هی میخوام بگم:«دارم امیدوارانه لبخند میزنم.»
اما بعد "امیدوارانه"، ذهنم یه "احمقانه" هم اضافه میکنه.
اما بعد "امیدوارانه"، ذهنم یه "احمقانه" هم اضافه میکنه.
🆒2
بعضی وقتا مردم نمیان داد بزنن:« ملت من مازوخیسم دارم.» بعضی وقتا مردم those were the days و Famous blue raincoat رو گوش میدن و وانمود میکنن چهل سالشونه و دیگه هیچ وقت قرار نیست هیچ چیزی درست بشه
یک روز دیگه هم گذشت و کسی نیست که باهم هنیبال ریواچ کنیم و سر حماقت جک حرص بخوریم.
جوری بدنم درد میکنه انگار کل وجودم رو کوبیدن و بعد ریختن تو چرخ گوشت.
Nobody exists on purpose, nobody belongs anywhere, everybody's gonna die.
I need to fake my own death and start a new life in a different country with a new identify
🆒5
عصبانیام. باورت نمیشه چقدر عصبانیام. اگر خواننده بودم و داد میزدم راحتتر بود. اگر نقاش بودم و رنگها رو میریختم رو بوم واضحتر بود، بازیگر بودم و کلهام رو میکوبیدم به دیوار، مجسمه ساز بودم و حمله میکردم به سنگ ولی عصبانیام و کلمات ناتوانترینن. کدوم احمقی راجع به قدرت کلمات رفت بالا منبر؟
🆒5