بله بچهاجون منم جای شما بودم از اینجا لفت میدادم، راحت باشید.
حالا جدا از شوخی، منظورتون چیه که سریال هنیبال رو ندیدید؟
چرخه جالبیه. فکر میکنی اگر چیزهایی که نداری رو داشتی ممکن بود خوشحالتر باشی، ممکن بود اوضاعت بهتر باشه. راجع به چیزهایی که نداری خیال پردازی میکنی و امیدواری یک روزی بهشون برسی تا اون روز خوشحال باشی. صبر میکنی و صبر میکنی و صبر میکنی تا روزی برسه که تو بالاخره احساس رضایت و خوشحالی داشته باشی.
در نهایت اون روز میرسه و تو به چیزی که میخواستی میرسی اما اندازه قبل خوشحالت نمیکنه، حالا دوباره تو همون انسان غمگینی هستی که برای خوشحال شدن قراره روزهای زیادی رو صبر کنه تا دوباره اون روز برسه و برای بار دوم بفهمه که اینبار هم قرار نیست از اعماق وجودش احساس خوشحالی رو تجربه کنه.
در نهایت اون روز میرسه و تو به چیزی که میخواستی میرسی اما اندازه قبل خوشحالت نمیکنه، حالا دوباره تو همون انسان غمگینی هستی که برای خوشحال شدن قراره روزهای زیادی رو صبر کنه تا دوباره اون روز برسه و برای بار دوم بفهمه که اینبار هم قرار نیست از اعماق وجودش احساس خوشحالی رو تجربه کنه.
Forwarded from If Darkness Had A Son. (Silver.)
Yeah sure I Don’t deserve it.
قبول کردن یکسری چیزها مثل اینه که قبول کنی یک بخش بزرگ از وجودت رو خودت با دستای خودت بندازی دور. همونقدر سخت. همونقدر دردناک.