احسان‌نامه – Telegram
احسان‌نامه
7.93K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
از سوز و ساز و حسرت و از داغِ دل پُرم
محزون‌تر از کمانچه‌ی کیهان کلهرم
#مرتضی_لطفی
@ehsanname
سالروز تولد استاد کلهر گرامی
ماه از پنجره کوچید/ بهار از درخت/ گوزن از قصه/ و شعری که می‌گفتم/ دیگر ادامه نیافت/ همه چیز تمام شد/ سوار قطار شدی و رفتی/ حالا باید/ در شهری دور باشی/ در قلب من چکار می کنی؟!
#رسول_یونان
فیدل کاسترو که امروز درگذشت، بارها با تهدید و ترور مواجه شده بود. این عکس برای بعد از حمله خلیج خوک‌ها (آوریل ۱۹۶۱) است که او دارد به نقشه آمریکایی‌ها برای کشتنش می‌خندد @ehsanname
کتابخانه فیدل کاسترو به فارسی: ترجمه تعدادی از سخنرانی‌های طولانی او (کاسترو رکورد طولانی‌ترین سخنرانی سازمان ملل با ۴ ساعت و ۲۹ دقیقه را دارد، رکوردش در کوبا ۷ ساعت و ۱۰ دقیقه پیاپی بود) @ehsanname
یکی از نکات جالب در مورد فیدل کاسترو، رفاقت شدید او با گابریل گارسیا مارکز است. مارکز بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب کوبا (۱۹۵۹) به هاوانا رفت و برای او آژانس خبری «پرنس‌لاتين» را راه انداخت @ehsanname
ایبنا - بازدید دکتر صالحی، معاون فرهنگی ارشاد در شیراز، از کتابفروشی محمدی با ۱۲۵ سال قدمت. هادی محمدی شیرازی در ۱۲۷۰ شمسی از بمبئی دستگاه چاپ آورد و این کتابفروشی را تأسیس کرد @ehsanname
فارس - محمدحسین دانایی، خواهرزاده جلال می گوید پروژه مرمت خانه آل‌احمد و دانشور برای ساخت «خانه ادبیات ایران» نیمه‌کاره مانده و در حال حاضر بارندگی‌ها این خانه تاریخی را تهدید می‌کند @ehsanname
ماجرای عجیب یک کتاب
@ehsanname
یادداشتی که ساجد طیبی، پژوهشگر و مترجم متون فلسفی، در فیسبوک خود درباره یک کتاب هجو نوشته است، یادآور آن نامه معروف چارلی چاپلین به دخترش است: متنی مجعول که به مثابه سند مورد استناد قرار گرفت. حالا هم علیرغم اینکه در دنیا، گفتگوی فیدل کاسترو با ایگنه مورات (که در ایران با عنوان «صد ساعت با فیدل» ترجمه شده) به عنوان Autobiography کاسترو شناخته می‌شود، در اینجا کتاب دیگری به عنوان خاطرات کاسترو تحویل گرفته شده است.

طیبی در یادداشت «فیدل کاسترو: بخش‌هایی از یک مضحکه بومی» ماجرا را اینطور توضیح می‌دهد که «سال ۲۰۱۰ نوربرتو فوئنتس، دوست و هم‌رزم سابقاً انقلابی کاسترو که از دهه ۱۹۹۰ به آمریکا پناهنده می‌شود و در تبعید به سر می‌برد، کتابی در هجو رهبر انقلاب کوبا می‌نویسد با عنوان «زندگی‌نامه خودنوشت فیدل‌ کاسترو». خود عنوان و کلمه «زندگی‌نامه خودنوشت» در آن، برای کتابی که نام کسی جز کاسترو را به‌عنوان نویسنده روی جلد دارد نشانه‌ای است از سبک هجوآمیز کتاب که سراسر از زبان کاسترو به صورت اول شخص به ذکر چرندیاتی مضحک به عنوان ماجراهای زندگی کاسترو می‌پردازد. روی جلد و پشت آن نیز به ساختگی بودن این «زندگی‌نامه خودنوشت» و سبک نویسنده آن اشاره شده است.» [روی جلد کتاب این عبارت درج شده:
A compelling fictional personage by turns arrogant, funny, pompous, lewd, self-absorbed and self-deluding]
این کتاب بلافاصله توسط علی‌اکبر عبدالرشیدی، مجری معروف تلویزیون «که مدعی است تنها خبرنگار ایرانی است که با کاسترو مصاحبه کرده» ترجمه می‌شود و انتشارات اطلاعات آن را با عنوان «فیدل کاسترو، شرح زندگی شخصی رهبر انقلاب کوبا» منتشر می‌کند. اما در هیچ کجای کتاب، نه مترجم و نه ناشر هیچ اشاره‌ای به هجویه بودن کتاب نمی‌کنند و به نظر می‌رسد اصلاً متوجه این موضوع نشده‌اند. « اگر لحظه‌ای فکر می‌کنید که من مترجم و ناشر را دست‌کم گرفته‌ام و آنها صرفاً فراموش کرده‌اند که این موضوع را در کتاب ذکر کنند، می‌توانید مصاحبه مترجم را بخوانید که در آن توضیح می‌دهد این کتاب اطلاعات ناگفته رهبر انقلاب کوبا را ارایه می‌کند.» (titronline.ir/vdch.knzt23nzvftd2.html?txt)
اما بجز مترجم، کسان دیگری هم هستند که این کتاب را جدی فرض و تحلیل کنند. کتاب در ماهنامه «مهرنامه» (شماره ۶، ۱۳۸۹) به عنوان منبعی برای شناخت بهتر کاسترو و انقلاب کوبا معرفی می‌شود (mehrnameh.ir/article/1174/) و چند وقت بعد در ماهنامه «اندیشه پویا» (شماره ۱۲، ۱۳۹۲) در مقاله «فدائیان جهل» (3danet.ir/%D9%81%D8%AF%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AC%D9%87%D9%84/) می‌خوانیم که «کاش امیرپرویز پویان خاطرات فیدل کاسترو را خوانده بود» تا بداند نظر کاسترو درباره قهرمان آنها، چه گوارا، این [بخش از همان کتاب] بوده است: «قبول این مطلب برای شما سخت است که بدانید این همه سال به آستان مردی سجده کرده‌اید که یادش فقط به دلایل تبلیغاتی زنده است. (چه‌گوارا) اراده آهنینش هیچ ربطی به اعتقادات راستین، نیروی ذهنی و اراده‌ آهنین نداشته است. بلکه به بیماری آسم او مربوط می‌شد؛ احساس خفگی همیشه و بخصوص واکنش مداوم به این احساس و ترشح مرتب و فراوان آدرنالین به وسیله سیستم غیرارادی بدن باعث می‌شود این بیماران از چیزی نهراسند.»
طیبی متنش را اینطور به پایان می‌برد: «احتمالاً این مضحکه قطعات بیشتری هم دارد. فعلاً‌ که کتاب در انتشارات اطلاعات به چاپ دوم رسیده است.»

متن کامل یادداشت ساجد طیبی را اینجا ببینید👇
http://fb.com/sajed.tayebi.7/posts/1831315727080627
ماجرای نامه مشهور چارلی چاپلین
@ehsanname
ماجرا به سال ۱۳۴۵ برمی‌گردد و چاپخانه‌ای در مرکز شهر تهران. مجله هفتگی «روشنفکر» صفحه‌ای داشته به اسم «فانتزی» که نویسنده‌اش هم فرج‌الله صبا بوده. یکبار موقع چاپ، متوجه کم بودن یک صفحه می‌شوند و آقای صبا که در چاپخانه حاضر بوده می‌بیند فرصتی برای سفارش مطلب نیست. بنابراین خودش دست به کار می‌شود و ضمن گشتن دنبال سوژه، چشمش به گراوری از عکس چارلی چاپلین در کنار دخترش می‌افتد که احتمالا برای مطلب دیگری بوده. ایده‌ای به ذهن آقای صبا می‌آید، کاغذ را برمی‌دارد و نامه‌ای خیالی می‌نویسد و در حینِ غرغر صفحه‌بند‌ها، به سوز و گداز نامه اضافه می‌کند. نامه پراحساسی که با «جرالدین دخترم! ا ینجا شب است، یک شب نوئل، در قلعه کوچک من همه این سپاهیان بی‌سلاح خفته‌اند...» شروع می‌شود و با «... من فرشته نبودم اما تا آنجا که در توان من بود تلاش کردم تا آدم باشم، تو نیز تلاش بکن که حقیقتا آدم باشی» به اتمام می‌رسد.
این نامه پراحساس خیلی زود مورد توجه قرار گرفت. متنش بار‌ها و بار‌ها دست به دست شد، از رادیو سر درآورد، به شکل نوار کاست و کتاب درآمد (عنوان کاملِ یک نمونه از این کتاب‌ها چنین است: «نامه‌های [توجه دارید: نامه‌های] چارلى چاپلین به دخترش سرشار از نکته‌هاى هشداردهنده به انسان‌ها عموما و به دختران و زنان خصوصا در باب زندگى و زیستن شرافتمندانه»! این کتاب از ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۲ دوازده بار تجدید چاپ شده)، به ترکی و آلمانی ترجمه شد و تا به امروز هم به صورت علی‌الدوام در مطبوعات چاپ می‌شود. حتی سال ۱۳۶۳ در کتابی به نام «آخرین تصویر از چارلی» جرالدین به این نامه جواب داد!
فرج‌الله صبا خودش در سال ۱۳۵۶ در گفت‌و‌گویی، جعلی بودن نامه و ماجرای نوشتنش را تعریف کرد اما کسی گوشش بدهکار نبود. مایکل چاپلین - پسرِ چارلی چاپلین - هم وقتی در سال ۱۳۸۰ مهمان جشنواره فیلم فجر شد، به خبرنگار‌ها گفت پدرش آن قدر گرفتار بوده که فرصت نداشته برای بچه‌هایش نامه بنویسد اما باز هم کسی باورش نشد. هوشنگ گلمکانی - سردبیر مجله «فیلم» که در شماره‌های متعدد مجله‌اش نسبت به جعلی بودن ماجرا هشدار داد - هم یک بار چنان از سوی یک روزنامه علاقمند به نامه، متهم به مخالفت با محتوای آن شد که خودش نامه را با توضیحات مفصل در شماره ۳۰۴ مجله «فیلم» چاپ و آن را به «خاک پای همه اندرزگویان و گمراهان عالم» تقدیم کرد! 👇
Aabi Khakestari Siah
Hamid Mosaddegh
شعر و صدای #حمید_مصدق را در سالروز درگذشتش (۷ آذر) بشنوید: بندهای ابتدایی منظومه «آبی، خاکستری، سیاه» از آلبومِ «از ما به مهربانی یاد آرید» @ehsanname
Audio
«هرگز کسى در بهشت گریه نکرد، مگر رسول در نیمهٔ یک شب…» صفحات ٢٨٥ و ٢٨٦ کتاب «قاف» (بازخوانی سه متن کهن درباره زندگی پیامبر گرامی ما) با صدای یاسین حجازی @ehsanname
صفحه آخر از کتاب «قاف» (بازخوانی سه متن کهن درباره زندگی پیامبر گرامی ما) و حدیثی قابل تامل از پیامبر(ص) به نقل از «شرف النبی» @ehsanname
7⃣هفت دلیل یوسا برای کتاب خواندن
@ehsanname
هفته پیش در فیلیپین به ماریو وارگاس یوسا دکترای افتخاری دادند، یوسا در سخنرانی خود در این مراسم ‌ هفت دلیل برای کتاب‌خوانی ارائه کرد. خلاصه حرفهای یوسا، از این قرار است:

ما با خواندن کتاب‌های خوب، به حس نزدیکی با دیگران می‌رسیم. خواندن، همان‌طور که‌ غرایز، شور و احساسات‌،‌ رفتارها را روایت می‌کنند، روانشناسی ما را هم غنا می‌بخشد.

ادبیات بهترین سلاح در مقابل تعصب است. کتاب‌های خوب یاد می‌دهند که با وجود تمام تفاوت‌ها، آن‌چه بین همه زنان و مردان با پیشینه مختلف حکم می‌راند، از همه چیز مهم‌تر است: همه ما انسانیم.

ادبیات دشمن طبیعی همه دیکتاتوری‌هاست. ادبیات نارضایتی را در جهان رشد می‌دهد و خواندن حس امید و آرزوی داشتن جامعه‌ای بهتر را در درون ما به وجود می‌آورد؛ جایی که مردم بتوانند رویاهای خود را آزادانه دنبال کنند.

کتاب خوب خواندن راهی است برای مجهز شدن در بحبوحه اعتقادات و روبه‌رو شدن با هرچه نادرستی در جهانی که در آن زندگی می‌کنیم. راهی که از آن طریق بتوانیم در جهت تغییر جهان بکوشیم.

مطالعه بهترین نوع سرگرمی است. وقتی کلمات با هم ترکیب می‌شوند، رنگ و بویی جادویی به خود می‌گیرند و دریچه‌ای می‌شوند برای زندگی کردن تجربیات دیگر.

خواندن اساس تربیت کردن انسان‌های آزاد است. کتاب‌های خوب امید به تغییر زندگی و این را که جوامع روزی به تمام این محدودیت‌ها غلبه می‌کنند، ارتقا می‌بخشد. امید اینکه جوامعی به وجود می‌آیند که به رویاهای ما نزدیک‌تر هستند.

مطالعه، آدم‌های بهتری از ما می‌سازد. ما باید فرزندان‌مان را قانع کنیم که خواندن مسلما لذتی خارق‌العاده است اما در عین حال بهترین راه برای بهتر شدن هم هست. مطالعه راهی است برای آمادگی بیشتر در مواجهه با چالش‌هایی که در تمام طول عمر ما حضور دارند.

📌منبع اصل مطلب و ترجمه آن
http://lifestyle.inquirer.net/244787/ /
http://isna.ir/news/95090704618/
📘 کتابی که ترامپ باعث فروشش شد
@ehsanname
«اعضای اتحادیه کارگری و کارگران تازه‌کار دیر یا زود درمی‌یابند که دولت نمی‌تواند از کاهش دستمزد کارگران و کاهش فرصت‌های شغلی جلوگیری کند. در همین زمان است که متوجه خواهند شد که کارگران سفیدپوست به آنان اجازه نخواهند داد از مزایای اجتماعی بهره ببرند.
اینجاست که چیزی می‌شکند. مردم به این نتیجه خواهند رسید که سیستم در انجام قول‌هایش شکست خورده است و به دنبال فردی دیگر می‌گردند که بتواند به آنان قول دهد تا پس از انتخاب شدن اجازه نخواهد داد وکلا، استادان پست‌مدرن دانشگاه، و بازرگانان پردرآمد در تصمیمات کشوری تأثیرگزار باشند.
اما مشخص است که آن‌چه سیاه‌پوستان و رنگین‌پوستان در چهل سال گذشته به دست آورده‌اند از بین خواهد رفت و زنان بار دیگر تحقیر خواهند شد.»
این، بخشی از کتاب «به دست آوردن کشور» (Achieving our Country) نوشته ریچارد رورتی است (که تصویرش را در پایین👇 می‌بینید). رورتی این کتاب را در ۱۹۹۸ نوشت، کتابی که ظرف شش سال اخیر اصلا تجدید چاپ نشده بود. اما سه روز بعد از انتخاب ترامپ، یک استاد حقوق، این حرف رورتی را به عنوان پیش‌بینی سر کار آمدن ترامپ توئیت کرد، بعد این بریده کتاب هزاران بار به اشتراک گذاشته شد، کتاب پرفروش شد و حالا انتشارات دانشگاه هاروارد خبر از تجدید چاپ آن می‌دهد. ریچارد رورتی، یکی از مهم‌ترین فیلسوفان تحلیلیِ معاصر بود که در ۲۰۰۷ درگذشت.
ibna.ir/fa/doc/longtrans/242899/
تغییر لوگوی خلاقانه گوگل، به مناسبت ۱٨۴مین سالگرد تولدِ لوییزا می‌آلکوت، نویسنده رمان کلاسیکِ «زنان کوچک» @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
خانۀ آهوها
@ehsanname
ابومنصور محمد بن عبدالرزاق، این اسمی است که برای اهالی ادبیات آشناست. این حاکم معروفِ توس در نیمه اول قرن چهارم، دستور جمع‏‌آوری روایات پراکنده از حماسه‏‌های ایرانی را داد و «شاهنامه»ای به نثر فراهم کرد که بعدها منبعِ کار فردوسی در سرودن «شاهنامه» معروفش شد. از شاهنامه ابومنصوری فقط بخش مقدمه‏‌اش باقی مانده، آن هم به این دلیل که در نسخه‌‏های قدیمی شاهنامه فردوسی به عنوان مقدمه آمده و حالا این متن، به عنوان قدیمی‌‏ترین نمونه نثر فارسی دَری در اختیار ماست. از ابومنصور بن عبدالرزاق، در بعضی از متون تاریخی هم گزارشهایی هست که بر اساس آن، زندگی و زمانه‏‌اش را می‏‌توان شناخت (مثلا نگاه کنید به: دانشنامه بزرگ اسلامی، جلد ۶، صفحه ۲۵۷۵). در بین این کتابها و نیز همان مقدمه قدیم شاهنامه، نشانه‌‏هایی از گرایش ابومنصور به تشیع هست. در کتاب «عیون اخبار الرضا» نوشته شیخ صدوق هم، دو خبر درباره این سپهسالار توسی هست (باب ۶۹، خبرهای ۲ و ۱۱). زمان نگارش این کتاب، فاصله کمی با قتل ابومنصور دارد (قتل ابومنصور در ۳۵۰ قمری اتفاق افتاد و نگارش «عیون اخبار الرضا» را بعد از فوت رکن‏‌الدوله دیلمی در ۳۶۶ قمری تخمین زده‌‏اند) و این، به ارزش این روایت‏ها اضافه می‏‌کند. این دو خبر، هر دو درباره ارادت ابومنصور به امام هشتم(ع) و اجابت دعایش برای داشتن فرزند در کنار مزار امام است. اما در یکی از این خبرها، داستانی هم درباره پناه آوردن آهوها می‏‌خوانیم. روایت چنین است: 👇
@ehsanname
ابوالفضل محمّد بن احمد بن اسماعیلِ سلیطی گفت: از حاکم رازی، یارِ ابی‏‌جعفر عتبی شنیدم که می‏‌گفت: مرا ابوجعفر عتبی به رسالت فرستاد نزدِ ابی‏‌منصور بن عبدالرزّاق. چون روزِ پنجشنبه شد، از او اذن خواستم در زیارتِ امام رضا(ع)، گفت: حدیثی با تو گویم از کارِ این مشهد. من در جوانی تعرّض می‏‌کردم بر اهلِ این مشهد و راه بر زوّارِ آن می‏‌بستم و جامه‌‏هاشان می‏‌ربودم. روزی برای صید آنجا رفتم، آهویی را دیدم و [سگ] تازی خود را پی او فرستادم. تازی او را تعقیب می‏‌کرد تا آهو به داخل مشهد پناه برد و تازی در مقابل آن ایستاد و نزدیک نمی‏‌رفت و من آنچه می‏‌کردم که نزدیک شود، نمی‏‌شد. چون آهو از جای خود حرکت می‏‌کرد تازی آن را دنبال می‏‌کرد، تا آهو داخل صحن گردید و تازی در همان موضع ایستاد. چون به دیوار می‌‏رسید، می‏‌ایستاد. آهو در حجره‏‌ای داخل شد و من [به دنبالش] داخل شدم و ندیدم. از [همراهم] ابونصر [مقرّی] پرسیدم آهویی که داخل شد کجا رفت؟ گفت ندیدم. جایی که آهو در شده بود، در شدم، پشک و اثر بولِ آهو دیدم و او را نیافتم. با خدا عهد کردم [دیگر] متعرّضِ زوّار نشوم مگر برای خیر. پس از آن هر وقت مرا مشکلی می‏‌آمد به زیارت حضرت می‏‌رفتم و دعا و زاری می‏‌کردم و از خدا حاجت خود می‏‌خواستم و خداوند مرحمت می‏‌فرمود. از خدا خواستم به من پسری عنایت فرماید، دعایم مستجاب شد. چون به بلوغ رسید او را کشتند. باز به مشهد رفته و از خدا پسری خواستم و خدا دوم‌بار عنایت کرد. و تا حال حاجتی از خدا نخواسته‏‌ام جز این‏که عطا فرموده، و این همان است که برای من از برکت این مرقد مطهر - خداوند بر ساکنش درود فرستد- به ظهور رسیده.
@ehsanname
ترجمه از محمدصالح بن محمدباقر قزوینی، دانشمند عصر صفوی که این ترجمه را در ۱۰۷۵ قمری انجام داده، چاپ و تصحیحِ انتشارات مسجد جمکران، ۱۳۸۹، جلد دوم، صفحه ۵۶۳ و ۵۶۴
#برچیده_ها
سکه ولایتعهدی امام رضا(ع)، ضرب سمرقند ۲۰۲ قمری (یک سال قبل شهادت امام). روی سکه نوشته: لله/ محمد رسول الله/ المأمون خلیفه الله/ مما أمر به الامیر الرضا/ ولی عهد المسلمین علی بن/ موسی بن علی بن ابیطالب
احسان‌نامه
سکه ولایتعهدی امام رضا(ع)، ضرب سمرقند ۲۰۲ قمری (یک سال قبل شهادت امام). روی سکه نوشته: لله/ محمد رسول الله/ المأمون خلیفه الله/ مما أمر به الامیر الرضا/ ولی عهد المسلمین علی بن/ موسی بن علی بن ابیطالب
👆توضیح بیشتر درباره تصویر بالا
@ehsanname
سکه ولایتعهدی امام رضا(ع)، ضرب سمرقند ۲۰۲ قمری، یعنی یک سال قبل شهادت امام

روی سکه به خط کوفی نوشته: لِلّه/ محمد رسول الله/ المأمون خلیفه الله/ مما أمر به الامیر الرضا/ ولی‌عهد المسلمین علی بن/ موسی بن علی بن ابیطالب. در حاشیه سکه هم نوشته شده: محمد رسول الله ارسله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله ولو کره المشرکون

این سکه در موزه ملک نگهداری می‌شود. در سایر موزه‌ها هم انواع درهم (سکه نقره) و دینار (سکه طلا) از آن دوران، ضرب شهرهای مختلف (از مصر تا سمرقند) وجود دارد که معمولا روی درهم‌ها، بعد از اسم حضرت رضا (با تاکید روی پسرِ مولا بودن حضرت)، نام «ذوالریاستین» (فضل بن سهل، وزیر مأمون) هم درج شده است

این سکه‌ها تا دو سال بعد از شهادت امام هم ضرب می‌شد، تا بگویند که دوستدار حضرت بودند و نقشی در شهادتشان نداشتند
تصویری از جلسه رونمایی کتاب «بازیگران و بازیگردانان مجلس» نوشته خانم نسرین وزیری (بهمن ۹۴). این کتاب درباره نمایندگان تهران در ده دوره مجلس شورای اسلامی است - پیشنهاد برای مطالعه در روز مجلس @ehsannam
معرفی می‌کنم: جدیدترین تصاویر از استاد #شهریار، #فریدون_مشیری و علی‌الخصوص #قیصر_امین_پور 😳
@ehsanname
امیدوارم محتوایشان شبیه جلدشان نباشد
متنی که دهخدا کنار تصویر میرزا کوچک خان جنگلی در کتاب «سلطان احمد شاه قاجار» تألیف حسین مکی، درباره او نوشته است @ehsanname