بوی رفتن به یکجایی دور از هر جنبندهای به مشامم میرسه.
+چرا موقع راه رفتن انقدر سرت پایینه؟
-دنبال جسد گنجشک و موش میگردم.
-دنبال جسد گنجشک و موش میگردم.
Forwarded from بهارِشرقی
همه کتابهای نشرچشمه رو میخواهم.
درباره هر جملهای که میخوام بگم و کوچکترین کاری که قراره بکنم پنجاه ساعت فکر میکنم و در آخر یکچیزی میگم و یککاری میکنم که خودمم توش میمونم.
یکروزی این تکرار کردن اشتباهاتم درنهایت من رو به قهقرا میبرن و اون روز دیر نیست
راستش وقتی التماس میکردم بمونی اونقدر غرق خون بودم که نمیتونستم ببینم چقدر ازت زخم دارم. هیچ چیزی جز سرخی خون نمیدیدم.