+چرا موقع راه رفتن انقدر سرت پایینه؟
-دنبال جسد گنجشک و موش میگردم.
-دنبال جسد گنجشک و موش میگردم.
Forwarded from بهارِشرقی
همه کتابهای نشرچشمه رو میخواهم.
درباره هر جملهای که میخوام بگم و کوچکترین کاری که قراره بکنم پنجاه ساعت فکر میکنم و در آخر یکچیزی میگم و یککاری میکنم که خودمم توش میمونم.
یکروزی این تکرار کردن اشتباهاتم درنهایت من رو به قهقرا میبرن و اون روز دیر نیست
راستش وقتی التماس میکردم بمونی اونقدر غرق خون بودم که نمیتونستم ببینم چقدر ازت زخم دارم. هیچ چیزی جز سرخی خون نمیدیدم.
یک کاغذ بزرگ باید بچسبونم رو پیشونیم با این محتوا که "دوست عزیز، اینجانب به اندازه کافی از مشکلات گوناگون رنج برده، شما لطفا بار اضافه بر روی دوش نباشید. سپاسگزاریم و خدا یار و نگهدار شما."
با آدمهایی که برای دقیقهای سکوت نمیکنن واقعا مشکل دارم. خب عزیز من قربون شکلت بگردم دو دقیقه حالا حرف نزنی هم دنیا به آخر نمیرسه که.
یکجوری از اول صبح همهچیز کیریه که نمیدونم تا شب چطور قراره زنده بمونم خدایاشکصماد رت.