احسان رعیت pinned «سلام وقت به خیر متاسفانه بهدلیل مشغلههای کاری و تعداد زیاد ترانههای دوستان، ادامهی این گفتوگوها فعلا برام مقدور نیست. امیدوارم در آیندهی نزدیک فرصتی پیش بیاد و مجددا در خدمت دوستان باشم. ارادتمند @ehsanrayat»
چه غمانگیز شدم
فک میکردم یه درختم که خودم طعمهی پاییز شدم
ولی پاییز منم
خبر فاجعه نه
خود من یه فاجعهم
وحشتانگیز منم
عزیزم فرار کن
تو نحیفی مث گل
مث خواب دخترا شب رسیدن مغول
کشتهی غارت چنگیز تو، چنگیز منم!
تو که دیدی قفسم هزار تا در داره گلم
پشت هر در یه غمِ هزارسر داره گلم
این پرنده توی حنجرهش تبر داره گلم
#ونگوگ خوش خط و خالیه ولی
گوش نده بهش! خطر داره گلم!
تو که سهله
اون برای خودشم دیگه ضرر داره گلم
یکی توی مغزمه که از درون میخورَدم
روزا دلرحمه! فقط تا استخون میخوردم!
ولی شب
تا آخرین قطرهی خون میخوردم!
غم تفم میکنه و سگ جنون میخوردم!
تنها باورم حالا باورِ ناباوریه!
دنیا دیوونهخونهس که تو سرم بستریه
گوش تا گوش صدای ضجههای جن و پریه
لابد آتیش توی جمجمهمه
که موهام یکسره خاکستریه
صورتم کهنه شده
داره فرو میریزه!
ریختن عاقبت پاییزه
گفته بودم «تو دلم یه غم حاصلخیزه»
ولی دیدی که!
دروغه!
یه دروغ
هیچی رو خاک دلم سبز نمیشه
حتی غم
*حتی دستای «فروغ!»
برو فصل سرد یکی دیگه رو بهار کن
عزیزم!
فرار کن...
#احسان_رعیت
پ.ن:
*دستهایم را در باغچه میکارم
سبز خواهد شد!
میدانم
میدانم...
و این منم
زنی تنها
در آستانهی فصلی سرد...
#فروغ_فرخزاد
@ehsanrayat
فک میکردم یه درختم که خودم طعمهی پاییز شدم
ولی پاییز منم
خبر فاجعه نه
خود من یه فاجعهم
وحشتانگیز منم
عزیزم فرار کن
تو نحیفی مث گل
مث خواب دخترا شب رسیدن مغول
کشتهی غارت چنگیز تو، چنگیز منم!
تو که دیدی قفسم هزار تا در داره گلم
پشت هر در یه غمِ هزارسر داره گلم
این پرنده توی حنجرهش تبر داره گلم
#ونگوگ خوش خط و خالیه ولی
گوش نده بهش! خطر داره گلم!
تو که سهله
اون برای خودشم دیگه ضرر داره گلم
یکی توی مغزمه که از درون میخورَدم
روزا دلرحمه! فقط تا استخون میخوردم!
ولی شب
تا آخرین قطرهی خون میخوردم!
غم تفم میکنه و سگ جنون میخوردم!
تنها باورم حالا باورِ ناباوریه!
دنیا دیوونهخونهس که تو سرم بستریه
گوش تا گوش صدای ضجههای جن و پریه
لابد آتیش توی جمجمهمه
که موهام یکسره خاکستریه
صورتم کهنه شده
داره فرو میریزه!
ریختن عاقبت پاییزه
گفته بودم «تو دلم یه غم حاصلخیزه»
ولی دیدی که!
دروغه!
یه دروغ
هیچی رو خاک دلم سبز نمیشه
حتی غم
*حتی دستای «فروغ!»
برو فصل سرد یکی دیگه رو بهار کن
عزیزم!
فرار کن...
#احسان_رعیت
پ.ن:
*دستهایم را در باغچه میکارم
سبز خواهد شد!
میدانم
میدانم...
و این منم
زنی تنها
در آستانهی فصلی سرد...
#فروغ_فرخزاد
@ehsanrayat
کمک کن که یادم بمونه
با قلب و غرورم چه کردی
یه کاری بکن تا بتونم
یه کاری کنم برنگردی
کمک کن که یادم نمونه
چه آهنگی داشت خندههات
کمک کن...
کمک کن...
کمک کن...
که دیگه نمیرم بـــرات
«دوری از تو واسه من ممکن نیست
تو که دیدی چه تلاشی کردم
تو باید خودت منو ترک کنی
من برم دوباره برمیگردم...»
به لبخندی که رو لبامه
به حالم که آرومه شک کن
منو ظالمانه برنجون
به پایان قصه کمک کن
کمک کن که یادم بمونه
که عشقت چه تلخ و کشندهست
بکش قلبمو تا بفهمم
که ظالم همیشه برندهست...
«دوری از تو واسه من ممکن نیست
تو که دیدی چه تلاشی کردم
تو باید خودت منو ترک کنی
من برم دوباره برمیگردم...»
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
با قلب و غرورم چه کردی
یه کاری بکن تا بتونم
یه کاری کنم برنگردی
کمک کن که یادم نمونه
چه آهنگی داشت خندههات
کمک کن...
کمک کن...
کمک کن...
که دیگه نمیرم بـــرات
«دوری از تو واسه من ممکن نیست
تو که دیدی چه تلاشی کردم
تو باید خودت منو ترک کنی
من برم دوباره برمیگردم...»
به لبخندی که رو لبامه
به حالم که آرومه شک کن
منو ظالمانه برنجون
به پایان قصه کمک کن
کمک کن که یادم بمونه
که عشقت چه تلخ و کشندهست
بکش قلبمو تا بفهمم
که ظالم همیشه برندهست...
«دوری از تو واسه من ممکن نیست
تو که دیدی چه تلاشی کردم
تو باید خودت منو ترک کنی
من برم دوباره برمیگردم...»
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
Audio
چیزکی نوشتهم که با صدای یکی از دوستانم میتونین بشنوین. البته حرف تازهای نیست. بیشتر ور رفتن با زخمه...
اشتباه
متن: احسان رعیت
صدا: فائزه کارگر
@ehsanrayat
اشتباه
متن: احسان رعیت
صدا: فائزه کارگر
@ehsanrayat
احسان رعیت
چیزکی نوشتهم که با صدای یکی از دوستانم میتونین بشنوین. البته حرف تازهای نیست. بیشتر ور رفتن با زخمه... اشتباه متن: احسان رعیت صدا: فائزه کارگر @ehsanrayat
زندگی من پُرِ لکهست، پر غلطغلوطه، همهشم با خودکار! روزگارم که هیچوقت پاککن نمیده دستت. منم از اون آدمام که سر کلاس یاد نمیگیرن، از اونا که دو دو تا 4 تا بلد نیستن.
هرجای زندگیمو نگاه کنی یه تتوی زشت روشه! هر جای دلمو ببینی، یه زخمی، کبودیای چیزی بلاخره پیدا میکنی. از غریبه، آشنا، رفیق، عشق... عشق...
اگه کلمه بودم سه حرف بیشتر نداشتم: ت، لام، ف؛ تلف شدم دست آدمای اشتباه، آدمای الکی، آدمای غلط. درس نگرفتم. بچه مردودیِ کلاس بودم من. جوابِ درست جلو چشَم بودا، باز میرفتم سراغ اونی که میدونستم یه جای کارش میلنگه! بعدتر میفهمیدم که آره! اشتباه زدم! چوبشو کی میخورد؟ خودم، دلم... این قدر اشتباه زدم که مُرد دلم...
از یه جایی به بعد عوض شد همه چی. آدم عوض میشه دیگه، دیوار که نیست. دیوارم اگه بودم با این همه فحش و لطفا پارک نکنین و مرگ بر دیکتاتور بلاخره عوض میشدم دیگه. شدم...
عشق شد قصۀ چوپان دروغگو! هر کی اومد گفتم نه! اینم مثل اونه! رد شدم. اینقدر رد شدم که وقتی به خودم اومدم دیدم تک و تنها نشستم وسط بیابون و هیشکی نیست یه لیوان آب بده دستم.
تنهایی همین شکلیه؛ هیشکی نیست که چراغو خاموش کنه برات. هیشکی نیست که نمکدونو بده دستت. خودتی و زخمات؛ که هرچی میکَنی تموم نمیشن. تمومم بشن «از جای جراحت نتوان برد نشان را...¹»
از یه جایی به بعد دیگه فقط از خودت ناراحتی؛ که یاد نگرفتی. عبرت نشد برات، نفهمیدی! بَدی با خودت! یه کسی نشسته تو سرت، هی میگه خاک! خاک... مثل آلارم گوشی یادآوری می کنه بهت! روزی ده بار! دونه به دونه زخماتو میشمره میاره جلو چشمت. کارایی که نکردی و باید میکردی، کارایی که کردی و نباید میکردی، غلطا، غلطای اضافی...
یه روز میای به خودت میبینی که بله: «به هرزه، بی می و معشوق، عمر می گذرد...²»
چی کار میشه کرد؟ زندگی فقط یه دفتر میده دستت با یه خودکار. حتی نمیذاره برگردی صفحه قبل ببینی چی نوشتی!
من؟ من از یه جایی به بعد دیگه ننوشتم...
#احسان_رعیت
¹مصرعی از سعدی
²مصرعی از حافظ
@ehsanrayat
هرجای زندگیمو نگاه کنی یه تتوی زشت روشه! هر جای دلمو ببینی، یه زخمی، کبودیای چیزی بلاخره پیدا میکنی. از غریبه، آشنا، رفیق، عشق... عشق...
اگه کلمه بودم سه حرف بیشتر نداشتم: ت، لام، ف؛ تلف شدم دست آدمای اشتباه، آدمای الکی، آدمای غلط. درس نگرفتم. بچه مردودیِ کلاس بودم من. جوابِ درست جلو چشَم بودا، باز میرفتم سراغ اونی که میدونستم یه جای کارش میلنگه! بعدتر میفهمیدم که آره! اشتباه زدم! چوبشو کی میخورد؟ خودم، دلم... این قدر اشتباه زدم که مُرد دلم...
از یه جایی به بعد عوض شد همه چی. آدم عوض میشه دیگه، دیوار که نیست. دیوارم اگه بودم با این همه فحش و لطفا پارک نکنین و مرگ بر دیکتاتور بلاخره عوض میشدم دیگه. شدم...
عشق شد قصۀ چوپان دروغگو! هر کی اومد گفتم نه! اینم مثل اونه! رد شدم. اینقدر رد شدم که وقتی به خودم اومدم دیدم تک و تنها نشستم وسط بیابون و هیشکی نیست یه لیوان آب بده دستم.
تنهایی همین شکلیه؛ هیشکی نیست که چراغو خاموش کنه برات. هیشکی نیست که نمکدونو بده دستت. خودتی و زخمات؛ که هرچی میکَنی تموم نمیشن. تمومم بشن «از جای جراحت نتوان برد نشان را...¹»
از یه جایی به بعد دیگه فقط از خودت ناراحتی؛ که یاد نگرفتی. عبرت نشد برات، نفهمیدی! بَدی با خودت! یه کسی نشسته تو سرت، هی میگه خاک! خاک... مثل آلارم گوشی یادآوری می کنه بهت! روزی ده بار! دونه به دونه زخماتو میشمره میاره جلو چشمت. کارایی که نکردی و باید میکردی، کارایی که کردی و نباید میکردی، غلطا، غلطای اضافی...
یه روز میای به خودت میبینی که بله: «به هرزه، بی می و معشوق، عمر می گذرد...²»
چی کار میشه کرد؟ زندگی فقط یه دفتر میده دستت با یه خودکار. حتی نمیذاره برگردی صفحه قبل ببینی چی نوشتی!
من؟ من از یه جایی به بعد دیگه ننوشتم...
#احسان_رعیت
¹مصرعی از سعدی
²مصرعی از حافظ
@ehsanrayat
👍2
شک دارم آغوشت برام
آغوشه یا کشتارگاه
ایمانمو محک بزن
از من یه قربانی بخواه
از من بخواه که قلبمو
واسه تو قربانی کنم
هر شب توی آغوش تو
خودمو زندانی کنم
وقتی معطل میکنی
واسه خلاص کردنم
معلومه لذت میبری
از التماس کردنم
هرکاری که با من کنی
بندهی راضی توام
بیاختیارم پیش تو
اسباببازیِ توام
روحمو میفروشم بهت
از وحشت عذاب تو
از لذت وسوسهی
بهشتِ تخت خواب تو
حالا که میپرستمت
پنهون بمون و وهم باش
خاورمیانهی توام
خدای من! بیرحم باش!
هر روز با یه زخم نو
روح منو تنبیه کن
بیوقفه آزارم بده
سرگرم شو! تفریح کن!
هرکاری که با من کنی
بندهی راضی توام
بیاختیارم پیش تو
اسباببازیِ توام...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
آغوشه یا کشتارگاه
ایمانمو محک بزن
از من یه قربانی بخواه
از من بخواه که قلبمو
واسه تو قربانی کنم
هر شب توی آغوش تو
خودمو زندانی کنم
وقتی معطل میکنی
واسه خلاص کردنم
معلومه لذت میبری
از التماس کردنم
هرکاری که با من کنی
بندهی راضی توام
بیاختیارم پیش تو
اسباببازیِ توام
روحمو میفروشم بهت
از وحشت عذاب تو
از لذت وسوسهی
بهشتِ تخت خواب تو
حالا که میپرستمت
پنهون بمون و وهم باش
خاورمیانهی توام
خدای من! بیرحم باش!
هر روز با یه زخم نو
روح منو تنبیه کن
بیوقفه آزارم بده
سرگرم شو! تفریح کن!
هرکاری که با من کنی
بندهی راضی توام
بیاختیارم پیش تو
اسباببازیِ توام...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
یلداتون مبارک...
مثل یه پرنده میخوام با لبم
وا کنم دکمهی پیراهنتو
آخه دستم دیگه از حفظ شده
قلهها و درههای تنتو
راه سختیه واسه مکاشفه
از نوک پا تا سرت برف اومده
ولی بیتابی نکن که کاشفت
راه اون درهی سرخو بلده!
تو یه آهویی تو دشت تن من
که از اعماق خطر بیخبری
بگو با چی تو رو تنبیه کنم
که سراغ قفس شیر نری؟!
حواست به انتخابت باشه
که دیگه فرصت جبرانش نیست
بوسههای تو شروع ماجراست
ولی بوسههات، پایانش نیست...!
جای بوسهم روی گردنت میگه
امشب از همیشه بیرحمترم
تو اگه آهوی دشتم باشی
شب به شب گرگمو گله میبرم!
آه اگه با شعلهی دستای من
برف پشت دامنت آب نشه
میندازم دور دو تا دستیو که
برای اوج تو قلاب نشه
همهی امیدم اینه آخرش
ته اون دره یه دریا باشه
کاش عمر هر شبی که با همیم
قد صد تا شب یلدا باشه...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
مثل یه پرنده میخوام با لبم
وا کنم دکمهی پیراهنتو
آخه دستم دیگه از حفظ شده
قلهها و درههای تنتو
راه سختیه واسه مکاشفه
از نوک پا تا سرت برف اومده
ولی بیتابی نکن که کاشفت
راه اون درهی سرخو بلده!
تو یه آهویی تو دشت تن من
که از اعماق خطر بیخبری
بگو با چی تو رو تنبیه کنم
که سراغ قفس شیر نری؟!
حواست به انتخابت باشه
که دیگه فرصت جبرانش نیست
بوسههای تو شروع ماجراست
ولی بوسههات، پایانش نیست...!
جای بوسهم روی گردنت میگه
امشب از همیشه بیرحمترم
تو اگه آهوی دشتم باشی
شب به شب گرگمو گله میبرم!
آه اگه با شعلهی دستای من
برف پشت دامنت آب نشه
میندازم دور دو تا دستیو که
برای اوج تو قلاب نشه
همهی امیدم اینه آخرش
ته اون دره یه دریا باشه
کاش عمر هر شبی که با همیم
قد صد تا شب یلدا باشه...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
بغل کن منو
شاید این آخرینبار باشه
سیاهی تمومی نداره
سیاهی ستارهست که دنبالهداره
محاله که این آسمون نوری از شب طلبکار باشه
محاله پس کــوه خورشیدی بیدار باشه
-اگه کوهی در کار باشه-
خدا بارشو بسته، رفته
ولی تو دعا کن
شاید پشت ابرا خدایی واسه ما خراباتیای گرفتار باشه
به تلخی به پایان رسیدم
مث جرعههای تو بطری
فقط ریختم، سر کشیدم
ببینم منو تا کجا میبره
ناخدای تو بطری
نفهمیدم عطر توئه یا هوای تو بطری
شناور شدم
پر کشیدم
سقوطم یه عکسه که پایان نداره
یه قطرهست که خونه ولی دیگه جریان نداره
یه فیلم از یه سربازه تو پادگان که
ســـه روزه همــــه میگن امکان نداره
تو دیدی
زمین خوردم و تو صداشو شنیدی
شبونه منو سایهها خاک کردن
خیال کردن این لختهخونو دیگه پاک کردن
همون شب که ماهم تو بودی
گواهم تو بودی
منو توی قلب خودم دفن کردن
چراغ تو آرامگاهم تو بودی
چه چیزایی دیدی و رسوا نکردی
چه رازا شنیدی و لب وا نکردی
که جعبهسیاهم تو بودی
توام پر شدی از غم جاری من
به تو زخم میزد خودآزاری من
غمامو میذاشتی رو کــوه آب میشد
پشیمون شدی از نگهداری من
شب گریه تو غربت پادگانه
شب رفتن تو
نگاه کن کی بعد از تو بیخانمانه
منِ تو
عجیبه تا اینجاشو موندی کنارم
منی که تو هفتآسمون یه ستارهم ندارم
سیاهم
مث روزگارم
یه ابرم رو آیندهی روشن تو
نه زیباست نه شاعرانه
یه لکه روی پوست رنگینکمانه
تنم
رو تن تو
بهفرضم چراغی پس مرگ در کار باشه
محاله خدایی -اگه هست- بیدار باشه
یا گوشش بدهکار باشه
ولی تو بغل کن منو
دعا کن
دعا کن که این آخرین بار باشه...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
شاید این آخرینبار باشه
سیاهی تمومی نداره
سیاهی ستارهست که دنبالهداره
محاله که این آسمون نوری از شب طلبکار باشه
محاله پس کــوه خورشیدی بیدار باشه
-اگه کوهی در کار باشه-
خدا بارشو بسته، رفته
ولی تو دعا کن
شاید پشت ابرا خدایی واسه ما خراباتیای گرفتار باشه
به تلخی به پایان رسیدم
مث جرعههای تو بطری
فقط ریختم، سر کشیدم
ببینم منو تا کجا میبره
ناخدای تو بطری
نفهمیدم عطر توئه یا هوای تو بطری
شناور شدم
پر کشیدم
سقوطم یه عکسه که پایان نداره
یه قطرهست که خونه ولی دیگه جریان نداره
یه فیلم از یه سربازه تو پادگان که
ســـه روزه همــــه میگن امکان نداره
تو دیدی
زمین خوردم و تو صداشو شنیدی
شبونه منو سایهها خاک کردن
خیال کردن این لختهخونو دیگه پاک کردن
همون شب که ماهم تو بودی
گواهم تو بودی
منو توی قلب خودم دفن کردن
چراغ تو آرامگاهم تو بودی
چه چیزایی دیدی و رسوا نکردی
چه رازا شنیدی و لب وا نکردی
که جعبهسیاهم تو بودی
توام پر شدی از غم جاری من
به تو زخم میزد خودآزاری من
غمامو میذاشتی رو کــوه آب میشد
پشیمون شدی از نگهداری من
شب گریه تو غربت پادگانه
شب رفتن تو
نگاه کن کی بعد از تو بیخانمانه
منِ تو
عجیبه تا اینجاشو موندی کنارم
منی که تو هفتآسمون یه ستارهم ندارم
سیاهم
مث روزگارم
یه ابرم رو آیندهی روشن تو
نه زیباست نه شاعرانه
یه لکه روی پوست رنگینکمانه
تنم
رو تن تو
بهفرضم چراغی پس مرگ در کار باشه
محاله خدایی -اگه هست- بیدار باشه
یا گوشش بدهکار باشه
ولی تو بغل کن منو
دعا کن
دعا کن که این آخرین بار باشه...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
❤1
سلام.
سال نوتون مبارک.❤️
امیدوارم سال خوبی باشه برای همهمون.
یا اگه خوب نبود لااقل غمهای متفاوتی رو تجربه کنیم. :)
راستش دنبال بهانهای بودم که از همهی اعضای کانال تشکر کنم.❤️
چه دوستان تازه و چه رفقایی که سالهاست اینجا حضور دارن. قلبا و عمیقا ارادتمندم و سپاسگزار که همراهید. با اینکه کانال بهندرت بهروز میشه، حرف تازهای نیست یا اگه هم هست ادامهی اندوهه؛ اینکه هستید و این روزهای خاکستری رو با من تحمل میکنید، باعث دلگرمیه.❤️
اکثر اعضا رو به اسم و تصویر پروفایلشون میشناسم و قدردان و سپاسگزار مهر تکتکتونم.❤️
امیدوارم با هم روزهای بهتری رو تجربه کنیم.❤️
امشب و به بهانهی سال جدید برای عزیزانی که دوست داشته باشن فال حافظ میگیرم.
کافیه یک پیام شخصی بدید به:
@ehsan_rayat
مجددا سال نوتون مبارک و ارادتمند.❤️
سال نوتون مبارک.❤️
امیدوارم سال خوبی باشه برای همهمون.
یا اگه خوب نبود لااقل غمهای متفاوتی رو تجربه کنیم. :)
راستش دنبال بهانهای بودم که از همهی اعضای کانال تشکر کنم.❤️
چه دوستان تازه و چه رفقایی که سالهاست اینجا حضور دارن. قلبا و عمیقا ارادتمندم و سپاسگزار که همراهید. با اینکه کانال بهندرت بهروز میشه، حرف تازهای نیست یا اگه هم هست ادامهی اندوهه؛ اینکه هستید و این روزهای خاکستری رو با من تحمل میکنید، باعث دلگرمیه.❤️
اکثر اعضا رو به اسم و تصویر پروفایلشون میشناسم و قدردان و سپاسگزار مهر تکتکتونم.❤️
امیدوارم با هم روزهای بهتری رو تجربه کنیم.❤️
امشب و به بهانهی سال جدید برای عزیزانی که دوست داشته باشن فال حافظ میگیرم.
کافیه یک پیام شخصی بدید به:
@ehsan_rayat
مجددا سال نوتون مبارک و ارادتمند.❤️
❤1
محاورهی تازه...
هــر کجا با هــر کسی نشسته بودم
غرق مستیام به فکر آدمای خسته بودم
من که زخم خیلیا رو بسته بودم،
هر دفعه تو آینه دیدم خودمو
شکسته بودم
بیصدا
به هر بهونه گریه کردم
با تماشای زمونه گریه کردم
واسه همسایه همیشه غصه خوردم
واسه درد خونگی اگه نمردم،
مث مادری که چشبهراه یه نعش جوونه گریه کردم
شب به شب
برای خونه گریه کردم
من واسه درختای خشک خیابون نگرانم
واسه جون دخترامون نگرانم
واسه زندونی که سهله
واسه هرچی تو قفس هست
واسه دیوارای زندون نگرانم
نگرانم واسه خونه
واسه تهرون
نگرانم
حس خوشبختی واسه من
تک و تنهایی محاله
روشنم
ولی چه نوری
وسط سیاهچاله
قصر تو بو نگرفته
توی این سطل زباله؟
ظاهراً دنیا واسه تو ایدهآله
ظاهراً
دنیا واسه تو ایدهآله...
#احسان_رعیت
«مسئلهی بزرگی که باید عملاً حل کرد:
آیا میتوان به تنهایی خوشبخت بود؟»
#آلبر_کامو
#یادداشت_ها
@ehsanrayat
هــر کجا با هــر کسی نشسته بودم
غرق مستیام به فکر آدمای خسته بودم
من که زخم خیلیا رو بسته بودم،
هر دفعه تو آینه دیدم خودمو
شکسته بودم
بیصدا
به هر بهونه گریه کردم
با تماشای زمونه گریه کردم
واسه همسایه همیشه غصه خوردم
واسه درد خونگی اگه نمردم،
مث مادری که چشبهراه یه نعش جوونه گریه کردم
شب به شب
برای خونه گریه کردم
من واسه درختای خشک خیابون نگرانم
واسه جون دخترامون نگرانم
واسه زندونی که سهله
واسه هرچی تو قفس هست
واسه دیوارای زندون نگرانم
نگرانم واسه خونه
واسه تهرون
نگرانم
حس خوشبختی واسه من
تک و تنهایی محاله
روشنم
ولی چه نوری
وسط سیاهچاله
قصر تو بو نگرفته
توی این سطل زباله؟
ظاهراً دنیا واسه تو ایدهآله
ظاهراً
دنیا واسه تو ایدهآله...
#احسان_رعیت
«مسئلهی بزرگی که باید عملاً حل کرد:
آیا میتوان به تنهایی خوشبخت بود؟»
#آلبر_کامو
#یادداشت_ها
@ehsanrayat
❤4
Cigarette
Ou Podcast
تو هیچوقت نمیفهمی که دلم میخواست واسه همه معمولی باشم اما برا تو نه.
دلم میخواست...
اما
«هستی خسیستر از اینهاست...»
پادکست «او»
اپیزود یک
نریشن: فائزه
نویسنده متن: احسان رعیت
@ehsanrayat
دلم میخواست...
اما
«هستی خسیستر از اینهاست...»
پادکست «او»
اپیزود یک
نریشن: فائزه
نویسنده متن: احسان رعیت
@ehsanrayat
❤1
سلام.
وقتتون بهخیر.
میتونید کتاب ترانههای منو در نمایشگاه کتاب تهران و غرفهی نشر نیماژ تهیه کنید. آدرس غرفه:
سالن شبستان، انتهای راهروی ۲۵
خودمم پنجشنبه در نمایشگاه خواهم بود. البته نه در غرفهی نیماژ. اگه اومدین اطلاع بدین:
@ehsan_rayat
از دیدنتون خوشحال میشم :)♥️
ارادتمند
@ehsanrayat
وقتتون بهخیر.
میتونید کتاب ترانههای منو در نمایشگاه کتاب تهران و غرفهی نشر نیماژ تهیه کنید. آدرس غرفه:
سالن شبستان، انتهای راهروی ۲۵
خودمم پنجشنبه در نمایشگاه خواهم بود. البته نه در غرفهی نیماژ. اگه اومدین اطلاع بدین:
@ehsan_rayat
از دیدنتون خوشحال میشم :)♥️
ارادتمند
@ehsanrayat
❤1
Ehsan Rayat - Boose
Ehsan Rayat
۹ سال از نوشتن این ترانه گذشته و شاید حالا زمان مناسبی برای انتشار نسخهی کاملش نباشد اما این روزها احساس میکنم نباید حرف ناگفتهای باقی بگذارم. بههرحال زندگی کوتاه است؛ شاید به درازای یک بوسه...
بهم گفت اولین بوسهست
بهم گفت اولین باره
ولی فهمیده بودم، از
گذشتهش خاطرهم داره
مث شعله که میافته
به جون چوب میبوسید
برای اولین بوسه
زیادی خوب میبوسید
بهم گفت تکیهگاهم باش
خودش ویرونه بود اما
بهم گفت بکره آغوشم
مسافرخونه بود اما...
تو هر حالی رگ خوابِ
من سرسختو میدونست
تو ویلاهای قرضی هم
محل تختو میدونست
تموم ِ اتفاقای
خصوصی رو نمیشه گفت
دیگه قول و قرارای
عروسی رو نمیشه گفت...
یه روز عشقی که با بوسه
شروع شد از دهن افتاد
دلم یه قبر خالی شد
که دست گورکن افتاد
ولی اون... زندگیش انگار
حالا رو دور تکراره
یکیو دید و بوسید و
بهش گفت اولین باره
هنوزم گاهی با فکرش
دلم بازیش میگیره
تا یاد بوسه میافتم
لبام آتیش میگیره
شبیه سرزمینی که
در اشغال یکی دیگهست
غمش مال منه اما
تنش مال یکی دیگهست...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
بهم گفت اولین بوسهست
بهم گفت اولین باره
ولی فهمیده بودم، از
گذشتهش خاطرهم داره
مث شعله که میافته
به جون چوب میبوسید
برای اولین بوسه
زیادی خوب میبوسید
بهم گفت تکیهگاهم باش
خودش ویرونه بود اما
بهم گفت بکره آغوشم
مسافرخونه بود اما...
تو هر حالی رگ خوابِ
من سرسختو میدونست
تو ویلاهای قرضی هم
محل تختو میدونست
تموم ِ اتفاقای
خصوصی رو نمیشه گفت
دیگه قول و قرارای
عروسی رو نمیشه گفت...
یه روز عشقی که با بوسه
شروع شد از دهن افتاد
دلم یه قبر خالی شد
که دست گورکن افتاد
ولی اون... زندگیش انگار
حالا رو دور تکراره
یکیو دید و بوسید و
بهش گفت اولین باره
هنوزم گاهی با فکرش
دلم بازیش میگیره
تا یاد بوسه میافتم
لبام آتیش میگیره
شبیه سرزمینی که
در اشغال یکی دیگهست
غمش مال منه اما
تنش مال یکی دیگهست...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
❤18👍2
احسان رعیت
یادت بمونه... ترانه و صدای احسان رعیت موسیقی: تکنوازی سهتار استاد محمدرضا لطفی @ehsanrayat
نوشتم
نوشتم که یادت بمونه
چه روزای غمگین و بیهودهای بود
بهت عطرمو هدیه دادم
که یادت نره
رو اون تخت پرخاطره
چه آغوش آلودهای بود
نفس میکشیدم
ولی مرده بودم
به هرکس که پا دادم آخر لگد خورده بودم
با هر دستی بُر خورده بودم
بد آورده بودم
تو از روز اول خوشاقبال بودی
تو با هر کسی بودی خوشحال بودی
به جز من که افسرده بودم
نمیفهمی
تلخه که آدم
گرفتار کار خودش شه
دچار خودش شه
فقط فکر کن
به تنهایی صید وحشی
که راهی نداره جز اینکه شکار خودش شه!
به رود زمینخوردهای که
سقوطش تمومی نداره
مقدر شده آبشار خودش شه
تو کافی نبودی
لباس غمم تو تنت زار میزد
ولی خب... لباست که میرفت
دلم تند و تبدار میزد
تا موهاتو میریختی روی شونهت
شب آشفته میشد
خودش رو از اون ارتفاع دار میزد
بهت تن سپردم بفهمی
که غیر از خودم هیشکی با من تنی نیست
که فردای آغوش من دیدنی نیست
غمم قبل تو دست خورده عزیزم
غمم خوردنی نیست
نوشتم
نوشتم که یادت بمونه...
#احسان_رعیت
@ehasanrayat
نوشتم که یادت بمونه
چه روزای غمگین و بیهودهای بود
بهت عطرمو هدیه دادم
که یادت نره
رو اون تخت پرخاطره
چه آغوش آلودهای بود
نفس میکشیدم
ولی مرده بودم
به هرکس که پا دادم آخر لگد خورده بودم
با هر دستی بُر خورده بودم
بد آورده بودم
تو از روز اول خوشاقبال بودی
تو با هر کسی بودی خوشحال بودی
به جز من که افسرده بودم
نمیفهمی
تلخه که آدم
گرفتار کار خودش شه
دچار خودش شه
فقط فکر کن
به تنهایی صید وحشی
که راهی نداره جز اینکه شکار خودش شه!
به رود زمینخوردهای که
سقوطش تمومی نداره
مقدر شده آبشار خودش شه
تو کافی نبودی
لباس غمم تو تنت زار میزد
ولی خب... لباست که میرفت
دلم تند و تبدار میزد
تا موهاتو میریختی روی شونهت
شب آشفته میشد
خودش رو از اون ارتفاع دار میزد
بهت تن سپردم بفهمی
که غیر از خودم هیشکی با من تنی نیست
که فردای آغوش من دیدنی نیست
غمم قبل تو دست خورده عزیزم
غمم خوردنی نیست
نوشتم
نوشتم که یادت بمونه...
#احسان_رعیت
@ehasanrayat
بوی دریا میده
بالش خوشبختش
شب به شب خوابیده،
بخت من رو تختش
رنگ موهاش انگار
شب بیمهتابه
اسم من رو لبهاش
ماهی رو قلابه
منو کشتن چشماش
خودش آدمکش نیست
حال قلبم خوبه
خودم حالم خوش نیست
گیجم از عطر خوش پیرهنش
رفتن و اومدنش
گاهی وقتا حق میدم به دشمنش!
منو کشتن چشماش
زندهام به دیدنش...
درد دلخواه منه
که دچارم کرده
همون اولین قرار
بیقرارم کرده
گیجم از عطر خوش پیرهنش
رفتن و اومدنش
گاهی وقتا حق میدم به دشمنش!
منو کشتن چشماش
زندهام به دیدنش
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
بالش خوشبختش
شب به شب خوابیده،
بخت من رو تختش
رنگ موهاش انگار
شب بیمهتابه
اسم من رو لبهاش
ماهی رو قلابه
منو کشتن چشماش
خودش آدمکش نیست
حال قلبم خوبه
خودم حالم خوش نیست
گیجم از عطر خوش پیرهنش
رفتن و اومدنش
گاهی وقتا حق میدم به دشمنش!
منو کشتن چشماش
زندهام به دیدنش...
درد دلخواه منه
که دچارم کرده
همون اولین قرار
بیقرارم کرده
گیجم از عطر خوش پیرهنش
رفتن و اومدنش
گاهی وقتا حق میدم به دشمنش!
منو کشتن چشماش
زندهام به دیدنش
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
❤2
برم گردون
به اون آغوش بیمنت برم گردون
به بوسه، عشق، امنیت برم گردون
تو که دنیا رو پنهون کردی تو قلبت
به جمعیت برم گردون
منو از رنج تنهاییم راحت کن
به این حیوون ترسیده محبت کن
تو که تنهاییمو دیدی،
خدا تنهاتره یا من؟
قضاوت کن!
واسه این کشتی تا خرخره تو گل یه کاری کن
برای این نهنگ عاشق ساحل یه کاری کن
برم گردون به اقیانوس، یا مرگو جلو بنداز
زن قاتل! یه کاری کن
واسه این قاصدک که خونه رو گم کرده طوفان باش
واسه این برهی ترسوی تنها عید قربان باش
جوونیمو بدزد و آرزوهامو عقب بنداز
ایران باش
یا بیرحمانه از هرچی که مونده ناامیدم کن
یا پشت پیرهنت از چشم دنیا ناپدیدم کن
قسم خوردم تو آغوشت بمیرم
روسفیدم کن...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
به اون آغوش بیمنت برم گردون
به بوسه، عشق، امنیت برم گردون
تو که دنیا رو پنهون کردی تو قلبت
به جمعیت برم گردون
منو از رنج تنهاییم راحت کن
به این حیوون ترسیده محبت کن
تو که تنهاییمو دیدی،
خدا تنهاتره یا من؟
قضاوت کن!
واسه این کشتی تا خرخره تو گل یه کاری کن
برای این نهنگ عاشق ساحل یه کاری کن
برم گردون به اقیانوس، یا مرگو جلو بنداز
زن قاتل! یه کاری کن
واسه این قاصدک که خونه رو گم کرده طوفان باش
واسه این برهی ترسوی تنها عید قربان باش
جوونیمو بدزد و آرزوهامو عقب بنداز
ایران باش
یا بیرحمانه از هرچی که مونده ناامیدم کن
یا پشت پیرهنت از چشم دنیا ناپدیدم کن
قسم خوردم تو آغوشت بمیرم
روسفیدم کن...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
❤6👍2
آسمون یه سقف سیمانی بــود
شب یه خمیازهی طولانی بــود
دریا بوی دهــن ماهــی داشــت
کوه، شونههای کوتاهی داشــت
جنگل از جوونه وحشت میکرد
زنــدگـی مرگو روایـت میکـرد
قبل تو دنیا یه جور دیگه بــود
قبل تو زیبایی معیاری نداشــت
همه چی حسابی ریخته بود بهم
خدا قبل خلقتت کاری نداشــت
تو رسیدی و زمان پیدا شد
راه رفتی، ضربان پیدا شد
همهی کتیبهها خالی بود
اسممو گفتی، زبان پیدا شد
خلسهی چشم تو همتایی نداشت
قرص اعصاب و روان پیدا شد
گوشهی لبترو که گاز زدی،
شرم و شوق و هیجان پیدا شد!
زندگی یه معنی تازه گرفت
خدا آغوشتو اندازه گرفت
هستی اندازهی آغوش تو شد
باد آوارهی تنپوش تو شد
قبل تو دنیا یه جور دیگه بــود
قبل تو زیبایی معیاری نداشــت
همه چی حسابی ریخته بود بهم
خدا قبل خلقتت کاری نداشــت...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
شب یه خمیازهی طولانی بــود
دریا بوی دهــن ماهــی داشــت
کوه، شونههای کوتاهی داشــت
جنگل از جوونه وحشت میکرد
زنــدگـی مرگو روایـت میکـرد
قبل تو دنیا یه جور دیگه بــود
قبل تو زیبایی معیاری نداشــت
همه چی حسابی ریخته بود بهم
خدا قبل خلقتت کاری نداشــت
تو رسیدی و زمان پیدا شد
راه رفتی، ضربان پیدا شد
همهی کتیبهها خالی بود
اسممو گفتی، زبان پیدا شد
خلسهی چشم تو همتایی نداشت
قرص اعصاب و روان پیدا شد
گوشهی لبترو که گاز زدی،
شرم و شوق و هیجان پیدا شد!
زندگی یه معنی تازه گرفت
خدا آغوشتو اندازه گرفت
هستی اندازهی آغوش تو شد
باد آوارهی تنپوش تو شد
قبل تو دنیا یه جور دیگه بــود
قبل تو زیبایی معیاری نداشــت
همه چی حسابی ریخته بود بهم
خدا قبل خلقتت کاری نداشــت...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
👍2
یعنی دلتنگت نشد
لابهلای گریههاش؟
حتی واسهت تب نکرد
اون که میمردی براش؟
یعنی دنبالت نگشت
وقتی رفتی تو خودت؟
حتی پیغامم نداد
تو شب تولدت؟
لحظهی آخر برات
خیلی بیتابی نکرد؟
هی ازش خواستی ولی
موشو سرخابی نکرد؟
#
آره! حتما یادشه
حالت لبخندتو
نه! محاله گم کنه
حلقهتو، دستبندتو
عطر و گردنبندتو...
نه! خبر دارم! دلت
خیلی دیوونهش نبود
آره! حتما سایهشه!
هیشکی تو خونهش نبود
بی تو حتما زندگیش
خالی و سرده رفیق
آره! میدونن همه
کی ضرر کرده رفیق
#
واقعیت اینه که
واقعیت این نبود...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
لابهلای گریههاش؟
حتی واسهت تب نکرد
اون که میمردی براش؟
یعنی دنبالت نگشت
وقتی رفتی تو خودت؟
حتی پیغامم نداد
تو شب تولدت؟
لحظهی آخر برات
خیلی بیتابی نکرد؟
هی ازش خواستی ولی
موشو سرخابی نکرد؟
#
آره! حتما یادشه
حالت لبخندتو
نه! محاله گم کنه
حلقهتو، دستبندتو
عطر و گردنبندتو...
نه! خبر دارم! دلت
خیلی دیوونهش نبود
آره! حتما سایهشه!
هیشکی تو خونهش نبود
بی تو حتما زندگیش
خالی و سرده رفیق
آره! میدونن همه
کی ضرر کرده رفیق
#
واقعیت اینه که
واقعیت این نبود...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
❤4👍1
باید بعد از این روزهای شکست
یه فکری واسه بیپناهی کنم
واسه لحظههایی که با تو گذشت
باید از خودم عذرخواهی کنم...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
یه فکری واسه بیپناهی کنم
واسه لحظههایی که با تو گذشت
باید از خودم عذرخواهی کنم...
#احسان_رعیت
@ehsanrayat
👍3