احسان رعیت – Telegram
احسان رعیت
942 subscribers
61 photos
12 videos
5 files
22 links
آبی تیره

@ehsan_rayat
Download Telegram
آن‌که می‌خندد
هنوز
خبر فاجعه را نشنیده‌است...

#برتولت_برشت

چاپ اول #میز_کناری تموم شد...

بـــــی‌نهایـــت ممنونم از رفقایی که تو این مدت کتاب رُ معرفی کردن 💝💝
شرمنده‌ی محبت‌شون شدم...

و ممنونم از دوستانم در #نشرنیماژ که همه جوره لطف‌شون شامل حال من و کتاب شد.

امیدوارم سیاه کردنای این چند سال‌م، ارزش محبت دوستان رُ داشته باشه...

امروز و فردا هم در غرفه‌ی #نشرنیماژ هستم اما بدون #میز_کناری...

مخلصیم...

#احسان_رعیت

📚 📽 🎼 @ehsanrayat
👍1
مردی که با لباس جنگی رفت ؛
با یه ترکش تو استخون برگشت
با یه تخت و یه ماسک ِ اکسیژن
با یه مُشـ[ت] یادگاری از "سردشت"

با غم و درد های "اردوگاه"
با یه دست بریده با ساطور
پدری که خلاصه شد توی ِ ؛
بیست درصد قبولی ِ کنکور

مردی که دیدنش رو سفره‌ی عید ؛
حسرت ِ مادر مریضش بود
هــــــشــــت سال ُ واسه کسی جنگید ؛
که حواسش فـــــقـــــط به میزش بود

مردی که تیکه‌های خمپاره
هنوزم توی کاسه‌ی سرشه
موج خمپاره‌ای که اون ُ گرفت ؛
بیشتر از موج ِ موی دخترشه

به سرش میزنه یه وقتا و ُ
خودش ُ تو نبرد می‌بینه
تخت چوبی‌شُ مثل یه سنگر
پنکه‌رُ بالگرد می‌بینه

ویلچرش مثل تانک شخصی‌شه
خودنویسش شبیه ِ آر.پی.جی
اگه معنای زندگی اینه ؛
پس بگو دیگه مــــــرگ یعنی چی...؟

#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشرنیماژ

📚 📽 🎼 @ehsanrayat
همه می‌خوان که تو رُ ترک کنم
مثل معتادی که بستنش به تخت
همه‌ی عکسات ُ بردن از اتاق
که من ُ یاد تو نندازه یه وقت

همه می‌گن که وخیمه حال ِ من
قطره‌های خونم از تو پر شده
زنده موندنم شبیه معجزه‌ست
مغز ِ استخونم از تو پر شده

همه می‌گن آدمایی مثل من
حال‌شون تا آخرالزمون بده
هر شب از کوچه صدای پات می‌آد
مامانم می‌گه که به سرم زده

نگران ِ بسته‌های قرصمه
که یه وخ خوردن‌شون یادم نره
همه‌شون ُ می‌خورم اما هنوز
تو شبا نشستی پشت پنجره...

دکترم می‌گه اهمیت ندم
می‌گه اینا همه‌شون توهمه
خواسته مامانم یه هفته در میون
بی‌هوا بپرسه امروز چندمه؟

دیگه روزام ُ با قرصا می‌شناسم
جمعه زرد و شنبه خاکستریه
مامانم همه‌ش دروغکی می‌گه:
پسرم! اینم بخور... آخریه

ولی من هنوز شبا می‌بینمت
نمی‌دونم خودتی یا یه سراب
عزیزم! زمستونا سرده هوا
پشت ِ پنجره نمون... برو بخواب...

#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشرنیماژ

📚 📽 🎼 @ehsanrayat
اين جنگل چوب خورده
تو نعره‌های خفيفش
شير لگد خورده داره

درياست، دريای تابوت
رو شونه‌های نحيفش
مرغابی مرده داره

طفلك همه‌ش لنگ نونه
اين سفره هرچی كه داشته
برداشته و بذل كرده

از تشنگی نصفه‌جونه
اين مَشكْ دستاشو عمری
نذر ابوالفضل كرده

اين صورت استخونی
از فقر سيلی كه می‌خورد
دردُ فراموش می‌كرد

البتّه يادم نمی‌ره
وقتي جوون بود با فوت
خورشيدُ خاموش می‌کرد

روحی كه رو موج اف.ام
می‌نْشِست كنج اتاق و
سرگرم بخت خودش بود

لبخند می‌زد به آفت
سيبی كه نعشش هميشه
زير درخت خودش بود

اي چرك رو اسكناسا!
ارّابهء ناشناسا!
پيكان دلتنگ! بابا!

بار تلنبار مونده!
از شهر و از يار مونده!
قربانی جنگ! بابا!

پيجامه‌ی بي ادامه!
چشم انتظار يه نامه!
تسبيح و سجاده! بابا!

ای سرفه های پر از دود!
ويرونه‌ی شاه مقصود!
از سكّه افتاده! بابا!

می‌گفت: جاهل كه بودم
عمر عزيزم هدر شد
توی صف سينِماها

می‌گفت: امروز ديگه
نقش مهمی ندارم
توي تئاتر شماها

می‌گفت ده سال، هر روز
راه دواخونه هارو
تَرك موتور گريه كرده

از اون سر چاله ميدون
تا اين سر توپ‌خونه
با توپ پر گريه كرده

می‌گفت: ما مرغ شاميم
حالا يا بزم عروسی
يا مجلس سوگواری

می‌گفت: فرقی نداريم
فرق ما دوتّا شبيهِ
اسب كالسكه‌ست و گاری

می‌فت و می‌گفت: پشتِ
لبخند سه در چاهارم
قسط ِ عقب مونده دارم

می‌گفت از من گذشته
می‌رفت و می‌گفت: امشب
مهمون ناخونده دارم

اي چرك رو اسكناسا!
ارّابه‌ی ناشناسا!
پيكان دلتنگ! بابا!

بار تلنبار مونده!
از شهر و از يار مونده!
قربانی جنگ! بابا!

اي آخرين شاه‌نامه!
افسانه‌ی بی‌ادامه!
بی سنگ و كبّاده! بابا!

خميازه‌ی پرده‌خونا!
ته مونده‌ی پهلوونا!
از اسب افتاده! بابا!

آقـــــــــای حسين صفا...

📚 📽 🎼 @ehsanrayat
👍1
بعضی از زنا وقتی بوسیده می‌شن سرخ می‌شن
بعضیاشون پلیس خبر می‌کنن
بعضی‌شون گاز می‌گیرن
بعضیا می‌خندن، بعضیام گریه می‌کنن
اما من...
من می‌میرم «تالی»
من از درون مــــی‌مــــیــــرم وقتی تو من ُ می‌بوسی...

Underworld U.S.A
ساخته‌ی
Samuel Fuller

📚 📽 🎼 @ehsanrayat
با یه گیتار فکسنی نشستم روی سِن
مثل یه کلاش‌نیکف، منتظر ِ گلنگدن
هر نُتی بدون تو مرثیه‌ی مرگه برام
آره، گیتاره... ولی کارش چیه؟ کشتن من

صندلی ِ تو میون ِ جمعیت خالیه و
میکروفون تو دست ِ من تپانچه‌ی رِوُلوِره
مث سربازی که با یه گوله تنها مونده
پی ِ آشِـــنا می‌گردم، وسط ِ محاصره ...

واسه مازوخیسم من، لذت ِ یه دردی
مث
صدای قهقه‌ی بچه تو زندان ِ زنان
یه جواب ِ تازه‌ای به راز ِ لبخند ِ ژوکوند:
«آخرین نخ ِ وینستون، تو غروب ِ پادگان»

اولین قطره‌ی بارون توی مرداد ِ منی
کی می‌آی هوای تهران ِ من ُ صاف کنی؟
تا به کی تو کوچه‌ها نسیم ُ تفتیش کنم؟
کاش‌کی بوی عطرت ُ برام تلگراف کنی ...

#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشرنیماژ

📚 📽 🎼 @ehsanrayat
وقتی دو نفر به نقطه‌ی اوج احساس‌شون می‌رسن، باید از هم‌دیگه جدا شن
نه این‌که شاهد سقوط ِ اجتناب‌ناپذیرش باشن...

#ماه_تلخ
#رومن_پولانسکی

من قبل رفتن ِ توام،
از خیلیا جداشدم
هردفه که بوسیدمت،
دلتنگ خیلیا شدم

همیشه اول قرار؛
آخر هر قرار بود
عاشق هرکسی شدم،
منتظر قطار بود

هر عشقی داشتم آخرش،
نفرت و انتقام شد
بوسه‌ی هرکسی به من
شروع یه جذام شد

حتا تو آغوش ِ توام؛
حال ِ خوشی نداشتم
من هرگز احساس بدی
به خودکشی نداشتم...

از هر کسی جدا شدم
مثل یه روح با منه
گریه نمی‌کنم، ولی
طوفان ِ نوح با منه‌

همین روزا دل توام
به عشقم عادت می‌کنه
رابطه‌مون زخمیه که
داره عفونت می‌کنه

توی تموم ِ این مسیر
تنهایی پشت ِ پنجره‌ست
قطار ِ خوشبختی ِ ما
صندلیاش تک‌نفره‌ست

یه وقتایی عشق ُ باید
به‌دست خاطرات داد
گاهی باید یکی ُ کشت،
تا جونش ُ نجات داد

برو! که ته مونده‌ی این
علاقه از دست نره
جدا شدن در عین عشق
به یاد موندنی‌تره...

از هر کسی جدا شدم
مثل یه روح با منه
گریه نمی‌کنم ولی
طوفان ِ نوح با منه‌...

#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشرنیماژ

📚 📽 🎼 @ehsanrayat
از سال‌های دووور...

این‌جا یکی هنوز
چشم انتظارته
چند ساله که یه مرد
سر ِ قرارته...

گم کرده عطرت ُ
تو کوچه‌های باد
هی می‌گه با خودش:
پس کی می‌خواد بیاد

هی زیر لب می‌گه:
زودتر بیا عزیز
هر شب برات یه ظرف
می‌ذاره روی میز

می‌ترسه از تو یه
لحظه جدا بشه
هر شب لباس تو
تو رخت‌خوابشه

قول داده به خودش
هیچ‌وخ نره سفر
می‌ترسه تو بیای
بمونی پشت در...

#احسان_رعیت

«شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی...»

📚 📽 🎼 @ehsanrayat
#روز_جهانی_بوسه...

بهم گفت اولین بوسه‌ست
بهم گفت اولین باره
ولی فهمیده بودم از
گذشته‌ش خاطره داره

مث شعله که می‌افته،
به جون چوب می‌بوسید
برای اولین بوسه
زیادی خوب می‌بوسید

بهم گفت تکیه‌گاهم باش
خودش ویرونه بود اما
بهم گفت بکره آغوشم
مسافرخونه بود اما ...

#احسان_رعیت

📚 📽 🎼 @ehsanrayat
Forwarded from ترانه گرافی
اگه وقتایی که لبخند می‌زنی
دیدی کم‌توجهم یا بی‌حواس
نگو پس دلت کجاس
« دل و جانم به تو مشغول و نظر بر چپ و راست
تا ندانند حریفان که تو منظور ِ منی »
می‌شه لبخند بزنی؟!
▶️ @TaraneGraphy
از دخترانه‌ها ...

با یه زخم ِ قدیمی رو قلبم
آخرین بازمونده‌ی بیشه‌م
اگه به دست ِ تو شکار نشم
توی تنهایی منقرض می‌شم

عطر مردونه‌ت ُ به باد نده
صید ِ زخمیت ُ بی‌قرار نکن
بذا[ر] توی چشات زل بزنم
من ُ از پشت سر شکار نکن

تو حصار ِ دلم یه آهو هست
توی چشمای تو دو تا «بِرنو»
از همین فاصله‌م می‌شه فهمید
بوی باروت می‌ده بوسه‌ی تو

می‌شه چشم تو رُ مسلح کرد
حتی پیش نگاه جنگل‌بان
با یه لبخند روبروی توام
شک نکن! ماشه‌رُ بکش قربان...

اگه آغوش تو قفس باشه،
نمی‌دونم دیگه فرار چیه
اگه دیدی بگو کدوم آهو
مثل من عاشق ِ شکارچیه...؟

پیش چشمت به خاک می‌افتم
تو که هستی چرا تپانچه و تیر
تو فقط دستت ُ دراز کن و
با یه انگشت، من ُ نشونه بگیر...

تو حصار ِ دلم یه آهو هست
توی چشمای تو دو تا «بِرنو ... »

#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشرنیماژ

📚 📽 🎼 @ehsanrayat
Forwarded from احسان
« تاکسی»
اجرای یکی از ترانه‌های نه چندان تازه‌م
با صداو موسیقی رفقای خوبم«پانیذ»عزیزو «حمید شجاعی» جان ❤️ ❤️

DL Mp3 : http://bit.do/Paniz_Taxi

RJ Link: https://www.radiojavan.com/mp3s/mp3/Paniz-Tax
چمدونت تموم زندگیمه
دلم لای لباسات گیر کرده
همین چند ثانیه واسم یه عمره
خدا رُ شکر تاکسی دیر کرده

درارُ بستم اما چاره‌ای نیست
تو هرجوری شده از خونه میری
محاله با بلیط توی ِ دستت
بخوای تصمیم دیگه‌ای بگیری

تو تنها دلخوشی ِ زندگیمی
بدون ِ تو برام آینده هیچه
پاشو چرخی بزن توی اتاقا
بذار عطرت توی خونه بپیچه

رفتنت پایان نیست
ولی فصل ِ آخره
خونه‌ی بی تو فقط
چندتا دیوار و دره

لحظه‌ی رفتن تو
نه به خاک افتادن
ولی حس اولین
ضربه‌های تبره

بذار تا می‌شه چشمات ُ ببینم
که دیگه دیدنت خیلی بعیده
شنیدم عادت جاده همینه
کسی ُ که بگیره پس نمی‌ده

چرا دائم به ساعت خیره می‌شی
کنارم بودن انقدرا که بد نیست
باید اشک ِ تو چشمام ُ ببخشی
چشای من دروغ گفتن بلد نیست


تو دنیای منی و داری می‌ری
می‌خوای ترکم کنی واسه همیشه
فقط می‌خوام ببینم که چه‌جوری
آخه دنیا تو تاکسی... جا نمی‌شه

رفتنت پایان نیست
ولی فصل ِ آخره
خونه‌ی بی تو فقط
چندتا دیوار و دره

لحظه‌ی رفتن تو
نه به خاک افتادن
ولی حس اولین
ضربه‌های تبره

#احسان_رعیت

📚 📽 🎼 @ehsanrayat
احسان
Voice message
تو دنبال یه آدم ِ دیگه‌ای
ولی من مثه سایه دنبال تو
دیگه از غرورم چی مونده برام
اگه چیزی دیدی هــمــه‌ش مال تو

تو دنبال یه آدم ِ دیگه‌ای
برو! به محل ِ قرارت برس
فقط اومدم تا نگاهت کنم
مزاحم نمی‌شم ! به کارت برس

نمی‌خوام که تو فکر من باشی و
تصور کنی باز مال ِ منی ...
دارم این ُ می‌گم دلم خوش بشه
وگرنه تو که بی‌خیال ِ منی

من اندازه‌ی آرزوهای تو
من اونی که می‌خواستی ، نیستم
واسه آخرین بار فردا بیا
ببینم تو رُ ... راستی، نیستم

آخه بعد ِ تو زندگیم رفته و
منم دیگه باید گم و گور شم
واسه راحتی ِ توام که شده
باید تا می‌تونم ازت دور شم

تو هم که دلت با من ِ ساده نیست
از اینجا برای ِ همیشه برو
می‌خوام باز پیشم بمونی ولی
قرارت داره دیر می‌شه، برو

#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشرنیماژ

فایل دکلمه ریپلای شده ☝🏻☝🏻☝🏻

📚 📽 🎼 @ehsanrayat
... من درای اتاق ُ می‌بندم
تو با لبخند وا کن اخمات ُ
گره روسریت به عهده‌ی من
دکمه‌های لباس من با تو...

وقتی سُر می‌خورم رو گردنه‌هات
عینهو بچه‌های شیطونم
کمکم کن! که من هنوز فرق ِ
قله و دره‌رُ نمی‌دونم!

کمکم کن دلم تو رویا و
حسرت ِ بوسه سر به نیس نشه
بهتره شعرم ُ ادامه ندم
تا تنورت دوباره خیس نشه ...

#احسان_رعیت

📚 📽 🎼 @ehsanrayat
احسان
Voice message
بشینی و به صدای صداش فکر کنی
«به فکرتم ولی فکرم نباش» فکر کنی
به هق‌هق‌ش دم ِ رفتن، به گریه‌های خودت
به اون‌که کشتی و مردی براش فکر کنی

فرو بری تو خودت یاد ِ خاطرات کنی
با بغض و گریه تموم ِ شب ُ بساط کنی
صدای مادرت از پشت ِ در بیاد و یهو
مچاله شی تو پتو باز احتیاط کنی

ستاره‌ی شبت از شب سیاه‌تر باشه
و عشق ِ ماه ِ تو از ماه، ماه‌تر باشه
کسی نبینه، ندونه، نفهمه، آخه چرا؟
[گذاشتی بره تا روبراه‌تر باشه]

گذاشتی بره تا زندگیش خراب نشه
نخواد بفهمه حقیقت چیه، مجاب نشه
دعا کنی واسه روزای شاد ِ خوشبختیش
ولی دعات برای تو مستجاب نشه

بشینی و به صدای صداش فکر کنی
«به فکرتم ولی فکرم نباش» فکر کنی
به اون‌که کشتی و مردی براش فکر کنی

به این‌که عشق ِ تو از ماه ماه‌تر بوده
جدا شدن واسه اون به صلاح‌تر بوده
با یکّی دیگه دیدیش، روبراه‌تر بوده ...

#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشرنیماژ

فایل دکلمه‌ ریپلای شده...👆👆👆

🎼 📽 📚 @ehsanrayat
هیچ‌کس باکره از دنیا نمی‌ره
زندگی ترتیب همه‌مون ُ می‌ده...

#کرت_کوبین

دردمون تو ترانه جا نمی‌شه
وصف این حال و روز ممکن نیس
گفته بودی « یه روز خوب که بیاد ... »
اما انگار هنوز ممکن نیس

گفتم این تازه دود آتیشه
روزای بدتری شرو می‌شه
گفتی « دیگه چی مونده بدتر از این؟
قوز ِ بالای قوز ممکن نیس »

خم شدیم زیر ِ سقف دنیا و
قوز بالای قوزمون رو شد
خم شدیم زیر سقف دنیا و
شاه‌راه نفوذمون رو شد

مثل یه سگ دوندگی کردیم
مثل گوسفند زندگی کردیم
صورت و سیلی ُ یکی کردیم
آخرش حال و روزمون رو شد

بگو این قصه کی تموم می‌شه
چن شب ِ دیگه مونده از کابوس ؟
بسه هر چی به ما تجاوز شد
توی این روزگار بی‌ناموس

کاش می‌شد از حالا بخوابیم تا
اولین روز ِ دومین دنیا
کاش می‌شد منقرض بشیم حتی
مثل پولای عصر دقیانوس

پیرهن ِ پاره چون تن ِ ما بود
هر گناهی به گردن ِ ما بود
گله‌ی گرگ یا برادرها
حتی یعقوب دشمن ما بود

اگه روزی بخوایم عزیز بشیم
واسه گرگا باید لذیذ بشیم
زندگی کردیم و نفهمیدیم
زندگی فکر کردن ما بود...

#احسان_رعیت

📚 📽 🎼 @ehsanrayat
زندگی را
از گردنش می‌شناسم
از بس به من پشت کرده‌است...

#عدنان_الصائغ
از کتاب: شاعری که نامه‌هایش به وطن نمی‌رسد
#نشرنیماژ

کانال رسمی نشر نیماژ👇👇

@nashrnimaj
همه می‌خوان که تو رُ ترک کنم
مثل معتادی که بستنش به تخت
همه‌ی عکسات ُ بردن از اتاق
که من ُ یاد تو نندازه یه وقت

همه می‌گن که وخیمه حال ِ من
قطره‌های خونم از تو پر شده
زنده موندنم شبیه معجزه‌ست
مغز ِ استخونم از تو پر شده

همه می‌گن آدمایی مثل من
حال‌شون تا آخرالزمون بده
هر شب از کوچه صدای پات می‌آد
مامانم می‌گه که به سرم زده

نگران ِ بسته‌های قرصمه
که یه وخ خوردن‌شون یادم نره
همه‌شون ُ می‌خورم اما هنوز
تو شبا نشستی پشت پنجره...

دکترم می‌گه اهمیت ندم
می‌گه اینا همه‌شون توهمه
خواسته مامانم یه هفته در میون
بی‌هوا بپرسه امروز چندمه؟

دیگه روزام ُ با قرصا می‌شناسم
جمعه زرد و شنبه خاکستریه
مامانم همه‌ش دروغکی می‌گه:
پسرم! اینم بخور... آخریه

ولی من هنوز شبا می‌بینمت
نمی‌دونم خودتی یا یه سراب
عزیزم! زمستونا سرده هوا
پشت ِ پنجره نمون... برو بخواب...

#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشرنیماژ

دکلمه‌ی ترانه با صدای سعید پورمحمودی عزیز👇👇👇

📚 📽 🎼 @ehsanrayat
تو با حرفات متفاوت بودی
ولی از دور نمی‌شد فهمید
گاهی وقتا مرگ ِ یه رابطه‌ر ُ
باید از بدو ِ تولد فهمید

گاهی آدمی که دوسش داری
شکل ِ اون حرفایی که می‌زد نیست
وقتی نزدیک شدم فهمیدم
دوری انقدرا که می‌گن بد نیست

عشق ُ باخته بودم و دل ِ تو خواست
من ُ باز وارد ِ این گود کنه
تو نشون دادی چه حسی داره که
سرطان ِ یک نفر عود کنه ...

#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشرنیماژ

📚 📽 🎼 @ehsanrayat