«والا من هم نمیدونم باید با زندگیم چهکار کنم. اصلا فکر نکنم کسی بدونه. آخه با زندگیت چهکار بکنی خوبه؟»
:جایی که ما تئاتر بازی میکنیم
:جایی که ما تئاتر بازی میکنیم
دلم میخواست گریه کنم اما نمیتوانستم. دو سه باری ادایش را درآوردم اما نشد. لابد واقعا غمگین نبودم و فقط دلم میخواست غمگین باشم. هیچ از حال خودم سر درنمیآوردم. وقتی خودم نمیدانم چه مرگم است، چهطور از بقیه انتظار دارم درکم کنند؟ شاید هم درستش این است که بقیه به آدم بگویند چه مرگش است وقتی خودش نمیداند. آدم دوره بیفتد و هرکی را دید بگوید: «من نمیدونم با زندگیم چهکار کنم!»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ببخشید ولی نیاز به صحبت کردن با ایشون رو دارم
به مناسبت امروز قصد دارم انقدر fourth of july گوش کنم تا گوشهام خونریزی کنن و تو اشکهای خودم غرق بشم. خدایاشکرت❤️
موجودیدرپوچترینهیچکجایعالم.
یکروز قبل از شروع امتحانات بهترین زمان برای شروع کردن کتاب جدیده.
کتاب تموم شد ولی امتحانات؟ خیر.
من تموم شدم ولی امتحانات؟ باز هم خیر.
من تموم شدم ولی امتحانات؟ باز هم خیر.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Your anger is valid, but your yelling is not
در تیکتاک محتوایی دیدم با مضمون اینکه اگر فکر میکنید مجبور به انجام چیزی هستید یعنی آن چیز اشتباه هست و شما نباید مجبور به انجامش باشید. خب حالا رابطه خشنی که بین درس و بنده که مجبور به خواندنش هستم شکل گرفته چه میشود؟
همه قوی هستن و میتونن مشکلاتشون رو حل کنن. من نه. من قوی نیستم و نمیخوام هم باشم.
:جایی که ما تئاتر بازی میکنیم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This is the sound of me, moving on