تصور اینکه هنیبال و ویل همراه با ابیگل میتونستن فرار کنن و باهمدیگه زندگی کنن، استید و اد اگر باهم فرار میکردن و جان اگر تصمیم میگرفت شرلوک رو انتخاب کنه، تمام اینا باعث میشه بیشتر به عقل گی باور پیدا کنم.
این حقیقت که سعی میکنم و سعی میکنم و باز هم سعی میکنم و در آخر خودم با کارای خودم گند میزنم به همه این تلاشهایی که کردم واقعا اذیتم میکنه.
آره عزیزم فمیلی لاین و ماتیلدا رو پشت هم گوش کن تا سلامت روان مفهومش رو برات از دست بده