Forwarded from مجله ی برق و الکترونیک
پروژه_ساخت_مدار،_لامپهای_حساس_به.pdf
555.7 KB
پروژه ساخت مدار، لامپهای حساس به نور محیط @electroscience
✅معرفی چوک مد مشترک (Common Mode Choke):
چوک یک عنصر مداری مغناطیسی است که در مدارهای الکترونیکی مورد استفاده قرار می گیرد. چوک در حقیقت یک سلف است که از عبور مولفه های جریان فرکانس بالا و جریان متناوب (AC) در مدار جلوگیری میکند در حالی که اجازه عبور جریان فرکانس پایین و یا جریان مستقیم (DC) را میدهد.
اگر در یک مدار به تنهایی برای فیلتر از یک سلف استفاده شود به آن سلف، چوک میگویند در حالیکه اگر یک فیلتر LC باشد معمولا به L آن همان سلف گفته میشود.
دو نوع مختلف از چوک ها وجود دارد: چوک فرکانس صوتی (AFC) و چوک فرکانس رادیویی (RFC). چوکهای AFC به منظور جلوگیری از عبور مولفه های فرکانس های برق شهر (حوالی 50 هرتز) به طور خاص طراحی شده اند و اجازه عبور مولفه DC را میدهند. از سوی دیگر، RFC ها برای محدود کردن فرکانس های رادیویی و عبور مولفه DC طراحی میشوند.
چوکهای مد مشترک برای جلوگیری از تداخل الکترومغناطیسی (EMI) و تداخلات فرکانسهای رادیویی (RFI) ناشی از خطوط منابع تغذیه مفید است و سطح این تداخلات را کاهش میدهد. اگر به کابلهای USB متصل به کامپیوتر خود نگاه کنید (مطابق شکل پست) از یک چوک مد مشترک که از هسته فریت است استفاده شده است که به آن به اصطلاح " Ferrite bead" یا "مهره فریت" میگویند که باعث حذف نویز فرکانس بالا میشود. در پستهای بعدی در مورد نحوه عملکرد این چوک های مد مشترک بیشتر صحبت خواهیم کرد.
@electroscience
چوک یک عنصر مداری مغناطیسی است که در مدارهای الکترونیکی مورد استفاده قرار می گیرد. چوک در حقیقت یک سلف است که از عبور مولفه های جریان فرکانس بالا و جریان متناوب (AC) در مدار جلوگیری میکند در حالی که اجازه عبور جریان فرکانس پایین و یا جریان مستقیم (DC) را میدهد.
اگر در یک مدار به تنهایی برای فیلتر از یک سلف استفاده شود به آن سلف، چوک میگویند در حالیکه اگر یک فیلتر LC باشد معمولا به L آن همان سلف گفته میشود.
دو نوع مختلف از چوک ها وجود دارد: چوک فرکانس صوتی (AFC) و چوک فرکانس رادیویی (RFC). چوکهای AFC به منظور جلوگیری از عبور مولفه های فرکانس های برق شهر (حوالی 50 هرتز) به طور خاص طراحی شده اند و اجازه عبور مولفه DC را میدهند. از سوی دیگر، RFC ها برای محدود کردن فرکانس های رادیویی و عبور مولفه DC طراحی میشوند.
چوکهای مد مشترک برای جلوگیری از تداخل الکترومغناطیسی (EMI) و تداخلات فرکانسهای رادیویی (RFI) ناشی از خطوط منابع تغذیه مفید است و سطح این تداخلات را کاهش میدهد. اگر به کابلهای USB متصل به کامپیوتر خود نگاه کنید (مطابق شکل پست) از یک چوک مد مشترک که از هسته فریت است استفاده شده است که به آن به اصطلاح " Ferrite bead" یا "مهره فریت" میگویند که باعث حذف نویز فرکانس بالا میشود. در پستهای بعدی در مورد نحوه عملکرد این چوک های مد مشترک بیشتر صحبت خواهیم کرد.
@electroscience
آموزش استفاده از کتابخانه های آماده آلتیوم موجود در اینترنت @electroscience
آموزش_استفاده_از_کتابخانه_های_آماده.pdf
1.9 MB
آموزش استفاده از کتابخانه های آماده آلتیوم موجود در اینترنت @electroscience
✅سامانه موقعیت یابی جهانی:
سامانه موقعیتیابی جهانی یا جیپیاس (GPS: Global Positioning System) منظومهای از ۲۴ ماهواره است که زمین را دور میزند و در هر مدار ۴ ماهواره قرار دارد. راکتهای کوچکی نیز ماهوارهها را در مسیر صحیح نگاه میدارد. به این ماهوارهها نوستار(NAVSTAR) نیز گفته میشود. جهت شناسایی موقعیت جغرافیایی آنها بین ۱۰ تا ۱۰۰ متر امکانپذیر میسازد. این ماهوارهها از محاسبات ریاضی سادهای برای پخش اطلاعات استفاده میکنند که به عنوان طول و عرض و ارتفاع جغرافیایی، توسط گیرندههای زمین ترجمه میشوند.
سیستم جیپیاس بدون وابستگی به گیرندههای تلفن یا اینترنت عمل میکند، اگر چه با دسترسی به این منابع میتوان اطلاعات دریافتی از این سیستم موقعیت یابی را مناسب تر وکاربردی تر کرد. سیستم جیپیاس میتواند تواناییهای حیاتی در زمینه موقعیت یابی برای کاربرد انتظامی، مدنی و یا کاربران عادی در سراسر جهان فراهم کند. پروژه جیپیاس در سال ۱۹۷۳ و توسط ایالات متحده، برای غلبه بر محدودیتهای سیستمهای موقعیت یابی پیشین، شروع شد. وزارت دفاع آمریکا سیستمی را توسعه داد که به شکل پیش فرض ۲۴ ماهواره را به کار میبرد. طراحی و توسعه و پشتیبانی این سیستم بر عهده وزارت دفاع ایالات متحده است.
جیپیاس در تمام شرایط بهصورت ۲۴ ساعت در شبانهروز و در تمام دنیا قابل استفادهاست، و هیچگونه بهایی بابت این خدمات اخذ نمیشود. ماهوارههای جیپیاس، هر روز دو بار در یک مدار دقیق دور زمین میگردند و سیگنالهای حاوی اطلاعات را به زمین میفرستند. سیستمهای مشابهی نیز وجود دارند که در حال استفاده یا طراحی هستند. سیستم روسی گلوناس مهمترین آنهاست که تقریباً همزمان با جیپیاس تکامل یافته اما از سال ۲۰۰۸ به بهرهبرداری کامل رسیده است. اتحادیه اروپا، هند و چین نیز هر یک سیستمهای مشابهی را در دست توسعه دارند. در پستهای بعدی آموزش نحوه کار با یک ماژول GPS گفته خواهد شد.
منبع: ویکی
@electroscience
سامانه موقعیتیابی جهانی یا جیپیاس (GPS: Global Positioning System) منظومهای از ۲۴ ماهواره است که زمین را دور میزند و در هر مدار ۴ ماهواره قرار دارد. راکتهای کوچکی نیز ماهوارهها را در مسیر صحیح نگاه میدارد. به این ماهوارهها نوستار(NAVSTAR) نیز گفته میشود. جهت شناسایی موقعیت جغرافیایی آنها بین ۱۰ تا ۱۰۰ متر امکانپذیر میسازد. این ماهوارهها از محاسبات ریاضی سادهای برای پخش اطلاعات استفاده میکنند که به عنوان طول و عرض و ارتفاع جغرافیایی، توسط گیرندههای زمین ترجمه میشوند.
سیستم جیپیاس بدون وابستگی به گیرندههای تلفن یا اینترنت عمل میکند، اگر چه با دسترسی به این منابع میتوان اطلاعات دریافتی از این سیستم موقعیت یابی را مناسب تر وکاربردی تر کرد. سیستم جیپیاس میتواند تواناییهای حیاتی در زمینه موقعیت یابی برای کاربرد انتظامی، مدنی و یا کاربران عادی در سراسر جهان فراهم کند. پروژه جیپیاس در سال ۱۹۷۳ و توسط ایالات متحده، برای غلبه بر محدودیتهای سیستمهای موقعیت یابی پیشین، شروع شد. وزارت دفاع آمریکا سیستمی را توسعه داد که به شکل پیش فرض ۲۴ ماهواره را به کار میبرد. طراحی و توسعه و پشتیبانی این سیستم بر عهده وزارت دفاع ایالات متحده است.
جیپیاس در تمام شرایط بهصورت ۲۴ ساعت در شبانهروز و در تمام دنیا قابل استفادهاست، و هیچگونه بهایی بابت این خدمات اخذ نمیشود. ماهوارههای جیپیاس، هر روز دو بار در یک مدار دقیق دور زمین میگردند و سیگنالهای حاوی اطلاعات را به زمین میفرستند. سیستمهای مشابهی نیز وجود دارند که در حال استفاده یا طراحی هستند. سیستم روسی گلوناس مهمترین آنهاست که تقریباً همزمان با جیپیاس تکامل یافته اما از سال ۲۰۰۸ به بهرهبرداری کامل رسیده است. اتحادیه اروپا، هند و چین نیز هر یک سیستمهای مشابهی را در دست توسعه دارند. در پستهای بعدی آموزش نحوه کار با یک ماژول GPS گفته خواهد شد.
منبع: ویکی
@electroscience
معرفی_پارامترهای_یک_انکودر_افزایشی.pdf
3.1 MB
معرفی پارامترهای یک انکودر افزایشی صنعتی @electroscience
✅مقایسه DSP و FPGA؟
پردازنده DSP یک ریزپردازنده تخصصی است که معمولاً با زبان C برنامه نویسی می شود. DSP برای کاربردهایی که شامل وظایف بسیار پیچیده ریاضی با پردازش شرطی است، بسیار مناسب میباشد. DSP ها از لحاظ فرکانس کلاک دارای محدودیت هستند و تعداد عملیات مفید محدودی را می تواند در هر کلاک انجام دهد. به عنوان مثال، یک DSP مدل TMS320C6201 دارای دو ضرب کننده و فرکانس کاری 200 مگاهرتز است، بنابراین می تواند 400 میلیون ضرب را در هر ثانیه به دست آورد.
در مقابل DSP، یک FPGA "دریایی از گیتهای منطقی " است. FPGA با اتصال گیت ها برای ایجاد واحدهای مختلف مانند ضرب، رجیستر، جمعکننده ها و غیره برنامه ریزی شده است. با استفاده از هسته Xilinx میتوانیم یک بلوک دیجیتالی را طراحی کنیم. طراحی ما میتواند بسیار سطح بالا و پیشرفته باشد مانند یک فیلتر FIR یا FFT. عملکرد واحد طراحی شده محدود به تعداد گیتهای منطقی و سرعت کلاک آن است. FPGA های جدید شامل واحد ضرب کننده زیادی هستند. برای مثال، یک FPGA مدل 1M-gate Virtex-II™ دارای 40 ضرب کننده است که می توانند با فرکانس بیش از 100 مگاهرتز کار کند. در مقایسه با DSP این مدل FPGA میتواند، 4000 میلیون ضرب را در هر ثانیه انجام می دهد.
زمانیکه نرخ نمونهبرداری به بیش از چند مگاهرتز افزایش می یابد، کار DSP برای انتقال داده ها، برای اینکه هیچ داده ای از دست نرود ، سخت میشود زیرا پردازنده باید از منابع مشترک مانند باسهای حافظه یا حتی هسته پردازنده استفاده کند که می تواند از زمان وقوع وقفه ها جلوگیری شود. در مقابل FPGA با اختصاص دادن یک گیت منطقی مخصوص برای دریافت دادهها میتواند نرخ های بالای تبادل داده را حفظ کند. DSP برای استفاده از حافظه خارجی بهینه سازی شده است، بنابراین مجموعه داده های بزرگ را می تواند به راحتی در پردازش مورد استفاده قرار دهد. اما FPGA ها مقدار محدودی حافظه داخلی دارند بنابراین برای کار با مجموعه داده های کوچک تر مناسبتر هستند. با این حال استفاده از ماژول های FPGA با حافظه خارجی می تواند این محدودیت را از بین ببرد. DSP برای کاربردهای ریاضی پیچیده بسیار مناسبتر است و اگر بخواهیم یک کار پیچیده ریاضی را با DSP انجام دهیم، کدنویسی آن بسیار سخت و پیچیده خواهد شد. DSP در کاربردهایی که نیاز به وقفه است بسیار مناسبتر است در حالیکه FPGA برای کاربردهایی که نیاز به پردازش موازی است بسیار مناسب است. DSP می تواند با زبان برنامه نویسی استاندارد C برنامهریزی شود و این کد C می تواند سطح بالایی از منطق و تصمیم گیری را داشته باشد - به عنوان مثال، مجموعه پروتکل های ارتباطی مثل ارتباط سریال به راحتی میتواند به زبان C نوشته شود. اما پیادهسازی یک پروتکل ارتباطی مثل سریال بر روی FPGA بسیار پیچیده خواهد بود.
@electroscience
پردازنده DSP یک ریزپردازنده تخصصی است که معمولاً با زبان C برنامه نویسی می شود. DSP برای کاربردهایی که شامل وظایف بسیار پیچیده ریاضی با پردازش شرطی است، بسیار مناسب میباشد. DSP ها از لحاظ فرکانس کلاک دارای محدودیت هستند و تعداد عملیات مفید محدودی را می تواند در هر کلاک انجام دهد. به عنوان مثال، یک DSP مدل TMS320C6201 دارای دو ضرب کننده و فرکانس کاری 200 مگاهرتز است، بنابراین می تواند 400 میلیون ضرب را در هر ثانیه به دست آورد.
در مقابل DSP، یک FPGA "دریایی از گیتهای منطقی " است. FPGA با اتصال گیت ها برای ایجاد واحدهای مختلف مانند ضرب، رجیستر، جمعکننده ها و غیره برنامه ریزی شده است. با استفاده از هسته Xilinx میتوانیم یک بلوک دیجیتالی را طراحی کنیم. طراحی ما میتواند بسیار سطح بالا و پیشرفته باشد مانند یک فیلتر FIR یا FFT. عملکرد واحد طراحی شده محدود به تعداد گیتهای منطقی و سرعت کلاک آن است. FPGA های جدید شامل واحد ضرب کننده زیادی هستند. برای مثال، یک FPGA مدل 1M-gate Virtex-II™ دارای 40 ضرب کننده است که می توانند با فرکانس بیش از 100 مگاهرتز کار کند. در مقایسه با DSP این مدل FPGA میتواند، 4000 میلیون ضرب را در هر ثانیه انجام می دهد.
زمانیکه نرخ نمونهبرداری به بیش از چند مگاهرتز افزایش می یابد، کار DSP برای انتقال داده ها، برای اینکه هیچ داده ای از دست نرود ، سخت میشود زیرا پردازنده باید از منابع مشترک مانند باسهای حافظه یا حتی هسته پردازنده استفاده کند که می تواند از زمان وقوع وقفه ها جلوگیری شود. در مقابل FPGA با اختصاص دادن یک گیت منطقی مخصوص برای دریافت دادهها میتواند نرخ های بالای تبادل داده را حفظ کند. DSP برای استفاده از حافظه خارجی بهینه سازی شده است، بنابراین مجموعه داده های بزرگ را می تواند به راحتی در پردازش مورد استفاده قرار دهد. اما FPGA ها مقدار محدودی حافظه داخلی دارند بنابراین برای کار با مجموعه داده های کوچک تر مناسبتر هستند. با این حال استفاده از ماژول های FPGA با حافظه خارجی می تواند این محدودیت را از بین ببرد. DSP برای کاربردهای ریاضی پیچیده بسیار مناسبتر است و اگر بخواهیم یک کار پیچیده ریاضی را با DSP انجام دهیم، کدنویسی آن بسیار سخت و پیچیده خواهد شد. DSP در کاربردهایی که نیاز به وقفه است بسیار مناسبتر است در حالیکه FPGA برای کاربردهایی که نیاز به پردازش موازی است بسیار مناسب است. DSP می تواند با زبان برنامه نویسی استاندارد C برنامهریزی شود و این کد C می تواند سطح بالایی از منطق و تصمیم گیری را داشته باشد - به عنوان مثال، مجموعه پروتکل های ارتباطی مثل ارتباط سریال به راحتی میتواند به زبان C نوشته شود. اما پیادهسازی یک پروتکل ارتباطی مثل سریال بر روی FPGA بسیار پیچیده خواهد بود.
@electroscience
arduino programmig notebook.pdf
381.6 KB
نوت بوک برنامه نویسی آردینو @electroscience
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نحوه کارکرد انکودر مطلق @electroscience
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیبر مدار چاپی با سی ان سی @electroscience
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🚨 هنگام عزاداری مراقب سیمهای برق باشید
@electroscience
@electroscience
✅ قفس فارادی:
قفس فارادی یک ققس یا فضای بسته ساختهشده از فلز یا رسانای الکتریکی دیگر است. در سال ۱۸۷۳ میلادی مایکل فارادی در آزمایشی فردی را در یک قفس رسانای بزرگ قرار داد و قفس را تا حدی شارژ کرد که بارهای الکتریکی به صورت جرقه از گوشههای آن جریان پیدا کردند. در هنگام نمایش کارکرد این قفس، معمولاً از سیمپیچ تسلا یا مولد وان دو گراف در کنار آن استفاده میشود و نشان میدهند که با وجود جرقههایی که بین قفس و مولد یا سیمپیچ زده میشود، فرد درون قفس هیچ آسیبی نمیبیند. برای حفظ امنیت افرادی که در خارج از قفس قرار دارند قفس را به زمین متصل میکنند، ولی این کار برای حفظ امنیت فرد درون قفس ضرورتی ندارد.
قفس فارادی علاوه بر اینکه محافظی در برابر امواج بیرونی است، به امواج درون خود نیز اجازه خروج نمیدهد. در این حالت الکترونهای سطح رسانا به گونهای روی سطح داخلی آن آرایش مییابند که اثر بارهای الکتریکی درون قفس را خنثی کنند. با این وجود بر اثر جابجایی بارها سطح خارجی قفس نیز باردار میشود؛ برای جمعآوری بارهای الکتریکی سطح بیرونی قفس آن را زمین میکنند. یک میدان الکتریکی بیرونی باعث بازآرایی بارهای الکتریکی میشود که در نتیجه آن میدان الکتریکی درون قفس بدون تغییر میماند.
هنگامی که یک جسم باردار درون قفس فارادی قرار داده میشود، باری روی بدنه قفس القا میکند که دارای پلاریته مخالف اما هماندازه بار درون قفس است. با اتصال قفس به یک دستگاه اندازهگیری الکتریکی میتوان بار الکتریکی درون آن را اندازه گرفت، از این رو قفس فارده یکی از راههای اندازهگیری بارهای الکتریکی ساکن است. البته پیش از انجام این کار باید قفس را به زمین متصل کرد تا بارهای الکتریکی روی آن تخلیه شود و سپس پیش از قراردادن جسم باردار درون آن، باید آن را از زمین جدا نمود. در عمل برای جلوگیری از تداخل میدانهای ناشی از بارهای خارجی لازم است قفس اصلی در درون یک قفس فاراده دیگر قرار بگیرد. در این آزمایش اگر ژرفای قفس اصلی خیلی بیشتر از پهنای آن باشد، بدون نیاز به بستن در قفس میتوان به نتایج نسبتاً دقیقی دست یافت. از مزیتهای این روش اندازهگیری این است که میتواند بار کل یک جسم رسانا یا نارسانا را اندازه بگیرد. محدودیت آن نیز این است که قفس باید تواند کل جسم مورد آزمایش را در بر بگیرد.
قفس فارادی در برابر نفوذ امواج رادیویی و تابش الکترومغناطیسی نیز مقاوم است و این امواج نمیتوانند به داخل آن نفوذ کنند
@electroscience
قفس فارادی یک ققس یا فضای بسته ساختهشده از فلز یا رسانای الکتریکی دیگر است. در سال ۱۸۷۳ میلادی مایکل فارادی در آزمایشی فردی را در یک قفس رسانای بزرگ قرار داد و قفس را تا حدی شارژ کرد که بارهای الکتریکی به صورت جرقه از گوشههای آن جریان پیدا کردند. در هنگام نمایش کارکرد این قفس، معمولاً از سیمپیچ تسلا یا مولد وان دو گراف در کنار آن استفاده میشود و نشان میدهند که با وجود جرقههایی که بین قفس و مولد یا سیمپیچ زده میشود، فرد درون قفس هیچ آسیبی نمیبیند. برای حفظ امنیت افرادی که در خارج از قفس قرار دارند قفس را به زمین متصل میکنند، ولی این کار برای حفظ امنیت فرد درون قفس ضرورتی ندارد.
قفس فارادی علاوه بر اینکه محافظی در برابر امواج بیرونی است، به امواج درون خود نیز اجازه خروج نمیدهد. در این حالت الکترونهای سطح رسانا به گونهای روی سطح داخلی آن آرایش مییابند که اثر بارهای الکتریکی درون قفس را خنثی کنند. با این وجود بر اثر جابجایی بارها سطح خارجی قفس نیز باردار میشود؛ برای جمعآوری بارهای الکتریکی سطح بیرونی قفس آن را زمین میکنند. یک میدان الکتریکی بیرونی باعث بازآرایی بارهای الکتریکی میشود که در نتیجه آن میدان الکتریکی درون قفس بدون تغییر میماند.
هنگامی که یک جسم باردار درون قفس فارادی قرار داده میشود، باری روی بدنه قفس القا میکند که دارای پلاریته مخالف اما هماندازه بار درون قفس است. با اتصال قفس به یک دستگاه اندازهگیری الکتریکی میتوان بار الکتریکی درون آن را اندازه گرفت، از این رو قفس فارده یکی از راههای اندازهگیری بارهای الکتریکی ساکن است. البته پیش از انجام این کار باید قفس را به زمین متصل کرد تا بارهای الکتریکی روی آن تخلیه شود و سپس پیش از قراردادن جسم باردار درون آن، باید آن را از زمین جدا نمود. در عمل برای جلوگیری از تداخل میدانهای ناشی از بارهای خارجی لازم است قفس اصلی در درون یک قفس فاراده دیگر قرار بگیرد. در این آزمایش اگر ژرفای قفس اصلی خیلی بیشتر از پهنای آن باشد، بدون نیاز به بستن در قفس میتوان به نتایج نسبتاً دقیقی دست یافت. از مزیتهای این روش اندازهگیری این است که میتواند بار کل یک جسم رسانا یا نارسانا را اندازه بگیرد. محدودیت آن نیز این است که قفس باید تواند کل جسم مورد آزمایش را در بر بگیرد.
قفس فارادی در برابر نفوذ امواج رادیویی و تابش الکترومغناطیسی نیز مقاوم است و این امواج نمیتوانند به داخل آن نفوذ کنند
@electroscience