چرخه جالبیه. فکر میکنی اگر چیزهایی که نداری رو داشتی ممکن بود خوشحالتر باشی، ممکن بود اوضاعت بهتر باشه. راجع به چیزهایی که نداری خیال پردازی میکنی و امیدواری یک روزی بهشون برسی تا اون روز خوشحال باشی. صبر میکنی و صبر میکنی و صبر میکنی تا روزی برسه که تو بالاخره احساس رضایت و خوشحالی داشته باشی.
در نهایت اون روز میرسه و تو به چیزی که میخواستی میرسی اما اندازه قبل خوشحالت نمیکنه، حالا دوباره تو همون انسان غمگینی هستی که برای خوشحال شدن قراره روزهای زیادی رو صبر کنه تا دوباره اون روز برسه و برای بار دوم بفهمه که اینبار هم قرار نیست از اعماق وجودش احساس خوشحالی رو تجربه کنه.
در نهایت اون روز میرسه و تو به چیزی که میخواستی میرسی اما اندازه قبل خوشحالت نمیکنه، حالا دوباره تو همون انسان غمگینی هستی که برای خوشحال شدن قراره روزهای زیادی رو صبر کنه تا دوباره اون روز برسه و برای بار دوم بفهمه که اینبار هم قرار نیست از اعماق وجودش احساس خوشحالی رو تجربه کنه.
Forwarded from If Darkness Had A Son. (Silver.)
Yeah sure I Don’t deserve it.
قبول کردن یکسری چیزها مثل اینه که قبول کنی یک بخش بزرگ از وجودت رو خودت با دستای خودت بندازی دور. همونقدر سخت. همونقدر دردناک.
آره عزیزم به هر چیزی چنگ بزن که فقط حواس خودت رو پرت کنی و یادت بره زندگیت چقدر رو هواست.
And I'm here
Just waiting for you to come home
And I'm screaming all on my own
With the revolver and a note
Will you please pick up the phone?
And I'm waiting for you to come home
And I'm screaming all on my own
With the revolver and a note
Will you please come back home?
Just waiting for you to come home
And I'm screaming all on my own
With the revolver and a note
Will you please pick up the phone?
And I'm waiting for you to come home
And I'm screaming all on my own
With the revolver and a note
Will you please come back home?