Forwarded from داستایوفسکیِ دیوانه.
خسته شدم؛ دیگه نه دلم میخواد سرکار بروم نه درس بخوانم نه هرکاری که دارم برای احساس مفید بودن انجام میدم رو انجام بدم. در حال حاضر تنها دلم میخواد روزها بجای شش صبح ساعت دوازده ظهر بیدار بشوم، بجای درس خواندن سریال ببینم و بجای توجه کردن به رژیم و ورزش هرچی دلم میخواد بخورم، دلم میخواد بدون توجه کردن به موجودی کارتم خرید کنم و بدون توجه به مرخصی گرفتن از محل کارم بروم سفر. چرا هیچوقت نمیشه جوری که دوست داریم زندگی بکنیم؟
سلام. سریال ghosts رو ببینید. بامزه و ململانی و فرح بخش.
یکجوری عاشق گوستس شدم که هر لحظه منتظرم تمام کارهام تموم شه و زودتر برم بشینم پای ماجراهای بین ارواح گیرافتاده در امارت ووداستون به همراه سم و جی.
Forwarded from Eccedentesiast
واقعا چرا هیچی تو این دنیا راحت نیست؟ نه آدمها راحتن، نه خوشگل بودن راحته،نه پوست خوب داشتن راحته، نه خوش هیکل بودن راحته، نه کار پیدا کردن راحته، نه درس خوندن راحته. کلا زنده بودن راحت نیست.
نمیدونم چطور بگم ولی یک موش میتونه من رو فیکس کنه. فقط کافیه یک موش کوچک داشته باشم.
Forwarded from Lia's 🌧
احمق.
من عقدهایم کثافت؟
من عاشق تو بودم، زبوننفهم.
من عقدهایم کثافت؟
من عاشق تو بودم، زبوننفهم.
نمیتونم تشخیص بدم ترجیح میدم از درد بیش از حد بمیرم یا رحمم رو دربیارم بندازم سطل آشغال.
وقتی میگم میخوام برم یعنی واقعا میخوام بدون هیچ وسیلهای فقط برم و پشت سرم رو هم نگاه نکنم. برم جایی که هیچ آشناییتی با محیط و آدمها ندارم و همهچیز رو از نو شروع کنم.
من در زندگیم به ارواحی که در ووداستون زندگی میکنن برای ادامه بقا نیاز دارم. آدمهای واقعی و روابط آدمیزادی تا حد زیادی از توان من خارجه.
جدی نیاز دارم یکی بزنه پس کلم بگه بس کن انقدر تصمیمات احمقانه نگیر تو زندگیت تروخدا اه
هادی پاکزاد گوش میدیم و امیدواریم که فردا صبح چشم باز نکنیم.