احسان رعیت
-چرا گوشیت خاموشه؟ -چرا روشن باشه؟ تو که نمیخوای باهام حرف بزنی. -روشن کن کارِت دارم. پنج سالته؟! -نه. عاشقم... بشینی و به صدای صداش فکر کنی «به فکرتم ولی فکرم نباش» فکر کنی به هقهقش دم ِ رفتن، به گریههای خودت به اونکه کشتی و مردی براش فکر کنی فرو بری…
بشینی و به صدای صداش فکر کنی
«به فکرتم ولی فکرم نباش» فکر کنی
به اون که کشتی و مُردی براش فکر کنی
به اینکه عشق تو از ماه ماهتر بوده
جدا شدن واسه اون...
لطف مینا جان امینی🌹
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
«به فکرتم ولی فکرم نباش» فکر کنی
به اون که کشتی و مُردی براش فکر کنی
به اینکه عشق تو از ماه ماهتر بوده
جدا شدن واسه اون...
لطف مینا جان امینی🌹
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
مردی که با لباس جنگی رفت
با یه ترکش تو استخون برگشت
با یه تخت و یه ماسک ِ اکسیژن
با یه مُشـ[ت] یادگاری از «#سردشت»
با غم و درد های «اردوگاه»
با یه دست بریده با ساطور
پدری که خلاصه شد توی
بیست درصد قبولی ِ #کنکور
مردی که دیدنش رو سفرهی عید
حسرت ِ مادر مریضش بود
هــــــشــــت سال ُ واسه کسی جنگید
که حواسش فـــــقـــــط به میزش بود
مردی که تیکههای #خمپاره
هنوزم توی کاسهی سرشه
موج خمپارهای که اون ُ گرفت
بیشتر از موج ِ موی دخترشه
به سرش میزنه یه وقتا و
خودش ُ تو نبرد میبینه
تخت چوبیشُ مثل یه #سنگر
پنکهرُ #بالگرد میبینه
ویلچرش مثل #تانک شخصیشه
خودنویسش شبیه ِ آر.پی.جی
اگه معنای زندگی اینه ؛
پس بگو دیگه #مرگ یعنی چی ؟
#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشرنیماژ
#جنگ، کشتارگاه کسانیست که یکدیگر را نمیشناسند و به نفع کسانیست که یکدیگر را میشناسند اما نمیکشند...
#کریستین_بوبن
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
با یه ترکش تو استخون برگشت
با یه تخت و یه ماسک ِ اکسیژن
با یه مُشـ[ت] یادگاری از «#سردشت»
با غم و درد های «اردوگاه»
با یه دست بریده با ساطور
پدری که خلاصه شد توی
بیست درصد قبولی ِ #کنکور
مردی که دیدنش رو سفرهی عید
حسرت ِ مادر مریضش بود
هــــــشــــت سال ُ واسه کسی جنگید
که حواسش فـــــقـــــط به میزش بود
مردی که تیکههای #خمپاره
هنوزم توی کاسهی سرشه
موج خمپارهای که اون ُ گرفت
بیشتر از موج ِ موی دخترشه
به سرش میزنه یه وقتا و
خودش ُ تو نبرد میبینه
تخت چوبیشُ مثل یه #سنگر
پنکهرُ #بالگرد میبینه
ویلچرش مثل #تانک شخصیشه
خودنویسش شبیه ِ آر.پی.جی
اگه معنای زندگی اینه ؛
پس بگو دیگه #مرگ یعنی چی ؟
#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشرنیماژ
#جنگ، کشتارگاه کسانیست که یکدیگر را نمیشناسند و به نفع کسانیست که یکدیگر را میشناسند اما نمیکشند...
#کریستین_بوبن
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
فردا، شانزده مهر
ساعت شانزده
به بهانهی #میز_کناری
در نمایشگاه کتاب رشت در غرفهی #نشرنیماژ خواهم بود.
به امید دیدار دوستان نازنینم در رشت ِ دوستداشتنی...❤️❤️
@ehsanrayat
ساعت شانزده
به بهانهی #میز_کناری
در نمایشگاه کتاب رشت در غرفهی #نشرنیماژ خواهم بود.
به امید دیدار دوستان نازنینم در رشت ِ دوستداشتنی...❤️❤️
@ehsanrayat
یه بارم شده حرفم ُ گوش کن
من ِ لعنتیُ فراموش کن!
کنارم کسی خوب و خوشبخت نیست
برو! رفتن انقدرائم سخت نیست
باید هرچی جا مونده از من؛ یه بار-
برای همیشه بذاری کنار
خرابم... شکستهم... مریضم... بدم
تا اینجای راهم به زور اومدم
مث مردههام پشت میدون ِ مین
من ُ از رو دوشت بذارم زمین
به فکر خودت باش از اینجا برو
برام سخته تنهایی اما... برو
کسی نیس بپرسه: چرا زود رفت؟!
که قبل از توام هــرکسی بود،
رفت...
#احسان_رعیت
خودم خیلی رنج کشیدهام
و ترجیح میدهم تو «امروز خیلی» رنج بکشی تا اینکه همهی عمرت، «همیشه کمی» رنج بکشی...
من او را دوست داشتم
آنا گاوالدا
ترجمهی الهام دارچینیان
نشر قطره
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
من ِ لعنتیُ فراموش کن!
کنارم کسی خوب و خوشبخت نیست
برو! رفتن انقدرائم سخت نیست
باید هرچی جا مونده از من؛ یه بار-
برای همیشه بذاری کنار
خرابم... شکستهم... مریضم... بدم
تا اینجای راهم به زور اومدم
مث مردههام پشت میدون ِ مین
من ُ از رو دوشت بذارم زمین
به فکر خودت باش از اینجا برو
برام سخته تنهایی اما... برو
کسی نیس بپرسه: چرا زود رفت؟!
که قبل از توام هــرکسی بود،
رفت...
#احسان_رعیت
خودم خیلی رنج کشیدهام
و ترجیح میدهم تو «امروز خیلی» رنج بکشی تا اینکه همهی عمرت، «همیشه کمی» رنج بکشی...
من او را دوست داشتم
آنا گاوالدا
ترجمهی الهام دارچینیان
نشر قطره
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
1)
دموکراسی این نیست که مرد
نظرش را دربارهی سیاست بگوید
و کسی هم به او اعتراض نکند.
دموکراسی این است
که زن
نظرش را دربارهی عشق بگوید
و کسی هم او را نکشد!
2)
خوب میدانم
که من اولین زن زندگی توام
اما
شیطانی که هر روز صبح
با ما قهوه مینوشد
همواره مرا تشویق میکند
تا از تو بپرسم
«دومی چه کسیست؟!»
دو شعر از سعادالصباح
شاعر زن کویتی
از کتاب: در آغاز زن بود
ترجمه وحید امیری
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
دموکراسی این نیست که مرد
نظرش را دربارهی سیاست بگوید
و کسی هم به او اعتراض نکند.
دموکراسی این است
که زن
نظرش را دربارهی عشق بگوید
و کسی هم او را نکشد!
2)
خوب میدانم
که من اولین زن زندگی توام
اما
شیطانی که هر روز صبح
با ما قهوه مینوشد
همواره مرا تشویق میکند
تا از تو بپرسم
«دومی چه کسیست؟!»
دو شعر از سعادالصباح
شاعر زن کویتی
از کتاب: در آغاز زن بود
ترجمه وحید امیری
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
تو با حرفات متفاوت بودی
ولی از دور نمیشد فهمید
گاهی وقتا مرگ ِ یه رابطهر ُ
باید از بدو ِ تولد فهمید
گاهی آدمی که دوسش داری
شکل ِ اون حرفایی که میزد نیست
وقتی نزدیک شدم فهمیدم
دوری انقدرا که میگن بد نیست...
عشق ُ باخته بودم و دل ِ تو خواست
من ُ باز وارد ِ این گود کنه
تو نشون دادی چه حسی داره که
سرطان ِ یک نفر عود کنه ...
تو نشون دادی که حس آدما
همیشه چیزایی که میگن نیست
رابطهم با تو بهم ثابت کرد
هرکسی لایق دوس داشتن نیست...
باید احساسم ُ پنهون کنم و
بیخودی علاقهم ُ بسط ندم
دست بذارم روی هرکس که میخوام
ولی تنهاییم ُ از دست ندم...
#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشرنیماژ
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
ولی از دور نمیشد فهمید
گاهی وقتا مرگ ِ یه رابطهر ُ
باید از بدو ِ تولد فهمید
گاهی آدمی که دوسش داری
شکل ِ اون حرفایی که میزد نیست
وقتی نزدیک شدم فهمیدم
دوری انقدرا که میگن بد نیست...
عشق ُ باخته بودم و دل ِ تو خواست
من ُ باز وارد ِ این گود کنه
تو نشون دادی چه حسی داره که
سرطان ِ یک نفر عود کنه ...
تو نشون دادی که حس آدما
همیشه چیزایی که میگن نیست
رابطهم با تو بهم ثابت کرد
هرکسی لایق دوس داشتن نیست...
باید احساسم ُ پنهون کنم و
بیخودی علاقهم ُ بسط ندم
دست بذارم روی هرکس که میخوام
ولی تنهاییم ُ از دست ندم...
#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشرنیماژ
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
👍1
چمدونت تموم زندگیمه
دلم لای لباسات گیر کرده
همین چند ثانیه واسم یه عمره
خدا رُ شکر تاکسی دیر کرده
درارُ بستم اما چارهای نیست
تو هرجوری شده از خونه میری
محاله با بلیط توی ِ دستت
بخوای تصمیم دیگهای بگیری
تو تنها دلخوشی ِ زندگیمی
بدون ِ تو برام آینده هیچه
پاشو چرخی بزن توی اتاقا
بذار عطرت توی خونه بپیچه
رفتنت پایان نیست
ولی فصل ِ آخره
خونهی بی تو فقط
چندتا دیوار و دره
لحظهی رفتن تو
نه به خاک افتادن
ولی حس اولین
ضربههای تبره
بذار تا میشه چشمات ُ ببینم
که دیگه دیدنت خیلی بعیده
شنیدم عادت جاده همینه
کسی ُ که بگیره پس نمیده
چرا دائم به ساعت خیره میشی
کنارم بودن انقدرا که بد نیست
باید اشک ِ تو چشمام ُ ببخشی
چشای من دروغ گفتن بلد نیست
تو دنیای منی و داری میری
میخوای ترکم کنی واسه همیشه
فقط میخوام ببینم که چهجوری
آخه دنیا تو تاکسی... جا نمیشه
رفتنت پایان نیست
ولی فصل ِ آخره
خونهی بی تو فقط
چندتا دیوار و دره
لحظهی رفتن تو
نه به خاک افتادن
ولی حس اولین
ضربههای تبره
#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشرنیماژ
لینک اجرای ترانه، با صدای پانیذ شهرستانی عزیز و موسیقی حمیدرضا شجاعی نازنین ❤️ :
لینک دانلود:
http://bit.do/Paniz_Taxi
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
دلم لای لباسات گیر کرده
همین چند ثانیه واسم یه عمره
خدا رُ شکر تاکسی دیر کرده
درارُ بستم اما چارهای نیست
تو هرجوری شده از خونه میری
محاله با بلیط توی ِ دستت
بخوای تصمیم دیگهای بگیری
تو تنها دلخوشی ِ زندگیمی
بدون ِ تو برام آینده هیچه
پاشو چرخی بزن توی اتاقا
بذار عطرت توی خونه بپیچه
رفتنت پایان نیست
ولی فصل ِ آخره
خونهی بی تو فقط
چندتا دیوار و دره
لحظهی رفتن تو
نه به خاک افتادن
ولی حس اولین
ضربههای تبره
بذار تا میشه چشمات ُ ببینم
که دیگه دیدنت خیلی بعیده
شنیدم عادت جاده همینه
کسی ُ که بگیره پس نمیده
چرا دائم به ساعت خیره میشی
کنارم بودن انقدرا که بد نیست
باید اشک ِ تو چشمام ُ ببخشی
چشای من دروغ گفتن بلد نیست
تو دنیای منی و داری میری
میخوای ترکم کنی واسه همیشه
فقط میخوام ببینم که چهجوری
آخه دنیا تو تاکسی... جا نمیشه
رفتنت پایان نیست
ولی فصل ِ آخره
خونهی بی تو فقط
چندتا دیوار و دره
لحظهی رفتن تو
نه به خاک افتادن
ولی حس اولین
ضربههای تبره
#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشرنیماژ
لینک اجرای ترانه، با صدای پانیذ شهرستانی عزیز و موسیقی حمیدرضا شجاعی نازنین ❤️ :
لینک دانلود:
http://bit.do/Paniz_Taxi
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
تو شبیه نسیمی تو موهام
مثل یه اتفاق ممنوعه
هیجان شنیدن آزیر
رد شدن از چراغ ممنوعه
تو مث طعم اولین رژ لب
توی دلشورهی بلوغ منی
مث شعرای یه زن عاصی
مردی اما مث فروغ منی
تو شبیه
گل سرخی
تو خشاب
یه مسلسل
من ُ با چنتا بوسه کشتی
بکش دوباره، ببوس از اول
تو جهانی
که همیشه
عشقُ کشته
عاشقم باش
جهانی که تو اون جواب هر بوسه مشته... عاشقم باش
رویای منی
تو شب ِ بی فردا
یه ساحل ِ امن، وسط ِ
برمودا
من تو قفسم
حتی اونور ِ
پنجره
تو راه ِ فراری
توی این محاصره
عشق ممنوعه ت ُ نمیشه نخواست
مثل سیگاری واسه زندانی
بکر بکری مث لباس عروس
تن یه دختر دبستانی
واسه من که جهان یه سلوله
پره از لحظه های غیرمجاز
عشق تو یه دریچه رو قفسه
مث حس فرار از « آلکاتراز »
تو شبیه
گل سرخی
تو خشاب
یه مسلسل
من ُ با چنتا بوسه کشتی
بکش دوباره
ببوس از اول ...
#احسان_رعیت
#رویای_ممنوعه
با موسیقی بهروز جان ِ پایگان ♥️
و صدای دوست خوبم، سمیرا بازگیر
ترجیعبند را بر روی ملودی نوشتهام
ضمن اینکه سطرهایی از ترانه در اجرا و به نفع موسیقی تغییر کرده اما نسخهای که اینجا قرار دادهام، نسخهی منتشر شده در کتاب ( #میز_کناری ) ست
#میز_کناری
#نشرنیماژ
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
مثل یه اتفاق ممنوعه
هیجان شنیدن آزیر
رد شدن از چراغ ممنوعه
تو مث طعم اولین رژ لب
توی دلشورهی بلوغ منی
مث شعرای یه زن عاصی
مردی اما مث فروغ منی
تو شبیه
گل سرخی
تو خشاب
یه مسلسل
من ُ با چنتا بوسه کشتی
بکش دوباره، ببوس از اول
تو جهانی
که همیشه
عشقُ کشته
عاشقم باش
جهانی که تو اون جواب هر بوسه مشته... عاشقم باش
رویای منی
تو شب ِ بی فردا
یه ساحل ِ امن، وسط ِ
برمودا
من تو قفسم
حتی اونور ِ
پنجره
تو راه ِ فراری
توی این محاصره
عشق ممنوعه ت ُ نمیشه نخواست
مثل سیگاری واسه زندانی
بکر بکری مث لباس عروس
تن یه دختر دبستانی
واسه من که جهان یه سلوله
پره از لحظه های غیرمجاز
عشق تو یه دریچه رو قفسه
مث حس فرار از « آلکاتراز »
تو شبیه
گل سرخی
تو خشاب
یه مسلسل
من ُ با چنتا بوسه کشتی
بکش دوباره
ببوس از اول ...
#احسان_رعیت
#رویای_ممنوعه
با موسیقی بهروز جان ِ پایگان ♥️
و صدای دوست خوبم، سمیرا بازگیر
ترجیعبند را بر روی ملودی نوشتهام
ضمن اینکه سطرهایی از ترانه در اجرا و به نفع موسیقی تغییر کرده اما نسخهای که اینجا قرار دادهام، نسخهی منتشر شده در کتاب ( #میز_کناری ) ست
#میز_کناری
#نشرنیماژ
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
Forwarded from احسان رعیت
حالم بده رفیق، واسه مردی که... نیستم
حالم بده رفیق، واسه آیندهای که نیست
میخواستم که گپ بزنم با یکی ولی
هی زل زدم به جای شنوندهای که نیست...
حالم بده شبیه یه مادر که بچهشُ
تو یه کفن میذاره و داماد میکنه
حالم بده شبیه یه بچه که مادرش
هر شب یه شهرُ با تنش آباد میکنه ...
#احسان_رعیت
دکلمهی متن کامل ترانه👇👇👇👇
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
حالم بده رفیق، واسه آیندهای که نیست
میخواستم که گپ بزنم با یکی ولی
هی زل زدم به جای شنوندهای که نیست...
حالم بده شبیه یه مادر که بچهشُ
تو یه کفن میذاره و داماد میکنه
حالم بده شبیه یه بچه که مادرش
هر شب یه شهرُ با تنش آباد میکنه ...
#احسان_رعیت
دکلمهی متن کامل ترانه👇👇👇👇
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
کانون ادبیات آهنگین
(تصنیف، ترانه، شعر محاوره)
درنگی در واژه، نوا، آوا
ابراهیم اسماعیلی اراضی
سلسلهنشستهای هفتگی
ارائه، نقد، پژوهش
یکشنبهها از ساعت 16 تا 18
برنامهی ویژهی این هفته:
نقد کتاب "میز کناری" سرودهی احسان رعیت
منتقد مهمان:
امیر ارجینی
چهارراه جهان کودک، بزرگراه حقانی، کتابخانهی ملی، باغ هنر، خانهی شعر و ادبیات
ایستگاه متروی شهیدحقانی، پیادهراه موزه دفاع مقدس، پل روبهروی مرکز همایشها، محوطهی باغ هنر، خانهی شعر و ادبیات
به امید دیدار دوستان...
📚📽🎼 @ehsanrayat
(تصنیف، ترانه، شعر محاوره)
درنگی در واژه، نوا، آوا
ابراهیم اسماعیلی اراضی
سلسلهنشستهای هفتگی
ارائه، نقد، پژوهش
یکشنبهها از ساعت 16 تا 18
برنامهی ویژهی این هفته:
نقد کتاب "میز کناری" سرودهی احسان رعیت
منتقد مهمان:
امیر ارجینی
چهارراه جهان کودک، بزرگراه حقانی، کتابخانهی ملی، باغ هنر، خانهی شعر و ادبیات
ایستگاه متروی شهیدحقانی، پیادهراه موزه دفاع مقدس، پل روبهروی مرکز همایشها، محوطهی باغ هنر، خانهی شعر و ادبیات
به امید دیدار دوستان...
📚📽🎼 @ehsanrayat
محاورهای در دو اپیزود
یک:
موج موهات تو دستای پدرت
داره کمکم رسوب می بنده
رو تن ِ من به جای بوسهی تو
جای دندون ِ یه کمربنده
نگرانم نباش صورت من
دیگه با سیلیا رفیق شده
آخرش میرسیم به هم مثل
لبهی زخمی که عمیق شده
هر دفه توی خونه طوفان شد
تو دل ِ مادرت پناه بگیر
صورتت حیفه پشت ِ ابر اما
دستتو روبروی ماه بگیر
وقتی چشمت کبوده هیچ رنگی
واسه من مثل ارغوانی نیست
پدرت هم یه منطقی داره
فکر ِ آیندته! روانی نیست
ماها از نسل ِ دیگهای هستیم
نسل آتیش و نسل خاکستر
پدر تو خراب ِ « فرمونه »
پدر من روانی ِ « قیصر »
میتونیم دل به جادهها بزنیم
روی آیندهمون قمار کنیم
هرجا میخوای بری میام اما
از حقیقت کجا فرار کنیم... ؟
دو :
بیست و چند سال رفته موهام
شب یلداس که گرگ و میش شده
دختری که تو عاشقش بودی
خیلی وقته روان پریش شده
همهی عمر تو قفس بوده
مثل دیوونههای زنجیری
دو دهه تحت اختیار پدر
تخت بی اختیار تا پیری ...
پشتدرهای بسته خوابیدم
بس که سقف اتاق کوتاهه
یه کلید مونده روی در اما
دست من از طلاق کوتاهه
سوختم روزای جوونیمو
تو تب انتظار آزادی
منو با چی به بردگی بردن؟
سکههای بهار آزادی
پشت هر زخم زخم بدتریه
گرگزاده یه روزی گرگ میشه
عشق من عشق مادر مرگه
بچه با خون دل بزرگ میشه
گفته بودی باید تحمل کرد
بگو حالا باید چیکار کنم ؟
نه فقط از حقیقت تلخم
میخوام از زندگی فرار کنم...
#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشرنیماژ
25 نوامبر
«نه» به خشونت علیه زنان ...
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
یک:
موج موهات تو دستای پدرت
داره کمکم رسوب می بنده
رو تن ِ من به جای بوسهی تو
جای دندون ِ یه کمربنده
نگرانم نباش صورت من
دیگه با سیلیا رفیق شده
آخرش میرسیم به هم مثل
لبهی زخمی که عمیق شده
هر دفه توی خونه طوفان شد
تو دل ِ مادرت پناه بگیر
صورتت حیفه پشت ِ ابر اما
دستتو روبروی ماه بگیر
وقتی چشمت کبوده هیچ رنگی
واسه من مثل ارغوانی نیست
پدرت هم یه منطقی داره
فکر ِ آیندته! روانی نیست
ماها از نسل ِ دیگهای هستیم
نسل آتیش و نسل خاکستر
پدر تو خراب ِ « فرمونه »
پدر من روانی ِ « قیصر »
میتونیم دل به جادهها بزنیم
روی آیندهمون قمار کنیم
هرجا میخوای بری میام اما
از حقیقت کجا فرار کنیم... ؟
دو :
بیست و چند سال رفته موهام
شب یلداس که گرگ و میش شده
دختری که تو عاشقش بودی
خیلی وقته روان پریش شده
همهی عمر تو قفس بوده
مثل دیوونههای زنجیری
دو دهه تحت اختیار پدر
تخت بی اختیار تا پیری ...
پشتدرهای بسته خوابیدم
بس که سقف اتاق کوتاهه
یه کلید مونده روی در اما
دست من از طلاق کوتاهه
سوختم روزای جوونیمو
تو تب انتظار آزادی
منو با چی به بردگی بردن؟
سکههای بهار آزادی
پشت هر زخم زخم بدتریه
گرگزاده یه روزی گرگ میشه
عشق من عشق مادر مرگه
بچه با خون دل بزرگ میشه
گفته بودی باید تحمل کرد
بگو حالا باید چیکار کنم ؟
نه فقط از حقیقت تلخم
میخوام از زندگی فرار کنم...
#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشرنیماژ
25 نوامبر
«نه» به خشونت علیه زنان ...
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
❤1
نگرانم. پدر آلزایمر گرفته، میترسم منو دوباره به دنیا بیاره...
«راننده تاکسی»
نویسنده: پل شــِرِیــدر
کارگردان: مارتین اسکورسیزی
ترانهای از روزهای دور...
آخرین باری که خندیدمو یادم رفته
بار آخر که خوشی دیدمو یادم رفته
آخرین باری که لبخند زدم یادم نیست
دیگه هیچی غیر روزای بدم یادم نیست
بی تو یه خاطرهی دور فراموش شدم
مثل یه مرده تو یه گور فراموش شدم
حتی از خاطرههای خودمم خط خوردم
بی تو یه آدم آلزایمری ِ افسردم
همه چی جز تو برام مبهم و نامفهومه
کرمو کورمو لالم ! همه چی آرومه
شب و روزم دیگه مفهمومشو از دس داده
بی تو مهتاب تو حوض خونه گیر افتاده!
شب از این خونهی تاریک نمیره، برگرد
نذار آلزایمر من اوج بگیره ! برگرد...
#احسان_رعیت
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
«راننده تاکسی»
نویسنده: پل شــِرِیــدر
کارگردان: مارتین اسکورسیزی
ترانهای از روزهای دور...
آخرین باری که خندیدمو یادم رفته
بار آخر که خوشی دیدمو یادم رفته
آخرین باری که لبخند زدم یادم نیست
دیگه هیچی غیر روزای بدم یادم نیست
بی تو یه خاطرهی دور فراموش شدم
مثل یه مرده تو یه گور فراموش شدم
حتی از خاطرههای خودمم خط خوردم
بی تو یه آدم آلزایمری ِ افسردم
همه چی جز تو برام مبهم و نامفهومه
کرمو کورمو لالم ! همه چی آرومه
شب و روزم دیگه مفهمومشو از دس داده
بی تو مهتاب تو حوض خونه گیر افتاده!
شب از این خونهی تاریک نمیره، برگرد
نذار آلزایمر من اوج بگیره ! برگرد...
#احسان_رعیت
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
👍1
Forwarded from احسان رعیت
همه میخوان که تو رُ ترک کنم
مثل معتادی که بستنش به تخت
همهی عکسات ُ بردن از اتاق
که من ُ یاد تو نندازه یه وقت
همه میگن که وخیمه حال ِ من
قطرههای خونم از تو پر شده
زنده موندنم شبیه معجزهست
مغز ِ استخونم از تو پر شده
همه میگن آدمایی مثل من
حالشون تا آخرالزمون بده
هر شب از کوچه صدای پات میآد
مامانم میگه که به سرم زده
نگران ِ بستههای قرصمه
که یه وخ خوردنشون یادم نره
همهشون ُ میخورم اما هنوز
تو شبا نشستی پشت پنجره...
دکترم میگه اهمیت ندم
میگه اینا همهشون توهمه
خواسته مامانم یه هفته در میون
بیهوا بپرسه امروز چندمه؟
دیگه روزام ُ با قرصا میشناسم
جمعه زرد و شنبه خاکستریه
مامانم همهش دروغکی میگه:
پسرم! اینم بخور... آخریه
ولی من هنوز شبا میبینمت
نمیدونم خودتی یا یه سراب
عزیزم! زمستونا سرده هوا
پشت ِ پنجره نمون... برو بخواب...
#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشرنیماژ
دکلمهی ترانه با صدای سعید پورمحمودی عزیز👇👇👇
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
مثل معتادی که بستنش به تخت
همهی عکسات ُ بردن از اتاق
که من ُ یاد تو نندازه یه وقت
همه میگن که وخیمه حال ِ من
قطرههای خونم از تو پر شده
زنده موندنم شبیه معجزهست
مغز ِ استخونم از تو پر شده
همه میگن آدمایی مثل من
حالشون تا آخرالزمون بده
هر شب از کوچه صدای پات میآد
مامانم میگه که به سرم زده
نگران ِ بستههای قرصمه
که یه وخ خوردنشون یادم نره
همهشون ُ میخورم اما هنوز
تو شبا نشستی پشت پنجره...
دکترم میگه اهمیت ندم
میگه اینا همهشون توهمه
خواسته مامانم یه هفته در میون
بیهوا بپرسه امروز چندمه؟
دیگه روزام ُ با قرصا میشناسم
جمعه زرد و شنبه خاکستریه
مامانم همهش دروغکی میگه:
پسرم! اینم بخور... آخریه
ولی من هنوز شبا میبینمت
نمیدونم خودتی یا یه سراب
عزیزم! زمستونا سرده هوا
پشت ِ پنجره نمون... برو بخواب...
#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشرنیماژ
دکلمهی ترانه با صدای سعید پورمحمودی عزیز👇👇👇
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
Forwarded from احسان
خانهام آتش گرفته ست، آتشی جانسوز
هر طرف میسوزد این آتش
پردهها و فرشها را، تارشان با پود
من به هر سو میدوم گریان
در لهیب آتش پر دود
وز میان خندههایم تلخ
و خروش گریهام ناشاد
از درون خستهی سوزان
میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد
خانهام آتش گرفته ست، آتشی بی رحم
همچنان میسوزد این آتش
نقشهایی را که من بستم به خون دل
بر سر و چشم در و دیوار
در شب رسوای بی ساحل
وای بر من، سوزد و سوزد
غنچههایی را که پروردم به دشواری
در دهان گود گلدانها
روزهای سخت بیماری
از فراز بامهاشان، شاد
دشمنانم موذیانه خندههای فتحشان بر لب
بر من آتش به جان ناظر
در پناه این مشبک شب
من به هر سو میدوم
گریان ازین بیداد
میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد...
وای بر من، همچنان میسوزد این آتش
آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان
و آنچه دارد منظر و ایوان
من به دستان پر از تاول
این طرف را میکنم خاموش
وز لهیب آن روم از هوش
ز آن دگر سو شعله برخیزد، به گردش دود
تا سحرگاهان، که میداند که بود من شود نابود
خفتهاند این مهربان همسایهگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر
وای، آیا هیچ سر بر میکنند از خواب
مهربان همسایگانم از پی امداد؟
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد
میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد
مهدی اخوان ثالث(م.امید)
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
هر طرف میسوزد این آتش
پردهها و فرشها را، تارشان با پود
من به هر سو میدوم گریان
در لهیب آتش پر دود
وز میان خندههایم تلخ
و خروش گریهام ناشاد
از درون خستهی سوزان
میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد
خانهام آتش گرفته ست، آتشی بی رحم
همچنان میسوزد این آتش
نقشهایی را که من بستم به خون دل
بر سر و چشم در و دیوار
در شب رسوای بی ساحل
وای بر من، سوزد و سوزد
غنچههایی را که پروردم به دشواری
در دهان گود گلدانها
روزهای سخت بیماری
از فراز بامهاشان، شاد
دشمنانم موذیانه خندههای فتحشان بر لب
بر من آتش به جان ناظر
در پناه این مشبک شب
من به هر سو میدوم
گریان ازین بیداد
میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد...
وای بر من، همچنان میسوزد این آتش
آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان
و آنچه دارد منظر و ایوان
من به دستان پر از تاول
این طرف را میکنم خاموش
وز لهیب آن روم از هوش
ز آن دگر سو شعله برخیزد، به گردش دود
تا سحرگاهان، که میداند که بود من شود نابود
خفتهاند این مهربان همسایهگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر
وای، آیا هیچ سر بر میکنند از خواب
مهربان همسایگانم از پی امداد؟
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد
میکنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد
مهدی اخوان ثالث(م.امید)
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
Forwarded from احسان
shajarian - khane am atash gereftast
خانه ام آتش گرفتهست...
کلام م.امید نازنین، مهدی اخوان ثالث و صدای شجریان بزرگ
که برای هر زخممان، مرهمی در گلو دارد...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
کلام م.امید نازنین، مهدی اخوان ثالث و صدای شجریان بزرگ
که برای هر زخممان، مرهمی در گلو دارد...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
معشوقهی ما حلال ِ ما نیست رفیق
خانوم ِ بهار مال ِ ما نیست رفیق
«سالی که نکوست از بهارش پیداست»
سالی که نکوست... سال ِ ما نیست رفیق
#احسان_رعیت
سال نو مبارک 🌹🌸💐🍃
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
خانوم ِ بهار مال ِ ما نیست رفیق
«سالی که نکوست از بهارش پیداست»
سالی که نکوست... سال ِ ما نیست رفیق
#احسان_رعیت
سال نو مبارک 🌹🌸💐🍃
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
یه زن غریبه تو خونهمونه
بابا گفته مامان جدیدمه...
دکلمهی ترانهی #مامان
با صدای رفیق شاعرم صدیقه حسینی مهربان
@abrakane
و موسیقی Yuhki Kuramoto
از آلبوم Refinement
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
بابا گفته مامان جدیدمه...
دکلمهی ترانهی #مامان
با صدای رفیق شاعرم صدیقه حسینی مهربان
@abrakane
و موسیقی Yuhki Kuramoto
از آلبوم Refinement
👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
📚 📽 🎼 @ehsanrayat