موجودی‌در‌پوچ‌ترین‌هیچ‌کجای‌عالم. – Telegram
موجودی‌در‌پوچ‌ترین‌هیچ‌کجای‌عالم.
745 subscribers
1.92K photos
94 videos
1 file
60 links
فرانچسکا، من واقعا فکر می‌کنم تو وجود داری و تمام این
داستان‌ها اتفاق افتاده.
http://t.me/HidenChat_Bot?start=1281765614
Download Telegram
-تاحالا واسه میگرنت دکتر رفتی؟
+نه، یه‌روزی باید برم
-خیلی‌ کارها هست که یه‌روزی می‌خوای انجام بدی و نمی‌‌دی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
When I was a kid I was taught to believe that everything was my fault, so now I’m an adult and I believe that everything is my fault
Running to the Edge of the World
Marilyn Manson
Remember when I took you up
To the top of the hill?
We had our knives drawn
They were as sharp as we were in love
If God crossed us, we'd take all his drugs
Burn his money and his house down
And wait for the fire to spread
Sometimes hate is not enough
To turn this all to ashes
Together as one and against all others
Break all of their wings and make sure it crashes
نمی‌دونم یک‌چیزی راجع به شخصیت ویلانل تو سریال killing eve هست که می‌خوام خودم رو براش بکشم.(سگشم)
معده نیست که. منبع درد و بدبختی و کوفت و زهرماره.
نمی‌خوام آسیب ببینی. مثلا یک‌روز از خونه بری بیرون و ماشین زیرت بگیره ولی امیدوارم رو کتاب موردعلاقت شیرکاکائو بریزه و صفحاتش بهم بچسبه. امیدوارم تو یک مکالمه رندوم بهت بگن: "دقت کردی چقدر عجیب نفس می‌کشی؟" و باقی روز درحال فکر کردن به این باشی که مگه چطور نفس می‌کشم که انقدر عجیبه. نمی‌خوام اتفاق بدی برات بیوفته. مثلا موقع راه رفتن از ناکجا آباد آجر بیوفته رو سرت ولی امیدوارم از خواب بیدار شی و به اون نقطه‌ای رسیده باشی که ندونی حالا باید چیکار کنی. امیدوارم موقع شنیدن صحبت‌های یک‌نفر راجع به تروماهاش به این فکر کنی که چرا خفه خون نمی‌گیره و چقدر داره آروم و یک‌نواخت حرف می‌زنه. امیدوارم با آدمی که دوستش نداری وسط خیابون چشم تو چشم بشی. امیدوارم وقتی تو دستشویی نشستی یادت بیاد که چقدر حرف‌های دندون‌شکن برای گفتن داشتی و نگفتی. امیدوارم حسرت تمام کارهایی که می‌تونستی بکنی ولی نکردی رو بخوری. امیدوارم دلیلی برای غذا خوردن پیدا نکنی. امیدوارم فکر کنی فقط اگر یه لیوان بیشتر قهوه بخوری همه‌چیز بهتر می‌شه و دلفین‌ها پرواز می‌کنن‌. من نمی‌خوام بلایی سرت بیاد. مثلا برای زدن میخ به دیوار بری بالای نردبون و از همون نقطه بیوفتی زمین ولی امیدوارم به یک نقطه زل بزنی و بعد متوجه شی که تو این چند دقیقه به هیچ چیز فکر نمی‌کردی و ذهنت خالی‌تر برگه امتحانت بوده. امیدوارم برات مهم نباشه که دیگران چه فکری راجع بهت می‌کنن حالا که برای خودت اهمیتی قائل نیستی. امیدوارم فکر کنی فقط دیدن یک فیلم خوب باعث بهتر شدن روزت می‌شه ولی اشتباه کنی. امیدوارم در به در دنبال دلیل برای زندگی بگردی ولی نتونی خودت رو برای موندن قانع کنی. امیدوارم یک‌روز متوجه شی که به کمک نیاز داری و امیدوارم کمک دیگران رو قبول کنی. نمی‌خوام آسیب ببینی، نمی‌خوام اتفاق بدی برات بیوفته، نمی‌خوام بلایی سرت بیاد ولی این باتلاقیه که داریم بزور خودمون رو ازش بیرون می‌کشیم و با هر زور زدن بیشتر فرو می‌ریم. امیدوارم تو زودتر از من ازش راحت نشی.
این ترس طرد و ترک شدن یک‌روزی من رو تموم می‌کنه و اون روز دیر نیست.
میزان تواناییم در دوست داشتن و عشق ورزیدن مثل ویلانل تو سریال killing eve هست. همونقدر ناتوان و شکست‌خورده.
این اون تابستونی نبود که می‌خواستم.