سلام من دلم برای بوت پوشیدن و شالگردن انداختن تنگ شده. دلم برای کلاه بافتنی سر کردن تنگ شده دلم برای لایه لایه لباس پوشیدن تنگ شده. دلم برای انگشتهای یخزده و پوست خشک از شدت سرما تنگ شده. دلم برای شلپ شلپ پریدن تو چالههای پر از آب از بابت بارون تنگ شده. دلم برای هوای ابری و سرد تنگ شده. دلم برای بغل کردن لیوان چای برای گرم شدن تنگ شده. دلم برای ریواچ کردن هری پاتر و انجمن شاعران مرده و باقی فیلمهای پاییزی تنگ شده(notting hill خصوصا.) دلم برای درختهای خالی از برگ و لخت هم تنگ شده. دلم برای طبیعت مرده و سرد و بیروح تنگ شده. دلم برای پاییز و زمستون تنگ شده لطفا هرچه سریعتر این فصل کذایی و گرم تموم شه.
نمایش در شرق فریبم داد، مکاتب ادبی عذابم میدهد و از ادبیات کلاسیک اروپا وحشت دارم.
سلام و به نام خدا، نتیجه امروز اینه که یک مرد خوب، یک مرد مُردهست.
Forwarded from A Poem For Little Namu
موجودیدرپوچترینهیچکجایعالم.
I saw the devil OST – Soohyuns theme
“Some people turn sad awfully young. No special reason, it seems, but they seem almost to be born that way. They bruise easier, tire faster, cry quicker, remember longer and, as I say, get sadder younger than anyone else in the world. I know, for I’m one of them.”
— Ray Bradbury, Dandelion Wine
— Ray Bradbury, Dandelion Wine
نظریه نامحبوبی که در رابطه با HIMYM دارم اینه که حق با رابین بود.