No one can be fully aware of another human being unless we love them.
مثل اینه که ببینی خونهت داره آتیش میگیره ولی کاری از دست تو برنمیاد، فقط داری نگاه میکنی. نگاه میکنی و صبر میکنی و سوختن خونهت رو میبینی و امیدواری که یک روز دوباره بتونی "خونه" خودت رو پیدا کنی.
It's like that I've stopped breathing, but completely aware
'Cause you're giving me a million reasons
'Cause you're giving me a million reasons
we're just alike. you're as alone as I am. and we're both alone without each other.
یک چیزی راجع به مایکل لنگدن هست که من رو وادار به فریاد زدن میکنه.
نصیحت شبانه: زندگینامه جناب پاگانینی رو بخونید، مرد جالبی بوده.
There is no plan B. There is also no plan A. I have no idea what I am doing.
«از همه مهمتر میدانی چیست؟ مهم این است در تمام این لحظهها تو در کنارم بودی. تمام این تجربهها را در کنار تو داشتم. هروقت به جایی فکر میکنم که در آن تغییر کردم و چیزی یاد گرفتم، تو را در کنار خودم میبینم. نمیشود یاد چیز خوبی بیفتم و تصویر تو را در کنار خودم نداشته باشم.»
اگر به پروندههای جنایی علاقه دارید برید راجع به نیکولای ژوماگالیف بخونید.