Forwarded from کی(زن-زندگی-آزادی)وان (کیوان)
عزیزم امیدوارم هرچقدر لایقشی درد بکشی.
Forwarded from A Poem For Little Namu
Cannibals by Odd Nerdrum
از خواندن فلسفه ارسطو و هرچه به ماده و صورت ربط دارد به ستوه آمدهام. میخواهم به خیابانی بروم و بر زیر اولین ماشین پرتاب شوم تا به این زندگیِ کذایی و نکبتبار پایان دهم. شب خوش.
خدایاشکرت حداقل آدمهای اطرافم وجود دارن که بهم حس ناکافی بودن بدن و کمکاریهای خودم رو جبران کنن
اگر یک شخصیت کارتونی بودم از اونهایی میشدم که دائما از گوشهاشون دود بیرون میاد و کلهشون آتیش میگیره. از فرط حرص خوردن و عصبی شدن.
نمیدونم چطور بگم ولی اگر گردنبند گوشم گم شده باشه به همراهش بخشی از وجود و شخصیتم هم گم شده.
گریه میکنم فریاد میکشم خودم رو به در و دیوار میکوبم شیون سر میدم داد میکشم موهام رو دونه به دونه از سرم جدا میکنم
محض رضای خدا این آدمیزاد کِی میخواد بفهمه که نباید راجع به هر چیزی که تو زندگیش میبینه حرف بزنه و نظرش رو اعلام کنه. عزیز من باور کن اگر قبل از باز کردن دهنت و بیان کردن افکارت فقط برای یک صدم ثانیه این جمله "به من چه." رو با خودت مرور کنی هیچ اتفاق ناگواری قرار نیست برات بیوفته.
فکر میکنم قطع ارتباط کردن بهترین کنشی هست که میتونه توسط انسان صورت بگیره. هرچه زودتر بهتر.
یکی نیست بگه خب عزیز من انقدر تو زندگیت تصمیمات اشتباه نگیر تا یک وقت به ببخشید گوه خوردن نیوفتی
آدمیزاد خیلی موجود بامزهایه. مثلا اینجوریه که کافیه بهش بگی این کار رو نکن. دقیقا دست میذاره رو همون کار و بلا استثنا پشت سر هم انجامش میده. واقعا بامزهستها. جزو چیزهایی هم هست که در تمام انسانها مشترکه.
باورم نمیشه بعد از تقریبا دوسال اپیزود آخر سریال فرندز رو دیدم و بالاخره تموم شد