نمیدونم چطور بگم ولی یک موش میتونه من رو فیکس کنه. فقط کافیه یک موش کوچک داشته باشم.
Forwarded from Lia's 🌧
احمق.
من عقدهایم کثافت؟
من عاشق تو بودم، زبوننفهم.
من عقدهایم کثافت؟
من عاشق تو بودم، زبوننفهم.
نمیتونم تشخیص بدم ترجیح میدم از درد بیش از حد بمیرم یا رحمم رو دربیارم بندازم سطل آشغال.
وقتی میگم میخوام برم یعنی واقعا میخوام بدون هیچ وسیلهای فقط برم و پشت سرم رو هم نگاه نکنم. برم جایی که هیچ آشناییتی با محیط و آدمها ندارم و همهچیز رو از نو شروع کنم.
من در زندگیم به ارواحی که در ووداستون زندگی میکنن برای ادامه بقا نیاز دارم. آدمهای واقعی و روابط آدمیزادی تا حد زیادی از توان من خارجه.
جدی نیاز دارم یکی بزنه پس کلم بگه بس کن انقدر تصمیمات احمقانه نگیر تو زندگیت تروخدا اه
هادی پاکزاد گوش میدیم و امیدواریم که فردا صبح چشم باز نکنیم.
چمیدونم والا. به قول تد موزبی، کاش سریعتر به دوره بازنشستگی برسم. حوصله سپری کردن زندگی در دوره جوانی رو ندارم. خصوصا در ایران.