیدیم که به سمت دانشکده میآیند. آن دو از جلو و جماعت مشتاقان به دنبال آنها به سوی طبقه دوم دانشکده حرکت کردیم. کلاس بزرگ و وسیعِ معروف به «تالار هانری ماسه» را برای این درس در نظر گرفته بودند.
📝 در جلسه اول، هنوز حال و هوای کلاس در دست نبود، این بود که مقداری از صحبتها به مقدمات گذشت... قرار شد علاوه بر مطالب کلاس، مباحثی از کتاب «نقد ادبی» دکتر زرینکوب و کتاب «از صبا تا نیما» نیز برای امتحان پایان ترم خوانده شود.
📝 از جلسه بعد کم کم مشتاقانی که دانشجوی این درس نبودند، از دانشکدههای دیگر و هم خارج از دانشگاه به این کلاس آمدند. چهرهای که از آن روزگار در ذهن نگارنده مانده، هیکل تنومند حسین منزوی شاعر است... در آن جلسه، اخوان ناگهان در میانۀ درس از کلاس خارج شد. سرک کشیدیم که ببینیم چه اتفاقی افتاده است. او را دیدیم که از آبسردکن ابتدای راهرو آب میخورد. حتی به ما نگفته بود که لیوانی آب برایم بیاورید.
📝 در جلسه پانزدهم آبان، عدهای از دانشجویانِ طرفدار حزب توده، موقع خروج اخوان از کلاس، جلوی او را گرفتند و سؤالها که چرا شما به شوروی که حامی زحمتکشان دنیاست، بد گفتهاید؟ اخوان برایشان توضیح میداد که حافظۀ تاریخی ما خاطرۀ خوبی از شوروی ندارد، اما آنها بر اندیشههای خود اصرار میروزیدند. به گمانم حسین منزوی یا کرامت تفنگدار، آنها را راضی کردند که استاد خسته است و باشد برای جلسه دیگر.
📝 در یکی از جلسهها، حسین منزوی بحث شعر «زمستان» اخوان را پیش کشید و علت ماندگاری آن را پرسید. اخوان دربارۀ حال و هوای سرودن آن شعر و اینکه واقعاً در فصل زمستان سروده شده، توضیح داد و بعد اشارهای به شعر «آخ عجب سرماست امشب ای ننه» نسیم شمال کرد و شروع به خواندن نسیم شمال کرد که با آن لهجۀ خراسانی، جاذبۀ ویژهای داشت.
📝 نحوۀ بیان و رفتار اخوان در تدریس، بیشتر عاطفی و ذوقی بود تا معلمانه. در قیاس با کلاسهای درس دکتر شفیعی کدکنی که دو نیمسال را در آنها گذرانده بودیم، اندکی کمرنگ جلوه میکرد. با اینهمه، شهرت شاعری اخوان باعث شده بود که در هر جلسه، تعدادی برای دیدن او به کلاس بیایند. جماعت، پیوسته از اخوان درخواست شعر خواندن داشتند و او با حُجبی که در آن سن و سال بعید مینمود، در میانۀ درس، درخواست آنها را اجابت می کرد و پس از آن صدای کف زدنها بود که اهالی کلاس کناری را آزرده میساخت.
📝 یک بار میان قیصر امینپور که تازه از خوزستان به دانشگاه آمده بود، با حسین منزوی بحث درگرفت که اخوان با خطاب «عزیزجان» و مقداری نصیحت شاعرانه، آن را به پایان برد. البته بحثهای داغتری در صحن دانشگاه جریان داشت.
📝 کلاس اخوان تا روز بیستوهفتم آذر ادامه داشت. در این چند ماه، صحن دانشگاه شاهد مشاجرات هواداران گروههای سیاسی بود. در آن غوغای سیاست، حضور اخوان در دانشگاه جلوۀ زیادی پیدا نکرد و این، یکی از شگفتیهای روزگار است!
@ehsanname
❌ بخشی از مقاله دکتر یدالله جلالیپندری درباره تجربه کلاس درس اخوانثالث. کامل این مقاله را در شماره جدید (۳۷) ماهنامه «اندیشه پویا»، صفحات ۱۳۳ و ۱۳۴ بخوانید
تغییرات اسم خواهر و برادری که مثالِ درسهای کتاب فارسی اول دبستان هستند: آذر و دارا (کتاب سال ۱۳۳۹)، سارا و دارا (۱۳۵۷)، اکرم و امین (۱۳۶۴)، آزاده و امین (۱۳۹۴) @ehsanname
تنهاییِ کتابی که در فاصله ۲۶ سال (۶۹ تا ۹۵) فقط ۱۲ خواننده داشته. کتاب، دفتر شعر «تنفس صبح» از قیصر امینپور است – عکس از اینستاگرام محمد اشعری @ehsanname
خانمی که در وسط ردیف جلو نشسته، اِسین چلبی (Esin Çelebi Bayru) بیست و دومین نسلِ مولانا است که برای کنگره شمس تبریزی به خوی آمده است/ عکس از ایسنا @ehsanname
این روزها نمایشگاه کتاب تخصصی عاشورا در سرچشمه تهران برپاست. اگر دنبال فهرست خرید میگردید، نتایج اولین دوره کتاب سال عاشورایی (جایزه دعبل) که اردیبهشتماه برگزار شد، به کار میآید @ehsanname
وضعیت دوگانه توئیتر: خودش فیلتر است، کتاب زندگینامه مؤسسش ترجمه میشود @ehsanname
Forwarded from دستیار زیر نویس و هایپر لینک
💾 بگذارید کتابها را دانلود کنیم!
@ehsanname
آیا دانلود مجانی نسخه دیجیتال یک کتاب، کاری اخلاقی است یا نه؟ این سؤالی است که اغلب ما از خودمان پرسیدهایم. اندرو فورسهایمز (Andrew Forcehimes)، استادیار فلسفه، به این سوال جواب متفاوتی داده است. فورسهایمز در مقالهای که در نشریه فلسفی Think (تابستان ۲۰۱۳) منتشر شده بود، نشان میدهد که حکم اخلاقی دانلود غیرقانونی کتابها مثل استفاده از کتابخانهها است و اگر یکی از آنها اخلاقی باشد، دیگری نیز اخلاقی خواهد بود. اصل این مقاله و ترجمه آن (ترجمه علی پیرحیاتی، در روزنامه «ایران» شماره ۲۱ مرداد ۱۳۹۳) را میتوانید در آدرسهای زیر بخوانید و آن را در ذهنتان تکمیل یا نقد کنید.
اصل مقاله با عضویت در سایت زیر 👇
academia.edu/2451335/Download_This_Essay_A_Defense_of_Stealing_eBooks
ترجمه (با تلخیص) مقاله در نشانی زیر 👇
iran-newspaper.com/Newspaper/BlockPrint/25108
@ehsanname
آیا دانلود مجانی نسخه دیجیتال یک کتاب، کاری اخلاقی است یا نه؟ این سؤالی است که اغلب ما از خودمان پرسیدهایم. اندرو فورسهایمز (Andrew Forcehimes)، استادیار فلسفه، به این سوال جواب متفاوتی داده است. فورسهایمز در مقالهای که در نشریه فلسفی Think (تابستان ۲۰۱۳) منتشر شده بود، نشان میدهد که حکم اخلاقی دانلود غیرقانونی کتابها مثل استفاده از کتابخانهها است و اگر یکی از آنها اخلاقی باشد، دیگری نیز اخلاقی خواهد بود. اصل این مقاله و ترجمه آن (ترجمه علی پیرحیاتی، در روزنامه «ایران» شماره ۲۱ مرداد ۱۳۹۳) را میتوانید در آدرسهای زیر بخوانید و آن را در ذهنتان تکمیل یا نقد کنید.
اصل مقاله با عضویت در سایت زیر 👇
academia.edu/2451335/Download_This_Essay_A_Defense_of_Stealing_eBooks
ترجمه (با تلخیص) مقاله در نشانی زیر 👇
iran-newspaper.com/Newspaper/BlockPrint/25108
🐢 هجدهمین جشن لاکپشت پرنده، با حضور نویسندگان و مترجمان کتابهای راه یافته به فهرست، جمعه عصر
@ehsanname
@ehsanname
از تصاویر جلسه بزرگداشت دکتر علی موسوی گرمارودی، این عکس و این هدیه خاص مورد توجه (و تعجب) رسانهها قرار گرفته است @ehsanname
امروز سالگرد یکی از بهترین فرزندان این خاک، شهید محمد جهانآرا بود. اگر کتاب خوبی درباره جهانآرا و مقاومت خرمشهر خواستید، این عناوین را هم ببینید @ehsanname
تجلیل از رضا قیصریه، مترجم برجسته آثار ایتالیایی، در دومین جشن ملی مترجمان. متاسفانه قیصریه مدتی است که ویلچرنشین شده/ عکس از ایبنا @ehsanname
HJ 378 - masnavi.pdf
1.2 MB
در روز بزرگداشت مولانا، یادداشتی قدیمی دربارهٔ «مثنوی معنوی» آن عالیجناب را بخوانید، از شماره ۳۷۸ هفتهنامه «همشهری جوان» @ehsanname
احساننامه
🐢 هجدهمین جشن لاکپشت پرنده، با حضور نویسندگان و مترجمان کتابهای راه یافته به فهرست، جمعه عصر @ehsanname
🐢 کتاب «سرگذشت پزشکی در ایران» از جمله آثار برگزیدهٔ هجدهمین فهرست لاکپشت پرنده. تهیه کتاب و دیدار با نویسندگان، امروز ساعت ۱۸ به بعد، شهر کتاب مرکزی
@ehsanname
@ehsanname
Forwarded from رسول جعفریان
این روزها، شاهد منازعه شدیدی در باره شمس تبریزی و مولانا و غیره بودیم. یعنی هر روز شاهد یک درگیری جدی. از بحث های علمی تا ... اخلاقی، تا کشیدن و کشاندن پای حاکمیت، وزرات فلان، اعتراض به هزینه کردن پول برای همایش، استغاثه به درگاه خدا و استمداد از همه برای تعطیل کردن این ماجرا و آن ماجرا.... راستش وقتی نگاهی به دوره قاجار هم بکنیم، همین منازعات و مباحثات بود. دهها بلکه صدها ردیه اخباری و اصولی و صوفی و بابی و غیره و غیره. خوشبختانه آن قدر هم آدم آماده برای این بحث و جدلها داریم که اصلا و ابدا بحث به آخر نمی رسد، و فقط گاهی از روی خستگی تعطیل می شود. همیشه هم خارجی ها نقش مهمی در توسعه اینها دارند که خدا لعنتشان کند. در میان ما هم بسیاری برای احساس مسوولیت و یا ... و البته به خاطر تحصیلاتی که عمری در یکی از این شعب داشته اند، یا علائق سیاسی و اجتماعی، در این مباحث حضور بهم می رسانند و افاده و استفاده ای دارند. برای برخی هم خواندن آنها تفریح است و من فقط آرزو می کنم کسی یا کسانی این ها را به خصوص مباحثات داخل گروه ها را حفظ کنند تا برای سرگرمی دوره های بعد هم بماند و لااقل موضوعی برای کلاس درس استادان آینده باشد. به دوره صفویه هم که برگردیم همین است. بحث در باره خراج و نماز جمعه و تصوف و غیره و غیره... منازعات آخوند ملامحمد طاهر قمی با فیض، جنگ میرلوحی با مجلسی پدر و پسر، و مباحثات میان شیخ علی نواده شهید ثانی با محقق سبزواری و صدها مورد دیگر... از جمله موسیقی وغنا که هنوز و هنوز موضوع روز است و ... فکر نمی کنم، ما ملت، تا هزار سال که سهل است تا چند هزار سال دیگر هم از این مباحث خلاص شود. یک عمر است بر سر حجاب و غنا و تصوف و مولوی و حالا در باره قرآن و طب سنتی و فلان آیه و حدیث و هفت آسمان و ... بحث می کنیم. باز هم جای شکرش باقی است که مانند قرون وسطی سر این بحث نمی کنیم که چند هزار فرشته سر یک سوزن جای می گیرند، به طوری که دامن شان به هم نماند.... و این یعنی این که فصل الخطابی برای این بحث ها نیست. فقط یک نفر در موقعیتی والا در استانی در شمال شرقی کشور کافی است که دهها مورد بحث جدید باز کند که بستن ابواب بحث ها نیاز به دهها سال بحث و مناظره علمی دارد. این البته قدرت را نشان می دهد، قدرت علمی نه چیز دیگر. آن وقت، چه قدر خوب، این همه انرژی، این همه توان، این همه تمرین بحث علمی، این هم کشاکش و نقض و رد نویسی، یعنی همان سنتی که در قرن سوم بین معتزله و اهل حدیث، و بعدها میان معتزله و اشاعره، و بعدها میان شیعه و سنی، و بعدها میان صوفیه و فقها، و بعدها و بعدها .... میان متجددین و شیخ فضل الله و بحث های دیگر... چه قدر عالی است. هر روز اهل بحث هستیم، تعداد بیشتری طلبه هم به قم می آوریم تا در این بحث ها مشارکت کنند. دهها سال طول می کشد این طلبه های مظلوم از روستا و شهرها آمده، مقدمات را فرابگیرند، و بعدا با ابهت وارد بحث شوند و ادامه دهند... تا این که خسته شده رها کنند و نسل بعدی شروع کند. البته اگر به مقامات بالای حوزوی برسند، آن وقت دیگر بحث نیست، بیانیه است که علیه این و آن صادر می شود در اکثر قریب به اتفاق آن هم کاری لازم است. ولی در این بحث ها از همه خوش مزه تر، این داستان مولوی و شمس و خانم مولوی بود که واقعا هم چندش آور بود و هم گریه آور و هم اسباب مضحکه که در میان این اوضاع، هنوز هم بحث های این چنینی، یعنی متصل به قوه باه، جایگاه مهمی دارد. من تنها نگران این هستم که نکند در این میانه، هیچ انرژی برای ساختن مملکت و بالا بردن علم و دانش نماند. این یک ذره کاری هم که دانشگاه ها برای تربیت آدم معمولی برای اداره کشور می کنند، بزرگان دیگری متهمش می کنند که برخی از مراکز دانشگاهی سرطانی است. و دیگری می گوید آنجا محل بی دین کردن مردم است. خوب دیندار کردن که کار شما بود، آن هم با این همه طلبه و دستگاه های عریض و طویل، دانشگاه از روز اول هم برای رواج دینداری نبود، برای علم تاسیس شد. سی ساله ازش می خواهیم دین در بیاد. چون حوزه علمیه که نیست، نشد، حالا می گوییم چرا بی دین ازش در میاد. همه که نمی گویند، خیلی از علما بل اکثریت حامی آن هستند. اما نسبت به این آقا که تعبیر سرطان در باره برخی دانشگاه ها بکار برده عرض می کنم. شما هم که بیست سال است امام جماعت مسجد بزرگترین دانشگاهش هستی، و وقتی می توانی با یک ثانیه یا چند ثانیه قرآن را به مردم بشناسانی، و خودت امام جماعت مسجدش هستی، چرا این کار را نمی کنی؟ بنده اصلا به درستی و نادرستی این مباحث کاری ندارم. همه این افراد محترم هستند. خدمت هم فراوان به این مملکت کردند. اصلا در حد من نیست که در این باره و در باره آنها چیزی بگویم، اما بر اساس تجربه گذشته می گویم ، حالا حالاها درگیر این بحث ها هستیم. انرژی خود را نگه دارید. صرف کار دیگری هم نکنید، چون در این بخش به آن نیاز داریم. @jafarian1964
بخش معرفی کتابهای دریافتکننده پنج لاکپشت یا عالی، از بروشور هجدهمین جشن لاکپشت پرنده @ehsanname